ملاصدرا چگونگی «حمل» در عالم واقع را بر اساس نظریه شمول و انبساط وجودی توضیح می دهد. مطابق با این نظریه، وجود منبسط واحدْ جهت اتحاد، و مراتب این وجودْ جهت تغایر موضوع و محمول را فراهم می کنند و میان موضوع و محمول نوعی رابطه علیت برقرار است. اما از آن جا که این نظریه در ساختار فلسفی علامه طباطبایی پذیرفته نیست، چگونگی «حمل» نزد ایشان بر مبنای نظریه حدود و قیود وجودی تبیین می شود. بر این اساس، این مقاله از یک سو در تلاش است تا به این مسئله پاسخ گوید که دیدگاه علامه طباطبایی درباره واقعیت «حمل» چه تفاوتی با دیدگاه ملاصدرا دارد؛ و از سوی دیگر سعی دارد که با بررسی مبانی وجود شناسی ملاصدرا و علامه طباطبایی منشأ اختلاف این دو دیدگاه را واکاوی کند.
از اوایل قرن بیستم جریان های فکری اسلامی با عنوان نهضت های بیداری اسلامی در جهان اسلام شکل گرفتند و هدف آنها مقابله با استعمار کشورهای اسلامی توسط غرب و بازگشت مسلمانان به احکام و قوانین اسلامی بود که به فراموشی سپرده شده بودند. هدف کلی این جریانات، بازتولید و زنده کردن اسلام سیاسی در قرن بیستم بود. روند بیداری اسلامی و اسلام گرایی تاکنون سبب شکل گیری الگوهای مختلف اسلام گرایی در نقاط مختلف جهان اسلام شده است. در این مقاله سعی داریم تا به تبیین ژئوپلیتیکی این الگو ها از دیدگاه برساخت گرایی بپردازیم. بنابراین در پی پاسخگویی به این سؤال اساسی هستیم که از دیدگاه برساخت گرایی کدام یک از الگوهای اسلام گرایی دارای اصول و چارچوب ژئوپلیتیکی سازگار تر با اسلام معیار در جهت بازسازی هویت و منافع جهان اسلام است؟ شیوه پژوهش نیز توصیفی ـ تحلیلی است.
هدف: نوشته حاضر سعی دارد تا تبیین کند که خواندن عملی دیالکتیکی است. برای این کار، ضمن اشاره به مفهوم دیالکتیک در دوره باستان و با نگرشی به مفاهیم انسان، جهان، علم، زبان، و فهم، به بحث در مورد شأن دیالکتیکی خواندن پرداخته شده است. روش: در نوشته حاضر، رهیافت تحلیل مفهومی بهکار گرفته شده است. این رهیافت که بیشتر در نوشته های تحلیلی و نظری کاربرد دارد، با تحلیل و بررسی آراء و نظرات درباره یک موضوع خاص، نقطه نظر و تفکر خاصی را بهعنوان نقطه عزیمت تحلیل انتخاب میکند و از آن رهگذر، به واکاوی مفهوم و بحث در آن موضوع میپردازد. همچنین برای تبیین مفهوم دیالکتیکی خواندن، از پدیدارشناسی هایدگر و فهم دیالکتیکی گادامر بهعنوان نقطه عزیمت بهره گرفته شده است. یافتهها: از مقایسه عمل خواندن در دوره پیشامدرن و دوره مدرن، چنین برمیآید که خواندن در دنیای امروز امری دوگانه انگار (مبتنی بر تقابل سوژه/ابژه)، تصویرگرا و تکگو است. این در حالی است که نوشته در دوران باستان و قرون وسطی چنین شأنی نداشته و بیشتر به آن بهعنوان سخن مولف غایب نگریسته میشد که در غیاب وی باید با گفتههای وی به همسخنی پرداخت و کتاب را هضم نمود. رویکرد تکگویانه نسبت به متن که ارمغان دنیای جدید است، مانع هر گونه فهم و ارتباط صحیح انسان با جهان متن شده است. فهم بهعنوان پیششرط عمل خواندن، واقعهای خارج از اختیار انسان و کنترل روششناسانه است. واقعه خواندن تاریخمند است که ریشه در سنت دارد و از همسخنی و گفتوگوی انسان با متن و امتزاج افق متن و خواننده حاصل میشود. اصالت/ارزش: بداعت نوشته حاضر در گستردن افق معنایی دیگری در مورد عمل خواندن، در شرایطی است که پارادایم روانشناختی، حاکم بر محیط خواندن و عمل خواندن است. امروزه نوشته های بسیاری با عنوان تکنیکهای مطالعه، سنجش مطالعه، روشهای مطالعه و یادگیری، و ... در گوشه و کنار مشاهده میکنیم که کتاب را شیئی تحت انقیاد و کنترل ذهن انسان تلقی میکند و این پیشفرض را میپروراند که با کنترل عمل خواندن به کمک روشی که توصیه می کند، میتوان به فهم دست یافت. در نوشته حاضر استدلال می شود که فهم اساساً با گشودگی، همسخنی و گفتوگو با متن حاصل میشود نه با تفوق و سیادت روششناسانه بر آن.
پژوهش حاضر به مقایسه تأثیر یادگیری آشکار، قیاسی و اکتشافی بر اکتساب، یادداری و انتقال مهارت تاپ اسپین تنیس روی میز می پردازد. 36 دانش آموز دبیرستانی به طور تصادفی در سه گروه آزمایشی یادگیری آشکار، قیاسی و اکتشافی قرار گرفتند. پس از اجرای 300 کوشش تکلیف مهارت تاپ اسپین در مرحله اکتساب، مرحله آزمون به ترتیب شامل آزمون یادداری1، انتقال تحت تکلیف ثانویه شناختی و یادداری2 اجرا شد. پس از پایان مرحله آزمون، شرکت کنندگان پروتکل راهبردی اخباری را پر کردند. تحلیل داده-های مرحله ی اکتساب و آزمون (یادداری فوری1، انتقال1، یادداری فوری2) با روش تحلیل واریانس مختلط (3×3) صورت گرفت. برای مقایسه عملکرد هرگروه در دو مرحله آزمون، از آزمون t وابسته و نیز مقایسه بین گروه ها در مراحل آزمون از آزمون تحلیل واریانس یک سویه استفاده شد. نتایج تفاوت معنی داری بین گروه ها در پیش آزمون، سه جلسه اکتساب، آزمون یادداری فوری 1و2 و اجرای تکلیف ثانویه شناختی نشان نداد. در آزمون انتقال تحت تکلیف ثانویه، گروه یادگیری قیاسی عملکرد بهتری نسبت به گروه آشکار نشان دادند (001/0=P).، همچنین بر خلاف دو گروه دیگر، گروه آشکار در آزمون انتقال نسبت به آزمون یادداری فوری1 افت عملکرد داشت (007/0=P). شمار قواعد کلامی گزارش شده در پروتکل کلامی-راهبردی در گروه قیاسی کمتر از دو گروه دیگر بود (009/0=P) درحالی که بین دو گروه آشکار و اکتشافی تفاوت معنی داری وجود نداشت. نتایج حاکی از اثربخشی قیاس دامنه کوه جهت فراخوانی پردازش پنهان و بهره مندی از مزایای یادگیری پنهان مانند مقاومت در برابر افت عملکرد تحت فشار تکلیف ثانویه است.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت مقاله های منتشرشده در زمینه رفتار اطلاعیابی در نشریات فارسی طی سال های 1375 تا 1388 است. روش: این پژوهش با روش کتابسنجی و با ابزار سیاهه وارسی انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد از 81 مقاله بازیابی شده 6/92 درصد تالیف و 40/7 درصد ترجمه است. سهم مردان 4/58 درصد است و64/66 درصد از مقاله ها دارای یک پدید آورنده می باشند. 37/70 درصد از مقاله ها پژوهشی است که 96/85 درصد آنها به روش پیمایش توصیفی انجام شده است و ابزار گردآوری اطلاعات 49/96 درصد از پرسشنامه میباشد. 35/40 درصد از پژوهش ها به بررسی رفتار اطلاعیابی اعضای هیئت علمی پرداخته اند. در این بین فصلنامه کتاب، نشریه مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران دارای درجه علمی _ ترویجی، با انتشار 23 مقاله در زمینه رفتار اطلاعیابی بیشترین مقاله های مورد بررسی را منتشر کرده است.