گاهشماری شمسی جلالی ، در زمان سلطان جلاالدین ملکشاه سلجوقی ( 465-485 ه . ق) تأسیس شد و تقویم خورشیدی کنونی ایران نیز بر همان اساس تنظیم یافته است. مبدأ این تاریخگذاری ، روز جمعه نهم رمضان 471 ه . ق / 15 مارس 1079 م./ اول فروردین 458 ه . ش . ( بر حسب تقویم فعلی ایران ) است. در تقویم جلالی ، نام ماهها همان نامهای کهن ایرانی است و از ویژگیهای این گاهشماری که بر دقت آن بسیار افزوده است. به کار گیری دو نوع کبیسه چهار و پنج سالی است: بدین ترتیب که در یکی ، کبیسه در هر چهار سال اجرا می شود( موسوم به کبیسه رباعی ) و در دیگری در هر 29 یا 33 سال ، یک کبیسه ( به نام خماسی) مراعات می گردد. در باب دقت تقویم جلالی ، تاکنون بحثهای گوناگون و مفصلی به عمل آمده است و اغلب محققان دانش گاهشماری بر این موضوع که دقیقترین گاهشماریهای موجود است، متفق اند. در مقاله حاضر کوشش شده است تا مطالبی به اجمال درباره تقاویم موسوم ایران قدیم و ویژگیهای گاهشماری جلالی ارائه شود.
تغییرات کاربری و پوشش اراضی از عوامل مهم در تغییر جریان هیدرولوژیک، فرسایش و تنوع زیستی مناطق تحت حفاظت قلمداد می شود. با درک این تغییرات می توان اکوسیستم را در مسیر اهداف حفاظتی، مدیریت کرد. این مطالعه به منظور بررسی تغییرات کاربری و پوشش اراضی پناهگاه حیات وحش هامون در سه دهه گذشته با استفاده از تصاویر ماهواره لندست سال های 1365 و 1379 و 1388 صورت گرفت. پس از انجام تصحیحات لازم بر روی تصاویر، با استفاده از روش طبقه بندی ترکیبی، نقشه کاربری و پوشش اراضی تهیه شد. نقشه پوشش گیاهی با استفاده از شاخص سبزینگی تسلدکپ و نمونه برداری میدانی و نقشه آب، شوره زار و خاک لخت با استفاده از شاخص نرمال شده آب و پردازش PCA بر روی تصویر تهیه گردید. در انتها تمامی لایه های اطلاعاتی تهیه شده با یکدیگر ترکیب شدند و نقشه کاربری و پوشش اراضی منطقه برای هر سال تهیه شد. به منظور بررسی تغییرات به وجود آمده در منطقه، روش مقایسة پس از طبقه بندی به کار رفت. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در این دوره مطالعه در سال 1379 تالاب هامون کاملاً خشک شده و به همین دلیل بین سال های 1365 الی 1379 مقدار پوشش گیاهی آن به شدت کاهش پیدا کرده و بر سطح اراضی شور افزوده شده است. با آبگیری مجدد تالاب در سال 1388 پوشش گیاهی آن احیا گردید، و این پوشش از 6 درصد کل منطقه در سال 1379 به 20 درصد افزایش پیدا کرد، و اراضی شور نیز از 39 درصد کل منطقه به 13 درصد کاهش یافت.
در این مقاله، بخش قابل توجهی از دیدگاه های شهید مطهری در باب خداشناسی مورد توجه، تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. موضوعاتی از قبیل، الف: حدود توانایی عقل در باب خداشناسی؛ ادلّه ی اثبات وجود خدا و ج: ادّله اثبات یگانگی خدا. نوشتار با رویکرد تحلیلی و بررسی آثار شهید علامه مطهری، به موضوع خداشناسی پرداخته است، این مقال صرفاً به توصیف، تبیین و تحلیل دیدگاه های علامه شهید نپرداخته، بلکه همراه آن، نقد و بررسی نیز صورت داده است.
این مقاله، با مروری اجمالی بر برخی پیشنهادها درباره طرح علوم اجتماعی اسلامی، بر آن است که در همه این پیشنهادها، «تفسیر» و «فهم» نقشی سرنوشت ساز دارند. هرمونتیک به معنای وسیعِ مطالعه تفسیر و فهم مطرح و تحولات آن را با تأکید بر تأثیرات گادامر، به اختصار بیان شده است. در ضمنِ پیشنهادهایی که درباره ارزیابی عقلی دیدگاهایی که ممکن است در زبان های بدواً غیرقابل مقایسه صورت بندی شوند، برخی از مشکلات به کارگیری هرمنوتیک مورد بحث قرار گرفته است. سپس، انگاره هرمنوتیک دینی را با اشاره به دیدگاه های بولتمان، پلانتینگا و نصر مطرح شده است. و بر همین اساس، سه درجه از هرمنوتیک دینی از یکدیگر تفکیک شده است. نویسنده با ارجاع به طرح های ارائه شده از سوی ویلیام چیتیک و لئو اشراوس، تلاش کرده است برخی از مشکلاتی را که فراروی هرمنوتیک اسلامی قرار دارد، حل نماید. مشکلات کاربست هرمنوتیک اسلامی را مرور و راه حل های آن را ارائه نموده است. این دیدگاه را که عینیت علم، مانع از علم دینی است، رد نمود. و این دیدگاه را ترجیح داده است که عینیت، بر بیطرف بودن وابسته نیست، بلکه بر صراحت وابسته است؛ یعنی بر فرایند تصریح به فرض ها و پیش فرض ها و صورت بندی آنها با دقت هرچه بیشتر در پایان، دشواریهایی را که فراروی کاربست هرمنوتیک اسلامی برای علوم اجتماعی قرار دارند، مورد بررسی و پیشنهاد شده است که کاربست هرمنوتیک اسلامی برای علوم اجتماعی باید در ارتباط دیالکتیکی با سنت های علمیای صورت گیرد که سکولار بودن آنها، علم مقدس و به ویژه علوم اجتماعی اسلامی شده را ایجاب کرده است.
"
به منظور بررسی رابطه بین زمان واکنش، هوش و سطح اضطراب، 36 دانشجـوی زن و 29 دانشجوی مرد دانشگاه تهـران به آزمون زمان واکنش (داندرز، 1968)، مقیاس اضطراب کتل و آزمون ماتریسهای پیشرونده ریون پاسخ دادند. نتایج نشان دادند که بین زمان واکنش سـاده و هوش (002/0 = P و 373/0- = r) و بیـن هوش و اضطراب آشکار (038/0 = P و 257/0- = r) و اضطراب کل (022/0 = P و 284/0- = r) رابطه منفی وجود دارد. بررسی زمان واکنش انتخابی نشان داد که نتایج مردان به طور معناداری از زنان برتر بود. با این وجود، بین هوش و سطح اضطراب در دو جنس تفاوت معنادار وجود نداشت. همچنین، همبستگی بین زمان واکنش و اضطراب معنادار نبود.
"
دو نظام فقه و حقوق در عین استقلال از یکدیگر شباهت هایی دارند؛ اصول استنباط فقهی و قواعد استدلال حقوقی در بسیاری موارد از منطق واحد پیروی می کنند. وحدت مفهوم و ماهیت قانون یکی از مشترکات دو نظام است و نیز اوصاف و عوارض قانون ازجمله نسخ آن در فقه و حقوق یکی است. شارع و قانون گذار هر دستوری که صادر می کند در پی منظوری معین است و آن هدف و منظور با مفاد و مدلول قانون محقق می شود. از این معنی در لسان فقها به «حکم» تعبیر می شود و حقوق دانان در توصیف آن از مفهوم «حکم قانون» بهره می گیرند. مطابق ماهیت نسخ، آنچه منسوخ می شود، همان حکم شرعی یا اعتبار قانونی است. شارع و قانون گذار آنچه را که خود پیش تر وضع و ایجاد کرده اند، رفع و الغا می کنند. بر این مبنا، میان مفاهیم حقوقی انسجام و پیوستگی وجود دارد. بر این اساس باید ارتباط وضع و نسخ قانون را فهمید: نسخ قانون شیوه پایان بخشیدن به زندگی موجودی است که با وضع قانون به وجود آمده است؛ هر دو عمل انشایی هستند و تنها در صلاحیت قانون گذار قرار دارند. درنتیجه، از میان منابع حقوق فقط قانون قابل نسخ است. از اینجا معلوم می شود که چرا استعمال عنوان «نسخ» برای قواعد لغو شدة عرفی یا آرای قضایی نوعی مرسوم نیست. فقیهان اسلامی نیز اتفاق نظر دارند که از میان ادلة احکام شرعی تنها احکام کتاب و سنت قابل نسخ است و به رفع حکم عرفی یا عقلی «نسخ» اطلاق نمی شود. به علاوه، ناسخ و منسوخ هر دو باید حکم یا دلیل شرعی باشند. همچنین مفهوم نسخ را باید از مفاهیم مربوط به مقام تفسیر و اجرای قانون تفکیک کرد؛ بر این پایه، سخن از نسخ ضمنی قانون ارتباطی به مقام قانون گذاری ندارد و از قواعد مربوط به تفسیر قوانین و رفع تعارض آن هاست. به همین دلیل با عقیده به نسخ ضمنی قانون، اعتبار آن زایل نمی شود.
شرکت ها و سازمان ها در تلاش برای ارتقا و حفظ دانش و خرد کارکنان، در روش های مختلف طبقه بندی غرق شده اند. توجه به جنبه هایی از یک برنامه موفقیت آمیز مدیریت دانش می تواند منجر به خلق مزیت های رقابتی بسیاری گردد. از این رو، راه حل های متعددی برای مدیریت دانش، خلق و به کارگرفته شده است. ناخرسندانه، بسیاری از این راه حل های کاربردی به دلیل آنکه بیشتر بر فنّاوری تأکید داشته اند تا ایجاد یک فضای مساعد برای دریافت و به اشتراک گذاری دانش، با شکست مواجه شده اند. طرح های نوآورانه مدیریت دانش وسیله ای برای گردآوری و سازماندهی و دسترسی به اساسی ترین سرمایه یک شرکت یا سازمان، یعنی دانش، فراهم می کنند. نرم افزارهای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی برای همکاری و تعامل با به کارگیری فنون اجتماعی به جای اجزای نرم افزاری، باعث به دست آوردن دانش از طریق روش های متعدد شده اند. ظهور و گسترش فنّاوری های اطلاعاتی، به ویژه اینترنت، امکانات بسیار زیادی را برای توسعه دانش در بین همه اعضای جوامع انسانی فراهم نموده است. یکی از پیامدهای بسیار مفید این فنّاوری، تولّد نوع خاصی از ابزارهای تولید دانش توسط عموم مردم و به صورت مشارکتی به نام ویکی1 است که امکان مشارکت و سهیم شدن تمامی افراد جامعه را در تولید و خلق و نیز مدیریت دانش فراهم نموده است. ویکی، نوعی نرم افزار سرور یا خدمتگر است و از یک یا مجموعه ای از صفحات وبی تشکیل شده و با این هدف طراحی شده است تا هر فردی که به آن دسترسی داشته باشد بتواند محتوای آن را با استفاده از یک زبان نشانه گذاری2 ساده شده، نوشته یا اصلاح نماید. در این مقاله، یکی از راه حل های نرم افزار اجتماعی، یعنی روش ویکی، در تولید و مدیریت دانش مورد بررسی قرار می گیرد.