فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۰۱ تا ۴٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
شیوه های تخلّص به مدح و ملاک های نقد آن در قصیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخلّص در قصیده به معنی گریز زدن از مقدمه به متن اصلی است. تخلّص از خش های مهم قصیده به شمار می رود و از کاربرد ادبی آن در بلاغت با عنوان «حسن تخلّص» یاد شده است. قصیده سرایان نیز از اهمیّت آن آگاه بوده، در گریز به مدح از شیوه های متعدّد و متنوّع ادبی بهره برده اند. در این تحقیق ابتدا با بررسی کامل اشعار قصیده سرایان برجسته قرن 5 و 6 از جمله فرخی سیستانی، عنصری، منوچهری و انوری و با توجه به قصاید دیگر قصیده سرایان برجسته ادب فارسی، شیوه های تخلص به مدح معرفی شده تا روشن گردد که قصیده-سرایان با چه شگردهایی مقدمه را به مدح پیوند زده اند. همچنین ملاک های نقد تخلّص به مدح، در کتب بلاغت بررسی شده تا روشن گردد دیدگاه بلاغیون درباره نقد تخلص به مدح چه بوده است. نتیجه این تحقیق که به شیوه تحلیل و توصیف انجام شده است، نشان داد که علمای بلاغت در نقد تخلّص قصیده، به حفظ شأن و مقام ممدوح، مناعت طبع شاعر و بلاغت کلام، به ویژه انسجام سخن، توجه فراوان داشته اند. مهم ترین شیوه های تخلّص به مدح نیز بهره گیری از صنعت های بیانی از جمله تشبیه و حسن تعلیل و امکانات روایی به ویژه فضاسازی بوده است. همچنین معلوم شد که موضوع مقدمه در کیفیت تخلص به مدح مؤثر است؛ چنان که قصایدی که با شکوه و شکایت شروع شده اند تخلّص به مدح آن جلوه ای ندارد و اغلب با تقاضا و خواهش به مدح انجامیده است.
رخش و آذرگشسپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسب پاره ای بایسته و ناگزیر است، پهلوان را و به اندامی میماند گسسته از پیکر او. از این روی، اسپان پهلوانان نامدار همانند سوارانشان نامدارند و ستورانیاند بیهمانند و از گونه ای دیگر. در آن میان، رخش نیز همچون سوار خویش رستم، باره ای است شگرف که به شیوه ای رازآلود و فراسویی، به پاس این پهلوان، به جهان میآید. رخش ستوری است سرخفام و بسیار تیزپوی و تندپای و برخوردار از ویژگیهایی بنیادین که آن را به آتش ماننده میدارند. در این جستار، پیوند رخش با آتش، به ویژه با آتش سپند آذرگشسپ که آتش جنگاوران بوده است، کاویده و بررسیده آمده است.
بررسی نشانه معناشناختی داستان لیلی و مجنون جامی بر پایة تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل نشانه معناشناختی، به بررسی نحو ةارتباط نشانه های زبانی در نظام گفتمانی و در سطحی فراتر از جمله می پردازد. این تحلیل نشان می دهد که یک نشانه در ارتباط با سایر نشانه های گفتمانی و در نظام کلی گفتمان چه فرایندی را طی می کند تا دارای معنای خاصی شود. در این میان بررسی عناصری که زمینه ساز شکل گیری معنا هستند، اهمیت اساسی دارد. عناصری مانند شکل های بیرونی و درونی گفتمان، بعد پویای کلام، انواع گفتمان، نقش فعل های مؤثر در گفتمان، فرایند تنشی کلام، کنشگران، انواع کنش ها، ارتباط عناصر در محور جانشینی و همنشینی و مانند آن، ابزارهای مؤثر در تحلیل های نشانه معناشناختی به شمار می آیند. در این پژوهش کوشیده ایم برخی از این عناصر معناساز را در داستان لیلی و مجنون به روایت جامی بیابیم و با بررسی این عناصر، نخست نشان دهیم، نشانه های گفتمانی در این داستان چه فرایندی را طی می کنند تا منجر به شکل گیری ساختار معنایی داستان شوند؛ دوم، انواع گفتمان در این داستان را بکاویم؛ سوم، با بررسی ساختار روایی داستان به ابرساختار یا جان مایة متن دست یابیم. تحلیل نشانه معناشناختی، به بررسی نحو ةارتباط نشانه های زبانی در نظام گفتمانی و در سطحی فراتر از جمله می پردازد. این تحلیل نشان می دهد که یک نشانه در ارتباط با سایر نشانه های گفتمانی و در نظام کلی گفتمان چه فرایندی را طی می کند تا دارای معنای خاصی شود. در این میان بررسی عناصری که زمینه ساز شکل گیری معنا هستند، اهمیت اساسی دارد. عناصری مانند شکل های بیرونی و درونی گفتمان، بعد پویای کلام، انواع گفتمان، نقش فعل های مؤثر در گفتمان، فرایند تنشی کلام، کنشگران، انواع کنش ها، ارتباط عناصر در محور جانشینی و همنشینی و مانند آن، ابزارهای مؤثر در تحلیل های نشانه معناشناختی به شمار می آیند. در این پژوهش کوشیده ایم برخی از این عناصر معناساز را در داستان لیلی و مجنون به روایت جامی بیابیم و با بررسی این عناصر، نخست نشان دهیم، نشانه های گفتمانی در این داستان چه فرایندی را طی می کنند تا منجر به شکل گیری ساختار معنایی داستان شوند؛ دوم، انواع گفتمان در این داستان را بکاویم؛ سوم، با بررسی ساختار روایی داستان به ابرساختار یا جان مایة متن دست یابیم.
گذری بر آراء ناصر خسرو در باب زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاشی است، در پی گیری برخی از مفاهیم بدیع دانش زبان شناسی نوین در آراء حکیم ناصر خسرو قبادیانی بلخی که از رهگذر بازخوانی یکی از آثار منثور وی با عنوان جامع الحکمتین حاصل آمده است. ابتدا ضمن واکاوی فصل «اندر نطق و کلام و قول» و برخی فصلهای دیگر کتاب، دیدگاههای ناصر خسرو را در باب زبان یک به یک معرفی کرده-ایم و آنگاه با مقایسه تطبیقی آراء یاد شده با نظریه های نوین زبان شناسی و بحث درباره پیامدهای نظری و روش شناختی مفاهیم مورد نظر، به طور غیرمستقیم بر اهمیت و عمق اندیشه های زبانی حکیم بلخ تاکید نموده ایم.
تغییر کمیت مصوت در شعر عروضی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عروض فارسی بر کمیت (کوتاهی و بلندی) هجا استوار است و شاعر، بر حسب الگوی وزنی، هجاهای شعر خود را انتخاب می کند. از طرفی، کمیت هجا مبتنی بر کمیت مصوت است. بنابراین، در عروض فارسی، کمیت مصوت معتبر است. اما ضرورت رعایت الگوی وزنی در شرایطی خاص موجب تغییر کمیت مصوت می شود، یعنی مصوت کوتاه به بلند بدل می شود یا بر عکس. برای مثال، به مصرع دوم بیت زیر توجه کنید: منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن از نی کلک همه قند و شکر می بارم Mana-mân ?â?e-re sâher ke be ?afsu-ne soxan ?az ne-ye kelk hame qan-do ?ekar mibâram ...
بیدل و بیدل شناسی
حوزههای تخصصی:
بررسی آیین های اساطیری «داوری ایزدی» در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بشر اولیه با خدای خود ارتباطی نزدیک داشت و وی را از طبیعت می شمرد؛ بنابراین در محاکمی که عقل را در آن راهی نبود، با بینشی اساطیری، عوامل طبیعی را داوران آزمونی قرار می داد و این داوری را شمولی از داوری خدایان می دانست. در ایران باستان، به مثابه یکی از کهن ترین تمدن های جهان، این داوری ها همچون دیگر تمدن ها متداول بود. آن چنان که در محاکم پیچیده این سرزمین، این گونه داوری ها معمولاً به مدد قدرت تمییزبخشی آتش، فلز گداخته و آب آمیخته به گوگرد و زرنیخ صورت می پذیرفت. آگاهی از پیشینه این باورها در ایران باستان و بررسی دلایل به کارگیری عناصری چون آب، آتش و گوگرد، می تواند در شناخت اندیشه اقوام این سرزمین مؤثر باشد؛ لذا مقاله پیش رو مضامین فوق را هدف تحقیق قرار می دهد و می کوشد تا حقیقت اساطیری این آزمون ها را تبیین کند؛ حقیقتی که در ستایش برقراری راستی و عدالت به گونه ای سازمان یافته و اندیشمندانه، بروز می یافت تا ضمن دستیابی به آنچه می بایست، ارزشمندی عناصر طبیعی را نزد آنان خدشه دار نسازد.
واکاوی اسطوره ضحاک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نقـد و بـررسی تشبیه در قصـاید سیف فرغـانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده تشبیه به عنوان عنصر اصلی خیال، نقش بسزایی در خلق انواع تصاویر شاعرانه ایفا می کند. سیف فرغانی نیز شاعری تصویـر گراست که به مدد این عنصر، در عرصه ی تصویر آفرینی های بکر و خیال انگیز، گام بر می دارد. در این پژوهش تشبیهات قصاید سیف فرغانی از جنبه های مختلف، چون انواع تشبیه، مواد تشبیه، تشبیهات نوین، ابزار تشبیه و ایستایی و پویایی آن ها مورد بررسی قرار گرفته و در پایان تحلیل آماری نیز از آن ها ارائه شده است؛ تا ضمن شناخت چگونگی ابزارهای بیانی در آفرینش شعر و تأثیر آن ها بر سبک و زبان شاعر، معیارهای اساسی زیباشناختی شعر سیف فرغانی به خواننده ارائه گردد. این پژوهش ثابت می کند که شاعر از نظر انواع تشبیه، به تشبیهات فشرده و اضافه ی تشبیهی، تشبیه مفرد به مفرد و حسی به حسی گرایش بیشتری دارد و از نظر ساختار شکلی، تشبیه مفروق بیشترین بسامد را در اشعار وی به خود اختصاص داده است. ضمن این که گاهی شاعر چندین ساختار شکلی را در یک تشبیه گنجانده که باعث نوآوری شده است. وی همچنین در ضمن اشعار خویش، مبدع تشبیهات نوینی است که در نوع خود بی نظیرند. شاعر از نظر موضوعات مختلف مواد تشبیه، در جهت أخذ مشبه، با توجه به تفکر و اندیشه خاص خود، به معنویّات و مفاهیم مجرد و انتزاعی گرایش بیشتری دارد، در حالی که از لحاظ مشبّهٌ به ابزارآلات و اشیا بیشترین بسامد را در تصاویر وی به خود اختصاص داده اند. با بررسی زاویه تشبیه تنها حدود 3/1 تشبیهات وی با زاویه باز و ابداعی و بقیه موارد، تکراری هستند و تصاویر شعری وی بیشتر ایستا می باشند تا پویا و متحرک.
حافظ شناسی: تفسیر یک بیت حافظ: ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم / خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
حوزههای تخصصی:
تحلیل مردم شناختی آب در باورها و مثل های عامیانه
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی زیستی محیط شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی هنر ادبیات
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم طبیعت و عناصر طبیعی در ادبیات
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای فرهنگ عامه ضرب المثلها
رستم، شخصیتی اسطوره ای یا حماسی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره جهان پهلوان شاهنامه، رستم، پژوهش های بسیاری انجام گرفته است. برخی او را شخصیتی تاریخی، و گروهی شخصیتی اسطوره ای به حساب آورده اند. پژوهشگران دیگری خاستگاه راستین رستم را حماسه می دانند. بهمن سرکاراتی در جستاری با نام «رستم یک شخصیت تاریخی یا اسطوره ای؟» پس از آوردن دیدگاه کسانی که تهمتن را شخصیتی تاریخی یا اسطوره ای تصور کرده و او را با گندفر و گرشاسپ یکی می پندارند، انگاره هر دو گروه را ناپذیرفتنی می داند و چنین نتیجه می گیرد که رستم نه شخصیتی تاریخی است، و نه اسطوره ای، بلکه خاستگاهی حماسی دارد. نگارنده در این جستار می کوشد به دو روش یا دلیل، احتمال اسطوره ای بودن رستم را نشان دهد: نخست براساس شواهد و اسناد گوناگون، به نقد و تحلیل دیدگاه سرکاراتی و نارسایی دیدگاه او درباره بی پیوندی رستم با گرشاسپ می پردازد، سپس با آوردن انگاره پیوند ایندرا و رستم، آن را به عنوان دلیل دیگری برای اسطوره ای بودن تهمتن مطرح می کند.
ویژگی های عروضی دیوان سلطان ولد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله طرح یک مساله در عروض شعر سلطان ولد، پسر بزرگ جلال الدین محمد مولوی است. در شعر وی یک ویژگی عروضی به چشم می خورد که به کلی با تمام دیوان های شعر کلاسیک فارسی متفاوت است. این تفاوت چندان چشم گیر است که نمی توان آن را از جنس خطای کاتب یا حروف چین و ناشر به حساب آورد. نویسنده پس از نشان دادن این ویژگی، دو عامل احتمالی را سبب این تفاوت می داند: یکی احتمال تفاوت در نظام آوایی کلمات فارسی در اثر همجواری با زبان های یونانی و ترکی در قونیه و دیگری تاثیر موسیقی حاکم بر خانقاه و شیوه قوالان و مصنفان آن روزگار.
«یکی کودکی دوختند از حریر» تحلیل شخصیت سام بر پایة نظریة آدلر و نمایش درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنردرمانی به منزلة روشی برای گشودن ناخودآگاه و بازسازی، بازآفرینی یا فرافکنی مسائل و مصائب درون بعد از دستاوردهای فروید، یونگ، آدلر و ... به صورتی مدون و مشخص درآمد.
در شاهنامه سام به سبب داشتن فرزندی عیبناک دچار احساس حقارتی دیرسال می شود که تا زادن رستم به درازا می کشد. سام، بعد از دیدن عروسکی پارچه ای شبیه رستم نوزاد، دگرگون می شود. این کار به شکل مراسمی آیینی و باشکوه اجرا می شود که با تعاریف و کارکردهای نمایش درمانی همگونی دارد. این نوشتار ابتدا در نگاهی تاریخی به تأثیر و تأثر ذهن و روان و ادبیات و هنر می پردازد. سپس، به صورت خاص، نقش عروسک در باورها و مراسم آیینی مطرح می شود. آن گاه علت و چگونگی شکل گیری احساس حقارت در سام، بر پایة نظریه آدلر، می آید (آدلر بر آن است که منشأ همة رفتارهای انسان احساس حقارت است). سرانجام، رهایی زال از احساس حقارت، زادن رستم و روش درمانی زال (نمایش درمانی) در درمان سام، علت و تأثیر ساختن عروسک پارچه ای شبیه رستم و انطباق با روش نمایش درمانی طرح، بحث، و تحلیل شده است.
اجرای نمایشی زادن رستم، بازسازی زادن زال است. بنابراین نمایش درمانی باعث می شود رؤیای فرزند خواهی سام، که با زادن زال عیبناک محقق نشده بود، تحقق یابد و او از احساس حقارت رها شود. از نظر تاریخ نمایش نیز این داستان آغاز نمایش درمانی در ایران به شمار می آید. در کنار نمایش درمانی زال، روایت درمانی فردوسی نیز هست؛ زیرا کل ماجرایی که فردوسی روایت می کند به نوعی باعث تزکیه و پالایش مخاطب شاهنامه می شود و اگرچه رستم محصول پیوند زال و رودابه برای درمان سام است، اما محصول واقعی این پیوند خود شاهنامه است.
فقدان روش پژوهش در مطالعات تطبیقی ادبیات عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: هر دانشی، بر اساس موضوع، مسئله، غایت و هدفی که دارد، نیازمند روشی ویژه در عرصه پژوهش است. این روش ویژه سبب می شود که پژوهشگر آسان تر و به شکل عملی تر به هدف پژوهش برسد. نگاهی گذرا به پژوهش های ادبیات تطبیقی در ایران بیانگر این واقعیت است که ویژگی مشترک بیشتر آنها دور بودن از مبانی روشمند پژوهش در عرصه ادبیات تطبیقی است. از این رو، ساختار و نتیجه بیشتر این پژوهش ها نیز غیرعلمی، نادرست و مبهم است. بر اساس یافته های این جستار، چالش های اساسی روش پژوهش در حوزه مطالعات تطبیقی ادبیات عربی و فارسی عبارت اند از: عدم آشنایی با نظریه های جدید، نادیده گرفتن ماهیت بینارشته ای ادبیات تطبیقی، کلی گویی، سطحی نگری و شتاب زدگی، نامشخص بودن هدف پژوهش، و وارد شدن افراد غیرمتخصص به عرصه پژوهش و نظریه پردازی در قلمرو ادبیات تطبیقی. از این رو، بیان اهمیت نظریه و جایگاه روش تحقیق در پژوهش های تطبیقی ادبیات عربی و فارسی و برشمردن چالش های آن هدف اساسی این پژوهش است.
مبانی بلاغت عربی و فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی: