فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
35 - 44
حوزههای تخصصی:
فضاهای زیرزمینی قدیمیترین نوع سرپناه بشر محسوب می گردند که دارای پیشینه ای فراتر از اولین بناهای معمول ساخته شده بر زمین می باشند. استفاده نوین از این روش، به دنبال بحران انرژی در دنیا مطرح گردید و هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد. با وجود پیشرفت کند سامانه های زیرزمینی، نامتعارف بودن آن در نظر عمومی و ناآگاهی بسیاری از جوامع نسبت به اجرا و فواید این نوع از ساختمان سازی، معماری بومی ایران دارای شواهد متنوعی از آن است. در پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی فضاهای زیرزمینی در معماری بومی اقلیم گرم و خشک ایران پرداخته که هر یک با ویژگی های فنی و اجرایی خود به صورت عنصر اقلیمی در کنار سایر فضاها به کار گرفته شده است. شاخص های این فضاها در تطابق با اصول معماری ایرانی است و از آنجا که قابل انطباق با اصول معماری سبز می باشد، می تواند معماری سبز ایرانی نامیده شود.
سنجش میزان آسیب پذیری بافت های شهری در مواقع بروز بحران زلزله (مطالعه موردی: نواحی شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۰
5 - 18
حوزههای تخصصی:
آسیب پذیری را می توان مجموع سه عامل مقاومت فیزیکی بافت، عدم امکان امداد رسانی و عدم توان بازگشت پذیری شهر پس از بحران دانست. در این پژوهش، کوشش شده است تا میزان آسیب پذیری نواحی شهر قزوین با تعریف معیار های محیطی،جمعیتی-اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، با استفاده از روش های تصمیم گیری چند شاخصه مورد ارزیابی قرار گیرد. این سنجش ابتدا با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی صورت گرفت. به دلیل برخی از محدودیت های این روش، نتایج حاصل دور از واقعیت عینی به نظر می رسید. این مسئله که تصمیم گیری تنها براساس برآورد ذهنی و تقریبی تصمیم گیر باشد، امری اشتباه است؛ لذا این ارزیابی با روش دیگری که مبتنی بر مقادیر کمی متغیرهاست صورت پذیرفت. نتایج به دست آمده از روش، به واقعیت نزدیک تر است. در شهر قزوین3 ناحیه دارای آسیب پذیری زیاد، 9 ناحیه آسیب پذیری متوسط و 7 ناحیه آسیب پذیری کم می باشند. اولویت دهی به برنامه ها و تخصیص منابع در راستای کاهش آسیب پذیری نواحی با آسیب پذیری بالا از مهم ترین اقدامات پیش از بحران است.
تبیین اصل تقدم مکان بر رفتار بر اساس تحلیل وجودی معماری اسلامی-ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال چهارم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۳
17-26
حوزههای تخصصی:
پرداختن به مسئله ارتباط بین اثر معماری، خالق اثر و مخاطب، بدون پرسش از واقعیت و چگونگی حصول معرفت، ممکن نیست. معماری اسلامی به عنوان پدیده ای انسانی محصول آگاهی انسان درباره کلیه جنب ههای مختلف علمی، مهندسی، هنری و...است. بنابراین روشن کردن چیستی و چگونگی آگاهی و معرفت و روش ها و ابزا رهای فهم آن می تواند کمک شایانی به فهم و ادراک اثر کند. بدین سان این پژوهش در ابتدا با حرکت از مفهوم به مصداق، شناختی از معرفت، انسان، جهان و واقعیت ارائه می کند. در ادامه با حرکت از مصداق به مفهوم به واکاوی چگونگی ظهور و ادراک دانایی در اثر معماری اسلامی پرداخته می شود. روش تحقیق این پژوهش استدلال منطقی است. بنابراین در ابتدا جها نبینی اسلامی بر اساس حکمت متعالیه به عنوان آخرین و مهمترین تحول عمده حکمت اسلامی طرح می شود، این رویکرد سامانه ای قوی با روشی منطقی است و از شفافیت نظری قوی جهت تفهیم تعریف مؤلفه هایی همچون هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و جهان شناسی برخوردار است. پس از تبیین اصول ساختا رهای ذهنی طبق جها نبینی اسلامی طرح شده، به نحوه پیدایی اثر معماری توسط خالق اثر و چگونگی ادراک آن ب هوسیله مخاطب و ارتباط اثر با واقعیت بر اساس علل چهارگانه و پنجگانه، غایی و مثالی، فاعلی، مادی و صوری که در مقام صوری بحث لحاظ شده اند، پرداخته می شود. نحوه ایجاد معماری اسلامی به عنوان علت فاعلی و ظهور اندیشه و خیال به عنوان علت غایی و مثالی و فعلیت توده و فضا به عنوان عل تهای مادی در قالب صورت مکان به عنوان علت صوری، هدف این پژوهش است و چگونگی تبلور هر یک در الگوی حیاط مرکزی از حیث انطباق اندیشه و عمل مورد بررسی قرار می گیرد. نتیجه مهم این تحقیق تقدم وجودی مکان بر رفتار است که فضا را ذیل مکان قرار م یدهد.
An Analytical Approach to the Impact of Urban Physical Aspects on Culture and Behavior(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Culture has always been regarded as the most important element of human communities; we can easily observe cultural changes. What causes these changes has been a matter of controversy. The issues such as people’s increasingly getting detached from each other, psychopathy, behavioral abnormalities, traditions being increasingly faded away, malformation, extravagancy and value conversion into anti-values led the authors to conduct an investigation into the factors which cause such changes to happen. Moreover, the paper proposes strategies for improving the situation. First, the concept of culture and its elements are discussed. Then, the impact of urban physical aspects on the culture is dealt with. In developing a theoretical framework for the study, content analysis was performed. Qualitative and quantitative research methods were employed for small-scale (micro-level) and large-scale (macro-level) case studies, respectively. Finally, the results were discussed and a model was proposed for the impact of the urban physical aspects on culture and behavior.
Community Participation: The Lost Link of the Rural Informal Settlements Relocation Projects, Kerman Province, Iran (Case Studies: Band-Chah-رضا Village, Chah-Dad-Khoda Village, Ghassem-Abad Village and Shahid-Karami-Shadab Village)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although in most of the rural development plans, relocation of informal settlements is often considered as an efficient solution to increase safety of rural communities against natural and man-made disasters, such as, earthquakes, fire hazards, floods, etc. an evaluation of recent experiences in the relocation projects show that the relocated community is often unsatisfied with the new residential areas. In most cases, the new residential areas are advantageous in compare to the informal settlements in terms of utility infrastructures and architecture design but the public remain reluctant to migrate to the new place. This paper, tries to evaluate the role of Community participation in the process of informal settlements relocation projects in Kerman province, an Iranian south-eastern state, by measuring people's evaluation of their own participation in the process of decision-making during five key relocation phases, namely, choice of new location, methods of relocation, architectural design of the new areas, construction procedures and supervision on the whole project. Questionnaire survey was employed to gather these data and was followed by statistical analysis (by SPSS software) in order to approve meaningful relationships. The results showed that lack of community participation had been responsible for a number of uninhabited settlement projects and some unfinished construction projects during the whole relocation process.
Urban Public Spaces and Women’s Safety: A Participatory Approach of Saqqez Streets, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent years many transformations have occurred in Iranian society and women and girls still have a lot of worries about comes to urban public spaces. Also, due to some ambiguities in defining the domain of public space in traditional Islamic cities and gaps in the knowledge related to the Kurdish cities, the main problem of this paper is how we can define a participatory approach to improvement of women’s safety in the urban public spaces of Saqqez city. This paper will exامینe the women’s participation role in the urban spaces safety by Participatory Urban Appraisal (PUA) model in south and north Imam Avenue, Republic Street and Quds avenue of Saqqez city.Applied methodology is based on librarian, documents and field studies. Statistical society of current research was including 200 citizens, experts and urban officials. In order to, sampling method is simple random sampling. Morgan's sample size estimation table was used to determine size of samples. Finally, Data’s were analyzed through SPSS and Excel software’s. It is presented some solve ways in the framework of SWOT strategy. Results showed that the index of city street furniture in Republic street with providing more favorable conditions of women's satisfaction with 29% of the Quds street, south Imam Khomeini street with 18% and 12% were in north Imam Khomeini street. Other indicators also had a similar situation. Finally, presented some solve ways using SWOT model.
تدبیر چارچوب مدیریت دانش برای سیاست گذاری یکپارچه در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱۹ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
57 - 70
حوزههای تخصصی:
توجیه ضرورت سیاست گذاری یکپارچه در شهرها، وجود عرصه های موضوعی سیاست گذاری و نیز سیاست گذاران چندگانه درگیر در برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان شهری و تولید سیاست های غیریکپارچه و ناهماهنگ است. چنین سیاست هایی به عناصر و مسیرهایی غیریکپارچه و چندپاره، ناهماهنگ، متناقض و رقابتی می انجامند. منبعی مهم برای تنظیم سازوکارهای مناسب برای دستیابی به یکپارچگی و به پیامدهای مثبت آن، دانش و مدیریت دانش است، با این توجه که یک چالش اصلی سیاست گذاری کلان شهری نبود اطلاعات مناسب، کامل ، در دسترس و یکپارچه و وجود نامعلومی هایی است که سیستم مورد تصمیم گیری و سیاست گذاری را احاطه می کند. هدف این مقاله، ردیابی ابعاد یکپارچگی در سیاست گذاری کلان شهر تهران به منظور کمک به تدبیر چارچوبی انگاشتی برای تسهیل اثر مدیریت دانش در دستیابی به سیاست گذاری یکپارچه در برابر سیاست گذاری بخشی، پاره پاره و غیریکپارچه است و برای دستیابی به آن روشی با مسیر دوگانه توصیفی- تحلیلی با چگونگی یکپارچگی در سیاست گذاری و تحلیلی- تجویزی به منظور ارتقای یکپارچگی اطلاعات، دانش و سیاست گذاری، اختیار شده است. ارزش این مقاله کوشش در پرداختن به و به کارگیری هر دو انگاشت اصلی این مقاله، یعنی ""مدیریت دانش"" و ""سیاست گذاری یکپارچه"" و نیز اتصال این دو در برنامه ریزی کلان شهرهایی چون کلان شهر تهران که پیشینه ای چه پژوهشی و چه سیاست گذاری در این زمینه ندارند، است.
بررسی ویژگی های نجومی و کارکرد تقویمی در شهر جَیّ و کاخ سروستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱۹ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
91 - 102
حوزههای تخصصی:
بنابر مستندات موجود، معماران در گذشته، علاوه بر دانش معماری، واقف به احکام نجوم نیز بوده اند؛ و در طرح ریزی بناها و شهرهای باستانی، غالباً با منجّمین همکاری داشته اند. نمونه های متنوعی از ملاحظات خورشیدی، هنگام ساختِ آتشکده ها، کاخ ها و شهرهای مدوّر در عهد ساسانی گزارش شده است؛ بدین صورت که امکان تشخیص زمان تغییر فصول در آن ها فراهم می آمده است. فقدان آگاهی های لازم برای تشخیص خصیصه های نجومیِ ابنیه و اماکن تاریخی، مرمت و ساماندهی آن ها را از نتایج مطلوب بازمی دارد؛ و چه بسا مرمت ها و دستکاری های نسنجیده امکان معرفی و احیای سنت معماری نجومی کهن را در آن ها از بین ببرد. در این تحقیق، ملاحظاتِ خورش یدی و نجومی در ساخت شهر باستانی جَیّ و بنای تاریخیِ موسوم به کاخ سروستان بررسی شده است. هرچند که شهر مدوّر جَیّ، اکنون از بین رفته است؛ ولی ویژگی های نجومی باروی آن، با استناد به منابع دست اوّل (روش تحقیق تفسیری تاریخی)، مُدل سازی و بازآفرینی گردیده؛ و محل چهار دروازه ی آن، به صورت صحیح مشخص شده است. همچنین با تأمل بر مباحث نجومیِ کاربردی و تفکر علّی در طراحی معماری، فرضیه ی کارکرد تقویمی بنای کاخ سروستان تبیین شده؛ و برای تأیید صحّت فرضیه، از اندازه گیری ها و یادداشت های میدانی (مطالعه ی میدانی) و مشاهدات عینی در محل استفاده شده است.
سنجش کیفیت زندگی شهری در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و سنجش کیفیت زندگی در نواحی کلانشهر تهران که معلول اقدامات مدیریت شهری و سایر نهادهای دولتی و خصوصی است، موضوع بسیار حیاتی است که با توجه به عدم سنجش کیفیت زندگی شهری در پهنه پایتخت تاکنون، می تواند زمینه ای برای ترسیم نقشه راهی برای مدیریت شهری و سایر نهادهای مسئول در جهت آگاهی از وضعیت موجود و اقدام برای تحقق صورت وضعیت مطلوب باشد. بر این اساس اهداف مقاله حاضر را می توان در استخراج شاخص ها و سنجه های جامع کیفیت زندگی شهری و اندازه گیری و تبیین کیفیت زندگی در سراسر نواحی کلانشهر تهران دانست. در تحلیل داده ها نیز بر اساس انتخاب رویکرد ذهنی در سنجش کیفیت زندگی از روش های مختلف تحلیل آماری مانند روش تحلیل عاملی استفاده شده است. یافته های پژوهش در بخش مطالعات نظری به مستندسازی و استخراج جامع بیش از 90 شاخص کیفیت زندگی از سه حوزه نظری پژوهش های آکادمیک، تجارب شهرهای معتبر خارجی و پژوهش های سازمانهای جهانی منجر گردید. در مراحل بعدی گردآوری داده ها، در قالب 12000 پرسش نامه در تمامی 114 ناحیه شهر تهران و تحلیل آنها با روش های یاد شده صورت گرفت. یافته های حاصل از اندازه گیری کیفیت زندگی در شهر تهران نشان داد که عوامل اصلی موثر بر کیفیت زندگی در کلانشهر تهران را نوزده عامل اصلی تشکیل می دهند.
رویکردی نوین به بازآفرینی شهر خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال چهارم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲
54-63
حوزههای تخصصی:
تحول بازآفرینی شهری، داستان تعامل و گاه تضاد اولویت های اقتصادی و فرهنگی بوده و این موضوع دربسترتغییر پارادایم ها و الگوهای حاکم برنظام های سیاسی-اقتصادی و تحولات اجتماعی رخ داده است. نقش فرهنگ دربازآفرینی شهری نسبت به دیگر عوامل تغییر معناداری داشته است؛ چنانچه در دهه های اخیر تاکیدات فرهنگی اصلی ترین رویکرد در بازآفرینی شهری شده است. دراین میان نظریه شهرخلاق که در چارچوب تحولات اجتماعی-اقتصادی عصر حاضر جهانی شدن را در محتوای اصلی خود داراست، از سویی توجه ویژه به سرمایه های انسانی و اجتماعی دارد و از سوی دیگردر قالب پرداختن به ویژگی های مکانی، سعی درایجاد رقابت اقتصادی، انسجام اجتماعی و تنوع فرهنگی دردستیابی به تصویری یکتا از شهر را دنبال می کند. لذا پرداختن به ظرفیت های این نظریه در عرصه بازآفرینی میتواند چشم اندازهای جدیدی را پیش روی سیاستگزاران این عرصه در کشورمان قرار دهد. پژوهش حاضر به دنبال تدقیق ادبیات شهر خلاق و تبیین جایگاه آن دربازآفرینی فرهنگ مبناست بدین منظور با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی تئوری شهر خلاق و راهبرد های برآمده از آن را مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش بیانگرآن است که توجه به دو عامل اصلیِ فرهنگ و اقتصاد(رقابت) در بستر ویژگی های مکانی، نظریه شهر خلاق را در راستای بازآفرینی شهری قرار داده است. این تحقیق سازوکار چنین ارتباطی را در قالب یک مدل مفهومی ارائه نموده است؛این مدل مفهومی می تواند راهبردهایی در عملیاتی نمودن نظریه شهر خلاق به عنوان رویکرد مداخله در بافتهای هدف برنامه های بهسازی و نوسازی شهری ارائه دهد.
معماری اندیشه، از ایده تا کانسپت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
25 - 34
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به جایگاه« ایده» و «کانسپت» در معماری و چگونگی تبدیل اندیشه و خیال بر پایه متن به فضای معماری، می پردازد. روش پژوهش در این تحقیق به صورت تحلیل محتوا با تکیه بر نشانه شناسی لایه ای وتحلیل سه گانه پانوفسی در تمامی لایه های هم نشین است. فرآیند حاصل از این تحقیق به این نتیجه دست یافته است که ایده، تفکر اولیه و غالب طرح بوده و استراتژی برخورد با آن است در حالیکه کانسپت به معنادار کردن ایده و تحقق پذیری آن می پردازد و به نوعی تاکتیک محسوب می شود. ایده پس از عبور از متن، بینامتنیت، زیباشناسی، نشانه شناسی، زبانشناسی، فلسفه و روانشناسی به کانسپت های متعدد می رسد. سپس در فرایندی پیچیده، مسیر خود را از اشراق آغاز کرده و در سلسله مراتبی خاص آن را به حکمت، علم و دانش، تقلیل داده و به فرم تبدیل می کند.
Providing Thermal Comfort in Tourist Walkways (Case Study : Bypass Located at the Contour between Vakil Bazaar (market), Karim Khan Zand Castle and Pars Museum)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The design of tourist walkways and developments of strategies for more prolonged presence of people at ancient contextures are considered as vivid multiple procedures in protecting of contexture, tour guiding and urban sustainability. Sهادیng in open spaces and pathways, especially in tourist areas, is one of the most important factors in providing the thermal comfort perception. So in innovation of architectural sهادیng samples, some strategies and variable sunshades are needed by consideration of climate changes in any specified area and the changes of the sun position in the sky during days and different times of the year, alternately. This study analyzes the proportion of the thermal comfort in one of the tourist paths of the Zandieh complex located in Shiraz. This path lacks the appropriate function based on the researches by the thermal comfort means, so identifying a path and an appropriate place pause concerning climate conditions, environment, bed and contexture of specified area, presents you a suitable and effective pattern of a sunshade for the mentioned path, towards urban sustainability. This research is carried out by practical and scientific method of descriptive and bottom-up type. New hypothesis are generated from collected data. Data collection is based on library and metrical method.
دو منظر مهاجر؛ بازآفرینی منظر دو باغ گورکانی در دهلی و کابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۳ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
زمینه گرایی در ادبیات مدرن از اصول اولیه مورد توجه در باغ سازی مغولی بوده است. دو تجربه ارزشمند بازسازی باغ مقبره همایون و باغ بابر نشان دهنده اهمیت انتخاب سایت و مکان یابی باغ نسبت به بستر طبیعی خود است. این دو پروژه مرمت در ابعاد مختلف بیانگر نکاتی در زمینه های مختلف فضاسازی، طرح کاشت، احیای شبکه آبی باغ و مرمت راه ها و کفسازی هاست. توجه به سه وجه هندسه و کارکردهای فضایی، طرح کاشت مثمر و غیر مثمر باغ و سیستم یکپارچه آبی برای هریک از این دو باغ سیاست ها و راهبردهای نزدیکی را به دنبال داشته است که همگی در راستای احیای صحیح و مطابق با اسناد موجود اتخاذ شده اند. فارغ از انتخاب ماهرانه سایت، این مناظر با سیستم های ساده تفکیک فضا، به هم پیوستگی آب به عنوان یک عنصر زیباشناسانه و سودمند و تکمیل ساختار فضایی با انبوه گیاهان مثمر و تزئینی، قابل شناسایی هستند. هرچند این باغ ها در اساس برای استفاده و لذت شخصی ساخته شده بودند، امروزه بخشی از فضای شهری هستند که تغییرات آنها در بستر شهر با مشخصه های زیر قابل شناسایی است.
1- تغییر در استفاده (تغییر کاربری) : از ملک شخصی به پارک تفریحی؛
2- ویژگی های کاشت : از باغ میوه به پارترهای چمن کاری شده؛
3- ترکیب بندی فضایی : از تراکم و انباشتگی به گشودگی و دید باز.
کاربرد عملی و نظری این جنبه ها عمیقاً بر برنامه های ناظر بر حفاظت و نگهداری در آینده تأثیر می گذارد.
الگوهای چیدمان فضا در بناهای آموزشی همساز با اقلیم معتدل و مرطوب Cf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار چیدمان فضا در بناهای آموزشی همساز با اقلیم علاوه بر اینکه به کاهش مصرف منابع منتج می گردد، به صورت عمده به منظور ایجاد فرصت برای دانش آموزان در راستای پرورش استعدادها و یادگیری از محیط پیرامون نیز مورد توجه قرار می گیرد .از این رو شناخت الگوهای مطلوب طراحی فضای آموزشی ضروری می نماید. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگوهای طراحی فضا در بناهای آموزشی همساز با اقلیم معتدل و مرطوب (Cf)، به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی الگوهای به کار برده شده در 12 مدرسه معتبر جهانی در اقلیم مشابه می پردازد. نمونه ها به صورت تصادفی از میان مدارس معتبر همساز با اقلیم معتدل و مرطوب (Cf) انتخاب شده اند. از این رو الگوهای ناشی از آرایش فضایی کلاسها، فضاهای اصلی، عطف اصلی، فضاهای ارتباطی و خدماتی استخراج گردیده و سپس الگو یا الگوهای مناسب معرفی می گردد. از آنجا که مدارس مذکور به عنوان نمونه های همساز با اقلیم شناخته شده اند، لذا الگوهای استخراج شده می توانند به عنوان مبنای طراحی مدارس همساز با اقلیم معتدل و مرطوب (Cf) قرار گیرند. نتایج تحقیق نشان می دهد که الگوی مناسب چیدمان کلاس در ساختار بنا، الگوی قرار گیری کلاسها در یک جداره محور اصلی بنا می باشد. قرارگیری عطف اصلی بنا در یک انتهای محور اصلی و تقسیم فضاهای خدماتی به صورت متمرکز برای هر دسته از کلاسها از دیگر الگوهای مناسب طراحی بناهای آموزشی در اقلیم مذکور می باشد.
طراحی فضای شهری به منظور ارتقاء تعاملات اجتماعی (مطالعه موردی: بلوار بین محله ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
15 - 24
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش شناخت روش های تقویت تعاملات اجتماعی در فضاهای باز عمومی شهر، به ویژه خیابان ها مورد توجه قرار گرفته است. خیابان هایی که ساکنان محلات را برای گذران اوقات فراغت و یا رفع نیاز های روزمره دعوت نموده و به مرور زمان محدوده ای از مسیر برای آنها به میعادگاهی جهت دیدارها تبدیل می گردد. لذا در ابتدا سعی شده مولفه های تاثیرگذار بر حضورپذیری در فضای شهری به ویژه خیابان با عملکرد بین محله ای ، تدقیق و شناسایی و پس از آن با بررسی متون و نظریههای نظریه پردازان به رابطه بین فضای شهری و تعاملات اجتماعی و تاثیری که کارکرد و کالبد فضا بر میزان مکث و شکلگیری تعاملات مردم دارد، پرداخته و در نهایت با استفاده از شیوه تحلیلی، براساس شاخصهای تاثیرگذار، راهنمای طراحی شهری یک اا بلوار محلی به منظور جذب ساکنان محله جهت ارتقاء تعاملات اجتماعی پیشنهاد گردید
تدقیق انگاره های مؤثر بر طراحی مناسب پارک های شهری جهت استفاده نابینایان
حوزههای تخصصی:
شهرها روز به روز مرزهای خود را از چند جهت گسترش می دهند و این گسترش مرزها مستقیماً با هجوم سیل جمعیتی تازه که برخوردار از انواع نیازهای روزمره و طبیعی هستند، همراه است. شهرهای ما هنوز که هنوز است، مهیای پذیرش بی دردسر بعضی گروه های اجتماعی همانند نابینایان و کم بینایان در این جامعه نیستند و نابینایان همچنان با کمبود امکانات شهری برای پاسخگویی به نیازهای اولیّه خویش دست به گریبانند. شهرهای ما دایره هایی از ازدحام و شلوغی اند و در این ازدحام متکثر، نابینایان همواره با دشواری های متعددی روبرو هستند. زندگی برای یک نابینا که مجبور است علاوه بر تحمل مشکلات زندگی روزمره شهری و مصائب ذاتی آن، تاریکی اجباری و همیشگی پیش رو را نیز تاب بیاورد، خلاصه ای از تنهایی ها است. این در حالی است که رشد و شکوفایی هر جامعه ای بستگی به چگونگی به کارگیری استعدادها و توانایی های موجود در آن جامعه دارد. یکی از راه حل های مطمئن در تحقق این رشد فراهم آوردن زمینه هایی است که بستر فعالیّت های جمعی را با ایجاد فرصت های برابر، فرا روی همه استعدادها قرار دهد. از این رو در این پژوهش هدف اصلی ارائه انگاره های مؤثر بر مناسب سازی پارک های شهری جهت استفاده نابینایان می باشد. در جهت دست یابی به هدف اصلی پژوهش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در بستری از مطالعات کتابخانه ای و با استفاده از مصاحبه های حضوری، تهیه پرسشنامه، به بررسی و تحلیل مشکلات نابینایان هنگام حضور در پارک های شهری پرداخته شده است. در نهایت با تأکید بر نتایج بدست آمده از تحلیل پرسشنامه و مصاحبه های حضوری، الگوهای مناسب جهت سازگار نمودن پارک های شهری با نیاز های نابینایان ارائه شده است. این الگوها نابینا را قادر می سازد تا بدون کمک گرفتن از شخص همراه و به صورت مستقل در پارک های شهری تفرج کند و از بودن درآن فضا، همان اندازه احساس امنیّت و آرامش کند که دیگر افراد جامعه احساس می کنند. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از ان است که با رعایت اصولی در طراحی پارک های شهری چون «پرهیز از طراحی دسترسی های ساده و یکنواخت»، «عدم استفاده از مصالح صاف و لغزنده در کفسازی جهت تحریک حس لامسه در نابینایان»، «استفاده از درختان سایه دار جهت ایجاد آرامش و گیاهان تحریک کننده حس بویایی»، «ایجاد فضاهای هیجان انگیز در نزدیکی ورودی جهت تحریک حس شنوایی» می توان انگیزه لازم برای این قشر از جامعه جهت حضور در این فضاها و انجام تعاملات مطلوب اجتماعی را فراهم آورد.
ارزیابی کیفیت محیط زندگی در روستا- شهرها از دیدگاه ساکنین بر اساس تکنیک های مبتنی بر منطق فازی، مطالعه موردی: روستا- شهر اصلاندوز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۳ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۱۴۷
۸۲-۶۵
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی متغیرهای مؤثر بر رضایت مندی شهروندان از کیفیت محیط زندگی در روستا- شهرها از دیدگاه ساکنین آن با نمونه موردی روستا- شهر اصلاندوز، به دنبال تبیین علمی تر و نگاه کارشناسانه تر بر عوامل کیفیت محیط می باشد. بر این اساس با توجه به مطالعه ادبیات نظری مربوط به کیفیت محیط، چارچوب مفهومی متشکل از عوامل پانزده گانه، برای بررسی تدوین و مبانی تحقیق و تحلیل قرار گرفته است. نوع پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای و از لحاظ روش انجام تحقیق، توصیفی- تحلیلی می باشد. ویژگی های سن، جنس، سطح تحصیلات، رضایت اقتصادی و وضعیت تأهل به عنوان ویژگی های فردی و مستقل در این راستا شناسایی شده اند تا تأثیرشان بر رضایت مندی از کیفیت محیط زندگی و هریک از عوامل پانزده گانه آن به عنوان متغیرهای وابسته مورد تحلیل قرار گیرد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن فرضیه حداکثر ناهمگنی، برای محدوده مورد نظر (روستا- شهر اصلاندوز) 384 نفر محاسبه شد. به منظور تحلیل داده ها، روش های آماری نظیر توزیع فراوانی، آزمون تک نمونه ای T، ضریب همبستگی اسپیرمن، فی و کرامر به کار رفت که بدین منظور از نرم افزار SPSS استفاده شد. همچنین در تکمیل تحلیل ها از روش های چند معیاره فازی و تحلیل خوشه ای بهره گرفته شد. نتایج نشان می دهد که میزان رضایت شهروندان از کیفیت محیط در حد مطلوبی قرار ندارد. نتایج که با استفاده از تحلیل خوشه ای در پنج سطح (رضایت زیاد، تا حدودی زیاد، متوسط، تا حدودی کم و کم) بررسی شد، گویای این می باشد که محله بهداری با سطح رضایت بالا، بهترین محله می باشد. محله کمپ در سطح دوم واقع شده است و سایر محلات در سطح متوسط و رو به پایین واقع شده اند.
آمارزدگی؛ نقدی بر افسون زدگی کمیت باورانه در پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۳ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۴۵
۲۸-۱۷
حوزههای تخصصی:
بدون تردید روش های آماری می توانند در مطالعات طراحی شهری و معماری کاربرد موجهی داشته باشند، اما کاربرد سطحی، ناموجه و بعضاً گمراه کننده این روشها در برخی از تحقیقات، به ویژه در پایان نامه های دانشجویی، در سال های اخیر موجب دغدغه خاطر جدی گردیده است. به نظر می رسد که بخشی از اصرار به استفاده از آزمونهای آماری در مطالعات، به " کالایی شدن" امر پژوهش و لزوم تسریع در فرآیند چنین تولیدی ربط دارد. کیفیت نازل این گونه تحقیقات که معمولا با ظاهری "شبه آماری" ارائه می گردند، بازاندیشی و تأمل در این زمینه را ضرورت می بخشد. این مقاله به پدیده افراط و اصرار در کاربرد روشهای کمی وآماری در مطالعات، یا آنچه را که سندرم " آمارزدگی" خواهیم نامید، می پردازد. هدف این مطالعه تعریف عارضه یا سندرم "آمارزدگی" به مثابه یک مفهوم مؤثر در آسیب شناسی امر پژوهش، بازشناسی ابعاد آن و نهایتاً تبیین علل ِ ایجاد آن در قالب تعدادی فرضیه می باشد. برای انجام این کار از روش توصیفی جهت بیان تجربیات مؤلف و از روش تحلیلی برای استدلال در حوزه مباحث نظری استفاده شده است. یافته های مطالعه نشان می دهد " آمارزدگی" نوعی مسمومیت آماری در پژوهش است که دو بعد متمایز لیکن مرتبط، تحت عناوین "افسون زدگی آماری" و " قشری زدگی آماری" دارد. افسون زدگی آماری بر مسحور شدن/بودن پژوهشگر توسط مفاهیم و فنون آماری دلالت دارد که می توان از این عارضه تحت عنوان " فتشیزم عددی" یا " بت- وارگی آماری" نیز نام برد. قشری زدگی آماری، به مفهوم درک سطحی و ناقص از ضرورتهای مطالعات کمّی و استفاده سهل انگارانه از آزمونهای آماری است. قشری زدگی آماری در "علم باوری افراطی" (ساینتیسم) و تلاش در تبدیل " علوم نرم" به " علوم سخت" از طریق پوشاندن لباس کمی و ریاضی بر پیکر مفاهیم کیفی و نرم، پوزیتیویزم خام و جذابیت دانش های برخوردار از طول " دوره نیمه عمر" بیشتر ریشه دارد. در نهایت این مطالعه ضرورت افسون زدایی از افسون زدگی آماری و کمیت باوری افراطی در پژوهش ، به ویژه در حوزه های مرتبط با علوم انسانی نظیر معماری و طراحی شهری را نتیجه می گیرد.
بَت گوران: معبد هندوها در بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایرانیان و هندوها ارتباط تجاری خوب با یکدیگر داشتند و کالاهای تولیدی خود را به یکدیگر صادر می کردند؛ بنابراین، آثاری از حضور ایرانیان در هند و آثاری از حضور مردم هند در ایران یافت می شود. این ارتباطات دوجانبه تا سالیان زیادی ادامه داشت. به دنبال فعالیت های تجار هندی در ناحیه هرمزگان، ارتباط فرهنگی و هنری میان دو کشور افزایش یافت و زمینه ساز تأثیر هنر دو منطقه بر یکدیگر شد. محور اصلی این پژوهش بررسی معبد ساخته شده توسط هندوها در شهر بندرعباس است. شیوه پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی است و عناصر و تزئینات به کاررفته در معبد را بررسی می کنیم. ابتدا معبد و علل ساخت آن و سپس تزئینات آن را معرفی می کنیم. معبد هندوها در اواخر دوره ناصرالدین شاه ساخته شد و در زمان مظفرالدین شاه (1300- 1344ه.ق) مورد بهره برداری قرار گرفت. در عناصر تشکیل دهنده معبد، معماری سایر ادیان، مانند بودایی و اسلام، دیده می شود.
بررسیِ بینامتنیِ نگارة پادشاهی جمشید از شاهنامة بایسنقری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که بخش عمدة تاریخ نقاشی ایران را کتاب آرایی تشکیل می دهد، برای ریشه یابی سابقة تصویری بسیاری از مضامین، همچون اساطیرِ ایران باستان، باید به این منابع مراجعه کرد. جمشید یکی از شهریاران مطرح اساطیری با ریشه های هند و ایرانی است که در شاهنامه های مصور بسیاری به تصویر درآمده است. مجلس پادشاهی جمشید که در شاهنامة بایسنقری و مکتب هرات و در عهد تیموری خلق شده، از جمله سرآمدان آثاری با این مضمون است. نقاش این نگاره ناشناس است. به این ترتیب برای شناخت ویژگی های نگاره به بررسی اجمالی مکتب هرات و شاهنامة بایسنقری پرداخته شده است. با توجه به پیوند کتاب آرایی با ادبیات و با استناد به مصداق مفهوم بینامتنیت در مطالعات مربوط به نقاشی ایران، تحلیل تطبیقی متن تصویری با نوشتاری روش این پژوهش در نظر گرفته شده است. این نگاره با دو رویکرد ویژگی های صوری و جوهری در رابطة بینامتنی تحلیل شده است. به این منظور جستجوی ریشه های این اسطوره در متون نوشتاری ناگریز می نماید. در نهایت از طریق تحلیل بینامتنی این نگاره می توان دریافت پیوند میان متن نوشتاری و تصویری در هر دو سطح مذکور به شکلی جامع نمود پیدا کرده است.