فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۶۱ تا ۳٬۶۸۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم تیر ۱۳۹۷ شماره ۶۱
39 - 52
حوزههای تخصصی:
انسجام و امتزاج از ویژگی های بافت های تاریخی بوده که منجر به شکل گیری کلیتی یکپارچه از شهر تحت عنوان سیستمی پویا شده است. شهر در گذشته دارای کلیتی واحد بوده که این کلیت از ساختار درونی محلات تا ساختار ارتباطی و هم پیوندی محله با پیرامون خود را شامل بوده به گونه ای که کلیتی واحد به نام شهر را شکل می داده است. بیان مسئله : مسئله موجود از بین رفتن معیارهای انسجام محلات با هم در توسعه های جدید شهری و پیدایش اجزایی جدا و منفک تحت عنوان محلات است، و اینکه در طرح توسعه های جدید شهری، ارتباط محلات با یکدیگر در قالب طرح های فرادست شهری مد نظر قرار گرفته نشده است و همواره نگاه به محلات در پژوهشهای متعدد، نگاه درونگرایی بوده و پیوند مابین محله ای را در بر نگرفته است. انسجام در زمینه های مختلفی همچون هندسی و کالبدی، کارکردی و از جمله انسجام اجتماعی قابل بررسی بوده، که در این تحقیق تمرکز بر روی انسجام و امتزاج ساختاری و کارکردی است. هدف تحقیق : هدف تحقیق، بررسی معیارهای انسجام و پیچیدگی در ساختار ارتباطی محلات با یکدیگر و همچنین ارایه الگویی مفهومی انسجام محلات با هم بوده که بتواند الگویی منعطف را برای همجواری محلات فراهم کند. روش تحقیق : روش تحقیق، به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای متون مرتبط با انسجام و کلیت شهری انجام یافته و ارتباط محتوایی با واقعیت های موجود بافت تشریح شده است. پژوهش از نوع اکتشافی-تبیینی بوده و در فرآیند تصمیم سازی آن، از مقایسه تحلیلی استفاده شده است. تحلیل محتوا و استدلال قیاسی روش اصلی در ایجاد پایه های فکری تحقیق است. پژوهش در بعد عملی، از مدل استفاده شده است. برای این منظور 18 محله تاریخی مورد مشاهده میدانی قرار گرفته و متناسب با چک لیست های تنظیم شده، امتیاز دهی شده اند و الگوی مفهومی پیشنهاد شده در منطقه 1 کرمان با استفاده از مدل مذکور به آزمون گذارده می شود. نتیجه گیری : با توجه به مطالعات مشخص شد که 5 شاخصه اصلی هر محله شامل سازمان فضایی، پیوستگی، کالبد، اجتماع پذیری و معنا، اگر در تعامل با 11 شاخصه انسجام فضایی قرار گیرد؛ ماتریسی را شکل می دهد که از کنش و بر هم کنش هر یک از مؤلفه های آن با یکدیگر زمینه شکل گیری شبکه منسجم محلات به وجود خواهد آمد.
خلق فضاهایی جدید در بازار و پایداری فرهنگی و محیطی
حوزههای تخصصی:
تحقیقات متعددی درباره بازار، محیط، فرهنگ و پایداری فرهنگی در ایران و سراسر دنیا ارائه شده است که هرکدام از زاویهای خاص موضوع را ارزیابی نموده و به نتایج متفاوتی نیز دست یافتهاند. این تحقیق به تأثیر خلق یک کاربری مانند یک راسته بازار اتفاق محور، بر پارامترهای فرهنگی به عنوان هدف اول؛ تأثیر خلق فضاهایی جدید و رویدادهایی تازه در بازار بر پایداری فرهنگی و محیطی به عنوان هدف دوم؛ و شناخت مفهوم فرهنگ به عنوان هدف سوم پرداخته است. این تحقیق توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای و مطالعات میدانی میباشد. مطالعات میدانی از طریق پرسشنامه و در زمینه فرضیه تحقیق است. جامعه آماری تحقیق شهروندان شهر شیراز هستند که روزانه در بازارهای مختلف این شهر حضور مییابند. در این راستا عوامل زمینهای و جمعیت شناختی نظیر سن، جنسیت، تأهل، سطح تحصیل، شغل، دلیل حضور در بازار و میزان حضور در بازار به عنوان عوامل جمعیت شناختی در توزیع پرسشنامه مدنظر بوده است. حجم نمونه تعداد 176 نفر از شهروندان بودهاند که به صورت ساده تصادفی انتخاب شدند و پاسخ به سؤالات از طریق یک طیف لیکرت پنج تایی از خیلی کم تا خیلی زیاد میباشد. آلفای کرونباخ تحقیق عدد 90/0 میباشد که سطح پایایی و روایی بالایی را گزارش میکند. همچنین از طریق مصاحبه با شهروندان نظرات کامل تری از آن ها به دست آمده است. پرسشنامه با کمک نرم افزار spss بررسی شده و نتایج به صورت توصیفی و تحلیلی شده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که: فرضیههای تحقیق مورد تائید میباشد و بر این اساس با خلق یک کاربری مانند یک راسته بازار اتفاق محور، میتوان پارامترهای فرهنگی مانند اتفاقات جمعی را افزایش داد. همچنین با خلق فضاهایی جدید و رویدادهایی تازه که مطابق با فرهنگ مردم یک شهر باشند، میتوان به اثربخشی هر چه بیشتر در زمینه پایداری فرهنگی و محیطی کمک کرد.
بازشناسی مولفه های هویت منظر شهری در شهرهای ایرانی- اسلامی، نمونه موردی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هشتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
223-230
حوزههای تخصصی:
فرآیندِ چابکِ طراحی ساختمانِ پایدار با استفاده از مدل سازی اطلاعات ساختمان (نمونه موردی: پروژه تِترا)
حوزههای تخصصی:
میزان مصرف بالای انرژی در ساختمان و بی توجهی به مفاهیم معماری پایدار و ساختمان سبز در کنار روش های ناکارآمد طراحی و اجرای ساختمان و عدم نهادینه شدن رویکرد مدل سازی اطلاعات ساختمان به صورت گسترده از مشکلات اصلی صنعت ساختمان در ایران محسوب می شوند. این روش های ناکارامد طراحی و اجرا، باعث صرف زمان و هزینه زیاد در صنعت ساختمان و در نهایت عدم دستیابی به نتایج مطلوب و ساختمان های بی کیفیت با مصرف انرژی بالا شده است. هدف این پژوهش تدوین یک مدل عملیاتی برای طراحی ساختمان پایدار بر اساس تجربه عملیِ طراحی یک ساختمان پایدار با کاربری اداری – صنعتی است. در ابتدا با انجام مصاحبه مسایل و مشکلاتی که در فرآیند طراحی و اجرای این پروژه بوجود آمد شناسایی شد و با بررسی مبانی نظری موضوع، در نهایت راه حل هایی در قالب یک مدل مفهومی برای آنها پیشنهاد شد. برای رسیدن به جمع بندی نهایی و همگرایی در نظرات کارشناسان از روش دلفی استفاده شد و مدل بدست آمده ابتدا در یک جلسه ارایه و نقطه نظرات شرکت کنندگان که همه از دست اندرکاران و ذینفعان پروژه مذکور بودند دریافت شد و پس از تجزیه و تحلیل آن ها در مدل اعمال شد. در مرحله بعدی از طریق ایمیل با ذکر توضیحات کافی برای کلیه شرکت کنندگان در مصاحبه مدل اصلاح شده ارایه شد و با توجه به همگرایی قابل قبول نظرات که از طریق ایمیل اعلام شد در نهایت با انجام برخی اصلاحات جزیی مدل نهایی بدست آمد. نتیجه این پژوهش حاکی از این است که تلفیق رویکرد مدیریت پروژه چابک با مدل سازی اطلاعات ساختمان برای طراحی یک ساختمان پایدار اجتناب ناپذیر است. در رویکرد مدیریت پروژه چابک سازگاری با تغییرات و دریافت بازخورد در چرخه های تکراری و تکوین محصول به صورت تدریجی و انباشته انجام می شود. مدل سازی اطلاعات ساختمان هم می تواند به عنوان تسهیل کننده این فرآیند عمل نماید که با استفاده از ان در بازه های زمانی کوتاه مدت، ایده های مختلف طراحی مطرح و تحلیل شوند تا در صورت دستیابی به شرایط مورد نظر در ساختمان مورد استفاده قرارگیرند. در مدل نهایی ارایه شده همچنین فرآیند های سنتی طراحی ساختمان اصلاح شده و پیشنهاداتی در خصوص کارآمدیِ فرایند طراحی ساختمان با هدف خلق بیشترین ارزش برای بهره برداران با صرف زمان و هزینه کمتر ارایه شده است.
چالش آب شهری و بررسی سناریوهای مدیریت رواناب های شهری (مطالعه موردی: بخشی از شهر بندرعباس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۲ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
71 - 83
حوزههای تخصصی:
توسعه شهرنشینی با افزایش سطوح نفوذناپذیر و به طور هم زمان با تغییرات چرخه هیدرولوژیکی همراه است. این امر باعث می شود تا حجم رواناب حاصل از بارندگی زیاد شده و درنتیجه رژیم رواناب تندتر بازمان تأخیر کوتاه تر و دبی های اوج بالاتر، حاصل شود. بنابراین، خطر ایجاد سیل که یکی از پرمخاطره ترین بلایای طبیعی است افزایش می یابد. منطقه مورد مطالعه بخشی از شهر بندرعباس انتخاب شده است که به شدت در معرض رشد و توسعه یافتگی قرار دارد. سیستم زهکشی نامناسب و توسعه ناهمگون شهر بدون توجه به معیارهای جامع شهرسازی در دهه های گذشته باعث شده که حتی در اثر بارندگی با دوره بازگشت های کوچک نیز شاهد آب گرفتگی در محدوده شهری باشیم. بنابراین در این پژوهش سعی شده است تا با شبیه سازی نحوه عملکرد سیستم زهکشی رواناب سطحی، نقاط حساس به آب گرفتگی بررسی گردد و بهترین گزینه های عملیاتی جهت کنترل سیلاب و تأثیر آن ها بر کاهش حجم سیل مورد ارزیابی قرار گیرد. بدین منظور با استفاده از نرم افزار EPA-SWMM سه راهکار مدیریتی سیستم ماند بیولوژیکی، پشت بام سبز و جوی-باغچه در کنترل دبی جریان بررسی شد. نتایج نشان داد که راهکار مدیریتی پشت بام سبز، نسبت به بقیه راهکارها، با متوسط کاهش 8/18درصدی دبی پیک و کاهش 5/12 درصدی حداکثر سرعت از عملکرد بهتری برخوردار است. از دیگر نتایج این تحقیق این است که شبکه در حالت بدون گزینه عملیاتی برای دوره بازگشت 10 ساله دارای 18 درصد پس زدگی بود که این مقدار با اجرای سناریو پشت بام سبز پس زدگی جریان به 1 درصد شبکه کاهش یافت. بنابراین راهکار مدیریتی پشت بام سبز به عنوان بهترین راهکار در کاهش پیک و سرعت جریان در محدوده مورد مطالعه انتخاب گردید.
تأثیر ویژگی مصالح مختلف مورداستفاده در سطوح شهری بر ایجاد جزیره حرارتی در اقلیم گرم و خشک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصالح قابلیت جذب، انباشت و انتقال پرتوهای خورشید به جو را دارند. بدین معنا که مصالح مورداستفاده در پوسته شهر، نقشی کلیدی در تغییر خرداقلیم شهرها و ایجاد اثر جزیره حرارتی دارد. برای شناسایی تأثیر مصالح مختلف پوسته شهری بر افزایش دمای هوای مجاور سطوح، یک مطالعه تجربی بر روی 30 نمونه از مصالح رایج مورداستفاده در پیاده راه، خیابان و بام در شهر تهران انجام شده است. در این پژوهش با هدف بررسی تأثیر خواص ترموفیزیکی و تابشی مصالح و با بهره گیری از ابزارهایی چون ترمومتر تماسی، دوربین مادون قرمز و طیف سنج، عملکرد حرارتی و نوری نمونه ها موردمطالعه قرار گرفت. با استفاده از روش های آماری، خصوصیات فیزیکی نمونه ها چون رنگ، جنس و بافت سطح و اثر هر یک بر تغییرات دمای سطوح به کمک داده های جمع آوری شده مشخص گردید. نتایج نشان می دهد که در اکثر نمونه ها، بیشینه دمای سطح بالاتر از oC 54 و شاخص بازتاب خورشیدی(SRI) و آلبیدوی کمتر از 50% است که در افزایش دمای هوای مجاور نقش به سزایی دارند. لذا استفاده از مصالح با رنگ روشن و صیقلی و همچنین آلبیدو بالا، به شرط کنترل خیرگی، از مؤثر ترین راهکارهای کنترل افزایش دمای هوای مجاور است. این مطالعه می تواند در انتخاب هرچه بهتر مصالح مناسب، کاهش اثر جزیره حرارتی و در نتیجه بهبود شرایط آسایش حرارتی در محیط های خارجی در ایران مؤثر باشد.
نقش و جایگاه ارزش و قابلیت های فرهنگی تاریخی در قوانین و سیاست گذاری حفاظت شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
171 - 187
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تا پیش از مشروطه، گسترش و حفاظت در شهرهای ایران روندی سنتی و آیینی داشت و امور مربوط به آ ن ها، بر اساس اصول بر آمده از تجربه بودند، ولی با شروع حرکت های اصلاحی، نگرش به شهر تغییر کرد؛ شکل گیری مجلس شورای ملی و تصویب قانون بلدیه نقطه عطفی در مفهوم جدید از شهر محسوب می گردد؛ در تعریف جدید، قوانین از ابزارهای مهم شهری می باشد و به عنوان بازوی حمایتی برای توسعه و حفاظت از شهر عمل می کند. به نظر می رسد شکل گیری قانون در شهرهای ایران تا حدودی توانسته است کاستی های چندی را برطرف نماید، ولی تطبیق آن ها با ارزش های فرهنگی–تاریخی نشان می دهد عملیاتی کردن قوانین مذکور، در موارد بسیاری همسو و هم جهت با ارزش های فرهنگی تاریخی نبوده اند. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی این مسئله است که تصویب قوانین و مقررات مذکور تا چه اندازه در راستای ارزش های فرهنگی–تاریخی بوده و آیا تصویب آن ها توانسته است ارزش های توسعه ای و فرهنگی را در کالبد شهر متجلی سازند؟ روش: پژوهش جاری از نوع پژوهش های بنیادی-نظری می باشد و روش تحقیق، تفسیری-تاریخی است که تحلیل ها و استدلال های کیفی برای نتیجه گیری استفاده شده است. یافته ها : در این پژوهش ابتدا قوانین و سیاست گذارهای مصوب در زمینه حفاظت شهری مطالعه گردید و با ارزش ها و قابلیت های فرهنگی تاریخی به دست آمده تطبیق داده شد و نقشی که ارزش های فرهنگی تاریخی در دوره ها و رویکردهای مختلف مداخله شهری داشته است؛ مشخص گردید. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که لازم است اولاً بین بافت تاریخی فرهنگی و سایر بافت های شهری قدیم یا کهن، تفاوت وجود داشته باشد و ثانیاً قوانین و مقررات مداخله در بافت های با ارزش مبتنی بر ارزش ها و برای متجلی ساختن ارزش ها در زمان حال باید طراحی و تدوین گردد و ثالثاً متناسب با نیازهای روز هر جامعه قوانین و مقررات مداخله مورد بازبینی قرار گیرند.
مقایسه تحلیلی ترسیم با دست و رایانه در فرآیند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت ترسیم با دست در طراحی معماری از یک سو و کاربرد روزافزون نرم افزارهای رایانه ای در این حوزه و مقابله این دو به موضوعی بحث برانگیز تبدیل شده است که رویکردی تحلیلی در تطبیق آنها را می طلبد. این مقاله تلاش دارد تا با بازنگریِ چیستی ترسیم با دست و نقش آن در فرآیند طراحی معماری، به مقایسه آن با ترسیم با رایانه بپردازد. این مقاله در سه بخش اصلی تدوین شده است. در بخش نخست، چیستی و مراتب ترسیم، انواع ترسیم و کاربرد آنها در مراحل مختلف فرآیند طراحی معماری بررسی می شود. در بخش دوم، ترسیم با رایانه و کاربرد و جایگاه آن در مراحل فرآیند طراحی معماری بررسی می شود. در بخش سوم، کارایی ترسیم با دست و ترسیم با رایانه در فرآیند طراحی معماری به طور تحلیلی مقایسه می شود. از این قیاس تحلیلی چنین می توان نتیجه گرفت که ترسیم با دست به علت ارتباط مستقیم با فعالیت خلاق ذهنی، در بخش های ذهنی طراحی واجد کارایی بیشتر است و ترسیم با رایانه در مراحلی که بیشتر جنبه معرفی و نهایی دارد، نقش مفیدتری ایفا می کند. نتیجه این مقاله زمینه ای نظری برای مواجهه با موضوع کاربرد رایانه در حوزه ترسیم معمارانه و نظارت و هدایت آن در جهت تلفیق با مهارت های ترسیم دستی برای حصول به اهداف غایی طراحی معماری فراهم می کند.
بررسی شکل گیری حروف منفصل در خط نستعلیق براساس بیاض تاج الدین احمد وزیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
59 - 68
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : از نیمه نخست سده هشتم ه. ق. جنبش ابداع قلم های خاصِ ایرانیان آغاز شد و نتیجه، پیدایش سه خط تعلیق، نستعلیق و در سده های بعد، شکسته نستعلیق بود. نیک می دانیم که وضع اقلام به یک باره صورت نگرفته بلکه به تدریج تکامل یافته، از این رو هدف اصلی این پژوهش بررسی سیر تغییرات به کاررفته در حروف منفصل نستعلیق است. هدف دیگر این پژوهش، بررسی میزان تأثیرگذاری خط نسخ و تعلیق بر پیدایش نستعلیق است. هدف پژوهش : با توجه به اشارات قبل و همچنین با استناد به این نظر که میرعلی تبریزی خط نستعلیق را به کمال رسانده و پیش از آن، این خط در شیراز به ظهور رسیده و وجود نسخه ارزشمند بیاض تاج الدین احمد وزیر در کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان، که یکی از نسخه های خطی نفیسی است که به سال 782 ه. ق. در شیراز برای تاج الدین احمد وزیر، که در زمان سلطنت شاه شجاع (760- 786 ه. ق.) وزارت فارس را بر عهده داشته، فراهم شده است، در این پژوهش، به بررسی پیدایش و شکل گیری حروف منفصل خط نستعلیق در سده هشتم ه. ق. در ایران و با تأکید بر این بیاض، پرداخته شده است. روش پژوهش : به منظور مقایسه ، نسخه خطی «شاهنامه باینسقری» به عنوان شاخص خط نستعلیق پس از میرعلی تبریزی در نظر گرفته شده و پس از شناسایی خطوط نستعلیق آغازین در بیاض تاج الدین احمد و گروه بندی آنان، بررسی بر روی خطوط بیاض و مقایسه میان آن ها و خطوط شاخص صورت گرفته است. نتیجه گیری : نتایج حاصل نشان می دهد که میرعلی تبریزی یگانه واضع خط نستعلیق نیست بلکه سامان دهنده آن است، همچنین براساس مستندات، همزمان با میرعلی تبریزی، خط نستعلیق آغازین در شیراز نیز دیده شده است. از سوی دیگر می توان اذعان داشت که نستعلیق، برخلاف نظر عده ای که آن را نسخ کننده تعلیق می دانند، از ترکیب قواعد دو خط نسخ و تعلیق شکل گرفته است.
نقش اندیشه وران و نخبگان سیاسی در شکل گیری انجمن آثار ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
43-53
حوزههای تخصصی:
سپهر گفتمانی ایران از میانه دوره قاجاریه به تدریج به سویی رفت که ضرورت توجه به هویت ملی در کانون توجه قرار گرفت. به تعبیر دیگر، تکوین انگاره ناسیونالیسم در این دوره زمینه را برای توجه به میراث فرهنگی فراهم کرد. پس از انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ش.) و با گشایش مجلس شورای ملی بود که سیاست گذاری و نهادسازی در این عرصه آغاز شد. در راستای همین نهادسازی بود که در واپسین سال های دوره قاجاریه با گردهمایی شماری از نخبگان سیاسی انجمنی به نام انجمن آثار ملی بنیان نهاده شد. این انجمن اقدامات متنوعی را با هدف شناسایی و بزرگداشت میراث فرهنگی مانند برپایی جلسه های سخنرانی، شناسایی و مرمت بناهای تاریخی و برپایی بناهای یادمانی به انجام رساند. هدف پژوهش حاضر، بررسی زمینه های برآمدن انجمن آثار ملی است. این پژوهش بر محور این پرسش شکل گرفته است که چه طیف هایی و به چه ترتیبی در برآمدن انجمن آثار ملی نقش داشتند؟ پژوهش حاضر با روش پژوهش تاریخی و با تکیه بر واکاوی محتوای منابع دست اول انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از تلاش سه طیف یعنی اندیشه وران، نخبگان سیاسی و شرق شناسان در طرح ضرورت، عینیت یافتن، و استمرار انجمن آثار ملی است. حاصل پژوهش بیانگر آن است که انگاره های اندیشه وران که بیشتر در نشریه های وقت بازتاب می یافت، زمینه طرح اندیشه انجمن آثار ملی را فراهم کرد. وانگهی، کنش گران سیاسی بازوی عملی تحقق این اندیشه شدند و انجمن را تأسیس کردند و در نهایت، شرق شناسان نیز با طرح دیدگاه های خود، نقشی معین در استمرار و پربار شدن فعالیت های آن ایفا کردند.
جستاری بر رویکرد کدهای فرم-مبنا و جایگاه آن در طراحی شهری
منبع:
شهرسازی ایران دوره چهارم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۷
185-198
حوزههای تخصصی:
کدهای فرم-مبنا به عنوان رویکردی نسبتاً جدید، از قواعد برنامه ریزی و طراحی شهری با هدف دست یابی به فضاهای عمومی کارا با نگرشی مکان- مبنا پشتیبانی می کنند. در واقع این رویکرد با در نظرگیری ویژگی های زمینه ای محیط شهری و چشم انداز آن، کدهایی را با کمک تفکر برنامه ریز و طراح ایجاد می کند که، مبتنی بر چگونگی استقرار انواع گوناگون فرم های شهری در مکانهای مختلف است. این کدها می توانند با پیش بینی محیط ساخته شده از طریق کنترل و تنظیم فرم ها، به بهترین چیدمان فرمی امکان پذیر در راستای پاسخگویی به نیازهای انسانی دست یابند. امروزه، در کشور ما نیز با توجه به پیچیدگی هایی که در طراحی شهری، در زمینه ایجاد تعادل و تعامل میان کاربری اراضی، فرم شهری و مکان استقرار آنها وجود دارد، نیاز به این رویکرد بیش از پیش احساس می شود. این مقاله، با هدف آشنایی بیشتر با روند تولید و تنظیم کدهای طراحی شهری با تأکید بر شرایط بومی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی تدوین گردیده است. لذا در آن سعی شده است رویکرد کدهای فرم-مبنا از رهگذر مفهوم، فرآیند و اجزای آن مورد بحث و بررسی قرار گرفته و به اختصار به برخی از چالش های پیش روی این مفهوم پرداخته شود.
الگوی گفتمان طراحی شهری مشارکت محور با رویکرد آموزش شهروندی(مطالعه موردی: بافت تاریخی کازرون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
126-114
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: الگوی گفتمان طراحی مشارکت محور در دنیا به عنوان راه حلی برای بازطراحی بافت های شهری مطرح می شود. تخریب های گسترده در بافت های تاریخی ایران به علت عدم پیاده سازی گفتمان طراحی شهری است. هدف: این پژوهش به کشف الگوی گفتمان سازی در طراحی مشارکت محور با رویکرد آموزش شهروندی در بافت تاریخی کازرون می پردازد. روش: رویکرد پژوهش کیفی و با دسته بندی خوشه های جامعه مشارکت کننده و نمونه گیری گلوله برفی در 3 دسته باز، محوری و گزینشی کدگذاری شده، سپس با تکنیک تحلیل محتوا تفسیر شده است. یافته: مقولات مستخرج از مصاحبه ها در 7 عامل محوری و در 2 دلیل گزینشی شامل ناآگاهی ساکنان و مدیریت شهری نادرست قرار گرفت. نتیجه گیری: با توجه به عوامل مؤثر در ناآگاهی شهروندان (عدم شناخت ویژگی های بافت، عوامل اجتماعی و اقتصادی) طراح شهری به عنوان تسهیل گر ابتدا با هدف آگاهی مشارکت کنندگان از بافت تاریخی و ایجاد زمینه مشارکت محوری به آموزش شهروندی پرداخته سپس با آموزش مقدماتی طراحی شهری به تبدیل نظر به ایده مشارکت کنندگان کمک می کند. سپس ایده ها را تعدیل و به صورت سیاست های یکپارچه و جامع مدون نموده و به مدیریت شهری برای ابلاغ سیاست های اجرایی طراحی شهری مشارکت محور و حل مشکلات ناشی از سیاست های نادرست در زمینه مدیریت شهری، اقتصادی، طراحی و امنیت کمک می کند.
الگوها و اصول کالبدی خانه های سنتی کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷۶
۱۰۲-۸۷
حوزههای تخصصی:
خانه های سنتی در طول زمان و به صورت تجربی برای رسیدن به کارایی بیشتر، به اصول و الگوهایی دست یافته اند که به صورت پیدا یا پنهان در همه خانه ها تکرار می گردند و موجب می شوند به بهترین شکل با فرهنگ و اقلیم منطقه هماهنگ باشند. برخی از آن ها در محدوده مکانی یا زمانی بزرگ تر و برخی در محدوده کوچک تر استفاده می گردند. هدف از این پژوهش، شناخت و بررسی اصول و الگوهای کالبدی خانه های سنتی شهر کاشان و ارائه مصادیق آن است. نوع پژوهش کاربردی و کیفی است و با روش توصیفی و تحلیلی بر اساس مصداق پژوهی انجام یافته است. داده های این پژوهش از طریق برداشت های میدانی و مراجعه به منابع مکتوب گردآوری شده اند. جامعه بررسی شده، خانه های سنتی کاشان و محدوده مکانی آن، باروی جلالی و بازه زمانی آن، قاجاریه و پهلوی اول است. مورد پژوهی شامل هشت خانه اند که به صورت تصادفی از مجموعه خانه های میراث فرهنگی انتخاب شده اند. یافته های این پژوهش در سه الگوی اصلی از یکدیگر تفکیک شده اند: الگوی ارتباط با پیرامون و شهر؛ الگوی سازماندهی فضایی و شکل گیری؛ الگوی زیستی و عملکردی. این الگوها در مجموع شامل هشت اصل می گردند: هماهنگی با بافت زمینه؛ سادگی بدنه خارجی؛ فضای منفی هسته شکل دهنده؛ انسجام فضای مثبت؛ سازمان فضایی ترتیبی و مفصلی؛ محرمیت؛ تنوع فضای عملکردی؛ جبهه های متعدد برای فعالیت های مختلف. نتایج این پژوهش بیانگر نحوه شکل گیری خانه ها بر اساس الگوها و اصول ذکرشده اند که از حیاط شروع می شوند و تا ارتباط با شهر به صورت رفت وبرگشت تکامل پیدا می کنند. این تحقیق می تواند با تبیین این اصول زمینه را برای شناخت سایر اصول و الگوهای شکل دهنده خانه های سنتی هموار سازد.
ارزیابی توسعه میان افزا در محله های شهری با رویکرد زمینه گرایی در افزایش تعاملات ساکنین (مطالعه موردی:کوی دانش تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۲ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
79 - 93
حوزههای تخصصی:
توسعه میان افزا، ضرورت گریزناپذیر شهر در مواجهه با رشد بی رویه شهرنشینی، خزش شهر به حاشیه ها و پراکنده رویی می باشد. اما تأثیر توجه به پیامد آن بر پیکره شهر در بهبود اقدامات آتی، ضرورت تمرکز بر مرحله ارزیابی را به رغم تأخر زمانی نسبت به مراحل اولیه توسعه، در درجه بالایی از اهمیت قرارداده و لزوم سنجش موفقیت هر توسعه را در گذر زمان در تطابق با اهداف مشخص شده از سوی نهادهای شهری و برنامه های فرادست ایجاب میکند. اگرچه رشد شهر حاصل تعامل پیچیده ی عوامل مختلف و گاهاً پنهان در طول زمان بوده و به تدریج نمود می یابد؛ لیکن بازتاب کلیه ی تصمیمات کلان و عوامل تاثیر گذار، اعم از کالبدی و کارکردی به مرور در محتوای ذهنی ساکنین بروز می یابد. بر این اساس میزان همگرایی ذهنی و اتفاق نظر شهروندان در جهت تعامل هرچه بیشتر می تواند نشانه ای از اتخاذ تصمیمات به جا در بدو شکل گیری و انسجام حاصل از توسعه ای موفق و معیاری بر میزان تعاملات بخش اضافه شده با زمینه، به لحاظ کارکردی و فضایی تبیین و تعبیر شود. هدف از این پژوهش ارزیابی موفقیت توسعه میان افزا در مطالعه موردی کوی دانش تبریز پس از سپری شدن سه دهه از جاگیری در محله قدیمی امامیه با معیارهای مستخرج از اصول زمینه گرایی و تاثیر آنها در محتوای ذهنی ساکنین می باشد. دراین مقاله کوشیده شده است با مراجعه به منابع معتبر علمی، معیارهای ارزیابی توسعه میان افزا بر اساس رویکرد زمینه گرایی با روش متنی روایی استخراج و درنهایت میزان همگرایی ذهنی اهالی درمطابقت با این معیارها در مطالعه موردی کوی دانش تبریز از طریق پرسشنامه و مصاحبه، با روش تحلیل داده های کمی مورد بررسی قرارگیرد. نتایج مطالعات نشان می دهد ساکنین کوی دانش به غیر از تعاملات اجتماعی و فرهنگی و تعهد اکولوژیکی از حیث سایر معیارهای زمینه گرایی اعم از مشارکت فضایی، معنایی، تاریخی، تمایلی برای تعامل با محلات مجاور نداشته و در مجموع ترجیح بر دوری گزینی دارند.
تبیین نقش عناصر کالبدی محیط در امنیت مجتمع های مسکونی (مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
35 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله این است که با استناد به نتایج پژوهش ها در خصوص رابطه متقابل محیط و رفتار، الگویی جهت پیشگیری از جرم و ارتقاء امنیت مجتمع های مسکونی تدوین نماید. مرحله اول پژوهش، مروری بر پیشینه نظری؛ مبتنی بر رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، با روش تحلیل محتوای متون مرتبط و مرحله دوم؛ مطالعات میدانی پژوهش در دو بخش؛ شناخت عوامل مؤثر بر امنیت مجتمع های مسکونی همدان با راهبرد کیفی و آزمون مدل مفهومی با راهبرد کمی و روش مدل یابی معادلات ساختاری هست. نتایج نشان می دهد؛ برخی عوامل کالبدی به تنهایی و برخی از طریق عوامل اجتماعی در امنیت مجتمع های مسکونی نقش دارند. دسته بندی مطالعات امنیت مجتمع های مسکونی در سه سطح کلان، میانه و خرد، همچنین معرفی عوامل فرهنگی، منطقه شهری و بافت پیرامون مجتمع در سطح کلان مطالعات امنیت از مهم ترین دستاوردهای این پژوهش می باشند.
ارزیابی و ارزشیابی مواد سازنده مبلمان و تجهیزات فضای بازی کودکان (در بوستان های شهر تهران(مناطق 1 و 6 و 19))
حوزههای تخصصی:
به استناد بررسی های مختلفی که تاکنون به انجام رسیده است، شهرنشینی و به دنبال آن ارتباط کمتر کودکان با طبیعت، فرصت بازی کودکان در فضاهای باز شهری را کاهش داده است، از این روست که شهرداری ها موظفند زمین های بازی مناسب و شایسته ای را برای کودکان احداث نمایند. از سویی مشکلات زمین های بازی فعلی در پارک ها، قادر است حوادث متعددی را برای کودکان به وجود آورد، لذا از آن جایی که یکی از راه های کاهش صدمات مرتبط با بازی، توجه به مواد سازنده وسایل و انتخاب مواد مناسب تلقی می شود، در این مقاله سعی شده است تا برای انتخاب مواد مناسب جهت استفاده در مبلمان و تجهیزات فضای بازی کودکان، راهکارهایی مقتضی، پایدار و در عین حال قابل حصول معرفی گردد. در این پژوهش برای بررسی مبلمان پارکی و تجهیزات فضای بازی کودکان، سه منطقه (1 و 6 و 19) از میان مناطق شهرداری تهران به صورت نمونه گیری غیر احتمالی و با توجه به موقعیت های متفاوت جغرافیایی آن ها انتخاب شده اند. به استناد بررسی مدارک و مصاحبه های انجام شده و همچنین بررسی فنی مواد، مجموعه ای از خواص و ویژگی های مواد جمع آوری و با توجه به کاربرد مبلمان و تجهیزلت مورد نظر، 9 فاکتور برای ارزیابی مواد تعیین گردید. از میان مواد نیز 13 مورد که قابلیت استفاده در فضای باز را داشته باشند، انتخاب شدند. گزینش نهایی مواد نیز بر اساس کاربرد روش آنالیز سلسله مراتبی «AHP» و فاکتورهای ارزیابی صورت گرفته که نتیجه ان ارائه جدولی از مواد پیشنهادی برای مبلمان پارکی و تجهیزات زمین های بازی کودکان در مناطق منتخب، بوده است. جدول مزبور، راهنمای مناسبی برای استفاده طراحان و سازندگان وسایل ذیربط خواهد بود.
الگوی پیشنهادی برای توده گذاری در قطعات مسکونی ردیفی؛ بررسی تطبیقی دو الگوی توده گذاری در بلوک های مسکونی با معیار آسایش حرارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۷
165 - 184
حوزههای تخصصی:
در نیم قرن اخیر، به ویژه در شهرهای بزرگ و کلان شهرهای کشور، بر اثر تغییر شکل سازمان فضایی خانه به انواع مسکن های چندخانواری متراکم، الگویی در توده گذاری بنا درون قطعه رواج یافته است؛ بدین ترتیب که توده ساختمانی در شمال و حیاط در جنوب قطعه ساخته می شود. به سبب گستردگی و فراگیر شدن این الگو در کشور، می توان از آن به عنوان بخشی از سنت جدید شهرسازی در کشور یاد کرد. این در حالی است که بر اثر افزایش تراکم و نسبت سطوح ساختمانی، بخشی از توان خودپالایی محیط شهری از آن سلب شده و ساختمان سازی در اقلیم های مختلف با شرایط ناسازگار با اقلیم رواج یافته است. اکنون که بسیاری از شهرها در جست وجوی راه حل هایی برای فشردگی و تراکمِ هر چه بیشتر هستند، نقصان های الگوهای پیشین برجسته تر شده است و نیاز به یافتن راه حل هایی برای اصلاح وضع موجود، هردم فزاینده تر و بیشتر احساس می شود. در تحقیق حاضر، الگویی برای توده گذاری قطعات مسکونی پیشنهاد شده است که برحسب معیار آسایش حرارتی، مناسب تر از الگوی موجود است و در انطباق با شرایط موجود می تواند تحقق پذیر باشد. در این مقاله، نشان داده می شود که با تغییر الگوی توده گذاری در یک بلوک مسکونی، احساس آسایش حرارتی نیز دچار تغییراتی گسترده می گردد. همچنین، متغیرهایی چون دمای متوسط تابشی، دمای هوا، رطوبت نسبی و سرعت و جهت باد در فضای بین توده ها که مستقیم یا غیرمستقیم در ایجاد احساس آسایش حرارتی مؤثرند مورد بررسی قرار گرفته اند. برای سنجش این متغیرها، از مدل ENVI-met و نرم افزارهای Leonardo و Xtract برای خروجی گرفتن از ENVI-met به صورت داده های گرافیکی و عددی استفاده شده است.
پدیدارشناسی تجربه زیسته ساکنان بافت تاریخی شهر یزد در مواجهه با گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تبدیل جامعه به مقصد گردشگری، زندگی ساکنان تحت تأثیر قرار گرفته و دستیابی به گردشگری پایدار با هدف حفظ و ارتقا ویژگی های ساکنان اهمیت ویژه ای در عرصه برنامه ریزی توسعه گردشگری می یابد. با افزایش روند روبه رشد گردشگری داخلی و خارجی، توسعه گردشگری پایدار در یک منطقه نیازمند توجه به خواسته ها و ادراکات ساکنان نسبت به پدیده گردشگری بوده و نادیده گرفتن این موضوع می تواند چالش هایی را در بلندمدت برای توسعه گردشگری در منطقه ایجاد کند. پژوهش حاضر از پارادایم تفسیری و به طور خاص رویکرد پدیدارشناسی برگرفته از آرای هایدگر بهره برده است تا با تأکید بر وجه ادراکی گردشگری از منظر کسانی که آن را تجربه می کنند، یعنی ساکنان بافت تاریخی شهر یزد به موضوع بپردازد. جمع آوری داده ها از طریق مشاهدات میدانی و مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ساکنان بافت تاریخی گردشگرپذیر شهر یزد و با استفاده از پدیدارشناسی اول شخص و اگزیستانسیال انجام شده است. داده ها نیز با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی کدگذاری شده و چارچوب مفهومی روایت پدیدارشناسانه ساکنان بافت تاریخی شهر یزد در مواجهه با پدیده گردشگری و مؤلفه های اصلی و فرعی آن تدوین شده است. بر اساس یافته های پژوهش، تجربه زیسته ساکنان بافت تاریخی (با مؤلفه های فرعی ویژگی های فردی، روابط زیسته، ارزش ها) و ویژگی های زیست جهان بافت تاریخی (با مؤلفه های فرعی فضای کسب وکار، فضای کالبدی-محیطی، فضای اجتماعی و فضای شخصی-سکونتی)، به عنوان عوامل مؤثر در پدیدارشناسی تجربه زیسته ساکنان بافت تاریخی شهر یزد در مواجهه با گردشگری شناسایی شده اند.
چارچوب بهسازی منظر حاشیه رودخانه های شهری بر اساس خدمات اکوسیستم موردپژوهی رودخانه سفیدرود آستانه اشرفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش محیط های طبیعی باکیفیت بوم شناختی و تهدید خدمات اکوسیستم های شهری مخصوصاً دالان و منظر حاشیه رودخانه ها از آسیب های ناشی از رشد فعالیت های انسانی است. این موضوع به دلیل شرایط خاص اقلیمی به ویژه در مورد دالان برخی رودخانه ها در محدوده شهرهای ایران اهمیت دارد. در این مقاله، مسئله اصلی چگونگی بهسازی منظر و دالان رودخانه سفیدرود در منظر شهری آستانه اشرفیه است. هدف دستیابی به منظر ساحلی رودخانه ای به گونه ای است که ضمن تقویت خدمات اکوسیستم، با محیط نیز سازگار باشد. مهم ترین پرسش ها در مورد چارچوب طراحی منظر مناسب، بهسازی منظر و حاشیه رودخانه های شهری است و اینکه چگونه می توانیم روابط میان عناصر اصلی طبیعی را در تلفیق با ارزش های منظر شهری تاریخی و فرهنگی تقویت کنیم؟ براساس روش کار توصیفی تحلیلی، سنجش وضعیت و آسیب شناسی نمونه مورد مطالعه متکی بر مطالعه اسناد فرادست در قالب مدل طراحی منظر ارزش ها و عناصر سازنده منظر در تطابق با ویژگی های بوم شناختی منظر و اصول اصلی خدمات اکوسیستم است. بررسی ها نشان داد آسیب هایی از قبیل تغییر کاربری زمین، ناهنجاری های بصری و محیطی در دالان رودخانه وجود دارد و توجه به رویکردهای محیطی و جنبه های خدمات اکوسیستم در طراحی پژوهی این گونه مسائل بااهمیت است. بنابراین بخش مهمی از نتایج کار، چگونگی آسیب شناسی، تدوین نظام ارزش ها و لایه های طراحی منظر و نیز ارائه راهکارهای بهبود شاخص های محیطی و منظر در کنار بهسازی بستر و امکانات گردشگری در حاشیه رودخانه است. به نظر می رسد محصول نهایی یعنی چارچوب طرح بهسازی منظر می تواند به ثبات خدمات اکوسیستم، بهبود کیفی منظر روزانه و به ویژه تقویت تعاملات اجتماعی و رابطه مردم با محیط طبیعی کمک کند.
Augmented Reality System Specification for Placemaking(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۲, Issue ۴ - Serial Number ۴۶, Autumn ۲۰۲۲
53 - 66
حوزههای تخصصی:
Augmented reality (AR) builds better participation for placemaking by focusing on real time features, communication, and direct information flow between project s takeholders. This s tudy attempts to access to specification of the Augmented Reality Sys tem for Placemaking (ARSP) model and make the research a basis for a profitable e-business model. By inves tigating AR and placemaking, this research seeks to build an augmented reality sys tem specification of the information flow and communication for project s takeholders' management. This paper explores the potential for using AR technology in interior design by three-dimensional (3D) and two-dimensional (2D) and façade placemaking by 2D textures of brick material. The sys tem consis ts of a qualitative proof of concept (POC) model, a prototype model, and a minimum vital product (MVP) model to s tudy to compel quantitative research. The ARSP POC model, prototype model, and MVP model are programmed by building an information modeling (BIM) sys tem, Revit and Unity software, and different software development kits (SDKs) as an application for Android devices. Seventy-four experts tes ted the MVP model in the Delphi method and observed, interviewed, and filled out a ques tionnaire. The research shows that the contributions of this s tudy to the body of knowledge are twofold. Firs t, this s tudy extends the unders tanding of AR applications in placemaking. Second, this s tudy identifies possible improvements using AR sys tems in design, procurement, and cons truction.