فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۲۱ تا ۲٬۱۴۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
منبع:
رف سال اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۴
44 - 64
حوزههای تخصصی:
جامعه شبکه ای با ارائه مفاهیم متفاوتی از زمان و مکان و نگاه جهانی به معماری، جوامعِ در حال توسعه از جمله ایران را با چالش های جدیدی مواجه می کند. در امتداد همه این دگرگونی ها و ظهورآسیب هایی درنتیجه بروز چندگانگی فرهنگی و اجتماعات فراملی، مسائل تازه ای برای یک جامعه در رابطه با چگونگی حفظ و بازیافتن جایگاه خود، هنگامی که در طیف فرآیند شبکه ای شدن قرار می گیرد مطرح می شود. بنابراین اینکه معماری معاصر ایران در طی این روند با چه سازوکاری حیات خود را حفظ نموده و تاب آورد، مسأله ای قابل بررسی است. در این روند گام اول، شناخت وضعیتی است که با آن مواجه هستیم. هدف اصلی پژوهش شناخت و بررسی تحولات ناشی از پیوستن اجتماعات به جامعه شبکه ای و نحوه تأثیرات آن بر مقوله معماری است. بر این اساس سعی بر آن است با تحلیل مطالعات، وآراء صاحب نظران جنبه هایی از تحولاتِ فرآیند شبکه ای شدن بررسی و مهم ترین تأثیرات آن در رابطه با ابعاد مختلف فضا و معماری مورد تحلیل و تطبیق قرار گیرد. روش گردآوری اطلاعات بصورت مستندسازی و مبتنی بر مباحث کیفی و تحلیل تطبیقی است. نتایج مطالعات نشان می دهد که ماهیت متکثر جامعه شبکه ای ضمن تسریع تعاملات جهانی و عوامل متصل به آن، معماری را با شرایط دوگانه ای چون همگونی و التقاط مواجه می سازد. در این راستا معماری نیازمند رویکردهایی است که با حفاظتی خلاق، میان جهانی شدن وحفظ ویژگی های منطقه ای تعادلی در جهت معماری تاب آور ایجاد کند. لازمه شکل گیری معماری تاب آور در جامعه شبکه ای تعدیل آثار این تحولات با حفظ ارتباط همزمان میان مقوله های: فرهنگ و هویت بومی، فرهنگ و هویت جهانی، مکان، فضای جریان، فناوری و تکنولوژی با محوریت اصلی انسان و در رابطه ای پویا با زمان است. محصول معماری زمانی می تواند در این گفتمان جهانی تاب بیاورد که در حرکتی موافق زمان، ضمن حفظ ارتباطش با جهان، به صورتی آگاهانه ویژگی های خود را شناخته، حفظ و توسعه بخشد و درتعادلی بین حفظ ریشه اش با زمینه خود و تحولات جهانی قرار گیرد تا بتواند با برقراری تعاملی خلاقانه، نوعی از معماری را تعریف کند که ضمن احیاء و تقویت ارزش های منطقه ای، با ایجاد بستری مناسب برای حضوری پویا و ایفای نقش در معماری آینده مزایای جهانی را نیز به همراه داشته باشد.
بررسی چگونگی تأثیر معماری بر کاهش اثرات عفونت بیمارستانی از طریق شناسایی عوامل مؤثر در تهویه بهینه مراکز درمانی
منبع:
رف سال اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۴
99 - 117
حوزههای تخصصی:
از آنجا که هوای داخل بیمارستان می تواند تأثیر چشمگیری بر سلامت و بهبودی بیماران داشته باشد، تهویه مطبوع و کنترل عفونت های بیمارستانی نیازمند درک عمیقی از اصول تهویه داخلی و تعاملات میکروبیولوژیکی دارد این مطالعه با روش کیفی و باتوجه به رویکردهای تحلیلی و توصیفی و باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت هوای داخلی بیمارستان، ارزیابی تأثیر این راهکارها بر کاهش شیوع عفونت های بیمارستانی و بهبود کیفیت محیط های درمانی و بررسی نقاط قوت و ضعف فعلی در سیستم تهویه بیمارستانی از نظر کنترل عفونت به ارزیابی تأثیر جریان هوا و سیستم های تهویه مطبوع بر کنترل و مدیریت این باکتری ها در محیط های درمانی با استفاده از روش هایی چون مصاحبه با متخصصان، و تحلیل اطلاعات می پردازد. در این مقاله به طراحان و معماران توصیه می شود که تهویه مطبوع را نه به عنوان یک راهکار تکمیلی بلکه به عنوان جزئی اساسی از فرایند طراحی در نظر گیرند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که همکاری میان متخصصین معماری، مهندسی، و پزشکی می تواند به ابداع راهکارهایی هوشمندانه و مؤثر در مبارزه با بیماری های ناشی از عفونت ها و بهبود سطح سلامت جامعه منجر شود. نوآوری این تحقیق احتمالاً شامل ارتباط بین دو حوزه مختلف، یعنی معماری و بهداشت عمومی، می باشد. این نوآوری می تواند موجب تدوین یک چشم انداز تازه برای طراحی بیمارستان های آینده شود که همچنین به افزایش ایمنی بیمارستان ها و کاهش عفونت ها کمک خواهد کرد. این تحقیق به ارتباط بین دو حوزه مختلف، یعنی معماری و بهداشت عمومی، اشاره دارد و احتمالاً می تواند به ارتقاء فرآیند طراحی بیمارستان ها و بهبود سلامت جامعه کمک کند. این نوع همکاری و هماهنگی بین اختصاص دهندگان مختلف، نه تنها به ارتقاء کیفیت محیط های درمانی و کاهش شیوع عفونت ها کمک می کند، بلکه همچنین به بهبود عملکرد و ایمنی بیمارستان ها و در نهایت به حفظ سلامت جامعه کمک می کند. با توجه به این موارد، تحلیل و بررسی موارد مرتبط با تأثیرات تهویه داخلی بیمارستان ها و ارتقاء هماهنگی بین حوزه های معماری و بهداشت می تواند یکی از راهکارهای اصلی برای بهبود و توسعه خدمات بهداشتی و درمانی باشد.
بهینه سازی نظام فضایی در طراحی پلان معماری با استفاده از الگوریتم بهینه سازی انبوه ذرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گستردگی متغیرهای تاثیرگذار بر طراحی معماری، از کامپیوتر به عنوان ابزاری در تعامل با فرایند طراحی جهت یافتن راه حل های بهینه و با کارایی بالا استفاده می گردد. با توجه به محدودیت های موجود در استفاده از این روش ها برای طراحان و مطرح بودن طراحی نظام فضایی پلان به عنوان یکی از پرسابقه ترین پرچالش ترین مسائل طراحی از نظر تعداد پارامترهای تاثیرگذار، در این تحقیق پس از بررسی انتشاراتی که در آن ها طراحی نظام فضایی معماری با استفاده از الگوریتم های بهینه سازی انجام شده است به شیوه تحلیل محتوای متن و مقایسه دو الگوریتم ژنتیک و بهینه سازی انبوه ذرات به عنوان نمایندگان دو گروه از الگوریتم های تکاملی در یک مساله ی مبنا، الگوریتم بهینه سازی انبوه ذرات به دلیل همگرایی سریع تر و کیفیت بالاتر انتخاب گردید. پس از معرفی و بررسی امکانات، محدودیت ها و نحوه ی کاربرد آن در طراحی نظام فضایی پلان، پیاده سازی راهکار عملیاتی آن برای بهینه سازی نظام فضایی شامل 1- تعیین اهداف مساله، معیارها و محدودیت ها، 2- عددی سازی و کمی کردن معیارها و محدودیت ها و 3- تعیین تابع برازندگی و پیاده سازی آن در پلتفرم برنامه نویسی NET. و به زبان #C همراه با محیط گرافیکی به عنوان رابط کاربری جهت تسلط و درک بیشتر کاربران از فرآیند انجام گردید.
بررسی نقش باد در شکل دهی منظر انسان ساخت سیستان و راهکارهای به کارگیری و مقابله با آن به استناد منابع تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم فروردین ۱۴۰۱ شماره ۱۰۶
33 - 44
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله: وزش بادهای تقریباً دائمی در طول سال، مشخصه اصلی اقلیم سیستان به شمار می رفته است. این پدیده اقلیمی، تأثیرِ غیرقابل انکاری بر روش زندگی، معاش و معماریِ مردم داشته و آنان را واداشته در طول تاریخ، با ابداع راهکارهایی خلاقانه و بومی، به مقابله با اثرات مضر این پدیده طبیعی پرداخته و همچنین با ارائه ابزارها و ترفندهای گوناگون، درصدد به خدمت گرفتن این نیروی طبیعی برآیند. قوه خلاقه ساکنان این سرزمین در بهکارگیری و مقابله با پدیده باد، منظرِ انسان ساختِ این منطقه و شیوه زندگی مردمِ آن را به شدت تحت تأثیر قرار داده است؛ به گونه ای که سیّاحان و افرادی که در ادوار مختلف گذرشان به این سرزمین افتاده، ضمن اشاره به منظرِ متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه، هر یک، گوشه ای از راهکارهای به کار گرفته شده توسط مردم بومی را در نوشتههای خود منعکس کردهاند. بیان مسئله : وزش بادهای تقریباً دائمی در طول سال از قدیم الایام، مشخصه اصلی اقلیم سیستان به شمار می رفته است. این پدیده اقلیمی، تأثیرِ غیرقابل انکاری بر روش زندگی، معاش و معماریِ مردم این مرزوبوم داشته و آنان را واداشته در طول تاریخ، با ابداع راهکارهایی خلاقانه و بومی، به مقابله با اثرات مضر این پدیده طبیعی پرداخته و همچنین با ارائه ابزارها و ترفندهای گوناگون، درصدد به خدمت گرفتن این نیروی طبیعی برآیند. قوه خلاقه ساکنان این سرزمین در به کارگیری و مقابله با پدیده باد، منظرِ انسان ساختِ این منطقه و شیوه زندگی مردمِ آن را به شدت تحت تأثیر قرار داده است، به گونه ای که سیّاحان و افرادی که در ادوار مختلف گذرشان به این سرزمین افتاده، ضمن اشاره به منظرِ متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه، هر یک، گوشه ای از راهکارهای به کار گرفته شده توسط مردم بومی را در نوشته های خود منعکس کرده اند. هدف پژوهش : این نوشتار درصدد است تا از منابع مختلفِ معتبر تاریخی، نحوه مقابله و به کارگیری باد توسط بومیان سیستان را شناسایی کرده و به دسته بندی آن ها بپردازد. مطالعات میدانی به ویژه در روستاهای سه کوهه و قلعه نوی سیستان نشان می دهد که در دوره معاصر نیز، معماران بومی به نحو مناسبی از تکنیک های بهره گیری از انرژی باد در مسکن بومی استفاده می کنند. روش پژوهش : پژوهش حاضر در نظام پژوهش های کیفی و با استفاده از روش تحلیلِ محتوا، ضمن کاوش در متون کهن، اشاراتی را که به تأثیرپذیری روش زندگی و مسکن مردم سیستان از پدیده اقلیمی باد می پردازند، یافته و با تأویل آن ها، هدف و راهکار به کارگرفته شده در هرکدام از موارد را مورد بررسی قرار داده است. نتیجه گیری : نتایج مطالعات نشان می دهد که سیستانیان از گذشته های دور، راهکارهایی خردمندانه برای انحراف باد قبل از رسیدن به سکونتگاه و استفاده و بهره گیری از باد در داخل سکونتگاه به کار می گرفته اند که احیا و به روزرسانی این راهکارها می تواند پاسخی مناسب برای شرایط امروز منطقه سیستان باشد.
بازتاب سبک نوین زندگی شهری بر ترجیحات افراد و مولفه های توسعه مسکن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عمده تأثیراتی که سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری با آن مواجه هستند، بازتاب سبک نوین زندگی شهری بر ترجیحات افراد و مولفه های توسعه مسکن می باشد. درعین حال، با توجه به ویژگی های یک جامعه ی اسلامی و ضرورت چاره اندیشی برای عینیت بخشی به باورها و اعتقادات در سیمای کالبدی شهرها، به نظر می رسد که ارتباطی تنگاتنگ و تاثیراتی اجتناب ناپذیر، ناشی از تغییرات سبک زندگی بر الگوی توسعه مسکن به ویژه «مسکن اسلامی»، حادث شود؛ آنچه بعنوان دغدغه محوری در این نوشتار مطمح نظر قرار گرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تغییرات سبک زندگی بر مولفه های توسعه مسکن اسلامی با روش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و برپایه ی نمونه گیری به صورت تصادفی، میان 106 نفر و از طریق تکمیل پرسشنامه، انجام شده است. پرسشنامه ی خوداتکا، دارای 20 گویه ی اصلی بوده و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برابر 0.796 اثبات شده است. طبق یافته ها، از مجموع هشت مولفه ی تدوینی سبک نوین زندگی شهری، موثر در توسعه مسکن اسلامی شامل: استقلال گرایی افراد، سوداگری، دگرگونی رفتاری و فرهنگی، شیوه معیشت، تربیت، ارزش ها، وسایل زندگی و مدها و تبلیغات، به ترتیب سه مولفه اول، بازنمود حداکثری در توسعه مسکن شهری دارند و درواقع هدایتگر ترجیحات کنشگران می باشند. با علم بر تاثیر ترجیحات افراد بر الگوی توسعه مسکن و اذعان به تاثیرپذیری ترجیحات از سبک نوین زندگی، بنظر می رسد که بایستی نسبت به شناسایی این ترجیحات اقدام و در برنامه ریزی توسعه مسکن، لحاظ نمود. بدین ترتیب، تعارضات مسکن امروزی با اندیشه ی اسلامی حاکم بر جامعه، هویدا خواهد شد که می تواند در سطح سیاست گذاری و برنامه ریزی مسکن شهری، مثمرثمر واقع گردد.
تبیین آراء مطرح در شهرسازی اسلامی بر مبنای رویکرد تلفیقی: تحولات دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
113-97
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهر و شهرسازی اسلامی موضوعی جذاب و بسیار چالش برانگیز و مخاطب طلب است. آنچه شهر و شهرسازی اسلامی را در اولویت بررسی و تحقیق قرار می دهد یک حکومت اسلامی و قوانین اسلامی رایج در آن حکومت است. عمران و آبادی زمین باید در خدمت حیات معقول انسان باشد و حیات ابدی انسان والاتر از عمران و آبادی صرف است. اهداف: هدف این مقاله، نگاهی اجمالی به رویکردهای موجود در مطالعات شهرسازی اسلامی و معرفی رویکرد مطالعات تلفیقی در شهرسازی اسلامی است. روش ها: مطالعه حاضر از نظر هدف توسعه ای، از نظر اجرا توصیفی و از نظر روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی منابع، درباره موضوع است. داده های مورد نیاز با روش اسنادی جمع آوری شده است. یافته ها: این مقاله از طریق بازخوانی آرا و آثار مطرح و دیدگاه صاحبنظران، سعی در بررسی اصول اساسی شهر اسلامی دارد. برای این امر آرا ایشان را طبق دسته بندی های مطرح در چارچوب نظری بررسی می کند و اختلاف در دیدگاه ها و بیان مفاهیم متفاوت در باب شهر اسلامی را شاهد می گردد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد شهر و شهرسازی اسلامی، باید به اصول کلی اسلام رجوع کند و وارد جزئیات نشود و برای شکل گیری شهر از قوه عقل پیروی شود. این اصل سبب پیروزی اصول کلی اسلام بر شهر خواهد شد. به عنوان راهکار پیش رو در مطالعات شهرسازی اسلامی می توان به نقشه جامع مدیریت اسلامی با نام نجما اشاره کرد که به عنوان یک سند بالادستی و جامع می تواند در حوزه پژوهش به مطالعات حوزه اسلامی در شاخه های مختلف ورود کرده و مکمل مطالعات میان رشته ای باشد.
A Spontaneous Location Theory and How Street Vendors Acquire Spaces (Case Study: Kampala City – Uganda)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper presents a 'spontaneous location' theory to explain the choice and appropriation of s treet spaces by s treet vendors for their private enterprises in the central division of Kampala city. It provides for how s treet space locations are chosen and acquired for vending activities. To attain an appropriate sample size, the concept of saturation was used, whereby respondents were selected based on the type of goods sold, how goods were sold, the s treet occupied, time of vending, gender, age, and spatial dis tribution on the s treets. Subsequently, 90 respondents were sampled from 30 s treets. The selection of s treets was based on the exis ting land uses the intensity of vending, and their spatial dis tribution. In the s tudy, direct observations and interviews were used to collect data. Reference was made to location theories and business location decisions. Results indicate that s treet vendors tend to locate their enterprises on roads and paths with high human traffic that offers a market for their goods. We conclude that the ambiguity of government agencies towards s treet vendors and the audacity of s treet vendors as citizens with rights to urban space could promote more random locations of s treet enterprises and set a s tage for further s treet space use contes tation. To avert further conflict arising from the appropriation of spaces, we recommend that s treets identified by s treet vendors for their s treet enterprises be assessed for feasibility and valorized by city authorities to allow the enterprises to take place and generate revenue for the city.
بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری با استفاده از رویکرد پروژه های محرک توسعه (مطالعه موردی محله زرگنده تهران)
منبع:
اندیشه راهبردی شهرسازی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
138 - 152
حوزههای تخصصی:
بافت های ناکارآمد شهری در مقایسه با سایر پهنه ها از جریان توسعه عقب افتاده و نیازمند دستیابی به عدالت فضایی، برابری اجتماعی، سرزندگی اقتصادی و سلامت اکولوژیکی می باشند. همچنین بینشی جامع و عملیاتی است که به حل مشکل های درون بافتی می پردازد. استراتژی های جدید توسعه اغلب شامل ساختمان ها یا مناظر گوناگون که هدایت گر توسعه شهر هستند، می باشند. پروژه های محرک، ابزاری هستند که در درون استراتژی های تغییر شکل شهری همچون بازآفرینی و توسعه مجدد بافت های ناکارآمد، می توانند با استراتژی های قبلی ترکیب و زمینه بسترسازی را آماده نمایند. این پژوهش در قالب رهیافت نوینی از مداخله مکان مبنا در بافت های ناکارآمد شهری توسط پروژه محرک توسعه زرگنده شهر تهران است. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و شیوه انجام، توصیفی-تحلیلی است و با بهره گیری از منبع های کتابخانه ای و برداشت میدانی و تکنیک AHP-SWOT از طریق Expert Choice برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نتیجه ها نشان می دهد بافت فرسوده و ناکارآمد محله زرگنده در حوزه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و گردشگری به لحاظ محیط درونی با ضعف های زیاد و به لحاظ محیط بیرونی با فرصت های قابل توجهی روبه رو است. در نهایت برای انتخاب مناسب ترین سایت جهت پیاده سازی می توان با توجه به بستر کنونی زرگنده، کاربری هایی با درون مایه تجاری، اقتصادی، فرهنگی و گردشگری جهت الگو سازی در بافت تعریف کرد. با اتخاذ راهبردهای انطباقی و کاستن از ضعف های موجود، می توان از فرصت های موجود در محدوده موردمطالعه حداکثر استفاده را داشت.
گونه شناسی مدارس سنتی ایران براساس جغرافیای تاریخی (مطالعه موردی: مدارس جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
375 - 390
حوزههای تخصصی:
مدارس، یکی از مهمترین بناهای ادوار تاریخ هنر و معماری ایران محسوب می شوند. از شاخص ترین نمونه های آن ها می توان به مدارس دوره ی اسلامی اشاره کرد؛ که مطالعه و تحقیق برروی کالبد و طرح معماری آن ها در بازشناسی هویت این ابنیه تاریخی گامی موثر است.تاکنون مطالعات گوناگونی در زمینه گونه شناسی مدارس سنتی ایران انجام گرفته است، لیکن ارزیابی مصادیقی از دو حوزه جغرافیای تاریخی مشخص در یک مطالعه ی تطبیقی، وجه مشخصه این پژوهش است. جغرافیای تاریخی، در کنار عواملی همچون شیوه های ساخت و دستاوردهای معماری ادوار مختلف، یکی از مولفه های مهم ابنیه تاریخی است که توجه به آن برای شناسایی هویت معماری آن ها لازم است. اما در پژوهش های تاریخ معماری ایران کمتر به این رویکرد توجه شده است. هدف این مقاله گونه شناسی مدارسی است که در دو حوزه جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان قرار گرفته اند. این مسئله با طرح این پرسش محقق می شود که آیا مدارس واقع در یک جغرافیای تاریخی از یک الگوی مشخص در ویژگی های کالبدی پیروی می کنند؟ بدین منظور ابتدا به تبیین مفهوم جغرافیای تاریخی، معرفی جغرافیای تاریخی ایران و به ویژه دو حوزه ی خراسان و اصفهان پرداخته شده است. از آنجایی که این تحقیق از نوع کیفی است، پس از شناسایی مدارس، تعدادی از مدارس هریک از دو حوزه ی مذکور بصورت هدفمند انتخاب شدند و در روندی استقرایی و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان می دهد باتوجه به وجود ویژگی های مشترک زیاد در میان مدارس حوزه ی جغرافیای تاریخی خراسان بزرگ، می توان یک الگوی مشخص برای آن تعریف نمود. این الگو شامل موقعیت و تعداد برخی عناصر معماری نظیر مدرس ها، برجک های برروی محیط خارجی بنا، پله ها، تالارها، دستگاه ورودی و همچنین تعداد محورهای تقارن و سلسله مراتب فضاهای دستگاه ورودی است. اما در بین مدارس حوزه ی اصفهان، با وجود تنوع زیاد الگوها، الگوی واحدی نمی توان یافت.
کاربرد نانوپوشش ها در محیط های درمانی در دستیابی به معماری پایدار
حوزههای تخصصی:
امروزه در بیشتر کشورهای جهان پایداری در معماری، طراحی و روش های ساخت و ساز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در بررسی های انجام شده مشخص گردیده که نانو فناوری نقش بسیار مهمی در حوزه ی معماری پایدار دارد. استفاده از نانوپوشش ها در بخش های مختلف ساختمان مزیت های زیادی در مقایسه با پوشش های سنتی دارد. این پژوهش با هدف بررسی کاربرد نانوپوشش ها در محیط های درمانی صورت گرفته، تا با استفاده از این پوشش ها بتوان گامی در جهت کاهش انتقال عفونت های بیمارستانی برداشت. میزان انتقال عفونت ها در محیط های درمانی، با توجه به عوامل گوناگون و جدید بیماری زا که هر روزه افزون می گردند ، لزوم به کارگیری روش های پیشرفته تر و اقدامات احتیاطی بیشتر را برای کاهش ابتلا ، مشخص می سازد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد. در این راستا، پس از آشنایی با انواع نانو پوشش ها و عفونت های بیمارستانی و نحوه انتقال آن ها، به انواع کاربرد نانو پوشش ها در ابن محیط ها، در جهت ایجاد محیطی نامناسب برای رشد باکتری ها پرداخته و ضمن معرفی این پوشش ها، به نحوه عملکرد آنها اشاره شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از نانو متریال های آنتی باکتریال در سطوح محیط های درمانی، در راستای کاهش انتقال عوامل عفونت زا در این فضاها و دستیابی به اهداف معماری پایدار بسیار کارامد می باشد.
پارادایم های حفاظت معماری در ایرانِ معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم تیر ۱۴۰۱ شماره ۱۰۹
19 - 34
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بر اساس ماهیت چندرشته ای «حفاظت معماری» که در منشورهای اخیرِ بین المللی، بدان تأکید شده، نقش آفرینی مطلوب معمار به عنوان یکی از تخصص های مشارکت کننده در این حرفه، در موفقیت اقدامات حفاظت معماری مؤثر است. اما به دنبال رویارویی ایران با مفاهیم حفاظت علمی، عملکرد معمار در این حرفه، نسبت به عملکرد این تخصص در آفرینش های معماری، دچار ضعف نسبی شد که به نظر می رسد، مؤلفه هایی در پارادایم های حفاظت، بر این ضعف، تأثیرگذار بوده اند. هدف پژوهش: بررسی تحولات پارادایمی حفاظت معماری در ایران از منظر تأثیر آن بر عملکرد معمار، پس از مطرح شدن حفاظت علمی بوده است. روش پژوهش: این پژوهش با روش های تاریخی و علّی از زیرمجموعه های پژوهش کیفی انجام شده است. نتیجه گیری: در دوره حفاظت سنتی در ایران، اولویت داشتنِ تأمین ایده آل های اجتماعی در پارادایم غالب، از معمار عملکرد فرهنگی طلب می کرد. اما با مطرح شدن حفاظت علمی و برتری یافتن ایده آل های دیگری در پارادایم غالب، توجه به ارزش های اجتماعی در سایه قرار گرفته و لزوم عملکرد فرهنگی معمار منتفی شد. تداوم طولانی مدتِ این پارادایم، سبب شد که تکلیف اصلی معمار در حفاظت فراموش شده و توانایی انجام آن تضعیف شود. به طوری که با وجود مطرح شدن پارادایم فرهنگ گرا از اوایل دهه 70، هنوز اکثریت جامعه علمی معماری، توانایی عملکرد فرهنگی نداشته و این پارادایم جایگاه خود را پیدا نکرده است. اما به علت تلاش قشر معدودی از معماران برای تقرب به پارادایم فرهنگ گرا، مقطع حاضر را می توان دوره گذار به شمار آورد. در شرایط حاضر، تعریف جدی ترِ جایگاه معمار در امر حفاظت، آموزش عملکرد فرهنگی برای این تخصص و بهره گیری صحیح از توانایی های معمار، در همسوشدن اکثریت معماران با قشر معدود پیشرو و باب شدن پارادایم فرهنگ گرا نقش مؤثری خواهد داشت.
بهسازی لرزه ای و تغییر کاربریِ تطبیقیِ دانشکده طراحی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، در مجموعه تاریخیِ چرمسازی خسروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
51 - 62
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد دستیابی به اصول بهسازی لرزه ای در تغییر کاربریِ تطبیقیِ دانشکده طراحی دانشگاه هنر اسلامی تبریز می باشد. بدین ترتیب، ضمن واکاویِ مبانی نظری، استفاده از ابزار دقیق، مشخصات کامل مصالح بدست آمد و در محیط نرم افزارهای مربوطه، براساس جزئیات و مشخصات حاصل از جمع آوری داده های میدانی و آزمایشگاهی مدل سازی و مورد آزمایش فرضی قرار گرفت تا روش و نوع اجرایِ نهایی تصمیم گیری شود. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش در بخش نظری، استدلال منطقی و در بخش مطالعه موردی به روش تجربی می باشد.
نتایج تحلیل نشان داد که در مقاوم سازی ساختمان مورد مطالعه، محصور کردن دیوارهای بنایی با استفاده از کلاف های بتنی تاثیر بسزایی در تأمین سطح عملکرد مورد نظر داشته است. از طرفی نتایج تحقیق نشان داد کاربست اصول و ضوابط مقاوم سازی ساختمان ها در بناهای تاریخی بایستی با در نظرگرفتن ارزش های کالبدی و غیرکالبدی آن و توان مهندسی و شرایط مالی و مدیریتی بناهای تاریخی صورت گیرد. همچنین در این خصوص ابزار و مصالح و فناوری های موجود در جامعه نیز حائز اهمیت می باشد و چون مقاوم سازی نیازمند ابزار مخصوص بخود می باشد، می بایست تیم های اجرایی توان فنیِ اجرای چنین فنونی را داشته باشند؛ چراکه حفاظت از ارزش ها اولی بر مقاوم سازی خواهد بود.
تبیین مدل کیفی ارزیابی روان شناسیِ شناختیِ معماری بیوفیلی در برنامه ریزی و طراحی مسکن
منبع:
بوطیقای معماری سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
1-19
حوزههای تخصصی:
نظریه بیوفیلیا، برای اولین بار توسط «ادوارد او. ویلسن» از اساتید زیست شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب او به نام بیوفیلیا در سال 1984 چاپ شد. ازجنبه واژه شناسی اصطلاح «بیوفیلیا» به معنی «دوست داشتنِ حیات یا سیستم های واجدِ حیات» می باشد و برای نخستین بار توسط «اریک فروم» برای تبیین یک گرایشِ روان-شناختی در خصوصِ«جذابیت هر آنچه زنده است»، مورد استفاده قرار گرفت. در واقع او برای اولین بار به وابستگی درونی انسان به ارگانیسم های زنده اشاره کرد. از سویی دیگر، به نظر می رسد که بهترین تحلیل نظام ادراکی انسان در محیط، را می توان با یافته های علوم اداراک و شناخت محیط در دانش روان شناسی محیطی را مرتبط دانست و نوعی کالبدشکافی و جستجوی پیوند و این همانی انسان و طبیعت (محیط) را در آن مشاهده کرد. در هرحال، ارزیابی های شناختی از عناصر معماری بیوفیلی مبتنی بر زمینه های نگرش اکولوژیک می تواند در ارتقا برنامه ریزی و طراحی مسکن تاثیرگذار باشد. این تحقیق بنا به ماهیت بنیادی و بنا به ماهیت، تحقیقی شناختی است. روش تحقیق، «توصیفی- تحلیلی» است که از ابزار گردآوری داده مشتمل بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی بهره برده است. همچنین از روش «استدلال منطقی» در بازیابی مدل مفهومی استفاده شده است. در راستای تیین مدل کیفی نیز از «روش فراتحلیل» برای تحلیل و جمعبندی مطالعات صورت گرفته در این رابطه و دستیابی بهتر به مدل جامع و جهان شمول در راستای تبیین مدل ارزیابی روان شناسی شناختیِ معماری بیوفیلی در برنامه ریزی و طراحی مسکن بهره گرفته شده است.
بررسی ابعاد بازدهی انرژی در معماری بیونیک؛ موردپژوهی: ساختمان های بیونیک
منبع:
بوطیقای معماری سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
21-38
حوزههای تخصصی:
بازده انرژی در ساختمان های بیونیک و معماری سبز بیونیک ابزارهای مهمّی برای حصول اطمینان از ایجاد هماهنگی بین ساختمان ها و محیط طبیعی، حفظ تعادل بوم شناختی و دستیابی به توسعه پایدار در احداث ساختمان ها هستند. بر اساس یک بازبینی درباره فناوری های بیونیک برای کارکردها، سازه ها و مصالح ساختمانی، در مطالعه حاضر کاربردها و حالات متعارفِ بازده انرژی در ساختمان های بیونیک و معماری سبز بیونیک تحلیل می شود. علاوه بر این، فناوری ساختمانی غیرفعال با استفاده از منابع انرژی خورشیدی نه تنها می تواند کیفیت محیط گرمایی درون ساختمان را بهبود دهد بلکه مصرف انرژی را نیز در ساختمان کاهش می دهد. با الهام از خواص مکانیکی، روابط ساختاری و عملکرد مصالح طبیعی و استفاده از آن در سازه ساختمان یا طراحی شکل آن، سازه های بزرگ مانند کابل های آویزان و سازه های دارای پوسته نازک که به ترتیب شبیه به تار عنکبوت و پوسته تخم مرغ هستند، طراحی شده اند تا بازدهی منابع ساختمانی بهبود داده شود. به طورخلاصه، توسعه معماری سبز بیونیک و بازده انرژی در ساختمان های بیونیک باید از قوانین طبیعت پیروی کند و به آن ها احترام بگذارد. مطالعه سازوکارهای به کار رفته در سیستم های زیست شناختی ضروری است که همراه با فناوری های ساختمانی جدید باید به کار گرفته شوند تا از نوآوری در ساختمان -سازی پشتیبانی کنند و توسعه سریع در ساخت ساختمان های سبز و بازدهی انرژی در ساختمان ها محقّق شود.
تحلیلی تبیینی درباره عوامل مؤثر بر شکل گیری ریخت شهری در یک بافت خودانگیخته (نمونه موردی: محله زیادلو، گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
311 - 325
حوزههای تخصصی:
پیش از استقرار نظام شهرسازی نوین در ایران، اغلب بافت های مسکونی طی فرایندهای برنامه ریزی نشده ای شکل می گرفته اند که به دلیل فقدان نظام جامع ثبت املاک، اطلاعات دقیقی از نحوه تقسیمات اراضی شهری و احداث معابر و بناها در کوی های مسکونی در دست نیست. به منظور شناخت نحوه پیدایش یک بافت مسکونی خودانگیخته، محدوده ای از بافت میانی شهر گرگان انتخاب شده و کوشش شده تمام رویدادهای مؤثر بر شکل گیری ریختِ شهریِ از 1300 تا 1350 ه.ش. کاوش گردد. طرح این مقاله مبتنی بر رویکرد کیفی و ترکیب روش نظریه زمینه ای با خوانش سیستماتیک و روش ریخت شناسیِ تطبیقیِ درزمان است. بدین ترتیب که داده ها هم از درون مصاحبه های ساختاریافته و هم به کمک تکنیک آنالیز توسعه ای ریخت شناسی استخراج شده اند تا فقدان داده های مکتوب با استحصال داده های شفاهی از آگاهی ساکنان اولیه بافت جبران گردد. یافته ها نشان می دهد عوامل شکل دهنده به ریخت شهری به صورت الگویی ماتریسی عمل می کنند و نحوه اثرگذاری آن ها مطابق با یک فرایند خطی نیست. اجزاء این ماتریس را سه ساحت کنشگران، عمل/تعامل و شرایط تشکیل می دهد که هرکدام شامل مجموعه ای از مقولات تأثیرگذار و دارای انواع و ابعاد مختص به خود است. فرد/خانواده، جامعه محلی به ترتیب مؤثرترین کنشگران قلمدادشده اند؛ در ساحت عمل/تعامل، حق مالکانه برای تفکیک اراضی، توافق میان صاحبان حقوق و نظام حقوقی مؤثرترین عوامل شناخته شده و مهم ترین شرایط زمینه ای به ترتیب اقلیم و اقتصاد زمین و بعد خانوار به دست آمده اند. همچنین عارضه موجود به صورت فرم مصنوع و فرم طبیعی در ورای تمام ساحت های برشمرده نقش عمده ای را در شکل گیری ریخت شهری ایفا کرده است.
ارزیابی سیستماتیک مقالات معماری مجلات علمی-پژوهشی ایران و انتشارات (Elsevier (q1(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم دی ۱۴۰۱ شماره ۱۱۵
5 - 20
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با توجه به پیشرفت جوامع د ر سال های اخیر و توسعه ابعاد مطالعات علمی و پژوهشی د ر زمینه های مختلف معماری، بررسی سیر حرکت اند یشمند ان و موضوعات مطالعه شد ه د ر سطح جهان و مقایسه آن با مطالعات د اخلی می تواند مؤید ی بر نیازهای تحقیقاتی آتی د ر حوزه معماری باشد ؛ چراکه مطالعات د اخلی د ر مقایسه با مطالعات جهانی از تعمیم پذیری کم تری برخورد ار بود ه و جهت افزایش رقابت پذیری خود با مطالعات جهانی، نیازمند تغییری بهینه با د ر نظر د اشتن مسائل و مشکلات د اخلی هستند . هد ف پژوهش: هد ف از این مطالعه، بررسی مقالات علمی منتشر شد ه د ر مجلات معتبر معماری د ر سطح جهانی و د اخلی د ر ارتباط با محوریت موضوعی و روش های تحقیق آنها جهت ارائه راهکاری برای بهبود کیفیت مطالعات بعد ی د ر جهت افزایش تعمیم پذیری برون د اد مطالعات چاپ شد ه د ر نشریات ایرانی است. روش پژوهش: این پژوهش با مروری بر کلیه مجلات معماری (Elsevier (q 1 (646 مقاله) و علمی- پژوهشی فارسی و انگلیسی زبان (802 مقاله) که د ر طول سال های 1397 تا 1399منتشر شد ه، به بررسی موضوعات و روش تحقیق آنها پرد اخته است. نتیجه گیری: ارزیابی آماری نتایج، حاکی از آن است که از میان یازد ه موضوع شناسایی شد ه «پاید اری، فن ساختمان، فرایند طراحی، مطالعات کالبد ی، مطالعات تاریخی، معناشناسی، روانشناسی محیط، پد افند غیرعامل، مد یریت، گرد شگری، منظر»، تمرکز مطالعات د ر نشریات علمی-پژوهشی ایران بیشتر روی مباحث «تاریخی» و «روانشناسی محیط» و اغلب به شیوه کیفی (توصیفی- تحلیلی) است، د ر حالی که گرایش مطالعات معماری د ر نشریات ( 1 Elsevier (q تمرکز بر عرصه های «تکنولوژی و فن ساختمان» و «فرایند طراحی» با تکیه بر روش های کمی (آزمایشی) صورت پذیرفته است.
واکاوی شاخص های مؤثر بر خلق مکانسوم با رویکرد شاهدمبنا (نمونه موردی: پارک/تپه های ملت و دیدگاه شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم دی ۱۴۰۱ شماره ۱۱۵
57 - 68
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مکان سوم مفهومی کلید ی برای د رک عملکرد روابط بین محیط و اجتماع است. شهرها یک سامانه پیچید ه اجتماعی-زیست محیطی هستند و همواره به عنوان بستر تعاملات اجتماعی و فضایی برای ملاقات و گذران اوقات فراغت مطرح بود ه اند . با نگاهی به مناطق مختلف شهر سنند ج، نابرابری های اجتماعی موجود د ر محله های مختلف که خود ناشی از توزیع و پخش نابرابر امکانات و تسهیلات شهری است، به روشنی به چشم می خورد که بعضاً ریشه د ر بینش مسئولان امر نسبت به مکان و غرابت اقد امات انجام گرفته با مضمون مکان و نیاز کاربران د ارند . هد ف پژوهش: هد ف اصلی پژوهش، شناسایی و اعتبارسنجی شاخص های مؤثر د ر خلق مکان سوم است. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نظر موضوع، مید انی، از نظر هد ف کاربرد ی-توسعه ای و از نظر زمان، آیند ه نگر است. گرد آوری اطلاعات به روش اسناد ی و پیمایشی انجام می شود . براین اساس از د و روش «مضمون مبنا» د ر ارزیابی محتوای اد بیات موضوع و همچنین از روش «شاهد مبنا» د ر ارزیابی نمونه مورد ی و پیمایش با استناد به رصد ، مستند نگاری و پرسش نامه استفاد ه می شود . ارزیابی اطلاعات کیفی، د ر نرم افزار Maxqda 18 به انجام می رسد . نتیجه گیری: نتایج پژوهش، نشان از تفاوت بینش جامعه کاربران و جامعه مسئولین د ر مورد وضعیت و ویژگی های خلق مکان سوم د ارد . یکی از د لایلی که موجب تغییر د ر فضاهای شهری و خلق مکان می شود ، میزان آگاهی جامعه از تأثیرات طراحی شهری و مطالبه گری آنهاست که به رشد و توسعه مرد م مد ار و خلق مکان های شهری خواهد انجامید . همچنین مجموعه د رخواست کاربران براساس ارزیابی شاهد مبنا از پارک تپه های د ید گاه و ملت، همسو با شاخص های خلق مکان سوم مبتنی بر تحلیل مضمون مبنای اد بیات مربوطه است. بر این اساس پیشنهاد اتی جهت خلق مکان سوم د ر پارک تپه های د ید گاه و ملت، ارائه می شود .
تحلیل رفتار هیدرودینامیکی بادگیرها در میانگین دمای داخلی سکونتگاه های اقلیم نیمه گرم و خشک کاشان با هدف کارآیی بیشتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
49 - 58
حوزههای تخصصی:
یکی از راهها جهت دستیابی به ساختمان با کارایی بالاتر در مصرف انرژی و نیل به یک سامانه کارآمد، بهره گیری ازتجربیات معماری بومی میباشد.در این بین بادگیر یکی از المانهایی است که درگذشته به منظور ایجاد آسایش در اقلیم های گرم و خشک کاشان استفاده می شدند. این مطالعه رفتار هیدرودینامیکی باد دراین المان را تحت تاثیر سطوح نم دار،دارای حوضچه و دارای فواره آب در میانگین دمای داخلی سکونتگاههای این اقلیم با هدف کارآیی بیشتر این عنصر توسط نرم افزار سی اف دی، انرژی پلاس و اپن استودیو با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار داده و سپس نتایج حاصله را مورد تحلیل قرار داده است.ودرنهایت مشخص میکندکه بیشترین افت دما در بادگیرهای دارای فواره آب می باشد و از عوامل اصلی افت دما در این بادگیرها، متناسب بودن ابعاد - دریچه ورود هوا به بادگیر، دمای آب، ابعاد و ارتفاع ستون بادگیر می باشد .
بررسی تأثیر به کارگیری مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها در پروژه های ساخت
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پروژه های حوزه ساخت اخیراً دوباره کاری ها و تغییرات ناخواسته ی قابل توجهی در مرحله اجرا تجربه کرده اند که تاثیر منفی بر عملکرد پروژه می گذارد. بررسی دوباره کاری ها در حوزه صنعت ساخت و عوامل موثر بر آنها نشان می دهد که بخش قابل توجهی از تغییرات ناخواسته و منازعات ناشی از آن در پروژه ها به دلیل عدم هماهنگی مناسب بین ذینفعان پروژه، ارتباطات ناکارآمد و یا با تاخیر بین طرف های پروژه و شکست در تشریح الزامات تحویل و به طورکلی مدیریت سطح مشترک ضعیف و عدم هماهنگی بین شرکت کنندگان مختلف پروژه می باشد که به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بر عملکرد پروژه تاثیر می گذارند و دوباره کاری ها را ایجاد می کنند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی نقش بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها در پروژه های ساخت می باشد ، که برای نیل به این هدف به شناسایی علل اصلی دوباره کاری ها در این پروژه ها پرداخته شده است تا با کمک آنها بتوان تاثیر بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها و درنتیجه بهبود عملکرد پروژه را مشخص کرد. روش پژوهش: در این مقاله به بررسی تاثیر بکارگیری مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری های پروژه های ساخت پرداخته شده است, بنابراین ابتدا با مرور مبانی نظری, فرضیه های پژوهش نوشته شد و سپس با استفاده از پرسش نامه, داده ها جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دست اندرکاران صنعت ساخت ازجمله مجموعه کارفرمایان، مشاوران و پیمانکاران است. از این جامعه آماری, 291 نمونه آماری به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. پژوهش حاضر کاربردی و روش پژوهش, توصیفی از نوع پیمایشی بوده که اطلاعات به روش میدانی جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون دوجمله ای استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که شناسایی سطوح مشترک و مدیرت آنها در پروژه های ساخت می تواند با اثرگذاری بر مولفه های اصلی بروز دوباره کاری ها باعث کاهش اتلافات ناشی از آن در حوزه صنعت ساخت شود.
بازشناختی بر سازماندهی فضایی معماری مساجد دوره قاجار (تحلیل کالبد فضای معماری مساجد دوره قاجار شهر اصفهان)
حوزههای تخصصی:
مسجد به عنوان یک کانون مذهبی و پایگاه عقیدتی سیاسی و اجتماعی در شهر های اسلامی عنصری مهم بوده . به همین دلیل همواره مورد توجه قرار گرفته و در ساخت آن ذوق و سلیقه بهره گیری شده است از طریق بررسی معماری مساجد میتوان به اهمیت و نقش جایگاه مسجد در جامعه پی برد؛ قاجار عصری است که درآن زنجیرواره شیوه های معماری ایران دچار گسست گردیده و شیوهای دورگه از سنت و مدرنیته پدیدار گشته است در پی تغییر یافتن شئون زندگی مردم صورت پذیرفت با توجه به تغییر معماری در سنوات گذشته و رسوخ پدیده جهانی شدن به معماری معاصر کشور ایران میتوان از آن به عنوان آخرین دوره معماری الگویی ایران نامبرد و بررسی هر چه بیشتر معماری بناهای این دوره بل اخص در جغرافیایی محدود مهم به نظر میرسد ولی با وجود آثار ارزشمند این دوره در کمتر پژوهشی به کالبد معماری و سازماندهی فضایی این دوران توجه شده و در پژوهشها بیشتر به دیگر دوره های تاریخی و یا تزئینات ابنیه پرداخته شده لذا در این پژوهش با انتخاب تصادفی از میان مساجد دوره قاجاری در شهر اصفهان به بررسی و تحلیل کالبد فضای معماری ابنیه مسجد سید ، مسجد حاج رحیم خان ، مسجد نو بازار مسجد ، رکن الملک و مسجد حاج محمد جعفر در شهر اصفهان پرداخته وبه این نتیجه دست یافته است که مساجد قاجاری به علت کثرت کاربری های اضافه شده دارای پیچیدگی بوده و الگو پذیری خاصی ندارد و در کل میتوان به سه دسته کلی طبقه بندی نمود :1) مساجدی که در انها مقبره بانی قرار دارد 2)مسجد مدرسه ها 3) مساجد کوچک محلی که تماما به نیت علما و توسط افراد سر شناس و به صورت خیرات ساخته شده و برای پویایی و زنده ماندن در شریان های اصلی شهر و از ابنیه جانبی عام مانند بازار حمام و... استفاده داشته است.