فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۸۱ تا ۵٬۱۰۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
اقلیم و چشم انداز بومی یک منطقه در طول زمان به مثابه شالوده طراحی محیط انسان ساخت ایفای نقش کرده است. معماری بومی گیلان به عنوان الگویی مناسب در راستای رویکرد پایداری، با ویژگی هماهنگی و تلفیق بنا با طبیعت، که حاصل عوامل مختلف اقلیمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره است، بیشترین تأثیر را از اقلیم و طبیعت پیرامون خود پذیرفته و از مصالح مورد استفاده تا فرم کلی بنا تحت تأثیر محیط پیرامون است. امروزه شاهد آن هستیم که بسیاری از ویژگی های معماری بومی به دلیل ضعف و یا محدودیت هایی که در ویژگی های مصالح و ساختار بوم آورد منطقه وجود داشته است، کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و یا در برخی موارد کاملا حذف شده است که سبب عدم هماهنگی بین محیط مصنوع و زمینه شده است. لذا در این مقاله سعی بر این شده است پس از معرفی خصوصیات اقلیمی، به تأثیر اقلیم بر شکل گیری فضاها و عناصر معماری این منطقه پرداخته شده و معماری بومی گیلان را با توجه به زمینه و پایداری محیط بررسی نماییم. سپس با توجه به کمک شایان تکنولوژی نانو در عرصه بهبود ویژگی های مطلوب مصالح، با تغییر در ساختار مصالح بوم آورد به ارتقای کیفی آن ها پرداخته و با استفاده مجدد این عناصر در ساخت و سازهای امروزی با توجه به نیازهای کنونی، در راستای تلفیق معماری امروزی با زمینه اقلیمی موجود، گام برداریم. بدین منظور با استفاده از روش تحقیق تحلیلی-تفسیری و به کمک جمع آوری اسناد و مطالعات کتابخانه ای، با تحلیل نقش فناوری نانو در بهبود خواص مواد و مقایسه کیفی ویژگی ها و نقاط قوت و ضعف مصالح زمینه گر، راهکارهایی جهت افزایش توان عملکردی آن ها در راستای افزایش طول عمر ساختمان و بهینه سازی مصرف انرژی و تلفیق هرچه بیشتر معماری گیلان با زمینه آن ارائه گردیده است.
ارزیابی کارایی تکنیک های سنجش از دور در برآورد خسارات وارده بر مساکن شهری در اثر زلزله (مطالعه موردی شهر بم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال اول زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱
125 - 148
حوزههای تخصصی:
با توجه به ابعاد وسیع خسارات و تلفات ناشی از زلزله در مناطق شهری و نیاز به سرعت عمل بیشتر در زمان بحران، برای شناسایی مساکن آسیب دیده در زلزله و مدیریت بحران، به کارگیری تکنیک های سنجش ازدور، را الزامی می دارد این تحقیق با استفاده از تکنیک های سنجش ازدور، همچون روش های برآورد کیفی خسارات (تفسیر بصری) و برآورد کمی خسارات (کشف تغییرات، تفریق باندها، تحلیل پروفیل بازتاب طیفی) بامطالعه زلزله شهر بم به مقایسه تکنیک ها پرداخته است. درروش تفسیر بصری از کل پلاک های مورد مطالعه، 47/0 تخریب کامل، 30/0 تخریب جزئی و 23/0 سالم برآورد گردید به عبارت کلی 77/0 از فضای ساخته شده خسارت دیده است. با مقایسه باند به باند از فضاهای ساخته شده 16/0 تخریب شده، 47/0 تخریب جزئی و 37/0 درصد تخریب نشده، برآورد شد که در این روش نیز 63/0 فضای ساخته شده خسارت دیده است. درروش طبقه بندی نظارت شده نیز با 94/0 ضریب اطمینان، 34/0 درصد فضای تخریب شده، 09/0 در صد تخریب نشده از کل 43/0 فضای ساخته شده برآورد شد که 57/0 نیز فضای دیگر برآورد شده است. به طورکلی 79/0 از فضای ساخته شده در اثر زلزله خسارت دیده است. نتایج روش های کمی به صورت نقشه ارائه شد. ولی روش تحلیل پروفیل بازتاب طیفی که از روش های برآورد نقطه ای می باشد و بیشتر برای مقایسه با روش های دیگر آورده شده است به نقشه منتج نمی شود.
سازگاری محیط با روش زندگی انسان (یک چارچوب نظری، یک مطالعه موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان همواره در تعامل با محیط پیرامون قرار دارد. این تعامل به سمت سازگار نمودن محیط با ساخت درونی انسان [فرهنگ] و رفع تنش های نامطلوب محیطی پیش می رود. «روش زندگی انسان» به عنوان یک مؤلفه مهم و مشخص فرهنگ در سازگاری انسان و محیط مورد توجه می باشد. «روش زندگی انسان» دارای وجوه آشکار و پنهانی است که محیط ساخته شده را متأثر ساخته و به طور پیوسته تغییر می دهد. این پژوهش، از طریق مطالعه مسکن ایل قشقایی، سازگاری محیط با روش زندگی انسان را با تکیه بر مفاهیم «قابلیت» و «معنی» تشریح نموده است. چارچوب نظری در این مطالعات بر اساس «سازگاری محیط با روش زندگی انسان» مد نظر قرار گرفته است. سازگاری انسان و محیط، تحت تأثیر ارزش ها، معانی ذهنی انسان و قابلیت های محیط پدید می آید. به منظور بررسی وجوه سازگاری محیط و انسان، ساختار محیط طبیعی و ساخته شده و ساختار روش زندگی از یک سوی و ساختار معانی از سوی دیگر مورد بررسی قرار گرفته است. سازگاری انسان و محیط، مسئله ای خلاق است و رکن مهم آن انطباق پیوسته قابلیت و معنی می باشد. تغییرات محیط ساخته شده، انعکاسی از ارزیابی و انطباق پیوسته قابلیت-معنی می باشند. یافته های این پژوهش علاوه بر ارائه یک ساختار نظری برای مطالعه رابطه انسان و محیط و بیان ویژگی های سازگاری محیط با روش زندگی انسان، به فهم چرایی شکل محیط و مسکن کمک می نماید.
نقش مفهوم توده - فضا در تبیین مکان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت ویژگی های معماری منوط به بررسی مؤلفه های کالبدی - که به طورکلی «توده» نام دارد - و درک ویژگی هایی با حضور «عدم توده» - که فضا نام دارد -محقق می شود. معماری از موجودیت توده و فضا مستقل نبوده و کیفیت های مختلف فضای معماری از نسبت های مختلف توده و فضا شکل می گیرد که نظام توده - فضا نامیده می شود. در واقع نظام توده - فضای معماری با ایجاد ساختارهای کالبدی - ادراکی و کالبدی - عملکردی، فضای معماری باکیفیت های متفاوت خلق می کند. از این رو شناخت نظام توده - فضا و ویژگی های آن می تواند شناخت طراحان و معماران را نسبت به کیفیت فضا و مکان معماری ارتقا دهد. این مقاله با طرح فرضیه های زیر تلاش می کند نقش بنیادین و مؤثر نظام توده - فضا را در کیفیت مکان تبیین کند : الف. نظام توده - فضا مفهومی بنیادین و سرآغاز و بن مایه امر معماری است، ب. نظام توده - فضا موجب ظهور کالبدی و ادراکی اثر معماری شده و نظام ساختاری مکان را ایجاد می کند و پ. نظام توده - فضا در طول زمان با ایجاد ساختارهای کالبدی - ادراکی و کالبدی - عملکردی، فعالیت ها و معانی مکان را ایجاد کرده و موجب تجلی آن می شود. جهت تبیین فرضیه ها ابتدا نظام توده - فضا بررسی شده و اجزای آن توضیح داده می شود، سپس مؤلفه های اصلی مکان معرفی شده و عناصر معماری و مکان مقایسه و تفسیر می شوند. روش تحقیق این مقاله براساس روش توصیفی - تحلیلی و استدلال منطقی پایه ریزی شده و مبتنی بر بررسی و تحلیل اطلاعات کتابخانه ای، مقایسه، تفسیر و نتیجه گیری از آنهاست. در نهایت این پژوهش نشان می دهد که سه شاخصه “محصوریت”، “نحوه حرکت” و “تناسبات” حاصل از نظام توده – فضا، کیفیت مکان معماری را آشکار می کند.
بازگشت «هویّت» به هنر و معماری اسلامی چگونه است؟
حوزههای تخصصی:
جهان ب ینی ما مُسلمانان را «توحیدی» می خوانند امّا متاسفانه بسیار کم از حقیقت معنایی و چیستی آن می دانیم . لفظی آسمانی است که مقام برترین و عظیم اش را درک نمی کنیم و توجّهی به اصیل بودن رابطه حقیقت مُحتوائی آن با حقیقت و مُحتوای خُداگونه جوهره وجودی مان نداریم و تنها لقلقه ای مُشتری پسند بر زبان های گُنگ و نارسایمان شده است. از «معماری اسلامی» بسیار دم می زنیم و تفاوت و یا یکی بودن آن را با «معماری توحیدی جاری در جُزء و کُلِّ هستی» نمی دانیم. هان، راستی مگر «معماری توحیدی» و «معماری توحیدی جهانی» هم داریم؟! پاسخ مُحقّقانه این مقال به پرسش جاری «آری» است و داریم و «معماری توحیدی جهانی» همان «معماری اسلامی» مطلوب و مورد علاقه ماست و آن «معماری اسلامی» و یا «معماری توحیدی جهانی» یعنی: «معماری وارد شدن در حریم یگانه و بلکه مُطلق وجود» و باید بدانیم که «مُطلق وجود» یعنی: «الله» (خداوندگار سلام). و راز و رمز و بلکه کلید طلائی گشایش درب ها و کیمیای نظر همیشه موفّق و مطلوب همه کیمیاگران همان «فانی گشتن (که: فانی دیدن) حقیقتِ وجود خود و همه چیز و همه کس در حاکمیّت مُطلقه و حتمی الاجرای آن همیشه باقی و همواره بر پای و برپا دارنده قامت جُزء و کُلِّ هستی» است. در این مقالِ بس کوتاه می خواهیم بگوییم که در «معماری توحیدی»، همان گونه که از یگانه دل عظیم و مُحیط (یا فراگیرنده) مفهوم توحید راستین برمی آید، همه چیزها (و از جمله آثار هنری و معماری و حتّی خود شهر) تجلّیاتی گوناگون از جمال و کمال او و وام گیرنده نُور یگانه او هستند و نسبت رابطه وجودی نفس ما، فکر ما، آفریدن ما و آثار بر پا شده و وجودیافته به وسیله ما، با او و اسم ها و صفات او، همه و همه تنها «رابطه فقر مُطلق با غنائی مُطلق» است؛ «رابطه مُطلق عدم با مُطلق وجود»، و «رابطه عَدَمِ بَدیل با وجود عین» (در حالی که «وجود عین» نیز یعنی: همان «هستی مُطلق»)؛ «رابطه آینه ای (به حقیقت فقیر، ولی حقیقتاً صاف و زُلالی) برای پدیدار نمودن صورتی زمان مند و مُتعیّن به حُدود از آن غنای مُطلق و مُطلقِ جمال او و کمال او». می خواهیم بگُوییم برای خُداگونه بودن و خُداگونه عمل نمودن در آفرینش آثار، در گُستره این هستیِ دانش بُنیان بایستی به حقیقت امر «دانشمند و دانش مدار» بود، باید «عالم» بود تا بتوان «عادل» بود، و باید «عادل» بود تا بتوان «خالق» بود و برای «خالق بودن» تنها و تنها باید «عَدمِ بَدیل» موضوع مورد آفرینش یعنی همان «نیاز» را «معلوم» داشت، و به عبارتی آن را در قالب «نیازی حقیقی و به عبارتی کاملاً دقیق و حساب شده» تعریف و تبیین نمود و برای «معلوم داشتن دقیق» هر جُزء نیاز از آن نیاز کُلّی، باید به همه جوانب گوناگون آن و عوامل مرتبط با آن و با هندسه آن حقیقتاً «عالِم» بود و یا اینکه قلب یا اندیشه ای به حقیقت آینه وار و البتّه صاف و زُلالی خود را مُقابل با خورشیدِ تابنده نُور «الله» (یگانه دانش زنده و پوینده و خداوندگاری مُطلقه همه دانش های وحدت بُنیان) بر پا داشت (و البتّه این هر دو بیان، یکی است، و آن بیان یگانه عبارت است از این که: باید تنها و تنها مُنعکس کننده نُور بود (و مُنعکس کننده نُور «او» و یا «هُو») بود، و تنها «او» یعنی «آن محبوب یگانه و معبود همگان» را خواست، و همه چیز را از «او» و با «او» و در «او» و تجلّائی از «او» دانست. به همین دلیل می توان: مفهوم «قرار دادن هر چیز در مکان بایسته و شایسته مربوطه» (یا همان «عدل») را با مفهوم «عقل» و «خلق» یا آفرینش یکی دانست و هر سه این مفاهیم را «سه تجلّی گونه گون از نُور واحد الله». البتّه باید یادمان باشد که: هرگز «عدم بدیل» یک شیء و یا اثر خاصّ معمارانه و یا «نیستی نقیض» آن نمی تواند با «هستی حقیقی» آن شیء و یا اثر در یک جا و به عنوان «یک حقیقت در اتّحاد» و «باهم بودنی در هم» دیده شود،. بلکه «باهم بودنی به همراه، و البتّه رُخ به رُخ»؛ «باهم بودنی مانند: باهم بودن آینه و رُخساره نگار» صورت درست و بایسته و شایسته پاسخ به مسئله است.
اصولی برای معماری فضاهای آموزشی مبتنی بر تعریف انسان و معماری از منظر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فقدان راهبردهای مناسب جهت طراحی معماری فضاهای آموزشی که بتواند بستر مناسبی جهت تحقق تعلیم و تربیت اسلامی به وجود آورد، مشهود است. یکی از علل این مسئله عدم توجه به مبانی نظری صحیح و جامع در زمینه شناخت انسان و نیازهای او، اهداف تعلیم و تربیت و قابلیت های فضای معماری جهت بسترسازی برای آن می باشد. این پژوهش با توجه به هدف تعلیم و تربیت اسلامی که رسیدن انسان به کمال و دستیابی به «حیات طیبه» است، هدف غایی فضاهای آموزشی را بسترسازی برای این امر در نظر گرفته است. با توجه به این که حیات آدمی ساحات گوناگون داشته و می بایست برای تحقق حیات طیبه به همه آن ساحات توجه داشت، این رویکرد در ارائه اصول معماری فضاهای آموزشی نیز تسری داده می شود. در این راستا برای تعریف ابعاد حیات انسان، از تعریف امام علی (ع) که نفس آدمی را دارای چهار مرتبه، (نامی نباتی، حسی حیوانی، ناطق قدسی، کلی الهی) دانسته، بهره گیری شده و ساحات حیات و نیازهای انسان بر اساس ابعاد نفس او به صورت چهار ساحت مادی، روانی، عقلانی و روحانی تعریف می شود. سپس اصولی را که در زمینه تعلیم و تربیت مرتبط با کمال هریک از این مراتب نفس است، با مراجعه به منابع اسلامی (قرآن و روایات معصومین (ع)) استخراج نموده است. روش این پژوهش، استدلال منطقی بوده و به صورت توصیفی-تحلیلی به طبقه بندی راهبردها در چهار دسته متناظر با ساحات حیات انسان پرداخته است. در این مقاله تلاش شده است با مطالعه قابلیت های فضای معماری که در بسترسازی تحقق هر یک از مراتب نفس انسان می توانند ایفای نقش کنند، اصول و راهبردهایی برای معماری فضاهای آموزشی جهت کارایی بیشتر این فضاها ارائه گردد.
تحلیل مناسبت محیطی GIS پایه برای حفاظت از نواحی طبیعی با ارزش در چارچوب برنامه ریزی محیطی (نمونه موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر رشت و محیط پیرامون آن با انواع مشکلات مرتبط با اُفت مرتبة محیط طبیعی دربرگیرندة تخریب زمین های کشاورزی و جنگلی واقع در محیط پیرامون شهر، نابودی اکوسیستم های طبیعی باارزشی چون رودخانه ها و تالاب ها، انتشار آلاینده های محیطی و انباشت آنها در زیستگاه های طبیعی و رشد افقی و گسترش کالبدی شهر به سوی نواحی طبیعی باارزش رویاروست. در پاسخ به ناکارآمدی رویکردها و رهیافت های سنتی برنامه ریزی شهری در رویارویی با انواع مشکلات اُفت مرتبة محیط طبیعی، به کارگیری رهیافت جدید ""برنامه ریزی محیطی"" و لزوم برنامه ریزی به جهت حفاظت از محیط و نگهداشت منابع طبیعی مورد نظر و تأکید بسیاری از صاحبنظران برنامه ریزی قرار گرفته است. یکی از مهم ترین زمینه های عمل برنامه ریزی محیطی تشخیص نواحی است که از نظر محیطی منحصر به فرد یا در وضعیت بحرانی اند. از مهم ترین فنون مورد استفاده توسط برنامه ریزان محیطی برای شناسایی نواحی طبیعی باارزش و نواحی که از نظر بوم شناختی حساس هستند، ""فن تحلیل مناسبت محیطی"" است. هدف از این مقاله معرفی رهیافتی است که برای پرداختن به موضوع تحلیل مناسبت محیطی برای شناسایی نواحی طبیعی باارزش و مناسب ترین نواحی برای حفاظت محیطی، ""فنون تصمیم گیری چندمعیاری"" و به طور خاص ""روش ترکیب خطی وزنی"" را با فناوری GIS یکپارچه می کند. مطالعه حاضر بر این فرضیه مقدم استوار است که تحلیل مناسبت حفاظت محیطی می تواند به عنوان پایه و اساسی برای تصمیم گیری و تدوین سیاست ها در چارچوب رهیافت برنامه ریزی محیطی به کار رود. برای دستیابی به این هدف ابتدا با استفاده از روش های تحقیق میدانی و اسنادی، مشکلات مرتبط با اُفت مرتبة محیط طبیعی شهر رشت و محیط پیرامون آن شناسایی می شوند. سپس بر پایة روش تحقیق توصیفی و با طراحی و تکمیل پرسشنامه، نظرات شهروندان درباره اهمیت و وخامت مشکلات مرتبط با تخریب محیط طبیعی بررسی و تحلیل و در نهایت با به کارگیری فن تحلیل مناسبت محیطی جی آی اس-پایه، نواحی دارای مناسبت بالا برای حفاظت محیطی و نواحی مناسب توسعه شهری تعیین می شوند. نتایج پژوهش مزیت تلفیق فنون تصمیم گیری چندمعیاری و GIS را در شناسایی نواحی طبیعی باارزش و سپس تدوین سیاست های محیطی کارا در چارچوب رهیافت برنامه ریزی محیطی برای هدایت گسترش کالبدی شهر و جلوگیری از افزایش و انباشته شدن مشکلات مرتبط با تخریب محیط طبیعی شهر رشت و محیط پیرامون آن نشان می دهد. برآمد رهیافت توسعه یافته می تواند به عنوان پایه ای برای برنامه ریزان و تصمیم گیرندگانی مورد استفاده قرار گیرد که با توسعه شهرها و محیط پیرامون آنها در نواحی سروکار دارند که از نظر بوم شناختی بسیار حساس هستند.
بازشناسی مفهوم محله در شهرهای کویری ایران نمونه مطالعاتی محله های شهر نایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات برنامه ریزی و طراحی شهری معاصر، پرداختن به مقیاس های خرد شهری در سلسله مراتب نظام تقسیمات شهری، به عنوان مهم ترین مقیاس سکونتی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. اهمیت این موضوع به همراه ویژگی های پایدار واحدهای سنتی، در همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی باعث شده است که الگوهای ارائه شده در نظریه های غربی به گونه ای بر پایه بسیاری از اصول واحدهای سنتی همان کشورها باشد. معادل واحد همسایگی، شاخص ترین مقیاس سکونتی در ایران، یعنی محله است. بررسی مطالعات موجود در تحلیل مفهوم و ساختار محله های سنتی ایران نشان می دهد که از یک سو، عمده این مطالعات و نتایج آن ها توصیفی بوده و از سوی دیگر، بر پایه های روش شناختی روشنی، استوار نیستند. ازاین رو تاکنون نظریه ای درخور که با فرهنگ و شرایط زندگی معاصر در ایران هماهنگ باشد، ارائه نشده است. این پژوهش بر این نکته تکیه دارد که از طریق موردکاوی محلات در شهرهای تاریخی ایران، مبتنی بر تحلیل های کیفی و کمی، می توان به ابعاد جدید از ماهیت محلات دست پیدا کرد. لذا با توجه به تمرکز عمده مطالعات ایرانی، بر مناطق کویری و همچنین ساختار شناخته شده و موجود شهر تاریخی نایین متشکل از 7 محله در فلات مرکزی ایران، نایین به عنوان نمونه مطالعاتی پژوهش انتخاب شده است. در این پژوهش از روش های تفسیری-تاریخی، توصیفی-تحلیلی، تحلیل محتوا و موردپژوهی استفاده شده است. این مطالعات به کمک اسناد تاریخی، مشاهدات میدانی، مصاحبه مبتنی بر تاریخ شفاهی محلات و بهره گیری از نرم افزار تحلیلی Arc Gis، امکان تدوین مدلی ویژه جهت تحلیل محله های شهر نایین در قالب مؤلفه های کمی و کیفی را فراهم آورده است. مؤلفه های کمی و کیفی در کنار هم واقعیت ها را می سازند، اما در این پژوهش به دلیل بررسی دقیق تر و همچنین اهمیت و کمبود مطالعات در زمینه ابعاد کمی محله ها، این دو بعد به صورت جداگانه در محله های شهر نایین مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از بررسی این مؤلفه ها در بخش کیفی مشخص می سازد که شکل گیری و تغییرات شهر و محلات آن به صورت مستمر و تدریجی در راستای همسازی مناسب بافت موجود با تغییرات و نیازهای جدید تا دوره قاجار و پیش از پهلوی ادامه داشته است. در این میان آداب ورسوم و ارزش های اجتماعی ازجمله مذهب نقش تعیین کننده ای در نوع عناصر، ویژگی ها، کیفیت روابط، نحوه شکل گیری و هویت محله ای و شهری داشته است. از سوی دیگر، وضعیت سخت اقلیمی و محدودیت منابع آبی نیز سبب فشردگی بالای کالبدی و همچنین محدودیت جمعیت و وسعت محله ها و شهر نایین شده است. یافته های این پژوهش در بعد مؤلفه های کمی نشان می دهد که مساحت کوچک ترین محله نایین 3/2 هکتار و بزرگ ترین آن ها 2/8 هکتار است. این ارقام بسیار کمتر از حدود شناخته شده برای یک واحد همسایگی معاصر در غرب است. همچنین میانگین فاصله خانه ها در هر محله به ترتیب از میدانچه ها 131 متر، از بازار 171 متر، از مسجد 81 متر بوده است که به وضوح، نشانگر سازگاری فواصل با توان عابر پیاده و اهمیت مسجد در بافت به دلیل تعداد زیاد آن هاست.
چیدمان فرهنگ: سازه های آبی آرمان شهر شوشتر
حوزههای تخصصی:
: از مستندات تاریخی درمی یابیم دشت خوز از هزاره های پیش از میلاد مورد توجه اقوام بسیاری قرار گرفته و اولین ساکنان آن ایلامیان بوده اند، که اربابان این منطقه محسوب می شدند. پارسیان نیز پس از آنها به این دشت کوچ کرده، و با رضایت ایلامیان در دشت سکونت گزیدند. از این روی میان این اقوام ارتباطات نزدیکی پدید آمد که باعث درآمیختن سُنن و اعتقادات آنها گردید. این باورها در سنن بعدی نیز ادامه می یابد.
شوشتر یکی از کهن شهرهای دنیا، با معنای لفظی «خوبتر»؛ در منطقه ای نیمه صخره ای برپا شده و ساختار آن به گونه-ایست که میان دو رود دست ساز بسان جزیره ای محاط شده است. پیوند دیرینه این شهر با آب و معنویت، یادآورِ باورهای آب در ایران باستان است.
ساخت تصفیه خانه آب دنیا و شبکه آبرسانی شهری را به عیلامان نسبت داده اند، که پس از آنها هخامنشیان با ساخت رودهای دست ساز و شبکه آبرسانی زیرزمینی این رویه را تکرار نمودند. حال پرسش این است که:
1- هدف هخامنشیان از ساخت این شبکه آب رسانی عظیم زیرزمینی در کنار پایتخت شوش چه بوده است؟ چرا این سیستم پر هزینه را در پایتخت بکار نبردند؟
ساختار اصلی شوشتر بر اساس ترکیب آب و باغ بنا شده است. با تطبیق معابد چغازنبیل و آناهیتا بیشاپور با شهر شوشتر پیرامون این سوال، به پرسش دیگری نیز برمی خوریم:
2- ساختار اصلی شوشتر، می تواند دلیلی بر طراحی آرمان شهر باشد؟
در این پژوهش برای پاسخ گویی به این پرسش ها به بررسی جلوه های باغ سازی- نحوه آبرسانی و شیوه زیرساخت های شهری شوشتر و تطبیق آن با دو گونه ی همسان(چغازنبیل و معبدآناهیتا) می پردازیم.
بررسی نقش نفوذپذیری در ارتقاء کیفیت محیط محله (مطالعه موردی: محله نارمک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۱
91 - 100
حوزههای تخصصی:
پرداختن به ارتقاء کیفیت محیط، از مهمترین رسالت های شهرسازان است. مقاله ی حاضر بر نقش نفوذپذیری در ارتقاء کیفیت محیط در مقیاس محله تأکید دارد. جهت گیری های متناقضی در خصوص تأثیر نفوذپذیری بر کیفیت محیط دیده می شود؛ فلذا این پژوهش با بررسی ابعاد نفوذپذیری و واکاوی اثرات مثبت و منفیِ آن بر کیفیت محیط، درصدد پاسخگویی به این ابهام بوده است. نتایج حاکی از آن است که با اتخاذ دیدگاهی منعطف می توان ناهمسوئی ها را به حداقل کاهش داد؛ در این راستا می توان با محور قرار دادن توقعات موضوعی و موضعی به عنوان مبنای تغییرات نفوذ پذیری در جهت ارتقاء کیفیت محیط گام برداشت. این مهم با ارائه ی مدل روابط متقابل کیفیت محیط و نفوذپذیری به انجام رسیده است. آزمون این ارتباط در محله ی نارمک از طریق پرسش نامه و برداشت میدانی در قالب ارزیابی 51 سنجه و با به کارگیری تکنیک سوآت به راهبردهایی کلی شامل برقراری تعادل در «تردد سواره و پیاده»، «ارتباط و انزوای فضاها» و «تقاضای نفوذ به بافت» منتهی شده است.
Analysis of Bazaars and Shopping Centers as Urban Spaces Via Space Syntax Software (Case Studies: Iranian Bazaars and Tehran Shopping Centers)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of this paper is to investigate the bazaars and shopping centers as public spaces. Given the weakness of public places and consequently the weakness of social interactions, today’s societies are in dire need of social spaces to increase social interactions. Therefore, the review of these two as then and now’s urban spaces could help solve some problems. Bazaars are among the oldest Iranian urban spaces, which are deemed to be the palpitating heart of the Iranian cities, playing different social, economic, and other roles. Shopping centers are adopted from the 20th Century’s models and are considered as an appropriate alternative for Bazaars for the modern human of the 21st Century. Descriptive-Analytical research method is of the case study model, and Space Syntax Software was used for collection of data by library method and analysis. The results show that shopping centers cannot be appropriate alternatives for Bazaars and can be considered as centers for meeting economic needs. Therefore, these centers could not be considered as appropriate collective spaces and as appropriate places for meeting social and recreational needs.
جستاری پیرامون کارآمدی تکنیک SWOT و ارائه مدل جامع پیشنهادی برای مسائل شهری (مطالعه موردی: برنامه ریزی راهبردی بافت روستاشهری نعیم آباد یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۲
87 - 98
حوزههای تخصصی:
شهر سیستمی مملو از اجزا و روابط در محیط ها با ویژگی های پیچیده است. ضرورت توصیف، تفکیک، تعلیل و ترکیب موضوعات شهری بر هیچ متخصص شهرسازی پوشیده نیست و همواره تلاش برای دستیابی به ابزار و فن هایی روزآمد در جهت نیل به این منظور مدنظر بوده است. از جمله تکنیک SWOT که در ابعاد مختلف شهری از جمله مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی مورد استفاده قرار گرفته است. این پژوهش در امتداد جریان تکمیلی SWOT با هدف مناسب سازیِ کار بست این تکنیک برای موضوعات شهری با تأکید بر حفظ اصول اولیه و پایبندی به بنیان آن و عدم ساختارشکنی در قالب اولیه و با در نظر گرفتن تعامل میان ابعاد گوناگون به رفع نواقص این تکنیک می پردازد. این پژوهش با اصلاح نارسایی های موجود در تکنیک SWOT به مدل بهبودیافته ای دست می یابد؛ به طوری که این تکنیک ضمن کسب انعطاف پذیری لازم، از قابلیت کافی برای به کارگیری در موضوعات مختلف به ویژه موضوعات شهری برخوردار شود.
بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهر اهواز (مطالعه موردی: محله گلستان)
حوزههای تخصصی:
امروزه، جرم و احساس ناامنی در برابر آن، در محلات شهری، از دغدغه های اصلی شهروندان به شمار می رود و در رشد آسیب های اجتماعی مؤثر بوده اند. هدف این پژوهش، بررسی نقش مؤلفه های منظر شهری در ارتقای سطح امنیت در فضاهای عمومی شهر است. مؤلفه های «حس مکان»، «هویت مکان»، «خاطره انگیزی»، «خوانایی و تصویری روشن از محیط»، «ادراک عمومی و لذت بصری» و «فرم و ریخت» به عنوان شاخص های منظر شهری برای سنجش احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهری به دست می آیند. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری پژوهش، کتابخانه ای و در بخش مطالعات میدانی از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. و روش علّی و همبستگی جهت تحلیل روابط میان «احساس امنیت» و «منظر شهری» به کار گرفته شده است. نتایج بررسی انجام شده نشان می دهد که علی رغم وجود امنیت، احساس امنیت در محدوده مورد مطالعه از دید ساکنین، پایین تر از سطح متوسط ارزیابی شده است. با توجه به شش معیار هویت مکان، خاطره انگیزی، فرم و ساختار، حس مکان، خوانایی و ادراک عمومی و بصری، میانگین اساس امینت در دو معیار هویت مکان و خاطره انگیزی بالاتر از میانه نظری و چهار معیار دیگر پایین تر از میانه نظری ارزیابی شده است. بنابراین شهروندان محله گلستان شهر اهواز، دو مؤلفه هویّت مکان و خوانایی را در ایجاد احساس امنیت مؤثرتر می دانند. مشارکت شهروندان در نگهداری از فضا، توجه به اماکن تاریخی، ایجاد محیطی مأنوس، استفاده از آب، درخت، نور، مبلمان و ... از جمله راهکارهای مطرح شده جهت افزایش احساس امینت در سطح محله هستند.
تبیین سنجش میزان فرسودگی کالبدی با استفاده از تلفیق روش TOPSIS و AHP در پهنه های سکونتی (مورد پژوهشی: شهر مراوه تپه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۱۵۱
۱۰۶-۹۵
حوزههای تخصصی:
بافت های تاریخی و قدیمی شهرها و روستاهای کشور جزئی از میراث فرهنگی و تاریخی آن ها محسوب می شوند. این بافت ها با گذشت زمان و عدم توجه و نگهداری مناسب، دچار فرسودگی و اضمحلال کالبدی و عملکردی می گردند. بنابراین حفظ، بهسازی کالبدی و توانمندسازی عملکردی آن ها اجتناب ناپذیر است. این فرسودگی ها علاوه بر پهنه های شهری در روستاها نیز دیده می شود. سنجش میزان فرسودگی کالبدی این پهنه ها جهت انتخاب الگوی مداخله صحیح ازجمله مهم ترین چالش های پیش روی برنامه ریزان و مدیران شهری است. از این رو تدوین الگوهای مناسب جهت شناسایی صحیح پهنه های فرسوده و اولویت بندی آن ها ضروری به نظر می رسد. بر این اساس هدف این پژوهش نخست، بازشناسی شاخص های فرسودگی کالبدی پهنه های شهری و روستایی است چراکه با توجه به مطالعات صورت گرفته نمی توان فرسودگی بافت های شهری را تنها منوط به 3 عامل نمود و بر اساس آن به تدوین الگوی مناسب جهت سنجش آسیب پذیری و فرسودگی کالبدی پرداخته شود. از دیگر جنبه هایی که این پژوهش بر آن تأکید دارد شیوه سنجش شاخص ها و بهره گیری از تحلیل فازی به جای تحلیل بولین است که در این پژوهش با بهره گیری از تحلیل مکانی- فازی با قابلیت پردازش داده های مبهم و تلفیق آن با روش 1TOPSIS، جهت سنجش شاخص ها به تدوین روشی مناسب جهت سنجش میزان فرسودگی پهنه های شهری و روستایی پرداخته شده است. برای تعیین کاربست این روش ترکیبی مورد نظر شهر مراوه تپه از استان گلستان در پژوهش حاضر انتخاب گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که کل پهنه های شهر به 4 سطح قابل تقسیم است، که شامل پهنه های مطلوب ، پهنه های فرسوده ی شدید کالبدی (اولویت اول مداخله)، پهنه های نسبتاً فرسوده کالبدی (اولویت دوم) و پهنه های نیازمند بهسازی (اولویت سوم) می باشند.
نقش حمل ونقل انسان محور در پایداری اجتماعی شهرها نمونه موردی: بلوار دانش شهر کاشان
حوزههای تخصصی:
در کشورهای پیشرفته و صنعتی غربی و حتی کشورهای جنوب شرق آسیا سال های زیادی است که تلاش کرده اند تا مبانی حمل ونقل پایدار و فعال بر مبنای پیاده مداری و دوچرخه سواری را در میان مردم ترویج کنند. در این کشورها در راستای افزایش ایمنی دوچرخه سواری و پیاده روی، مسیرهای ویژه ای را تدارک دیده اند که علاوه بر شاخص زیبایی، ترغیب کننده دوچرخه سواران می باشد. در کشور ایران نیز هرچند دیر اما چند سالی است که در شهرهای گوناگونی این طرح پیاده شده است. مردم کاشآن هم در زمره ساکنان شهرهای تاریخی ایران هستند که سابقه دیرینه ای در استفاده از دوچرخه دارند. بر این منوال و در شرایط کنونی که وسایل نقلیه موتوری مشکلات زیادی پدید آورده اند بررسی جایگاه دوچرخه در نظام حمل ونقل شهری کاشان ضرورت دیده شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع دوچرخه سواری در کاشان و عوامل مؤثر در افزایش استفاده از آن می باشد. پس از مطالعه کتابخانه ای و بررسی مبانی نظری موضوع، داده های موردنیاز به شیوه پیمایشی با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و با روش های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون های پیرسون، تی و فریدمن) با بهره گیری از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان می دهد مهم ترین مانع عدم استفاده از دوچرخه ترس از تصادف با وسایل نقلیه موتوری می باشد. بین استفاده از حمل ونقل انسان محور با متغیرهای میزان آگاهی و وضعیت فضای کالبدی مسیرهای دوچرخه سواری رابطه معنی داری وجود دارد.
تحلیل قدرت ذینفعان کلیدی در فرآیند سیاست گذاری طرح جامع تهران (1378- 1390)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱۵
139 - 158
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله شناسایی ذی نفعان کلیدی، منافع، منابع قدرت و نحوه تعامل آنان در فرآیند سیاستگذاری طرح جامع تهران (1386) است. رویکرد این پژوهش، رویکرد حکمروایی شهری بوده که در آن امکان حضور ذی نفعان مختلف در فرآیند تصمیم گیری و دستیابی به منفعت جمعی فراهم می شود. مسئله این تحقیق با توجه به رویکرد مذکور، برهم خوردن تعادل قدرت میان ذی نفعان کلیدی در فرآیند تهیه، تصویب و اجرای طرح جامع بوده که ابعاد مختلف کیفیت زندگی در شهر تهران را تهدید کرده است. یافته های این پژوهش که از طریق 22 مصاحبه نیمه ساختاریافته با نخبگان حوزه مدیریت شهری در نهادهای مختلف گردآوری شده، نشان می دهد که فرآیند سیاستگذاری طرح جامع تهران با دو نوع انحصارگرایی مواجه بوده است: 1) انحصارگرایی نهادی و عملکردی در نهادهای قدرت شهری و عدم تحمل یکدیگر؛ که این نوع از انحصارگرایی انواع مختلفی را در برمی گیرد نظیر انحصارگرایی های حرفه ای، علمی و دانشی، اطلاعاتی 2) انحصارگرایی ساختاری (منتج از ساختارهای تحمیل کننده و فرسایشی نظام شهرسازی)؛ این شکل از انحصارگرایی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و حقوقی به نهادهای مدیریت شهری تحمیل می شود به گونه ای که این نهادها باید در درون این ساختار متمرکز و انحصارطلب فعالیت کنند. این دو نوع انحصارگرایی یکدیگر را تقویت کرده و تبعات آن، نامتعادل کردن محیط و فرآیند سیاستگذاری کلان مدیریت شهری تهران و آسیب جدی به منافع عمومی، سرمایه ها و ثروت های همگانی شهر تهران است.
تحلیل فضاهای گذران اوقات فراغت سالمندان پارک گلستان شهر تبریز و ارائه راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۳
47 - 58
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، درصدد بررسی فضاهای گذران اوقات فراغت سالمندان پارک گلستان شهر تبریز و ارائه راهکارها به عنوان مهمترین پاتوق افراد مسن شهر می باشد. این مقاله به روش پیمایشی و از نوع توصیفی - مقطعی انجام گرفت. 146 نفر از سالمندان به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه بود. داده های به دست آمده به وسیله آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار13 SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. 8/65% سالمندان با 66 الی 103 امتیاز، کیفیت فضاهای گذران اوقات فراغت پارک گلستان را نیمه مطلوب و 6/22 درصد با 104 الی 140 امتیاز، در سطح مطلوب ارزیابی نمودند. میانگین نمرات پاسخگویان در این خصوص 1096/2 و انحراف معیار 57683/0 می باشد. بنابراین، با توسعه فضاهای اجتماعی و فرهنگی خاص افراد سالمند و همچنین توسعه مناظر، چشم اندازها، به ویژه بازنگری در فضاهای دسترسی و آمد و شد، جذابیت و سرزندگی پارک بیشتر می گردد.
تجلی سنت در معماری معاصر ژاپن تداوم حضور « ستون »، به عنوان عنصر دارای معنا در اندیشه معماران ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های معماران معاصر ژاپن، تعریف ارتباطی میان سنت و مدرنیسم و به عبارتی چگونگی استفاده از سنت در معماری معاصر این کشور می باشد. مقاله حاضر به بررسی تجربه معماران این کشور در برقراری تعامل میان سنت و مدرنیسم می پردازد. نگاه ویژه این مقاله به طور مشخص به عنصر « ستون » به عنوان عنصری از معماری سنتی است، که علاوه بر نقش ایستایی و فیزیکی، دارای نقش معنایی در ساختار معماری ژاپن می باشد. هدف مقاله حاضر تببین چگونگی تجلی معنائی عنصر «ستون» در گفتمان معماری معاصر ژاپن و استفاده معنادار از آن در کالبدهای نوین این کشور است. این پژوهش به روش بررسی اسنادی و تحلیل محتوایی انجام یافته و ساختار بحث بدینگونه است که ابتدا مفهوم ستون در فرهنگ و آیین ژاپنی بررسی و سپس جایگاه آن در معماری سنتی این کشور بحث شده و درنهایت با بررسی آراء و نظریات اندیشمندان معاصر ژاپن، نوع رویکرد معماران متأخر این کشور نسبت به عنصر ستون مورد تحلیل قرار گرفته است. از نتایج پژوهش، تدقیق این نکته است که عنصر ستون در باورهای سنتی مردم ژاپن نقشی روحانی و معنائی داشته، لذا در معماری سنتی این سرزمین، به غیر از نقش سازه ای، نقش مفهومی نیز داشته است. بدین سبب گاه معماران معاصر ژاپن به استفاده از این عنصر تمسک جسته اند؛ اما در نحوه استنباط معنائی و استفاده از این عنصر، بین آنها وحدت نظر و عمل حاصل نشد و هر یک به سیاقی به این امر نظر نموده اند.
مکان یابی شهر ایلخانی اوجان بر اساس منابع تاریخی و بررسی های باستان شناختی (مطالعه محوطه های کوللر و دالی دره سی در شهرستان بستان آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر اوجان از جمله شهرهای اسلامی ایران است که در دوره ایلخانی رشد و توسعه یافت. این شهر بنا بر گفته منابع، از قرون اولیه اسلامی نیز وجود داشته است، اما در پی حوادث مختلف از جمله زلزله و جنگ های مختلف نتوانسته بود موجودیت خود را به عنوان یک شهر مهم و استراتژیک آشکار سازد و تنها در دورة ایلخانی است که این مهم حاصل می شود. با توجه به کمبود اطلاعات در خصوص مکان دقیق این شهر و بی توجهی محققان به تحقیق بر روی بقایای آن، ضرورت بررسی و مطالعه بر روی آن احساس می شود. پرسش اصلی ما نیز بر روی مکان یابی دقیق این شهر و سنجش میزان تطابق بین داده های باستان شناسی با منابع تاریخی این دوره است. با توجه به انجام سه فصل بررسی باستان شناختی در شهرستان بستان آباد نتایجی در خصوص شهر اوجان به دست آمده است : 1- موجودیت شهر از قرون اولیه اسلامی و رونق و توسعه آن در دوره ایلخانی (به استناد منابع مکتوب). 2- انطباق موقعیت جغرافیایی آن با شهرستان بستان آباد فعلی (به استناد مطالعات باستان شناسی) در دو محوطه ایلخانیِ کوللر و دالی دره سی؛ لذا در این مقاله سعی شده است تا داده های جدیدِ حاصل از بررسی های باستان شناختی در منطقه بستان آباد با منابع مکتوب دوره ایلخانیِ، مورد سنجش و تحلیل قرار گیرد تا یک گام دیگر به سوی مکان یابی دقیق این شهر برداشته شود.