ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۳۲۱ تا ۴۸٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۸۳۲۱.

مطالعه تطبیقی شیوه بازنمایی تراژدی حلاج در شعر شفیعی کدکنی و عبدالوهاب بیاتی از منظر فرانقش اندیشگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۳۶
نظریه ی نقش گرایی هلیدی محصول نگاهی اجتماعی به زبان است که به کمک فرانقش های سه گانه ی اندیشگانی، بینافردی و متنی در زبان اتفاق می افتد. بررسی متون ادبی از دیدگاه زبان شناسی ازجمله از جهت ساخت اندیشگانی زبان یکی از رویکردهای جدید پژوهشی است که باعث درک و فهم عمیق تر لایه های پنهانی متون می شود. از مقوله هایی که ادبیات معاصر عربی و فارسی به آن می پردازد کارکرد اسطوره ها در شعر معاصر است. شاعران معاصر عربی و فارسی در قالب اسطوره به توصیف داستان حلاج می پردازند. عبدالوهاب بیاتی به عنوان شاعر معاصر عرب و شفیعی کدکنی به عنوان شاعر معاصر فارسی ازجمله کسانی هستند که در پاره ای از اشعار خود به داستان حلاج نگاهی دارند. پژوهش پیش رو با تکیه بر شیوه توصیفی- تحلیلی، به بررسی سهم فرآیندهای مختلف فرانقش اندیشگانی در داستان «حلاج» در آثار این دو شاعر پرداخته است. نتایج گویای آن است که هرکدام از این دو شاعر برای بیان دیدگاه های خود بیشتر از فرآیندهای گوناگون مادی استفاده کردند. همچنین عناصر پیرامونی در اشعار این دو شاعر شامل عناصر مکانی و زمانی است.
۴۸۳۲۲.

خنده و سرشت بشر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۰۲
در این مقاله به بررسی رابطه میان خنده و عوارض ناشی از اندیشه ورزی بشر که شامل نظریه پردازی و در نتیجه پیش بینی پذیر شدن رویدادهای جهان می باشد پرداخته ایم. فرضیه ما این است که بشر برای گریز یا کنترل دردهای حیات اقدام به نظریه پردازی می کند تا جهان را قابل پیش بینی کند. اما پیش بینی پذیری مانند یک شمشیر دو لبه است، زیرا از طرفی می تواند دردهای بشر را از میان بردارد، و از طرفی منجر به یکنواختی، عادت، ملال و روزمرگی می شود. در همین راستا خنده بر علیه یکنواختی و پیش بینی پذیری ها به مقابله برمی خیزد و خواهان بروز رفتارهایی تعریف نشده و غیرقابل پیش بینی است تا بشر را از ملال و کرختی ناشی اندیشه ورزی، نظریه پردازی و پیش بینی پذیری نجات دهد، او را به جهان هایی پرتاب کند که قوانینی نو و تازه بر روابط میان رویدادهای آن حاکم است و لذت نفس کشیدن در دنیایی جدید و کشف نشده را منتقل کند که مانند مخدرها پر از لذت و فراموشی است.
۴۸۳۲۳.

تیپ شناسی تطبیقی شخصیّت ملک الشعرای بهار و فدوی طوقان از خلال زندان سروده هایشان براساس مکتب انیاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۱۱
واژگان شعر، تجلّی گر شخصیِّت شاعر است؛ زیرا آیینه احساس و تخیّلش بوده و از محتوای شخصیّتش مایه می گیرد. پس پردازش مضامین شعر، می تواند ما را با برخی زوایای شخصیّت شاعر، آشنا کند. این تجلّی، به مرزهای سیاسی و جغرافیایی محدود نیست؛ از این رو در حوزه ادبیّات تطبیقی می توان به مقایسه مضامین شاعران پرداخت تا همسانی ها و ناهمسانی های شخصیّت آنان را تا اندازه ای درک نمود. مکتب انیاگرام به معرّفی تیپ های نُه گانه شخصیّت و ویژگی های هر یک پرداخته است. بنابر اصول انیاگرام، هر شخصی فقط دارای ویژگی های یک تیپ می باشد. ملک الشعرای بهار، ادیب ایرانی و فدوی طوقان، شاعر فلسطینی، با توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی و مشکلات جامعه، سروده های بسیاری را به ادبیات پایداری اختصاص داده اند. پژوهش حاضر کوشیده است تا بارزترین مضامین زندان سروده های این دو شاعر را، به ویژه هنگام پیکار، تبعید و زندان، با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بنابر مکتب انیاگرام، بررسی نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهمّترین موضوعات مشترک حبسیّات این دو شاعر، دادخواهی، استبدادستیزی، آگاه سازی، پاسداشت آرمان ها، تکریم شهیدان و... است که مبیّن مسئولیت پذیری، پشتکار، واقع بینی و جمع گرایی شخصیّتی آنهاست.
۴۸۳۲۴.

کارناوال گرایی در قصه های عامیانه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۶۴
میخاییل باختین، ادبیات عامه را مناسب ترین عرصه برای بروز تفکر کارناوالی می دانست. شاخصه بارز این اندیشه، بر هم ریختن گفتمان مسلّط بر ادبیات سنّتی از طریق دگرگونی زبان و ارزشهای موجود در آثار ادبی است. این مقاله می کوشد تا از این منظر قصه های عامیانه ایرانی را واکاوی نماید. بدین منظور هفت مجموعه قصه عامیانه ایرانی به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. ویژگیهای بارز ادبیات کارناوالی، همچون مطرح کردن آزادانه مسائلی که ارتباط با زندگی مادی حیات انسان دارد، مانند خوردن، نوشیدن، زاد و ولد، زناشویی و درنهایت مرگ به منزله روند طبیعی زندگی و نه امری تراژیک و فاجعه بار عناصر مهم تفکر کارناوالی و گروتسک به شمار می رود که در این جستار بدان پرداخته شده است. حاصل این پژوهش نشان می دهد که چگونه تیپهای شخصیتی مختلف در قصه ها در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند و با دگرگونی مراتب فرادست و فرودست گفتمان سلطه پروری فرومی پاشد. در این روایات با شکستن هنجارهای قدرت در جامعه، مجال چندصدایی در قصه ها فراهم می شود که از مشخصه های بارز ادبیات کارناوالیستی است. همچنین به کار بردن زبان بی پیرایه، بدون محدودیت اخلاقی که شامل واژگان نامعمول، ناسزا و کلمات خارج از عرف می شود به ایجاد فضای طنزگونه کارناوالی کمک می کند.
۴۸۳۲۶.

بررسی و مقایسه نظرگاه خاص مولانا و شمس تبریزی درباره انبیاء الهی و بزرگان دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۴۶
اشاره به قصه انبیا، یکی از موضوعاتی است که در اکثر متون ادب فارسی؛ به ویژه در ادبیات عرفانی به آن اشاره شده است. مولانا و شمس تبریزی دو عارف بزرگ ادب فارسی اند که بر روی اندیشه و افکار یکدیگر، تأثیرگذار بودند و با ترویج افکار و اندیشه های خود، سبب رونق و غنای ادب عرفانی شدند. پژوهشگران، پژوهش های متعددی در زمینه تشابهات و نکات اشتراک این دو عارف پرداخته اند، اما در خصوص جایگاه و مقام انبیاء در اندیشه این دو، پژوهشی مستقل صورت نگرفته است. در این جستار نگارندگان، تلاش نموده اند به شیوه توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانه ای، به بیان تضادها و تفاوت های نظرگاه خاص مولانا و شمس تبریزی درباره انبیاء و بزرگان دین بپردازند. با بررسی آثار مولانا و شمس می توان نتیجه گرفت که مولانا در سراسر مثنوی و همچنین در فیه مافیه به زندگی و داستان پیامبران پرداخته است تا از طریق داستان، علاوه بر جذب مخاطب و ایجاد رضایت و خرسندی به اندرز و نصیحت او بپردازد و دشواری های راه سلوک را برای کسانی که بی واسطه توان درک و فهم این مراحل و مراتب را ندارند در قالب داستان، آسان و قابل فهم گرداند. شمس تبریزی بر اساس آرا و اندیشه های خاص خود به داستان پیامبران در گفتارش پرداخته است؛ اما چون هدف او آموزش و نصیحت نمی باشد، مانند مولانا به داستان پردازی و گاهی اوقات به نتیجه گیری هم چندان توجهی ندارد و در داستان پیامبران، بسیاری از اوقات به یک یا حداکثر دو رویداد در زندگی پیامبری توجه کرده است.
۴۸۳۲۷.

کارکرد «مسند» در معناپروری و بلاغت افزایی کلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۳۸
امروزه پرداختن به فرم در پژوهش های ادبی اگرچه به نتایجی درخور توجّه منجر شده، در مواردی ارزش درون متنی آثار را تحت تأثیر قرار داده است. دستور ساختاری که تکیه روی جنبه عینی و ملموس زبان دارد و در نهایت به شناخت اجزای واژه ها، گروه ها و جمله ها می انجامد، به تاثیرگذاری نقش دستور در القای معانی جدید و بلاغت افزایی کلام بی توجّه است. یکی از مهم ترین حالاتی که واژه در جمله می پذیرد، مسند است. در زبان فارسی مسند از عناصر اصلی جمله های اسنادی محسوب می شود که در اصل به لحاظ هویّت دستوری، صفت است. در این پژوهش جایگاه «مسند» و نقش آن در بیان پیوند اندیشه و سبک بررسی می شود. به همین دلیل، این پژوهش که به گونه ای معناشناسی نقش مکمّلی مسند است، به دریافت های جدیدی از متن کمک می کند. حاصل این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی انجام می شود، نشان می دهد تمام واژه ها و گروه هایی که در جایگاه مسند قرار می گیرند، در واقع مفهوم صفتی دارند و به گونه ای باید آن ها را صفت به شمار آورد و از طرف دیگر همین قابلیّت، عاملی مهم در بلاغت افزایی و معناپروری کلام است. دریافت ظرفیّت های جمله های اسنادی، زمینه های ورود مخاطب را به قلمرو معانی نو فراهم می سازد
۴۸۳۲۸.

معارضه ثنائیه لمفاهیم صوفیه مشترکه فی شعر أبی الحسن الششتری والعطار النیسابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۹۲
التصوف العرفانی عباره عن معرفه قائمه على حاله روحیه لا توصف یشعر فیها الإنسان أن لدیه علاقه مباشره بدون وساطه مع وجود الحق تعالى. هذه المشاعر هی حاله روحانیه متسامیه یدرک من خلالها الصوفی، الجوهر المطلق من خلال حاله الذوق الصوفیه وضمیره الواعی. یعدّ التصوف أحد الموضوعات الهامّه للأدب الذی ساهم بدوره فی توسیع وإثراء الموضوعات الشعریه. أبوالحسن الششتری الملقب ب "عروس الفقهاء"، هو أحد شعراء العصر الأندلسی فی القرن السابع الهجری، وقد کتب قصائد شعریه جمیله وممتعه فی مجال التصوف. فی غضون ذلک، یعتبر العطار النیسابوری أحد أبرز شعراء القرن السادس ورائد الشعر الصوفی فی الأدب الفارسی. یهدف هذا المقال وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی، إلى القواسم المشترکه للأفکار الصوفیه لهذین الشاعرین حول مفاهیم مثل (وحده الوجود، والحب الإلهی، والخمره الصوفیه، والحریه، والبقاء والفناء، وحقیقه العالم، والرضا والخنوع) فی بنیه الشعر ولغته. تشیر نتائج هذه الدراسه إلى أن العطار النیسابوری وأبا الحسن الششتری من أبرز شعراء التصوف وقد تکررت فی شعرهما مفاهیم، مثل: الحریه، والرضا الإلهی، والخمره الصوفیه، والموت، والفناء فی الله، وحب الذات الأحدیه بتردد کبیر. وقد أثّر شعر العطار فی نفوس المتلقّین بما یمتاز به من سمات کالرمزیه والعزله وحداثه الکلام والصمت. ویتحدّث أبوالحسن الششتری باستمرار عن الفناء فی السیر إلى الله ویؤمن بضروره التعبیر عن الحب الإلهی علانیه کما کان للعطار حضور لافت فی أشعار أبی الحسن الششتری.
۴۸۳۲۹.

Ben Jelloun : Dilemme d’une Culture Hybride(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۱۲
La question de l’hybridité culturelle des auteurs postcoloniaux reste une question difficile à cerner pour plusieurs raisons, historiques, politiques, personnelles, et culturelles. Homi Bhabha dans son œuvre genèse Les lieux de la culture avait proposé un espace tiers qui plaise aux deux sphères culturelles qui constituent le total culturel des auteurs en provenance d’une hybridité postcoloniale. Ce qui n’a pas, à notre avis, mis une vraie fin à ce dilemme vu la présence de la francophonie comme structure postcoloniale d’après Louis-Jean Calvet, politique postcoloniale d’appropriation inégale de la production littéraire des auteurs d’origine. Edward Saïd s’y est attardé par deux fois dans ses deux œuvres majeures, l’Orientalisme et Culture et impérialisme. Saïd, en effet, pointe de doigt le désir continuel de l’empire à maintenir son ascendant sur les indigènes, en élaborant une perspective comparative qui lui sert d’outil de mesure. La lutte que mènent ces auteurs postcoloniaux face à cette aliénation politique n’aboutit qu’à l’aune de la métropole, nous parlons ici d’une réception conditionnée dans le champ littéraire français. Cette aliénation s’ajoute à l’aliénation de départ de ces auteurs postcoloniaux en faisant leur choix auctorial de s’exprimer dans la langue des colons.     Dans ce présent article, deux grands noms nous servent d’outil de comparaison, à savoir Franz Kafka et Vladimir Volkoff. La primordialité de l’origine s’avère grave dans le cas de Volkoff, un auteur français d’origine russe, il est toutefois intégré par naissance comme une figure littéraire de souche, et loin de ses thématiques littéraires ayant toujours un trait fort avec son origine, il est amplement français bien qu’il n’ait souhaité qu’un statut de « apatride ». Ben Jelloun dans la même catégorie, ne dispose que du titre, qu’il le veuille ou pas, d’un français de papier. Cette discrimination littéraire a son histoire à elle seule, c’est celle de la périphérie. En ce qui de la comparaison avec Franz Kafka, nous avons conclu qu’il existe une similitude entre Ben Jelloun et Kafka, du fait que les deux ont dû passer par les mêmes trois impossibilités étant deux auteurs qui ont trouvé leur vocation littéraire dans une langue qui n’est pas celle de leurs parents. Nous avions ici recours à l’œuvre de Deleuze et Guattari ; une similitude avec une réalité postcoloniale qui s’ajoute au statut de Ben Jelloun. Nous avons, pour ce faire, proposé ‘franpéralisme’ comme néologisme de convenance, et de nécessité, un néologisme qui décrit plus précisément le contenu de l’adjectif ‘francophone’ qui qualifie l’auteur d’expression française anciennement colonisé. La transidentité des auteurs francophones fait d’eux des multitudes qui franchissent les frontières canoniques de la production littéraire et qui brisent l’image dogmatique de l’auteur monolingue d’idéologie figée.
۴۸۳۳۲.

شخصیت پردازی در مجموعه داستان «کاش کسی جایی منتظرم باشد» اثر آناگاوالدا نویسنده معاصر فرانسوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۴۹۷
آناگاوالدا، نویسنده معاصر فرانسوی است که در داستان های کوتاهش برداشت ها و تجربیات روزمره خود را با جزئیات فراوان بیان کرده است. ویژگی بارز آثار او همذات پنداری خواننده با شخصیت های داستان هاست. تصویری که او از انسان مدرن در داستان هایش ارائه می دهد منجر به خلق شخصیت هایی شده است که در واکنش به شرایط اجتماعی حاکم بر عصر مدرن، به زندگی اجتماعی عینیت می دهند. شخصیت هایی که در قالب گفتار، رفتار، نام، چهره ظاهری و ... به خواننده معرفی می شوند. او در داستان هایش، سعی در بیان برشی از زندگی دارد که گاهی مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است و با روایتی که از زندگی افراد خلق می کند نحوه ادراک خواننده را دگرگون می سازد. او خود را ملزم به آوردن تم ام عناص ر داستان نمی داند و از روش های نوینی در پردازش شخصیت ها استفاده می کند. مانند بیان احساسات زودگذر، استفاده از صحنه پردازی های نمایشنامه ای، بیان بخشی از زندگی روزمره و عواطف شخصیت ها، پایان بندی باز و آزاد داستان ها و درگیر کردن خواننده در نتیجه گیری. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی شیوه و تکنیک خلق شخصیت در اولین مجموعه داستان آناگاوالدا می پردازد و در پی پاسخ به این سؤال است که او چه ش گردها و روش هایی را در شخصیت پردازی داستان های خود به کارگرفته است؟ حاصل تحقیق نشان می دهد که شخصیت پردازی در این مجموعه بیشتر به صورت غیرمستقیم صورت گرفته و از حالت سطحی و ابتدایی خود به سطحی پیچیده تر ارتقاء یافته است.
۴۸۳۳۳.

بررسی آیرونی نمایشی/ تقدیر در داستان «پادشاه و کنیزک» در دفتر اوّل مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۳۸۵
با وجود اینکه آیرونی در ادبیّات  منظوم ایران، نمونه های فراوانی دارد، در حوزه نقد، کمتر به آن توجّه شده است. آیرونی، نوعی شیوه بیان است که تقریباً معادل اصطلاحات ادبی رایج همچون تجاهل العارف، طنز آمیز، مجاز به علاقه تضاد، طعنه، استهزا و ایهام به کار می رود. آیرونی یک آرایه ادبی و نوع خاصی از بیان دو پهلو است که با ابهام و ایهام، متفاوت است. به بیانی دیگر، نوعی دوگانگی بیانی خلاف انتظار یا نوعی استنباط خلاف مقصود گوینده است که با عنوان آیرونی از قرن هجدهم به بعد، در ادبیّات  اروپا رایج شده است. ریشه لغوی آن، به زمان سقراط و یونان باستان بر می گردد. امّا این شیوه سخن گفتن، همواره با زبان همراه بوده است؛ چنان که در بسیاری از آثار ادبی کلاسیک، نمونه هایی از آن را می توان یافت از جمله مثنوی مولانا. در این جستار برآنیم تا با ارائه تعاریف موجود از آیرونی و انواع آن، به مبحث آیرونی تقلید در داستان کنیزک مولانا بپردازیم و زوایای پنهان آن را واکاوی نماییم و ضمن تبیین مفهوم آیرونی در شعر و بیان تمایز میان این صنعت با ابهام و کنایه و دیگر گونه های دو پهلو، به نوعی مرزبندی میان آیرونی و سایر صنایع ادبی دست یابیم و مظاهر و نمود آیرونی تقلید را در داستان «پادشاه و کنیزک» از مولانا بررسی کنیم.
۴۸۳۳۴.

Hansberry a Universal Playwright or a Parochial One: Analyzing The Sign in Sidney Brustein's Window in Light of Roger D. Abrahams's Viewpoints(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۲۶۶
  Some critics praised Lorraine Hansberry the African American female playwright, for writing The Sign in Sidney Brustein's Window as a universal playwright and some others accused her of betraying African American Literature and her ancestors. By applying the notion of Signification proposed by Roger David Abrahams, the American folklorist in this play, this study reveals Hansberry has continued her contribution to African American Literature and post colonialism; however, this time by expanding her focus on oppression and the oppressed ones in general. Abrahams' notion of Signification is introduced and some stances and examples of it were discovered in the play. Hypothetically this paper concludes that Lorraine Hansberry attains her reputation not only as an African American dramatist but also as a universal author by writing The Sign in Sidney Brustein's window .
۴۸۳۳۵.

تجربه مزه و نامزه؛ تجربه عرفانی آفاقی و اَنفسی بهاءِ ولد و لائوزه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۳۹۶
هدف این مقاله، بررسی توصیفی- تحلیلی تجربه عرفانی اَنفسی و آفاقی بهاء ولد و لائوزه است که براساس آراء والتر استیس تبیین شده است. در تجارب بهاء ولد که از آن با استعاره «مزه» نام برده شده است، هر دو سنخ تجربه عرفانی یافت می شود. در تجربه عرفانی آفاقی، خدا در حاق و واقعیت پدیدارهای حسی نهان است و ذات هستی را شکل می دهد. بهاء در پشت تمام پدیدارهای نفسانی، روحانی، مادّی و فیزیکی خدایی را تجربه می کند که عامل و متصرّف در آن ها است. تجربه عرفانی اَنفسی بهاء با نفی حواس، صورت و اعیان حسی و رسیدن به وحدانیت که عالم «بی چون»، «بی چگونگی» و «لامکان» است، محقّق می شود. حقیقت الله وجودی مبتنی بر «عدم، سادگی و محو» است. در تجربه عرفانی لائوزه هم هر دو سنخ تجربه عرفانی یافت می شوند که برخلاف تجربه بهاء، آن را استعاره «نامزه» نام نهاده ایم. در تجربه آفاقی لائوزه، نه تنها هستی و طبیعت، تجلی گاه دائو است، بلکه او در جهان حضوری دائمی دارد و هستی و طبیعت رهرو اوست. در تجربه عرفانی اَنفسی لائوزه، دائو امری کاملاً ناشناختنی و عدمی است که از هرگونه تجربه شناختی گریزان بوه و تنها نفسِ «انسانِ برین» قادر به آگاهی از آن است.
۴۸۳۳۷.

بررسی تطبیقی طنز سیاه در "دیوان شوخ" از ابوالقاسم حالت و "بدوی سرخ پوست" از محمد ماغوط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۳۳۱
ادبیات هموارهیکی از ابزارهای مهم نقد در جوامع بوده است و ادیبان و نویسندگان آن را به صورت غیر مستقیم و نمادین به کار برده اند. یکی از روش هایی که ادیبان برای بیان مشکلات اجتماعی و همدردی با مردم از آن بهره می جویند، طنز است. طنز سیاه خنده ای است آمیخته به درد که از درون فرد عاصی برای مقابله با عقاید و رفتارهای سیاسی و اجتماعی رایج و نادرست برمی آید. اشعار ابوالقاسم حالت و محمد ماغوط سرشار از این نوع طنز است که آن را برای بیان مشکلاتی چون فقر، دخالت بیگانان و... استفاده کرده اند. اما ماغوط طنز سیاه را در مفهومی گسترده تر به کار برده و به موضوعاتی چون جنگ، زندان، و مسائل دنیای عرب نیز پرداخته است. این دو شاعر از تکنیک هایی چون تناقض، تحقیر، و کوچک نمایی استفاده کرده اند. اما در عین حال از عبارات و واژگانی استفاده نکرده اند که منافی اخلاق و فرهنگ باشد. شرایط متفاوت فردی و اجتماعی این دو شاعر باعث شده که لحن کلام حالت ملایم و گزندگی کلام ماغوط بیش تر باشد.
۴۸۳۳۸.

سنایی و استفاده از بارگاه آسمان برای بیان اندیشه های عرفانی در دیوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۵۹
پس از پذیرش اسلام و وجود آیاتی که در آن به ملکوت آسمان ها اشاره شده است، توجه به بارگاه آسمان در نزد ایرانیان بیشتر شد؛ به گونه ای که نویسندگان، شاعران و عارفان از آن برای مضمون پردازی استفاده کردند و به دفعات از آسمان و مضامین مربوط به آن در آثارشان بهره جستند. روشن است که برای فهم بهتر مفاهیم ابیات، آگاهی از مضامین علمی مورد توجه شاعران در دوره های گوناگون شعری اهمیت بسیار زیادی دارد. یکی از شاعران نام آشنای ادب فارسی حکیم، سنایی است که با آگاهی از دانش نجوم، آن را در خدمت اندیشه های عرفانی قرار داد. وی از دانش آسمان و نجوم به شکل گسترده در اشعارش بهره جست و به دلیل گرایش های عرفانی که داشت، گاهی از این دانش برای انتقال مفاهیم عرفانی سود برد. در این تحقیق که به روش تحلیلی است ضمن بررسی سیر پیدایش دانش نجوم و بازخورد آن در برخی از متون عرفانی، نشان داده شده است که سنایی در این دانش تبحر داشته و از آن در سرودن اشعارش در دیوان بهره برده است.
۴۸۳۳۹.

تحلیل تیپ و دگردیسی شخصیت قهرمان و اشخاص رمان هستی بر پایه نظریه انیاگرام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۴۰۷
یکی از مهم ترین موضوعات در نقد رمان تحلیل تیپ شخصیتی قهرمان و اشخاص داستان است. گاه شخصیت قهرمان و اشخاص دچار دگرگونی می شود. اگر این دگرگونی سیر تکاملی داشته باشد با الهام از علوم طبیعی دگردیسی شخصیت خوانده می شود که در آن قهرمان یا شخصیتها حائز تیپ برتر می شوند. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی دگردیسی تیپ قهرمان و شخصیت های اصلی رمان هستی اثر فرهاد حسن زاده از دیدگاه انیاگرام تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که هستی، قهرمان داستان، پیشفرضهای اجتماعی و هنجارهای کلیشه ای جنس خود را به تعلیق درمی آورد و در چالشی همه جانبه با امداد مادر، خاله و دایی بر مشکلات غلبه می کند و با تکمیل مرحله دگردیسی به قهرمان و ناجی خانواده و اجتماعش تبدیل می شود. با تحلیل عناصر شخصیت شناختی هستی و تطبیق آن با نظریه اینیاگرام، «هستی»، دختری دارای ویژگیهای تیپ 4 است که بعد از حوادث داستان به سمت بال 3 می رود. مادر، خاله و دایی هستی تیپ شخصیتی2 دارند و از آغاز تا پایان داستان تیپ شخصیت خود را حتی با تغییر شرایط و شروع جنگ حفظ می-کنند. پدر هستی فردی دارای تیپ 1 ناسالم است که با آرامش به سمت تیپ 7 خوشخو دگردیسی می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان