موضوع مقاله درباره "چالشها و راهکارهای پیادهسازی تجارت الکترونیکی در ایران" است و در آن چالشها در سه دسته فنی، فرهنگی ـ اجتماعی و مدیریتی جای گرفتهاند و براساس آن سه فرضیه اصلی طراحی شده است. در این خصوص بعد از تبیین مبانی نظری موضوع، با بهرهگیری از روش تحقیق از نوع توصیفی و با اجرای میدانی، دادهها از دو طریق کتابخانهای و میدانی گردآوری شدهاند. برای این منظور پرسشنامهای با عنوان "پرسشنامه چالشهای پیادهسازی تجارت الکترونیکی در ایران" طراحی شد و در جامعه آماری تحقیق که دربرگیرنده خبرگان و متخصصان صاحبنظر و آشنا با موضوع تجارت الکترونیکی و نیز افراد دخیل در امر پیادهسازی آن است، توزیع گردید. در ادامه پرسشنامههای تکمیل شده با بهرهگیری از روشهای آماری و با استفاده از نرمافزار SPSS پردازش و تحلیل گردید و دو دسته نتیجهگیری در قالب آزمون فرضیات و رتبهبندی موانع (اصلی، ابعاد هر کدام از موانع و رتبهبندی کلیه ابعاد موانع) بهعمل آمد. تحلیل دادهها نشان میدهد "چالشهای فنی" مانع پیادهسازی تجارت الکترونیکی در ایران نبوده و "چالشهای فرهنگی ـ اجتماعی" و "چالشهای مدیریتی" مانع پیادهسازی تجارت الکترونیکی در ایران هستند. همچنین چالشهای مدیریتی، فرهنگی ـ اجتماعی و فنی به ترتیب مهمترین چالشهای سه گانه پیادهسازی تجارت الکترونیکی در ایران هستند.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش پیش دبستانی بر مهارت های روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان سال اول، دوم و سوم ابتدایی است. پژوهش حاضر، یک پژوهش پس رویدادی (علی- مقایسه ای) است که در آن، آزمون مهارت های روانی- حرکتی لینکلن- ازرتسکی و پرسشنامه ی رفتار سازشی بر روی 320 دانش آموز کلاس های اول، دوم و سوم دبستان (که 160 نفر از آنان آموزش پیش دبستانی دیده و 160 نفر فاقد آموزش پیش دبستانی بودند و از سه منطقهی شمال، جنوب و مرکز تهران به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند) اجرا گردید؛ و نتایج آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که بین دو گروه آموزش دیده و آموزش ندیده در متغیر مهارت های روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی، به طور کلی تفاوت معنادار وجود نداشت. نتایج پژوهش حاضر تاییدکنندهی این نظر است که نمیتوان کودکان را به این امید که صرفاً تجربهی پیش دبستانی در تحول روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی آن ها تاثیر مثبت دارد، به مراکز پیش دبستانی فرستاد؛ بلکه شاید کیفیت برنامه های این مراکز، شخصیت و نحوهی ارتباط معلم، فضای مرکز، و میزان تجربهی پیش دبستانی است که در این قلمرو اهمیت دارد.
استراتژىهاى موجود را مىتوان در نحوه موضعگیرى جریانهاى سیاسى در برابر «حاکمیت دوگانه غیر کارکردى» مشخص و دستهبندى کرد. بر این اساس، شش استراتژى قابل شناسایى است که نویسنده، خود طرفدار استراتژى اصلاحات مشروطهخواهانه است.
سال 1383 ه . ش، توسط مقام معظم رهبرى، سال پاسخگویى مسئولان نظام نام گرفته است، مقاله حاضر با روش توصیفى ـ تحلیلى با عنوان قوه مقننه پاسخگو درصدد پاسخ به این پرسش است که «پاسخگویى چیست و مجلس و شوراى نگهبان باید به چه چیز و چه کسى پاسخگو باشند؟» با توجه به سؤال فوق، مقاله در پى تبیین پاسخگویى مجلس شوراى اسلامى و شوراى نگهبان به رهبر، مردم، قانون و شعارها و وعده هاى خود مى باشد.
پدافند غیرعامل از مهم ترین رویکردها و راهبردها در حوزه مدیریت بحران شهری می باشد، ایمنی و امنیت از دیرباز تاکنون در برنامه ریزی و مدیریت سکونتگاه های شهری مورد توجه بوده است. با نگاهی به ساختار و فضای سیاسی موجود و پارادایم های نظامی در فضاهای شهری لازم بهنظر میرسد تا در بستر نگاهی جامع، اقدامات سیستم دفاع غیرعامل مورد توجه قرار گیرد تا افزایش توان و اقتدار نظام و کاهش آسیب پذیری های کالبدی و انسانی از تجاوزات احتمالی، امکان وقوع یابد. در این میان، پدافند غیرعامل را نیز مجموعه اقدامات غیرمسلحانهای میدانند که موجب کاهش آسیب پذیری نیروی انسانی، ساختمان ها و تأسیسات شهری و تجهیزات و شریان های شهری و منطقهای در مقابل عملیات خصمانه و مخرب دشمن میگردد. در این راستا، بررسی پدافند غیرعامل و تحقق یکپارچگی، شناسایی عوامل مؤثر بر یکپارچگی و تفرق در مدیریت شهری و پدافند غیرعامل ضروری است. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، پس از تبیین اصول، اهداف و ملاحظات دفاع غیرعامل و تحلیل رویکرد پدافند غیرعامل در مناطق شهری، نقش مدیریت یکپاچه شهری (عوامل مؤثر بر یکپارچگی مدیریت شهری در سطح سیاستگذاری و تصمیم گیری) در پدافند غیرعامل شهری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد، مدیران شهری در بحث پدافند غیرعامل بایستی به گونه ای تلاش نمایند تا آمادگی لازم در جهت کاهش خسارات جانی و مالی به مقابله سریع و بهبود اوضاع تا سطح وضعیت عادی در سطح شهر در هنگام اضطرار فراهم آید.
عدالت ترمیمی به عنوان الگوی مقابل با همزیست با عدالت کیفری سنتی از دهه هفتاد قرن بیستم مورد توجه قرار گرفته است . مسایل و مشکلات ناشی از اجرای عدالت کیفری و سنتی (عدالت کیفری مبنی بر سزادهی و بازپروری) و از جمله عدم توجه کافی به حقوق و جایگاه بزه دیدگان و اجتماع و به طور کلی مصادره عدالت از طر دولت و انتقادها و ایرادهای وارد بر آن ، زمینه ساز ظهور عدالت ترمیمی و استفاده از برنامه ها و روشهای اجرای آن در بسیاری از کشورهای جهان گردید ؛ به گونه ای که تلاشهای ملی برای اجرای برنامه های عدالت ترمیمی ، بسرعت در برخی نهادهای منطقه ای و از جمله اروپایی و پس از آن درقلمرو بین المللی توسط سازمان ملل متحد ، مدنظر قرار گرفت و به رسمیت شناخته شد .
چکیده
در این بخش، چیتیک به اصطلاح وحدت وجود از دیدگاه موافقان و مخالفان توجه کرده، در ضمن اشارهاى نیز به وحدت شهود و نظریه احمد سرهندى کرده است .
موضوع اصلى این بخش که هدف اصلى این مقاله را نیز تشکیل مىدهد، بحث در مسئله مشهور تاثیر یا عدم تاثیر ابنعربى بر مولاناست .
برای درک میزان درستی و اصالت تاریخ نگاشته های انقلاب مشروطه، یک ضرورت مهم آن است که درباره منش و پرورش نگارندگان آن تواریخ را مطالعه و تامل کرد تا گرد و غبار کیش و شخصیت ایشان از آیینه نگاشته ها زدوده شود و سره از ناسره معلوم گردد.احمد کسروی، که سرانجام به وسیله موج غیرت مذهبی شیعیان ایران زمین از صحنه روزگار بیرون رفت، چنان کیش و روشی داشت که نمی توان انتظار داشت در میان محققان صاحب نام قرار گیرد و آثار او مرجع پژوهش و مطالعه شود؛ اما به هر دلیل و علت که بود وی با انتشار دو اثر در زمینه تاریخ مشروطه به چهره شاخص مکتب تاریخ نگاری مشروطه مبدل شد و آثار او در میان پژوهندگان رواج یافت. وقتی تاریخ زندگی و آثار او را به دقت بررسی می کنیم، درمی یابیم که او هم مانند بسیاری از روشنفکران غرب گرا، نان به نرخ روز خورده است، به طور مثال، میان موضع گیری های علمی اش قبل و بعد از سقوط رضاشاه تفاوت کاملاً محسوس و آشکاری وجود دارد. در مقاله محققانه زیر با جنبه های شخصیتی و فکری کسروی و تحلیل حیات فردی و اجتماعی اش آشنا می گردید.
در حوزه کتابشناسی تاریخ ایران و اسلام کتابهای متعددی به رشتة تحریر در آمده است که یکی از آنها کتابشناسی تاریخ ایران در دوران باستان، تألیف سرکار خانم دکتر مریم میراحمدی است که از سوی انتشارات امیرکبیر در سال 1369 برای نوبت اول چاپ شده است. این کتاب، مانند هر کتاب دیگری متضمن آثار و نتایج سودمندی است و البته خالی از عیب و نقص هم نیست. مقالة ذیل بر آن است که نکتههایی را در باب نقایص این کتاب یادآور شود، امید اینکه مفید واقع شده و در چاپهای بعدی، شاهد اصلاح این کتاب ارزشمند باشیم.
هدف این پژوهش بررسی مبانی، اصول و روشهای تربیت اخلاقی در سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. نوع این پژوهش کیفی است. برای رسیدن به هدف پژوهش از روش تحلیلی ـ اسنادی استفاده شده است. به منظور جمع آوری اطلاعات در مورد عوامل پژوهش یعنی اخلاق، تربیت اخلاقی، سیره پیامبر و اهل بیت، اصول، مبانی و روشهای تربیت اخلاقی از تمام کتابهای روایی، تاریخی و پژوهشها در این زمینه بهره گرفته شده است؛ بدین معنی که ابتدا به شناسایی و گردآوری منابع مورد نیاز همراه با فیش برداری و ثبت موضوعات مورد نظر پرداخته شد؛ .سپس داده ها طبقه بندی و در نهایت مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی است که در سیره پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) سه مبنا استنباط، و از هر مبنا یک اصل و از هر اصل دو روش استخراج شده است که جداگانه به آنها پرداخته شد. مبنای اول هماهنگی عقل و وحی است. اصل ناظر بر این مبنا تعامل تفکر اخلاقی و تعبد اخلاقی است و روشهای ناظر بر این اصل نیز تبیین ارزشهای اخلاقی و مبارزه با هوای نفس است. مبنای دوم هماهنگی دین و اخلاق است. اصل ناظر بر این مبنا درهم تنیدگی تربیت اخلاقی و تربیت دینی است و روشهای ناظر بر این اصل پاک کردن محیط مظاهر فساد و امر به معروف و نهی از منکر (ایجاد فضای اخلاقی) است. سومین مبنا هماهنگی حسن فعلی و حسن فاعلی است. اصل ناظر بر این مبنا تعامل انگیزه و عمل است و روشهای ناظر بر این اصل تحریک ایمان و اعتقادات دینی متربیان و پرورش میل و اشتیاق در به دست آوردن فضیلتها و توانایی مخالفت با رذیلتهاست.
عرفان شیوه ای از زندگی عارفانه است که در آن، ارتباط بین عابد و معبود یا خالق و مخلوق از طریق طی مقامات معنوی و گذراندن مراحل سلوک عرفانی میسر می گردد. در فرهنگ اسلامی، عرفان حالت دریافت شهودی، قلبی و اشراقی و راهی برای وصول به حقیقت، با تاکید بر کشف و شهود و ریاضت و تزکیه نفس است. در نگرش عارفانه که اساس آن دین محوری است، به گواهی شواهد تاریخی متعدد، مفهوم فراجنسیتی مشاهده می شود و نادیده انگاری تاریخی زنان در چنین نگرشی نامفهوم می نماید. در جامعه مردمدار که زنان کمتر از مردان، امکان حضور در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی را داشته اند و معمولا از متن به حاشیه رانده شده اند، طبیعی است که ورود زنان به سلک عارفان و طی مراحل کمال عرفانی با دشواری های متعدد صورت گرفته است؛ اما سرانجام زنان به طی مراحل سلوک عرفانی راه یافته و در بسیاری موارد گوی سبقت را از مردان ربوده اند. این مقاله با بررسی تاریخی سرگذشت زنان عارف و چگونگی ورود آنان به سلک عارفان، به این نتیجه می رسد که عواملی چند در راه یابی زنان به سلوک عرفانی از اهمیت برخوردار بوده است که مهمترین آنها رابطه خویشاوندی است. در قرون اولیه تصوف، زنان بـه صورت مریدان غیررسمی در خانقاه ها در جمع عارفان حضور داشته اند و از طریق خدمت به صوفیان و تامین هزینه های خانقاه ها تحت عنوان «خیرات و مبرات» و... نقش حمایت کنندگی داشته اند و در بعضی فرقه ها نیز تنها به شرکت در مجالـس وعظ و گاهی روایت حدیث بسنـده می کرده اند؛ اما اندک اندک مراحل سلوک عرفانی را طی نموده، به تربیت مریدان، برگـزاری مجالس وعظ، رهبـری خانقاه ها، اجـرای مراسـم سماع، همکاری و همیاری از طریق تشکیلات فتیان و... پرداخته انـد و بعضی حتی به مقـام ولیه اللهی نیز دست یافته اند. همچنین به نظر می رسد تفاوت مشرب ها و طریقت های عرفانی، باعث ایجاد تفاوت نگرش ها و اختلاف در شیوه های عارفانه زنان بوده است.
عبارت «ال یاسین» بخشی از یک آیة قرآنیاست که فقط یک بار و در آیة 130 سورة مبارکة صافات به کار رفته است. مجال تفسیر این آیه با توجه به شرایط ویژة آن، معرکة ارائه و تقابل آرای متفاوت تفسیری است. گروهی از مفسران شیعه بر اساس روایات تفسیری ذیل آیه و اینکه یکی از اسامی پیامبر (ص)«یس» است و احتمالاً برای اثبات فضیلتی برای اهل بیت (ع)، قرائت صحیح آیه را «سلام علی آل یاسین» و مراد از این عبارت را اهل بیت پیامبر (ع)دانسته اند که طبیعتاً با این فرض، سلام و درود موجود در آیه، مختصّ ایشان خواهد بود. اما گروهی دیگر از مفسران شیعه و اکثر مفسران اهل سنت با توجه به قرینه هایی مانند قرائت مشهور، شکل ساختاری کلمه و سیاق و سباق، این واژه را شکل دیگری از واژة الیاس و مراد اصلی از آن را خود حضرت الیاس دانسته اند. از آنجا که مهم ترین دلیل طرفداران صحّت قرائت به آل یاسین که مراد از آن اهل بیت (ع)است، روایات تفسیری ذیل آیه می باشد که به صورت جامع بررسی و نقد نشده اند، در پژوهش پیش رو برای تبیین و دستیابی به مفهوم و مصداق اصلی عبارت «ال یاسین»، با بهره گیری از برخی شواهد قرآنی، لغوی و دیدگاه های تفسیری، به بررسی و نقد روایات تفسیری ذیل آیه و برخی دیدگاه تفسیری برخی موافقان پرداخته می شود و در نهایت، به ضعف و غیر قابل استناد بودن روایات تفسیری و صحّت قرائت آیه به صورت ال یاسین که مراد از آن خود حضرت الیاس است، دست خواهیم یافت. در اینکه مفهوم آیه، سلام بر حضرت الیاس باشد، هیچ نفی فضیلتی از اهل بیت (ع)نشده است و «آل یس» بودن اهل بیت (به معنی اهل بیت پیامبر بودن و جایگاه والای ایشان در نزد خداوند) با استناد به برخی دیگر از آیات قرآنی و شواهد روایی به راحتی اثبات می شود.
" مقدمه: در این پژوهش اعتباریابی مقیاس جدید کمالگرایی مورد بررسی قرار گرفت.
روش: ابتدا ترجمهی فارسی مقیاس کمالگرایی و پرسشنامه سلامت عمومی به 68 نفر (34 دختر و 34 پسر) از دانشآموزان کلاس دوم راهنمایی شهر شیراز ارایه شد. پایایی مقیاس بهروش ضریب آلفای کرونباخ و روایی همگرای آن از طریق بررسی رابطه ابعاد مقیاس با مقیاس سلامت عمومی بررسی شد. سپس مقیاس مذکور مجددا روی نمونهای شامل 313 نفر از دانشآموزان کلاس دوم و سوم راهنمایی (164 پسر، 149 دختر) که بهروش خوشهای تصادفی از نواحی چهارگانهی آموزش و پرورش انتخاب شده بودند، اجرا و روایی سازهای آن با روش تحلیل عاملی بررسی شد.
یافتهها: محاسبهی ضریب آلفای کرونباخ حاکی از پایایی قابل قبول ابزار بود. همچنین انتظارات اولیه از وجود رابطه بین ابعاد منفی کمالگرایی و سلامت روانی تایید گردید. بررسی ساختار عاملی مقیاس نیز حاکی از وجود 6 عامل (سه عامل مثبت و سه عامل منفی) بود که مجموعا 43% از واریانس کل را تبیین میکرد.
نتیجهگیری: مقیاس جدید کمالگرایی از پایایی و روایی قابل قبولی برخوردار است و با توجه به مزایایی که نسبت به مقیاسهای قبلی دارد، بهمنظور استفاده در تحقیقات مربوط به کمالگرایی توصیه میشود."
نَفْس مراتب دارد: نفس اماره، نفس لوامه، و نفس مطمئنه. مولانا اصطلاحات نفس سَبُعی و نفس بَهیمی را به کار می برد. مولانا نفس را چون دزدی می داند که طاعات و عبادات ما را از انبار وجودمان می رباید. گاه نفس را به دوزخی تشبیه می کند که خود همچون اژدهاست. او نفس را سرمنشأ تمام گمراهیها می شمارد. قرآن در آیه دوم از سوره «القیامه» به نفس لوامه اشاره و از آن به روح انسانی که دچار لغزش شده تعبیر می کند.
در این مقاله، نویسنده با ارجاع به اشعار مولانا و، همچنین، برخی منابع معتبر انواع نفس را توضیح می دهد و به موازات آن راههای درمان امراض نفس و چگونگی مبارزه با آن را بیان می کند.
در این جستار با عنوان «دانش واژگان دشوار فهم قرآن» نخست از جایگاه این دانش در میان دیگر دانش هاى قرآن سخن گفته شده است. و آنگاه تعریف آن از میان تعاریف قرآن پژوهان مطرح گردیده و در ادامه، پیشینه دانش غریب القرآن تا روزگار یاران نبى اعظم(ص) پى جسته و از تلاش هاى دانشورانى چون «ابان بن تغلب»، «ابو عبیده معمر بن مثنى تیمى»، «ابو زکریا یحیى بن زیاد فراء»، «ابوبکر سجستانى» و راغب اصفهانى یاد شده است. معرفى آثار سامان یافته دانشوران یاد شده در حوزه دانش «غریب القرآن» و شیوه ایشان و ویژگى هاى آن آثار بحث دیگرى است که در این نوشتار بدان پرداخته شده است. و در فرجام از کتاب «المفردات فى الفاظ القرآن» تألیف ابوالقاسم حسین بن محمد راغب اصفهانى که نقطه عطفى در گستره دانش «غریب القرآن» است سخن به میان آمده است.