فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۳۲۱ تا ۴۳٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
تاریخ تشیع در ایران 9
کاربست انتقادی نظریه طرحواره های تصویری «عند» در قرآن در معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قوه شناختی به عنوان یکی از مهم ترین قوای ادراکی انسان، مورد کاربرد خداوند در فهم موضوعات قرآنی است. طرح واره های تصویری، الگوهایی تکرارشونده و پویا از تعامل ادراکی و حسی- حرکتی انسان بوده و از تجربیاتی معنادار تشکیل شده اند؛ به نحوی که بیشترین کاربرد را در روابط او با محیط پیرامون دارند. ظرف «عند» که در ترجمه فارسی با واژه «نزد» معادل بوده و مفهومی از مجاورت را منتقل می سازد، در قرآن دارای کاربردهای استعاری متفاوتی است. در پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، علاوه بر احصای کاربردهای استعاری، طرح واره های واژه «عند» در قرآن که قابلیت تصویرسازی در ذهن مخاطب داشته و مفهومی ویژه را منتقل می سازد، مورد دسته بندی قرار گرفته اند. طبق دستاوردهای پژوهش، طرح واره های مبنایی قابل انطباق با واژه «عند»، شامل «جهتی، مهارشدگی، اتحاد، مجاورت، نیرو و موجودیت» بوده و عنوان«برجستگی» و زیرعنوان«طرح واره خطی (جهتی دوسویه)» از موارد ابداعی مقاله حاضر می باشد. لازم به ذکر است، اصالت دهی به مقوله طرح واره های تصویری در مرزهایِ مفاهیم متافیزیکی در قرآن، باید با دقت و حساسیت صورت گرفته و در تفسیر و برداشت آیات، مجازی بودن کاربردها مورد تاکید و تحلیل قرار گیرد.
LLe langage en tant qu’un moyen de libération / psychanalyse du langage de la dépression dans Moderato Cantabile de Marguerite Duras(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Pour Julia Kristeva la raison principale de la dépression est la perte de l’Objet. La première expérience d’un nouveau-né dans ce monde est la perte de l’union avec sa mère, une expérience inévitable pour continuer la vie. Cette expérience va marquer l’imagination du futur sujet et se manifestera dans ses mots. Dans Le Soleil Noir, dépression et mélancolie, Kristeva explique comment étant déshérité d’un objet de valeur, le mélancolique cherche un moyen de communication et malgré sa grande méfiance à l’égard du langage pour dire le sens de ses sensations pré-signé, il l’utilise pour se libérer de la tristesse. Ces sensations vont émerger des rythmes, des sons et des formes de son discours. Ainsi deviennent la sémiotique et le symbolique des outils grâce auxquels on peut déchiffrer le sens du discours des mélancoliques. Cet article envisage de mettre en évidence les dimensions sémiotique, symbolique et biophysiologique de la dépression dans le Moderato Cantabile de Marguerite Duras afin de répondre à cette question primordiale, innée dans la trame de son intrigue: comment la protagoniste, et avec elle la romancière, réussissent-elles à se libérer de la dépression et à assumer leur nouvelle identité hybride de la mère et de la femme indépendante.
بررسی تطبیقی متن «مردی که دیگر نخندید» اثر ویلیام موریس و داستان "گنبدسیاه" از هفت پیکرنظامی براساس نظریه بینامتنیت ژولیا کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ، ادبیّات و افسانه های مشرق زمین، از دیرباز مورد توجّه مستشرقان و پژوهشگران غربی بوده، یکی از این علاقمندان به شعر و ادب فارسی، ویلیام موریس انگلیسی است که ضمن آشنایی با فرهنگ غنی ایران و ادبیّات فارسی، کتاب مردی که دیگر نخندید را به پیروی از گنبد سیاه، در منظومه هفت پیکر نظامی گنجه ای پدید آورد. وی می کوشید تا شخصیت، فضای داستان، نمادها، رنگ، لباس و سایر عناصر داستان با هفت پیکر سازگاری داشته باشد. منظومه ی هفت پیکر یا هفت گنبد، یکی از آثار غنایی نظامی که تحّول روحی بهرام پادشاه ایران را به صورت نمادین گزارش کرده است. بهرام، هفت شهدخت از هفت کشور خواستگاری کرده، آنان را بانوان هفت کاخ با شکوه گردانید و هر شب میهمان یکی از آنان می شد تا با شنیدن قصّه ای وقت گذرانی و شادخواری کند. سرانجام در پایان هفته که میهمان گنبد سیاه بود دُرسَتی شاهدخت ایرانی قصه ای از فرهنگ ایران زمین نقل کرد که بهرام را متحول نمود. این پژوهش مانند دیگر جُستارهای علوم انسانی به روش تحلیل محتوا و با استفاده از اسناد و منابع معتبرکتابخانه ای، اثرپذیری و منظومه ویلیام موریس را از گنبد سیاه نظامی مورد بررسی قرارداده و به این نتیجه دست یافته است که اثر ویلیام موریس از نظر ساختار و محتوا همچون نهالی با طراوت و در سایه سار درخت تناور هفت پیکر نظامی بالیده، سپس در گلستان شعر و ادب اروپا به بار نشسته است.
رهیافت هایی به مفهوم و خاستگاه «طنین» در شعر و اندیشه ی طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
99 - 126
حوزههای تخصصی:
طاهره صفارزاده (۱۳15-۱۳۸۷)، شاعر، نظریه پرداز، مترجم و استاد دانشگاه از شاعران برجسته و پیشرو شعر مدرن فارسی در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی به شمار می رود. او که دانش آموخته ی زبان و ادبیات انگلیسی و نقد ادبی از دانشگاه شیراز و آیووای امریکا بود، رویکردی علمی به شعر و مسئله ی ادبیات داشت و معتقد به شعری متعهدانه و روشنگرانه بود که بر مخاطب تأثیر عمیق تری بگذارد. بر همین اساس صفارزاده نظریه ای ادبی باعنوان «شعرِ طنین» را در شعر معاصر فارسی پیشنهاد کرد و کوشید بوطیقای شعر خود را بر آن استوار کند. او کلیت نظریه ی خود را در عبارتِ «طنین حرکتی است که حرف من در ذهن خواننده می آغازد»، گنجانیده است. با گذشت حدود پنج دهه از طرح نظریه ی طنین و نگارش مقالاتی درباره ی وجوه مختلف آثار ادبی صفارزاده، به مسئله ی چیستی و چگونگی شعرِ طنین و میزان توفیق و کاربست آن چنان که باید، پرداخته نشده است. در این مقاله ضمن تعیین و تبیین واژگان اساسی و کلیدی نظریه ی طنین، کوشیده ایم ازمنظر رهیافت های مختلف به مفهوم، خاستگاه، چیستی و چگونگی کاربرد آن در شعر و اندیشه ی صفارزاده دست یابیم. برابر یافته های این پژوهش، مهم ترین شگردهای صفارزاده برای ایجاد طنین در ذهن مخاطب و تأثیرگذاری بر او، شگردهای تداعی و تکرار به شیوه های گوناگون ادبی است. او هم فرم و هم محتوا را بستر ایجاد طنین در شعر می کند و هر دو را متقابلاً از یکدیگر متأثر می سازد. با همه ی این کوشش ها، نظریه ی شعری طنین با استقبال چندانی ازطرف شاعران روبه رو نشده است.
بررسی تطبیقی طنز کلامی در دوبله عربی و فارسی انیمیشن زوتوپیا براساس مدل مگدالنا پانِک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تردیدی نیست که بخش قابل توجهی از انیمیشن های مشهور با اهداف آموزشی و سرگرم کننده ادبی شکل گرفته اند و پدیدآورندگان این آثار با تکیه بر زﺑﺎن ادﺑﻲ جامعه هدفشان را با دنیای طنز و شیوه های بیان آن آشنا می سازند. هرچه طنز در این ژانرهای تصویری- کلامی ﻫﻨﺠﺎرﺷﻜﻦﺗﺮ باشد، ﻗﺪرت ﺟﺬب ﻣﺨﺎطبش نیز اﻓﺰاﻳﺶ میﻳﺎﺑﺪ. این ویژگی در ارتباط با دوبله انیمیشن و برجسته سازی طنز کلامی آن نیز صادق است؛ بنابراین هر اندازه گروه دوبله نسبت به ظرافت های زبان مقصد آگاهی بیشتری داشته باشد، می تواند نقش خود را در تحقق این هدف برجسته تر کند. زوتوپیا (2016م) ازجمله انیمیشن های موفق کودک است که علاوه بر خلق صحنه های جذاب و هیجان انگیز از زبانی برخوردار است که به زعم بسیاری از منتقدان فیلم کودک نمونه موفق طنز کودک نیز به شمار می آید. شهرت این انیمیشن سبب شد گروه هایی علمی مسؤولیت ترجمه و دوبله آن را به زبان عربی و فارسی عهده دار شوند. در این پژوهش تلاش می شود با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به الگوی ترجمه طنز از مگدالناپانِک (2009م)، راهبردهای ترجمه طنز کلامی در دوبله عربی و فارسی زوتوپیا مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد. نتایج نشان می دهد راهکار تحت اللفظی در دوبله عربی (34 درصد) و دگرنویسی در دوبله فارسی (32 درصد) پربسامدترین راهکار در ترجمه طنز زبان مقصد است. همچنین تفاوت فاحش میان استفاده از راهکار دگرگون سازی در دوبله عربی (2 درصد) و دوبله فارسی (19 درصد) نشان می دهد که گروه ترجمه و دوبله فارسی تأکید بیشتری بر همسوسازی ساختار طنز انیمیشن با فرهنگ و زبان مقصد داشته است؛ بنابراین دوبله فارسی در بومی سازی طنز به نسبت دوبله عربی موفق تر عمل کرده است.
جایگاه و کارکرد اشعار و امثال عربی در تفسیر مجمع البیان طبرسی
حوزههای تخصصی:
از کهن ترین گرایش هاى تفسیری، تفسیر ادبى است که با تمرکز بر علوم ادبی (لغت، صرف، نحو و بلاغت) به دنبال فهم صحیح آیات قرآن کریم می باشد. «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی (د. ۵۴۸ ه .ق) از جمله تفاسیر جامع اجتهادی و از حیث ادبی از غنی ترین آن به شمار می آید. طبرسی در این کتاب با طرح جنبه های معناشناسی واژه ها، إعراب آیات، تحلیل های صرفی، قرائت های قرآنی و مباحثی از این دست، به این علم، خدمت شایانی کرد. نگارنده این سطور، رویکرد مؤلّف را در استفاده از اشعار و امثال عربی برای ارائه یک تفسیر جامع بررسی نموده است. پژوهش حاضر بیان گر آن است که مفسّر ارجمند برای تأیید یا تبیین یا ردّ مباحث و دیدگاه های لغوی، صرفی، نحوی، بلاغی، اعتقادی و وجوه قرائات به ابیات و مثَل های عربی استشهاد کرده است. روش تحقیق، به صورت کتابخانه ای و مبتنی بر تجزیه و تحلیل داده ها می باشد.
تحلیل ساختاری کمال دیوان و امشاسپندان با نگاهی به آیین مزدیسنا و اسطوره های پیشاآریایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسنده در این مقاله سعی دارد با روش توصیفی تحلیلی واژه کمال دیوان و امشاسپندان را در زبان اوستایی ریشه یابی کند و با ژرف کاوی در ساختار واژگانی از یک سو و کنکاش در مفاهیم تطبیقی آن از سوی دیگر تلاش می شود تا صورتی دیگرگونه از طرح مسأله به دست داده شود. از این منظر، جوهره ثنویّت مزداپرستی، در تمام جزئیات و شئونات این آیین جاری ست و عملکرد به اصطلاح «درخت گون» دارد، هر چه از ریشه به سمت جزئیات پیش می رویم، تکثّر در کمیّت مشهودتر می گردد و این در حالی است که ویژگی های بنیادین ریشه در فرعی ترین سرشاخه ها، قابل پی گیری است. بی تردید آنچه ریشه های این ثنویّت را تشکیل می دهد، نخستین تقابل اهوره با اهریمن است و این همانا آفرینش امشاسپندان به دست اهوره و آفرینش کمال دیوان به تلافی، از سوی اهریمن است. واکاوی دقیق هر یک از اعضای این دو گروه خود روشنگر جزئیات تشکیل دهنده این ثنویّت و آشکارکننده زوایای مستور تقابل ها با یکدیگر است. برای دست یافتن به این مقصود، مؤثرترین روش، بررسی ژرف کاوانه اعضای هر یک از دو گروه و قیاس آن ها با یکدیگر است. این شیوه، خود راه گشایی است برای رسیدن به تقابل هایی دیگر که در سرشاخه های فرعی این نظام درخت گون صورت می پذیرد و در قالب موجودات اهریمنی و اهورایی تجلی می یابد.
همیشه کمکی از راه می رسد
حوزههای تخصصی:
تهدید و ضمانت نمایشی در آیین های فولکلوریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جلوه های فرهنگ مردم هر سرزمین، آداب و رسوم رایج در میان آن هاست. در کشور ما نیز از دیرباز و به مناسبت های گوناگون، آیین های مختلفی اجرا می شده است. این آیین ها با وجود تنوع فراوان، وجوه اشتراک بسیاری دارند که بررسی این اشتراکات ما را به شناخت بهتر و عمیق تر آن ها رهنمون می سازد. یکی از این نقاط مشترک که در بسیاری از آیین های فولکلوریک که جنبه نمایشی دارند دیده می شود، تهدید و تضمین است؛ به این شکل که با بروز مشکلی خاص، شخص (یا حیوان، درخت، شیء) به طور نمایشی تهدید می شود و کتک می خورد و فرد دیگری ضمانت او را می کند و قول می دهد که مشکل برطرف شود. آیین هایی که این شیوه در آن ها استفاده می شود معمولاً با هدف باران خواهی، آفتاب خواهی، بخت گشایی، بارور شدن درخت، باروری حیوانات، به هدف زدن تفنگ و... اجرا می شوند. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده معرفی تهدید و تضمین نمایشی به عنوان یکی از خویشکاری های مهم در برخی رسوم عامیانه است.
سفر قهرمانی کهن الگویی در ملکوت بهرام صادقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۴ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
583 - 610
حوزههای تخصصی:
نقد کهن الگویی از نظریه های مدرن نقد ادبی و مبتنی بر نقد روان شناختی است که براساس آرای یونگ بنا شده است. در این نوع نقد، ضمن مطالعه و بررسی کهن الگوهای یک اثر، چگونگی جذب آن ها توسط ذهن خالق اثر نشان داده می شود. برپایه این مطالعات، سفر قهرمانی برای رسیدن به کمال فردیّت با تکیه بر حضور کهن الگوها در زندگی هر فرد میسر است. هدف پژوهشگر، بررسی رمان ملکوت نوشته بهرام صادقی از منظر نقد کهن الگویی با تکیه بر مبانی فکری کارول.اس.پیرسون و هیو.کی.مار برپایه کهن الگوهای دوازده گانه بیداری قهرمان درون است. پژوهشگر ضمن آشنایی اجمالی با این کهن الگوها، نشان می دهد شخصیت های داستانی نیز با تجلّی این کهن الگوها می توانند در فرایند تفرّد گام نهاده و سفر قهرمانی را پیش گیرند. نتایج این مقاله تحلیلی و توصیفی نشان می دهد در رمان ملکوت شخصیتی ضدقهرمان سفر درونی را طی می کند و این اثر به دلیل رویکرد روان شناسی خود، برپایه نظریات کهن الگویی قابل تحلیل است.
کاربست مؤلفه های «ادبیات مرزی» در دو داستان زیبا صدایم کن و دنی قهرمان جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ادبیات مرزی» یا «دوگانه نویس» بر آن دسته از آثاری اطلاق می شود که توجه هر دو طیف سنی کودک و بزرگسال را به خود جلب می کند و برای آن مرز و محدوده ی خاصی متصور نیست. به این گونه ی ادبی که در قرن بیستم میلادی به تدریج کاربردی بیشتر یافته، با آنکه در تمام انواع ادبی و به ویژه داستان مصادیق متعدد دارد، اندک پرداخته شده و شاخصه های آن همچون آمیختگی زبانی، تقابل تعاریف و صفات، ملموس کردن امور انتزاعی و تداخل فضا و مکان که بخشی از مؤلفه های «ادبیات مرزی» است، کمتر استخراج شده و به آن دقت شده است. جستار حاضر، نخست گذری کلی بر دو داستان زیبا صدایم کن از فرهاد حسن زاده و دنی قهرمان جهان از رولد دال به عنوان نمونه هایی برجسته و هم تراز از ادبیات دوگانه نویسی خواهد داشت و سپس آن دو را باتوجه به سویه های مضمون، معنا و ساختارشان مقایسه خواهد کرد. حاصل آنکه هر دو داستان در وجوهی همچون استفاده از ابزارهای روایی، حضور هم زمان شخصیت کودک و بزرگسال، زاویه ی دید قهرمان کودک، گذران سریع دوران کودکی و رسیدن به بزرگسالی، داشتن نگاه رئالیسم انتقادی و کاربست هم زمان طنز در بن مایه ای تراژیک و تلفیق واقعیت واقعی با واقعیت وهمی به هم شبیه اند، اما در توجه به خواننده ی مستتر، در القای مفاهیم ضمنی در متن، کیفیت به کارگیری زبان، نقش آفرینی شخصیت مکمل و تکنیک بازی با زمان با هم متفاوت هستند و در نتیجه در ژانر ادبیات مرزی در یک جایگاه قرار نمی گیرند.
از سرای اهل قلم تا خیابان خوشبخت: بررسی مجموعه شعر «تا خیابان خوشبخت» در سرای اهل قلم
حوزههای تخصصی:
بررسی محتوایی و سبکی نسخه ی خطی « ترجمه و شرح رساله ی طب القلوب»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
چکیده آثار شناخته شده عرفانی، گستره وسیعی از ادبیات ایران را در برمی گیرد؛ این گستره هنوز آثار ناشناخته ای را از بزرگان این سرزمین در خود نهفته دارد که احیا و معرفی آن ها بر عهده ادب پژوهان است. نسخه مورد بررسی، ترجمه و شرح مفصلی است به زبان فارسی بر رساله «طب القلوب» علاء الدین محمد نقشبندی، آخرین پیر نقشبندی که به قلم فخرالدین مظهر، از علما، فقها و منسوبان علاء الدین محمد نقشبندی در سقز کردستان، در اوایل قرن 14 به رشته تحریر درآمد. این پژوهش با بهره گیری از شیوه «توصیفی- تحلیلی» به بررسی این نسخه پرداخته و نیز ویژگی های زبانی، ارزش های ادبی و فکری آن را مورد تحلیل قرار داده است. شرح رساله، نثری است روان، آمیخته به نظم، آراسته به آیات و احادیث، اصطلاحات عرفانی و ترکیب های گیاه شناسی و طبی. یافته های تحقیق نشانگر آن است که این اثر ادبی متأثر از ادبیات دوره بازگشت و نثر سعدی در گلستان است و از نظر زبانی از قواعد زبان عربی تأثیر پذیرفته و کهنگی واژگان و کلامش به سبب وفاداری به شیوه عرفای سلف است.
در نیمه های راه
روش تعاملی در آموزش زبان فارسی به عرب زبانان(مطالعه موردی، سطح آوایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسندگان این مقاله برآنند تا با هدف ایجاد تعامل دوسویه (و نه فقط ارتباط) بین فارسی آموزان و گویشوران این زبان، با ارائه روش تعاملی، زمینه را برای یادگیری دو مهارت «شنیدن» و «صحبت کردن» برای زبان آموزان فراهم کنند. این کار پس از تجزیه و تحلیل تقابلی زیر و بم های زبان فارسی و عربی، بویژه در سطح آوایی صورت می گیرد. مهم ترین نتایج این پژوهش نشان می دهد که با تجزیه و تحلیل تقابلی زبان فارسی و عربی به صورت مستقیم و غیرمستقیم، ارائه تکالیف معنادار و گفت وگوهای تجربه محور بر اساس آن و تداوم درون داد (شنیدن) و برون داد (گفتار) زبان، با استفاده از تمریناتی ویژه، می توان زمینه لازم را برای کاربرد و فهم درست زبان فارسی و در نتیجه، همفکری و تعامل سازنده بین فارسی آموزانِ عرب زبان و گویشوران زبان فارسی فراهم نمود. این تجربه، از تداخل زبانی، به عنوان یکی از مهم ترین چالش های برون داد زبان نیز جلوگیری می کند.
خوانش تطبیقی مؤلفه های ادبیات مهاجرت از منظر رئالیسم انتقادی (مطالعه موردی: رمان عراقیّ فی باریس و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رئالیسم انتقادی به عنوان شاخه ای از مکتب ادبی رئالیسم تلاش می کند،تجربه ای عینی از واقعیت را با نگاهی به معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید به خواننده منتقل کند و با نگرشی اصلاح طلبانه به انتقاد از اوضاع حاکم برجامعه بپردازد.سموئیل شمعون1در نخستین رمان خود عراقیّ فی باریس توانسته است جایگاه ویژه ای درگستره داستان نگاری در ادبیات عربی کسب نماید؛رضا قاسمی2 نیز یکی از برجسته ترین داستان نویسان ادبیات فارسی است که با نگارش رمان همنوایی توانسته جوایز معتبر متعددی را از آن خود کند،هر دو رمان به بازتاب واقعیت های جامعه خود و پدیده مهاجرت پرداخته اند. با توجه به مسأله مهاجرت و تأثیرات نهان و تلخ آن برجوامع مهاجرفرست، این امر ضرورت انجام پژوهش هایی را می طلبدکه لایه های پنهان زندگی مهاجر را نشان دهند؛هدف از این جستار بررسی چالش های آسیب زای پدیده مهاجرت است.در این پژوهش با پرداختن به مؤلفه های ادبیات مهاجرت از منظر رئالیسم انتقادی بر بنیان توصیف و تحلیل در چهارچوب مکتب تطبیقی آمریکایی به بررسی دو رمان پرداخته می شود.دستاوردهای پژوهش نشان می دهد:تردید در بنیان فرهنگ خودی و تناقض فرهنگی در رمان همنوایی نسبت به رمان عراقی فی باریس پررنگ تر است اما در هر دو رمان به شکل از خودبیگانگی نمود می یابد.در هر دو رمان به شکلی انتقادی با مرورگذشته،ضمن انتقاد از شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه خود از نحوه آموزش برخی آموزه های دینی و فرهنگی نیز انتقاد شده است. چالش های مهاجرت در هردو رمان به شکل گم گشتگی، بحران هویت، بی آشیانگی نمودیافته اما نویسنده در رمان عراقیّ فی باریس نگاهی مثبت به آینده دارد ولی در رمان همنوایی نگاه نویسنده ناامیدانه است.
تجلی عارفانه ی طب و تزکیه در دیوان شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
255 - 284
حوزههای تخصصی:
یکی از دانش هایی که در متون ادب فارسی بازتاب زیادی داشته، طب است. مولوی ازجمله شاعرانی است که در دانش های مختلفی صاحب اطلاع است و تردیدی نیست که آگاهی های پزشکی نیز مانند بسیاری از درس خواندگان دنیای قدیم داشته؛ اما به هیچ وجه این آگاهی ها را به شکل تصنعی و فضل فروشانه در آثارش منعکس نکرده است. در این پژوهش سعی شده با توجه به مفردات گیاهی، گزاره های پزشکی و گیاهان دارویی به کار رفته در دیوان شمس ، نشان داده شود که مولانا به چه میزان و برای چه مقاصدی از مضامین، ترکیبات و اصطلاحات طبی سود جسته است؟ هدف اصلی این پژوهش، آسان تر کردن فهم پیچیدگی های متون کهن و تصحیح آن ها و حل تسامحات معنایی اصطلاحات پزشکی است. درواقع مولانا فقط قصد بیان مفاهیم طبی یا پزشکی سنتی را در دیوان شمس ندارد؛ بلکه همان گونه که از شیوه های عرفانی او پیداست، اصطلاحات پزشکی را وسیله ای برای ابراز آرا و عقاید و اندیشه های خود قرار می دهد؛ بنابراین علم طب و ابزار آلاتی را که زمانی در درمان بیماری ها کاربرد داشته، با مفاهیم معنوی آمیخته و درنهایت علوم پزشکی را با عوالم روحانی و معنوی در جهت بیان اندیشه های عرفانی و اخلاقی خود، عجین کرده و به منظور سلامت روحی، برای عروج از بعد جسمانی به درجه ی روحانی و معنوی بهره جسته است.