مسئلة مورد بحث در این مقالهنسبت بینرفتارگراییمعرفت شناختی و پلورالیسم معرفتی یا نسبی گرایی است. آیا می توان از طرفی به رفتارگرایی اعتقاد داشت، و نظریة بازنمایی را کنارگذاشت، اما از طرف دیگر پلورالیسم معرفتی را انکار کرد و پذیرفت که حقیقت یا صدق نقش کلیدی و مهمی در فهم ما دربارة جهان و دیگر اذهان ایفا می کند؟ در این مقاله سعی بر این است که پاسخ مثبت دونالد دیویدسون به این سؤال مورد بررسی قرار گیرد و نظر انتقادی او به رویکرد ریچارد رورتی، که برای حقیقت هیچ جایگاه فلسفی قائل نیست، مطرح گردد.
از ابزارهایی که می تواند نقش عمده ای در رونق بورس اوراق بهادار داشته باشد، شرکت های سرمایه گذاری بیمه است که به علت تأمین بخش عمده ای از جریان های منابع مالی اهمیت بسیار زیادی در بازار سرمایه دارند. طبق گفته فاما بازاری کاراست که در آن اطلاعات جدیدالورود به سرعت بر روی قیمت ها تأثیر بگذارند. یکی از راه های بررسی کارایی بازار در سطح ضعیف، برقراری گام تصادفی است. در این مقاله سعی شده است کارایی شرکت سرمایه گذاری صنعت بیمه با استفاده از آزمون های نسبت واریانس لو و مکینلی، نسبت واریانس چاو و دنینگ، ریچاردسون- اسمیت، بلیر- فرنچ و کانتریراس و بوت استرپ کیم بررسی گردد. نتایج آزمون ها دلالت بر عدم کارایی این شرکت سرمایه گذاری صنعت بیمه به شکل ضعیف در فاصلة زمانی اردیبهشت ماه 1378 تا آبان ماه 1389 داشت. بنابراین نتیجه می گیریم کارایی در شرکت سرمایه گذاری صنعت بیمه برقرار نیست.