فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
82 - 97
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل چالش برانگیز در حوزه ی مهندسی زلزله، تعیین میزان آسیب سازه ها و نحوه کنترل آن ها در هنگام وقوع زلزله است. در این راستا در ده های اخیر توجه محققین بسیاری در کشورهای زلزله خیز به سمت فناوری سازه های هوشمند معطوف شده است. این سازه ها توانایی ذاتی یا اکتسابی برای پاسخگویی به محرک های خارجی و قابلیت تطبیق رفتار، ترکیب و شکل سازه را با شرایط محیط زیست دارند. روش های مختلفی جهت کنترل ارتعاش سازه ها وجود دارد که یکی از مشکلات این روش ها این است که روش های کنترل سازه ها امروزه فقط جهت مقابله با نیروی زلزله بکار می روند و در واقع جابجایی در اثر نیروی زلزله را کنترل می نمایند. از جمله این روش ها می توان به استفاده از انواع میراگرها در سازه، استفاده از اجسام سنگین مانند آونگ و تعبیه استخر در بام ساختمان، استفاده از جداگر لرزه ای در سازه و ... اشاره نمود. استفاده از میراگرها و جداگرهای لرزه ای نیز هزینه اجرای سازه را بسیار بالا برده که خود سبب غیر اقتصادی بودن طرح ها نیز میگردد. موضوع مهم دیگر استفاده از روش هایی است که بتوان در زمان بحران نیز از آنها استفاده نمود و لذا روش های که کاربردی برای چند منظوره بودن دارند می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
تبیین مناسبت بین رشد تفکر طراحی با آگاهی پیشا تأملی دانشجویان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 66
حوزههای تخصصی:
طراحی پژوهان نشان دادند در مسیر رشد تفکر طراحی دانشجویان معماری رشد آگاهی تأملی به بسط دامنه ی دانش مورد استفاده در طراحی کمک می کند. به نظر می رسد متکی بر فلسفه ادراک بدنمند، بتوان عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی را معرفی کرد. پژوهش حاضر با این هدف و به دنبال پاسخ پرسش های زیر انجام شد: «متکی بر فلسفه ادراک بدنمند عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی دانشجویان معماری چیست؟» «روش تقویت آن ها در آموزش معماری کدام است؟» بدین منظور چارچوب نظری منسجم و مدونی حاصل سال ها پژوهش نگارنده انتخاب شد که مطالب پراکنده و غیرمنسجمی از پژوهش های مختلف گردآوری، سازمان دهی و تدوین شده بود. مبانی نظری پژوهش به عنوان مقدمات استدلال منطقی در دل این چارچوب با مطالعه منابع کتابخانه ای و مکاتبه با دیگر پژوهشگران این حوزه انتخاب شد. روش پژوهش استدلال منطقی است که نتایج این استدلال در بین دانشجویان معماری دانشگاه پیام نور یزد به کار گرفته شد. در مجموع می توان استنتاج کرد رشد آگاهی تأملی دانشجویان متکی به رشد نوعی آگاهی به نام آگاهی پیشاتأملی به مثابه مقدمه ی آگاهی تأملی است. یکی از راه های رشد این آگاهی تقویت توان تجسم معماری دانشجویان است. در این مقاله راهکارهایی جهت تقویت این توان ارائه گردید.
تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در دوران وقوع پاندمی (نمونه موردی: کوچه های منتخب از محله زعفرانیه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
1 - 20
حوزههای تخصصی:
در این دوران که تحولات چالش برانگیز محیطی و بهداشتی اجتناب ناپذیرند، همه گیری کووید-19 به آشکارسازی میزان آمادگی فضاهای شهری ما برای رویارویی با بحران ها پرداخته است. کوچه ها که عناصر مهمی از پیکره شهری محسوب می شوند، اهمیت خود را بیش از پیش برای اقشار آسیب پذیر، مانند کودکان در دوران همه گیری، جایی که با محدودیت های جدی در دسترسی به امکانات تفریحی و اجتماعی مواجه شده اند، بروز دادند. با تمرکز بر محله زعفرانیه تبریز، در این پژوهش سعی شده است تا با توجه به ویژگی های کودکان و نقش مهم آن ها در ارتباط با محیط زندگی، اصولی برای طراحی کوچه های زیست پذیر از دیدگاه کودکان مورد بررسی قرار گیرد. در رویکرد تحقیق که به جنبه های کاربردی و توسعه ای می پردازد، علاوه بر تحلیل توصیفی، به استخراج مستندات نظری از منابع کتابخانه ای و بررسی ادبیات پژوهش پرداخته و اطلاعات میدانی نیز از طریق مشاهده و مصاحبه به دست آمده است. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در محله زعفرانیه تبریز بر پایه چهار بعد است: کالبدی-فضایی، عملکردی، منظر شهری و اجتماعی- فرهنگی؛ که برای تحقق و ارتقای آن ها نیازمند ایمن سازی، توسعه دسترسی به فضاهای سبز و فراهم آوردن موقعیت هایی برای بازی و تعاملات کودکانه هستیم. در نهایت این مطالعه، با پیشنهاداتی مشخص برای بهبود فضاهای شهری با توجه به نیازهای کودکان و درک عمیق تر از تأثیرات پاندمی بر استفاده از فضاهای عمومی، به مجموعه دانش موجود در این حوزه می افزاید و راهبرد های مواجهه با چالش های بهداشتی آینده را معرفی می کند.
بررسی تأثیرگذاری متقابل معماری و هویت بدنی انسان، با تکیه بر سایبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
61 - 72
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بدن و معماری همواره بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند. انسان امروز به واسطه رشد فناوری وجهانی شدن در معرض تغییرات اجتماعی وسیعی قرار دارد و با دنیای هوشمندی مواجه است که هر روز هوشمندتر می شود و او را با پیچیدگی هایش شگفت زده می کند. در این دنیای نوین شکل گرفته بر پایه فناوری، که هوش مصنوعی یکی از نمونه های آن است، انسان آینده به چه شکل خواهد بود؟ و معماری تحت اثر ویژگی های بدنی جدید، چه تغییراتی را می پذیرد؟ هدف پژوهش: به نظر می رسد بدن آینده در فصل مشترک علم زیست شناسی و فناوری های دیجیتال شکل خواهد گرفت؛ بدنی ترکیبی؛ از انسان، ابزار و تکنولوژی؛ چیزی به نام سایبرگ. این پژوهش در پی پاسخ به چگونگی معماری برای قرن حاضر به بررسی ویژگی های بدنی انسان معاصر و آینده می پردازد و سرانجام با ارائه پیشنهاداتی برای معماری آینده خاتمه می یابد.روش پژوهش: در این پژوهش، نخست به تأثیرپذیری معماری از عوامل فیزیولوژیک بدن، مقوله ارتباط و محیط های ارتباطی بین بدن انسان و بخش های درونی و بیرونی خود اشاره می شود و ضمن دسته بندی این موارد به مصادیق معماری الگوگرفته شده از بدن پرداخته می شود. سرانجام همین روند در مورد بدن جدید پی گرفته و پیشنهادهایی برای آینده ارائه می شود. مطالعات عمدتاً به صورت کتابخانه ای انجام شده است.نتیجه گیری: توسعه دامنه تأثیرگذاری ساختمان توسط ابزار دیجیتال، بهره گیری از شبکه عصبی عمیق در هوشمندسازی و استفاده از سیالات جهت پیام رسانی در سطح و عمق بنا از جمله پیشنهادات ارائه شده است که تحت عنوان معماری حیات گونه ارائه می شود.
مقایسه تطبیقی معماری ساختمان های ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی 1300تا 1357ش
حوزههای تخصصی:
با آغاز قرن بیستم، ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهانی و داخلی، گام های اساسی درجهت نوسازی و توسعه زیرساخت های حمل ونقل برداشتند. ایستگاه های راه آهن به عنوان نقاط اتصال فیزیکی، عملکردی و فرهنگی، نقشی مؤثر در بازتاب هویت ملی و سیاست های توسعه ای ایفاء کردند. بااین حال، تفاوت های فرهنگی، سیاسی و اقلیمی میان دو کشور، به بروز تمایزاتی در طراحی و ساخت این ایستگاه ها انجامید. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی معماری ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی ۱۳۰۰تا۱۳۵۷ش، باتمرکزبر عوامل مؤثر در شکل گیری الگوهای طراحی و بازتاب هویت ملی در هر کشور است. روش تحقیق به صورت کمی-تحلیلی بوده و داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. دراین چارچوب، هشت ایستگاه راه آهن منتخب از هر دو کشور، موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد ایستگاه های ایران، به ویژه در دوران رضاشاه پهلوی، تلفیقی از سبک های معماری ایرانی و غربی باتأکیدبر استفاده از مصالح محلی، ملاحظات اقلیمی و تقویت هویت ملی هستند. در مقابل ایستگاهای ترکیه، به ویژه در دوران جمهوری، تحت تأثیر سبک های نئوکلاسیک، آرت نوو و معماری ملی ترکی، بیشتر بر مدرنیسم و هویت جمهوری خواهانه تمرکز دارند. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که ایستگاه های راه آهن در در هر دو کشور، افزون بر عملکرد زیرساختی، به مثابه نمادهای فرهنگی و سیاسی تلقی می شوند. این تفاوت ها بازتاب گر رویکردهای متفاوت نوسازی و توسعه در ایران و ترکیه اند.
شناسایی عناصر مؤثر بر خوانایی ساکنین در بافت تاریخی - مرکزی شهر تبریز با استفاده از تکنیک نقشه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
42 - 58
حوزههای تخصصی:
یکی از نگرانی های فزاینده در شهرهای ایران، توسعه غیرقابل کنترلی است که مکان های تاریخی را برای عابرین پیاده، ناخوانا کرده و تصور ذهنی آن ها از این مکان ها را به مرور زمان کمرنگ تر ساخته است.از این رو مقاله حاضر در تلاش است که به شناسایی عناصر خوانایی در بافت تاریخی- مرکزی شهر تبریز بپردازد چراکه ساخت و ساز و باسازی های مذکور در بافت های تاریخی شهرها باید با شناسایی و اقدام صحیح عوامل و مولفه ها، علاوه بر عدم آسیب به خوانایی موجود، موجب تحکیم حس خوانایی و یکپارچگی در مقیاس های مختلف محلات تا شهر شوند. تحقیق حاضر به شیوه کیفی؛ ترسیم نقشه شناختی در میان 50 نفر از ساکنان بخش مرکزی شهر تبریز و تحلیل نتایج آن با استفاده از رگرسیون خطی در نرم افزار Spss پرداخته است.یافته های تحقیق نشان می دهد که مهم ترین عنصر خوانایی در شناخت ذهنی ساکنین بافت تاریخی، عنصر گره با امتیاز (426/0) است که بر اساس ویژگی های تاریخی، فعالیتی یا تجاری و ارتباطی آن ها به عنوان مکان توقف، اقامت، مشارکت و تعامل با بافت شهری شناسایی شده-اند. گره های ارتباطی، توجه ناظران را به دلیل موقعیت مرکزی آن و عملکرد مهم برای حرکت پیاده جلب کرده و نیز تحت تأثیر تراکم و انواع فعالیت ها در گره ها و بویژه مقیاس عناصر می باشد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که خوانایی یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد محیط منسجم در بافت تاریخی شهر تبریز است. بنابراین جهت جذاب تر و خواناتر کردن مراکز شهرها بر بازسازی و حفظ گره ها به عنوان ویژگی ساخت مکان در بافت تاریخی مرکز شهر تأکید دارد.
بررسی رعنایی جرز ایوان از دوره آل مظفر تا صفوی در بناهای تاریخی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبت رعنایی ایوان از دوره ایلخانی تا صفوی در بناهای یزد دچار تحولات گسترده ای شده است. تحولات ساختاری ایوان حامل دگرگیسی های نظری و عملی معماری این ناحیه بوده که نتیجه آن در گوناوندی فضای ایوان مشاهده می گردد. به دلیل تنوع به کارگیری ایوان در این مقطع تاریخی و عدم انجام تحقیقی جداگانه درباره کرونولوژی و تحولات ضریب رعنایی ایوان در شهر یزد، این پژوهش به آن مبادرت ورزیده است. روش انجام این تحقیق، تحلیلی تاریخی بوده و داده های موردنیاز پژوهش از طریق اسناد و مدارک کتابخانه ای، تحلیل نقشه ها و بررسی میدانی جمع آوری گردیده است. در این پژوهش تحولات ساختاری، تناسبات، ابعاد و اندازه های ایوان مدارس، خانه ها و مساجد دوره آل مظفر، تیموری و صفوی تحلیل و بررسی شده اند. ضمن اینکه به عنوان نمونه با استفاده از مدل سازی عددی و تحلیل سازه، رفتار سازه ای ایوان خانه های دوره های آل مظفر و صفوی نیز با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ضریب رعنایی در دوره آل مظفر در خانه ها و مدارس به نهایت خود می رسد. در این دوره ضریب رعنایی از تناسبات کشیده و هندسه جهت نمایش عمودیت و اقتدار کمک می گیرد. در دوره آل مظفر، رعنایی از اینرسی جرز بصورت توپر، مهار جانبی و قیود تعریف شده در ارتفاع استفاده شایانی می نماید همچنین کوشش می شود ضخامت جرز با میزان بارگذاری روی جرز متناسب شود. ضریب رعنایی در دوره تیموری کاهش یافته و با استعانت جرز ستون، چکاد زیاد، کوشکواره و متخلخل شدن جرز، تعریف تکیه گاه با ساخت کمرپوش، تقطیع طاق آهنگ و سبک سازی سعی در جبران رعنایی نموده است. در دوره صفوی کاهش تناسبات داخلی فضا تداوم داشته و اقداماتی همچون ایجاد جرز منقطع و دیوار ستون، سبک سازی سربار جرز با تعریف پرکننده سبک، خنثی سازی نیروها، افزایش اینرسی با ایجاد ساختار نردبانی، ایجاد تکیه گاه در راستاهای متفاوت جرز و خطای بصری، رعنایی ایوان را تحت تأثیر قرار داده است.
تبیین ظرفیت های شهرسازی وکالتی جهت ارتقای شاخص های اجتماعی در شهرهای کوچک (نمونه موردی: شهرهای کوچک شمال استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
97-112
حوزههای تخصصی:
این تحقیق بر آن است تا با ارائه الگویی از شهرسازی وکالتی در شهرهای کوچک به روشن ساختن ظرفیت های شهرسازی وکالتی در جهت ارتقای شاخص های اجتماعی شهرهای کوچک بپردازد. پژوهش حاضر جزء پژوهش های کاربردی و اکتشافی – تبیینی با روش ترکیبی (کیفی - کمی) است. در بخش کیفی از طریق مصاحبه با خبرگان شامل اساتید دانشگاهی و مسئولان اجرایی شهرهای کوچک شمال استان همدان و با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی و تاکتیک تحلیل محتوای مصاحبه (تحلیل تم) و نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDA 2020 و نرم افزار iMindMap 9 مؤلفه های شهرسازی وکالتی در شهرهای کوچک و نمودار شبکه مضامین ارائه شد. در بخش کمی تحقیق توصیفی و از نوع زمینه یابی است و جهت سنجش نسبت روایی محتوایی و انجام مراحل تکنیک دلفی از آزمون های T تک نمونه ای و ضریب کندال تحت نرم افزار کمی SPSS نسخه 26 استفاده شد و جهت سنجش مطلوبیت برازش الگوی کمی پژوهش از روش تحلیل عاملی تأییدی به کمک آزمون های روایی همگن بودن، روایی همگرا و واگرا و آزمون پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ تحت نرم افزار PLS نسخه 3 انجام شد. نمونه آماری در بخش کیفی بر مبنای اشباع نظری بر اساس کدهای استخراجی از مصاحبه با پنل خبرگان و در بخش کمی 384 نفر از شهروندان و شهرهای کوچک شمال استان همدان که شامل شهرهای کبودرآهنگ، رزن و دمق انتخاب شد. در نتایج به دست آمده از تحلیل معادلات ساختاری تحت نرم افزار PLS مشخص شد که الگوی شهرسازی وکالتی به دست آمده برای شهرهای کوچک در ارتقا شاخص های اجتماعی از برازش مطلوبی برخوردار بودند و شهرسازی وکالتی به میزان 79 % بر شاخص های اجتماعی تأثیر می گذارد، بنابراین در کل می توان نتیجه گرفت که میان قابلیت های شهرسازی وکالتی با ارتقای شاخص های اجتماعی در شهرهای کوچک ارتباط مؤثری وجود دارد و پیش بینی می شود که در یک نمونه بزرگ تر نیز از همان جامعه (در سایر شهرهای کوچک)، فرضیه پژوهش تأیید گردد.
مدل سازی مفهومی ارتقا کیفیت بیمارستان های عمومی مبتنی بر شواهد (EBD) با رویکرد رضایت مندی بیمار (مورد پژوهی: بیمارستان گاندی تهران)
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
25 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی طراحان و سازندگان محیط های درمانی ایجاد محیطی شفابخش است. مفهوم شفابخشی در قرن اخیر منجر به ایجاد تأثیرات مثبتی در روند درمان و تغییرات قابل توجهی در طراحی بیمارستان شده است. توجه به بیمار به جای روند درمان رویکردی در طراحی بیمارستان با عنوان رویکرد«بیمارمحوری» مطرح کرده است. اخیرا که امنیت بیماران و تسریع روند بهبود بیماری مورد اهمیت قرار گرفته است، معماران به موضوعی به نام «طراحی مبتنی بر شواهد» روی آوردند.
چارچوب عملیاتی جهت طراحی ساختمان فرم- انرژی کارا: (نمونه موردی: ساختمان های اداری بزرگ مقیاس شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
103 - 122
حوزههای تخصصی:
اهداف: نور و شرایط حرارتی با اثر بر کیفیت فعالیت های ذهنی و فیزیکی نقش کلیدی در عملکرد کاربران ساختمان های اداری دارند. از آنجا که فرم نحوه مواجهه ساختمان با عوامل محیطی را تعریف می کند، می تواند با کمک به تامین روشنایی طبیعی و شرایط حرارتی مناسب، علاوه بر کاهش مصرف انرژی موجب ارتقاء بهره وری اداری در این بناها نیز گردد. ارزیابی عملکرد فرم ساختمان های اداری بزرگ مقیاس تهران و دستیابی به گونه شکلیِ بهینه فرم جهت تامین سالانه آسایش حرارتی و بصری نوری منطبق بر ویرایش چهارم مبحث نوزده (م.م.س) هدف این پژوهش است.
روش ها: این پژوهشِ کاربردی از نوع نظریه-ساخت بوده که در راستای دستیابی به اهداف، رابطه بین هندسه فرم و متغیرهای sDA، DGP و PMV را مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده، داده های اولیه پس از استخراج کتابخانه ای به صورت میدانی صحت سنجی شده و با نرم افزارهای دیزاین بیلدر و پلاگین هانی بی در گرسهاپر مورد مدل سازی و شبیه سازی قرار گرفته اند. همچنین آنالیز داده های حاصل از شبیه سازی با تفسیر و مقایسه انجام شده است.
یافته ها: فرم مستطیل شکل با دو حیاط مرکزی دارای بهترین وضعیت در شاخص PMV و بدترین از نظر DGP می باشد. زیرگونه پیشنهادی از فرم مذکور با نسبت هسته به پوسته 2:1 با حفظ شرایط PMV توانست از منظر sDA و DGP نیز در حالت استاندارد قرار گیرد.
نتیجه گیری: فرم اغلب این بناها جهت تامین شرایط آسایش حرارتی و بصری نوری طبق مبحث نوزدهم مناسب نیست. طراحان می توانند از فرم مستطیل شکل با نسبت پیشنهادی هسته به پوسته 2:1 جهت تامین شرایط و کسب رده EC این مبحث استفاده نمایند.
کلمات کلیدی: آسایش حرارتی، آسایش بصری، عملکرد ساختمان، کاربری اداری، مبحث نوزده.
تأملی بر اهداف عمیق پرورش معمار در ایران معاصر، نمونه موردی: آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله:آموزش معماری در ایرانِ امروز با چالش های متعددی روبه روست که ریشه در عدم تطابق شیوه های آموزشی با تحولات دوره پسامدرن دارد. ساختارهای آموزشی موجود همچنان برپایه استانداردسازی های دوره مدرن استوارند و این مسئله مانع رشد آموزش معماری مطابق با شرایط زمانی و مکانی جدید شده است.هدف پژوهش: این پژوهش نشان می دهد که با هدف بررسی ویژگی ها و نیازهای آموزش معماری در دوره پسامدرن، به دنبال پیشنهاد اهدافی نوین برای پرورش معمار در ایران معاصر است.روش پژوهش: این پژوهش ترکیبی از رویکرد بازتابی1 و توصیفی - تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و تجربیات عملی نگارنده در آموزش معماری در آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران طی ۱۲ نیمسال تحصیلی (۱۳۹۶-۱۴۰۲) گردآوری شده اند.نتیجه گیری: نشان می دهد که آموزش معماری نیازمند تحول از استانداردسازی به سوی رویکردهای متکثر است. این تحول نه از طریق ساختارشکنی بلکه از طریق ساختارزدایی و ترکیب اهداف تخصصی و عمیق محقق می شود. این پژوهش در کنار اهداف تخصصی (دانش، بینش و توانش) اهدافی عمیقتر در آموزش (اقتصادی، اجتماعی و مدنی، توسعه تفکر، سلامت روان) را پیشنهاد می دهد و مسیری ترکیبی را راه گشا می داند. تغییر نقش مربی از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر فرایند یادگیری، کلید تحول در آموزش معماری دوره پسامدرن و دستیابی به اهداف عمیق پرورش معمار است و بدین ترتیب مربی معماری دوره پسامدرن می تواند الهام بخش زندگی حرفه ای و شخصی دانشجویان باشد.
شناسایی لایه های معنایی با رویکرد منظر در مواجهه با پدیده راه
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
97 - 108
حوزههای تخصصی:
در برداشت سطحی تر و البته نگاه متداولِ امروز به پدیده راه، تنها بر نقش ارتباطی آن تأکید می شود. این در حالی است که راه ها زمانی پیوند عمیقی با زندگی انسان برقرار می نمایند؛ و می توانند به عنوان مقصد مسافران انتخاب شوند. خلأ موجود در بحث مطالعه راه همین عدم توجه به ابعادی است که با زندگی انسان در گذر زمان پیوند عمیقی برقرار کرده است. مطالعات انجام شده در دوران مدرن، حاکی از آن است که با سرعت گرفتن جریان زندگی، سرعت حرکت و به تبع آن ایمنی مسیر در اولویت اول برنامه ریزان، طراحان و مهندسان راه قرار گرفته است. این نوع نگاه تک بعدی و کالبدی به مقوله راه از مشخصه های اصلی علوم مهندسی است. گذشته از آسیب شناسی اقدامات انجام گرفته توسط علوم مهندسی در جهت تسهیل و تسریع هرچه بیشتر، هدف از مطالعه راه می تواند فراتر رود. دانش منظر به کمک فنون مهندسی آمده و با نگاهی کل نگر به مفهوم پدیده راه و توجه هم زمان به تمام ابعاد ملموس و ناملموس راه، گام های مؤثری در جهت ارتقاء کیفیت آن به وسیله احیاء معانی نهفته در راه و با هدف تبدیل آن به مقصد گردشگران بردارد. اگرچه با این زاویه نگاه و در رویکرد منظر، سیاست گذاری راه متفاوت از وضع موجود خواهد شد. این پژوهش از نوع کیفی و بر پایه تحلیل محتوای کیفی بوده که سعی دارد تا با بررسی اسناد کتابخانه ای، مرور نظریات پیشینِ اهل فن، همچنین مشاهده و تحلیل شرایط ضمن تأکید بر ضرورت کیفیت راه ها، به بررسی تأثیر و نقش بسزای رویکرد منظر در سطوح مختلف مطالعاتی پدیده راه بپردازد.
تأثیر نور روز بر واکنش های احساسی در فضاهای سکونتی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
71 - 82
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نور، پارامتر اصلی در ایجاد رابطه بصری انسان با محیط اطراف است که بدون آن بسیاری از امور روزمره در شرایط کنونی قابل انجام نیست. مطالعات نشان می دهند شرایط نور روز در انواع مختلف فضاهای داخلی بر واکنش های احساسی ساکنان آن تأثیر گذارند و ازآنجایی که امروزه افراد، بیشتر زمانشان را در خانه و محیط های داخلی سپری می کنند و نیاز جسمی و روانی به نور روز دارند، لازم است معماران دانش لازم در مورد نور روز و ارتباط آن با واکنش های احساسی ساکنان داشته باشند، درحالیکه پژوهش در این زمینه کم و در عرض های جغرافیایی دیگری است که کیفیات نوری متفاوتی داشتند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های مؤثر نور روز بر واکنش های احساسی ساکنان در محدوده شهر تبریز و تبیین تأثیر جنسیت و سن و نوع مسکن در این رابطه و تبیین تأثیر جهت نور ورودی و ابعاد پنجره بر واکنش های احساسی ساکنان انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و روش پردازش تصاویر یک واحد مسکونی نمونه تبریز در محیط شبیه سازی شده با نرم افزار رویت انجام شده است. جهت ارزیابی، از پرسشنامه استاندارد پرات و راسل استفاده شده است. سپس ویژگی های جمعیت شناختی، شرایط مرتبط با آزمایش و ادراک شرکت کنندگان تجزیه و تحلیل شده است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند دو مؤلفه ابعاد و جهت پنجره ها بر واکنش های احساسی ساکنان تأثیرگذار است و در جبهه شمال و شرق با افزایش ابعاد پنجره سرزندگی ساکنان افزایش پیدا می کند ولی در جبهه جنوب با افزایش ابعاد پنجره، سرزندگی ساکنان کاهش یافته و در معدود موارد بین جنسیت و سن با واکنش های احساسی حاصل از نور روز رابطه معنادار وجود دارد و نوع مسکن بر واکنش های احساسی حاصل از نور روز ساکنان تأثیری ندارد.
تحلیل نقش عوامل کالبدی و فضایی مراکز آموزشی و تحقیقاتی معماری و شهرسازی در بهره وری کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی طراحی فضاهای اداری، خلق فضایی است که کارکنان در آنجا به بهترین نحو به انجام وظیفه بپردازند. در میان عوامل مؤثر بر بهره وری کارکنان، عوامل محیطی و کالبدی دارای نقش مهمی هستند و این نقش در مراکزی که در حوزه دانش و پژوهش فعالیت می کنند، اهمیت بیشتری دارد. زیرا بهره وری نیروی کار در این الگوهای کاری نقش پررنگ تری دارد. با توجه به نقش عوامل محیطی و اهمیت مراکز پژوهشی در میان فضاهای اداری، هدف این پژوهش، تبیین مدل ارتباط متغیرهای محیطی مؤثر بر بهره وری کارکنان در مراکز تحقیقاتی و پژوهشی است. پژوهش از حیث هدف، توسعه ای و از نظر روش توصیفی محسوب می شود. پس از مطالعات اسنادی، 31 متغیر اولیه استخراج شد و با استفاده از روش دلفی بر مبنای آراء خبرگان، به 16 متغیر کاهش یافت. سپس، مطابق مدل ویشر در 3 سطح، طبقه بندی شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه و محدوده مطالعه شامل 4 مرکز تحقیقاتی معماری و شهرسازی در شهر تهران است. در تحلیل استنباطی، برای آزمون فرضیات، از روش تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و تحلیل مسیر به روش حداقل مربعات جزئی (PLS) در محیط نرم افزار LISREL.10.2 استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که ابعاد فیزیکی، عملکردی و روانی محیط کار بر بهره وری کارکنان مراکز تحقیقات معماری و شهرسازی تهران مؤثر است. در این میان، مهم ترین عوامل فیزیکی به ترتیب شامل دما و تهویه، نویز و آکوستیک، نور و ارگونومی، مهم ترین عوامل عملکردی به ترتیب شامل چیدمان دفاتر کار، ابعاد و تناسبات، سازمان فضایی، طبیعت گرایی و شفافیت و مهم ترین عوامل روانی به ترتیب شامل حریم خصوصی، امنیت، تعاملات و مالکیت هستند. همچنین الگوی کاری، بیشترین رابطه را با عوامل روانی دارد و ارتباط معناداری با عوامل فیزیکی ندارد.
بررسی عوامل موثر برتوانمندسازی اجتماعی زنان (مطالعه موردی شهر گیلانغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
101 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق : توانمندسازی زنان در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی از مباحث مهم در جوامع امروزی می باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف توانمندسازی اجتماعی زنان شهرگیلانغرب انجام شده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر به شیوه روش پیمایشی انجام گردیده است جامعه آماری تحقیق شامل زنان شهر گیلانغرب بودکه با روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۳۷۲نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شد. برای بررسی ارتباط بین توانمند سازی زنان و اینکه چه چیزی تصمیم گیری و نگرش خانواده ها نسبت به تصمیم گیری و مشارکت در امور خانواده را تعیین می کند، از تحلیل رگرسیون چند جمله ای استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند: متغیر های میزان تحصیلا ت، سن، ثرو ت و تعداد فرزندان، سن زنان، تعداد فرزندان، شغل همسر و نوع کسب و کار با توانمندسازی زنان ارتباط مثبت دارند و بر میزان مشارکت و تصمیم گیر ی در خانواده ها تأثیر می گذارد.نتیجه گیری: تشویق به مشارکت زنان در فرآیند توسعه، از طریق فراهم آوردن فرصت های مشارکت آن ها بسیار مهم است، این فرصت ها باید تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر داشته باشد تا با تشویق زنان به مشارکت، آگاهی آن ها افزایش پیدا کند.
بررسی وجوه شکل گیری مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا صفوی با رویکرد تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
83 - 92
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نگارگری از منابع غنی هنر ایران و تمدن اسلامی است و دوره صفویه جزء درخشان ترین دوره در هنر اسلامی به شمار می رود. مطالعه آثار این دوره به دلیل بازشناسی پیشینه فرهنگ و هویت ایرانی و تأثیراتشان بر هنر اسلامی ایران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا، معروف به جامی فریر، آخرین نسخه مصور ممتاز با معیارهای سلطنتی بوده که به سفارش و حمایت سلطان ابراهیم میرزا در دوره صفویه تولید شده است. این مرقع در دوره شاه تهماسب، همزمان با تغییرات سیاسی و اجتماعی و محدودیت های حمایتی از هنر و هنرمندان، خلق شده است. به نظر می رسد این اثر در فضایی نسبتاً آزاد و مستقل از تحولات و ایدئولوژی حاکم بر زمان خود شکل گرفته است.هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی تاریخی و گفتمانی، در چارچوب نظری نورمن فرکلاف، به بررسی بافت زمینه ای و عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا می پردازد. روش تحلیل گفتمان در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین برای واکاوی این اثر به کار گرفته شده است. از نظر هدف، این پژوهش در دسته تحقیقات توسعه ای قرار می گیرد.روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی-تاریخی-تحلیلی است. و بر پایه بررسی های تاریخی و اطلاعات به دست آمده از بسترهای اجتماعی و سیاسی زمان شکل گیری مرقع ابراهیم میرزا انجام شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی است. نتیجه گیری: با بررسی تاریخی بافت زمینه ای عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر شکل گیری این مرقع در چهارچوب نظری نورمن فرکلاف نشان می دهد که ابراهیم میرزا، به دلیل موقعیت سیاسی، روابط سلطنتی و جهان بینی متفاوت خود، نقشی محوری در خلق این اثر داشته است. همچنین، تغییرات سیاسی و مذهبی ایجاد شده در قدرت حاکم صفویه برموضوع، تصاویر و مضامین مرقع تأثیرگذاشته و سبب ایجاد اثری هنری با ویژگی های متفاوت نسبت به سایر آثار هم دوره اش شده است.
تحلیل اجتماعی پذیرش بلوک های خاکی به عنوان مصالح ساختمانی برای احیای هویت فرهنگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه گذشته مباحث فرهنگی در پروژه های معماری و شهرسازی موردتوجه معماران و شهر سازان قرارگرفته است. استفاده از خاک در ساخت وساز از قدیم الایام در کشور ایران رواج داشته و با فرهنگ آن عجین شده است. ازاین رو، بازگشت به معماری خاک می تواند فرهنگ کهن این کشور را زنده کند و مانع از فراموشی آن در نسل های آینده شود. معماری خاک، یکی از فنون شناخته شده ساخت وساز در معماری و با غنای تاریخی چند هزارساله است. چراکه خاک یکی از فراوان ترین منابع در کره زمین محسوب می شود که بیش از چند هزار سال است، به عنوان مصالح ساخت وساز مورداستفاده قرار می گیرد. از طرفی، استفاده از مصالح خاکی در دنیای امروزی مدرن وابسته به پذیرش آن از طرف جامعه است. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی پذیرش اجتماعی مصالح خاکی کهن در دنیای مدرن امروزی است. بدین منظور پرسش نامه ای شامل سئوالاتی در سه بخش فرهنگی، فنی-اجرایی و علایق شخصی تهیه و پس از تأیید روایی توسط متخصصان پاسخ داده شد که متخصصان شامل ۵۵ نفر از مهندسان عمران، شهرسازی معماری و اساتید دانشگاه ها بودند. پس از تأیید پایایی پرسش نامه به کمک نرم افزار SPSS، پاسخ ها با این نرم افزار موردبررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بر اساس میانگین امتیازات، بلوک خاکی درزمینه فرهنگی بیشترین و درزمینه فنی-اجرایی کمترین مقبولیت را دارد. همچنین با توجه به آزمون دوجمله ای بلوک های خاکی ازنظر فرهنگی، فنی-اجرایی، علایق شخصی و اجتماعی موردقبول واقع شده اند. مطابق آزمون هم بستگی، پذیرش فرهنگی و علایق شخصی بلوک های خاکی با جنسیت و تحصیلات رابطه دارد. این در حالی است که پذیرش فنی-اجرایی با هیچ کدام از خصوصیات دموگرافیک مرتبط نیست. همچنین این مطالعه نشان می دهد که پذیرش اجتماعی بلوک های خاکی در ایران به شدت تحت تأثیر ویژگی های فرهنگی و تصورات عمومی قرار دارد. بنابراین، توصیه می شود که کوشش های بیشتری در جهت بهبود درک عمومی و ارتقاء مهارت های فنی در این زمینه انجام شود.
جستاری بر نقش ساختار کالبدی- فضایی بر کیفیت مسکن مناطق نفت خیز، با نگرشی بر نظریه نحو فضا؛ مورد پژوهی: شرکت شهر نفت اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
21 - 50
حوزههای تخصصی:
شهرهای متکی بر منابع طبیعی، به ویژه نفت، الگوهای رشد و توسعه منحصر به فردی را تجربه می کنند. شرکت شهرهای استخراجی خوزستان، به عنوان نمونه ای بارز از این نوع شهرها، با مهاجرت های گسترده و تغییرات در الگوهای تولید، تحولات کالبدی-فضایی چشمگیری را پشت سر گذاشته اند. یکی از مهم ترین این تحولات، تغییرات در ساختار مسکن و در نتیجه، کیفیت کالبدی زندگی ساکنان بوده است. نظر به اهمیت کیفیت کالبدی در برنامه ریزی های شهری، این پژوهش به دنبال بررسی تحولات تاریخی ساختار کالبدی-فضایی مسکن در شرکت شهرهای استخراجی خوزستان است. در این راستا، مفهوم نحوفضا به عنوان ابزاری جهت تحلیل روابط اجتماعی و فضایی در محیط های شهری به کار گرفته شده است. هدف از نگارش این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار و بررسی ساختار کیفیت کالبدی- فضایی مسکن شرکت شهر اهواز به روش نحو فضا می باشد. این تحقیق به لحاظ «ماهیت» پژوهش، از گونه تحقیقات «آمیخته» و به لحاظ «قصد» از پژوهش، «تفسیری» و از جنبه منطق پژوهش، «استقرایی» است. داده های کمی به صورت میدانی (پرسشنامه) و داده های کیفی به روش تکنیک چیدمان فضا گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که معماری خانه های شرکت شهر نفت اهواز با وجود کالبد فیزیکی که با الهام از معماری بریتانیا ساخته شده، توانسته است با اصول فرهنگی، اجتماعی و اقلیم بومی منطقه، همساز شود و معیارهای بومی ایرانی-اسلامی نظیر محرمیت، تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی خانه و ورودی های متعدد در این معماری به خوبی لحاظ گردد. این امر حاکی از تعامل پویا میان تأثیرات جهانی و محلی در شکل دهی به محیط انسان ساخت می باشد.
مطالعه گِراوُرهای کُرنِلیس دو بروین از شیراز عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
68 - 87
حوزههای تخصصی:
وضعیت شیراز در روزگار صفوی و چندوچون حومه های آن از پوشیده ترین دوره ها در مطالعات معماری و شهرسازی این شهر است. این درحالی است که کُرنِلیس دو بروین (جهانگرد و نقاش هلندی)، هشت گراوُر بی مانند از شیراز در اوایل سده 18م/12ق فراهم آورده که واجد «واقع نمایی» و «مکان گرایی» است. هدف این پژوهش، شناخت زمینه های تاریخی و هنری تأثیرگذار در خلق گراوُرها و بازخوانی و تحلیل آن هاست؛ می کوشد تا مؤلفه های منظر تاریخی-طبیعی شیراز و نسبت متن به تصویر را در آن ها شناسایی کند و داده های تازه موجود در آن ها را آشکار سازد. روش پژوهش تاریخی است. یافته ها نشان دهنده الف) تأثیر سیاق هنری و ذهنی بروین بر خلق آن هاست. آن ها همچنین معرف سنتز «شهر» و «حومه» یا «ویرانه» و «باغ» هستند که منظر تاریخی و طبیعی شیراز را در «دید های جزئی و گسترده» زیر عنوان کهنگی و دیرینگی بازنمایی می کند. ب) متن سفرنامه (جزئیات و اندازه ها و نسبت ها) مکمل گراوُرها هستند. ج) گراوُرها به دو دسته «معرف آثار معماری و منظر تاریخی» و «معرف منظر شهر و حومه ها» قابل تقسیم اند و داده هایی از آثار معماری (پیش و پس از اسلام) و ساختار حومه ها (منظر تاریخی) را دربردارند. جانمایی دقیق بناهای شهر، تمایز در شکل گنبدها، حضور منارها، تأکید بر مقبره ها (شیخ زین الدین و شیخ نوربخش)، باغ ها (فردوس) و آثار معماری و ویرانه های پیرامون شهر در کمتر گراوُر عصر صفویِ شیراز دیده می شوند.
تحلیل مؤلفه های مؤثر بر برندسازی شهری (مورد مطالعه: شهر آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 119
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: برندسازی شهری فرآیندی راهبردی است که با تکیه بر ویژگی های منحصربه فرد جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی شهر، تصویری متمایز و جذاب از آن ارائه می دهد. این رویکرد با هدف ارتقای جایگاه رقابتی شهر در جذب سرمایه گذاری و گردشگر، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت و بهره گیری از ظرفیت های مکانی و غیرمکانی است. در سال های اخیر، نقش فرهنگ و نوآوری در این فرآیند پر رنگ تر شده و طراحی شهری نیز به عنوان ابزاری برای تقویت برند شهری مورد توجه قرار گرفته است. هدف: ارائه الگوی برندسازی شهر آمل با تأکید بر تصویر شهری، هدف اصلی این پژوهش است. این تحقیق می کوشد با ریشه یابی و تبیین تصویر ذهنی ساکنان و گردشگران از شهر آمل و شناسایی پتانسیل های آن، مفاهیم کلیدی مرتبط را تحلیل کرده و در ادامه، با بهره گیری از رویکرد آینده نگاری، دستورالعملی کاربردی برای آینده ای محتمل تدوین کند. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ترکیبی از روش های کمی و کیفی، به شناسایی تصویر ذهنی شهروندان و قابلیت های شهر آمل پرداخته و با استفاده از پرسشنامه، مطالعات اسنادی و تحلیل نرم افزار میک مک، عوامل مؤثر در برندسازی شهری آمل را بررسی کرده است. یافته ها : پس از بررسی های انجام شده این نتیجه به دست آمد که شهر آمل دارای پتانسیل های مطلوبی در جهت تبدیل شدن به برند منطقه ی و جذب گردشگران است. نتیجه گیری: در این راستا، و با توجه به وضعیت موجود شهر آمل، بر پایهٔ نتایج حاصل از نظرسنجی های انجام شده از شهروندان و تحلیل داده های به دست آمده، پیشنهادهایی در جهت حفظ و ارتقای کیفیت پتانسیل های موجود شهر و نیز جذب سرمایه گذاران ارائه شده است. این پیشنهادها در قالب راهکارهای عملی، به صورت تفکیکی در حوزه های مختلف، با هدف برندسازی شهر آمل و بهبود پایدار ظرفیت های آن تدوین گردیده است.