ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۸۱ تا ۳٬۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۳۷۸۱.

بلاغت جدید و نقد بلاغی معاصر، رهیافتی در بلاغت تربیت (با تمرکز بر ادبیات کودک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۸۸
بلاغت جدید و نقد بلاغی معاصر، ظرفیت های فراوانی برای ایجاد رهیافت های مفید و مؤثر در نقد با رویکرد تربیتی و رسیدن به بلاغت تربیت دارند. این پژوهش با هدف آزادسازی این ظرفیت ها، شفافیت و تعمیق بلاغت جدید و نقد بلاغی معاصر و نیز سامان بخشیدن به آشفتگی و بی ثمری رویکردهای تربیتی در نقد انجام شده است. در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی بر پایه جمع آوری داده های کتابخانه ای، بلاغت جدید و نقد بلاغی معاصر، توصیف شده، ضرورت ها و تجلی های بلاغت تربیت، تبیین شده و کارآمدی ویژگی های بلاغت جدید و نقد بلاغی معاصر در پاسخ به نیازهای بلاغت تربیت، تحلیل و بررسی شده است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، بلاغت جدید و نقد بلاغی معاصر مناسب ترین بستر نظری برای شکل دادن به الگوی نقدی علمی با رویکرد تربیتی و رسیدن به بلاغت تربیت است؛ زیرا ویژگی های  آنها ازین قرار است: توجه به ارتباط و تأثیر و تغییر در مخاطب، توجه هم زمان به متن و مخاطب، برداشتن هرگونه محدودیت در متن موضوع نقد، دربرگیری تمام انواع تأثیر، انتقال وصف «بلاغی» از جنس متنِ موضوع نقد به روشِ نقد متن، بهره گیری از نظام های دیگر همچون روان شناسی و جامعه شناسی، محدودنبودن در بهره گیری از روش ها و ابزارهای گوناگون و یافتن روش ها و ساخت ابزارهای جدید، نگاه به نقد به صورت سنجش و نزدیکی به فضای ساخت معادله (فرمول). بهره گیری از این الگوها الزاماتی دارد که از مهمترین آنها تهیه جدول (ماتریس )های بلاغی پیونددهنده شناسه های متن با ابعاد وجود مخاطب برای گونه های مختلف ادبیات، ساخت معادله (فرمول) ها در درایه های این ماتریس ها، دسته بندی مخاطبان و رفتن به سمت تجربه و آزمایش است.  
۳۷۸۲.

بررسی مقوله های فرهنگی و عناصر غیرکلامی در زیرنویس عربی فیلم سینمایی «ملودی» بر اساس راهبردهای گاتلیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۳۳۶
مقوله های فرهنگی و عناصر غیرکلامی، یکی از اجزای مهم محتوایی در متن های دیداری و شنیداری است که نقش مهمی در انتقال و القای مفاهیم اصلی به مخاطب دارند. درک، دریافت و انتقال صحیح این عناصر، یکی از دغدغه های اصلی مترجمان به ویژه مترجمان فیلم ها است. مترجم می تواند با استفاده از معادل های دقیق نوشتاری در زیرنویس فیلم، معنای مقوله های فرهنگی و افزون بر آن، عناصر غیرکلامی موجود در فیلم را به مخاطب منتقل کند. بنابراین با توجه به اهمیت تمرکز مترجم بر انتقال معنای مطلوب مقوله های فرهنگی و عناصر غیرکلامی متن های دیداری- شنیداری، این جستار بر آن است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بررسی تعریب زیرنویس فیلم سینمایی «ملودی» به چگونگی مواجه ی مترجم در ترجمه این عناصر بپردازد. به منظور دست یابی به یافته های دقیق تر از مقوله های فرهنگی پیشنهاد شده توسط پیتر نیومارک و راهبردهای گاتلیب برای ارزیابی ترجمه زیرنویس استفاده شد. مهم ترین یافته های حاصل از بررسی ترجمه عربی زیرنویس فیلم ملودی بیانگر آن بود که رویکرد مترجم، بیشتر بر ترجمه ی معنایی استوار بوده و برای انتقال صریح معنا، سعی در باز تولید عناصر فرهنگی در زبان مقصد داشته است. از این رو، مترجم برای دستیابی به این مهم از میان 10 راهبرد مدنظر گاتلیب به ترتیب از سه راهبرد «دگرنویسی»، «بسط» و «تبدیل» استفاده بیشتری کرده است. همچنین مترجم در ترجمه عناصر غیرکلامی به دلیل برداشت مشترک مفهوم این عناصر در دو زبان مبدأ و مقصد، از ترجمه این عناصر صرف نظر کرده است و از این رو، ترجمه ای مخاطب محور ارائه کرده است.
۳۷۸۳.

سلب فراست در اندیشه مولوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۲۳۱
هدف از این پژوهش، مطالعه عوامل سلبی نیروی معنوی عرفانی فراست در مثنوی معنوی است. با توجه به جایگاه والا و ارزشمند این اثر در میان آثار عرفانی، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای، عوامل سلبی نیروی معنوی عرفانی فراست را بررسی کرده است. فراست به عنوان یکی از کرامات عارفان، از موضوعات مورد توجه مولوی در مثنوی است. مولانا جلال الدین، در اثنای داستان های متعدد در هر شش دفتر، علاوه بر این که به انواع فراست پرداخته است، عواملی چون شهوت پرستی، آلودگی درون، قضا و قدر، خشم الهی و تکبّر را از عوامل سلبی و موانع فراست دانسته است. علاوه بر این وی معتقد است این عوامل بر یکدیگر تأثیر مستقیم دارند و در افزایش و کاهش فراست در تعامل هستند و بررسی این عوامل در پیشرفت فرهنگی و اخلاقی جامعه مؤثر خواهد بود.
۳۷۸۴.

تحلیل محتوایی و استنادی نشریه علمی ادبیات پارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف: هدف از این پژوهش تحلیل محتوایی و استنادی نشریه علمی ادبیات پارسی معاصر در دوره ده ساله انتشار آن است.روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است و از نظر نوع روش شناسی، به روش تحلیل محتوایی و استنادی و با فنون علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری مورد بررسی شامل 265 مقاله چاپ شده از سال تاسیس 1390 تا1400مجله ادبیات پارسی معاصر بود.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، سه مجله سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، فرهنگ و ادبیات عامه، پژوهشنامه ادبیات داستانی بیشترین سهم استناد به مجله ادبیات پارسی معاصر را داشته اند. همچنین شبکه ارجاعات مجله نشان داد به ترتیب مقالات مجله نقد ادبی، پژوهش های ترجمه در زبان و ادبیات عربی، پژوهش های ادبی و مطالعات ادبیات تطبیقی، جستارهای زبانی، زبان پژوهی و متن پژوهی ادبی بیشترین میزان ارجاع را از سوی مجله ادبیات پارسی معاصر دریافت کردند. رادفر، پارساپور، عاملی رضایی، امن خانی، یعقوبی جنبه سرایی و قاسمی پور با چاپ 5 مقاله در مجله بیشترین سهم را در تولیدات علمی آن داشتند. شاخص بیشترین استناد به مقاله پورنامداریان، رادفر و شاکری (1391) تعلق گرفت. نویسندگان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با 33 مقاله بیشترین سهم چاپ مقاله در مجله را داشتند.نتیجه گیری: در مجموع می توان رشد کیفیت مقالات نشریه ادبیات پارسی معاصر را از لحاظ میزان ارجاعات در طول زمان تشخیص داد. نتایج نشان از نقش موثر مجله در ارتقاء رویت پذیری نویسندگان پژوهشگاه داشت. نیمه عمر بالای استنادات، همکاری های علمی بین اساتید مختلف از دانشگاه ها و موسسات فراوان در سطح کشور و تعداد بالای استناد به مقالات نشریه از نتایج قابل تامل و مهم این پژوهش است.
۳۷۸۵.

تحلیل تنهایی در سه مجموعه شعر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (آیینه ای برای صداها، هزاره دوم آهوی کوهی و طفلی به نام شادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۵۲۰
آیا تنهایی فقط به معنی دوری خواسته یا ناخواسته از جمع است یا شکل های دیگری از آن نیز وجود دارد؟ از دیرباز برخی از فیلسوفان و روان شناسان به تعریف تنهایی و انواع آن پرداخته اند. هرچند به دشواری می توان مرز قاطعی میان انواع تنهایی تعیین کرد، گاه می توان برخی از این انواع را که برشمرده اند درهم ادغام کرد و گاه نیز آنچه گفته اند، عوامل ایجاد و یا شکل های بروز تنهایی و نه نوعی از آن است. این تحقیق نظری می کوشد به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه و اسناد علمی به بررسی انواع تنهایی، عوامل و شکل های بروز آن در اشعار «شفیعی کدکنی» بپردازد. برای دستیابی به این هدف، نظریه «یالوم» مبنای تقسیم بندی انواع تنهایی به دو گونه برون فردی و درون فردی قرار گرفت؛ اما چون وی درباره عوامل و شکل های بروز تنهایی که از اهداف دیگر این تحقیق است چیزی نگفته، بناچار از تعاریف صاحب نظران دیگر و به ویژه «اسونسن» استفاده کردیم. بر اساس یافته های پژوهش در بین عوامل تنهایی بین فردی در اشعار شفیعی کدکنی می توان به فراق اشاره کرد که حاصل اشعار نخستین اوست. از این دیدگاه، وی شاعری رمانتیک است که عمدتاً مضامین و تصاویر شاعران معروف به سبک هندی را تکرار می کند. در بحث تنهایی درون فردی، به تمایل شاعر به انزوا برمی خوریم که حاصل سرخوردگیِ ناشی از حوادث سیاسی و اجتماعی و عدم هم آهنگی با جماعتی است که میان خود و ایشان سنخیتی نمی یابد؛ اما نشانی از تنهایی وجودی (زیرمجموعه تنهایی درون فردی) در اشعار وی وجود ندارد.
۳۷۸۶.

Fiction urbaine contemporaine iranienne, Une tentative de spatialisation des discours sociaux(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۰۴
Depuis sa première apparition jusqu’à nos jours, la représentation littéraire de la ville iranienne a connu une évolution considérable. Elle s’éloigne de la conception traditionnelle polarisant la ville en utopie et dystopie et se penche sur une interprétation postmoderne considérant la ville comme un espace-temps polyphone. Dans ce sens, le devenir des espaces urbains est particulièrement important dans la mesure où il configure le devenir socioculturel de certains discours courants dans la société iranienne. A travers trois œuvres persanes, Tel qu’il était, Couleur de corbeau et Grande Route, qui présentent des exemples parlants de la convergence des devenirs spatio-temporel et socioculturel, nous nous proposons, dans la présente recherche, d’étudier la question de spatialisation des discours sociaux. Pour ce faire, nous adopterons la géocritique en tant que cadre méthodologique et nous tenterons de répondre à quelques questions fondamentales qui mettent en relief différents aspects de la problématique : En quel sens le corpus choisi propose-t-il une nouvelle interprétation de la dichotomie « centre-ville/périphérie » ? Comment la pluralité des espaces urbains peut-il traduire le positionnement social de différentes générations iraniennes ? Et enfin, comment la ville fictionnelle laisse-t-elle son impact sur la ville réelle et parvient-elle à déplacer les frontières imposées par la réalité sociale ?
۳۷۸۷.

روابط بینامتنی داستان گنبد سیاه با قرآن بر پایه ی تحلیل لایه ی واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۳۸
هفت پیکر از آثار برجسته ی ادبی با بیانی رمزی است که بسیاری از ظرفیت های زبانی آن ناشناخته است. ازآنجاکه محتوای یک اثر ائتلافی از معانی واژه ها است و نمود واژگانی سبک در اثر به مراتب بیشتر از لایه های دیگر است، واکاوی لایه ی واژگانی در کشف ظرفیت های زبانی و پیوند هنری زبان و معنا کارآمدتر است. در این پژوهش با بررسی لایه ی واژگانی به ویژه هنرِ واژه گزینی، نقش این سازه ی زبانی در بازنماییِ روایت ثانوی در داستان «گنبد سیاه» مشخص می شود. سراینده به منظور اثربخشی و درک عمیق ترِ خواننده از پیام متن، داستان آدم (ع) را به موازات داستان گنبد سیاه در سطح زیرین روایت می کند. گزینش واژه ها متناسب با ارزش آن ها در بافت متنی و نقششان در پیوند با فرامتن است؛ ازاین رو واژه هایی که در بازنمایی روایت ژرف ساختی ایفای نقش می کنند، رمزگانی نمادین هستند که ازنظر محتوایی، قابلیت دریافت های چندگانه به متن می بخشند و از دیدگاه ساختاری، عامل انسجام در روایت ژرف ساخت و تداعی رخدادهای آن هستند. بسامد و تکرار واژگان به متن قابلیت ارجاع به روایت ثانوی را می دهد. استفاده از شگردهایی مانند نقش منادایی، صفت جانشین اسم و آوردن ضمیر شخصی قبل از واژه ها، شیوه هایی مناسب برای برجسته سازی رمزگان است.  
۳۷۸۸.

چگونگی تعامل ابن ابی داود سجستانی با مناقب امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۳۲۶
ابوبکر عبدالله بن ابی داوود سجستانی (م316ق)، محدث سرشناس اهل سنت، به سبب رفتار ناهمگون خود، گاه حافظ، فقیه، ثقه و گاهی نادان، کذاب و ناصبی خوانده شده است. از طریق او که در اسناد بسیاری از روایات فریقین ازجمله اسناد روایات شیخ صدوق، مفید، طوسی و سید مرتضی قرار دارد، اخبار قابل توجهی در زمینه مناقب امام علی (ع) وارد شده است. با وجود این، گزارش های شاذ او چون نقل خبر سیلی زدن امام علی (ع) به همسران پیامبر (ص) زمینه ساز اتهام وی به ناصبی بودن است. چگونگی اعتبار رجالی سجستانی و تعامل او با منقبت های امام علی (ع) پرسش های مقاله حاضرند. او نزد عموم اهل حدیث ثقه بوده و برخی رجالیان ازجمله شماری از دانشمندان معاصر شیعه او را نااهل و دشمن دانسته اند. بررسی و تحلیل کارنامه ابن ابی داوود نشان می دهد که وی همانند عموم اهل حدیث در مواجهه با اخبار ناهمگون مناقب از علاج تعارض آن ها بازمانده و برخلاف انتظاری که از محدثی چون او می رود، شمار محدودی از مناقب پرشمار امام علی (ع) را نقل کرده است که دستِ کم، بخشی از آن به منظور خنثی سازی اثر نقل های طعن آمیز او و درجهت تبرئه وی از اتهام به نصب اظهار شده است.
۳۷۸۹.

بررسی جلوه های عنصر زمان در مقامات حریری بر اساس ساختارهای نظریّه گفتمان روایی ژرار ژنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۴۱۸
زمان تنها عنصر تأثیرگذار در منطق روایت نیست؛ امّا در روایت گری نقشی اساسی دارد. زمان در روایت شناسی بر اساس فرایندهای نظم و ترتیب، تداوم روایت و تکرار یا بسامد بررسی می شود و ژرار ژنت از بزرگترین نظریّه پردازان در زمینه زمان در گفتمان روایی است که به طور کامل به این جنبه ها پرداخته است. رویکرد این پژوهش، بررسی عنصر زمان در مقامات حریری و تأثیر آن بر گفتمان روایی مقامه ها بر اساس روش نقدی ژرار ژنت است. این واکاوی با بررسی رابطه میان طول زمان داستان و طول زمان گفتمان به این نتایج دستیافت که اغلب روایت ها زمان پریشی دارند و زمان پریشی ها بیشتر از نوع پس نمایی هستند و حدود «33/10 %» را به خود اختصاص داده اند و گاهی زمان داستان بر زمان سخن پیشی می گیرد و کاربرد آن حدود «84/0 %» است. سرعت روایت ها بر اساس سه حالت «شتاب مثبت، واشتاب و شتاب ثابت» بررسیشد و نشان داده شد که شتاب ثابت بیشترین میزان کاربرد را در مقامات حریری با «45/43 %» دارد. و پس از آن حدود «44/12 %» از مقامات حریری به خاطر بهره گیری از تلخیص و حذف با شتاب مثبت پیش می رود. و عامل شتاب منفی مقامه ها توصیف های جزئی و پی درپی در سراسر روایت هاست که «14/18 %» را به خود اختصاص داده اند. و تکرار روی دادها در یک سیر حرکت نمی کند و از انواع بسامد برای بیان روی دادها بهره گیری می شود که برخی از آن ها خاصّ سبک حریری است. بسامد بازگو «04/8 %» و مفرد «58/3 %» به ترتیب بیشترین کاربرد را دارند و بسامدهای شباهت «42/0 %»، چندگانه «05/1 %» و تکراری «68/1 %» به ترتیب کمترین کاربرد را به خود اختصاص داده اند.
۳۷۹۰.

بررسی مقابله ای استعاره مفهومی جهتی در رمان های «شوهر آهو خانم» افغانی و «هرگز رهایم مکن» ایشی گورو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸ تعداد دانلود : ۴۳۹
زبان شناسی شناختی، دانش زبانی را وابسته اندیشه و شناخت می داند و استعاره مفهومی را به عنوان ابزاری برای چگونگی اندیشیدن و رفتارهای زبانی معرفی می کند که از طریق بررسی آن می توان شباهت و تفاوت فرهنگ ها را به دست آورد. استعاره جهتی از گونه های استعاره مفهومی است که در آن مفاهیم انتزاعی در زبان جهت دار می شوند. در استعاره جهتی، کل یک نظام از مفاهیم در ارتباط با نظامی دیگر سازمان بندی می شود و از آنجا که با جهت های فضایی مانند بالا، پایین، درون، بیرون در ارتباطند، استعاره جهتی نامیده می شوند. این استعاره ها ریشه در تجربه فیزیکی و فرهنگی انسان ها دارند و با وجود اینکه تقابل های قطبی بالا، پایین و اجزای آن به لحاظ ماهیت، فیزیکی محسوب می شوند، اما استعاره های جهتی که بر مبنای آن ها ساخته می شوند، می توانند از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشند. بر این اساس، در پژوهش حاضر به بررسی و تطبیق این استعاره در دو رمان «شوهر آهو خانم» اثر علی محمد افغانی و «هرگز رهایم مکن» اثر ایشی گورو به روش توصیفی- تحلیلی پرداخته شده است. برای این منظور داده های تحقیق با تعداد 36 مورد استعاره مفهومی جهتی (16 مورد در اثر افغانی و 20 مورد در اثر ایشی گورو) استخراج و تفاوت و تشابه آن ها در حوزه های مبدأ و اسم نگاشت آن ها بررسی شد. نتایج بررسی نشان داد که شباهت ها میان استعاره های مفهومی مبتنی بر درک انسان از مقوله «جهت» در دو زبان بیشتر از تفاوت هاست که در نگاه کلی، نمایانگر یکسان بودن توجه دو نویسنده به این استعاره است. با توجه به تفاوت های اندک استعاری در دو زبان به این نتیجه می رسیم که گرچه هر دو نویسنده از الگوی فرهنگی واحدی برای تولید استعاره های جهتی استفاده کرده اند، تفاوت های فرهنگی و جغرافیایی سبب تولید نگاشت های متفاوتی شده است.
۳۷۹۱.

آشنایی زدایی در نامه های برگزیده نهج البلاغه (مطالعه موردی تقدیم و تأخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۳۴۳
ناقدان، آشنایی زدایی را به عنوان دستاورد مکتب فرمالیسم روسی، یکی از ترفندهایی به شمار می آورند که سبب می شود کلام هنری از کلام غیرهنری متمایز گردد. این تکنیک ادبی با اشکال مختلف در کلام ظاهر می شود. یکی از مهم ترین شگردهای آشنایی زدایی را می توان در پدیده تقدیم و تأخیر دید که از طریق تغییر در ساختار اصلی جمله و جابه جایی عامدانه واژه ها حاصل می گردد. نامه های حضرت علی7 در نهج البلاغه یکی از زیباترین متونی است که از ترفند تقدیم و تأخیر بسیار بهره گرفته است و می توان در چهارچوب آشنایی زدایی به بررسی و تحلیل آن پرداخت.این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی، تلاش دارد انواع مختلف تقدیم و تأخیرهایی را که در نامه های برگزیده نهج البلاغه به کار رفته است ،بررسی نماید و تأثیری را که این پدیده بلاغی در معنا ایجاد نموده است مورد تحلیل قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که امام علی 7 با جابه جایی هدفمندانه جایگاه واژه ها و بهره گیری از تکنیک زبانی تقدیم و تأخیر و به روش آشنایی زدایی، هم کلام خویش را به شکلی گویاتر و معنادارتر برای مخاطب به تصویر کشیده و هم با رعایت حسن نظم، مطالب مورد نظر را بر اساس ریتم خاص و نظم آهنگی معین که مخاطب را مسحور شیوه بیان خویش ساخته، ادا نموده است.
۳۷۹۲.

دراسه إزدواجیه شعر إلیاس أبو شبکه و محمد الفیتوری بناءً علی "العلاج بالمعنی" لفکتور فرانکل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۹
یستعرض "العلاج بالمعنی" لفرانکل بمکافحه المشاکل النفسیه بناءً على مبادئ وتکتیکات محدّده من خلال إیضاح المعنى وتحلیل مفهوم المعاناه، فیسعى إلى إیجاد معنى فی الحیاه باعتباره القوه الدافعه الأولى لکل شخص ویساعد الناس على إیجاد معنى معاناتهم وتحویل المواقف الصعبه إلى السلام. یتغیّر معنى الحیاه باستمرار، لکنه لا یمّحی أبداً. دور المعالج هو توسیع مجال رؤیه الإنسان، حتى یتمّ وضع المعنى والقیم فی مجال رؤیته ومجال وعیه الذاتی وتغلی الحقائق بداخله دون تدخّل الآخرین. یتمّ اکتشاف هذا المعنی وتجربه المعانی المکنونه عند الإنسان بإطاقه الأوجاع والمعاناه وإنجاز الأعمال القیّمه وتجربه الغایات العالیه.  "العلاج بالمعنى" له علاقه وثیقه بالأدب والشعر لاعتماده على اللغه وعلاج النطق. فتظهر دراسه مقارنه فی أعمال اثنین من الشعراء المعاصرین، إلیاس أبوشبکه ومحمد الفیتوری، أن هذین الشاعرین کان لهما نهج معاکس نسبیّاً فیما یتعلق بمفاهیم "العلاج بالمعنی" لفیکتور فرانکل. لا یعطی أبوشبکه أیّ معنى موثوق به للدنیا والعیش فیها، ودائماً ما یتّخذ خطوات تجاه نبذ العالم بشکل متطرّف تساهمت فی تکوینه أسباب مثل الفقر، وفقدان والده مبکراً، والعوامل السیاسیه والاجتماعیه السائده آنذاک. أمّا الفیتوری فیقدّس الآلام والمعاناه ویسعى لتحقیق أهداف نبیله والقیام بأعمال قیّمه تتجسّد فی شکل شعر المقاومه والوطنیه. فمن الأبعاد العدیده التی تؤثر على سلوک الإنسان فیما یتعلّق ﺑ"العلاج بالمعنی"، تمّ البحث حول دور الأبعاد النفسیه، الاجتماعیه والبیئیه فی أعمالهما، فقد تجلّى شعر هذین الشاعرین بزاویه متناقضه تجاه المعنى والمسؤولیه الذاتیه والالتزام الوجدانی.                                                     
۳۷۹۳.

الدور الروائي للزمن في تکوین عملیه الخطاب الروائي لجیرار جینیت في روایه "أم سعد" لغسان کنفاني(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۴۸۳
یؤکد الناقد الروائی "جیرار جینیت" فی الخطاب الروائی علی القصه وکیفیه سردها، وینظر إلی الروایه باعتبارها حلقه وصل للتعامل بین القصه والخطاب. وللخطاب فی هذا الاتجاه ثلاثه أبعاد، هی الصیغه، والخطاب، والزمن الذی ینقسم بدوره إلی نظم واستمرار وتکرار. نحاول فی هذا البحث وفقا للمنهج الوصفی التحلیلی وبالاعتماد علی اتجاه جینیت فی الخطاب الروائی أن ندرس بنیه الزمن وأساسیات الروایه لنحلل بعدها المساحه ما بین الروایه وبیان الراوی فی روایه "أم سعد"، ونتعرف کذلک علی حجم استخدام غسان کنفانی لهذا الاتجاه من أجل تشکیل هذا النظام والبنیه الروائیه للقصه. تنطلق فرضیه البحث من أن روایه "أم سعد" قد شهدت تداخلا للأزمنه الثلاثیه وبالتالی یمکن دراستها وفق نظریه جیرار جینیت. ونتیجه لذلک فإن القصه وبسبب طبیعتها الوصفیه فی بدایتها کانت سلبیه السرعه، لکن فی نهایه القصه وبعد حذف بعض الأحداث غیر الهامه أخذت القصه منحی إیجابیا من ناحیه السرعه والحرکه، لکن النمط العام للحکی أو الروی فی الروایه کان أحادیا وتمت الاستفاده من مقیاس التکرار لتأکید المعنی فی مضمون القصه. إن الکاتب وبعد کسره للمسار الزمنی الخطی استخدم أنواعا من الزمن المضطرب الاستباقی والاسترجاعی، لکن الروایه وعندما تلجأ إلی الحوار والمناقشه بین طرفین نلاحظ فیها أکثر أشکال التکرار وهو ما خلق فضاءً واقعیا قلص المسافه بین القارئ والنص وزاد من حیویه روایه کنفانی وحول نصه إلی نص حی ونشط.
۳۷۹۴.

واسازی دُن کیشوت(کیخوت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۱۰
حماسه ها به دوران استقرار و پاگرفتن اقوام مربوط می شوند و با سپری شدن زمان استقرار آنها، نیاز به دلاوری و مبارزه با اقوام بومی و دشمنان هم از میان می رود و در این جاست که حماسه های ملی و طبیعی جای خود را به حماسه های تاریخی و دینی می دهند. دن کیشوت پس از ایلیاد و ادیسه و اسکندرنامه نظامی و خاوران نامه خوسفی پس از شاهنامه، روند این تغییر را در مشرق زمین و غرب نشان می دهند. سروانتس نویسنده دن کیشوت با زبان هزل به تحقیر اندیشه های حماسی پرداخته و در این کار بیشتر به افکار موجود در حماسه های شرقی نظر داشته است. شالوده شکنی که به نشان دادن احتمال خوانش های مختلف از یک متن می پردازد در ترجمه متن دن کیشوت خود را بیشتر نشان می دهد. ترجمه نیک سرشت یکی از جمله این خوانش هاست که به ایرانی سازی و عیارانه گرایی متن دن کیشوت پرداخته است ولی نتوانسته دوگانگی فضای داستان را از بین ببرد. به سخره گرفتن و تقلیل محتوایی و بیان هزل آلود و ویژگی های پهلوانی، جادو و جادوشکنی، شاگرد پروری پهلوانان، کم ارج کردن توانمندی های زنان و تکیه بر اصل زیبایی، تحقیر اعراب و نادیده گرفتن جایگاه مهم حماسه در هویت سازی ایرانیان و هندیان، برخلاف ظاهرش، بنیادی ضدحماسی به دن کیشوت و سروانتس بخشیده است و مخالف با نگرش حماسی ایرانیان، به تولید استعاره مفهومی کلان «عیاری و پهلوانی، راهگشا و مشکل گشا نیست» رسیده است. این جستار توصیفی-تحلیلی، با مطالعه کتابخانه ای و روش تحلیل کیفی و با استدلال استقرایی به بررسی ترجمه دن کیشوت و میزان توفیق آن پرداخته است.
۳۷۹۵.

نگاهی به غیابِ داستان آرش در شاهنامه فردوسی از منظر تحلیل پارادایمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۵۵
شاهنامه فردوسی بسیاری از روایتهای اسطوره ای ایرانی را در خود جمع کرده است؛ اما داستانهایی هست که بنا به دلایلی فردوسی بدانها نپرداخته است. از مهمترین اسطوره های ایرانیِ غایب در شاهنامه، اسطوره آرش است. برخی پژوهشگران معتقدند فردوسی آگاهانه به این اسطوره اشاره نکرده است. برخی دیگر بر این باورند که این اسطوره در منابعی نبوده که مبنای شاهنامه فردوسی بوده است. این تحقیق می کوشد به این مسئله از دیدی تازه، یعنی «تحلیل پارادایمی» پاسخ دهد. نویسندگان این مقاله بر این باورند که در صورتی که بپذیریم داستان آرش در منابع فردوسی بوده است، می توان تصور کرد آنچه فردوسی را بر آن داشته است از پرداختن به این داستان صرف نظر کند، تضاد بنیادینی است که بین پارادایم حاکم بر شاهنامه و پارادایم حاکم بر داستان آرش از دید مرگ و زندگی وجود دارد. در پارادایم شاهنامه، کنش طبیعی و بدیهیِ قهرمانان، برتری زندگی بر مرگ در هر احوال و اوضاعی است؛ اما داستان آرش در ستایش مرگ خودخواسته و شهادت است. انتخابِ مرگِ خودخواسته یا شهادت مسئله ای است که اساساً از پارادایم شاهنامه خارج است و وجود داستانی همچون داستان آرش با محوریت برتری مرگ بر زندگی با پارادایم شاهنامه کاملاً ناهمخوان است و حذف آن را می توان تصمیمی برای تثبیت پارادایم حاکم و حفظ انسجام فکری متن تلقی کرد.
۳۷۹۶.

A Study of Butlerian Gender Performativity in Azar Nafisi’s Reading Lolita in Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۲۸
The present study intends to investigate the contours of gender performativity in Azar Nafisi’s Reading Lolita in Tehran (2003), which depicts Nafisi’s life experiences in Iran in the 1970s and the 1980s. Drawing upon Judith Butler’s conceptualization of gender performativity, this research probes into the notion of gender roles and gendered subjectivity during the period Nafisi’s narrative covers. The central questions of this research are: 1. How do the contemporary codes of normativity define gender performativity in Nafisi’s Reading Lolita in Tehran? 2. How do the major characters of Nafisi’s memoir react to their gender roles, and to what effect? To answer the stated questions, this study adopts Judith Butler’s theory of gender performativity, which pivots around her view of gender as a social construct. The study reveals that the regulative social structure defines certain gender-oriented roles for both sexes and monitors their implementation. It also shows that the contemporary political system, with its regulative and punitive laws and homogenizing strategies, normalizes and bolsters male domination, and propagates stereotypical gender roles. The characters’ resistance, however, usually ends in the consolidation and absorption of a new set of gender clichés, which is mostly Westernized; put differently, the rejection of certain gender-based performances generally leads to the performance of another set of gender roles.  
۳۷۹۷.

تاثیر آموزش ممتد در مقایسه با آموزش غیر ممتد (فاصله دار) بر دقت، سلاست و پیچیدگی نوشتار یادگیرندگان زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۵
Admittedly, as opposed to simple writing treatments, massed or spaced instructions, more or less, seem to add variety and attractiveness to writing accomplishment. The current attempt concerned the efficacy of putting in service the two above-mentioned distribution instructions on EFL learners' writing performance. To conclude, 40 upper-intermediate learners (19 to 23 years) of both gender enjoyed 8 sessions in an institute in Ilam, Iran. They were randomly divided into two groups of massed and spaced each group consisting of 20. Instruments utilized were a Quick Oxford Placement Test, a writing pre-test, and a writing post-test. One group was disciplined paragraph writing with massed and spaced instruction with accuracy, complexity and fluency in focus. The researchers taught each session in an intensive 60 minutes' session to massed groups, whereas the similar session was taught to the spaced groups in three 20-minute short sessions at irregular time intervals. Subjects were retested after 8 weeks. Lastly, a posttest of writing was carried out for all groups. The results of the paired samples t-test and One-way ANCOVA denoted that the spaced distribution group significantly outperformed the massed distribution group on the posttest in their final post-test.
۳۷۹۸.

بررسی روش های آموزشی سعدی در گلستان با تکیه بر فلسفه تعلیم و تربیت نل نادینگز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۲۹۶
ادبیات تعلیمی یکی از مهم ترین گونه های ادبیات فارسی است و سعدی از ادیبان سرآمد این عرصه محسوب می شود. ادبیات تعلیمی ارائه شده از جانب سعدی از این جهت متمایز و دارای اهمیت ویژه است که وی در آثار خود، علاوه بر بیان مفاهیم اخلاقی و بیان نظریات تربیتی، به بیان روش های متنوع آموزش ادبیات تعلیمی نیز پرداخته است. سعدی در فرآیند تربیت مخاطبان از روش های آموزشی خاصی از جمله؛ روش سخنرانی، نمایشی، آزمایشی، استقرایی، گفت وگو و ... کمک گرفته است و رویکردهای ویژه ای چون؛ رویکرد ایجاد صمیمیت، گریز از تنبیه و تنبیه زبانی را در فرایند تربیت مخاطبان، اعمال کرده است. سعدی در برخی از حکایات، از فرآیند تربیت پذیری خود نیز سخنانی به میان آورده است که در چارچوب فلسفه تعلیم و تربیت نل نادینگز قابل بررسی است. در گلستان، به دلیل شرایط حاکم بر قلمرو آثار ادبی، نظریات و روش های آموزشی سعدی به صورت مستقیم بیان نشده و به شکلی غیر مستقیم به این موارد اشاراتی شده است. روش تحقیق در این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی است و هدف؛ شناسایی و تحلیل نظریات و روش های آموزشی در آثار سعدی است تا قدرت روانشناسی او در دوره ای که علم روانشناسی تربیتی به شکل امروزی ظهور نکرده بود، مشخص شود. در نتیجه؛ روش های آموزشی مورد استفاده سعدی، با توجه به اینکه وی درک عمیقی از آثار و مخاطبان خود داشته است، ثمربخش بوده است و به همین دلیل، در بحث آموزش آثار سعدی، می توان از همان روش های آموزشی کمک گرفت که سعدی در گذشته از آن ها استفاده کرده است.
۳۷۹۹.

تحلیل جنبه های شخصیت پردازی پسران فریدون با توجه به نظریات آدلر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۲۵۵
ادبیات به دلیل ماهیت و حوزه گسترده اش با دیگر رشته های علوم انسانی از جمله روان شناسی تناسب موضوعی دارد و قابلیت انجام پژوهشهای بین رشته ای را داراست. شاهنامه از آثار مهم ادبیات فارسی است که آفریدگارش، فردوسی در توصیف شخصیتهای کلیدی آن به گونه ای تصویر پردازی کرده که با تحلیلهای روان شناختی می توان به لایه های پنهان روانی و شخصیتی ایشان دست یافت. این امر حاکی از نگاه دقیق شاعر به روان آدمی است. از جمله این شخصیتها می توان به پسران فریدون اشاره کرد که فردوسی به ارائه نشانه ها، توصیف رفتارها و علل انگیزشی آنان می پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که چه عواملی در شکل گیری عقده حقارت در شخصیت سلم و تور نقش داشته اند؟ تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی شخصیّت سلم و تور در شاهنامه را از دیدگاه نظریّه عقده حقارت آدلر، مورد بررسی قرار می دهد. در میان شخصیتهای داستان فریدون، تور و سلم ضد قهرمان هستند که در این مقاله علّت روان شناختی رفتار آنان در عقده حقارت فرض شده است. بنابر گزارش فردوسی می توان علل پیدایش اختلال روانی را در تور و سلم نسبت به ایرج در این موارد دانست: ناخرسندی از بهره خویش، دلگیری از پدر، تبعید از محل تولد و موطن و آوازه ایرج در میان سپاهیان. همچنین برخی از ویژگیهای رفتاری در تور و سلم هست که منجر به برادرکشی می شود: در بند آز و طمع بودن یا زیاده خواهی، خشم، نفرت، رشک و حسادت، تکبّر، هراس و... . با بررسی این توصیفها و نشانه ها و مقایسه آنها، می توان نتیجه گرفت اختلال روانی تور و سلم منجر به قتل ایرج می شود.
۳۸۰۰.

مقایسه ادبی عنصر عاطفه در اشعار متنبی و ابوفراس حمدانی درباره دربار سیف الدوله نادر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۳۱
متنبی و ابوفراس از جمله شاعران دربار سیف الدوله اند که در اغراض مختلف شعری به ویژه مرثیه، به خاطر عواملی چند، شعرشان متفاوت شده است؛ متنبی در اغراض مختلف شعری در مدایح خود به دفعات متعدد، ضمن مدح، سخا و بخشندگی، دلاوری و کاردانی ممدوح، به ستایش خود نیز پرداخته است؛ اما در رثائیات، به خصوص رثای خوله، خواهر بزرگ سیف الدوله، شاعر، سیف الدوله را در غم از دست دادن خواهرش، شریک شده و از این مصیبت، غمگین گردیده و اشک ریخته است. همچنین تمام صفات و اخلاق نیک او را که دلالت بر منزلت والا و ارزش و علم و ادب او دارد، ذکر نموده است. سپس پادشاه را به بلندهمتی توصیف کرده و از کلیه اعمال بیهوده ای که دیگران به آن مشغول می شوند، مبّرا نموده است. متنبی در این قصیده، بیشتر به احساس و عاطفه پناه برده تا هنر و عقلش. ابوفراس هم در رومیات خود به اشعاری وجدانی پناه برده و عاطفه ای سوزناک را در شعرش نمایان ساخته، به طوری که شنونده در حین شنیدن آن احساس رخوت و بی میلی نمی کند. نویسنده در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی، مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای انجام گرفته، درصدد است تا ضمن بررسی عنصر عاطفه در اشعار متنبی و ابوفراس به این پرسش پاسخ دهد که کدام یک از اغراض شعری این دو شاعر، حاوی عاطفه است؟ و وجه تمایز و تشابه این دو شاعر در بیان عنصر عاطفه در چیست؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان