ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۶۴۱.

ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران از نور در فضاهای معماری (موردپژوهی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
نور در معماری از نگاه کاربران، تنها منبع روشنایی نیست بلکه مسئله ای اساسی در کیفیت ادراک فضاست. با وجود اهمیت بنیادین کیفیت نور، هنوز چارچوبی منسجم برای ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران در مواجهه با نور طبیعی در معماری ایران وجود ندارد. این پژوهش با هدف تدوین الگویی برای ارزیابی ترجیحات دیداری، خانه های قاجاری یزد را به عنوان نمونه ای اصیل از دوران سنت، انتخاب کرده است. روش تحقیق در دو مرحله مکمل انجام شد: مرحله نخست، ارزیابی کالبدی نور و مرحله دوم، ارزیابی عاطفی نور. هر دو مرحله با رویکرد کمی و به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت و داده های حاصل از ۱۰۰ شرکت کننده تحلیل شد و الگوهای ادراکی پنج دسته فضای نوری (نوردوست، سایه دوست، نوربخش، تاریک گرا و نورگذر) استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که ارزیابی های کالبدی و عاطفی نور در فضاهای مختلف این خانه ها نسبت به یکدیگر متمایز هستند و این تمایز، منجر به ایجاد تنوع کیفی نور در فضاها می گردد. این تنوع نوری، تابعی مستقیم از ترجیحات کاربران در هر فضای خاص بوده و قابلیت پاسخگویی به نیازهای مختلف انسانی در موقعیت های مکانی و زمانی متفاوت را فراهم آورده است.
۶۴۲.

تحلیل تطبیقی منظر فرهنگی با اتکاء بر هم سنجی دیدگاه متخصصان، شواهد میدانی و رویکردهای عمومی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
منظر فرهنگی به عنوان مفهومی پویا، چندلایه و انعطاف پذیر که از تعامل دیالکتیکی انسان و طبیعت در بستر زمان و مکان شکل می گیرد، شامل عناصر مادی (مانند معماری و چشم اندازها)، ناملموس (ارزش ها، باورها و آیین ها) و ادراکی (هویت جمعی و تجربیات ذهنی) است و در مطالعات معماری، شهرسازی و میراث فرهنگی جایگاه ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف بازتعریف هویت منظر فرهنگی و شناسایی مؤلفه های آن، از رویکردی ترکیبی (کیفی- کمی) و میان رشته ای بهره گرفته است. روش تحقیق شامل مرور نظام مند ادبیات، تحلیل تاریخی نظری، بررسی تعاریف عمومی ارائه شده توسط هوش های مصنوعی (مانند ChatGPT، Google Gemini، Microsoft Bing، DeepSeek و Grok) و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان است. یافته ها منظر فرهنگی را سیستمی انطباق پذیر نشان می دهند که بازتاب تاریخ، فرهنگ و انتخاب های جوامع است و بستری برای حفظ تنوع زیستی فرهنگی، تقویت هویت جمعی و توسعه پایدار فراهم می کند. پنج مؤلفه کلیدی شناسایی شد: ۱. تعامل انسان و طبیعت؛ ۲. ابعاد تاریخی؛ ۳. ارزش های نمادین؛ ۴. ادراکات ذهنی؛ ۵. جنبه های کارکردی. تعامل انسان و طبیعت به عنوان هسته مرکزی، سایر مؤلفه ها را به صورت لایه های به هم پیوسته احاطه می کند. مدل مفهومی پیشنهادی، این ساختار را به صورت بصری نظام مند نمایش می دهد و چهارچوبی منسجم برای مطالعات میان رشته ای، طراحی معماری، برنامه ریزی شهری و حفاظت میراث فرهنگی ارائه می کند. پیشنهادهای کاربردی شامل طراحی فضاهای عمومی با حفظ تعامل انسان طبیعت و عناصر تاریخی، ارتقای تجربیات ذهنی و هویت جمعی از طریق فضاهای چندلایه، تقویت ارزش های نمادین برای تعلق اجتماعی و برنامه ریزی کارکردی برای توسعه پایدار است. مسیرهای تحقیقات آینده بر فناوری های نوین،مانند هوش مصنوعی برای ادراکات ذهنی، مطالعات تطبیقی محلی جهانی و ابزارهای حفاظت پایدار با مشارکت محلی تمرکز دارند. درنهایت، این پژوهش با تلفیق داده های متنوع، منظر فرهنگی را آینه ای از تعاملات انسانی طبیعی و بستری پویا برای میراث جهانی و جوامع معاصر معرفی می کند.
۶۴۳.

هوش مصنوعی و معماری بررسی تطبیقی طراحی انسان محور و ماشین محور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
بیان مسئله: با وجود قابلیت های هوش مصنوعی در تسریع و بهبود فرایندهای معماری، پرسش هایی اساسی درباره جایگاه خلاقیت انسانی و توانایی حفظ اصالت و هویت فرهنگی در طراحی های تولیدشده توسط هوش مصنوعی مطرح است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی زیبایی شناسی طراحی معماری انسان محور و ماشین محور است.روش پژوهش: این تحقیق براساس هدف، یک تحقیق کاربردی است. و از نظر ماهیت و روش در شمار تحقیقات توصیفی -تحلیلی محسوب می شود. در این مطالعه، چهار طرح منتخب از مسابقات مدرسه معماری ایرانی انتخاب و با استفاده از هوش مصنوعی طرح های مشابهی تولید شد. نمونه ها توسط اساتید، مشاوران و دانشجویان معماری و غیرمعماری براساس پنج مؤلفه خلاقیت، هماهنگی، اصالت، جذابیت و کلیت ارزیابی شدند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در مؤلفه اصالت، طراحی های انسانی به طور قابل توجهی برتر ارزیابی شدند، اما در مؤلفه هماهنگی، طراحی های هوش مصنوعی برتری اندکی داشتند. همچنین، جذابیت طراحی های انسانی بیشتر مورد تأیید اساتید و مشاوران قرار گرفت، در حالی که دانشجویان غیرمعماری تمایل بیشتری به طراحی های هوش مصنوعی نشان دادند. به طور کلی، جامعه معماران، طراحی های انسانی را برتر دانستند اما انحراف معیار در ارزیابی ها به ذهنی بودن قضاوت ها و تنوع ترجیحات زیبایی شناختی اشاره دارد. این پژوهش بر اهمیت حفظ خلاقیت انسانی در معماری تأکید داشته و هوش مصنوعی را ابزاری مکمل برای بهبود فرایندهای طراحی می داند، نه جایگزینی کامل برای طراحان انسانی.
۶۴۴.

توسعۀ مخرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۸۷
توسعه مخرب، آن است که هزینه اش بیشتر از فایده اش باشد: همه هزینه ها در مقابل همه فواید. توسعه یک اقدام همیشه مثبت نیست. اگر از بینش کل نگر و دانش زمینه ای بهره نبرد مخرب شده، آفاتش بیشتر از محاسنش می شود.توسعه، دگرگونی در رویه جاری مدیریت سرزمین است با هدف افزایش بهره وری. تغییر یک بُعد از سرزمین، ممکن است وجوه دیگر را که موضوع توسعه نبوده اما در ساخت سرزمین نقش دارند، دچار آسیب کند. اگر برای پیشگیری از آن تمهید نشود، توسعه مخرب خواهد شد. جلوگیری از توسعه مخرب، کل نگری درخور مفهوم سرزمین است. در مفهوم سرزمین بُعد ذهنی آن اصالت دارد. بُعد ذهنی، تفسیر ناظر از موضوع است و با واقعیت غیرمادی تفاوت دارد. واقعیت در بیرون و مستقل از ناظر وجود دارد و ممکن است دارای ماده یا غیر مادی باشد. کالبد، نمونه واقعیت مادی و رویداد مثال واقعیت غیرمادی است که هر دو بدون وابستگی به ناظر، با دو ماهیت متفاوت وجود مستقل دارند. بنابراین وجه ذهنی سرزمین، با وجه غیرمادی آن تفاوت داشته و به مفهومی اطلاق می شود که از واقعیت بیرونی، مادی و غیرمادی، در ذهن مخاطب ساخته می شود. توسعه کل نگر، گونه ای از مداخله در تغییر مدیریت و برنامه سرزمین است که فهم ناظر که شهروند و ساکن تاریخی آن است را، رکن بداند. توسعه ای که جامعه محلی را قابل دورزدن یا زائد و قابل اخراج بشناسد مخرب است. نطنز شهری تاریخی است که از پیش از اسلام تا کنون در تقاطع مسیر تاریخی رشته جنوبی- شمالی راه ابریشم و خرداقلیم محلی در کوهپایه کرکس پدید آمده است. دخالت این دو عامل در پدیدآوردن امکان بقای زندگی و توسعه آن در این نقطه به تولید فهمی خاص از منطقه انجامید که قلمروی نطنز به مثابه یک کل کوچک از سرزمینی بزرگتر را به وجود آورد. هستی شناسی نطنز، به مثابه مکان و سرزمینی مرکب از جغرافیا، تاریخ و انسان ساکن در آن به دو رکن راه و خرداقلیم می رسد. در مقابل، طی برنامه توسعه بزرگراهی شمال-جنوب کشور، بزرگراه کاشان-اصفهان احداث شد. منافع این راه که با فناوری جدید و محاسبات بخشی مربوط به اقتصاد راه مسیریابی شد، ایجاب می کرد که به نطنز وارد نشود و مستقیماً به سوی اصفهان کشیده شود. شبیه تصمیمی که متفقین در تغییر مسیر راه آهن جنوب-شمال ایران برای کوتاه شدن فاصله دو سر انتهایی و بهره برداری فوری در انتقال نیروهای خود به پشت جبهه شوروی اتخاذ کردند و به بسیاری از شهرهای سر راه متصل نشد. انحراف مسیر بزرگراه از نطنز، به ظاهر برای جامعه محلی نطنز مخرب و برای سازندگان راه مفید بوده است. اما محاسبات راهبردی از جمله اقتصاد کلان نشان می دهد دورزدن یک شهر تاریخی، نه جفا به ساکنان آن، که محروم کردن همه استفاده کنندگان از راه و آیندگان از تداوم پیوند تاریخی با سرزمین خود است. چیزی که به آن وطن و وطن دوستی گفته می شود، از خلال زندگی و تعامل مشترک و دائمی میان جامعه و محیط در فرایندهای تاریخی به دست می آید. این حس و ادراک مخاطب، اعم از ساکنان نطنز یا عابران بزرگراه، موجب شکل گیری هویت و تداوم آن می شود و نقشی به مراتب پیچیده تر از زبان مشترک در قوام یک جامعه دارد. ساکنان یک سرزمین بزرگ بی آن که فهم مشترک از سرزمین های کوچکتر تشکیل دهنده قلمروی خود، که دارای جغرافیا (کالبد) و تاریخ (رویداد) مشترک هستند، داشته باشند نمی توانند فهم واحدی از وطن و سرزمین بزرگ خود به دست آورند. این از جمله معیارهای ضروری برای تنظیم برنامه های توسعه است که به مفاهیم کلان وابسته است. مفهوم راهبردی توسعه فقط با رویکرد کل نگر و به رسمیت شناختن فهم سیال ناظر از واقعیت های سرزمین محقق می شود. رسمیت بخشی به این مؤلفه مشروط به بازیگری جامعه محلی و ساکنان تاریخی سرزمین است و قابل واگذاری به غیر یا قیمومیت برنامه ریز نیست. انقطاع بزرگراه از نطنز، از یک سو یک پایه هستی بخش آن شهر را سست کرد و ساکنان را به ترک شهر تشویق کرد و از سوی دیگر، یک مثال مهم برای فهم تمدن و نحوه استقرار ایرانیان در سرزمین هزار اقلیم را از مسافران ستاند. آنچه در مقابل به دست آورد، قدری مصرف کمتر سوخت بود که حتی از هزینه های نگهداری راه ناشی از دورافتادگی از شهر نیز کمتر است. این توسعه، بازی دو سر باخت بود. 
۶۴۵.

بررسی سیستمی پیوند میان تاب آوری اکولوژیک، جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
 با توجه به رشد شهرنشینی و افزایش آسیب پذیری ناشی از تغییرات اقلیمی، تاب آوری شهری به عنوان رویکردی کلیدی در برنامه ریزی برای دستیابی به پایداری مطرح شده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، کمبود پژوهش های میان رشته ای است که تعاملات سیستمی میان تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت انسانی را به طور جامع بررسی کنند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی معیارهای مشترک بین تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت ازطریق رویکردی میان رشته ای است. همچنین، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه تاب آوری اکولوژیکی می تواند ازطریق کاهش جزایر حرارتی شهری، سلامت زیستی، روانی و اجتماعی را بهبود بخشد و آیا یک مدل چندلایه و سیستمی می تواند ارتباط غیرمکانیکی (شبکه ای) بین این عوامل را تبیین کند. این پژوهش از روش شناسی نظام مند پریسما برای شناسایی معیارهای مشترک بین سه حوزه مذکور استفاده کرده است. با تحلیل مطالعات پیشین و بررسی داده های موجود، چهارچوبی مفهومی برای درک بهتر تعاملات سیستمی میان این مؤلفه ها ارائه شده است. این پژوهش چهارچوب تاب آوری چندلایه ای را پیشنهاد می کند که در آن تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی به عنوان مؤلفه های وابسته در یک سیستم شهری تطبیقی مفهوم سازی می شوند. نتایج نشان می دهد ادغام این سه مفهوم در یک رویکرد سیستمی می تواند ظرفیت تطبیقی شهرها را ارتقا داده و استرس های محیطی را کاهش دهد. همچنین، این مطالعه بر ضرورت درنظرگرفتن تاب آوری شهری به عنوان یک چالش چندمقیاسی و میان رشته ای تأکید دارد و پیشنهاد می کند پژوهش های آینده بر توسعه مدل های عملیاتی برای ارزیابی و پیش بینی تأثیرات این تعاملات تمرکز کنند.
۶۴۶.

واکاوی ساختار فضایی خانه های تاریخی با تکیه بر روش چیدمان فضا(مطالعه موردی: خانه های تاریخی شیراز و بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
انعکاس ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی هر جامعه­ای در کالبد معماری آن نمود می­ یابد. شهرهای شیراز و بروجرد را می­توان گنجینه­ ای از خانه ­های تاریخی ایران دانست که ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی، در کالبد معماری خانه­ ها نمود پیدا کرده است. با تحلیل ساختار فضایی خانه­ های تاریخی به کمک پیکره­ بندی فضایی می­توان با شیوه­ های متفاوت کالبدی- فضایی به کار رفته در آن خانه­ ها آشنا شد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ساختار فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد است که از لحاظ ساختار محیطی دارای تفاوت­ های بسیاری با یکدیگر هستند. روش انجام پژوهش ترکیبی از روش­های تحلیلی- توصیفی، تحلیل نرم افزار و در نهایت استدلال منطقی است. به این صورت که روش پژوهش بر راهبرد روش پژوهش چیدمان فضا و مکمل آن جمع­ آوری نمونه ­های موردی و تحلیل آنها استوار می­ باشد. پژوهش دارای دو مرحله کیفی و کمّی است. به این صورت که در مرحله کیفی به جمع آوری مطالب و مشاهدات میدانی پرداخته می­ شود و در مرحله کمّی به کمک نرم­ افزار چیدمان فضا، نمونه­ های انتخابی پژوهش مورد تحلیل قرار می­ گیرند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که با وجود مشترک بودن برخی از ویژگی ­های ساختاری مانند درونگرا بودن خانه ­ها، سازماندهی فضایی و استقرار فضاها در پلان، خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد در بسیاری از جهات کالبدی- فضایی مانند هندسه بنا، ورودی بنا، نوع و وسعت اتاق­ها، قرارگیری پلکان در بنا و به کارگیری عناصر فضایی دارای تفاوت هستند. همچنین تحلیل پیکره ­بندی فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد بیان ­کننده تفاوت ­های بسیاری از جمله پیوستگی فضایی و عملکرد فضایی، محرمیت فضایی، کنترل بر فضاها در بنا و دسترسی به فضاها در خانه­ های تاریخی شیراز و بروجرد نسبت به یکدیگر است.
۶۴۷.

تأثیر نور روز بر واکنش های احساسی در فضاهای سکونتی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۹
بیان مسئله: نور، پارامتر اصلی در ایجاد رابطه بصری انسان با محیط اطراف است که بدون آن بسیاری از امور روزمره در شرایط کنونی قابل انجام نیست. مطالعات نشان می دهند شرایط نور روز در انواع مختلف فضاهای داخلی بر واکنش های احساسی ساکنان آن تأثیر گذارند و ازآنجایی که امروزه افراد، بیشتر زمانشان را در خانه و محیط های داخلی سپری می کنند و نیاز جسمی و روانی به نور روز دارند، لازم است معماران دانش لازم در مورد نور روز و ارتباط آن با واکنش های احساسی ساکنان داشته باشند، درحالیکه پژوهش در این زمینه کم و در عرض های جغرافیایی دیگری است که کیفیات نوری متفاوتی داشتند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های مؤثر نور روز بر واکنش های احساسی ساکنان در محدوده شهر تبریز و تبیین تأثیر جنسیت و سن و نوع مسکن در این رابطه و تبیین تأثیر جهت نور ورودی و ابعاد پنجره بر واکنش های احساسی ساکنان انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و روش پردازش تصاویر یک واحد مسکونی نمونه تبریز در محیط شبیه سازی شده با نرم افزار رویت انجام شده است. جهت ارزیابی، از پرسشنامه استاندارد پرات و راسل استفاده شده است. سپس ویژگی های جمعیت شناختی، شرایط مرتبط با آزمایش و ادراک شرکت کنندگان تجزیه و تحلیل شده است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند دو مؤلفه ابعاد و جهت پنجره ها بر واکنش های احساسی ساکنان تأثیرگذار است و در جبهه شمال و شرق با افزایش ابعاد پنجره سرزندگی ساکنان افزایش پیدا می کند ولی در جبهه جنوب با افزایش ابعاد پنجره، سرزندگی ساکنان کاهش یافته و در معدود موارد بین جنسیت و سن با واکنش های احساسی حاصل از نور روز رابطه معنادار وجود دارد و نوع مسکن بر واکنش های احساسی حاصل از نور روز ساکنان تأثیری ندارد.
۶۴۸.

رویکردهای خوانش منظر شهری؛ مرور نظام مند بر توسعۀ مدل های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
 منظر شهری به عنوان پدیده ای چندبُعدی (هولوگرافیک)، از ترکیب همزمان مجموعه کالبدی شهر و فهم ناظر (شهروند) از آن پدید می آید. خوانش منظر تخصصی وابسته به دانش منظر است که فهمی کلی از شهر را طلب می کند. این پژوهش با مروری نظام مند، به بررسی رویکردهای گوناگون خوانش منظر شهری می پردازد و آن ها را در طیفی از جزءنگر تا کل نگر تحلیل می کند. رویکردهای جزءنگر بر مطالعه دقیق اجزای تشکیل دهنده شهر و ویژگی های عینی یا ذهنی فضا تأکید دارند، درحالی که رویکردهای جامع نگر به تحلیل ترکیبی ابعاد عینی و ذهنی می پردازند و سعی در ایجاد درکی یکپارچه از محیط شهری دارند؛ رویکردهای کل نگر اما در فهم منظر شهر به مثابه حیثیتی واحد، حاصل ادراک انسان از فضا هستند. هدف این پژوهش بررسی رویکردهای مختلف در خوانش منظر شهری شامل مراحل مختلفی از جستجو، انتخاب، تحلیل و ارزشیابی منابع علمی است. این پژوهش به روش کیفی با شناسایی منابع مرتبط، از پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی استفاده و در نهایت از طریق تحلیل محتوا، رویکرد آن ها نسبت به مفاهیم کلیدی و مدل های خوانش منظر شهری بررسی و طبقه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که تکامل رویکردهای خوانش منظر شهری ارتباط مستقیمی با رشد دانش منظر داشته است و رویکردهای کل نگر، به ویژه با ترکیب روش های یکپارچه و سیستمی، کامل ترین چارچوب برای مطالعه این مفهوم ارائه می دهند. علاوه بر این، ارتباط میان رویکردها نشان دهنده ضرورت تحلیل چندبُعدی منظر شهری است. در نهایت، مطالعه منظر شهری به عنوان فرایندی چندلایه، نیازمند به کارگیری مدل ها و ابزارهای علمی دقیق است. ادغام روش های مختلف در چارچوبی کل نگر-سیستمی به شناختی معنادار، پایدار و در امتداد هویت شهر، کمک می کند که این امر لازمه هر نوع برنامه ریزی، مدیریت و مداخله مکان مند در فضای شهر است.
۶۴۹.

تبیین فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی با تأکید بر قابلیت های محیطی؛ نمونه مورد مطالعه: محدوده زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
کم توجهی به جنبه های بصری مناظر شهری تاریخی منجر شده تا تصاویری مخدوش و ناخوانا از مناظر در ذهن شهروندان ثبت شود؛ بنابراین به فرآیندی برای مدیریت بصری مطلوب مناظر شهری تاریخی نیاز است تا مراحل آن با در نظر داشتن قابلیت های مناظر شهری به طور کامل طی شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی مبتنی بر قابلیت های محیطی در نمونه موردمطالعه و تدقیق مراحل انجام مدیریت مطلوب انجام شده است. دلیل انتخاب محدوده زندیه شیراز تغییرات این بخش در فرآیندهای توسعه و ساماندهی های اخیر است. در پاسخ به پرسش های پژوهش که فرآیند مدیریت بصری چه مراحلی دارد و در چه وضعیتی قرار دارد؟ و میزان قابلیت های محیطی در محدوده چقدر است؟ پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و شناسایی قابلیت های محیط، با استفاده از تکنیک «شبکه تصویری»  محدوده موردمطالعه شبکه بندی گردید. در گام بعد در قالب پرسشنامه تصویری از متخصصان خواسته شد تا به هر یک از قابلیت های موجود در این محدوده، متناسب با تصاویر و شناخت قبلی امتیاز دهند. علاوه بر این، وضعیت مراحل مختلف فرآیند مدیریت بصری در شیراز نیز ارزیابی شد. نتایج نشان داد که «چالش های طراحی و برنامه ریزی»، «چالش های مدیریتی» و «چالش های مرتبط با شناخت بستر» سه دسته مشکلات وضعیت فعلی بافت تاریخی شهر شیراز هستند. در فرآیند مدیریت بصری، مراحل «تدوین اهداف حفاظت بصری» و «ساماندهی منظر» از کمترین میزان برخوردار است و دارای اولویت برای اقدام است. در انتها فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی قابل کاربست در بافت تاریخی شیراز تبیین گردید و با تأکید بر مرحله چارچوب گذاری و قابلیت های محیطی مشخص شد که پهنه شماره 5 محدوده زندیه (محدوده مجاور مسجد و حمام وکیل) تمامی قابلیت ها را در حد مطلوب دارد و پهنه شماره 2 (محدوده دیوان خانه) از سایر بخش ها امتیاز کمتری را به خود اختصاص داده که نیازمند رسیدگی بیشتر است. نتایج پژوهش حاضر در اتخاذ تصمیمات بهینه و اولویت بندی اقدامات پیشنهادی برای مداخله در محدوده بافت تاریخی کاربرد خواهند داشت.
۶۵۰.

مطالعه گِراوُرهای کُرنِلیس دو بروین از شیراز عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
وضعیت شیراز در روزگار صفوی و چندوچون حومه های آن از پوشیده ترین دوره ها در مطالعات معماری و شهرسازی این شهر است. این درحالی است که کُرنِلیس دو بروین (جهانگرد و نقاش هلندی)، هشت گراوُر بی مانند از شیراز در اوایل سده 18م/12ق فراهم آورده که واجد «واقع نمایی» و «مکان گرایی» است. هدف این پژوهش، شناخت زمینه های تاریخی و هنری تأثیرگذار در خلق گراوُرها و بازخوانی و تحلیل آن هاست؛ می کوشد تا مؤلفه های منظر تاریخی-طبیعی شیراز و نسبت متن به تصویر را در آن ها شناسایی کند و داده های تازه موجود در آن ها را آشکار سازد. روش پژوهش تاریخی است. یافته ها نشان دهنده الف) تأثیر سیاق هنری و ذهنی بروین بر خلق آن هاست. آن ها همچنین معرف سنتز «شهر» و «حومه» یا «ویرانه» و «باغ» هستند که منظر تاریخی و طبیعی شیراز را در «دید های جزئی و گسترده» زیر عنوان کهنگی و دیرینگی بازنمایی می کند. ب) متن سفرنامه (جزئیات و اندازه ها و نسبت ها) مکمل گراوُرها هستند. ج) گراوُرها به دو دسته «معرف آثار معماری و منظر تاریخی» و «معرف منظر شهر و حومه ها» قابل تقسیم اند و داده هایی از آثار معماری (پیش و پس از اسلام) و ساختار حومه ها (منظر تاریخی) را دربردارند. جانمایی دقیق بناهای شهر، تمایز در شکل گنبدها، حضور منارها، تأکید بر مقبره ها (شیخ زین الدین و شیخ نوربخش)، باغ ها (فردوس) و آثار معماری و ویرانه های پیرامون شهر در کمتر گراوُر عصر صفویِ شیراز دیده می شوند.
۶۵۱.

بررسی عوامل موثر برتوانمندسازی اجتماعی زنان (مطالعه موردی شهر گیلانغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۱
هدف تحقیق : توانمندسازی زنان در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی از مباحث مهم در جوامع امروزی می باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف توانمندسازی اجتماعی زنان شهرگیلانغرب انجام شده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر به شیوه روش پیمایشی انجام گردیده است جامعه آماری تحقیق شامل زنان شهر گیلانغرب بودکه با روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۳۷۲نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شد. برای بررسی ارتباط بین توانمند سازی زنان و اینکه چه چیزی تصمیم گیری و نگرش خانواده ها نسبت به تصمیم گیری و مشارکت در امور خانواده را تعیین می کند، از تحلیل رگرسیون چند جمله ای استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند: متغیر های میزان تحصیلا ت، سن، ثرو ت و تعداد فرزندان، سن زنان، تعداد فرزندان، شغل همسر و نوع کسب و کار با توانمندسازی زنان ارتباط مثبت دارند و بر میزان مشارکت و تصمیم گیر ی در خانواده ها تأثیر می گذارد.نتیجه گیری: تشویق به مشارکت زنان در فرآیند توسعه، از طریق فراهم آوردن فرصت های مشارکت آن ها بسیار مهم است، این فرصت ها باید تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر داشته باشد تا با تشویق زنان به مشارکت، آگاهی آن ها افزایش پیدا کند.
۶۵۲.

کنترل نور روز در محیط گلخانه ای با استفاده از پوسته های متحرک و تعدیل مصرف انرژی سالانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
بیان مسئله: گیاهان سایه دوست به نور زیاد حساس هستند و در محیط های کم نور رشد می کنند. این گیاهان که بخشی مهم از منظر سبز داخلی محسوب می شوند، برای رشد به شدت نوری بین ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ لوکس نیاز دارند. از سوی دیگر، گلخانه ها برای تأمین شرایط مطلوب رشد، وابسته به تجهیزات مکانیکی و الکترونیکی پرمصرف هستند که موجب افزایش مصرف انرژی می شود. ازاین رو، کنترل نور روز و همچنین کاهش مصرف انرژی در این واحدهای تولیدی اهمیت زیادی دارد. پوسته های متحرک به عنوان یکی از راهکارهای معماری پایدار، در این پژوهش استفاده شده و نقش مهمی در کنترل نور و کاهش مصرف انرژی دارند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش ارائه پوسته متحرک برای کنترل نور روز در گلخانه های مخصوص گیاهان سایه دوست و کاهش مصرف انرژی در شهر بابلسر است.روش پژوهش: این پژوهش با روش شبه تجربی انجام شده است. ابتدا، مطالعات نظری با روش اسنادی بررسی شده و سپس مدل سازی نرم افزاری در Rhino و Grasshopper انجام شده است. پوسته پیشنهادی با الگوبرداری از ارسی های سنتی معماری بومی مازندران طراحی شده و از سه هندسه مربع، دایره و دوازده ضلعی تشکیل شده است. شبیه سازی های انرژی و نور با Honeybee و Ladybug صورت گرفته که بخش انرژی با موتور OpenStudio و نور با Radiance تحلیل شده است.نتیجه گیری: در مقایسه سه الگوی هندسی، الگوی مربع بهترین عملکرد را از نظر نورگیری و مصرف انرژی دارد. این پوسته، براساس شاخص UDI، در 2/ 63 تا 4/ 91 درصد مواقع نور مطلوب را تأمین کرده و نور بیش از ۱۰۰۰ لوکس را کمتر از سایر الگوها به گلخانه منتقل می کند. از نظر شاخص سالانه EUI، این الگو با 19/154کیلووات ساعت برمترمربع کمترین مصرف انرژی را داشته و در مقایسه با مدل پایه، مصرف انرژی را 75/ 13 درصد کاهش داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد هندسه مربع، نسبت به دایره و دوازده ضلعی، در طراحی پنل های متحرک گلخانه ای عملکرد بهتری دارد. 
۶۵۳.

بررسی اثرات اجتماعی طراحی شهری بر رفتار شهروندان در فضاهای عمومی ایران؛ مطالعه موردی در منطقه 10 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
در زمینه تراکم بالای جمعیت، نابرابری در دسترسی به فضاهای باز، و افزایش فشار بر منابع مکانی و محیطی، فضاهای عمومی نقشی محوری در ارتقای زیست پذیری شهری، تقویت پایداری اجتماعی و بازتولید سرمایه اجتماعی ایفا می کنند. ازاین رو، درک سازوکارهایی که رفتار اجتماعی شهروندان را از منظر طراحی شهری و فناوری شکل می دهند، اولویتی حیاتی در برنامه ریزی شهری معاصر محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل سهم نسبی مؤلفه های کلیدی طراحی کالبدی ( نورپردازی شهری، مبلمان شهری و فضاهای سبز) و بررسی نقش های میانجی یا تعدیل گر فناوری های هوشمند در تبیین سه بُعد اصلی رفتار اجتماعی، شامل تعامل اجتماعی، احساس امنیت ادراک شده و رضایت کلی در منطقه ۱۰ تهران انجام شده است. رویکردی ترکیبی با غلبه بخش کمی به کار گرفته شد. داده های کمی از طریق پرسش نامه های ساختاریافته (تعداد = 300) گردآوری شد و بینش های کیفی نیز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذی نفعان محلی حاصل گردید. روایی و پایایی ابزارها از طریق پیش آزمون و بازبینی خبرگان تأیید شد. یافته ها نشان می دهد عناصر طراحی کالبدی به عنوان زیرساخت فضایی رفتار اجتماعی عمل می کنند: فضاهای سبز خردمقیاس، نورپردازی تطبیقی و مبلمان شهری تعاملی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر حضور شهروندان، تعاملات اجتماعی و رضایت آن ها دارند. تحلیل تماتیک سه مضمون کلی را آشکار ساخت: (۱) طراحی سبز خردمقیاس که موجب افزایش مکث و مواجهه های اجتماعی غیررسمی می شود؛ (۲) نورپردازی هدفمند و سامانه های پایش محیطی که احساس امنیت ادراک شده و فعالیت های شبانه را تقویت می کنند؛ و (۳) مبلمان شهری هوشمند با خدمات دیجیتال یکپارچه که راحتی عملکردی و تجربه کاربر را بهبود می بخشند. بر این اساس، پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکرد طراحی ترکیبیِ کالبدی-دیجیتال در مقیاس محله ای تأکید می کند و مجموعه ای از راهبردهای اولویت دار برای بهینه سازی فضاهای سبز خردمقیاس، ارتقای نورپردازی تطبیقی شهری و یکپارچه سازی زیرساخت های هوشمند شهری به منظور ارتقای فضاهای عمومیِ اجتماعی پایدار و فناورانه پاسخگو پیشنهاد می دهد.
۶۵۴.

ارائه راهبردها و سیاست های تحقق محله های کم کربن براساس ویژگی های کالبدی بافت های مختلف شهری؛ مطالعه موردی: محله های منتخب شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
با توجه به اهمیت روزافزون چالش های زیست محیطی و ضرورت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، شهرها نقش محوری در کنترل تغییرات اقلیمی ایفا می کنند. محله های شهری در ادوار مختلف توسعه شهر و متناسب با دانش و رویکردهای هر دوره شکل گرفته اند و از ویژگی های کالبدی متمایزی برخوردارند. توجه به ماهیت فیزیکی و تیپولوژی بافت های گوناگون شهری در طراحی و برنامه ریزی محله های کم کربن، موضوعی است که در مطالعات پیشین کمتر تأکید شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی انواع بافت های شهری با توجه به ظرفیت کالبدی آن ها و ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی تحقق شاخص های محلات کم کربن انجام شده است. برای این منظور، محله های سنگ سیاه، وصال و ولی عصر قصرالدشت در شیراز به عنوان ۳ محله منتخب از بافت قدیمی و تاریخی، بافت میانی و بافت جدید جهت نمونه مطالعه تحلیل شدند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی در دسته پژوهش های خبره محور قرار دارد؛ ازاین رو برای گردآوری داده با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی ۷ نفر از کارشناسان و پژوهشگران حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری انتخاب شده اند. به منظور وزن دهی شاخص ها از رویکرد فازی شهودی دایره ای روش سوارا (CIF SWARA) و جهت رتبه بندی انواع بافت ها از روش تصمیم گیری چند معیاره کوکوسو (CoCoSo) استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که به طور عام شاخص های سیستم حمل ونقل عمومی، انطباق مکانی کاربری ها با ویژگی های اقلیمی و سرانه فضای سبز با بیشترین سطح تأثیرگذاری به عنوان شاخص های بنیادی در تحقق محله کم کربن هستند؛ درحالی که شاخص هایی مانند تقویت زیرساخت های اینترنت پرسرعت و نساختن پارکینگ عمومی به عنوان عوامل پشتیبان و تکمیلی، تأثیرگذار هستند. لازم به ذکر است که اولویت شاخص های تحقق محله کم کربن با توجه به ویژگی های کالبدی موضع مداخلاتی تقدم وتأخر متفاوتی دارند؛ بنابراین در راستای ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی مؤثرتر، توجه به ظرفیت ها و ویژگی های متمایز هر نوع بافت شهری (تاریخی، میانی و جدید) امری حائز اهمیت است.
۶۵۵.

مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در فضاهای آیینی شمال ایران (مطالعه موردی: سقانفارهای شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۲
بیان مسئله: فضاهای آیینی به عنوان بسترهای کالبدی و معنایی، نقش مهمی در سازمان دهی رفتار جمعی جوامع سنتی ایفا می کنند. در شمال ایران، سقانفارها به عنوان معماری آیینی منحصربه فرد در میان مردم مازندران، نه تنها محلی برای برگزاری مراسم مذهبی هستند، بلکه با ویژگی های فضایی خاص خود، رفتارهای جمعی و الگوهای کنش اجتماعی را سامان دهی می کنند. بااین حال، تاکنون کمتر به تأثیر مؤلفه های کالبدی سقانفارها بر شکل گیری رفتار جمعی پرداخته شده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در سقانفارهای شهر بابل با رویکردی کیفی، به منظور درک نقش فضاهای آیینی بومی در تقویت تعاملات اجتماعی و هویت جمعی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از معماران بومی، متولیان و اهالی، مشاهده مشارکتی و ثبت میدانی انجام شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی مانند ایوان های روباز، ستون های چوبی، پله های بیرونی، سلسله مراتب فضایی و تزئینات نمادین سقانفارها نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار جمعی آیینی دارند. این عناصر با ایجاد قابلیت دید و دسترسی مشترک، سازمان دهی مسیرهای حرکتی و تداعی مفاهیم نمادین مذهبی به بازتولید معنا و تقویت حس هویت و تعلق جمعی در میان مشارکت کنندگان کمک می کنند. نتایج پژوهش می تواند در طراحی فضاهای آیینی معاصر با رویکرد بومی گرایانه و ارتقای کیفیت تجربه جمعی استفاده شود.
۶۵۶.

استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: برند شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۲
در عصر جهانی شدن و رقابت فزاینده میان شهرها برای جذب سرمایه گذاری، گردشگران، نخبگان و منابع انسانی، برندسازی شهری به ابزاری استراتژیک بدل شده است. برند شهری قدرتمند، می تواند تصویر ذهنی شهر را در ذهن ذی نفعان داخلی و خارجی بازآفرینی کند و زمینه ساز توسعه پایدار و رقابت پذیری بین المللی گردد. هدف این پژوهش استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی است. مورد مطالعه پژوهش، برند شهر اصفهان است که اخیراً به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انتخاب شده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای - کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، اکتشافی است. داده های مربوط به هشتگ های مورد استفاده با محوریت شهر اصفهان در شبکه اینستاگرام و با استفاده از هشتگ «#اصفهان» گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو روش آمار توصیفی و تحلیل شبکه معنایی با رویکرد سه مرحله ای تعریف، اندازه گیری و مصورسازی استفاده شد. نتایج خوشه بندی مفاهیم مرتبط نشان داد که برند شهری اصفهان شامل شش خوشه از مفاهیم مرتبط و درهم تنیده بود که این خوشه ها با نام های «مکان ها و جاذبه های گردشگری»، «اصفهان قدیم»، « محله ها و شهرهای مجاور»، « توصیف اجتماعی شهر و مردم»، « کسب وکار» و « هنر اصفهان» نامگذاری گردید. شناسایی خوشه های مفهومی مرتبط با برند شهری اصفهان به سیاست گذاران و مدیران شهری کمک می کند تا برنامه ریزی های دقیق تری برای توسعه و بازاریابی این بخش ها انجام دهند. همچنین نتایج این پژوهش می تواند به عنوان نقشه ای راهبردی برای برنامه ریزی و اجرای سیاست های توسعه شهری، گردشگری و اجتماعی در اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.
۶۵۷.

بازخوانیِ مفهومی حفظ و احیا سازه های میراث صنعتی بر اساس دیدگاه های حفاظت مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
میراث به جای مانده از فرهنگ صنعتی شدن کشورها جز آثار بسیار شاخص در دولت‌هاست. این آثار دارای ویژگی‌های گوناگونی در ساختار بوده که به همراه رشد تکنولوژیکی در کشورهای مختلف خودنمایی می‌کنند. این دسته از آثار گویای ورود صنعت به جوامع بوده و حفظ و احیا آن‌ها امری درخور توجه است. هدف از پژوهش پیش رو شناخت مولفه‌های موثر در حفظ و احیا مجدد سازه‌های میراث صنعتی و تبیین مدل مفهومی حفاظت یکپارچه در این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده و از مطالعات اسنادی و خوانش قوانین و منشورهای حوزه حفاظت و میراث صنعتی استفاده شده است. در پژوهش سعی گردیده تا این مفهوم و دیدگاه به آن از ابتدای بحث در حوزه حفاظت به بررسی گذاشته شود و مولفه های مورد توجه از بستر اسناد واکاوی گردد. یافته‌های پژوهش بیان می‌دارد که در این اسناد مولفه‌های مانند ارزش تاریخی، ارزش زیباشناختی، ارزش اجتماعی و ارزش اقتصادی در حوزه حفاظت ارزشی و ویژگی کالبد فیزیکی، ویژگی تکنولوژیکی و بستر و بافت محیطی در حوزه حفاظت کالبدی- کارکردی از معیارهای موثر در حفظ و احیا بوده که شناخت آن‌ها در فرایندهای حفاظت و احیا می‌تواند حفاظتی یکپارچه را در این حوزه به همراه داشته باشد. بنابراین زمانی که مداخلات در میراث صنعتی با توجه به ارزش‌ها در تعامل با بستر محیطی و ویژگی‌های تکنولوژیکی و کالبدی صورت می‌پذیرد بهترین رویکرد در جهت حفظ و احیا مجدد میراث صنعتی در گذر زمان خواهد بود.
۶۵۸.

بررسی و ارزیابی کاربری اراضی شهرهای ایران مطالعه موردی: منطقه 12 شهری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۳
ارزیابی کاربری اراضی هسته اصلی برنامه ریزی شهری است و امکان تدوین و ترسیم چیدمانی مناسب از کاربری های شهری را در یک محدوده جغرافیایی فراهم می کند. طی دهه های اخیر به دنبال مسائل و مشکلات شهری، ارزیابی کاربری اراضی شهری جایگاه ویژه ای پیدا کرده است و از طریق آن می توان به نحوه توزیع و عملکرد کاربری ها پی برد. در این راستا، تحقیق حاضر که از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است، ارزیابی کمی و کیفی، تعداد 23 نوع کاربری اراضی منطقه 12 شهری اصفهان را مورد بررسی قرار داد. برای این منظور داده های جغرافیایی چند منبعی برای تکنیک روش کمی و کیفی در نظر گرفته شد و در گردآوری داده ها از روش اسنادی، کتابخانه ای استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داد ه ها، ماتریس های ارزیابی، مدل ضرایب فضایی، شاخص های استاندارد مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری از طریق ابزارهای تحلیلی نرم افزار SPSS و GIS به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که کاربری های: فضای سبز، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و درمانی، گردشگری، خدمات اجتماعی، کم تر از سرانه استاندارد مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری بود. همچنین در تحلیل ضریب مکانی این منطقه، خدمات شهری و پایه در وضعیت نامناسبی نسبت به میانگین موجود شهر اصفهان قرار داشت. در ارزیابی کیفی نیز بخش عمده ای از کاربری های شهری به دلیل قرار گرفتن در بافت ناکارآمد اسکان غیر رسمی از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند.
۶۵۹.

توزیع فضایی- مکانی پارکینگ های عمومی و مکان یابی بهینه آن با بهره گیری از مبانی شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۶
پارکینگ های عمومی یکی از مهم ترین زیرساخت های سیستم حمل ونقل هستند که نقش مؤثری در کاهش ترافیک و کارایی آن و کیفیت زندگی شهری دارند. در عصر معاصر به دلیل افزایش اتومبیل، کمبود فضای پارک کردن، هزینه هنگفت ساخت پارکینگ، ارزیابی دقیق برای مدیریت و مکان یابی پارکینگ ضرورت پیدا می کند. این پژوهش از نوع کاربردی است که به بررسی امکان سنجی مکان و مکان یابی مناسب پارکینگ در شهر ارومیه به روش توصیفی تحلیلی پرداخته است. با مطالعات کتابخانه ای به تدوین مبانی نظری (شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری)، برای شناخت محدوده مورد مطالعه و بررسی وضع موجود از روش میدانی و استفاده از نقشه های طرح تفصیلی و جامع پرداخته و میزان کمبودها و نحوه توزیع فضایی پارکینگ ها مشخص شده است. تعیین سرانه پارکینگ عمومی با توجه به استاندارد وزارت راه و شهرسازی انجام گردیده است. برای تعیین محدوده های مناسب جهت احداث پارکینگ، معیارهای تأثیرگذار در مکان یابی را شناسایی و با استفاده از نرم افزار سوپر دسیژن  معیارها را به لایه های اطلاعاتی تبدیل کرده و برای هریک از معیارها (لایه ها)، فاصله های موردنیاز (حریم ها) ایجاد شده است. شبکه معابر در مطالعات جامع حمل ونقل و ترافیک شهر ارومیه با محیط نرم افزار شبیه سازی ترافیک مدل سازی شده است. با توجه به میزان تأثیر هریک از لایه ها و مقایسه زوجی آن ها از طریق نرم افزار سوپر دسیژن، وزن هریک از لایه ها را محاسبه کرده که نرخ ناسازگاری مقایسات زوجی 08/0 به دست آمده و چون کمت ر از 1/0 بوده ، س ازگاری ای ن مقایسات قابل قبول است. در نهایت با روی هم گذاری لایه های اطلاعاتی، محدوده های مناسب مشخص و در پنج دسته خیلی ضعیف تا بسیار خوب تقسیم بندی شده است.
۶۶۰.

بررسی تاثیرات متقابل گسلش سطحی و فونداسیون صلب بر یکدیگر در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
وقوع زمین لرزه های بزرگ در نزدیکی شهرهایی که در حوزه نزدیک قرار دارند غیر قابل انکار است. زمین لرزه ها در حوزه نزدیک اثرات و ویژگی های بسیار متفاوتی، نسبت به زمین لرزه ها در حوزه دور دارند. با توجه به این که گسلش سطحی اثرات مخرب و غیر قابل جبرانی را برای سازه های نزدیک گسل به وجود می آورند و در آیین نامه ها کمتر به آن توجه شده است به این منظور نحوه طراحی سازه برای رسیدن به عملکرد مناسب در برابر این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش سعی شده است به بررسی و ارزیابی پارامترهایی نظیر مکانیزم گسل، پهنه گسلی، گسلش سطحی و نیز تعداد طبقات و موقعیت فونداسیون در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل پرداخته شود. برای این عمل ابتدا به نحوه انتشار گسلش در خاک زیر سازه و اثرات آن بر روی سازه با توجه به تعداد طبقات مختلف دیده شده است. در پایان مشاهده گردید با افزایش تعداد طبقات در خاک های ماسه ای مورد مطالعه گسلش به بیرون فونداسیون منحرف شده و در نتیجه آن، میزان دوران پی با توجه به خاک زیر آن کاهش می یابد. همچنین مشاهده می شود افزایش جابه جایی گسل در میزان دوران تأثیر بسزایی داشته به طوری که با افزایش جابه جایی قائم از 5/0 به 5/1 متر، دوران فونداسیون تا 4 برابر افزایش داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان