فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۶۱ تا ۴٬۵۸۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
از سال های 1950 ، یعنی آغاز تکوین هنر مدرن عراقی، جریان «بازگشت به ریش هها » اندیشه محوری و جدای یناپذیر از هنر مدرن عراق بوده است. اکثر هنرمندان مدرن نسل اول، از جمله جواد سلیم و شاکر حسن السعید، ایده تداوم فرهنگی و پیوند سنت و مدرنیته و «الهام از میراث » 1 را محور اصلی آفرینش هنری خود قرار دادند و این رویکرد را به نسل های بعدی منتقل کردند. پژوهش حاضر علاوه بر توصیف و تحلیل آثار منتخب هنرمندان عراقی در این دوره، سیر تکوین هنر مدرن عراقی را مورد بررسی قرار داده و می کوشد به این پرسش پاسخ گوید : چه عوامل اجتماعی- فرهنگی زمینه ساز شک لگیری هنر نقاشی شده اند که در درون خود سعی در ایجاد پیوند میان انگاره ای مدرن و سنتی و تداوم بخشی به سنت دارند. برای پاس خگویی به این پرسش می کوشیم مبتنی بر نظریه روبرت وسنو، جامعه شناس فرهنگ آمریکایی، به آزمون این فرضیه بپردازیم که اگرچه شک لگیری و تولید عینی این جنبش ریشه در «بسیج منابع » دارد، محتوا و جه تگیری هنری این جنبش نقاشی )یعنی تداوم بخشی به سنت در کنار پرداختن به انگار ههای مدرن( تحت تأثیر عواملی همچون «افق اجتماعی « ،» بافت گفتمانی موجود » و «سرمایه فرهنگی » این نقاشان تعیین شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر که به روش تحلیلی- تاریخی به انجام رسیده نشان م یدهد که هنرمندان مدرن عراق با استفاده از چهار منبعِ پیشااسلامی یا بی نالنهرینی، اسلامی، مدرن و فرهنگ عامه، نقاشی هایی را خلق کردند که در عین مدرن بودن، عراقی است و م یتوان آن را به درستی «هنر مدرن عراق » نامید. تأثیر این منابع را م یتوان در قالب فرم و محتوا یا به عبارت دیگر در زیبایی شناسی این آثار مشاهده کرد، که از آن میان م یتوان به کاربرد چش مهای درشت و اغراق آمیز سومری، خطوط دورگیری ضخیم رایج در نگارگری عباسی، رنگ های بومی و تعویذها، حروف و خوشنویسی اسلامی، هلال، گنبد و مضامینی چون واقعه کربلا اشاره کرد. م یتوان گفت هنرمند عراقی از فرم و محتوایی استفاده م یکند که پیوند هر چه بیشتر او را با «مکان »، که کشور عراق است به تصویر بکشد، چراکه مکان مهم ترین عنصر تامین و حفظ هویت است
A Comparative Study of vernacular Architecture Compatible with Mild and Humid Weather in Gilan's Western Plains (Case study: Gasht, Shalma and Gilandeh villages)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Looking at the role of climate in indigenous settlements of Gilan, which are formed based on the Uniformitarianism principles for the environmental comfort of residents in the basic body, and stability and compromise with the natural factors, as a basic and immutable principle over time has created various species in its context based on the needs and availability of basic infrastructure. Gilan's Western plains, as a geographic split of microclimate (mild and wet), which has its own unique characteristics, in formation of variable species, according to the needs of households, in terms of population growth and vernacular materials, which is associated with the formation of a space with sustainable self-sufficiency for local residents, and in addition to optimal locating is appropriate in terms of orientation and e building elongation. Accordingly, the comparison between variable species in a microclimate (plain geography) with its own unique features will be obtained as separated assessments from body to climate framework, with deductive components which can form a native settlement, through field work on sustainable buildings in plain villages and functional analysis of samples, attached to professional population of Housing Foundation, which have special knowledge of the characteristics of rural housing related to rehabilitation and re-run today's models. Therefore, providing transparent assumptions on the challenges and principled solutions through questionnaires with derivatives percent available for population, has managed to improve the quality of the results of this study.
تبیین تأثیر شناخت شناسی در عرصه های هنر و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۲
67 - 78
حوزههای تخصصی:
درک مفاهیم و شالود ههای معماری بدون شناخت و درک محیط فرهنگی و اجتماعی که این مفاهیم در آن رشد کرد هاست و از قید زمان آزاد هستند، میسر نم یگردد. در بازشناخت یک اثر معماری سه گونه فضای متفاوت قابل تشخیص است که ب هطور عمده در تقابل با یکدیگر به میدان می آیند. فضای فرهنگی شخص سازنده بنا، فضای فرهنگی شخصی که به بنا م ینگرد و فضای فرهنگی شخصی که یافت ههای اظهارشده از سوی سازنده و استفاده کننده از بنا را به بستر نقد م یبرد و بر مبنای شناخت و بینش شخص یاش نسبت به بنا، هر آنچه را از ماهیت اثر درمی یابد، برای شخص چهارم به نمایش م یگذارد. اینجاست که می توان به اهمیت و تأثیرپذیری دو مقوله نقد و شناخت در بسترهای هنر و معماری از همدیگر پی برد. این تحقیق به منظور یافتن تعریفی کاربردی ب همنظور دستیابی به مفهوم شناخ تشناسی در عرص ههای هنر و معماری صورت گرفته است.
بررسی منشأ الهام بخش دیوار نگارة شام آخر داوینچی از چهار روایت کتاب مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوارنگارة شام آخر یکی از برجسته ترین آثار نقاشی است که با مضمون شام آخر مسیح (ع) تصویر شده اند. اگر چه واقعة شام آخر بر اساس اناجیل چهارگانه، به چهار روایت مختلف نقل می شود، امّا شام آخر داوینچی بی شک باید بر طبق یکی یا حتی ترکیبی از این چند روایت، نقاشی شده باشد. البته لئوناردو نوع واکنش حواریون را بر اساس کل شخصیت آنها در کتاب مقدس ترسیم کرده، امّا نحوة پرداخت چهره ها و نوع واکنش ها، بستگی کاملی با تخیل فوق العادة داوینچی داشته است. بسیاری از صاحب نظران و تحلیل گران آثار هنری دیدگاهی نسبت به منشاء الهام بخش داوینچی نداشته اند و برخی نیز به یکی یا ترکیبی از چهار روایت اشاره کرده اند. برخی روایت لوقا را ملاک داوینچی دانسته و بسیاری بر ترکیبی بودن منشا دیوارنگاره تأکید دارند. این در حالی است که در این نوشتار سعی شده به دیدگاه جدید و متفاوتی دست یابیم. در این نوشتار سعی شده تا ابتدا با روش کتابخانه ای اثر را مورد موشکافی قرار داده و سپس با تحلیل دقیقی از متن کتاب مقدس و تطبیق آن با دیوارنگاره شام آخر و همچنین مقایسه اثر داونیچی با آثار مشابه سایر هنرمندان، دریابیم که داوینچی کدام روایت را مبنای خود برای نقاشی قرار داده است. در پایان و با تکیه بر استدلال و تحلیل هنری از دیوارنگاره و همچنین بررسی دقیق متن کتاب مقدس بر هر چهار روایت آن (متی، مرقس، لوقا و یوحنا)، دریافتیم که منشا الهام بخش داوینچی، روایت یوحنا از واقعة شام آخر است امّا در این میان نباید نبوغ و تخیل داوینچی در خلق چهره ها و نوع واکنش ها را نیز نادیده گرفت.
رفتارپژوهی «زندگی شهری» در شهرهای معاصر به منظور دستیابی به شهر پیاده مدار (نمونه موردی: طرح مطالعاتی خیابان شهریار، منطقه 11، تهران)
حوزههای تخصصی:
«عرصه عمومی» یعنی مقیاس و کیفیتی از شهر که توسط مردم ادراک می شود نه آنچه که روی نقشه ها است، پس لازم است از آن به «معماری فضای شهری» تعبیر کرد؛ در واقع این معماری فضای شهری است که تقاضای زندگی شهری را پاسخ می دهد. جریان زندگی شهری توسط مردم اتفاق می افتد، وقتی که جریان زندگی شهری محقق می شود می توان گفت که صاحبخانه، اهل شهر هستند. زندگی شهری از جنس «کیفیت» است؛ سکونت در شهر از جنس کمی، ولی حیات مدنی امری کیفی است و باید با معیارهای کیفی، آن را ارزیابی کرد. پیاده مدار بودن می تواند از یک سو بازتاب دریافت کیفیت مکان برای شهروندان باشد؛ از سوی دیگر رفتار مردم پیاده، معیاری است که می توان به کمک آن کیفیت مکان را در بافت سنجید. در اختیار داشتن معیارهایی که بتوان با آن پیاده پذیری مکان ها را اندازه گیری و ویژگی های کیفی مکان را روشن کرد، می تواند بن مایه هایی برای ساماندهی، برنامه ریزی و گزینش قواعد شهرسازی شمرده شود. پیشگامان طراحی محیطی در دهه ی 1960 میلادی، قدم های اولیه برای فهم بهتر ایده ی زندگی همگانی و تعامل آن با فضای شهری و ساختمان ها را برداشتند. روش آنها مطالعه ی شهرها و فضاهای همگانی موجود، برای به دست آوردن دانش پایه در مورد نحوه ی استفاده و حرکت شهروندان در شهرها بود. ایده اصلی این نوع مطالعه، برای مشاهده گرهایی رخ می دهد که پیاده راه می روند و همزمان به اطراف خوب نگاه می کنند. مشاهده، کلید این نوع مطالعه است و ابزارهای آن ساده و ارزان هستند. مشاهدات ماهرانه با استفاده از یک سامانه مناسب، اطلاعات جالبی را در مورد تعامل زندگی شهری و فضاهای عمومی شهر به دست می دهد. به عنوان یک قاعده کلی، از کاربران به طور مستقیم پرسش نمی شوند بلکه فقط مشاهده می شوند و فعالیت ها و رفتارهایشان در نقشه ثبت می شود. این کار برای درک نیازها و چگونگی استفاده آنها از فضای شهری صورت می گیرد. مشاهده مستقیم کمک می کند تا بفهمیم چرا برخی فضاها استفاده و برخی رها می شوند. ساختار اصلی مقاله بر پژوهش ترکیبی استوار است که در بخش نخست به توصیف و تحلیل چگونگی مطالعه زندگی شهری بر اساس ادبیات موجود در این زمینه پرداخته می شود و در بخش دوم نیز خیابان شهریار به دلیل قرارگیری در محور فرهنگی- هنری شهر تهران به عنوان یک نمونه مطالعاتی بر اساس معیارهای مطرح شده، مورد تحلیل میدانی قرار می گیرد.
گونه شناسی مساجد بلوچستان ایران، از دوره قاجاریه تا معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش اسلام در قرون اولیه اسلامی، سایر مناطق مسلمان شده براساس نوع معماری منطقه خود و ویژگی های جغرافیایی آن، اقدام به احداث مساجد کردند. بلوچستان ایران نیز یکی از نخستین سرزمین هایی بوده است که در اوایل قرون اسلامی، اسلام در آن گسترش یافت و مردم آن به تبع عوامل جغرافیایی، فرهنگی و مصالح ساختمانی در منطقه، مساجد خود را بنا کردند. این مساجد دارای ویژگی های متنوعی نسبت به سایر مناطق ایران هستند و در این پژوهش، این خصوصیات در دوره تاریخی سیصدساله اخیر، مورد شناخت و بررسی قرار می گیرد (از دوره قاجاریه تا معاصر)، این دوره تاریخی باتوجه به نمونه های قابل بررسی و مشاهده انتخاب شده است. بدین سان برای تبیین ویژگی ها تمایزی ذکر شده که حاوی نکات ارزشمندی از زمینه های شکل گیری معماری است. هدف از پژوهش، شناسایی ساختار شکلی فضایی مساجد بلوچستان و معرفی گونه های برآمده از این تحلیل شکلی فضایی است. برای این منظور، از روش تحقیقِ توصیفی تحلیلی بهره گرفته شده است و جمع آوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت و بازبینی مساجد بلوچستان می باشد. در این پژوهش، ابتدا مساجد برحسب موقعیت مکانی به سه دسته مساجد عشایری، روستایی و شهری تقسیم شده و سپس برحسب معیار شکلی فضایی گونه شناسی صورت گرفته است. تفاوت گونه ها در نحوه شکل گیری و ارتباط فضای باز، بسته و نیمه باز در الگوی فضایی مسجد است. یافته های گونه شناسانه حاکی از سه گونه صحن شبستان، گونه صحن رواق شبستان و گونه دوشبستانی است. بیشترین تنوع گونه در دسته مساجد روستایی واقع شده است. مساجد شهری علی رغم تزیینات بیشتر و مصالح جدید در ساخت آن ها و مساحت زیاد، همچنان از ساختار کالبدی فضایی مساجد روستایی تبعیت می کنند. همچنین بررسی ها نشان می دهد گونه صحن رواق شبستان در حال حاضر، پرکاربردترین الگوی ساخت مساجد است و گونه دوشبستانی رو به فراموشی گذاشته است. گونه صحن شبستانی همچنان الگوی مساجد ساده و کوچک در نقاط کم تراکم جمعیتی است.
بررسی تطبیقی معماری دینی در مسیحیت و اسلام با نقد نظریات تیتوس بورکهارت (مطالعه موردی : اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل تکثر در شیوه بیان سلایق مختلف در ادیان الهی، لزوم دستیابی به زبان مشترک، با رویکرد همپارچگی اقوام، احساس می گردد. واکاوی این مشترکات، بر همگرایی مذهبی - قومی این ادیان موثر خواهد بود و هنر، مستمسکی مناسب برای ایجاد این زبان مشترک است. ساختار کالبدی بناهای نیایشی بسیار متأثر از نوع آیین عبادیی است که در آن ها برگزار می گردد؛ بنابراین تنوع ادیان به تنوع معماریِ بناهای مقدس، منتهی می گردد و وجود عناصر مشابه در معماری ادیان مختلف می تواند موجد زبان مشترک در هنر مقدس برای احتراز از تکثر سلایق، در نتیجه نیل به ایجاد زبان هنری واحد باشد. هدف از ارائه این مقاله جستجوی مشترکات معماری بناهای نیایشی ادیان مسیحیت (ارامنه) و نیز اسلام در ایران عصر صفوی بوده و تحقیق حاضر در پی پاسخ به این سوال بر آمده است که: با توجه به نظریات تیتوس بورکهارت پیرامون خصایص هنری ادیان مسیحیت و اسلام که بر پایه قوانین دینی بنیان نهاده شده است، کلیساهای ارامنه و مساجدِ مسلمانان در بازه زمانی صفویه در اصفهان، از نظر کالبدی دارای چه مشابهت ها و تفرق هایی هستند؟ مطابق یافته های تحقیق تفاوت های ماهوی و وجود تفرقات موجود در قوانین ادیان فوق که منجر به ساخت بناهایی نیایشی با سازماندهی های داخلی متفاوت از یکدیگر شده است، مانعی برای انعطاف پذیری کالبد بنا و نیز تأثیر پذیری آن از معماری مذهبی غالب ایجاد نکرده است. بنابراین می توان به تأثیر و تأثر معماری این ادیان در پهنه جغرافیایی و تاریخی مشترک، بر یکدیگر و به تبع آن تأثیرگذاری غیر قابل انکار معماری صفویه و پس از آن، بر معماری ارامنه اصفهان که موجد کلیساهایی با ساختار ایرانی- اسلامی با استفاده از معماری مسیحی- ارمنی بوده است، اشاره نمود. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و تدوین آن به شیوه توصیفی- تحلیلی است.
دستاوردی تحلیلی از تأثیر محیط فیزیکی یادگیری بر بهبود جو روانی مدارس از دیدگاه دانش آموزان مقطع دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
109 - 121
حوزههای تخصصی:
بهبود جو روانی مدارس که بر یادگیری دانش آموزان تأثیرگذار است، نیازمند ارتقای کمی و کیفی محیط فیزیکی یادگیری می باشد. با وجود این مطالعات انجام شده روی محیط های یادگیری کمتر به آن توجه کرده اند. هدف از این پژوهش بررسی روابط میان مؤلفه های محیط های یادگیری و جو روانی مدارس می باشد. روش تحقیق این مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع پیمایشی می باشد و تحلیل های کمی با استفاده از نرم افزار SPSS و روش رگرسیون خطی چندگانه انجام پذیرفت. ابزار تحقیق پرسش نامه است که بین 120 نفر از دانش آموزان داوطلب در سه مدرسه دخترانه توزیع شد. بر اساس نتایج، روابط معن ی داری بین مؤلفه های محیط فیزیکی یادگیری و جو روانی مدارس یافت شد. به ترتیب مؤلفه های محیط های درونی، محیطه ای بیرونی و فضای اجتماع والدین بر بهبود جو روانی مدارس تأثیرگذار بود. لزوم توجه معماران به دیدگاه دانش آموزان در ارزیابی محیط های یادگیری و همچنین توجه ویژه به طراحی فضاهایی نظیر ایستگاه های گروهی، فضای تجمع والدین و مشارکت آن ها در تعلیم تربیت فرزندانشان در مدارس مورد نظر می باشد. همچنین در محیط کلاسی با توجه به اهمیت آن به عنوان یکی از فضاهای درونی، اعمال نظریات یادگیری نوین چون تجربه گرایی و اجتماع محوری مورد توجه می باشد.
آشکارسازی دگرگونی کاربرد زمین: تحلیل ویژگی های گسترش برنامه ریزی نشده در منطقه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش کلان شهرها (یا بزرگ شهرها) به سوی محیط های پیرامونی در دو وضعیت اصلی و انواع وضعیت های میانی این دو وضعیت اصلی روی می دهد. وضعیت نخست گسترش برنامه ریزی نشده و رهاشدگی و وضعیت دوم، وضعیتی مهار و هدایت شده است. انواع نامعلومی هایی که در مسیر و در فرآیند آشکارسازی و تحلیل دگرگونی ساختار فضایی و کاربرد زمین در منطقه کلان شهری تهران وجود دارد؛ نشان از نبود استقرار و یا ناکارآمدی سازوکار برنامه ریزی در این منطقه کلان شهری دارد. بر پایه آشکارسازی و تحلیل دگرگونی ساختار فضایی و کاربرد زمین در منطقه کلان شهری تهران می توان به تولید پیشنهادهایی درخور شرایط موجود، به منظور استقرار سازوکاری برای پایش، بازبینی، و فرابینی این دگرگونی ها پرداخت و نتایج آن را همچون سیستم های پشتیبان تصمیم گیری دربرنامه ریزی و مدیریت چنین منطقه هایی به کار بُرد. در این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی برای آشکارسازی دگرگونی ساختار فضایی و کاربرد زمین، بعنوان هدف اصلی مقاله، با استفاده از روش های اندازه گیری اندازه محیط ساخته شده در برابر فضای باز، که با تحلیل محتوای پژوهش های مرتبط و با توجه به قیود داده های در دسترس انتخاب شده است، دگرگونی از دهه 1350 تا 1390 اندازه گیری گردیده. تحلیل نتایج دگرگونی، و تحلیل الگوواره های اصلی و فرعی گسترش منطقه کلان شهری تهران نشان می دهد گرایش چگونگی گسترش این منطقه کلان شهری به گسترش برنامه ریزی نشده است.
بررسی تطبیقی حس دلبستگی مکان در نمادهای شهری دوره اصفهانی و مدرن؛ نمونه م وردی میدان آزادی و میدان نقش جهان
حوزههای تخصصی:
با گسترش و توسعه شهرها، احداث نمادهای شهری به عنوان شاخصه ای برای معرفی محیط و فرهنگ روندی رو به رشد داشته است. نمادهای شهری علاوه بر ابعاد محیطی و کالبدی ،در ایجاد خاطرات جمعی و فردی اشخاص نیز نقش مهمی دارند به نحوی که اغلب، شهرهای مختلف را با نماد آن می شناسند .در این پژوهش شهر تهران، به عنوان پایتخت سیاسی و شهر اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران مناسب ترین گزینه بمنظور مقایسه حس دلبستگی مکان مورد مطالعه قرار گرفته اند. از این رو با هدف، شناسایی و تعیین اولویت بندی عوامل ایجاد کننده حس دلبستگی مکان به مقایسه تطبیقی این حس در میدان نقش جهان و میدان ازادی پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که مهمترین عامل در ایجاد حس دلبستگی در نمادهای شهری چیست و در ادامه تأثیر مؤلفه های موثر بر حس دلبستگی مکان که باعث اصالت بخشیدن به نماد های شهری می شوند را در فرضیه خود طرح کرده است. روش تحقیق این مقاله از نوع توصیفی تحلیلی بوده و در گردآوری اطلاعات از شیوه مرور متون، منابع و اسناد تصویری در بستر مطالعات کتابخانه ای و ابزار پرسشنامه بهره برده است و سپس با استفاده از نرم افزار spss و آزمونanova و Kendall’s tau_ b وSpearman’s rho به تحلیل می پردازد. در نهایت نتایج پژوهش بیانگر تفاوت عوامل موثر در دلبستگی در دو دوره تاریخی در این میادین شهری است، بطوریکه در میدان نقش جهان مهمترین عامل در ایجاد این حس معیار عزت نفس بوده و در میدان آزادی تداوم بیشترین تاثیر را در ایجاد دلبستگی به مکان داشته است.
کاربرد فرآیند تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی AHP در مکانیابی بهینه ساختمان های اداری در شهرستان شاهرود (ساختمان مرکز آموزش وپژوهش فناروی های نوین ساختمان استان سمنان)
حوزههای تخصصی:
احداث ساختمان های اداری مسلتزم صرف هزینه های بسیار است و تعیین مکان بهینه آنها به شیوه ای که تمامی افراد به آن دسترسی داشته باشند امری کاملا ضروری است، بنابراین احداث اینگونه مراکز با توجه به جنبه های متعدد و متنوع عملکردی که دارا می باشند در صورتی که به درستی اجرا شود باعث افزایش کارایی و ارتقای سطح کاری کارکنان می شود. بررسی و مطالعات مکانیابی فضاهای شهری در سال های اخیر به عنوان یکی از عناصر کلیدی در موفقیت ساختمان های اداری مختلف مطرح است. فرایند تحلیل سلسله مراتبی روشی است منعطف، قوی و ساده که برای تصمیم گیری در شرایطی که معیارهای تصمیم گیری متضاد انتخاب بین گزینه ها را با مشکل مواجه می سازد، مورد استفاده قرار می گیرد. در این مقاله تلاش شده است تا بابهره گیری از اصول علمی در مکان یابی، مکان بهینه برای ساختمان داری در سطح شهرستان شاهرود انتخاب شود. هدف از پژوهش حاضر برای رسیدن به حداکثر نور روز در ساختمان مرکز آموزش و پژوهش فناوری های نوین ساختمان استان سمنان(شاهرود) با تاکید برحداکثر استفاده از نور روز می باشد که یکی از اهداف اصلی مکان یابی بهینه فضای اداری با توجه به فاکتورهای محیطی شهری و اقلیمی می باشد. این پژوهش از نوع پیمایشی و روش تحقی ق، پژوهش از ن وع میدانی است پس از بررسی معیارهای موثر در مکان یابی این نوع از کاربری و بررسی روش های مختلف تعیین وزن معیارها و انتخاب روش تحلیل سلسله مراتبیAHP به عنوان بهترین روش وزن دهی انتخاب گردید. با مقایسه نتایج حاصل شده گزینه یا سایت نهایی که از لحاظ برخوردری از حداکثر مطلوبیت ها مناسب حداث ساختمان اداری در شهرستان شاهرود، معرفی می گردد که از بین مناطق شش گانه مورد نظر زمین واقع در منطقه فرهنگیان دارای بیشترین امتیاز در این تحقیق شده است.
تبارشناسی پارک های معاصر تهران و بررسی زمینه های شکل دهنده به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله در زندگی نوین، پارک ها به عنوان عمده ترین فضای شهری، نقش مهمی در زندگی اجتماعی شهرنشینان دارند. تحولات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اخیر، رویکردهای گوناگونی در تجربه صدسال پارک سازی درنظام شهرسازی و مدیریت شهری نوین ایجاد کرد. برای شناخت پارک های هر دوره باید ریشه خصلت های آن را در زمینه های زمانه آن جستجو کرد. کشف نحوه تأثیر اندیشه ها و الگو واره های فکری حاکم بر طراحی پارک های معاصر از زمان پهلوی تا کنون بر کالبد پارک ها سوال اصلی است که یافتن پاسخ آن می تواند برای هر تصمیم گیری معاصر راهگشا باشد. ● هدف این تحقیق با مشخص کردن عوامل تأثیرگذار و بررسی فراز و فرود آنها و تحلیل شیوه تأثیرگذاری آنها در کالبد پارک راهنمای خوبی برای مدیران شهری، برنامه ریزان و طراحان پارک ها در آینده خواهد بود و می تواند مبنایی برای تصمیم سازی در این حوزه تلقی شود. ● روش تحقیق روش تحقیق به صورت تطبیقی و تحلیلی در بستر تاریخ پژوهی معاصر و مصداق پژوهی است. شهر تهران به دلیل داشتن محوریت درتحولات، بستر مکانی این پژوهش انتخاب شده است. دراین تحقیق، پنج رویکرد و دوره متمایز پارک سازی (یک دوره پهلوی وچهار دوره جمهوری اسلامی) معرفی و پارک های کلیدی و مورد توجه الگویی آنها به عنوان مبنا در نظر گرفته شده اند. در ابتدا تحولات کالبد پارک ها بررسی شده و سپس متغیرهای زمینه ای (مبانی اجتماعی،سیاسی و اقتصادی و فرهنگی) دوره های مختلف به صورت تطبیقی مورد بررسی قرارگرفته و چگونگی سازگاری تحولات کالبد پارک ها با 4متغیر زمینه ذکر شده، مشخص می شود. ● نتیجه گیری در روند بررسی ها، تمایزات کالبدی قابل توجهی بر پارک ها با تفاوت در سطح و نوع زیبایی شناسی و فرهنگ بهره برداری آنها قابل تشخیص است. پارک سازی اولیه مانند پارک شهر بیشتر جنبه اقلیمی و خنک کنندگی با تأکید بر الگوی باستان گرایی مدنظر بوده است. طراحی پارک های پهلوی دوم، ارگانیک و بیشتر جنبه تفرجی و روابط جدید اجتماعی داشته است. در پارک سازی اوایل انقلاب به جنبه خدماتی و کارکردی پارک و در ادامه در پارک هایی مانند : پارک گفتگو توجه به ابعاد فرهنگی بیشتر شده و سپس به جذابیت بصری پارک ها اهمیت داده شده است. پس از آن، پارک های عظیمی در جنوب شهر درجهت عدالت محوری ایجاد شد. به این ترتیب اولویت اصلی در سیر تحولات گونه ها، حساسیت های اقلیم و کارکرد، فرهنگ، زیبایی شناسی و عدالت اجتماعی بوده است. با این حال زمینه ها و شرایط گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عوامل مستقیم و تأثیرگذاری هستند که الگوی پارک در هر دوره را مستقیماًً تحت تأثیر قرار می دهند. و قبض و بسطی شامل سادگی پس از اوایل انقلاب و تجمل گرایی بعد از آن در سیر تحول پارک سازی ایران بر این مبنا قابل تفسیر است.
بررسی و مقایسه واحدهای ساخته شده مسکن مهر با اصول و معیارهای معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی (محدوده مورد مطالعه: شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
73-84
حوزههای تخصصی:
معماری ایران یکی از غنی ترین نمونه های معماری بومی در جهان است که دستاوردهای آن قابل انکار نیست. با ظهور اسلام و گسترش آن در ایران، معماری ایرانی با ارزش های برآمده از دین، ترکیب شده و اصول غنی معماری و شهرسازی ایرانی- اسلامی را پدید آورد. بعد از دهه 1300 و با بازشدن درهای ایران به کشورهای جهان، معماری غربی وارد کشور شد و در رقابت با معماری ایرانی- اسلامی پیروز گردید و از آن پس، بناهای ایران، با اصول معماری غربی ساخته شدند. معماریی که نتنها با فرهنگ ایرانی- اسلامی بسیار متفاوت بوده و چه بسا در تعارض با آن قرار گرفت، نمونه ی بارز این نوع معماری را می توان در خانه های معاصر و از جمله مسکن مهر مشاهده نمود. برنامه ای که جهت تأمین مسکن اقشار کم درآمد در دستور کار دولت نهم قرار گرفت. هدف از این تحقیق بررسی معیارها وشاخصه های معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی در مسکن مهر می باشد و و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و بازدید میدانی و تکمیل پرسشنامه انجام گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر این است که از نظر معماری ویژگی های معماری و شهرسازی ایرانی- اسلامی در مسکن مهر دیده نشد و کاربرد معماری غربی در داخل بنا و همچنین نمای آن ها مشهود است.
شناسایی علل عدم تحقق کاربری های پیشنهادی در طرح های توسعه شهری ایران با استفاده از نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی برنامه ریزی کاربری زمین درپژوهش های مختلف نشان از عدم موفقیت آن ها داشته است و ضرورت بازنگری در محتوا و روش برنامه ریزی را آشکار می سازد. در این مقاله شناسایی علل عدم تحقق کاربری زمین در طرح های پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفته تاست. در اینجا روش کیفی از نوع نظریه زمینه ای به کار گرفته شده تا برخلاف مطالعات گذشته از اظهار نظرات سلیقه ای اجتناب شود. اطلاعات مورد نیاز در این روش به صورت مصاحبه عمیق گردآوری شده است. نمونه گیری به روش هدفمند از نوع گلوله برفی و به تعداد 14 نفر از مطلع ترین افراد در گروه های متنوعی از مدیران شهری، مشاوران تهیه کننده طرح و اساتید دانشگاه انجام شده است. نتایج تحلیل نشان از 11 علت مختلف مؤثر در عدم تحقق کاربری زمین دارد که بیش از 50 درصد مشکلات مربوط به سه علت مهم تصمیم گیری ها و عملکرد غیر نظام مند و نادرست مدیران شهری، تراز مالی منفی شهرداری و کسب درآمد از طریق تخلف نسبت به پیشنهادات طرح و عدم واقع بینی در برنامه ریزی و ارائه پیشنهادات غیر منطقی می-باشد. در ادامه با استفاده از تئوری زمینه ای شرایط زمینه ای موثر، شرایط تداوم این روند حاضر و پیامدهای ناشی از ادامه روند موجود شناسایی شده است.
شناسایی و تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار بر محیط پاسخ ده در محلات از منظر جهان بینی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
21-36
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت شهرها و تغییر زندگی به زندگی ماشینی افراد، کمرنگ شدن توجه به زندگی جمعی و در نهایت تنزل کیفیت زندگی بشر را به همراه داشته است، بنابراین پاسخ گویی به نیازهای مادی و مهم تر از آن معنوی افراد در محیط شهری از موضوعات مهم در دنیای معاصر است. در این میان با توجه به ساختار سنتی شهرهای اسلامی که از تعدادی محلات تشکیل می شد، وظیفه این محله ها برقراری پیوند، ایجاد همبستگی، پاسخ گویی به نیازهای ساکنین و غیره بود. در این راستا این پژوهش با هدف استخراج مؤلفه هایی برای پاسخ دهی محیطی محلات از منظر اندیشه اسلامی با استناد به منابع معتبر اسلامی تدوین گردیده است. این مقاله در صدد پاسخ گویی به این سؤال اساسی است: از منظر جهان بینی اسلامی محیط پاسخ ده از جنبه حضور انسان ها شامل چه اصول و معیارهایی است؟ و این اصول و معیارها در محلات چگونه معنی می شوند؟ با توجه به ماهیت بنیادی- نظری این پژوهش، ابتدا با رویکرد کیفی به مطالعه محتوای ادبیات موضوع پیرامون رویکرد پاسخ دهی از منظر مطالعات غربی و اندیشه اسلامی پرداخته شد و مؤلفه های این دو رویکرد نیز استخراج گردید، که از این میان می توان به مؤلفه هایی همچون بستری برای شکل گیری امت واحده و برگزاری مراسم ها، پیوند با طبیعت و تجلی بهشت در زمین و غیره از منظر اندیشه اسلامی اشاره نمود. سپس این معیارها در چهار طبقه بندی کلی با عناوین ویژگی های کالبدی، کارکردی ، ادراکی و درنهایت روحانی ارائه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که برخلاف نگاه غرب گرایانه که تنها بر وجوه جسمانی و گاه نفسانی انسان در طی حیات وی تمرکز نموده است، مؤلفه های اسلامی محلات ایرانی-اسلامی بر سه ساحت جسمانی، نفسانی و روحانی حیات انسان و با نگاه ویژه و حائز اهمیت بر وجه روحانی تأثیرگذار بوده و بهتر خواهد توانست مجموعه نیازهای متعالی شهروندان در سطح محلات را پاسخ گو باشند.
نظریه معماریِ اسلامی یا نظریه اسلامیِ معماری: نقدی بر اصالت اسلامی رویکردهای نظری و عملی در دوران معاصر
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در پی یافتن عاملی است که سبب شده تا در روزگار معاصر نتوان «اسلامی» بودن معماری را از «غیراسلامی» بودن تشخیص داد. این امر فقط متوجه معماری های غیرمذهبی نیست، بلکه مسأله در جایی است که طراحان یا نظریه پردازان، معماری را به اسلام منتسب می کنند. برای یافتن علت، موضوع در دو بخش یعنی بررسی نظریات و بررسی رویّه های عملیِ طراحی ارائه شده است. در نقد رویّه های نظری، سه گرایش اصلی نظری ‒ گرایش عرفانی، گرایش فقهی و رویکرد اصول گرا ‒ در تبیین معماری اسلامی به نقد گذاشته شده است. تفوق ارزش های نهاد معمارانه بر ارزش های اسلامی و دید حداقلی به اسلام، ویژگی مشترک این رویکردهای نظری است. این ویژگی ها در بخش عملی، با تمرکز بر طراحی مسجد در دوران تاریخی و دوران معاصر، اسلامیت طرح ها در هر دو بازه به چالش گذارده شده است. در این بخش، منتهی شدن سیر عرفانی در تحلیل مسجد به امکان نوگرایی حداکثری در قالب واسازی مفاهیم دینی، با استناد به آثار نشان داده شده است. در پایان معضل اصلی در همه این گرایش های نظری و عملی تحت عنوان «اسلام از معماری چه می خواهد» طرح و بحث شده است. از دید این نوشتار، راه حل موضوع، جانشانی یک سؤال ساده است: اسلام از معماری چه می خواهد؟ و این سؤالی است در مقابل آن سؤال که «معماری از اسلام چه می خواهد؟»؛ پرسشی که سنّت گرایان یا بوم گرایان معماری در کشورهای اسلامی، سال هاست به آن پرداخته اند و برای اموری چون «ایده»، «کانسپت»، «مردم پذیر کردن معماری»، «روحانی کردن معماری» و بالأخره «اسلامی کردن معماری»، به اسلام یا منابع منتسب به آن رجوع کرده اند.
بررسی تطبیقی دو بنای تکیه دولت تهران و رویال آلبرت هال لندن تبیین نحوة به کارگیری ابزار تطبیق و نقش مقایسة ساختار تکنیک ساختی در پاسخ به سؤالات تاریخ معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله : بنای تکیه دولت تهران همواره از منظر پژوهشگران حفاظت و تاریخ معماری از جنبه های گوناگون محل بحث بوده است. محور اصلی این بحث، مربوط به تاریخ بنا و ارتباط میان دو بنای رویال آلبرت هال و تکیه دولت است. بسیاری از پژوهشگران، در تأیید و یا نفی شباهت این دو، مطالبی اغلب متناقض مطرح کرده اند؛ عده ای به نقش سفر ناصرالدین شاه قاجار به اروپا و ارادة وی در ساخت نمونه ای مشابه در ایران اشاره کرده و برخی، با تکیه بر این مطلب که این سفر بعد از زمان ساخت تکیه بوده، خلاف آن را نتیجه گیری کرده اند. اما همچنان پاسخی در خور برای سؤال مذکور ارائه نشده است. هدف پژوهش : هدف پژوهش حاضر تبیین جایگاه تکیه دولت در تاریخ معماری ایران از طریق تطبیق ویژگی های تکینکی ساختی این دو بنا است. لذا، پژوهش حاضر در پی توضیح جایگاه مطالعات تکنیک ساخت سازه در مطالعات تاریخ معماری است و کوشیده است تا ضرورت ها، شیوه و روند این مطالعات را تشریح کند. هدف سوم از این پژوهش بررسی امکان پذیری و میزان کارایی مطالعات تطبیقی پیرامون معماری بناها در مطالعات کیفی تاریخ معماری خصوصاً مطالعات تاریخ معماری ایران است. روش پژوهش : پژوهش حاضر مبتنی بر روش شناسی کیفی است و با به کارگیری ابزار تطبیق می کوشد، در وحلة نخست، به تبیین شکل گیری پدیده ای به نام بنای تکیه دولت در تاریخ معماری ایران پاسخ دهد و، در وحلة دوم، از تجربیات این بخش از پژوهش برای صورت بندی روش تطبیقی در مطالعات تکنیک ساخت استفاده کند. نتایج پژوهش : براساس بررسی های صورت گرفته می توان مسألة مطرح پیرامون بنای تکیه دولت را این گونه پاسخ داد: بنای تکیه دولت، اگرچه از جنبة پلان و ساختار فضایی تحت تأثیر بنای رویال آلبرت هال قرار دارد و براساس شواهد در پی رقابت ناصرالدین شاه قاجار با اروپای قرن نوزدهم و با فاصلة یک سال از ساخت رویال آلبرت هال ساخته شده، اما از جنبة تکنیک ساخت کاملاً متأثر از تکنیک ساخت معماری ایرانی است و به این معماری تعلق دارد. در کنار این مورد، با توجه به روند پژوهش، می توان بر کارایی روش تطبیقی در مطالعات تاریخی معماری در کنار نقش بررسی تکنیک ساخت صحه گذاشت و بیان کرد که بررسی تکینک ساخت روش مند در پاسخ به سؤالات تاریخ معماری بسیار کاراست.
Form and function Analysis of Porch in Iranian- Islamic Architecture
حوزههای تخصصی:
Basically, relationship of the interior and exterior spaces of architecture, also, the relationship is always an indication of the architecture type. Corbusier believed that all historical background of the architecture just focus on osmium of the wall. Size of the opened space is an indication of its correlation with the adjacent environment; namely, entrance is a combination of differently structured spaces rather than just an opening and “Porch” is one of the mentioned elements of the Iranian architecture. It is multifunctional; the porch separates the entrance from the corridor and the courtyard; it is an independent space including stone benches for seating and social interactions. This paper is defining the porch, to know why and how the independent element is developed in Iranian residential architecture. The porch is analyzed for its function and form; some concepts are discussed in the process of porch development including: privacy, climate, joint and so forth.
کاربرد روش تحلیل عاملی اکتشافی در برنامه ریزی شهری و منطقه ای؛ مورد پژوهی: سنجش وضعیت پایداری اجتماعی در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش تحلیل عاملی اکتشافی یکی از پرکاربرد ترین روش ها در همه علوم از جمله در شهرسازی است. در فرایند بکارگیری این روش، محقق باید تصمیمات جدی متعددی را که در نتایج بدست آمده تاثیر گذارند، اتخاذ کند. این مقاله مراحل مختلف تحلیل عاملی اکتشافی و تصمیمات تحلیلی که در هر یک از این مراحل باید اتخاذ شوند را مطرح کرده، اثرات احتمالی این تصمیمات بر نتایج تحلیل را نشان داده، و توصیه هایی نیز برای دستیابی به نتایج مطلوب در تحلیل مباحث شهری و منطقه ای ارائه میکند. علیرغم اینکه تحلیل عاملی اکتشافی یک روش و رویکرد پیچیده ای بنظر می رسد، در عمل فرایند تحلیل عاملی اکتشافی شامل مراحل مشخص و خطی شش گانه است که این مراحل مسیر تصمیم مناسبی را برای انجام تحلیل عاملی اکتشافی در برنامه ریزی شهری و منطقه ای ارائه می دهد: شناسایی متغیرها/شاخصهای تبیین کننده موضوع، کنترل تناسب داده ها برای انجام تحلیل عاملی، تعیین روش و تعداد عواملی که باید استخراج کرد، انتخاب روش دوران عوامل، تفسیر و نامگذاری عوامل، و محاسبه امتیازات عاملی. هریک از مراحل شش گانه مذکور در این مقاله به تفصیل توضیح داده شده و مثال کاربردی با استفاده از نرم افزار SPSS برای سنجش پایداری اجتماعی
تحلیل میزان رویدادمداری مناطق 15 گانه کلان شهر اصفهان با تاکید بر زیرساخت های رویداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلان شهر اصفهان به عنوان شهری که دارای تاریخ و فرهنگ غنی است، پتانسیل میزبانی از رویدادها در مقیاس های مختلف محلی تا بین المللی را دارد. این شهر می تواند از فرصت برگزاری رویدادها برای جذب گردشگر، تحریک بازآفرینی بافت های فرسوده و توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود استفاده کند. با این حال پیش نیاز برگزاری رویدادها و درنتیجه بهره گیری از منافع آن ها، فراهم کردن زیرساخت ها و امکانات مناسب است. لذا هدف از این مقاله، تحلیل میزان رویدادمداری مناطق 15 گانه کلان-شهر اصفهان با تاکید بر زیرساخت های رویداد، می باشد. در این راستا، از روش پژوهش مختلط (ترکیب کمی و کیفی) بهره گرفته شده است و اطلاعات موردنیاز از طریق روش اسنادی و میدانی (از نوع مشاهده و پرسشنامه) تهیه شده اند. ضمن اینکه جهت تحلیل داده ها و رتبه بندی مناطق، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با استفاده از نرم افزار Expert Choice استفاده شده است و پس از استخراج نقشه ی رتبه بندی از نرم افزار GIS، نتایج نهایی مورد تحلیل قرارگرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از عدم تعادل و وجود شکاف میان مناطق کلان شهر اصفهان به لحاظ برخورداری از زیرساخت های رویداد است به گونه ای که عمده ی زیرساخت ها در مناطق مرکزی و جنوبی تجمع یافته اند، امری که می تواند مانعی برای تبدیل شدن کلان شهر اصفهان به شهری رویدادمدار به صورت یکپارچه باشد.