ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۶۶۱.

شناسایی مؤلفه های تکتونیک در معماری خانه های روستایی جلگۀ شرقی گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
بیان مسئله: تکتونیک در معماری، تعادلی پایدار میان ظرفیت های طبیعی (توپوگرافی، خاک، مخاطرات) و الزامات فرهنگی-اقلیمی (مصالح بومی، ساختارهای سازه ای و بیان هنری) ایجاد می کند. با این حال، توسعه شتابان شهرنشینی و تغییرات اقلیمی در شرق گیلان، این تعادل دیرینه را برهم زده و دو چالش اساسی پدید آورده است: 1) جایگزینی مصالح ناسازگار با اکوسیستم، 2) فرسایش هویت معماریِ ریشه دار در فرهنگ و اقلیم. این چالش ها نه تنها پایداری سازه ها را تهدید می کند، بلکه گسست از دانش سنتیِ همزیستی انسان با طبیعت را تسریع می بخشد. ازاین رو، شناسایی مؤلفه های تکتونیکِ اثرگذار بر انطباق پذیری اقلیمی و اصالت فرهنگی، گامی ضروری برای بازیابی این تعادل و حفاظت از میراث معماری منطقه است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف، شناسایی مؤلفه های تکتونیک اثرگذار بر معماری خانه های روستایی شرق گیلان و بررسی تعأمل آنها در حفظ هویت معماری بومی صورت گرفته است و به دنبال پاسخ به این سؤالات است که مؤلفه های اثر گذار تکتونیک در معماری روستایی جلگه شرق گیلان کدام اند؟ ارتباط فضایی بناها با یکدیگر چگونه است؟ و مصالح به کار رفته در فضای روستایی این منطقه چیست؟روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده های میدانی و مطالعات کتابخانه ای به تجزیه و تحلیل بناها پرداخته شده است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی و معنایی به صورت هم افزا در تکتونیک معماری خانه های شرق گیلان نقش ایفا می کنند. در مؤلفه کالبدی، استفاده گسترده از مصالح بومی مانند چوب، کاهگل و سنگ، ساختارهایی مقاوم در برابر رطوبت و تغییرات اقلیمی ایجاد کرده است. که هم پایداری زیست محیطی و هم مزایای اقتصادی را تضمین می کند. فرم های معماری از جمله سقف های شیب دار، دیوارهای عایق و فضاهای باز ایوان ها، با هدف بهینه سازی شرایط محیطی، تسهیل تهویه طبیعی، ایجاد هماهنگی فضایی، حفظ پیوستگی با طبیعت و افزایش کارایی طراحی شده اند. از سوی دیگر، در مؤلفه معنایی، فرم ها و جزئیات معماری به عنوان نمادهای فرهنگی و اجتماعی عمل کرده و هویت محلی را تقویت می کنند.
۶۶۲.

تحلیل اجتماعی پذیرش بلوک های خاکی به عنوان مصالح ساختمانی برای احیای هویت فرهنگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
طی چند دهه گذشته مباحث فرهنگی در پروژه های معماری و شهرسازی موردتوجه معماران و شهر سازان قرارگرفته است. استفاده از خاک در ساخت وساز از قدیم الایام در کشور ایران رواج داشته و با فرهنگ آن عجین شده است. ازاین رو، بازگشت به معماری خاک می تواند فرهنگ کهن این کشور را زنده کند و مانع از فراموشی آن در نسل های آینده شود. معماری خاک، یکی از فنون شناخته شده ساخت وساز در معماری و با غنای تاریخی چند هزارساله است. چراکه خاک یکی از فراوان ترین منابع در کره زمین محسوب می شود که بیش از چند هزار سال است، به عنوان مصالح ساخت وساز مورداستفاده قرار می گیرد. از طرفی، استفاده از مصالح خاکی در دنیای امروزی مدرن وابسته به پذیرش آن از طرف جامعه است. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی پذیرش اجتماعی مصالح خاکی کهن در دنیای مدرن امروزی است. بدین منظور پرسش نامه ای شامل سئوالاتی در سه بخش فرهنگی، فنی-اجرایی و علایق شخصی تهیه و پس از تأیید روایی توسط متخصصان پاسخ داده شد که متخصصان شامل ۵۵ نفر از مهندسان عمران، شهرسازی معماری و اساتید دانشگاه ها بودند. پس از تأیید پایایی پرسش نامه به کمک نرم افزار SPSS، پاسخ ها با این نرم افزار موردبررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بر اساس میانگین امتیازات، بلوک خاکی درزمینه فرهنگی بیشترین و درزمینه فنی-اجرایی کمترین مقبولیت را دارد. همچنین با توجه به آزمون دوجمله ای بلوک های خاکی ازنظر فرهنگی، فنی-اجرایی، علایق شخصی و اجتماعی موردقبول واقع شده اند. مطابق آزمون هم بستگی، پذیرش فرهنگی و علایق شخصی بلوک های خاکی با جنسیت و تحصیلات رابطه دارد. این در حالی است که پذیرش فنی-اجرایی با هیچ کدام از خصوصیات دموگرافیک مرتبط نیست. همچنین این مطالعه نشان می دهد که پذیرش اجتماعی بلوک های خاکی در ایران به شدت تحت تأثیر ویژگی های فرهنگی و تصورات عمومی قرار دارد. بنابراین، توصیه می شود که کوشش های بیشتری در جهت بهبود درک عمومی و ارتقاء مهارت های فنی در این زمینه انجام شود.
۶۶۳.

بررسی و مقایسه ی نقوش چاپ باتیک و چاپ قلمکار ایران و الهام گیری از آن ها در طراحی لباس بانوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۶
هنر چاپ باتیک و قلمکار از اصیل ترین هنرهای سنتی ایران هستند که با نقش مایه های متنوع در زمره ی صنایع دستی قرار می گیرند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، معرفی، طبقه بندی و مقایسه ی انواع نقش مایه های به کاررفته در دو هنر مذکور و بهره گیری از این نقوش ارزشمند در طراحی لباس بانوان است؛ تا ضمن حفظ اصالت نقوش، در آثار نوین احیاء شوند. ضرورت این پژوهش از آن جا ناشی می شود که قبلاً پژوهشی با رویکرد طبقه بندی و مقایسه ی نقوش دو چاپ مذکور انجام نشده است تا مورد استفاده ی هنرمندان ایرانی و طراحان خلاق لباس قرار گیرد. مقاله ی حاضر به طرح این پرسش ها می پردازد که شاخص ترین نقش مایه های چاپ باتیک و چاپ قلمکار ایران کدامند و چه شباهت ها و تفاوت هایی بین نقوش آن ها وجود دارد؟ و چگونه می توان از هنر چاپ و نقوش آن ها با رویکردی مدرن برای طراحی مجموعه لباس بانوان ایرانی بهره جست؟ پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی و به روش کتابخانه ای-میدانی و جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس مشاهده ی مستقیم آثار در کارگاه های چاپ است. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که نقش مایه های به کاررفته در چاپ های مذکور، بسیار متنوع بوده و شامل نقوش گیاهی، گیاهی-حیوانی، حیوانی، انسانی، انتزاعی و هندسی می باشند. نقوش گیاهی در این دو هنر گران بها بسیار مورد توجه هنرمندان قرار گرفته اند، به طوری که بسیاری از نقوش را دربرمی گیرند؛ از این رو، نقوش شاخص در هر دو هنر نیز از نقوش گیاهی اند. آرایه های تزئینی مذکور با توجه به گوناگونی و تنوع، دارای پتانسیل بالایی جهت به کارگیری در طراحی لباس ِبانوان ایرانی هستند.
۶۶۴.

الگوی توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ با رویکرد تفکر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۸
صنایع دستی سنتی ایران را می توان حائز دانش بومی و سرمایه ی فرهنگی دانست، اما در بازار معاصر با مسائلی در حوزه ی نوآوری و تبیین پایداری در طراحی مواجه هستند. مطالعه ی حاضر با تمرکز بر سوزن دوزی بلوچ و با تکیه بر رویکرد تفکر طراحی، تلاشی است برای شناخت و عملیاتی سازی شاخص های طراحی پایدار در یک زمینه ی بومی مشخص. در این پژوهش دو پرسش اصلی مطرح بوده که عبارت اند از: کدام شاخص های ارزشی طراحی پایدار را در سوزن دوزی بلوچ تعریف می کنند؟ و این شاخص ها چگونه در یک فرایند طراحی مشارکتی قابل تقویت هستند؟ مطالعه ی حاضر با روش کیفی انجام پذیرفته و از نوع موردی بوده است. داده های تحقیق از طریق مشاهدات میدانی ومصاحبه ی نیمه ساختاریافته با ۲۸ صنعتگر و کارآفرین بلوچ جمع آوری شدند و در ادامه با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. بر پایه ی تحلیل داده ها، ۱۴ شاخص استخراج و در چهار بُعد شامل اقتصادی–اجتماعی، فرهنگی و انتقال دانش بومی، محیط زیستی، و زیبایی شناختی–نوآورانه سازمان دهی شدند. این چارچوب مبنایی شد برای برگزاری یک کارگاه مشارکتی طراحی که در طی آن پنج نمونه محصول توسعه یافت. در ادامه نیز این محصولات بر اساس همین شاخص ها ارزیابی شدند. یافته های حاصل از تحقیق پیش رو نشان می دهند استقرار این شاخص ها در چرخه ی تکرارشونده ی تفکر طراحی، همزمان منجر به تقویت ابعاد فرهنگی، اجتماعی و زیباشناختی در سطح محصول می شود. در این چارچوب، پنج اصل مفهومی شامل اصالت، مشارکت، حساسیت به مواد، روایت و تداوم به عنوان سازوکارهای تنظیم کننده ی طراحی تبیین شدند. هدف از این پژوهش ارائه ی یک مدل ارزش محور زمینه مند برای توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ بوده و با در نظرداشتن ماهیت موردی مطالعه، نتایج در چارچوب این زمینه ی فرهنگی تفسیر می شوند.
۶۶۵.

رابطه تعلق خاطر کاری و حس تعلق به مکان در کارکنان (مطالعه موردی: ساختمان های اداری شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۷
حس تعلق به مکان به عنوان پیوندی عاطفی و شناختی میان فرد و محیط فیزیکی، نقش مهمی در افزایش انگیزه و تعهد کاری دارد. در محیط های اداری، تعلق خاطر کاری که شامل اشتیاق و تعهد کارکنان نسبت به شغلشان است، از عوامل کلیدی در ارتقای بهره وری سازمانی به شمار می رود. با توجه به این که کارمندان به طور متوسط روزانه هشت ساعت از وقت خود را در فضای کاری سپری می کنند، ویژگی های کالبدی و محیطی این فضاها تأثیر عمیقی بر عملکرد و حتی زندگی شخصی آن ها دارد. پژوهش حاضر با این پیش فرض آغاز شد که تقویت حس تعلق به مکان می تواند تعلق خاطر کاری را در کارکنان افزایش دهد؛ با این حال، برای درک دقیق تر این رابطه، نیاز به انجام پژوهش احساس می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری در کارکنان ادارات شهر بجنورد است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که حس تعلق به مکان و حس تعلق کاری، چه رابطه ای دارند و حس تعلق به مکان تا چه حد می تواند به عنوان عاملی پیش بین برای حس تعلق خاطر کاری و میزان دلبستگی به کار در محیط اداری عمل کند. این پژوهش با استفاده از روش کمی و راهبرد همبستگی انجام شد و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد «حس تعلق به مکان» و «تعلق خاطر کاری» گردآوری گردید. جامعه آماری شامل 114 نفر از کارکنان ادارات شهر بجنورد بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از پنج اداره انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون T زوجی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و رگرسیون خطی ساده بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری رابطه ای مثبت و معنادار با شدت متوسط (ضریب همبستگی 0.638) وجود دارد. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که حس تعلق به مکان می تواند حدود 40 درصد از واریانس تعلق خاطر کاری را تبیین کند، که بیانگر تأثیر قابل توجه آن بر انگیزه و دلبستگی کاری است. این رابطه در زیرمقیاس های تعلق خاطر کاری شامل سرزندگی، فداکاری و مجذوب شدن نیز معنادار بود. همچنین، تفاوت معناداری در نمرات حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری بین گروه های مختلف جمعیت شناختی (جنسیت، وضعیت تأهل، سن، سابقه کار، مدت سکونت، تحصیلات و وضعیت استخدامی) مشاهده نشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طراحی بهینه و متناسب محیط های کاری با توجه به عوامل کالبدی مانند نور طبیعی، تهویه مناسب، و امکانات رفاهی، می تواند حس تعلق مکانی و در نتیجه تعلق خاطر کاری کارکنان را افزایش دهد. همبستگی مثبت و معنادار بین این دو متغیر نشان دهنده آن است که ارتقای حس تعلق به مکان می تواند انگیزه و تعهد شغلی را بهبود بخشد. از این رو، توصیه می شود مدیران و طراحان محیط های کاری با فراهم آوردن شرایط محیطی مناسب، ایجاد فضاهای اجتماعی و برنامه های رفاهی و فرهنگی، تعاملات و دلبستگی شغلی کارکنان را تقویت کنند. به منظور گسترش دامنه کاربردی این یافته ها، پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی در سایر مناطق و با استفاده از روش های کیفی برای بررسی عمیق تر این موضوع انجام شود.
۶۶۶.

بررسی اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۸
رویدادسازی، به معنای برپایی رویداد در مکان با هدف تقویت پیوند با مکان ها، ارتباط اجتماعی، شناخت فرهنگی و تصویرسازی و برندسازی مکان است. هدف این پژوهش، مطالعه اثر رویدادسازی در محوطه فرهنگی سعدآباد، به عنوان میزبان رویدادهای مختلف است. براساس ادبیات موضوع، شش هدف اصلی برای رویدادسازی در مجموعه ها و سایت های تاریخی معرفی می شود: 1. تغییر تصویر ذهنی؛ 2. پاسخ گویی به نیازهای متغیر و خلق فرصت های تجربه؛ 3. تقویت پیوندهای اقتصادی و اجتماعی در سایت های تاریخی؛ 4. جذب مجدد مخاطبان؛ ۵. تبدیل تجارب به خاطراتی قابل روایت؛ 6. ارتقای کیفیت مکان. براساس این اهداف، با تهیه پرسش نامه ای ترکیبی، به ارزیابی و مطالعه رویدادها در محوطه فرهنگی سعدآباد از دیدگاه شرکت کنندگان در رویدادها (با تجربه پیشین بازدید از موزه ها یا بدون آن) و بازدیدکنندگان مجموعه (بدون تجربه حضور در رویدادها) پرداخته می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تجربه رویدادها، در خلقِ تصویر ذهنی پررنگ و روشن از مکان، تمایل به شناخت بیشتر از مکان، خلق فرصت های جدید تجربه، تقویت پیوندهای اقتصادی بیشتر با جامعه، تبدیل تجارب به پدیده ای قابل روایت، انگیزه حضور مجدد و اشتراک بیشتر خاطرات اثر قابل توجهی گذاشته است. در پاسخ گویی به نیازهای متغیر فرهنگی و اجتماعی، انگیزه ماندن در مکان و گذراندن زمان های طولانی تر در مکان ها با تغییرات مثبتی همراه بوده است که نسبت به تجارب کسانی که در رویدادها شرکت نکرده اند، اختلاف چشمگیری نیست. در پاسخ گویی به نیازهای انسانی و بهسازی ها در تجربه هر دو گروه، خلل هایی احساس می شود.
۶۶۷.

نقش مدت زمان حضور، غلظت دی اکسید کربن و رطوبت نسبی هوا بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در مساجد معاصر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۵
احساس آسایش حرارتی در فضاهای مذهبی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت عبادت و تمرکز معنوی نمازگزاران است. وجود دما و رطوبت خارج از محدوده مطلوب، نه تنها نارضایتی حرارتی را به دنبال دارد، بلکه زمینه ساز کاهش آسایش، ایجاد بی قراری و اخلال در کیفیت عبادت می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای رطوبت (50 و 70 درصد)، مدت زمان حضور افراد (20، 40، 60 و 80 دقیقه) و میزان دی اکسید کربن (با تهویه مکانیکی 600 PPM و بدون تهویه مکانیکی 1600 PPM) بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت 160 مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. نتایج تحلیل آماری این پژوهش نشان دهنده تأثیر معنادار عوامل محیطی بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد است. یافته ها بیانگر آن است که رطوبت نسبی هوا به عنوان یکی از مؤلفه های کیفی محیط، به تنهایی نقشی معنادار در تعیین آسایش حرارتی فضای معماری ایفا می کند (p<0.05). همچنین، غلظت دی اکسید کربن و مدت زمان حضور نمازگزاران به عنوان عوامل مستقل، بر شاخص آسایش حرارتی نمازگزاران اثرگذار است (p<0.05). نکته قابل توجه، وجود اثر متقابل معنادار میان رطوبت نسبی و میزان دی اکسید کربن است (p<0.05) که نشان می دهد ترکیب این دو عامل می تواند ساختار تعادل آسایش حرارتی را در محیط معماری دستخوش تغییر کند. بااین حال، سایر تعاملات شامل ارتباط مدت زمان حضور با رطوبت نسبی و دی اکسید کربن، واجد معناداری آماری نبوده و تأثیر محسوسی بر وضعیت آسایش حرارتی مشاهده نگردید. نتایج نشان داد حفظ رطوبت در سطح بهینه ۵۰  درصد و کنترل غلظت دی اکسید کربن در حد ۶۰۰ ppm، به عنوان دو عامل کلیدی، شرط لازم برای ایجاد محیطی مطلوب به ویژه در حضور طولانی مدت نمازگزاران در مساجد است. این یافته بر ضرورت طراحی هماهنگ سیستم های تهویه و تأسیسات رطوبتی در مساجد تأکید می کند؛ به گونه ای که تأمین هم زمان کیفیت هوا و رطوبت مطلوب، به ویژه در ساعات اقامت طولانی تر (مانند نمازهای جماعت یا مراسم مذهبی)، باید در اولویت قرار گیرد. ازاین رو، تلفیق راهکارهای غیرفعال (همچون مصالح مناسب و تهویه طبیعی) با سیستم های فعال کنترل کننده رطوبت و کیفیت هوا، می تواند به طراحی فضاهای مذهبی پایدار و ارتقای تجربه معنوی نمازگزاران منجر شود.
۶۶۸.

سنجش کیفیت محیطی در فضاهای عمومی شهری و بررسی ارتباط آن با سلامت روان سالمندان، مطالعه موردی: محلات منطقه 4 شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۷
سلامت روانی افراد به طور قابل توجهی تحت تأثیر محیط زندگی قرار دارد و سازمان بهداشت جهانی نیز بر اهمیت این موضوع تأکید می کند. عدم توجه به تأثیر محیط بر سلامت روان شهروندان، به ویژه سالمندان، می تواند منجر به بروز مشکلات روانی و جسمانی مانند اضطراب، استرس، پرخاشگری و افسردگی شود. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی در سطح محلات منطقه 4 شهر رشت و بررسی ارتباط آن با سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان به انجام رسید. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و از جهت روش گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش، سالمندان ساکن در منطقه 4 شهرداری رشت انتخاب گردید. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر برآورد شد. برای ارزیابی سلامت روان سالمندان از پرسشنامه (GHQ-28) و برای سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی شهر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. همچنین با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و واریانس یک طرفه (ANOVA) به تحلیل داده ها پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین مقیاس اختلال در مؤلفه های سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان و متغیرهای پیاده محوری با ضریب (589/0-)، امنیت و آسایش با ضریب (634/0-)، مبلمان شهری با ضریب (636/0-)، کیفیت محیط و منظر با ضریب (620/0-) و شاخص دسترسی به فضاهای عمومی و خدمات محلی با ضریب (657/0-)، رابطه و همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد.
۶۶۹.

معماری دوستدار طبیعت با هدف توسعه و رشد اجتماعی–عاطفی کودکان در محیط های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
اهداف: با رشد فزاینده شهرنشینی و کاهش دسترسی کودکان به محیطهای طبیعی، ضرورت طراحی فضاهایی با رویکرد طبیعتگرا برای تقویت ارتباط حسی و هیجانی آنان با طبیعت برجستهتر شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر طراحی طبیعتمحور بر ارتقاء هوش هیجانی کودکان، از دیدگاه کارشناسان محیطهای یادگیری انجام شده است. روشها: مطالعه با رویکردی اکتشافی و بهرهگیری از تکنیک دلفی، طی مصاحبههای ساختاریافته با متخصصان طراحی فضای کودک و روانشناسی هیجانی آغاز شد. دادهها در قالب پرسشنامه تحلیل گردید و حجم نمونه بر اساس تعداد گویهها، ۲۲۵ نفر تعیین شد. پردازش آماری با نرمافزار R انجام شد و اعتبار ابزار سنجش از طریق تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته ها: دستاوردهای پژوهش نشان دادند که شش مؤلفه طراحی شامل: تنوع حسی، امکان بازی آزاد، الهام از الگوهای طبیعی، تغییرپذیری و سازگاری محیط با نیازهای کودک، ایجاد حس پناه و تعلق و ارتقاء خودآگاهی و تنظیم هیجانی، به طور معناداری با بهبود تعاملات عاطفی و اجتماعی کودکان مرتبطاند. این مؤلفهها نه تنها ظرفیتهای هیجانی را تقویت میکنند، بلکه بستری فعال برای رشد خودتنظیمی و مسئولیتپذیری کودکان فراهم میآورند؛ رویکردی که میتواند پایهای مؤثر برای طراحی محیطهای یادگیری پاسخگو به نیازهای احساسی نسلهای آینده باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که طراحی طبیعتمحور با تأکید بر تحریک حواس، تنوع تجارب و تقویت تعاملات اجتماعی، نقشی کلیدی در رشد هیجانی و شناختی کودکان دارد. بهکارگیری این رویکرد در فضاهای آموزشی میتواند پیوندی پایدار میان یادگیری، طبیعت و سلامت روانی نسل آینده ایجاد کند. 
۶۷۰.

تحلیل کاربردی نقش اتاق سکوت در بازسازی تمرکز کودکان دارای اختلال بیش فعالی، موردپژوهی سه مرکز آموزشی - درمانی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
اهداف : پژوهش حاضر، با رویکردی طراحی محور، بر آن است تا امکان بهره گیری از فضاهای سکوت محور را به عنوان بستری برای بازسازی تمرکز در گروه کودکان دارای اختلال بیش فعالی موردبررسی قرار دهد.   روش ها : ابتدا مبانی روان شناختی و محیطی مؤثر بر توجه و رفتار در کودکان بیش فعال تحلیل شد و در ادامه با تلفیق مطالعات نظری و تحلیل میدانی، سه مرکز آموزشی و درمانی شهر اصفهان که پذیرای کودکان دارای اختلال بیش فعالی هستند، به صورت میدانی موردبررسی قرار گرفتند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم، مصاحبه کیفی با مربیان و تحلیل ویژگی های فیزیکی فضاها گردآوری شد و مؤلفه هایی مانند شدت و رنگ نور، چیدمان مبلمان، مصالح و بافت، کیفیت آکوستیکی، مقیاس فضا و مرزهای حسی مورد ارزیابی کیفیت فضایی قرار گرفتند و در مرحله بعد، بر مبنای تلفیق داده های نظری و میدانی، چک لیستی برای طراحی فضاهای سکوت محور استخراج شد.   یافته ها : تحقیق نشان می دهد که کاهش محرک های محیطی مزاحم، تنظیم نور و صدا و تعریف پذیری فضایی می تواند به کاهش تنش های رفتاری و افزایش بازده شناختی در کودکان بیش فعال منجر شود و در این میان، سکوت، نه فقط به عنوان نبود صدا، بلکه به مثابه کیفیتی طراحی شده برای ایجاد تعادل ذهنی در نظر گرفته می شود.   نتیجه گیری : پژوهش نشان می دهد که طراحی آگاهانه، با تمرکز بر اصول ادراکی و رفتاری، می تواند بستری مؤثر برای ارتقای تمرکز، خودتنظیمی و آرام سازی ذهنی در محیط های یادگیری کودکان دارای اختلال بیش فعالی فراهم آورد. در پایان با ارائه یک چک لیست طراحی محور، چشم اندازی عملی در جهت همگرایی میان معماری، نیازهای شناختی و سلامت رفتاری کودکان تدوین شده است.
۶۷۱.

بازتعریف بلوک های شهری با بهره گیری از مفهوم «فضای مشترک» در شهرسازی ایرانی-اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
آرایش فضاهای اشتراکی شهری پدید آمده از الگوی رایج تفکیک اراضی بلوک های شهری با ضابطه توده یا سطح اشغال مسکونی در تهران و سایر شهرها که برای تسهیل معابر سواره گسترش یافت، نسبتی با همتاهای خود در شهرسازی های پیشرو جهان یا الگوهای ایرانی-اسلامی ندارد.   اهداف: هدف این پژوهش بازبینی و تعریف بلوک های شهری بر مبنای الگوی شهرسازی اصیل ایرانی-اسلامی با تأکید بر فضای مشترک و حیاط مرکزی است. روش: این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی با راهبرد و تکنیک های موردکاوری داخلی و خارجی،چشم اندازسازی، شبیه سازی سه بعدی و دلفی است و مبنای شبیه سازی مسجد-مدرسه آقا بزرگ کاشان بوده است که در آن گونه مسجد بر گونه مدرسه برهم گمارده شده اند. یافته ها : در این تحقیق چشم انداز مشارکتی پس از مصاحبه و مشاهدات میدانی ، شبیه سازی سه بعدی وانجام مطالعات کتابخانه ای و توصیفی با تکنیک دلفی انجام شد که در آن نظرات متخصصین أخذ و از طریق مدل swot تحلیل شد که نتایج آن بیانگر رویکرد تهاجمی(حداکثر-حداکثرso-) به معنای حداکثر بهره وری از فرصت های پیشرو در طرح ، جهت توسعه های آتی شهری با اتکا بر نقاط قوت آن است. نتیجه گیری: این پژوهش مفهوم جدیدی از الگوی تفکیک قطعات و بلوک بندی را برپایه فضای مشترک و شهرسازی ایرانی-اسلامی درقالب دیاگرام طراحی بعنوان سلول اولیه تفکیک پیشنهاد داده است. الگوی نوین بلوک شهری حضور و سکونت همه اقشار مردم، تأمین فضای سبز و باز بیشتر ، بهبود مسایل ترافیکی و توسعه پایدار را نیز موجب خواهد شد
۶۷۲.

نماگرایی و مفهوم اصالت در مرمت بدنه شهری؛ نگاهی انتقادی به مرمت ضلع جنوب شرقی میدان حسن آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۶
هدف: ارزیابی انتقادی مداخله مرمتی دهه ۱۳۸۰ در ضلع جنوب شرقی میدان حسن آباد تهران و تبین تمایز میان «بازنمایی تصویری» صورت گرفته و «احیای اصیل» بافت شهری تاریخی بر اساس مفاهیم اصالت برخواسته از هویت معماری ایرانی. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق مطالعه متون و منشورهای مرجع حفاظت، اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی گردآوری و با ماتریس چهاربعدی اصالت (طراحی، مصالح، شیوه ساخت و بستر) تحلیل شدند. یافته ها: اگرچه مداخله در بُعد «بستر»، خوانایی بصری و خط آسمان میدان را تا حدی بازگرداند، اما در ابعاد دیگر ناموفق بود. در «طراحی»، پیوند ارگانیک نما با سازه و کارکرد برقرار نشد و پوسته افزوده به نقابی صرفاً تزئینی تبدیل شد. در «مصالح» و «شیوه ساخت» نیز استمرار مواد و جزئیات اصیل دیده نشد و پیوند معناشناختی نما-کالبد تضعیف گردید. نتیجه گیری: ارزیابی حاضر آشکار ساخت که مداخله صورت گرفته در ضلع جنوب شرقی میدان، با وجود بازگردانی نسبی تصویر بصری، به دلیل عدم توجه به ابعاد چندگانه اصالت و سازوکارهای هویت ساز معماری ایرانی، نمونه ای شاخص از مرمت شهری بدون توجه به مفهوم اصالت به شمار می رود. پژوهش حاضر تأکید می کند که توجه به ویژگی های ذاتی و زمینه ایِ هر اثر تاریخی سبب می شود تا تجربه های موفق مرمت در دیگر نقاط جهان لزوماً در بستری متفاوت به موفقیت منجر نشوند. کپی برداری از رویکردهای ظاهرگرایانه غربی (مانند نماگرایی)، بدون واکاوی مبانی نظری و فرهنگیِ بومی کشورمان، محکوم به شکست در احیای اصیل هویت مکانی است.
۶۷۳.

سیر تکوین سبک های معماری ایران مبتنی بر نظریۀ شاخصه های ساختارهای زندۀ معماریِ سالینگاروس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۷
یکی از روش های بررسیِ سیر تاریخیِ تکوینِ سبک های معماری از نگاهی ساختارگرایانه، مطالعه ی آن ها بر مبنای نظریاتی است که این مقوله را در ارتباط با ساختارهای زنده واکاوی کرده اند. این نظریات، از آن جا که مبتنی بر فرضِ اثرگذاریِ مثبتِ کیفیّت ذاتیِ ساختارهای زنده بر ادراک افراد شکل گرفته اند، بستر مناسبی برای این دست از مطالعات، نیز، فراهم می کنند. در این صورت، بررسی تاریخ بناهای معماری در چارچوب تطبیق پذیریِ ماهیّت آن ها با مفاهیمی چون جاودانگی، حیات بخشی و تأمین انتظارات انسان از معماری، ممکن می شود. هم چنین شرایط مناسبی برای سبک شناسی و بررسی سیر تحوّل سبک ها فارغ از همه عوامل مؤثر جزء کالبد و ساختار بنا فراهم می گردد. نظریه ی شاخصه های ساختارهای زنده توسّط سالینگروس (2006م.) در زمره ی این نظریات است؛ که بر مبنای مطالعات تطبیقی، قواعد ترمودینامیک حاکم بر ساختارهای طبیعی را به ساختارهای معماری تعمیم می دهد. براین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی سیر تکوین سبک های معماری ِ ایرانی متکّی بر نظریه ی سالینگروس است تا بر مبنای آن سیر تاریخ تکوین آن را از این نقطه نظر میزان حیاتِ ابنیه ارائه کند. بدین منظور از میان بناهای شاخص معماری ایران، نمونه هایی که در لیست میراث جهانی یونسکو و میراث فرهنگی ایران ثبت شده و مبتنی بر نظر هنرشناسان نماینده ای مناسب برای معماری ایران اند، گزینش شدند. بنابراین با رویکردی ساختارگرایانه و به روش مقایسه ی تطبیقی، این نمونه ها تحلیل شکلی و ساختاری شدند و بر مبنای داده ها به دست آمده، سیر تغییر و تکوین آن ها در زمان مشخّص گردید. بررسی این سیر نشان می دهد که سبک های معماری ایران در دوره های؛ سبک خراسانی، اواسط سبک رازی و سبک تهرانی در دوره ی بعد از انقلاب اسلامی، از نظر ساختاری در میزان زندگی و سیر تکوین در قیاس با سیر تکاملیِ سایر سبک ها با افول همراه بوده اند. چنین به نظر می رسد که این افول، بیشتر به دلیل ساده گرایی در طرح ساختارهاست و میزان آن در قیاس با افول ایجاد شده در دوره ی معماری مدرن در سیر تکوین معماری کمتر است.
۶۷۴.

تبیین ویژگی های هنری و فنی منبت چوب قرون هفتم و هشتم هجری قمری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
پس از حمله مغول، آبادی ممالک ایران رو به زوال نهاد، واقعه ای که پس از ایلغار دوم مغول، ایلخانان متوجه آن شدند و در نتیجه فرهنگ شهری و صحرانشینی به هم آمیخت. وزیران ایرانی تفوق قلم بر شمشیر را رقم زدند و هنرها رو به معمور نهادند. پانزده اثر چوبی در قالب صندوق، در، منبر و رحل از زنده بودن هنر منبت در بین مردمان حکایت دارند. تساهل و تسامح مذهبی ایلخانان از سویی و گرویدن غازان خان به اسلام از سوی دیگر باعث رونق امور در صنوف مختلف، ازجمله فعالیت درودگران و نقاران در ساخت اسباب و اثاثیه مذهبی گردید. نوشتار حاضر در پی آن است که به تبیین ویژگی های هنری و فنی آثار منبت قرون هفتم و هشتم هجری قمری دست یازد و در پی پاسخ بدین پرسش است که ویژگی های هنری و فنی آثار منبت قرون هفتم و هشتم هجری قمری چیست؟ روش تحقیق با هدفی بنیادی، ماهیتی توصیفی   تحلیلی دارد و جمع آوری داده های آن کتابخانه ای و به ویژه میدانی است. نمونه گیری، تمام شماری شامل پانزده اثر چوبی متعلق به این بازه زمانی است. یافته ها نشان می دهد هنر منبت ایرانی در این دوره، قوام یافته است. کتیبه ها به اقلام رقاع، ثلث و نسخ بوده و گره های هندسی با عناصر گیاهی تلطیف شده اند. عناصر گیاهی عمدتاً اسلیمی های بسیار ظریف هستند که نقشی شبه دکمه را به وفور نشان داده اند. بهره گیری از سرو و چراغدان، احتمالاً در مسیر رونق تصوف بوده و در برخی نقوش، متأثر از ایران باستان است. شیوه روسازی در آثار، بیش تر محدب است، اگرچه آژده کاری های شبه گچی نیز مشاهده شدند. از اواسط قرن هشتم هجری قمری عناصر گیاهی، فراوانی قابل ملاحظه ای یافته و زمینه را برای عصر طلایی هنر منبت ایران در سده های نهم و دهم هجری قمری رقم زده اند.
۶۷۵.

مطالعه مؤلفه های ساختاری و معنایی قالی سنه مربوط به منطقه کردستان ایران، مطالعه موردی قالی شانه ای الوان منطقه کردستان محفوظ در موزه فرش تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
دوره قاجار به دلیل گسترش و رواج قالی‌بافی در شهرها و روستاها دوره رواج قالی‌هایی با طرح‌های ساده‌تر نسبت به دوران صفوی است. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ نقوش و زیبایی‌شناسی قالی شانه‌ای الوان متعلق به منطقه سنه بین قالی‌های نفیس این منطقه موجود در موزه فرش ایران است. ازاین‌رو پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ به این سؤالات است چه ویژگی مشترکی بین قالی‌های منطقه سنه در موزه فرش تهران وجود دارد؟ نمادهای موجود در قالی شانه‌ای الوان به چه پیشینه تاریخی در منطقه کردستان باز می‌گردد؟شانه‌های پرتکرار نماد چه هستند؟ پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تاریخی به تجزیه‌وتحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی پرداخته است. این پژوهش به این نتیجه دست یافت که شانه‌ها در این فرش نماد مردان هستند که با توجه به پرتکرار بودن این نقش در سرتاسر ترنج بزرگ و تأکید بر آن و رایج بودن دین ارامنه در دوران ناصری در شهر سنه و تطبیق این شانه با نقاشی‌های سنت بلیز مقدس، معتقد است که نقش شانه‌ در متن فرش نماد سنت بلیز مقدس یکی از اسقفان ارامنه است که نماد او شانه و حامی پشم‌بافان است . همچنین نقش دوست‌کومی در حاشیه اصلی و نقوش تسبیحی در حاشیه‌های فرعی داخلی و بیرونی فرش نقش محافظت از شانه‌ها و ماهی‌های درهم موجود در متن اصلی را بر عهده دارند که در آن زمان از پرتکرارترین نقوش رایج در منطقه بوده‌اند.
۶۷۶.

امکان سنجی تحقق کارکردهای اجتماعی محله ایرانی- اسلامی در عصر اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
امروزه با پیشرفت اینترنت و توسعه فضای مجازی، روابط اجتماعی افراد از مرز های محلی فراتر رفته و وابستگی روابط اجتماعی افراد به مکان کاهش یافته است. این موضوع می تواند ضمن متحول نمودن روابط اجتماعی افراد، تحقق، پیشرفت و پایداری محله ایرانی- اسلامی را که وابسته به روابط و کارکرد های اجتماعی آن است، با مشکل مواجه کند. بر این اساس، پژوهش حاضر قصد دارد تا با تحلیل امکان تحقق کارکرد های اجتماعی محله ایرانی- اسلامی در عصر اینترنت و مشخص کردن بهتر جایگاه، نقش و کارکرد محله در عصر اینترنت از منظر اجتماعی، به تعریف، برنامه ریزی و طراحی بهتر فضاهای محلات ایرانی- اسلامی جهت پاسخگویی به نیاز های اجتماعی ساکنان کمک کند. این پژوهش، دارای رویکرد کیفی بوده که ضمن تحلیل اسناد مربوطه و کدگذاری داده ها بر حسب مضامین، از استدلال منطقی جهت سازماندهی اطلاعات و تحلیل موضوع استفاده شده است. بر اساس یافته ها و نتایج به دست آمده به نظر می رسد که در عصر اینترنت تحقق کارکردهای اجتماعی محله ایرانی- اسلامی که فراتر از روابط اجتماعی سطحی، رسمی و گذرا در فضاهای محلی است، به سختی امکان پذیر باشد. مهم ترین عامل در این قضیه، تغییر شرایط زندگی و تقویت فردگرایی شبکه ای در عصر اینترنت با محوریت فرد و خواست فردی است که در تعارض جدی با جمع گرایی موجود در محلات سنتی ایرانی- اسلامی و کارکردهای اجتماعی نشأت گرفته از آن قرار دارد. با این حال تقویت فرصت ها برای برقراری روابط چهره به چهره در فضاهای محلی در کنار توسعه بسترهای مجازی محله مبنا و کاهش شکاف دیجیتال در بین اهالی محله می تواند تحقق کارکردهای اجتماعی محله و پیشرفت محلات ایرانی- اسلامی را بهبود دهد.
۶۷۷.

ذهن متجسد در مکان: تبیین رابطه بین ذهن، بدن و محیط شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۲۶
طرح مسئله: چگونه مکان فراتر از یک فضای فیزیکی، بر شکل گیری هویت، شناخت و تجربه انسان تأثیرگذار است؟ این مقاله با هدف بررسی این پرسش بنیادین، به تبیین تعامل پیچیده میان انسان و محیط ساخته پرداخته است. هدف: ارائه مدلی جامع از فرایند تجربه حسی-حرکتی انسان و ایجاد ارتباط غیرکلامی مؤثر با محیط، به منظور تسهیل امکان طراحی فضاهای با کیفیت تر و انسانی تر است. روش: با اتکا بر روشی توصیفی-تحلیلی و بررسی عمیق ادبیات موضوع، این مقاله به دنبال تبیین الگوهای پنهان بین فضا، تجربه و معنا است. تحلیل کیفی متون، ابزاری کلیدی برای دستیابی به این هدف بوده است. یافته ها: مکان، صرفاً یک بستر فیزیکی نیست، بلکه یک بستر معنایی است که در آن، هویت فردی و جمعی شکل می گیرد. نمادها و عناصر بصری فضایی، به عنوان زبانی مشترک، امکان برقراری ارتباط با محیط اطراف و معنایابی را فراهم می کند. ذهن انسان به شدت تحت تأثیر ساختارهای فضایی قرار دارد و فضاها می توانند بر ادراک، احساسات و رفتارها تأثیر بگذارند. نتیجه گیری: با درک عمیق از رابطه انسان و مکان، می توان به طراحی فضاهایی پرداخت که نه تنها پاسخگوی نیازهای فیزیکی انسان باشند، بلکه به ارتقای کیفیت زندگی، تقویت حس تعلق و شکل دهی به هویت جمعی نیز کمک کنند. ذهن، بدن و محیط به طور جدایی ناپذیری با هم مرتبط هستند و درک این رابطه پیچیده، برای ایجاد محیط های انسانی پایدار و پویا ضروری است. مدل ارائه شده، می تواند به عنوان ابزاری برای طراحان و برنامه ریزان شهری مورد استفاده قرار گیرد.  
۶۷۸.

ارزیابی تأثیر سایه اندازی درختان و محصوریت خیابان بر آسایش حرارتی عابران پیاده در شاخص اقلیم حرارتی جهانی (نمونه موردی: شش پیاده راه در کلانشهر های ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۹
پیاده محور شدن شهرها پیشنهادی جهت کاهش اثرات استفاده از وسایل نقلیه موتوری در محیط است. آسایش حرارتی عابران تأثیرگذار در تمایل افراد برای استفاده از محیط است. پژوهش حاضر باهدف بررسی کمی تأثیر محصوریت و اثر سایه اندازی درختان بر آسایش حرارتی عابران پیاده براساس شاخص اقلیم حرارتی جهانی (1UTCI) ، به بررسی 18 مقطع از 6 پیاده راه شاخص ایران، در روز 1 تیر (22 ژوئن) از ساعت 8-20 پرداخته است. هندسه خیابان‌ها با حفظ جهت گیری و جانمایی ابنیه و درختان موجود مدل‌سازی، سپس وارد افزونه لیدی، باگ متصل به گرس‌هاپر در نرم‌افزار راینو شدند. در این پژوهش علاوه بر بررسی اثر تغییرات محصوریت و سایه‌اندازی درختان بر آسایش حرارتی میزان تأثیرگذاری دو متغیر جهت‌گیری و شرایط اقلیمی (دمای خشک هوا، رطوبت نسبی، سرعت باد، دمای تابشی)، محاسبه و با تحلیل و مقایسه حالت‌های مختلف آسایش حرارتی در هر پیاده‌راه به تحلیل کل داده‌ها پرداخته شد. نتایج نشان داد جهت‌گیری پیاده‌راه در فصل گرم سال بر میزان تابش و دما در ساعاتی از روز مؤثر است و پیاده‌راه‌های شرقی - غربی در ساعات ابتدایی و انتهایی روز گرم‌تر هستند، اما در میانگین روزانه دما تغییر قابل‌توجهی مشاهده نمی‌شود. محصوریت اثر مستقیم بر میانگین دمای روزانه دارد، در محصوریت¬های پایین‌تر از 0٫5دمای UTCI بالاتر از دمای خشک هوا، و در محصوریت های بالاتر از 0٫5 کمتر از دمای خشک هوا است. همچنین در محصوریت بالاتر از 0٫5، دمای تابشی از مقدار بحرانی ℃60 که موجب ایجاد استرس حرارتی بالا در افراد می‌شود تجاوز نمی‌کند. همچنین اثر سایه اندازی درختان به محصوریت خیابان وابسته است به صورتی که درختان موجود در بخشی از پیاده‌راه با محصوریت پایین 0٫5>H/W دمای تابشی میانگین را ℃12٫56 و دمای احساسی را ℃3٫08 کاهش می‌دهند، بیشترین کاهش در چهارباغ اصفهان است که دمای UTCI در طول روز℃ 6٫49 درجه کاهش میابد. اما در محصوریت بالاتر 0٫5<H/W سایه اندازی ساختمان اثر سایه¬اندازی درختان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد به‌گونه‌ای که در مقاطع بلندتر اختلاف دما در حضور درختان حداکثر یک‌سوم حالت قبل و میانگین دمای روزانه را ℃1٫6 کاهش می‌دهد که نصف وضعیت قبل است؛ اما همچنان وجود درختان در حجم مناسب سبب ایجاد جریان همرفت در محدوده شده و اثر مناسبی در UTCI دارد.
۶۷۹.

گونه شناسی مساجد پهنه فرهنگی خزر (کاسپین) در هم تنیدگی الگوهای بومی و آیینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۰
مساجد پهنه فرهنگی خزر (کاسپین)، به عنوان یکی از عرصه های کمتر مطالعه شده در معماری مذهبی ایران، دارای ویژگی هایی هستند که از زمینه های اقلیمی، مصالح بومی و شیوه های زیست منطقه تأثیر پذیرفته اند، درحالی که اغلب گونه شناسی های رایج در معماری اسلامی بر مبنای الگوهای مناطق مرکزی ایران شکل گرفته اند. ساختار فضایی مساجد شمال کشور از این الگوها تبعیت نمی کند و نیازمند رویکردی نوین و بومی گراست. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل گونه های فضایی شاخص در این منطقه و تدوین مدلی برای گونه شناسی مبتنی بر ویژگی های بومی است. در این راستا، دو پرسش مطرح می شود: ۱) الگوهای مبنایی معماری بومی در گونه بندی مساجد پهنه فرهنگی خزر (کاسپین) کدام اند؟ ۲) مساجد این پهنه در قالب چه گونه هایی قابل طبقه بندی هستند؟ فرضیه پژوهش آن است که گونه های شاخص مساجد شمال ایران با اتکا بر الگوهای بومی نظیر ایوان و شبستان چوبی، ساختاری مستقل از الگوهای رایج مناطق مرکزی دارند و از سه لایه فضایی محصور، نیمه محصور و گشوده بهره می برند. روش پژوهش بر مبنای تحلیل توصیفی-تطبیقی، مطالعه میدانی و تفسیر داده های تاریخی و پلان های موجود بناهاست. از میان ۴۴ مسجد مورد بررسی در سه استان شمالی کشور، شش گونه اصلی و سه زیرگونه شناسایی شد. یافته ها نشان می دهد که «شبستان خزری» با ۴۵ درصد فراوانی، الگوی غالب در منطقه است و در کنار آن، گونه هایی با ترکیب ایوان خزری، میانسرا و طنبی نیز مشاهده می شود. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که گونه شناسی مساجد در این پهنه، نه تنها بازتابی از شرایط اقلیمی، بلکه نمود پیوند الگوهای بومی با کارکردهای آیینی است و مدلی منعطف برای تحلیل معماری مذهبی در بسترهای محلی فراهم می آورد.
۶۸۰.

عناصر داخلی فضای معماری مؤثر بر هیجان کاربر مبتنی بر داده های فیزیولوژیکی و فیزیولوژیکی عصبی: مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
فضای معماری دارای تأثیرات شناختی بر مغز می باشد؛ طوری که نمی توان تأثیرات فیزیولوژیکی و شناختی معماری بر انسان را نادیده گرفت. از طرفی، انسان محیط اطراف را از دریچه هیجان درک می کند. در نتیجه شناخت هیجان و عناصر معماری تأثیرگذار بر آن نقش مهمی در تجربه مخاطب فضا دارد. هدف این مطالعه، شناسایی عناصر داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر فضاست. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش مرور سیستماتیک، به معرفی و تجزیه و تحلیل منابع موجود از سال 2013 تا 2023 پرداخته است.  طیف وسیعی از پایگاه های داده الکترونیکی معتبر با استفاده از روش پریسما جست و جو شد. تعداد 1008 مقاله، کتاب و پایان نامه حاصل جست و جوی ترکیبی یافت شد. از این تعداد، 30 مطالعه در گزارش نهایی گنجانده شد. تمرکز پژوهش بر مطالعات تجربی است که نشان می دهد عناصر فضای معماری بر مغز تأثیرگذار بوده و باعث تجربه هیجان های مختلف می شوند. این مطالعات، از نظر متغیر ها، روش پژوهش و به صورت کلی، چگونگی جمع آوری و تحلیل داده و نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. بر اساس بررسی انجام گرفته، 14 عنصر داخلی معماری شامل ارتفاع سقف، رنگ، فرم، مبلمان، هندسه، فضای سبز، نور، مصالح، شکل پنجره، پیکربندی پلان، تناسبات، مقیاس، صدا، بافت بر هیجان کاربر فضا تأثیرگذارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان