با مرور پژوهش های قبلی سعی بر آن است که به بررسی و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت گزارش های مالی و حسابرسی که منجر به شفافیت بازارهای سرمایه و افزایش کارایی اطلاعاتی بازار می گردد؛ بپردازیم. با گسترش فزاینده فعالیت های تجاری در دنیا ایران نیز استانداردهای حسابداری و گزارشگری مالی خود را با استانداردهای بین المللی هماهنگ ساخته است. اما بنا به تفاوت محیط اقتصادی کشورها رعایت استانداردهای گزارشگری لزوماً ارائه ی اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان از گزارشات مالی به ویژه صورت های مالی را تضمین نمی نماید. لذا در این پژوهش به بررسی عواملی که سبب بهبود گزارشگری مالی بهخصوص صورت های مالی و گزارش حسابرسی می شود؛ پرداخته شد و توصیه های کمیته مشورتی بورس و اوراق بهادار و نتایج گزارش رئیس گروه پروژه و مدیرعامل انجمن حسابداران خبرهی مدیریت، در مورد بهبود گزارشگری مالی و گزارش حسابرسی حسابداری بیان می شود. سپس به ارائهی پیشنهاداتی به اعضای کمیته تدوین استان حسابداری و حسابرسی در زمینهی بهبود گزارشگری مالی و گزارش حسابرسی پرداخته می شود. در نهایت این نتیجه استنباط شد که علی رغم انطباق زیاد استانداردهای گزارشگری مالی با استانداردهای بین المللی، هنوز موارد زیادی وجود دارد که سبب کاهش کیفیت گزارش های مالی و حسابرسی می گردد
این مقاله به دنبال مقایسه الگوی بخش عمومی در الگوهای اقتصادی قانون اساسی ج .ا. ایران و دولتهای رفاه برآمده است. این دو مقایسه بر اساس اصول و اهداف دو الگو، و قواعد اقتصادی حاکم بر اقتصاد بخش عمومی صورت پذیرفت. ملاحظه گردید که نقش دولت در هر دو الگو مطابق با ادبیات اقتصادیمتعارف بخش عمومی تا حد مناسبی قابل انطباق می باشد. اما در بررسی ادبیات مکتبی و ظرفیت نهادی دولت در دو الگو، ترجیحات نهادی قانون اساسی ج. ا. ایران بر دولت رفاه نمایان گردید. مشکلات ساختاری دولت و ناکارآمدی دولتهای رفاه، خصوصاً عدم تکافوی نظام هنجارهای اقتصادی (مکتب) آن در حوزه عمل که به دور شدن از اهداف عدالتخواهانه و عدم توازن در اقتصاد دامن زده است، منشأ اصلی این تفاوت است. این در حالی است که چارچوب هنجاری دولت در نظام اقتصادی قانون اساسی کشور قابلیت جبران کاستی های موجود را فراهم نموده است. در همین ارتباط توصیه گردید دولت با بهره گیری از ظرفیت موجود مبنایی الگوی اقتصادی قانون اساسی در بخش غیردولتی، زمینه های مشارکت عموم در راستای تحقق اهداف موضوعه اقتصاد را تقویت نماید. به عنوان یک راهکار، دولت می تواندضمن مراقبت از دائمی نشدن مداخلات غیر ضرور خود در اقتصاد از طریق تمرکز بر بهبود و توسعه فرهنگ اقتصادی، به کارآمدی نظام اقتصادی در تحقق هدف عدالت اقتصادی و تصحیح حرکت انتقالی اموال کمک نماید.
اهمیت تجهیزات و وسایل در نیروهای نظامی و همچنین ویژگی های خاص آن ها و این که خیلی از این تجهیزات به آسانی قابل تهیه نبوده و هزینه تهیه آنها بسیار بالا است، توجه به نگهداری و تعمیرات را در نزاجا بیش از پیش کرده است.
با توجه به ضایعات و هزینه های ناشی از استفاده نکردن از روش های مناسب و علمی نگهداری و تعمیرات، ضمن بررسی انواع روش های نگهداری و تعمیر، به شناسایی مواردی که اثربخشی تجهیزات یگان های نزاجا را افزایش می دهد و این که هر کدام چه تأثیری بر افزایش اثربخشی تجهیزات دارند، پرداخته ایم.
برای این کار، ابتدا شاخص ها و معیارهای اثربخشی تجهیزات را از منابع معتبر علمی، مصاحبه با صاحب نظران و خبرگان این حوزه استخراج و پرسش نامه ای را در چهار بخش تهیه نمودیم. پس از ارزیابی و تأیید روایی و پایایی پرسش نامه، آن را در میان جامعه آماری توزیع و سپس جمع آوری و به بررسی و تجریه و تحلیل آن با نرم افزار SPSS18 پرداختیم. در ادامه نقش نگهداری و تعمیرات پیش گیرانه، پیش گویانه و نگهداری و تعمیرات بهرور جامع را در افزایش اثربخشی تجهیزات یگان های نزاجا سنجیدیم. در پایان با استفاده از منابع، نظر خبرگان و تجزیه و تحلیل داده ها، پیشنهادهایی به منظور افزایش اثربخشی تجهیزات نزاجا ارائه نمودیم.
هدف از این پژوهش بررسی فرهنگ شهروندی ساکنان بافت حاشیه ای شهر اصفهان است. روش تحقیق در این پژوهش کمی و از نوع پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان بافت حاشیه شهر اصفهان بوده و نمونه آماری این تحقیق ۴۰۰ نفرند که به روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شده اند. چارچوب مفهومی این پژوهش را نظریه های اجتماعی شهروندی و حاشیه نشینی شکل داده است. همچنین در این پژوهش ارتباط متغیرهای مستقل مشارکت اجتماعی،آموزش، مسؤولیت پذیری، هویت اجتماعی و متغیرهای زمینه ای (جنس، وضعیت تاهل، شغل،تحصیلات، مدت اقامت، علت مهاجرت) با متغیر وابسته فرهنگ شهروندی ساکنان حاشیه مورد آزمون قرار گرفتند که نتایج به دست آمده از آزمون متغیرهای زمینه ای به غیر از(جنس،وضعیت تاهل،مدت اقامت،تحصیلات) نشان می دهدکه بین متغیر علت مهاجرت و نوع شغل با فرهنگ شهروندی ساکنان بافت حاشیه رابطه وجود دارد.همچنین نتایج به دست آمده از آزمون متغیرهای مستقل با متغیر وابسته با توجه به مقادیر P جدول و نسبت های بحرانی نشان از معنادار بودن ارتباط متغیرهای مستقل با متغیر وابسته پژوهش بود. نتایج به دست آمده از مدل سازی معادله ساختاری پژوهش نشان می دهد که متغیر مشارکت اجتماعی با ضریب تاثیر ۹۹ درصد بیشترین تاثیر را بر فرهنگ شهروندی افراد بافت حاشیه اصفهان دارا ست.
این مقاله به بررسی و تحلیل دیدگاه اسلامی (با تأکید بر قرآن و نهج البلاغه) و اگزیستانسیالیسم (با تأکید بر آرای هایدگر)، در زمینه مرگ آگاهی و پیامدهای مختلف آن بر سبک زندگی با هدف شناخت دقیق وجوه تشابه و تفاوت دو نظریه می پردازد. پژوهش از نوع تحلیلی تطبیقی و از نوع تحلیل محتوای کیفی است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیلی تطبیقی و از نوع قیاس نظری است. در دیدگاه اسلامی، مرگ آگاهی پیامدهای گوناگونی بر سبک زندگی انسان همچون بهره گیری صحیح و متعادل از امکانات دنیا، آمادگی برای زندگی جاودانه و اخروی، هدفمندی زندگی، رشد اخلاقی و معنوی و دستیابی به کمال و سربلندی در دنیا و آخرت دارد. در مقابل، استفاده مناسب از امکانات، اتتخاب آزادانه، تابع صرف دیگران نبودن، هویت بخشی به خویشتن و سرگرم مشغولیات روزمره نشدن بدون توجه به زندگی جاودانه و اخروی نیز پیامدهایی است که از آرای هایدگر منتج می شود. هر چند در نگاه نخست بین پیامدهای هر دو دیدگاه، مشابهتهایی ظاهری دیده می شود، این تشابهات، صرفا لفظی و ظاهری است. در اندیشه هایدگر مرگ اندیشی موجب رهایی از غفلت و دوری از امور بی اهمیت است، اما بی پاسخ گذاشتن مخاطب در رابطه با فرجام حیات زندگانی و حلقه مفقود بین زندگی دنیوی با زندگی اخروی، عدم اعتقاد به جاودانگی و روز رستاخیز به عنوان اساس و بنیاد معنی داری زندگی، خلأ انگیزه در سطح وسیع و همگانی برای رفتار انسانی، نبود معیار واضح و هدفمندی به نوعی یاس و پوچ گرایی در فلسفه هایدگر، و سبک زندگی در پرتوی چنین فلسفه ای است
در این مقاله قیمت بلیط موزه ها به عنوان رکنی حساس و بحث برانگیز در بازاریابی موزه، مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که بینش بازدیدکنندگان و کشش قیمتی تقاضا از عوامل تأثیرگذار در تعیین قیمت بلیط است، این موضوع نیز مورد بررسی واقع شده است و با تطبیق نتایج به دست آمده از تحقیقات کارلین، گوردین و مارتین با شرایط کشورهای در حال توسعه بیان شده است که بهترین راهکار در تعیین قیمت بلیط موزه ها در این کشورها، دو نرخی بودن آنها برای بازدیدکنندگان داخلی و خارجی می باشد. همچنین با توجه به فاکتورهای بیان شده در این مقاله بازدیدکنندگان موزه ها و بالاخص بازدیدکنندگان خارجی دارای کشش قیمتی تقاضای پایینی می باشند که این دو عامل باعث شده است تا مدیران موزه ها در کشورهای در حال توسعه با اطمینان بیشتری برای عدم مواجه با کاهش شمار بازدیدکنندگان و همچنین فراهم شدن رضایت آنها، روش دو نرخی برای بلیط موزه ها را اتخاذ کنند.