دیدگاه پیروان راجع به ابعاد نوعی نقش خود که همان نظریه های ضمنی پیروی پیروان محسوب و تحت عنوان «پروتوتایپ ها و آنتی پروتوتایپ های نقش پیروی»خوانده می شود، از جمله عواملی است که بامبادله رهبر- پیرو رابطه دارد. اما با توجه به این که نظریه های ضمنی پیروی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، رابطه آنها با مبادله رهبر- پیرو نیز ناشناخته مانده است. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر مبادله رهبر-پیروبرابعاد پروتوتایپی و آنتی پروتوتایپی نقش پیروی است. برای این منظور، اثر مبادله رهبر-پیرو بر هفده مقوله پروتوتایپی در قالب پنج مولفه و یک مولفه آنتی پروتوتایپی، از طریق پرسشنامه های محقق ساخته و استاندارد، در میان 166 تن از کارکنان سازمان های بزرگ شهر مشهد مورد بررسی، و داده های بدست آمده به روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که مبادله رهبر-پیرو بر ابعاد پروتوتایپی نقش پیروی اثرگذار است، اما اثرگذاری این متغیربر آنتی پروتوتایپ پیروی که با عنوان «نابهنجاری نقش پیروی» خوانده می شود، به تایید نرسید.
هدف اصلی پژوهش حاضر کشف میزان تأثیر ورود اصطلاحات بر ساختار اصطلاحنامه اریک است. روش این پژوهش تحلیل محتوا و جامعه آماری تحقیق 205 اصطلاح جدید وارد شده در ویرایش چهاردهم اصطلاحنامه اریک ورود اصطلاحات منجر به حذف روابط، تغییر روابط و افزودن پیوند میان اصطلاحات قدیم میشود، اما نسبت این گونه تغییرات بسیار اندک بوده و عمده ترین تأثیر ورود اصطلاحات در اضافه شدن حجم وسیعی از روابط در هر سه ساختار اصطلاحنامه، بویژه در ساختار هم ارز است. در این میان، علیرغم حجم زیاد روابط همبسته، کمترین تأثیر در این نوع از روابط دیده میشود؛ در مقابل، در عین کمتر بودن تعداد روابط سلسله مراتبی، این ساختار بیش از ساختار همبسته تحت تأثیر قرار گرفته است. بنابراین، میتوان چنین دریافت که براساس نتابج این تحقیق، صرف بیشتر یا کمتر بودن فراوانی روابط دلیلی بر تأثیرپذیری بیشتر یا کمتر آنها از ورود اصطلاحات جدید نیست
در این مقاله ابتدا انواع بسامد شامل بسامد مورد (token frequency) و بسامد نوع (type frequency) در مطالعات زبانی معرفی می شود. سپس با تحلیل و واکاوی تعدادی از ساختهای زبانی، به بررسی تغییراتی که به موجب هر کدام از انواع بسامد در ساختهای نحوی و زبانی به وجود می آید می پردازیم و بر اساس این تغییرات، اثرات بسامد مورد را به دو نوع اثر فروکاهنده (reduction effect) و اثر حفظ کننده (conserving effect) تقسیم و اثرات بسامد نوع را در زایایی نحوی (syntactic productivity) بررسی می کنیم. اثرات بسامد مورد در نحو و تعامل آن با اثر بسامد نوع در طول زمان این امکان را به ما می دهد تا بسیاری از شرایط زبانی را که به نظر دلبخواهی می نماید تبیین نماییم.
در میان آثار میخاییل بولگاکف‘ داستان قلب سگی‘ از اهمیت خاصی برخوردار است. داستان در سال 1925 نوشته شد‘ ولی به دلیل نظریات ‹‹ضد انقلابی›› آن‘ تا سال 1987 در روسیه به چاپ نرسید. این مقاله ابتدا به موضوعات بررسی شده در آثار بولگاکف‘ نوسنده کلاسیک قرن نوزده می پردازد و سپس به دیدگاه های نویسنده درباره بحران شدید اقتصادی‘ سیاسی و وضعیت اجتماعی حاکم بر شوروی در دوران بعد از انقلاب اکتبر 1917 به ویژه در سال های 20 و 30 اشاره می کند. شخصیت پروفسور پری آبراژنسکی و شخصیت جدید فانتزی داستان‘ یعنی شاریکوف‘ ثمره انقلاب اکتبر 1917 نشان از خلاقیت خارق العاده بولگاکف دارد. با بررسی رفتار شاریکوف‘ این انسان آزمایشگاهی‘ که خود را ‹‹عنصر کار›› معرفی می کند‘ و با تاثیرپذیری اش از شوندر‘ نماینده انقلاب اکتبر و ‹‹مدافع منافع انقلاب››‘ می بینیم که چگونه عرصه بر دیگران تنگ شده‘ تا آن جا که حتی دیگر قادر به ادامه زندگی عادی خود نیستند. از موضوعات مهم دیگر بررسی شده در مقاله‘ بیان نقطه نظرات بولگاکف درباره دیوان سالاری حاکم بر جامعه شوروی‘ بعد از انقلاب اکتبر است. این نکته با مقایسه برخورد متفاوت دو قهرمان انقلابی (شوندر) و ضد انقلابی (پروفسور پری آبراژنسکی)‘ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تاثیر استفاده از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی بر میزان ارتباط با جنس مخالف انجام گرفته است. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شده و اطلاعات آن از طریق پرسشنامه جمع آوری گردیده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه جوانان (30-18 سال) شهرشیراز می باشد که با استفاده از جدول لین و خطای 5 درصد 395 نفر برآورد گردیده و در نهایت نمونه مورد نظر، با روش مطبق خوشه ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از این پژوهش، حاکی از آن است که میزان ارتباط با جنس مخالف با جنس، سن ، استفاده از تلفن همراه و ماهواره رابطه معناداری دارد و با تحصیلات و استفاده از اینترنت رابطه معناداری ندارد..در این مطالعه از روش های الفای کرونباخ ، مقایسه میانگین ها، رگرسیون ، تحلیل مسیر استفاده شده است نتایج رگرسیون نشان داد که استفاده از موبایل و سپس استفاده از ماهواره بیشترین تاثیر را بر دوستی دختر و پسر داشته است
دنیای مدرن ما هرچه می گوید یا انجام می دهد، اساساً بر پایه ایده فضای به طور همگن گسترش یافته است. این جهان از جایی که ما قرار داریم به سوی بی نهایت بسط می یابد. این گسترش در مقیاسی بسیار وسیع انجام گرفته است به طوری که سالها طول می کشد تا نور ستاره ای تازه متولد شده به ما برسد. امروز این آگاهی نسبت به وجود جهانی با عظمت که زمین ما که [در نظر ما] بسیار بزرگ است در آن تنها یک کره کوچک مینیاتوری به شمار می آید، احساس روزمره ما را نسبت به فضا از جهات مختلف متاثر ساخته است. با اینکه این تصور از فضا قدیمی نیست و نتیجه کشفیات متعددی است که تنها با وجود تجهیزات مدرن امکان پذیر شده اند اما برای ما امروز این اندیشه آنقدر بدیهی به نظر می رسد که غیر ممکن است تصور کنیم که زمانی غیر از این بوده است.کتاب اُ. اف. بالنو «انسان و فضا» این دیدگاه جدید را به وسیله روبرو کردن مفاهیم ریاضی فضا با ابعاد انسان شناختی فضا شکل می دهد. اگر این نظریه انسان شناختی در مورد فضا در مقیاس وسیع به کار برده می شد، یعنی در [مطالعات] پیش از تاریخ، تاریخ و نژاد شناسی و یا به طور کلی در علوم انسانی، آنگاه «علوم عقلی» (بشری) که در طول قرنها در گستره جهانی جمع آوری شده اند باید بازبینی می شدند.در یک روش شناسی علمی، مساله قطعی اینست که اگر در نظر بالنو، فضا در مفهوم اولیه اش دیگر نمی تواند به عنوان یک بیکرانه تهی تصور شود، ولی به عنوان یک جایگاه انسانی و اکولوژیکی [می تواند] چیزی که امروزه به صورت فضای همگن در فیزیک می شناسیم تلقی گردد. آنگاه فضا اساساً چندگانه و از نظر کیفی محدود به محیط بشری، می شود. اکنون از دیدگاه انسان شناختی ساختار آن می تواند به طور کلی و استنتاجی به شکلی کاملاً مرتبط با تجارب و رفتارهای بشری، بررسی گردد. اصطلاحات و روابط متافیزیکی بنیادین و فراگیر عملاً وارد حوزه بشر، فرهنگ سنتی ملموس او می شوند. بدین ترتیب بالنو نه تنها به طور فردی بلکه به طور علمی یک دگرگونی ایجاد می کند. در دیدگاه توماس کانوس [Kuhnos]، او یک الگوی تازه معرفی می کند که در هر حال خود را تنها در این یا آن شاخه این یا آن انتظام بازنمایی نخواهد کرد. بلکه فراتر از آن، در این حالت از نظریه بالنو درباره مفهوم انسان شناختی فضا، ما با یک الگو مواجهیم که «درخت آگاهی» علوم مدرن ما را سراسر دیگرگون خواهد ساخت.