ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۶۸۱.

مطالعه نقوش سوزن دوزی منطقه بجستان با رویکرد مردم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۸
هنرهای دستی، تجلی ذوق و سلیقه مردم هر دیار و نشان دهنده توجه آنان به دنیای هزار رنگ اطرافشان هستند. سوزن دوزی از زمان قدیم تاکنون در شهرستان بجستان رایج بوده و از باورها و اعتقادات مردم منطقه تاثیر گرفته و حاصل تلاش و خلاقیت این هنرمندان است. هنرمند سوزن دوز بجستانی با طرح های خود روی بسیاری از وسایل زندگی نقش آفرینی می کند. هدف این پژوهش مطالعه نقوش، دوخت و کاربرد سوزن دوزی منطقه بجستان است. در این پژوهش نمونه گیری تصادفی از زنان سوزن دوز منطقه انجام شد و ۳۰ نمونه سوزن دوزی که از غنای هنری مناسبی برخوردار بودند، شناسایی شدند. این آثار به روش توصیفی   تحلیلی و با رویکرد مردم نگاری مطالعه شده اند و جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. هم چنین به مبانی نظری زیبایی شناسی، سنت گرایی و کارکردگرایی نیز توجه شده و به تاثیرات فرهنگی بر این هنر و نحوه نمایش هویت محلی و فرهنگی تا حدودی پرداخته شد. نقوش سوزن دوزی بجستان در سه گروه گیاهی، جانوری و سایر نقوش (شامل نقوش انسانی، اسماء مقدس، یادگاری و اشعار) بررسی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که در بیش تر سوزن دوزی ها از تکنیک ساده تو پردوزی، ساقه دوزی و زنجیره دوزی استفاده شده است. کاربرد سوزن دوزی ها در اغلب مناطق شهرستان مشترک بوده و بیش تر برای تزیین لباس، پشتی، جاحوله ای، جالباسی، لب طاقچه ای، بقچه و جانماز استفاده شده اند. اما در مورد کاربرد رنگ تفاوت هایی در مناطق مختلف بجستان وجود دارد. از ویژگی های بصری این آثار، صراحت در فرم، تخت بودن تصاویر، استفاده از رنگ های اصلی، حاشیه گذاری، ریتم، قرینه سازی و توالی طرح را می توان برشمرد. تنوع نقوش شامل انواع گل های پنج پر، شش پر، و حیواناتی مانند شیر، گوزن، آهو، بز کوهی، شتر، قوچ و پرندگانی چون خروس، گنجشک، بلبل و کبوتر است. حاصل پژوهش شناخت کاملی از نقوش، انواع دوخت و کاربرد سوزن دوزی این منطقه ارائه می نماید. با استفاده از رویکرد مردم نگاری، نه تنها ارزش هنری سوزندوزی بجستان شناسایی گردید بلکه ارتباط آن با هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مردم منطقه نمایان شد.
۶۸۲.

بازخوانی هستی شناسی محله های معاصرشهری با اتکا بر سویه اجتماعی محله سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۶۴
مفهوم محله سنّتی به عنوان واحدی اجتماعی در محدوده ای جغرافیایی و در نقش نظام خوداتکا، شاید به قدمت عمر بشر باشد. برای هزاران سال، محله به مثابه میراث شهری و کالبدی قابل درک با حفظ گروه بندی های اجتماعی سازمان یافته و مکان محور و تمامیت شهری چند سطحی، اجتماع را از فروپاشی نجات داده است. به نظر می رسد در جوامع امروز، برای دستیابی به ارزش های فراموش شده شهری، بازتعریف محله جایگاه ویژه ای دارد و می تواند بنیادی ترین عنصر شهری و حلقه میانجی بین شهر و شهروندان به شمار رود. مطالعه حاضر در پاسخ به چیستی مفهومی و مکانی محله سنّتی در ذیل پارادایم تفسیرگرایی و به لحاظ روش تحقیق براساس رویکرد کیفی انجام شده است. از آنجا که هدف، درک تحولات مفهومی محله و نیل به نگاهی جامع از لایه های پیدا و پنهان عرصه اجتماعی محله سنّتی بود، از مطالعات اسنادی آرا و اندیشه های نظریه پردازان در پایگاه های استنادی معتبر استفاده شد. پس از مرور نظام مند منابع، تحلیل مضمون داده های مستخرج از منابع داخلی و خارجی انجام و کدگذاری در شش مرحله و به روش جزء به کل طراحی گردید و تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها نشان می دهد که تعریف محله در گذر زمان از مفهوم کالبدی صرف به مفهوم معنایی _ادراکی و ذهنی متمایل شده است؛ با این حال در تمام تعاریف ارائه شده، چهارگانه فضا (کالبد)، زمان (تاریخ)، شهروند (افراد، گروه ها و نهادها) و فعالیت یا عملکرد ملموس است. چهارگانه گفته شده در تعامل با یکدیگر، همزمان که به تکمیل مفهوم محله به عنوان موجودیت مدنی هویت مند می پردازند، بازتولید امر شهری و شهروندی را نیز موجب می شوند. همچنین مضامین فراگیر ظرفیت های اجتماعات محلی با دربرگیرندگی مضامین سازمان دهنده دلبستگی اجتماعی و انسجام اجتماعی و همچنین اجتماع پذیری محله شامل تعهدات اجتماعی و خیر عمومی و توانمندسازی، مضامین اصلی هستی شناسی عرصه اجتماعی محله سنّتی را شکل می دهند که با عملیاتی سازی نمودن هریک می توان در احیای محله های پریشان یا محدوده های فاقد هویت شهری مداخله نمود.
۶۸۳.

سنجش تحقق عدالت اجتماعی در اخلاق زیستی شهروندان، نمونه مورد مطالعه: مناطق شهری اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
اخلاق زیستی مبنای ایجاد یک زیستگاه اخلاقی و فضای واقعی عدالت است. این مقاله با هدف بررسی ابعاد عدالت اجتماعی در اخلاق زیستی و میزان تحقق آن در هر یک از مناطق شهری اردبیل انجام شد. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و تحلیلی بود. تعداد 40 سئوال پژوهشی در قالب20 گویه با طیف لیکرت محقق ساخته تهیه و تدوین شد. از بین 529 هزار و 374 نفر جمعیت شهر اردبیل طبق فرمول کوکران، 383 نفر به عنوان حجم نمونه آماری تعیین شد. به روش نمونه گیری تصادفی ساده طبقه بندی شده، سئوالات در اختیار نمونه آماری بالای 18 سال قرار گرفت. برای تحلیل پژوهش از مدل ترکیبی (تحلیل عاملی و مدل وازپس) استفاده شد. به طوری که داده ها از طریق نرم افزار spss  نسخه20 تحلیل شده و با استفاده از مدل وازپس میزان تحقق ابعاد عدالت اجتماعی در مناطق شهری سنجیده شد. درصد واریانس تجمعی حدود77/59 درصد از واریانس شاخص های عدالت اجتماعی بر اخلاق زیستی را تبیین نمود و معیارهای انصاف، برابری، نیاز و فردگرایی اقتصادی به ترتیب بیشترین تا کمترین میزان اثربخشی در اخلاق زیستی شهروندان را به خود اختصاص داده اند. همچنین مدل وازپس نشان داد که میزان تحقق عدالت اجتماعی در اخلاق زیستی شهروندان اردبیل کمتر از حد متوسط بود. مناطق شهری 1، 2، 5، 3و 4 بیشترین تا کمترین میزان تحقق ابعاد عدالت اجتماعی را داشتند. نتیجه این که حیطه های اخلاق زیستی تحت تأثیر ابعاد عدالت اجتماعی تقویت شده و زمینه برنامه ریزی شهری را مهیا می سازند. 
۶۸۴.

مطالعه و تحلیل تحولات تاریخی هنر - صنعت دستیِ موتابی در شهرستان میبد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۵۰
به تابیدن موی بز برای تولید محصولات مستقیمی چون قاتمه، طناب، بارپیچ و محصولات غیرمستقیمی مانند لتِ سیاه چادر، خورجین، جُل گاو، رونکی الاغ، و جهاز شتر، موتابی گفته می شود. قدمت این هنر - صنعت دستی در بفروئیه که یکی از کانون های اصلی آن در کشور می باشد را می توان دست کم بیش از دو قرن دانست. مسئله اصلی این پژوهش، نشان دادن سیر تحولات تاریخی این هنر - صنعت در بفروئیه میبد می باشد. هدف از این تحقیق که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، علاوه بر شناخت بهتر موتابی و تحولات تاریخی آن، هویت بخشی به اصحاب این هنر - صنعت و فراهم نمودن مقدمات رونق مجدد آن در اشکال و صورت های به روزتر می باشد. یافته های این پژوهش که داده های آن به روش های میدانی و کتابخانه ای و با ابزار مشاهده، مصاحبه، عکاسی و فیش برداری فراهم آمده است، نشان می دهد که از حدود دههٔ 40 خورشیدی و با ورود انرژی برق، ماشین آلات و اتومبیل به بفروئیه، به تدریج همهٔ محورهای مربوط به موتابی از جمله چگونگی تهیهٔ موی بز، حمل ونقل آن، فرایند تولید، محصولات تولیدی، بازارهای مصرف، نرخ اشتغال و جایگاه آن در اقتصاد، پایگاه اجتماعی شاغلان به این هنر - صنعت و اعتبار شهر بفروئیه دچار دگرگونی شده است. تقویت روحیه و اعتماد به نفس موتاب های بفروئی، کمک به شفاف شدن این نکته که موتابی هنوز هم صفت دستی بودن خود را به طور کامل داراست و هم چنین کمک به فراهم آوردن مقدمات ثبت بفروئیه به عنوان شهر ملی موتابی را می توان از دستاوردهای این پژوهش دانست.
۶۸۵.

بررسی رابطه متقابل خدمات اکوسیستم و عدالت محیطی- اجتماعی در تبیین چارچوب راهبردی توسعه پایدار جزیره قشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۳
 مطالبه تغییر شرایط نامطلوب در وضعیتی که امکانات طبیعی، استعدادهای فرهنگی و ظرفیت های اجتماعی برای تحول فراهم هستند، لزوم دقت در انتخاب مسیر را نه تنها برای پیشرفت که برای دوام و تعادل وضعیت رشدیافته مطلوب، دوچندان می کند. وضعیت جزیره قشم و اقمار آن به عنوان یکی از غنی ترین سکونتگاه های سرزمین ایران با بهره مندی از زیست بوم منحصربه فرد، دسترسی به آب های آزاد و سبقه بلند فرهنگی- تمدنی، در شرایطی نه چندان مطلوب و مطالبه توسعه همه جانبه است. غنای بالای این زیست بوم طبیعی- تاریخی، لزوم تدوین چارچوب توسعه پایدار راهبردی منحصربه فرد این جزیره را مؤکد می سازد، به نحوی که ضمن دستیابی به توسعه اقتصادی و حفظ ظرفیت های زیست محیطی منطقه، برابری دسترسی به منابع، اطلاعات و فرایندها نیز محقق شود تا در نتیجه، فرایند توسعه به بستری برای رشد و پیشرفت برای همه گروه های اجتماعی، سنی، جنسیتی و نژادی بدل شود. هدف این پژوهش، تبیین ارتباط میان ایده برخورداری از خدمات اکوسیستم جزیره قشم و دستیابی به عدالت محیطی در وجوه متفاوت به منظور کشف حدود لازم الرعایه در ترسیم چارچوب مدل توسعه پایدار و مطلوب برای جزیره قشم و اقمار آن به مثابه یک سیستم یکپارچه اجتماعی- اکولوژیک است. این پژوهش، کیفی و به گونه ای ترکیبی، شیوه مطالعه موردی را برای تحلیل توسعه ادبیات جهانی این موضوع برگزیده و به نمونه مطالعه شده تعمیم داده است و با تبیین ادبیات توسعه پایدار، مشخص شد که به رسمیت شناختن رابطه انسان و محیط به عنوان نظام طبیعی و سیستمی غیرقابل تفکیک (خدمات اکوسیستم) و ایجاد عدالت محیطی، شرط پایداری این فرایند در اقلیم جزیره قشم است و توجه توأمان به رشد اقتصادی، حفاظت زیست محیطی و توسعه اجتماعی، مطلوب این فرایند است. براین مبنا، در طرح اندازی مدل مطلوب و یکه توسعه پایدار قشم و اقمار آن، باید به مفاهیم و روندهای تحقق عدالت توزیعی، عدالت شناختی و عدالت فرایندی ازطریق به رسمیت شناختن نقش بازیگران مختلف، توانایی ها و ارزش های آنان در کنار به رسمیت شناختن نقش میانجی های این فرایند، همچون حاکمیت و تلاش برای ایجاد فرصت های یادگیری برای کاهش نابرابری ها و تغییر موقعیت های ناعادلانه به جای ایده آل گرایی صرف، توجه داشت.
۶۸۶.

بررسی نظام مند پژوهش های علمی حوزه صنایع دستی ایران در سال ۱۴۰۱: موضوعات، رویکردها و روش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
  این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کمّی، به بررسی نظام مند مقالات علمی منتشرشده در حوزه صنایع دستی ایران در سال 1۴01 پرداخته است. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از: وضعیت پژوهش های علمی در حوزه صنایع دستی ایران از نظر موضوعات، رویکردها و روش های به کار رفته چگونه است و چه نقاط قوت و ضعفی در این زمینه وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش شامل 1۶ نشریه معتبر مصوب وزارت علوم در حوزه هنر بود که از مجموع ۶۱۱ مقاله منتشرشده، 188 مقاله مرتبط با صنایع دستی شناسایی شدند. هردو نشریه «هنرهای صناعی اسلامی» و «هنرهای صناعی ایران» با 70 درصد بیش ترین سهم در تولید مقالات مرتبط در این حوزه را دارا هستند، هم چنین در این پژوهش ها 12 موضوع و 1۵ رویکرد پژوهشی عمده شناسایی شدند. موضوعات «نگارگری» و «فرش و دست بافته ها» به ترتیب با ۵۹ و 28 مقاله، بیش ترین توجه را به خود اختصاص داده اند، در حالی که موضوعاتی مانند «آبگینه» و «لاکی کاری» هر کدام با ۲ مقاله سهم اندکی از این مطالعات داشته اند. از نظر رویکرد پژوهشی، «بررسی طرح، نقش، ساختار و محتوا» با ۵۵ مقاله بیش ترین سهم را داراست و پس از آن رویکردهای «تاریخی و سیر تحول» و «معنا و مضمون شناسی» به ترتیب با 28 و 2۵ مقاله در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. علاوه بر آن یافته ها نشان دادند که استفاده از پژوهش های کیفی و روش توصیفی تحلیلی و هم چنین منابع کتابخانه ای در این مقالات غالب بوده و پژوهش های کمّی با ۱ مقاله و میدانی با ۴ مقاله حضور بسیار محدودی داشتند. این پژوهش ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، پیشنهادهایی برای توسعه پژوهش های چندوجهی، کاربردی و نوآورانه در این حوزه ارائه می دهد. 
۶۸۷.

ارتقاء کیفیت طراحی مسیرهای پیاده در محدوده تاریخی و میراثی شهر تهران با هدف توسعه گردشگری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
اهداف: هدف اصلی پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر ارتقاء کیفیت طراحی مسیر های گردشگری پیاده روی در مسیر های گردشگری منتخب در شهر تهران است و شناسایی چالش و مشکلات این مسیرها و انتظارات گردشگران از این مسیرها است. روش ها: با روش تحقیق تحلیلی و توصیفی، داده های مورد نیاز از منابع کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری می شوند تا بتوان نسبت به بررسی های میدانی با ابزار «پرسشنامه محقق ساخت» اقدام نمود. جامعه مورد مطالعه شامل 384 نفر از خبرگان در رشته های گردشگری، مدیریت و طراحی شهری، کسبه خیابان 15 خرداد و گردشگران این منطقه است. روش نمونه گیری، ساده و تصادفی است. برای بررسی روایی محتوایی و صوری از تایید اساتید صاحب نظر حوزه مدیریت و طراحی شهری بهره گرفته شده، برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس 2023 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش در دو بخش کمی و کیفی تقسیم بندی می شود؛ که برای پاسخ به سوالات پژوهش در بخش کمی از یافته های تحلیلی نرم افزار اس پی اس اس 2023 استفاده شده است. یافته های کیفی پژوهش شامل شناسایی و معرفی پنج عامل اصلی تاثیرگذار در ارتقا کیفیت مسیر های گردشگری پیاده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، پنج محور شامل نقش تنوع کاربری، سرزندگی، انعطاف پذیری فرهنگی، اهمیت به محیط زیست و دسترسی در کیفیت طراحی مسیر های گردشگری پیاده بررسی را به صورت جدی مورد تاکید قرار می دهد، موضوعی که بر مبنای هدف اصلی پژوهش، با آخرین دستاوردهای پژوهشی تحلیل شده، هماهنگ است.
۶۸۸.

Introducing a Systematic Approach for Quantifying Architectural Style Influence: A Comparative Analysis of École des Beaux-Arts and Bauhaus on the College of Fine Arts, University of Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۶۴
This research proposes a systematic approach to provide insight on how to quantify the similarity/dependency between different architectural design styles. The study utilizes the College of Fine Arts of University of Tehran as its primary focus and examines to what extent the architecture at the College of Fine Arts at University of Tehran was affected by the French École des Beaux-Arts and the German Bauhaus school through examining more than hundred architectural works from these schools. In the first half of this study, the teaching method and educational system of these schools are reviewed and in the second half of the study the main characteristics of architectural works of each school are identified. If we consider an architectural work as the outcome of an architectural education, then the features of the created work can be attributed to the associated educational system. Based on this, the characteristic of the prominent architectural works of the two schools were investigated and used for the analysis through the proposed approach. This approach can be used for quantitatively investigating complex qualitative problems in different disciplines. On average, the results show that the college of Fine Arts is influenced by thirty-three percent from these two approaches, while the Bauhaus approach shows a greater impact.
۶۸۹.

An Analysis of the Spatial Structure of Cities from the Perspective of Spatial Balance in the Distribution of Functions and the Formation of Multi-Core Pattern (Case Study: Tabriz City)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۰۷
The multi-core spatial structure is one of the important and basic topics in urban planning studies, which is considered both as a framework for evaluating urban development and as a basic spatial development goal. Considering the importance of the multi-core spatial structure pattern, especially for large cities with high populations and diverse and complex activities, the present study aims to evaluate the spatial structure of Tabriz city from the perspective of multi-core pattern development based on the spatial distribution of functions and population across the city. The present study employs a Quantitative Correlational Research method. The documentary method is used for data collection, and various techniques such as mean center, standard deviational ellipse, kernel density estimation, location quotient (L.Q.), nearest neighbor index, and geographically weighted regression are applied for data analysis. The study examines six functions: religious, educational, commercial, healthcare, industrial, and administrative. The findings suggest that the spatial distribution of functional cores, except for industrial and commercial functions, exhibits a single-core spatial structure in the city center. Also, the results indicate that the correlation between functional cores and the population of Tabriz city, based on the spatial regression test, is moderate. Accordingly, an imbalance in the distribution of functional cores in Tabriz City is evident. Therefore, Tabriz is located in a single-core state, and due to the increase in the distribution of administrative and medical functions in the eastern and industries in the western, it can become a multi-core model.
۶۹۰.

به سوی تبیین مفهوم مکان سازی در فضاهای عمومی شهری زیرزمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۳
مترو علاوه بر تأمین حمل ونقل عمومی، زمینه ارتباط شهروندان را با یکدیگر و محیط شهری برقرار می کند. ازاین رو توجه به مسئله تعاملات اجتماعی و تمهیدات فضا برای تبدیل به مکان های شهری حائز اهمیت است. هدف از انجام این پژوهش، دستیابی به ساختاری در برقراری کیفیت زیست در فضاهای زیرزمینی است که دارای بیانی جامع از مکان سازی باشد. روش شناسی پژوهش در این تحقیق، مبتنی بر جمع آوری و تحلیل داده های متنی و اسنادی و به عبارتی مبتنی بر روش تحقیق کیفی است؛ این جستار نظری متأثر از پارادایم های تفسیری، به دنبال تقویت فهم انتقادی از فرایندهای تولید و مصرف در قالب فضای عمومی شهری است. یافته ها نشانگر آن است که فضاهای زیرزمینی شهری برای ایفای نقش به عنوان فضاهای شهری بایستی مجموعه کیفیت های منحصربه فردی را در ساختاری متناسب با نیاز شهروندان ارائه کنند؛ چراکه کیفیت های فضای شهری زیرزمینی علاوه بر محدوده مشخص فضای شهری، حدودی فراتر را در برمی گیرد. این فضاهای شهری را می توان در گونه های فضای زیست شده، فضای ادراک شده و فضای پنداشته شده شهروندان موردبررسی قرار داد. در نتیجه گیری باید گفت در جهت نیل به نوعی مکان سازی، مؤلفه های زندگی روزمره شامل کردار فضایی، بازنمایی فضا و فضای بازنمایی در تطابق با کیفیت های فضاهای شهری زیرزمینی همچون کیفیت های درون فضا، کیفیت های میان فضا و کیفیت های برون فضایی (خوانایی، همه شمولی، سرزندگی، دسترسی پذیری، اعتدال، ارائه تنوعی از خدمات و امکانات)، بر شکل دهی به منظر زندگی روزمره شهروندان اثرگذار هستند و شناسایی این کیفیت ها و کنش متقابل زندگی روزمره شهروندان و فضای شهری، می تواند منجر به آفرینش مکان و فرایند مکان سازی شود.
۶۹۱.

مطالعه تطبیقی نقوش سوزن دوزی در پوشاک زنان ایل سنگسر و ترکمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
پوشش از دیرباز به دلیل بافت و ساختار اجتماعی، فرهنگی و موقعیت جغرافیایی در بین اقوام گوناگون دچار تغییر و تحولاتی شده است که به مرور زمان هر قومی پوشاک سنتی خود را به عنوان هویت بومی حفظ کرده اند. سوزن دوزی از جمله هنر های سنتی ایرانی است که تنوع بی شماری داشته؛ و در هر اقلیمی به شکلی خاص ظهور یافته است. هنر سوزن دوزی اقوام سنگسر و ترکمن با قدمت دیرینه به عنوان عنصر مهمی در تزیینات پوشاک سنتی بانوان این دو قوم بوده است. چراکه همواره این نوع خاص از پوشاک به عنوان یکی از بستر های اصلی سوزن دوزی، در بازه وسیعی آرایه های تزیینی را در خود جای داده و به عنوان هنری مصور با حفظ اصالت بومی مورد توجه بوده است؛ بنابراین پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که وجوه شباهت و تفاوت در نقوش سوزن دوزی پوشاک سنتی بانوان سنگسر و ترکمن کدامند؟ هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های نقوش سوزن دوزی پوشاک سنتی بانوان سنگسر و سپس تطبیق با ویژگی های نقوش سوزن دوزی پوشاک سنتی بانوان ترکمن، جهت دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق آن ها و در نهایت، توسعه دانش نظری در خصوص پوشاک سنتی اقوام ایرانی است. نوع تحقیق توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی از نوع مضمونی است. شیوه گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که ویژگی های مشترک بسیاری در نقوش هر دو قوم از قبیل طبیعت، فرهنگ، هویت، عقاید، باورها و غیره در محدوده جغرافیایی در این نوع هنر بومی قابل شناسایی است که بی شک جنسیت هنرمند در خلق این نقوش در هر دو قوم بسیار تأثیر گذار بوده است. وجود فرم های برگرفته از طبیعت مانند طرح های هندسی، حیوانی، گیاهی، انتزاعی و همچنین کاربرد محدود نقوش انسانی، توجه به نکات ظریف و جزئیات در سوزن دوزی پوشاک سنگسر و ترکمن با استفاده از نخ ابریشم متمایز کننده از دیگر نقوش هستند که با گذر زمان این نقوش به صورت نماد هایی با مفاهیم و هویت بومی درآمدند.
۶۹۲.

بررسی منظره پردازیِ سه نگاره از لیلی و مجنون (خمسه نظامی) بر اساس اصل تناظر عالم کبیر و عالم صغیر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۹۹
در نگرش سنتی یعنی نگرش برآمده از سنن و وحی الهی باور بر این بود که عالم و آدم هر دو جلوه حق و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق میان عالم کبیر و عالم صغیر است. بر اساس آموزه های وحیانی و تفاسیر دینی و عرفانی، جهان دارای سلسله مراتب و هر یک از مراتب به عنوان رمز مرتبه بالاتر، هم جزئاً و هم کلاً دارای مطابقت هستند. مسئله تحقیق این است که نگاره های نگارگری ایرانی و اسلامی از منظر چنین نگرشی که به تناظر عوالم صغیر و کبیر معتقد است، چگونه دیده و تبیین می شود؟ همه تصورات نگارگر اعم از عقلی و خیالی و دریافت های حسّی، همه و همه چیزی جز جلوات حق نیست. نگارگر عارف، به دلیل حضور در زیست جهان سنتی خواسته یا ناخواسته متأثر از این روح دست به آفرینش گری می زند و نگاره او به نحوی دلالت به حق دارد. در این پژوهش سعی برآنست تا از این منظر به تحلیل سه اثر از نگاره های مکتب تبریز دو که با داستان لیلی و مجنون در ارتباط اند بپردازیم. هدف پژوهش حاضر، شناخت و ارائه مؤلفه های تصویری در تناظر بین عالم کبیر و عالم صغیر نگارگر تعلیم یافته در مکتب عرفان اسلامی برای تحلیل نگارگری ایرانی و یافتن نتایج نوین از آن است. این تحقیق از حیث چیستی، کیفی و از لحاظ ابزار، عِلّی و تفسیری است و تعلیل و تفسیر هم مبتنی بر آموزه های ابن عربی است. شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. نتایج حاصله نشان می دهد که اکثر نگاره ها صرفاً انعکاس جهان بیرونی و یا روایت نیست، بلکه به ارتباط بین «انسان- عالم طبیعت- خداوند» اشاره دارد. گویی نگارگر، آیینه گردانی این دو عالم در برابر هم و سریان عشق را در ارکان هستی به تصویر می کشد. آنجاست که خیال انسان به پدیدههای محسوس در منظره پردازی ها به دیده رمز می نگرد و نگاره ها مانند خواب، تعبیر و تفسیر می شود.
۶۹۳.

واکاوی نقش حس دلبستگی به مکان در افسردگی با کاربست روش فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
مقدمه: مکان، علاوه بر بعد مادی از بعد غیر مادی نیز برخوردار بوده و احساساتی در ساکنان خود ایجاد می کند. ارتباط احساسی میان انسان و مکان در حوزه های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است که از جمله آن ها در ادبیات معماری و شهرسازی است. افسردگی، یک اختلال روانی است که بر احساس، رفتار و عملکرد جسمانی فرد تأثیر می گذارد، چنانکه افراد مبتلا، از غمناکی طاقت فرسا رنج برده، علاقه شان به فعالیت هایی که قبلاً از آن لذت می بردند، از دست داده و انجام فعالیت های روزانه برایشان سخت می شود.  بنابراین حس دلبستگی به مکان بر روی افسردگی تاثیر غیر قابل انکاری دارد. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مولفه های تاثیرگذار بر کاهش افسردگی با تاکید بر ایجاد حس دلبستگی به مکان در شهروندان است. روش شناسی: روش تحقیق فراتحلیل باهدف شناسایی و تحلیل مقالات مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل مقاله های علمی-پژوهشی است که درباره نقش حس دلبستگی به مکان در افسردگی انتشار یافته اند. برای دستیابی به این مقالات ابتدا کلیدواژه های «دلبستگی به مکان» و «افسردگی» در محیط های شهری در هریک از پایگاه های اطلاعاتی لاتین Science Direct، Sage و Taylor & Francis همچنین برای بهره گیری از منابع فارسی، در پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر، علم نت، سیویلیکا و نورمگز در بازه زمانی 1393  تا 1402، جستجو شدند. سپس از چک لیست پریزما برای غربالگری مقاله ها استفاده شد. یافته ها و بحث: یافته های تحقیق شامل کل مولفه های تاثیرگذار از محیط ساخته شده شهری و حس دلبستگی به مکان بر موضوع افسردگی است که در ابعاد مختلف کالبدی، معنایی، اجتماعی، زیست محیطی، بصری، عملکردی و ... مطرح شده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان گفت دلبستگی به مکان دارای ابعاد تاثیرگذار بر کاهش افسردگی در شهروندان است که از دستاوردهای اصلی این تحقیق است. تجزیه و تحلیل های پژوهش حاضر، بر اهمیت در نظر گرفتن دلبستگی به مکان به عنوان یک عامل مهم در درک و پرداختن به افسردگی تاکید می کند.
۶۹۴.

جایگاه مفهوم «افردنس» در اندیشه لویی کان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۶
ایدئولوژی معماری مدرن و توجه محض آن به عملکردگرایی، ضعف در ارج نهادن به حیات و نیاز های انسانی را در پی داشت. در این راستا در روانشناسی محیط نظریه "افردنس" مطرح می شود که بر نیازهای انسان و ارتباط انسان با محیط تأکید دارد. از دیگر سو در دهه پنجاه با سکوت معماری مدرن، لویی کان فرصتی برای شکوفایی اندیشه های خود به دست می آورد. او که افول جایگاه روح انسانی و عدم توجه معماران به نیازهای انسان را مشاهده نموده است، مبانی فکری اش را بر اساس نیاز انسان، نظم حیات طبیعت و جهان هستی شکل می دهد تا جایگاه انسان در معماری و عالم را به درستی تبیین کند.این پژوهش، اشتراک زیربنایی مابین مفهوم افردنس و اندیشه ی لویی کان بر محور نیازهای انسان را به عنوان فرضیه، مبنای تحلیل خود قرار می دهد و قصد دارد تا این اشتراکات را بیان و چگونگی نمود این مفهوم را در اندیشه های لویی کان تبیین کند. در این راستا به این شناخت می رسد که افردنس محیط، مفهومی در جهت پاسخگویی محیط به نیازهای فطری انسان و پوشش دهندگی روابط میان افراد و محیط است این مفهوم در اندیشه لویی کان با واژه امکانات تحقق می یابد. کان محیط دارای امکانات را بودنی هایی می داند که دربردارنده نهادهای انسانی است. این نهادها برگرفته از نیازهای اساسی انسان ها هستند و از سرچشمه هستی پدید می آیند و در شرایط مختلف، تنها بیان جدیدی می یابند. کان همچنین بودنی ها را تابع قابلیت و ثابت می پندارد زیرا از ماهیت چیزها برای بودن و نهادهای انسانی- که هر دو ثابت هستند- پدید آمده اند. بنابراین پژوهش پیشنهاد می دهد که معمار و طراح برای طراحی محیط دارای افردنس بایستی ابتدا نیازهای اساسی و فطری انسان ها را شناخته و آن ها را در طراحی خود مدنظر قرار دهد در این صورت است که با گذر زمان انسان های مختلف می توانند محیط را پاسخگوی نیازهای خود بیابند و با قرارگیری در این محیط به رشد و نهایت هستی خود دست یابند.
۶۹۵.

تحول آموزش معماری در ایران با شکل گیری آموزش آکادمیک در دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی ایران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۵
در دورانی که استاد گنجینه ای از تجربیات خود را به صورت عملی و سینه به سینه به شاگردش منتقل می کرد، آموزش معماری در ایران به صورت عملی از طریق آموزش سنتی و استاد- شاگردی تحقق می یافت. ارتباط با غرب و اعزام محصلان برای تحصیل در اروپا زمینه تحولات آموزش معماری در ایران را فراهم کرد. در نهایت با تأسیس نخستین مدرسه ی جدید معمارى ایران در دانشگاه تهران در سال 1319 و پس از دو دهه دومین مدرسه ی معمارى ایران (دانشکده ی معمارى دانشگاه ملى ایران) آموزش معماری در ایران به صورت آکادمیک شروع گردید. هدف مقاله حاضر بررسی تحولات آموزشی در حوزه ی معماری از شکل گیری آموزش آکادمیک تا دوره ی معاصر، در دو دانشگاه مادر (دانشگاه تهران و شهید بهشتی) و تاثیر آن بر روند فعلی آموزش می باشد. تحقیق حاضر با رویکرد کیفی و راهبرد تحلیلی و تکنیک تفسیری- تاریخی انجام گردیده و جمع آوری اطلاعات با استفاده از اسناد و سوابق پژوهشی و مصاحبه با دکتر ایرج اعتصام و ساعد سمیعی به عنوان اساتید هر دو دانشگاه در بدو تاسیس، به بررسی عوامل تاثیرگذار بر شکل گیری آموزش معماری با تکنیک تحلیل محتوا پرداخته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که پس ازتاسیس پردیس هنرهای زیبا در دانشگاه تهران و دانشکده معماری در دانشگاه ملی (شهید بهشتی)، آموزش معماری به صورت آکادمیک رواج پیدا کرد و این دو دانشگاه به عنوان دانشگاه مادر، الگوی بسیاری از دانشکده های معماری تازه تاسیس قرار گرفته و در ادامه تغییراتی در روند آموزشی بوجود آمد که موجب تعدد شیوه های آموزشی گردیده است.
۶۹۶.

مطالعه تطبیقی تصویر باغ در شعر کلاسیک و معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۲ تعداد دانلود : ۲۷۲
باغ و ادبیات در حوزه فرهنگیِ سرزمینِ ایران، از دیرباز با یکدیگر ارتباط داشته اند. آثار منظوم و منثوری که در آن ها باغ به شکل های متفاوت و در جنبه های گوناگون خود ظاهر شده است، فراوان اند. هدف این پژوهش تطبیقی، شناسایی تصویر باغ ایرانی در شعر کلاسیک و معاصر فارسی است. پس از شناسایی این تصویر، پژوهش به درک تفاوت ها و شباهت های میان آن ها می پردازد و تصاویر شعری استخراج شده را با نظام های سازنده باغ ایرانی قیاس می کند. پژوهش حاضر سعی دارد تا تصویر باغ ایرانی را در شعر کلاسیک و معاصر فارسی مورد تطبیق قرار دهد. روش انجام این پژوهش، کیفی و متکی بر درک اجزای سازنده باغ، تحلیل استعاره های مفهومی و حس فضاست. این موارد نشان می دهد که تصویر باغ در اشعار دوره های کلاسیک و معاصر چگونه بوده است. برای انجام پژوهش، 48 قطعه شعر کلاسیک و معاصر انتخاب و مطالعه شدند. معیار انتخاب اشعار، حضور کلمه باغ در بدنه شعر و قابلیت برداشت این کلمه به عنوان یک استعاره مفهومی بود. نتایج نشان می دهد که باغ در تصویر اجزا، نگاشت استعاری و حس فضا در شعر کلاسیک و معاصر تغییر کرده است؛ درنتیجه، تصویر آن نیز در شعر کلاسیک و معاصر فارسی تغییرات مهمی داشته است. این تغییرات در چهار قسمت کلی تحلیل عناصر (اجزا، وجه توصیفی، کاربست)، توصیف عناصر (عناصر طبیعی، مصنوع، غیرکالبدی و انسان)، رویکرد شاعر (جزء و کل نگر، صراحت و ابهام) و نحوه بیان تصویر (تصویر شعر، فرم باغ، نمادپردازی) مطرح شده اند. تغییرات نشان می دهند که فرم باغ در شعر کلاسیک بر الگوی شناخته شده باغ ایرانی منطبق است که تصویری به هم پیوسته، معین و صریح است؛ اما در شعر معاصر، این فرم در هم شکسته و به تصاویری منقطع در خدمت ایجاد تجربه ای غافلگیرکننده تبدیل شده است.
۶۹۷.

تحلیل رفتار اجرایی نوازندگان، بر اساس نشانه های نوازندگی در منابع مکتوب و مواد فرهنگیِ قرون میانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۱۲
کم وبیش تمامی یافته های فرهنگی که از لایه های باستان شناسی پدیدار می گردند، در بیان اندیشه و تفکر ویژه ی آدمی وارد میدان تحلیل می شوند. یافته های آراسته به نشانه های موسیقی دربردارنده ی مفاهیمی چون مورفولوژی، سازشناسی، چگونگی شیوه های اجرایی ابزارهای موسیقایی و مسائل دیگر هستند. ازاین رو این نوشته در راستای سبک ها و ساختارهای نوازندگی کهن ِمکتوم مانده، با یک تسلسل تاریخی کارآمد و با دو رویکرد باستان شناسی موسیقی و آیکونوگرافی موسیقی سمت وسو گرفته است. امروزه در امر نواختن تقریباً تمامی نوازندگان برای ارائه ی سُنُریته ی ویژه، نوازندگی خاصی را اجرا می کنند. بدین گونه پژوهش حاضر برای دستیابی به ساختار نوازندگی ها در قرون 3 تا 7 ه.ق، داده های باستان شناسانه و منابع دست اول موسیقی را در اولویت بررسی خود قرار داده است. هدف پژوهش، نگاه موسیقایی به داده های فرهنگی، شناسایی تفاوت ها در نوع نوازندگی و استخراج سبک های مکاتب گوناگون در قرون میانی اسلامی است. پرسش اصلی پژوهش این است که واقع-گرایی ِشیوه های اجرایی سازهای موسیقایی بر ماده های فرهنگی، در گستره ی دید تصویرگر تا چه اندازه صحیح و با واقعیت تطابق دارد که بتواند تفاوت های اجرایی نوازندگان را آشکار کند؟ پژوهش حاضر تقریباً با استفاده از تمامی داده ها (نه صرفاً نسخ خطی) به شیوه های اجرایی نوازندگان در قرون نامبرده پرداخته که تاکنون در نهاد داده های فرهنگی محفوظ بوده اند؛ چنانکه 41 یافته از میان 98 داده ی باستان شناسی که از نوع کاسه، بشقاب، بطری، مرکبدان، قالب سفالی و گچی، مجسمه، کاشی و نسخ خطی هستند، آثار مادی این پژوهش را تشکیل می دهند. این داده ها با روش های کتابخانه ای و موزه ای گردآوری شده و با دیدگاه تاریخی، توصیفی-تحلیلی و تطبیقی-کاربردی مورد موشکافی و تحلیل قرارگرفته اند. نتایج نشان می دهد موسیقی و اصول نوازندگی موسیقی دانان در طول قرون میانی اسلامی باوجود محدودیت هاییْ هیچ گاه متوقف نشده و در قالب هنرهای دیگر معرفی شده اند. نوآوری و تفکر موسیقایی نوازنده در ارائه ی صدادهی اختصاصی چنان برازنده و سزاوار ظاهرشده که افراد عالی رتبه و عام، هنرمندان سلطنتی و کوچه بازاری ِتحت تأثیر را تشویق و تحریک به ثبت رفتار اجرایی اش بر مواد خام باارزش کرده است.
۶۹۸.

عاملیت دستگاه تلویزیون در تغییرات خانه های طبقه ی متوسط شهر تهران (1337-1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
خانه، به مثابه ی شبکه ای پیچیده از سازه های معماری، اشیاء، مفاهیم، انسان ها و ... همواره در معرض تغییر بوده و هست. هر یک از این عناصر به عنوان کنشگری فعال، نقشی را در تغییر خانه و فضاهای خانگی بازی می کنند. بازشناسی میزان عاملیت و نقش هر یک از این بازیگران در شبکه ی خانه و تغییرات آن، می تواند به فهم بیشتر و بهتر خانه به عنوان نهادی پویا و چند بعدی کمک کند. تلویزیون از جمله بازیگران مهم فضای خانگی است که تغییرات مهمی را در فرم، عملکرد و معنای خانه بوجود آورده است. با وجود اهمیت بسیار محتوای تلویزیون، این پژوهش بر روی نقش فرهنگ مادی تلویزیون و میزان عاملیت آن در تغییرات خانه تمرکز نموده است. برای دستیابی به این منظور، این پژوهش از روش مردم نگاری بهره برده است. داده های مورد نیاز از سه منبع مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ساکنین خانه های طبقه متوسط شهر تهران در بازه زمانی مورد نظر، آلبوم های عکس های خانوادگی و مطالب و تصاویر مجلات عامه پسند، تامین شده و در نهایت با کمک نرم افزار اطلس.تی مورد تحلیل موضوعی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که با وجود مقاومت های شدید ایدئولوژیک و اقتصادی، تلویزیون توانست به سرعت فرآیند خانگی شدن را طی کند. فرآیندی که در آن می بایست چهار دسته ملاحظات فضایی، عملکردی، زیبایی شناختی و فرهنگی- اجتماعی درنظر گرفته می شدند. دستگاه تلویزیون پس از خانگی شدن، علاوه بر تغییر عملکردها و مفاهیم مرتبط با خانه و زندگی خانگی، مثل درون/ بیرون، عمومی/ خصوصی و ... در تغییرات کالبدی فضاهای خانگی، بخصوص در تغییر سازماندهی فضایی، تغییر کانون فضایی و حرکت به سمت پلان باز، دارای عاملیت بوده است.
۶۹۹.

بررسی و تحلیل سنجه های مشارکت شهروندان در شهرهای جدید (مورد مطالعه: شهر جدید سهند)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۶
مشارکت یکی از مفاهیم اصلی و موثر در توسعه ی پایدار محسوب می شود. در پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل معیارها و میزان تاثیرگذاری آنها در افزایش مشارکت مردمی یعنی پایگاه اجتماعی اقتصادی خانوارهای ساکن در شهرهای جدید پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که مشارکت شهروندان و ساکنان رابطه مستقیمی با توسعه شهری دارد. به عبارت دیگر هر چه میزان مشارکت شهروندان بیشتر باشد تحقق توسعه شهری قابل دستیابی و آسان تر خواهد بود. هدف این تحقیق تعیین و بررسی تأثیر سنجه های مشارکت ساکنان شهر جدید سهند در امور شهری است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها جز پژوهش های توصیفی- پیمایشی و مدل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شده است. پس از مرور ادبیات تحقیق پرسشنامه ای با 8 متغیر (آگاهی اجتماعی، تعامل اجتماعی، اعتماد اجتماعی، همبستگی اجتماعی، مشارکت عملی، نگرش به مشارکت، رضایتمندی، دلبستگی به مکان) و تعداد 68 سؤال تهیه شد. جامعه ی آماری ساکنان شهر جدید سهند با 75000 نفر است که با فرمول کوکران حجم نمونه 485 به دست آمده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS21 و smart- PLS3 استفاده گردید. نتایج بیانگر این است که متغیرهای تعامل اجتماعی، همبستگی اجتماعی، اعتماد اجتماعی و آگاهی اجتماعی از حوزه ی سرمایه ی اجتماعی بر نگرش به مشارکت تأثیر معناداری دارند. متغیر رضایتمندی بر دلبستگی به مکان اثر دارد و دلبستگی به مکان بر نگرش به مشارکت و مشارکت عملی تأثیر مثبتی دارد. به طورکلی بحث مشارکت شهروندان در امور شهری در شهر جدید سهند همزمان از ویژگیهای اجتماعی، مکانی و فردی تأثیر می پذیرد.
۷۰۰.

چارچوبی یکپارچه برای توسعه پایدار بافت های تاریخی شهر: مروری بر ترکیب نحو فضا و رویکرد بصری در ارزیابی تأثیرات میراث فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۹۳
مناطق شهری دارای بافت تاریخی و فرهنگی با چالش پیچیده برقراری تعادل میان ضرورت حفاظت از بافت و نیازهای توسعه شهری معاصر مواجه هستند. این پژوهش به بررسی این موضوع می پردازد و با ارائه یک چارچوب نظری، ارزیابی پایدار شهری در بافت شهرهای تاریخی پیشنهاد می کند. محور اصلی بحث، رویکردی است که تکنیک نحو فضایی را با فرایند ارزیابی تأثیرات میراث فرهنگی ترکیب می کند. این پژوهش با بررسی سیستماتیک 58 مقاله علمی، سه حوزه تحلیل نحو فضایی، بافت تاریخی شهری و روش رویکرد بصری را پوشش می دهد. این بررسی مبنایی برای ایجاد یک چارچوب مفهومی با چهار مرحله کلیدی فراهم می کند: جمع آوری داده ها، روش رویکرد بصری، مدل سازی سه بُعدی و ارزیابی تأثیرات میراث فرهنگی. از طریق ترکیب دقیق و نظام مند، به ارائه یک رویکرد یکپارچه برای مدیریت میراث شهری و توسعه پایدار شهری کمک می کند. یافته ها نشان دهنده ارزش این چارچوب به عنوان ابزاری برای ایجاد تعادل بین حفاظت از میراث فرهنگی و نیازهای شهری مدرن امروزی است. این رویکرد می تواند برای برنامه ریزان شهری، تصمیم گیرندگان مفید واقع شود. این پژوهش با ارائه یک چارچوب انعطاف پذیر و کاربردی، به پرکردن شکاف بین ضرورت های حفظ میراث فرهنگی و نیازهای توسعه شهری کمک و آینده ای را ترسیم می کند که در آن مناطق شهری تاریخی، به عنوان مراکز پویا، پایدار و دارای اهمیت فرهنگی، شکوفا شوند و همچون گذشته بر شکل گیری مناظر شهری حال و آینده ادامه دهند. پژوهش های آینده می توانند بر بهبود و اجرای این چارچوب در شهرهای تاریخی مختلف متمرکز شوند و همچنین ابعاد اجتماعی و فرهنگی حفاظت از میراث و پایداری شهری را بیشتر بررسی کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان