زیباشناسی دائویی مبتنی بر نیروی خلاقانه دائو است که منشأیی پیشاوجودشناختی دارد. زمینه خاستگاهی خلاقیت که از دائو ناشی می شود، شالوده هنر را در تفکر دائویی تشکیل می دهد. معنابخشی در هنر و زبان در اندیشه دائویی با ادراک دائو و یگانگی با آن میسر است. هیدگر در آثار متأخرش در تحلیل خویش از زبان، تفکر و شعر، مسائل زیباشناختی ویژه ای را مورد توجه قرار می دهد و بر درونی بودن تعلق تفکر و شاعری به یکدیگر تأکید می کند. به علاوه، هیدگر دائو را تفکری شاعرانه می شناسد و بر آن است که وقتی تفکر شاعرانه رخ می نماید، وجود و اندیشه یکی و همان می شوند. در اندیشه دائویی، این همانی تفکر و شعر، عدم تمایزی زیباشناختی است که در ادبیات دائوییسم، هوان چِن (Huan Chen) خوانده می شود. تا زمانی که شاعر خود را با حقیقت عینی چیزها کاملاً یکی نداند، خودآگاهی شاعرانه تحقق نمی یابد و این همانا تفکر شاعرانه با تجربه مقدم بر وجودشناسی است که هیدگر بدان دست یافته بود. این مقاله در پی پاسخ گویی به این پرسش است که حس استحسانی در اندیشه هیدگر چگونه و تا چه حدی با زیباشناسی دائویی قرابت دارد. به عبارت دیگر، با توجه به نمونه های آثار دائویی و اندیشه های هیدگر می توان مفاهیمی مانند یگانگی، توازن و انکشاف را از منظر زیباشناسی در این دو تفکر بررسی کرد. چه بسا واکاوی این پرسش بتواند به فهم نگرش زیباشناختی هیدگر در آثار متأخرش کمک کند.
امروزه مسئولیت مدنی برای اشخاص حقیقی و حقوقی حقوق خصوصی پذیرفته شده است ولی مسئولیت مدنی ناشی از اعمال دولت به مفهوم عام ، از مباحث تازه در حقوق عمومی به شمار می رود. ﺑﻨﯿﺎدی ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع در زﻣﯿﻨﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﺪﻧﯽ دولت ، ﻣﺒﻨﺎی ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﺪﻧﯽ دولت اﺳﺖ و این مبنا خود ناشی از نظریات و اندیشه های فلسفی و نیز میزان تکامل و پیشرفت فرهنگ وتمدن حاکم بر یک نظام سیاسی و حقوقی است. از حیث مبانی نظری، بسیاری از نظریات و اندیشه های فلسفی، با تقبل اصل مسئولیت مدنی دولت ، مخالف بوده ویا موضع روشنی ندارند. در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت مدنی دولت به عنوان یک تئوری مطرح نشده است و قاعده کلی لزوم جبران خسارات وجود ندارد. علیهذا بایستیﺳﺎﺧﺘﺎر ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺣﻘﻮق ﮐﺸﻮر ﺑﺼﻮرت ﺷﻔﺎف، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﺪﻧﯽ دولت را روشن کند تا ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ اتکا به آن قوانین ،ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺧﻮﯾﺶ را اﺳﺘﯿﻔﺎ نمایند.
ترسیم ساختار تعاملات مدیریتی حاکمان از رهگذر تعمق در مهم ترین مؤلفه های مطرح در نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر، به وضوح بیانگر ژرفای معرفتی مکتب علوی است. انتخاب الگوی کارآمد مدیریتی و تنظیم سیاست عدالت گستر داخلی و خارجی، ضرورت ساماندهی نوشتار حاضر را مضاعف کرده اند، لذا در این پژوهش با روش تحلیل محتوا و به صورت کیفی و توصیفی، مفاهیم این عهدنامه واکاوی شده است. بهره گیری از این روش، نگاه جامعی به شاخصه های تعاملی حاکمان، ضابطه های گزینش کارکنان و راهبردهای نیل بدین اهداف کلان را نتیجه می دهد. یافته ها حاکی از آن است که متن نامه بر سیاست داخلی تمرکز دارد و بر مؤلفه هایی همچون عدالت ورزی، اصلاحات فرهنگی، ساماندهی اقتصادی و گزینش هدف دار کارکنان دولتی تأکید شده است. توصیه های حضرت امیر(ع) در عرصه سیاست خارجی با محوریت نکوهش پیمان شکنی نیز افق های نوینی در تحلیل متن نامه می گشاید. گونه های مواجهه حکومتی در قالب تعاملی، تنبیهی، تربیتی، سنجشی و تشویقی بسامد قابل توجهی دارد و مدلی روزآمد در تمامی عرصه های مدیریتی ارائه می نماید. توصیه حضرت امیر(ع) به مدارا، بخشش، مهرورزی، عدم تبعیض در تعامل با مردم، تنبیه احتکارکنندگان و کارگزاران خیانت کار، همچنین دلگرم سازی فعالان شایسته، در این شبکه مضمونی برجسته شده است.
کشاورزی یکی از ارکان اساسی اقتصادی ایران است. توسعه ی کشاورزی، بدون توان مندسازی و مدیریت منابع انسانی در این بخش امکان پذیر نیست. یکی از مشکلات بخش کشاورزی در سال های اخیر، مواجهه با پدیده ی پیرگرایی و بالا رفتن متوسط سن کشاورزان است. بنابراین یک چالش اساسی برنامه ریزان کشاورزی، یافتن راه کارهایی برای جذب، آموزش و ورود نیروهای جوان به این بخش است. از آن جا که زنان سال های متمادی نقش های مهمی در بخش کشاورزی ایفا نموده و می نمایند، نمی توان جای گاه آن ها را نادیده انگاشت. یک بخش کشاورزی پویا، باید بتواند از ظرفیت های نیروی انسانی جوان دختر و پسر به طور هم زمان استفاده کند. با توجه به کم علاقه گی جوانان برای پذیرش شغل کشاورزی، این تحقیق با عنوان بررسی عوامل مؤثر بر انگیزش دختران روستایی کرمانشاه برای مشارکت در فعالیت های کشاورزی انجام شده است. بدین منظور، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ئی تصادفی، 187 نفر دختر روستایی از 6 بخش و 11 روستای شهرستان انتخاب و با آن ها مصاحبه شد. این بررسی نشان داد که انگیزش دختران روستایی برای مشارکت در فعالیت های کشاورزی در حد متوسط است. بر اساس تحلیل رگرسیون، 21 درصد از تغییرات متغیر وابسته، یعنی انگیزش، توسط 5 متغیر تبیین می شود که مهم ترین آن ها میزان مشارکت در امور کشاورزی است. سطح تحصیلات مادران بر انگیزش دختران تأثیر منفی دارد. کلید واژه: دختران روستایی؛ انگیزش؛ کشاورزی؛ مشارکت؛ جوانان.
شناخت خداوند یا همان مبدأ هستی همواره یکی از دغدغه های اصلی بشر بوده است. از این رو بخش عمده ای از آموزه های ادیان آسمانی نیز در پاسخ به این دغدغه، به توصیف او اختصاص یافته است. اما از آن جهت که شناخت ذات او به دلایل عقلی و نقلی امکان پذیر نیست، حکمای الاهی و متکلمان و آموزه های وحیانی شناخت خداوند را در قلمرو صفات دانسته و صفات الاهی را به صفات معرِّف ذات و صفات مفسر فعل الاهی تقسیم نموده اند. همان طور که صفات معرّف ذات و برگرفته از ذات کامل الاهی دارای ویژگی هایی است، صفات فعلی نیز که برگرفته از افعال الاهی است، دارای ویژگی ها و معنای خاصی است.
دراین مقاله، برآنیم تا به لحاظ نظام معنایی، تفسیری هماهنگ و معنادار از صفات فعل ارائه داده، ویژگی های خاص صفات فعلی را از دیدگاه متکلمان و حکماء مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
سرقت از دیرینه ترین جرایم علیه اموال و مالکیت است که همواره جوامع بشری از گذشته دور تاکنون با آن مواجه بودند و در همه زمان ها به شدت با آن مقابله شده است و مرتکبان آن با انواع مجازات های سنگین مواجه می شدند .با این حال، در زمینه سرقت از خویشاوندان در بسیاری از نظام های حقوقی برخورد ارفاقی صورت می گیرد. در فقه جزایی اسلام نیز این ارفاق در خصوص والدینی که از فرزند خویش سرقت کنند، با تفاوت هایی به چشم می خورد . فقهای امامیه این ارفاق را شامل پدر می دانند، ولی درمورد مادر مانند سایر افراد هیچ گونه ارفاقی را قائل نیستند. با این حال، بررسی موجود در این نوشتار نشان می دهد که اولاً؛ جواز برداشت اموال فرزند توسط پدر به صورت مطلق نیست واین جواز مشروط به شرایط و وجود حالاتی است و ثانیاً؛ بر اساس ادله موجود مادر نیز در صورتی که از اموال فرزندش سرقت کند، همانند پدر از اجرای حکم حد سرقت و قطع دست معاف است.
ادبیات، هنر آرایش و پیرایش کلام است به نحوی که صورت آن زیباتر و پیام آن تأثیرگذارتر گردد. برجسته سازی ادبی یا فراهنجاری در اثر دگرگون سازی زبان معیار (انحراف از نُرم) صورت می پذیرد. فراهنجاری ممکن است در صورت های زبانی (آوایی، معنایی، واژگانی، نحوی، گویشی و...) اتفاق بیفتد.
در اسلام دعا به عنوان یکی از نخستین چارچوب هایی در نظر گرفته می شود که در آن روح می تواند مطابق با خواست الهی شکل بگیرد. دعای معصومان(ع) تصویر کاملاً جدیدی از روح زنده و پویای اسلام را نشان می دهد؛ زیرا این دعاها دسترسی مستقیم به انواع رفتارها و ویژگی های بشری را ـ که نیاز شکوفایی کامل آرمان اسلامی هستندـ فراهم می کند. صحیفهٔ سجادیه، ارزشمندترین و گران قدرترین ادب دعایی به شمار است که اندیشه ها و افکارش، روح پاک انسانی را به نمایش گذاشته و هدایت جامعه بشری را مطمح نظر قرار داده است.
از آنجا که جلب توجه ذهن مخاطب به موضوع برای درک بهتر آن و وارد ساختن او در فضای متن جهت تأمل بیشتر، یکی از ویژگی های فنی متن است، آن حضرت با زبان دعا و با تکیه بر اصل هم نشینی معنایی و ساختار کلام، دست به آفرینش نثری زده اند که از سطح نثر ادبیات زمان خویش فراتر رفته و با زبانی فرا هنجار نمود یافته است. فرا هنجاری در صحیفهٔ سجادیه از سطوح متفاوتی از جمله «آوایی، واژگانی، نحوی و معنایی» قابل بررسی است. این جستار به بررسی زبان فرا هنجار با تکیه بر متن صحیفهٔ سجادیه، بر اساس روش تحلیلی توصیفی پرداخته است.
تفکیک «جنس» و «جنسیت» از مبنایی ترین انگاره های فمینیستی تلقی شده است. فمینیست ها بر این اساس، ادعای برساخت بودن بسیاری از ویژگی های زنانه را که طبیعی تلقی می شدند، مطرح نموده و نظریه های انتقادی و هنجارین خود را در راستای رفع فروتری زنان، پایه گذاری می کنند. بر این اساس، برخی برنامه ریزان حوزه مطالعات زنان ایران، در مورد اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی ره ادعا می کنند که؛ چون جنسیت مسئله مدنظر این شخصیت ها نبوده، نمی توان اندیشه های ایشان را به عنوان رقیبی برای نظریه های فمینیستی یا چارچوبی منسجم برای فهم، تبیین یا اصلاح وضعیت زنان تلقی نمود. بررسی این ادعا مسئله اصلی پژوهش است. نتایج این پژوهش که با روش تحلیل محتوای کیفی آثار علامه خصوصا (المیزان) انجام گرفت نشان می دهد: علامه درصدد ارائه مباحثی منسجم در دفاع از وضعیت زن در اندیشه اسلامی و نقد آن در جوامع اسلامی و مدرن بوده، این مباحث را ناظر به مهم ترین انگاره های فمینیستی طرح و در چارچوبی علمی هدایت نموده است؛ از این رو توجه به تفکیک بین جنس و جنسیت یکی از ویژگی های صورت بندی مسائل زنان در اندیشه علامه است. با این وجود، چون ایده پردازی های ایشان ناظر به مباحث اقناعی و انتقادی نسبت به آموزه های اسلامی و فمینیستی است، نمی توان دیدگاه ایشان را به عنوان نظریه علمی با ویژگی های نظریه تجربی قلمداد نمود.
اخلاق کار در مباحث مربوط به مدیریت سازمانها از اهمیت زیادی برخوردار است. همواره اعتقادات مذهبی تأثیر به سزایی بر اخلاق کار داشته است و شاید بتوان اخلاق کار از دید اسلام را به عنوان یکی از کاملترین انواع آن دانست. این پژوهش بر آن است تا با تعیین تأثیر اخلاق اسلامی کار بر تنش شغلی و رضایت شغلی به ادبیات این زمینه بیفزاید. جامعه آماری این پژوهش را کارکنان دانشگاه صنعتی اصفهان تشکیل می دهند که از میان آنها 230 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه بسته با 35 سؤال استفاده شد که در نهایت تجزیه و تحلیل داده ها روی 198 پرسشنامه مقبول انجام گرفت. الگوی مفهومی پژوهش، که با بهره از ادبیات پژوهش تدوین شده بود با استفاده از روش الگو سازی معادلات ساختاری با رویکرد کمترین مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS نسخه 0/2 بررسی گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد اخلاق اسلامی کار به صورت مثبت و معنادار بر رضایت شغلی کارکنان و به صورت منفی و معنادار بر تنش شغلی آنها تأثیر دارد. هم چنین نقش تنش شغلی به عنوان متغیر میانجی در رابطه اخلاق اسلامی کار و رضایت شغلی نیز بررسی شد.
مرجعیت شیعه در تحولات اجتماعی سیاسی معاصر ایران، حضوری پررنگ و با نقش های متفاوت و گاه متضاد داشته است. چنین حضوری، گاه درجهت کنشگری و مبدأ تغییر واقع شدن بوده است (حضور فعال شماری از علما و مراجع برجسته در جریان انقلاب مشروطه)، گاه درجهت تأثیرپذیری و واکنش در مواجهه با تحولات بوده است (مواجهه با مدرنیزاسیون اجباری رضا شاه در ایران) و گاه در قالب سکوت و انفعال ظاهر شده است (سکوت مرجع وقت شیعه در تعارض دولت مصدق با دربار و دولت انگلیس در جریان ملی کردن صنعت نفت). مرجعیت همواره پیش قراول یا دنباله روی تحولات اجتماعی نبود؛ بلکه مانند گروه های اجتماعی دیگر، به مثابه ی عاملی اجتماعی، در رویارویی با این تحولات، هم تأثیرگذار بود و هم تأثیرپذیر؛ هم دچار قبض و محدودیت و افول می شد و هم به گسترش نفوذ و عمل خود می پرداخت. با در نظر گرفتن چنین جایگاهی برای مرجعیت، نتیجه می گیریم که در بررسی سیر تاریخی مرجعیت شیعه در ایران، خود را به مناسبات، تحولات و تعاملات درونی مرجعیت و حوزه ی علمیه محدود نکنیم و مرجعیت را در زمینه ی بزرگ تر اجتماعی سیاسی مورد بررسی قرار دهیم.
در این مقاله، با در نظر گرفتن این مسئله، به بررسی سیر تاریخی مرجعیت و برهم کنش آن با جامعه و حکومت در دوره ی مرجعیت واحد آیت الله بروجردی می پردازیم. باتکیه بر داده های شفاهی حاصل از گفت وگو با ملازمان، نزدیکان و شاگردان آیت الله بروجردی و منابع تاریخی و مقالات پژوهشی مرتبط، برهم کنش مرجعیت با جامعه و حکومت را در چهار محور «بررسی زمینه ی اجتماعی سیاسی»، «بررسی وضعیت حوزه ی علمیه»، «مناسبات مرجعیت و جامعه» و «مناسبات مرجعیت و نظم سیاسی» بررسی می کنیم.