امام سجاد (ع) در دوران خفقان بعد از قیام عاشورا برای یادآوری هدف این قیام، مضامین عمیقی را در قالب دعا مطرح کردند. یکی از مضامین مورد توجه «رضا» است. امام سجاد7در صحیفه سجادیه 79 بار به «رضا» اشاره نموده اند؛ با این وجود بررسی آن در صحیفه مورد توجه محققان قرار نگرفته است. از اینرو در این تحقیق با مراجعه به متن صحیفه سجادیه، مفهوم رضا تبیین و راه های تحصیل آن و کارکردهای آن در نگاه امام سجاد با روش توصیفی - تحلیلی، واکاوی شده است. اگرانسان ها حالشان در موقعیت بلا، گرفتاری و مصیبت مانند وقتی باشد که در حالت رخاء و آسایش و رفاه به سر می برند، به مقام رضا رسیده اند؛ البته طبق دیدگاه امام سجاد (ع)، رضا یک رابطه دو سویه بین خدا و بنده است؛ انسان ها با رعایت معیارهایی مانند ایمان، عمل صالح، اطاعت از خدا، ترک گناه و انجام واجبات، می توانند موجبات رضایت خدا از خودشان را فراهم کنند. همچنانکه، بنده با نگرش و رفتارش می تواند رضایت خود از خدا را نشان دهد. در بعد رفتاری، اطاعت از خدا و جانشینان او در زمین، عبادت خدا و در بعد نگرشی، رضا به قضای الهی و شهادت به اینکه خداوند، رزق را به عدالت در میان بندگان تقسیم می کند، نشان دهنده رضایت بنده از خداست. هنگامی که خدا از بنده ای راضی باشد، او را از حوادث شر محفوظ می دارد؛ همچنان که درجه چنین بنده ای را در میان بندگان بالا می برد و بهشت را به او پاداش می دهد.
هدف از این تحقیق، توضیح ارتباط بین ابعاد پنج گانه شخصیت و فرسودگی شغلی در کارکنان وزارت ورزش و جوانان است. 162 کارمند پرسشنامه های فرسودگی شغلی مسلچ (MBI) و مدل پنج عاملی شخصیت (BFI) را تکمیل کردند. MBI با 22سؤال، سه بعد فرسودگی شغلی و BFI با 44 آیتم پنج بعد شخصیتی را ارزیابی می کند. ثبات درونی پرسشنامه ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 80/0 و 82/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات، از آزمون های پارامتریک (همبستگی پیرسون، ANOVA، رگرسیون چندگانه و...) در سطح معناداری 05/0 ≤ P استفاده شد. نتایج نشان داد که افراد با سطوح بالاتر روان رنجوری و سطوح پایین تر برون گرایی، توافق پذیری، وظیفه شناسی و گشودگی به تجارب بیشتر در معرض فرسودگی شغلی قرار می گیرند. بنابراین اگر سازمان ها از ارزشیابی شخصیت به عنوان قسمتی از فرایند و سیستم استخدام، استفاده کنند، می توانند کارمندانی را که احتمالاً دچار فرسودگی شغلی خواهند شد، شناسایی کنند و برنامه ریزی و سازماندهی دقیق تری در راستای ایفای تعهد کارکنان از موقعیت کاری آینده شان داشته باشند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط خودکارآمدی شغلی مدیران و تعهد سازمانی کارکنان با رضایت مشتریان در اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان بود. جامعه آماری تحقیق شامل 345 نفر از مدیران، کارکنان و روسای تربیت بدنی شهرها و شهرستانهای استان کرمان بود که با توجه به اهمیت و تعداد محدود، در بخش مدیران ستادی همه 15 نفر، در بخش کارکنان و مشتریان بر اساس جدول مورگان به ترتیب 75 و 150 نفر به طور تصادفی طبقه ای برای نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای دستیابی به اهداف تحقیق از پرسشنامه های خودکارآمدی عمومی شرر، تعهد سازمانی آلن و مایر و پرسشنامه محقق ساخته رضایت مشتری استفاده شد. روایی هر سه پرسشنامه به تائید 15 نفر از متخصصین رسید و پایایی آنها در یک تحقیق مقدماتی بر روی 30 نفر آزمودنی و با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و پایایی آنها به ترتیب 0/79، 0/87 و 0/85 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی از جمله کولموگروف اسمیرنوف، t تک نمونه ای، رگرسیون خطی، رگرسیون چند گانه و تحلیل مسیر با کمک نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که خودکارآمدی شغلی مدیران به صورت مستقیم با ضریب مسیر 7/0 با تعهد سازمانی کارکنان ارتباط مستقیم معنادار و با رضایت مشتریان با ضریب مسیر 0/53 ارتباط مستقیم معنادار دارد. همچنین تعهد سازمانی کارکنان با ضریب مسیر 0/61با رضایت مشتریان ارتباط مستقیم دارد. همچنین خودکارآمدی شغلی مدیران نیز به طور غیر مستقیم با ضریب مسیر 0/96 و از طریق تعهد سازمانی کارکنان با رضایت مشتریان اداره کل ورزش و جوانان ارتباط معناداری دارد.
هدف این پژوهش، که رویکردی به تربیت نَفْس از دیدگاه متون اسلامی است به بررسی عملکرد نَفْس در حالات، مراتب و موقعیتهای مختلف و در ترکیب با سایر ابعاد وجودی انسان مانند روح، عقل، قلب و فطرت می پردازد. این مطالعه، که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده در پی پاسخ به این سؤال است که نَفْس چگونه به ایفای نقش می پردازد. با بررسی اسناد، کتابها و متون دینی، مشخص شد که نَفْس تحت تأثیر نیروهای درونی و بیرونی انسان در موقعیتهای گوناگون، حالات مختلفی می یابد و بر اساس نظریه ای به نام نظریه زمینه ای، رویکرد تربیتی نَفْس در حالات امّارگی، لوّامگی و مطمئنگی به ترتیب تذهیبی/ تزکیه ای، تأدیبی و تعالی گرایانه است و کارکرد ریزشی، پایشی و رویشی/ پرورشی خواهد داشت.
برهان صدیقین ازجمله براهین فلسفی برای اثبات وجود خدا است که از زمان پیدایش آن در دامن فلسفه اسلامی، روایت ها و تقریرهای متعددی از آن ارائه شده است. علامه طباطبایی، فیلسوف بزرگ معاصر، ازجمله کسانی است که در آثار خود، دو گونه تقریر از این برهان ارائه می کند. ایشان در دو اثر بدایة الحکمه و نهایة الحکمه روایتی از این برهان ارائه می کند که مشابه براهین پیشینیان است؛ ولی در تعلیقه بر اسفار و اصول فلسفه و روش رئالیسم روایت ویژه ای از آن ارائه می کند که برهان ابتکاری ایشان به شمار می رود و بر هیچ مقدمه نظری و هیچ مبدأ تصدیقی از مبادی فلسفی مبتنی نیست.
نابرابری اجتماعی به موقعیت های نابرابر استفاده افراد یک جامعه از فرصت ها اشاره دارد که می تواند سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باشد. هدف اصلی این مقاله بیان تشابهات و تفاوت های نظری 2 جامعه شناس یعنی کارل مارکس و ماکس وبر و همچنین بررسی موشکافانه در نظریات این 2 متفکر در حوزه جامعه شناسی نابرابری می باشد. این مقاله از نوع پژوهش اسنادی و کتابخانه ای است که در این روش با مراجعه به منابع متعدد در زمینه جامعه شناسی نابرابری و مقایسه آرای این 2 نفر اطلاعات جمع آوری شده است. یافته های حاصل از مطالعات درباره تئوری های مارکس و وبر مبین آن است که اگر مارکس پایه اقتصادی نابرابری و قشربندی را بررسی می کند، وبر طی نجوایی با روح او کار او را ادامه می دهد و تکمیل می کند و به سایر ابعاد و مبانی نابرابری اجتماعی هم توجه می کند. مهم ترین ایده مدنظر مقاله حاضر این بحث است که هیچ نظریه ای به تنهایی پاسخگوی واقعیت نمی باشد و اینجاست که ترکیب کردن نظریه ها با توجه به سرچشمه و منطق درونی شان لازم می نماید.
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی نسخه فارسی مجموعه آزمون های استعداد چند بعدی (MAB) در جامعه دانشجویان بود. ابتدا MAB به زبان فارسی ترجمه شد. سپس به زبان انگلیسی برگردانده شد و با نسخه اصلی جهت شناسایی و اصلاح شکاف های بین نسخه ترجمه شده و نسخه اصلی مقایسه شد. در نهایت پس از مطالعه مقدماتی و رفع اشکالات، آزمون نهایی بر دانشجویان گروه نمونه شامل315 نفر از دانشجویان علوم انسانی و پایه دانشگاه پیام نور مرکز تبریز اجرا شد. در این پژوهش، تحلیل عاملی تاییدی و همچنین تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس بر روی 10 خرده آزمون MAB اجرا شد. بررسی نمودار اسکری کتل و تحلیل موازی هورن حاکی از آن بود که راه حل دو عاملی مناسب است. نتایج به وضوح دو عامل را نشان دادند. عامل اول 24/41% و عامل دوم در حدود 98/14% واریانس مجموعه آزمون ها را تبیین می کردند. همانند مقیاس اصلی، این عوامل بر اساس محتوای غالب آزمون ها، مقیاس عملی و کلامی نامگذاری شدند.
املا یکی از موضوع ها و مهارت های تحصیلی است که خلاقیت در آن جایی ندارد و فقط الگویی است که ترکیب، ترتیب، اندازه و تعداد حروف و علامت ها به عنوان صورت صحیح کلمه در آن پذیرفته می شود. کودکان دارای اختلال املا بیشتردر این الگوها مشکل دارند. روش های زیادی برای درمان اختلال مورد نظر وجود دارد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روش آموزش مستقیم و آموزش چند رسانه ای بر شش نوع اختلال املا انجام شده است. روش پژوهش از نوع پژوهش های آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل است. پس از تهیه ابزارهای لازم برای این پژوهش یعنی نرم افزار آموزش املای ساخته شده خوش خلق و آزمون املای کریمی (1389) و آزمون هوش وکسلر، کودکان 8 تا 16 سال، تعداد 39 نفر دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی با روش نمونه گیری چند مرحله ای از بین مدارس شهر سمنان انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 13 نفری جایگزین شدند. یک گروه، تحت اجرای متغیر مستقل آموزش مستقیم و گروه دوم، تحت اجرای متغیر مستقل آموزش چندرسانه ای قرار گرفتند و گروه گواه، آموزشی دریافت نکرد. پس از جمع آوری نمره های املای دانش آموزان هر سه گروه در پیش آزمون و پس آزمون داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش مستقیم و آموزش چند رسانه ای نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بر بهبود اختلال املا اثربخش بوده است. در عین حال آموزش چند رسانه ای در کاهش غلط های نوع حافظه توالی دیداری و تمیز دیداری- دقت اثربخش تر از آموزش مستقیم بوده و آموزش مستقیم نیز در کاهش غلط های نوع آموزشی، دقت، جاانداختن و نارسانویس اثربخش تر از آموزش چند رسانه ای بوده است.