هدف اصلی از اجرای پژوهش حاضر، بررسی میزان مشارکت دانشجویان در ارزشیابی کیفیت آموزشی و عوامل مرتبط با آن است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار اندازه گیری پرسشنامه بوده است. جامعه آماری پژوهش، همه دانشجویان دانشگاه های منتخب (اصفهان، بوعلی سینا، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، تبریز و شهید باهنر کرمان) وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1392 به تعداد 152400 نفر بوده که از این تعداد، نمونه پژوهش به تعداد 1356 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. درمجموع، یافته های تحقیق نشان داد که در دانشگاه های منتخب، میانگین مشارکت دانشجویان در ارزشیابی کیفیت آموزشی در حد متوسط به بالا (24/59) بوده است. همچنین بر اساس نتایج تحلیل مسیر، به ترتیب اثرات کل متغیرهای انتظار فایده، توانمندسازی، سرمایه اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و کیفیت آموزش دانشگاهی بر متغیر مشارکت در ارزشیابی کیفیت آموزشی معنی دار بوده و متغیرهای یاد شده توانسته اند، 60 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر خودشناسی انسجامی و تنظیم هیجانی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی شهر تهران در سال 1402 بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری کلیه زنان باتجربه رابطه فرا زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای مداخله روان درمانی گروهی شناختی رفتاری را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار اندازه گیری مورداستفاده در پژوهش، پرسشنامه انسجام درونی (کیمیایی و همکاران، 1392) و پرسشنامه تنظیم هیجانی (گارنفسکی و کرایج، 2006) بود. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار SPSS-V22 در دو بخش توصیفی و استنباطی (کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری باعث افزایش خودشناسی انسجامی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی شده است، همچنین نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری باعث افزایش تنظیم هیجانی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی شده است. بنابراین می توان گفت که روان درمانی گروهی شناختی رفتاری روشی مؤثر به منظور بهبود خودشناسی انسجامی و تنظیم هیجانی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی است.
با توجه به رشد استفاده از اینستاگرام در حوزه سلامت، این پژوهش درصدد شناسایی کارکرد و کژکارکردی استفاده از اینستاگرام در نظام سلامت از دیدگاه نخبگان دانشگاهی و خبرگان است. این پژوهش از نوع کیفی و روش آن تحلیل مضمون است. برای گرداوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای پردازش داده ها از کدگذاری کینگ (1998) استفاده شده است. مشارکت کنندگان این پژوهش نخبگان دانشگاهی در حوزه ارتباطات سلامت و متخصصان حوزه سلامت بودند. معیار انتخاب نخبگان دانشگاهی تدریس یا پژوهش بیش از 10 سال در حوزه رسانه های جدید و ارتباطات سلامت و در حوزه متخصصان نیز پزشکان یا متخصصان حوزه سلامت که از ظرفیت اینستاگرام در فعالیت تخصصی خود به صورت حرفه ای استفاده می کردند، بود. نمونه گیری به شیوه هدفمند و درمجموع با 20 نفر مصاحبه شد. نتایج نشان داد، کاربردهای اینستاگرام در ارتقای سلامت کاربران، افزایش سطح دانش و آگاهی افراد در زمینه سلامتی، آگاهی دادن در مورد بیماری ها و عوارض و فواید داروها، دسترسی به مطالب پزشکی و سلامتی، برقراری مشاوره و ارتباط آنلاین بین پزشک و بیمار است. از کارکرد های منفی استفاده اینستاگرام در بخش سلامت اعتیاد به اینستاگرام، اخبار نادرست و جعلی، خوددرمانی و عدم مراجعه به پزشک، مقاومت در برابر توصیه های پزشکی، مبتلا شدن به مشکلات روحی و روانی، اعتماد بیش ازحد به مطالب صفحات سلامتی و پزشکی است. همچنین مشارکت کنندگان براین باورند که با نظارت و ایجاد صفحات معتبر در حوزه پزشکی و سلامتی، ارائه اطلاعات و مطالب معتبر سلامتی، راهنمایی افراد در زمینه سلامتی، ایجاد اعتماد و دسترسی سریع به اینستاگرام می توان به مرجع سازی اینستاگرام در حوزه سلامت کمک کرد.
رهدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش گردشگری رویدادهای ورزشی بر توسعه اقتصادی منطقه ترکمن صحرا در استان گلستان بود. پژوهش با توجه به نحوه گردآوری داده ها آمیخته از نوع اکتشافی متوالی بود. ابزار جمع آوری داده ها در مرحله کیفی، مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 19 نفر از از مدیران اداره ها و اداره کل تربیت بدنی استان گلستان، روسای و نایب روسای هیات های سوارکاری استان گلستان، مدیر و معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان، مربیان، چابکسواران و مسئولین برگزاری مسابقات اسبدوانی استان گلستان بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی انتخاب شده اند. در مرحله کیفی داده ها، از طریق روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل و یافته ها شامل 81 نشان در کدگذاری باز، در کدگذاری محوری در قالب 13 مفهوم طبقه بندی شدند. در مرحله کدگذاری انتخابی به مدل سازی مولفه های گردشگری ورزشی که نقش موثری بر توسعه اقتصادی منطقه ترکمن صحرا پرداخته شده است. در مرحله کمی نمونه پژوهش شامل 260 نفرکه به صورت تصادفی، طبقه بندی شده، انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله کمی تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بود. از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی با استفاده از نرم افزار20 Spss و AMOS جهت ارزیابی مدل پژوهش استفاده شده است. نتایج نشان داد؛ مولفه های کارآفرینی، درآمدزایی، بازاریابی، سرمایه گذاری، رسانه و تبلیغات، مردم محوری، پدیده های اجتماعی – فرهنگی، جشنواره ها، منابع انسانی، الگوی بومی، طرح آمایش سرزمین، زیرساختی – رفاهی و جاذبه ها در توسعه اقتصادی منطقه ترکمن صحرا تاثیر معنی داری داشته اند. با توجه به اهمیت گردشگری ورزشی ، مدیران و برنامه ریزان بخش گردشگری ورزش استان باید اهتمام لازم را در جهت توسعه و بالندگی این صنعت از خود نشان دهند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش گردشگری رویدادهای ورزشی بر توسعه اقتصادی منطقه ترکمن صحرا در استان گلستان بود. پژوهش با توجه به نحوه گردآوری داده ها آمیخته از نوع اکتشافی متوالی بود. ابزار جمع آوری داده ها در مرحله کیفی، مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 19 نفر از از مدیران اداره ها و اداره کل تربیت بدنی استان گلستان، روسای و نایب روسای هیات های سوارکاری استان گلستان، مدیر و معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان، مربیان، چابکسواران و مسئولین برگزاری مسابقات اسبدوانی استان گلستان بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی انتخاب شده اند. در مرحله کیفی داده ها، از طریق روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل و یافته ها شامل 81 نشان در کدگذاری باز، در کدگذاری محوری در قالب 13 مفهوم طبقه بندی شدند. در مرحله کدگذاری انتخابی به مدل سازی مولفه های گردشگری ورزشی که نقش موثری بر توسعه اقتصادی منطقه ترکمن صحرا پرداخته شده است. در مرحله کمی نمونه پژوهش شامل 260 نفرکه به صورت تصادفی، طبقه بندی شده، انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله کمی تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بود. از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی با استفاده از نرم افزار20 Spss و AMOS جهت ارزیابی مدل پژوهش استفاده شده است. نتایج نشان داد؛ مولفه های کارآفرینی، درآمدزایی، بازاریابی، سرمایه گذاری، رسانه و تبلیغات، مردم محوری، پدیده های اجتماعی – فرهنگی، جشنواره ها، منابع انسانی، الگوی بومی، طرح آمایش سرزمین، زیرساختی – رفاهی و جاذبه ها در توسعه اقتصادی منطقه ترکمن صحرا تاثیر معنی داری داشته اند. با توجه به اهمیت گردشگری ورزشی ، مدیران و برنامه ریزان بخش گردشگری ورزش استان باید اهتمام لازم را در جهت توسعه و بالندگی این صنعت از خود نشان دهند.
حرفه ای گرایی و شایستگی در حسابرسی از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر عملکرد حسابرسان به شمار می روند. حرفه ای گرایی شامل ویژگی هایی مانند تعهد اجتماعی، استقلال و دانش و مهارت های تخصصی است که به حسابرسان کمک می کند تا به طور مؤثر و با کیفیت بالا عمل کنند. شایستگی حرفه ای به مجموعه ای از مهارت ها، دانش و تجربیات اشاره دارد که حسابرسان باید برای انجام وظایف خود داشته باشند. همچنین فناوری اطلاعات تأثیر عمیقی بر عملکرد حسابرسان دارد، زیرا فناوری اطلاعات باعث تغییر در ماهیت شواهد حسابرسی می شود. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی فناوری اطلاعات بر رابطه حرفه ای گرایی و شایستگی با عملکرد حسابرسان در بازه زمانی سه ماه اول سال 1403 صورت گرفته است. پژوهش حاضر، از نوع پژوهش های توصیفی-پیمایشی بوده و از نظر هدف، کاربردی قلمداد می گردد. جامعه آماری متشکل از حسابرسان شاغل در موسسات حسابرسی شهرستان یزد می باشد و از روش نمونه گیری در دسترس و قاعده 5 برابر حجم گویه ها، برای تعیین حجم نمونه استفاده شده است. لذا بر اساس قاعده مذکور حجم نمونه 100 نفر در نظر گرفته شد. گردآوری داده ها پرسش نامه بوده که برای سنجش حرفه ای گرایی، صلاحیت (شایستگی)، عملکرد حسابرسی و فناوری اطلاعات از پرسش نامه استاندارد ایندودوی و فرونیکا (2023) استفاده شده است. تحلیل عاملی تأییدی، روایی همگرا و واگرای ابزار پژوهش بررسی و مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی سنجیده شد و با توجه به اینکه مقدار آلفا برای همه متغیر های پژوهش بیشتر از 0.7 به دست آمد، با اطمینان می توان پایایی ابزار پژوهش را تأیید کرد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از 198پرسشنامه تکمیل شده، از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است که در بخش اول جداول و نمودارهای فراوانی و در بخش دوم از روش حداقل مربعات جزئی، به وسیله نرم افزارهای Excel و 3 SmartPLS ، جهت آزمون فرضیات و ارائه نتایج پژوهش استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از تاثیر مثبت و معنی دار حرفه ای گرایی، شایستگی و فناوری اطلاعات بر عملکرد حسابرسان بوده است. نتایج دلالت بر تاثیر معنی دار (مثبت) حرفه ای گرایی و شایستگی بر فناوری اطلاعات بوده است. همچنین فناوری اطلاعات رابطه بین حرفه ای گرایی و شایستگی و عملکرد حسابرسان را میانجی نموده است.
In recent decades, the Islamic Republic of Iran has been struggling with piracy security threats and has suffered a lot. The piracy crisis and the presence of pirates in international waters have become one of the main crises facing the Iranian economy. Considering Iran's determination to develop its maritime transit and obtaining a larger share of the transit of free waters, attention has been paid to the issue of maritime security and the investigation of the phenomenon of piracy and ways of coping with it. Iran, like other members of the international community and following the resolutions of the Security Council, considers the threat of piracy, especially Somali pirates, to be a threat to itself, and through the navy of the Islamic Republic of Iran's military, a combination of legal, political-military measures in the form of Defense diplomacy has taken to deal with it. This article seeks to answer the question of what role the Iran Navy has played in countering the threat of piracy security within the framework of the Indian Ocean Naval Symposium (IONS) and in accordance with international law. The findings of this paper indicate that Iran Navy has been in charge of maritime security in the last decade to deal with this security threat and has been able to reliably restrain these threats by legal, political, military mechanisms. And it has a relatively successful performance. The purpose of this paper is to provide a summary of the background and conceptual evolution of piracy and to discover its various forms throughout human history and the legal and international status of the fight against piracy and the actions taken by the Iran Navy in the context of IONS to ensure maritime safety.
اصطلاح «نمونه موردی» کاربرد زیادی در معماری منظر دارد. اما درباره مفهوم این اصطلاح مطالعه قابل توجهی انجام نشده است. تحقیق حاضر بر آن است تا ضمن تدقیق تفاوت دو مفهوم «نمونه» و «مورد»، به عنوان واژگان تشکیل دهنده اصطلاح فوق، ارتباط آن ها را با پارادایم «طراحی پژوهی» بسنجد. هدف، کاهش موانع نظری و ضعف اصطلاح شناسی است.
راهبرد تحقیق استدلال منطقی است. نخست با مطالعه کتابخانه ای، دوره های اصلی که معنای واژه ها در بستر آن ها بروز می یابد استخراج شده است. دوم، با تحلیل محتوای کیفی این دوران ها، تعاریفی برای تشخیص تفاوت اصطلاحات پیشنهاد شده است. سوم با تکمیل پرسشنامه از میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی، که تحت تعلیم استادان مختلفی در طی تحصیل شان بوده اند، نتایج مرحله دوم بررسی و نهایتا نتیجه گیری شده است.
نتایج نشان می دهد بین «نمونه» و «مورد» تفاوت معنایی مهم روش شناختی وجود دارد که حداقل می تواند منجر به تفکیک پنج اصطلاح «پیشینه ها»، «نمونه موردی»، «نمونه آماری»، «موردِ پژوهشی» و «موردْ پژوهی» گردد ولی این تفاوت معنایی نزد پاسخ دهندگان کم رنگ و فاقد وجه بین الاذهانی است. «مطالعه مورد ها» در مقایسه با «مطالعه نمونه ها»، به سبب وجود ظرفیت های بالا برای مواجه شدن با گوناگونی، پیچیدگی و نامعلومی، توان بیشتری برای ادغام با طراحی پژوهی دارد؛ ولی بخش بسیار اندکی از پاسخ دهندگان با مفهوم طراحی پژوهی آشنا هستند.
مقبولیت مربّی و اعتماد متربّی به وی از مهم ترین عوامل زمینه ساز تربیت اخلاقی است که بدون آن هر گونه تلاش تربیتی، مثمرثمر نخواهد بود. پیامبران الهی با اشراف به این مهم، در اجرای مهمترین هدف رسالت خویش؛ یعنی تربیت اخلاقی، از روش های مختلفی جهت اعتمادسازی مخاطبان خود بهره برده اند که شناخت و الگوگیری از این روش ها ازاین حیث که تحت ارشاد الهی به انجام رسیده و اثرگذاری آنها تضمین شده است، برای مربیان، والدین و داعیه داران امر تربیت بسیار حایز اهمیت است. پژوهش پیش رو باهدف بررسی روش های اعتمادسازی انبیا (علیهم السلام) در عرصه تربیت اخلاقی از منظر قرآن نگاشته شده است. این پژوهش از حیث هدف، اکتشافی و به لحاظ روش، کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، تکنیک تحلیل مضمون به کار گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که پیامبران در راستای اعتمادسازی از روش های شناختی؛ نظیر: زیست مشترک با متربّی، زیست اخلاقی مربّی مرتبط با بُعد شناختی و از روش های عاطفی همچون ایجاد پنداریه سنخیت برای متربّی و درک ایشان، خالص نمودن دعوت خویش از هر گونه شائبیه مادی، زیست اخلاقی مربّی مرتبط با بعد عاطفی و از روش های رفتاری نظیر تطابق بین گفتار و رفتار، زیست اخلاقی مربی مرتبط با بعد رفتاری و اصلاح رابطه باخدا استفاده می نمودند.
This article intended to investigate whether the gender-preferential linguistic elements found by Argomon, Koppel, Fine and Shimoni (2003) show the same gender-linked frequencies in applied linguistics research papers written by non-native speakers of English. In so doing, a sample of 32 articles from different journals was collected and the proportion of the targeted features to the whole number of words was calculated. The results indicated that, although the gender-linked patterns of use for many of those features were also observed in our sample, the difference between men and women in the frequency of using those elements was not statistically significant. This non-significant difference shows that either the confinements of genre or those of using a second language or both are keeping L2 writers from expressing their gender to its fullest capacity in the texts they produce.
سفیان ثوری از جمله مشایخ اولیه صوفیه است که از طرفی ارتباط با ائمه معصومین از او چهره ای موجه ساخته و از طرف دیگر وجود تعابیر و مواجهه های خاص او با اهل بیت علیهم السلام موجبات سوء تفاهم ها و برداشت های دیگری شده است.تحقیق حاضر با روش توصیفی و تحلیل داده های کتابخانه ای و منابع رجالی و حدیث، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که میزان و کیفیت ترابط میان سفیان ثوری با حضرات معصومین علیهم السلام چگونه بوده است؟نتیجه حاصل از این تحقیق که با بررسی و تحلیل منابع تاریخ تصوف و علم رجال و حدیث حاصل گردیده این است که، علاوه بر قطعی بودن اختلاف فکری ، اعتقادی و سیاسی سفیان ثوری با حضرات معصومین، بنابر روایات متعدد موجود در منابع موثق، مواجهه او با امامان معصوم علیهم السلام و مخالفت های سیاسی و رفتاری او با امامان هم عصرش با نگاه و اعتقاد اهل تصوف در مورد قطبیت انسان کامل هم عصرش، سازگار نیست و با اینکه استضعاف را در قرون میانه اسلامی به عنوان مانعی در استناره حداکثری از مشکات ائمه معصومین علیهم السلام می توان لحاظ کرد اما در صوفیه طبقه اول و بخصوص سفیان ثوری دور از ذهن به نظر می رسد.
Objective: This study aimed to explore the individual, relational, and contextual factors that shape how parents respond to their children’s negative emotions. Methods and Materials: A qualitative design was employed to capture the lived experiences of parents in managing children’s emotional challenges. Twenty-two parents from Chile participated in semi-structured interviews, focusing on their perceptions, attitudes, and practices when responding to children’s negative emotions such as sadness, anger, and frustration. Participants were recruited through community centers and parenting networks, ensuring diversity in socio-demographic backgrounds. Interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed using thematic analysis with the support of NVivo 14 software. Data collection continued until theoretical saturation was reached. Trustworthiness was ensured through peer debriefing, reflexive memos, and constant comparison during coding. Findings: Analysis revealed four overarching themes. (1) Emotional awareness and regulation in parents highlighted recognition of children’s emotions, self-regulation strategies, empathy, cultural norms in emotional expression, and awareness of emotional contagion. (2) Parenting beliefs and attitudes encompassed views on discipline, developmental understanding, attitudes toward emotional expression, emotion-coaching roles, intergenerational patterns, and moral or religious values. (3) Contextual and social influences included family environment, societal expectations, work–life balance, socioeconomic challenges, peer and social networks, and media exposure. (4) Coping strategies in responding to children’s negative emotions featured immediate reactions, long-term approaches, distraction and redirection, seeking external support, and communication techniques. Illustrative quotations underscored the variability and complexity of parental practices. Conclusion: The findings suggest that parents’ responses to children’s negative emotions are multifaceted, shaped not only by individual self-regulation and beliefs but also by cultural expectations, social contexts, and available coping resources. These insights underscore the need for interventions that support parental emotional awareness, resilience, and communication skills, while addressing contextual stressors to promote more adaptive emotion socialization.
اصطلاح حکمرانی مطلوب نخستین بار در ادبیات مجامع غربی مطرح شد و اندیشمندان مسلمان را به فکر وا داشت که تا چه اندازه شاخص های بیان شده توسط سازمان های بین المللی با اندیشه اسلامی سازگار است و اینکه اسلام چه شاخص هایی را برای حکمرانی بیان کرده است. از جمله منابع اندیشه سیاسی اسلام که شاخص های حکمرانی در آن بیان شده است، متن مذاکرات قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که حضور تعداد زیادی از فقها و اندیشمندان اسلامی سبب ارزش این منبع شده است. در این پژوهش با استخراج شاخص های حکمرانی متعالی اسلامی از متن مذاکرات و مقایسه آن با شاخص های بیان شده در مجامع غربی سعی شده است هم شاخص های حکمرانی متعالی اسلامی تبیین شود و هم تفاوت و تشابه این شاخص ها در مقایسه با شاخص های حکمرانی مطلوب غربی روشن شود. به نظر می رسد با وجود شباهت ها در شاخص های دو سوی مقایسه، در شاخص عدالت تفاوت بسیاری در گستره آن در دو نوع حکمرانی وجود دارد. تفاوت ها نیز قابل توجه است و شاخص هایی مانند حفظ وحدت ملی و اسلامی، توجه به مستضعفان و طبقات محروم و توجه به معارف دینی مانند امر به معروف مسئولان از اختصاصات حکمرانی متعالی اسلامی است.
اعطای پیشکش به مثابه یک عُرف ریشه دار در دوره صفویه نیز مرسوم بود. این رسم در گذر زمان و متأثر از الگوهای فرهنگی دولت های مختلف، قالب یک مالیات موردی با کارکردهای مختلف به خود پذیرفت. یکی از مهم ترین این کارکردها تأمین نیازهای مالی دربار و بیوتات بود. در پژوهش حاضر این وجه از کارکردهای پیشکش در دوره صفوی محوریت یافته است و کوشش می شود ضمن بررسی ویژگی های این رسم، چندوچون کارکردهای مالی آن در ساختار و سازوکار درونی دولت صفوی بررسی شود. بنابراین به این پرسش پرداخته شده است که کارکردهای مالی رونق اعطای پیشکش در دوره صفویه چه بوده است؟ مبنای این بررسی شواهد برگرفته از منابع نوشتاری دوره صفوی اعم از آثار تاریخ نگاری، سفرنامه ها و کتابچه های اداری است که با رویکرد توصیفی تبیینی در جهت پاسخ به پرسش محوری پژوهش به کار گرفته شده است. به این ترتیب که داده های مورد نیاز از منابع استخراج شده و سپس به تحلیل و تبیین آنها در ذیل عنوان پژوهش پرداخته شده است. حاصل پژوهش نشان می دهد یکی از کارکردهای پیشکش ناظر بر استفاده برای مزد صاحب منصبان، مصارفی چون مطبخ شاهی و کارگاه های سلطنتی بود. وانگهی، تقدیم کنندگان نیز از رهگذر این رفتار کسب موقعیت بهتر یا تثبیت پایگاه خود را در نظر داشتند. به نظر می رسد کاربست راهکارهای متنوع برای وصول پیشکش به گسترش فساد به ویژه در زمان ضعف دولت مرکزی انجامیده است و نمی توان از سهم آن در ایجاد چرخه نابسامانی مالی چشم پوشید.
هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمون مدلی برای تأثیر صفات تاریک شخصیتی بر کیفیت زندگی زناشویی با تحلیل نقش واکنش پذیری عاطفی و باورهای مذهبی مشترک در بین دانشجویان متأهل است. روش پژوهش، همبستگی با رویکرد مدل ساختاری و متکی بر حداقل مربعات جزئی (PLS) می باشد. جامعه آماری پژوهش دانشجویان متأهل الزهرا تهران در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 510 نفر بوده و از این تعداد، 230 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه کیفیت زندگی زناشویی (لیچر و کارمات)، پرسشنامه صفات تاریک شخصیتی (جوناسون و وبستر) و پرسشنامه واکنش پذیری عاطفی (ناک و همکاران) می باشد. تحلیل مسیر نشان می دهد که صفات تاریک شخصیتی به صورت مستقیم بر واکنش پذیری عاطفی اثر مثبت و بر کیفیت زندگی زناشویی اثر منفی دارند. باورهای مذهبی مشترک اثر منفی بر واکنش پذیری عاطفی و مثبت بر کیفیت زندگی زناشویی دارند. صفات تاریک شخصیتی از طریق متغیر میانجی واکنش پذیری عاطفی بر کیفیت زندگی زناشویی اثر می گذارند. باورهای مذهبی مشترک در رابطه بین صفات تاریک شخصیتی و کیفیت زندگی زناشویی اثر تعدیل کننده و کاهنده دارند، درحالی که در رابطه بین صفات تاریک شخصیتی و واکنش پذیری عاطفی و همچنین رابطه بین واکنش پذیری عاطفی و کیفیت زندگی زناشویی اثر معناداری ندارند. بر اساس نتایج حاصل، می توان گفت صفات تاریک شخصیتی نقش مهمی در تضعیف کیفیت زندگی زناشویی ایفا می نمایند و می توان با تقویت باورهای مذهبی مشترک زوجین، آثار منفی این صفات را بهبود بخشید.
نهضت پروتستان در قرن شانزدهم میلادی با شعار اصلاح دینی دست به اعتراضاتی گسترده، به خصوص در برابر مرجعیت پاپ و سلسله مراتب روحانی در کلیسای کاتولیک زد. این اعتراضات در کنار عوامل دیگری که در طول سده های متأخر قرون وسطی باعث افول قدرت در حاکمیت کلیسای کاتولیک و دستگاه پاپی شده بود، اساس حکومت هزارساله در مسیحیت غربی را متزلزل ساخت؛ به طوری که کلیسای کاتولیک (دین)، برای همیشه از صحنه ی سیاست و حاکمیت کنار گذاشته شد. از سوی دیگر، تأکید جریان پروتستان بر شعار اصلاحات، این تحلیل را تقویت می کند که پروتستانتیسم نه در تقابل با حاکمیت دین، بلکه در راستای اصلاح آن و به طور خاص در جهت تغییر حاکمیت پاپ و کلیسای کاتولیک حرکت کرده است. مقاله ی پیش رو بر اساس روشی توصیفی و تحلیلی به بررسی ساختار، مبانی فکری و عملکرد رهبران نهضت پروتستان می پردازد و این فرضیه را تبیین می کند که ماهیت پروتستانتیسم و روح حاکم بر آموزه ها و شعارهای آن، مستلزم ایجاد بحران و هرج ومرجی است که امکان تحقق حکومت دینی را به طور کلی سلب می کند.
هدف اصلی این پژوهش کیفی تبیین و مستندسازی جایگاه هنر و تربیت هنری در نظام آموزشی کشور و بازنمایی مشکلات مبتلا به آن از طریق بررسی این سؤال مبنایی است که اصولاً وضعیت فعلی اجرا و تدریس هنر در مدارس متوسطه کشور به چه صورت است؟ پاسخ به این سؤال از طریق تحلیل وضعیت تدریس و جایگاه درس هنر در یک مدرسه متوسطه دوره اول و با استفاده از روش خبرگی و نقادی تربیتی آیزنر انجام شد. در این روش، وضعیت و مشکلات موجود هنر و تربیت هنری در قالب چهار مرحله توصیف، تفسیر، ارزشیابی و مضمون یابی مورد واکاوی و تحلیل عمیق قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز پژوهش نیز از طریق مشاهده، تصویربرداری و مصاحبه با کادر مدیریتی و آموزشی و دانش آموزان مدرسه جمع آوری و سپس سازماندهی و مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که علی رغم آنکه در برنامه های آموزشی و درسی دوره متوسطه اول، هنر در قالب یک کتاب درسی مدوّن وجود دارد؛ ولی عملاً تدریس و اجرای این حوزه مهم با محدودیت ها و تنگناهای مختلفی مواجه است و شرایط لازم برای تحقق اهداف هنری و زیبایی شناختی نظام آموزشی وجود ندارد. بدیهی است این امر منجر به آن می شود که بخش قابل توجهی از ظرفیت های هنری و زیبایی شناختی دانش آموزان رشد و شکوفا نشود. براین اساس، ضرورت دارد که جایگاه و نقش هنر در نظام آموزشی کشور از جمله در دوره متوسطه اول مورد تأمل و تجدیدنظر واقع شده و اصلاحات لازم در آن انجام بگیرد.
دیوان عدالت اداری به مثابه مرجعی عام در دادرسی اداری و مدعی صیانت از حاکمیت قانون، در قلمرو نظم قضاییِ چند دهه ی اخیر ایران طرحی نو درانداخته است. این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش است که آیا پیش بینی نهاد دیوان عدالت اداری منجر به دوگانگی نظم قضایی در جمهوری اسلامی ایران شده است؟ در قالب پژوهشی توصیفی – تحلیلی استدلال شد که دیوان عدالت اداری به مثابه محکمه و مرجع قضایی عام اداری در ذیل قوه ی قضائیه قرار داشته و تداعی گر نظم قضایی اداری، به گونه ای مجزّی از نظم قضایی عمومی است. لذا، مضاف بر اینکه در انحصار دیوان عدالت اداری قرار داشتن صلاحیت دادرسی های اداری که خود دوگانگی بر نظام قضایی در ایران را قوت و قوام بخشیده است، عوامل و مسائل معتنابهی هم چون؛ « تفوق و برتری بلامنازع دیوان عدالت اداری بر دادگاه های اداری ذیل قوه ی مجریه »، « تعاملات قضایی دیوان با نهاد دادرس اساسی »، « استقلال نهاد دیوان بر سایر مراجع قضایی در تشکیلات قوه ی قضائیه »، « خودنمایی دیوان عدالت اداری در عرض مراجع قضایی دیگر» ، « صلاحیت دیوان در صدور وحدت رویه ی قضایی » و غیره، تصور وضعیت دوگانگی بر نظم قضایی کشور را به طور روزافزون گسترش داده و تقویت کرده است.
بیان مسئله: رهاشدگی، افول پویایی و افت حیات در بافت های شهری- تاریخی و مسکونی از مسائلی هستند که همواره حضور گردشگران شهری به عنوان راه حلی برای رفع آنها یاد می شود. اهداف، اولویت ها و خواسته های متفاوت میان دو قشر ساکنین و گردشگران و بروز مشکلات و وجود مزایای متفاوت برای هر یک از طرفین، می تواند منجر به بروز تضادها و تعارض منافع مابین آنها شود. ازاین رو با توجه به ضرورت توجه به خواسته های ساکنین و نیز نیازهای گردشگران، تعارض منافع این دو قشر در محدوده ی گذر تاریخی صدر شهر تبریز مورد شناسایی قرار می گیرد.هدف: در این پژوهش، هدف درک صحیحی از سازوکار تعارض منافع ساکنین و گردشگران و دستیابی به اهداف هم راستا بین نیازهای گردشگران و ساکنان و کاربست آن در طرح های بازآفرینی و توسعه گردشگری از منظر کالبدی است.روش: روش پژوهش ترکیبی بوده و با راهبرد پس کاوی انجام یافته است. تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت تحلیل عامل اکتشافی و با استفاده از نرم افزار SPSS Ver 22 صورت گرفته است.یافته ها: عوامل شناسایی شده شامل چهار مورد بودند؛ عامل اول شامل حضور گردشگران و شادابی و نشاط محله، استقبال از گردشگران و پذیرش آن ها، کاهش هزینه های گردشگران، کاربری های ویژه تفریحی گردشگری، شلوغی معبر به منظور افزایش امنیت گردشگران؛ عامل دوم شامل مراکز اقامتی گردشگری، زیرساخت های گردشگری، کسب وکارهای گردشگری، تنوع و دامنه ی فعالیت ها و آزادی انتخاب گردشگران در انتخاب فعالیت ها؛ عامل سوم شامل دید و منظرهای مناسب، راحتی تردد پیاده و دوچرخه، دسترسی به حمل ونقل عمومی، بهداشت محیطی و فضای سبز؛ و عامل چهارم شامل باززنده سازی مراسمات ملی و مذهبی.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تعارض منافعی بین ساکنان و گردشگران در گذر تاریخی صدر وجود ندارد و ساکنان و گردشگران در یک نظام متعادل از منافع با جذب امکانات متنوع و متفاوت، ضمن ایجاد بستری مناسب می توانند موجب ایجاد تعادل منافع در این گذر تاریخی شوند.
مطابق اصل چهل وپنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، انفال و ثروت های عمومی، از جمله جنگل ها و مراتع غیرحریم، اراضی موات و معادن و... در اختیار حکومت اسلامی قرار گرفته است. مقررات ملی شدن به عنوان یکی از قوانین سلب مالکیتی، مالکیت خصوصی اشخاص را تحت تأثیر قرار داده است، لکن به دلیل عدم لحاظ شرایط خاص فقهی و حقوقی اراضی وقفی، به ویژه در مقررات ملی شدن، پس از انقلاب اسلامی، قوانین و مقرراتی در جهت احیا و صیانت از موقوفات کشور وضع شده است که در طول سالیان بعد از تصویب نامه ملی شدن جنگل ها و مراتع مورخ ۲۷/۱۰/۱۳۴۱ در چندین مرحله دستخوش تغییرات و اصلاحات بعدی شده است. تبصره ۶ الحاقی به ماده واحده قانون ابطال اسناد فروش رقبات آب و اراضی موقوفه در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۸۰ به عنوان آخرین اراده قانون گذار در خصوص حل اختلافات اراضی موقوفه که مشمول مقررات ملی شدن جنگل ها و مراتع واقع شده اند، به تصویب رسیده است. با ملاحظه سابقه اختلاف و نظرات شرعی شورای محترم نگهبان در این خصوص و همچنین آیین نامه اصلاحی مصوب ۲۵/۱۲/۱۳۹۵ و دستورالعمل اجرایی، آن را می توان به عنوان قاعده حل تعارض اراضی وقفی با مقررات اراضی ملی در جنگل ها و مراتع شناسایی کرد و از نظر اجرایی ملاک عمل قرار داد. بنابراین، با مرور نظرات فقهای شورای محترم نگهبان در این خصوص که مبنای صدور آرای متعدد قضایی به ویژه هیئت عمومی دیوان عدالت اداری بوده است، می توان تحلیل جامعی از زمان قابل قبول برای احیای اراضی وقفی در محدوده اراضی منابع طبیعی ارائه نمود. یکی از وجوه افتراق اراضی وقفی، ماهیت خاص این اراضی در شرایط جواز بیع و خروج از وقفیت است که در قواعد و مقررات سلب مالکیتی نیز باید لحاظ شود. لذا در موقوفات، پس از وقف، امکان فروش و سلب مالکیت بدون مجوز شرعی وجود ندارد، مگر با شرایط مجاز مربوط به وقف.