انگشت ششم را نه می توان برید و نه می توان از آن کار کشید. زبان و ادب فارسی در این مرز و بوم به همین سرنوشت دچار شده است؛ از یک طرف زبان ملی است و عامل انتقال مفاهیم بلند عرفانی و اسلامی و انسانی به سراسر جهان به همین دلیل هم فرهنگستانش را دادیم و هم شورای گسترشش را و... و از یک سو دست و پایش را بسته ایم و پرو بالش را شکسته و با این همه از آن انتظار داریم پرواز کند!در ذهن و زبان خانواده های ایرانی فارسی و ادب فارسی چنان که باید جایی ندارد، البته بر من خرده مگیرید که در خانه هر ایرانی در کنار قرآن و مفاتیح، شاهنامه و گلستان و دیوان حافظ هست که در پاسخ خواهید شنید؛ اولا که نیست و ثانیا اگر هم باشد زینت افزای طاقچه و کتابخانه است. «بیا تا کژ نشینیم راست گوئیم» در کدام خانه ایرانی شاهنامه خوانی و گلستان خوانی و حافظ خوانی امری معمول و مقبول است؟ شاهنامه ای که اگر سراینده اش سر از خاک برمی آورد و داوطلب تدریس در یکی از دانشگاههای فخیمه ایران می گشت، قطعا دست رد بر سینه اش می زدند و گلستانی که نویسنده اش اگر تعهد اخلاقی می سپرد شاید به عنوان مربی پایه یک راهی به دارالعلم های ما می یافت و اصلا مگر برنامه های معهود و مرسوم تلویزیونی و سرگرمیهای دروغین دیگر وقتی برای فراغ و مطالعه باقی گذاشته است که بتوان دقایقی از آن را به زبان و ادب فارسی اختصاص داد؟...
با توجه به نقش کارگزاران در تحولات تاریخی، بازپرداختی نو از رفتار سیاسی آنان برای تبیین تاریخ ایران ضروری است. این الزام زمانی ارزش دوچندان خواهد داشت که شخصیت های تحول خواه، در عرصة سیاست عملی ارزیابی شوند. ابوالقاسم درگزینی ازجملة این گارگزاران است که به دلیل غیبت سنت نقد در تاریخنگاری، گرفتار قضاوت وارونه شده است. درحالیکه دربارة رفتار سیاسی ایشان، اتفاق نظری در منابع دیده نمیشود، سنت تقلید و رونویسی در تاریخنگاری سبب شده است چهرة ایشان به عنوان سیاستمداری فاسد و خونریز مطرح شود. حال آنکه با کنارزدن اتهامات غرض ورزانه، رفتار سیاسی درگزینی درجهت احیای وحدت و قدرت امپراتوری روبه انحطاط سلجوقی خود را نشان خواهد داد. مقالة حاضر، ضمن نقد نوشته های پیشینیان، رفتار سیاسی و اصلاحات درگزینی با رویکردی متفاوت تببین شده است.
شعر فتوح در صدر اسلام از اهیمت ویژه اى برخوردار است. مطالعه در این زمینه به تدوین مقالات وکتابهاى پرحجمى نیاز دارد. زیرا این شعارکه بیشتر در جنگهاى قادسیه، یرموک، نهاوند و غیره سروده شده از خصائص و امتیازاتى برخوردار است که نبردهاى سخت و جانکاهى را در راه دین خدا و اقامه توحید بیان مىکند و علاوه بر آنکه حماسه و شور و غیرت دینى مسلمانها را در این جنگها نمایان مى سازد، تأثیر تعالیم عالى اسلام را هم در این اشعار آشکار مى سازد و از طرف دیگر در شعر فتوح مرثیه هاى جانگدازى را مشاهده مىکنیم که با مراثى ادب عربى دوره هاى دیگر از لحاظ اخلاص عمل و ایمان به پیغمبر و کتاب خدا بکلى متفاوت اسث و از حیث سبک هم این سروده ها بیشتر داراى رنگ عامیانه همراه با مفاخره است و از فصاحت و شیوایى شعر شاعرانى که با فراغت خاطر، تأمل و اندیشه کافى اشعار استوار و محکمى مى سرایند بهره کافى ندارند.
طرح مفاهیم مختلف، بازتابهای متفاوتی را نزد نخبگان و افکار عمومی ایجاد می کند. در این شماره بحث اصول گرایی را نزد جناب آقای دکتر محمود دهقان طرزجانی، عضو هیات علمی دانشکده صداوسیما، طرح نموده ایم. معنا و مصداق اصول گرایی و نسبت آن با انقلاب اسلامی، نگرش دینی و چالشهای ناشی از آن در سیاست خارجی اصول گرایانه و تفاوتهای اصول گرایی و بنیادگرایی از جمله سوالات مطرح در این نشست هستند. نکته جالب در این گفت وگو شیوه بحث جناب دکتر دهقان و نحوه طرح موضوع اصول گرایی می باشد.
تحقیق حاضر با مقایسه اخلاق و فرزانگی در دو نظام فلسفی فارابی و کنفوسیوس، به بررسی تحلیلی نقش و جایگاه اخلاق در این دو نظام پرداخته است. ابتدا هر یک از دو نظام فلسفی را با توجه به تأکیدهایشان بر مفاهیم اخلاقی خاص، بررسی کرده، سپس به نتیجه گیری پرداخته ام و شباهت ها و تمایزهای این دو نظام فلسفی را بررسی نموده ام. نظام فلسفی فارابی نظامی مبتنی بر حکومت «رئیس اول» است که از لحاظ کمالات عقلانی به عقل فعال متصل شده است و می تواند حقایقی را دریافت کند که سعادت انسان بر آن متوقف است و آن گاه می تواند مردم را به سوی آن هدایت کند. مدینهٔ فاضله تحت رهبری رئیس اول است که نبی یا فیلسوفی که به کمال عقلانی رسیده است فضایل اخلاقی را در جامعه گسترش می دهد، و با همکاری و همیاری افراد آن، به سعادت حقیقی خویش نایل می شود. نظام فلسفی کنفوسیوس، نظامی است تحت رهبری انسان فرزانه ای که به کمالات نظری و عملی نایل شده است و می تواند جامعهٔ انسانی را به سعادت برساند. هر دو نظام فلسفی، هدف خود را تربیت انسان و کمال او می دانند، هر دو نگرشی جامعه گرا دارند و اخلاق و سیاست را به هم پیوند می زنند. اما فارابی هدف از تربیت انسان در مدینهٔ فاضله را سعادت اخروی می داند، در حالی که کنفوسیوس به سعادت دنیوی می اندیشد. نظام فلسفی فارابی، اتحاد فلسفه و دین را مطرح می کند؛ در حالی که نظام کنفوسیوسی نظامی عقلانی است. همچنین این دو نظام در نقش حاکم فرزانه در جامعه متفاوت هستند. فارابی مدینه ای را که هیچ گونه حاکم فرزانه در آن حاکم نباشد، «مدینهٔ جاهله» می داند که نمی تواند انسان را به کمال برساند؛ اما کنفوسیوس به هر حال برای حاکم فرزانه در جامعه نقش مثبتی قائل است.
بیمه برای جامعه از دیدگاه های مختلف ارزشمند است. اما اطلاعات عمومی در مورد سهم بیمه در کل اقتصاد و جامعه، پایین است. سیاست گذاران، بیمه گذاران و عموم مردم تنها هنگامی به ارزش گذاری بیمه می پردازند که خساراتی اتفاق بیفتد و انتظار جبران خسارت از سوی بیمه داشته باشند. مهمترین عملکرد بیمه برای جامعه، ارائه تمهیدات تسهیم، ریسک، تقسیم ریسک، انتقال ریسک و نیز ارائه ضوابط جلوگیری از خسارت است، که اساس مدل کسب و کار بیمه بوده برای یک اقتصاد با عملکرد خوب، ضروری است، اما این خصوصیت تا حد زیادی پنهان مانده است. بیمه پذیر بودن، مرز بین نقش بیمه به عنوان فعال بازار و نقش دولت در تضمین رفاه اجتماعی جامعه را نشان می دهد. در جایی که ریسک ها، بیمه پذیر نیستند، دولت هیچ مداخله ای انجام نمی دهد، اما هیچ گونه نگرانی در مورد ریسک های بیمه شدنی و ریسک های بیمه شده وجود ندارد. در نتیجه بیمه، همراه با دولت برای جبران خسارت و جلوگیری از خسارت فعالیت می کند. تنها امتیاز کسب و کار بیمه این است که امنیت خاطر را فراهم می کند، یک واقعیت ناخودآگاه است که قابل اندازه گیری نیست، بر خلاف دارایی های تحت مدیریت بیمه و نیز سهم بیمه گذار از تولید ناخالص داخلی. این مقاله برخی از حوزه های بیمه را که نشان دهندة نقش بیمه درون جامعه است، مشخص می کند.
این پژوهش به بررسی رابطه بین معیار مالی و گزارشگری مالی متقلبانه ،رابطه بین معیار غیر مالی و گزارشگری مالی متقلبانه و تأثیر آن ها بر کشف تقلب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار می پردازد.در راستای دست یابی به این هدف ، تأثیر معیار رشد درآمد و رشد تعداد کارکنان به عنوان متغیرهای مستقل ، بر گزارشگری مالی متقلبانه به عنوان متغیر وابسته ، با در نظر گرفتن تأثیر برخی متغیرهای کنترلی ، مورد بررسی قرار گرفت. نمونه آماری انتخابی متشکل از 80 شرکت ( 40 شرکت متقلب و 40 شرکت غیر متقلب ) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار برای دوره زمانی 1384-1390 است. شرکت های متقلب بر مبنای شمول شرکت در فهرست سازمان بورس و اوراق بهادار به دلایلی مرتبط با 1) تحریف داده های مالی و 2) انجام معاملات نهانی در خصوص تحریف در گزارشگری مالی انتخاب شده اند.نتایج تحقیق وجود یک رابطه منفی و معنادار میان رشد درآمد ، رشد کارکنان و اختلاف این دو متغیر با گزارشگری مالی متقلبانه را تایید کرد. به طور کلی نتایج حاصل از تحقیق به بیان این موضوع می پردازد که برای کشف تقلب در شرکت ها می توان در کنار معیارهای مالی از معیارهای غیر مالی نیز بهره گرفت.
پژوهش حاضر، به تخمین ریسک سیستمی، یا به عبارت دیگر کمبود مورد انتظار سیستمی به عنوان یکی از معیار های این ریسک می پردازد ؛ این معیار مقدار سرمایه ای است که موسسات مالی در شرایط کمبود سرمایه سیستم مالی نیاز دارند و با ترکیبی از ارزش جاری سهام شرکت، نسبت کفایت سرمایه مناسب، و مقدار کل بدهی، محاسبه شده است. هدف اصلی این پژوهش رتبه بندی موسسات مالی در اقتصاد حاضر می باشد؛ برای این منظور تعداد 31 مورد از موسسات مالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول سال های 88-91 انتخاب گردید. که تشریح ان به صورت زیر می باشد:
الف: در این تحقیق سطح استقراض مناسب واسطه های مالی که درطول مدت بحران بالقوه عوارض جانبی منفی به کل اقتصاد وارد نشود استنتاج می شود؛ ب: این پژوهش به طور تجربی توانایی کمبود مورد انتظار نهایی، و ریسک عدم پرداخت تعهدات در تخمین درصد نوسانات ارزش جاری سهام و بدهی ها که واسطه های مالی در طول مدت بحران بالقوه مالی تحمل کرده است را با استفاده از رگرسیون چندگانه شرح داده است؛ ج: اهمیت سیستمی موسسات مالی در طول سال های پژوهش شناسایی شده است.