این مقاله، با طرح کردن مفهوم تازه «برون ایستادگی» در مطالعات مخاطب شناسی رسانه ای، به دنبال آن بوده است که چرایی برون ایستادگی رسانه های دولتی ایران -ترک آگاهانه و پرهیز عامدانه از مصرف رسانه های دولتی- را مورد مطالعه قرار دهد.
این مقاله، با بهره گیری از روش شناسی تحلیل کیفی تعاملی(IQA) و با استفاده از ابزار مصاحبه های عمقی و مصاحبه گروه کانونی، پس از انجام 29 مصاحبه عمقی انفرادی، اشباع نظری را حاصل نموده، و با انجام سه مصاحبه ی گروه کانونی در گونه های مختلف برون ایستادگان اعتراض-مقاومت، برون ایستادگان سرگرمی خواه ناراضی و برون ایستادگان ابتذال، نموداری تعلیلی از محرک ها و پیامدهای سیستم برون ایستادگی، بر مبنای معانی ذهنی اظهارشده ی نمونه های مورد مطالعه را ارائه می دهد.
پس از شناسایی 55 مفهوم در چرایی برون ایستادگی در گام مصاحبه های عمقی انفرادی، این مفاهیم در مصاحبه های گروه کانونی هر گونه ی برون ایستادگی مورد بحث های کانونی تفصیلی قرار گرفت و بر مبنای آن، نمودار شماتیک تعلیل برون ایستادگی در قالب نمودار های SID ترسیم و ارائه گردیده است.
نتایج حاصل از تحلیل کیفی تعاملی در مصاحبه های عمقی انفرادی و سه مصاحبه ی گروه کانونی، نشان می دهد که دستیابی به آرامش اصلی ترین عنصر پیامدی سیستم برون ایستادگی و پرهیز از ایدئولوژی، اصلی ترین مفهوم محرک سیستمی در میان برون ایستادگان است.
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی درونی کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و تعیین وضعیت موجود آن براساس نظر کارشناسان است. این مقاله بر آن است تا با ارائه یک روش برای ارزیابی درونی کتابخانه های دانشگاهی، مدیران و برنامه ریزان این گونه مراکز را در شناخت و بهبود وضعیت کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی یاری رساند. روش:روش پژوهش براساس ارزیابی، درونی است و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه، مصاحبه و فرم های اطلاعاتی استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان میدهد که در کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی، پایین ترین درصد عامل ها مربوط به عامل خدمات و آموزش (39 درصد)، و عامل بودجه (45درصد) میباشد. درصد موفقیت سایر عوامل کتابخانه عبارتند از: مدیریت (5/55 درصد)، نیروی انسانی (58 درصد)، منابع (48 درصد)، سازماندهی (58 درصد) و ساختمان و تجهیزات (57 درصد).
برخی از حکما برآنند که علم حضوری موجود مجرد در علم به ذات خود منحصر است و برخی دیگر آن را اعم از علم به ذات و علم به علت یا معلول آن دانسته¬اند. این دسته از حکما در این که معلوم حضوری موجود مجرد, بالضرورة باید مجرد باشد یا موجود مادی نیز می¬تواند معلوم حضوری برای موجود مجرد باشد, اختلاف¬نظر دارند. از جمله نتایج این اختلاف نظر, در بحث علم باری¬تعالی به مادیات ظاهر می¬شود. به این ترتیب, از نظر برخی حکما, موجودات مادی بما هو مادی نزد خداوند حضور بالذات ندارند و از نظر دستة دیگر, موجودات مادی بما هو مادی, بالذات, معلوم حضوری حق¬تعالی واقع می¬شوند. در این مقاله, ضمن بحث تاریخی و تطبیقی آرای حکما از ابن سینا تا طباطبایی, مبانی و دلایل هر یک از دو نظریة مذکور, مطرح و مورد بررسی قرار می¬گیرد و در نهایت نظر دوم بر نظر اول, بنا بر وجوه فلسفی و شواهد دینی و عرفانی, ترجیح داده می¬شود. افزون بر این وجه جمع آنها نیز خواهد آمد.
اختلال ملال جنسیتی به معنی داشتن احساس پریشانی درباره جنس زیستی خود است که با آن جنسیتی که فرد تجربه و ابراز می کند هماهنگی ندارد. به همین دلیل این افراد از ابعاد گوناگون در جامعه و خانواده تحت فشار و استرس هستند افزون بر دشواری های اجتماعی، این اختلال زمینه ساز بروز تفاوت های فردی در این افراد نسبت به افراد غیر مبتلا است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تفاوت نتایج مربوط به نمرات متغیرهای محتوای آزمون رورشاخ در افراد دچار اختلال ملال جنسیتی با افراد غیرمبتلا بوده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های علی مقایسه ای است. به این منظور 28 بیمار دچار اختلال ملال جنسیتی از میان مراجعین به مراکز تشخیصی و جراحی عمومی در پاییز 1394 و 28 شرکت کننده غیرمبتلا که از نظر ملاک های مختلف ازجمله سن، جنسیت و تحصیلات با گروه مبتلا همتاسازی شده بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون رورشاخ، منطبق با نظام جامع اکسنر، به شکل انفرادی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در متغیرهای: جنسی، طبیعت، جغرافیایی، غذا، گیاهان، خون، آناتومی، چشم انداز، جزئیات بدن انسان، تجارب انسانی افراد مبتلا نمره بالاتری گرفتند و در متغیر وسایل خانگی افراد غیرمبتلا نمره ی بالاتری کسب نمودند. با ملاحظه تفاوت های قابل توجه در برون فکنی های اشخاص دچار اختلال ملال جنسیتی و اشخاص غیر مبتلا که با یافته های پژوهش های انجام گرفته در فرهنگ های گوناگون دنیا همسو بوده است، می توان اهمیت این همسویی را برجسته ساخت؛ برون فکنی اشخاص دچار اختلال مذکور در آزمون رورشاخ فرهنگ بسته نیست، ازاین رو بکار بستن آزمون رورشاخ در کار بالینی با این اشخاص به متخصصین برخوردار از توانش کافی پیشنهاد می گردد.
هدف تحقیق حاضر تعیین اثربخشی موسیقی درمانی بر اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش شبه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش کلیه بیماران مبتلا به MS مراجعه کننده به انجمن MS تهران بودند که 30 نفر از آن ها به روش تصادفی انتخاب و به روش کاملاً تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون افسردگی و اضطراب بک استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به MS در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری داشت. به عبارت دیگر میانگین نمرات افسردگی و اضطراب بر اثر موسیقی درمانی کاهش یافت. این یافته ها حاکی از آن است که موسیقی درمانی می تواند به عنوان یک روش درمانی غیر دارویی و با هزینه ای بسیار کم تر، در بهبود علائم افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به MS استفاده شود.
با توجه به روند رو به رشد اضافه وزن و چاقی، هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر 12 هفته تمرین استقامتی بر تغییرات وزن، غذای دریافتی، هورمون اشتهاآور آسیل گرلین و هورمون ضد اشتهای PYY3-36 در رت های نر چاق بود. 16 رت نر ویستار به مدت 9 هفته با غذای پرچرب (مشتق شده از روغن سویا) تغذیه شدند تا به میانگین وزنی g30 ±319 رسیدند. پس از همسان سازی، رت ها به صورت تصادفی در دو گروه 8 تایی کنترل و تمرین استقامتی دوازده هفته ای (هر جلسه 60 دقیقه با سرعت 15 تا 30 متر در دقیقه، 5 روز در هفته) دویدن روی تردمیل با شیب صفر تقسیم شدند.آب و غذای استاندارد به صورت آزادانه در اختیار حیوانات قرار گرفت. هر دو روز یک بار غذای دریافتی و وزن آنها اندازه گیری و ثبت شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسة تمرین و 8 ساعت ناشتایی شبانه، نمونه های خونی جمع آوری شد. با استفاده از روش الایزا، غلظت پلاسمایی هورمون های ذکرشده اندازه گیری شد. دوازده هفته تمرین استقامتی کاهش معناداری را در وزن رت های گروه تمرین نسبت به گروه کنترل ایجاد کرد (001 /0p=). در طول دورة تمرین، میانگین غذای دریافتی گروه تمرینی کمتر از گروه کنترل بود (028 /0= P) . غلظت پلاسمایی گرلین آسیل دار تفاوت معناداری بین دو گروه نشان نداد، اما مقادیر پلاسمایی PYY 3-36 در گروه تمرینی در حد معناداری زیادتر بود (016 /0p=). به نظر می رسد یکی از سازوکارهای احتمالی کاهش وزن ناشی از فعالیت-های ورزشی استقامتی، کاهش غذای دریافتی از طریق افزایش سطوح پلاسمایی هورمون ضد اشتهای PYY3-36 باشد.
در باب دوم اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، نوشته محمدبن منور، در ضمن حکایتی، آمده است: دیگر روز این مرد را چشم بر دریا افتاد. چیزی عظیم دید. چون نزدیک آمد، کشتی عروس بود. تاکنون در خصوص معنی و مقصود از «کشتی عروس» تحقیقی انجام نگرفته و نخستین بار آقای دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، مصحح و شارح اسرارالتوحید بر آن درنگ روا داشته و در تعلیقات کتاب آورده است: کشتی عروس: گویا نوع خاص و ممتاز کشتی بوده است و در فرهنگ ها بدان توجه نشده است. در تاریخ بیهقی آمده است: و امیررضی الله عنه پیوسته اینجا به نشاط و شراب مشغول می بود و روز آدینه دو روز مانده از جمادی الاولی تا به الهم (محلی است) رفت کرانه دریای آبسکون و آنجا خیمه ها و شراعی ها زدند و شراب خوردند و ماهی گرفتند و کشتی های روس دیدند کز هر جای آمد و بگذشت و ممکن نشد که دست کس بدیشان رسیدی، که معلوم است که هر کشتی بکدام فرضه بدارند. (تاریخ بیهقی، 601) نسخه بدل هایی که از کلمه «کشتی های روس» شادروان استاد فیاض داده است. بدین گونه است: «کذا در N. k: کوشت های عروس. بقیه: کشتی های عروس.» پس به جز نسخه K بقیه نسخه ها «عروس» دارند. در نزهه القلوب، ذیل «نیم مردان» گوید: جزیره ای است مردم بسیار در آنجا ساکن اند. کشتی ها که از اروس (نسخه بدل ها: ارس، الوس) و گیلان و مازندران می آیند، آنجا می آیند و از آنجا سه فرسنگ است تا استراباد و محصول بسیار از کشتی ها دارد. (نزهه القلوب، چاپ لسترنج، 160)...