هدف: فلسفه عنصری اساسی در فرآیندهای آموزشی محسوب می شود، بطوری که بدون داشتن پایه ها و تفکرات فلسفی نمی توان به دنبال اهداف و تعیین روش های اجرایی و ارزشیابی نتایج بود. از این رو، هدف از این تحقیق، بررسی اثر آموزش اصول و فلسفه تربیت بدنی بر اولویت فلسفه آموزشی و همچنین بر فلسفه های آموزشی دانشجویان دختر و پسر گرایش مدیریت و برنامه ریزی ورزشی بود.
روش: روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی بوده که به شکل طرح آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد و جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی و از طریق پرسشنامه انجام گرفت، بدین منظور تعداد 51 دانشجوی دختر و پسر رشته کارشناسی ناپیوسته تربیت بدنی با گرایش مدیریت و برنامه ریزی ورزشی از دانشگاه شمال آمل که در سال تحصیلی 88-1387 در ترم یک مشغول به تحصیل بودند، در این تحقیق شرکت کردند؛ و قبل و پس از 16 جلسه تشکیل کلاس اصول و فلسفه تربیت بدنی، توسط پرسشنامه «پیش فرض های اولویت فلسفی» ارزیابی شدند.
نتایج: قبل از برگزاری کلاس آموزشی، دانشجویان به طور معنی داری دارای اولویت فلسفه آموزشی اصالت ذهن بودند؛ ولی پس از آن، اولویت فلسفه آموزشی ایشان به طور معنی داری به واقع گرایی تغییر نمود. میزان پذیرش فلسفه های آموزشی از جانب دانشجویان در مؤلفه های جاودان گرایی، اصالت ذهن و واقع گرایی پس از 16 جلسه کلاس آموزشی اصول و فلسفه تربیت بدنی در مقایسه با قبل آن افزایش معنی داری یافت.
بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از افزایش میزان علاقه مندی دانشجویان به اصول آموزشی مطرح شده از جانب مکاتب فلسفی واقع گرایی، اصالت ذهن و جاودان گرایی، در اثر برگزاری کلاس های آموزشی اصول و فلسفه تربیت بدنی است.
بشری را تشکیل می دهد و به همین سبب، این موضوع از دیرباز در فرهنگ اسلامی مورد توجه بوده و امروزه نیز در بسیاری از کشورها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. نخستین گام برای پژوهش در این زمینه، آشنایی با مسائل و موضوعات مطرح در این قلمرو، و بهترین راه برای آشنایی با موضوعات و اندیشه های مطرح در این حیطه، بررسی رویکردهای رایج در آن است. از این رو، این مقاله رویکردهای مطرح در این موضوع را احصا، طبقه بندی و نقد و بررسی کرده و بر پایه آن، مسائل و موضوعات اساسی تربیت اخلاقی را استخراج و طبقه بندی کرده است.
در مطالعات فعلی سازمان و مدیریت این عقیده وجود دارد که مفهوم معنویت و معنویت در کار، می-تواند پاسخ و راه حلی برای کاهش کژکارکردهای سازمانی همچون از خودبیگانگی، استرس، سازش بیش از حد و زوال شخصیت برای کارکنان باشد. لذا در این تحقیق محققان قصد دارند تا مدل جامعی را برای تبیین عوامل مؤثر و متأثر از معنویت معرفی کنند. محققان با بررسی سابقه تحقیقات گذشته، به یک مدل مفهومی جامع برای تبیین عوامل مؤثر بر معنویت، معنویت و عوامل متأثر از معنویت دست یافتند و این مدل را در شرکت آب و فاضلاب شهر تهران (آبفا) از طریق پرسشنامه مورد سنجش و آزمون قرار دادند. روش تحقیق مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی - مدل معادلات ساختاری بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که در بین ابعاد عدالت، عدالت تعاملی دارای بالاترین اثر بر روی معنویت است و خود معنویت نیز بر روی رضایت شغلی، تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی اثر مثبت و معناداری دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که عدالت توزیعی، رویه¬ای و بعد اول معنویت (یگانگی در کار) نامناسب است
بر اساس نظریه برساختگرایی اجتماعی، جرم یک پدیده اجتماعی است که خارج از
ذهن بشر وجود عینیِ مستقلی ندارد و آنچه جرم به شمار میرود، بسته به اینکه چه کسی آن
یک واقعیت » را تعریف میکند، گوناگون است؛ بنابراین، در روابط میان افراد، با برساخت
مواجهیم. مقاله حاضر با اتخاذ موقعیت میانه از رویکرد برساختگرایی « اجتماعی از جرم
که معتقد است فرمولبندی و « واقعیت اجتماعی جرم » اجتماعی به جرم و استفاده از نظریه
اعمال قوانین کیفری، توسعه الگوهای رفتاری متناسب با تعریف رفتارهای مجرمانه و
برساخت تصورات و ادراکات کیفری در جامعه، محصول کنش سهامدارانی است که برآنند
با اثرگذاری بر فرایند جرمانگاری، چیرگی و منافع خود را تضمین کنند، واقعیت فرایند
جرمانگاری را در ایران به بحث و بررسی میگذارد. مطالعه مشروح مذاکرات کمیسیونها و
جلسات عمومی مجلس شورای اسلامی، گفتمان رسمی کنشگران سیاست جنایی و تحلیل
نظرات و آراء فقها با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی نشان میدهد دستکم در
برخی حوزههای جرمانگاری در نظام عدالت کیفری ایران، نظریه برساختگرایی بر فرایند
جرمانگاری و ذهنیت کنشگران آن حاکم بوده است.
مسأله تجربه دینى، از جمله مسائلى است که امروزه براى جامعه فرهنگى ما مسألهاى گشوده و مورد توجه است. در این اقتراح، از معناى تجربه دینى و ربط و نسبت آن با عرفان، ایمان و گزارههاى دینى سخن به میان آمده است. همچنین از حجیت معرفت دینى و ارتباط آن با دین شخصى و دین نهادینهشده تاریخى بحث شده است. عوامل تسهیلکننده و موانع وقوع تجربه دینى و نیز آثار و پیامدهاى تجربه دینى بر شخصیت و منش صاحب تجربه از دیگر مسائلى است که در اقتراح مطرح شدهاند. شرکتکنندگان در این اقتراح، آقاى مصطفى ملکیان و آقاى محمد لگنهاوزن بودهاند که به جهت رعایت اختصار، نظرات آقاى ملکیان را در اینجا منعکس مىکنیم.
یکی از مسائل مهم علوم دینی و علوم انسانی، فهم معنای متن است. هرمنوتیک یکی از شاخه های علوم انسانی است که به بح ث در مبانی نظری تفسیر و فهم متن می پردازد. علم اصول فقه نیز هدف مشابهی را دنبال می کند زیرا وظیفه ی آن، استنباط حکم شرعی از متون و منابع دینی است و از این روست که اصولیان - در بحث الفاظ - ناگزیر به کشف قواعد فهم متون هستند.
با توجه به زمینه های مشترکی که میان این دو رشته علمی وجود دارد، مطالعه تطبیقی میان آن ها ضروری به نظر می رسد تا با شناخت مبانی مشترک، بتوانیم از اصول و موازین متقن فهم متن درک بهتری داشته باشیم.
از آنجا که در میان شاخه های هرمنوتیک، هرمنوتیک کلاسیک نزدیکی بیشتری با اصول فقه دارد، در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی همراه با گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای انجام گرفته است، به بررسی مبانی مشترک میان اصول فقه و هرمنوتیک کلاسیک پرداخته شده است و از این رهگذر شش مبنای مشترک میان آن دو تبیین گردیده است؛ ۱. مؤلف محوری ۲. معیارگرایی ۳. عینیت گرایی و تعین معنا ۴. امکان عبور از موانع تاریخی فهم (أصاله عدم النقل) ۵. تبعیت از قواعد عام فهم ۶- پرهیز از تأثیر پیش فرض ها.
دعوای اعسار اعم از اعسار از هزینه ی دادرسی و محکوم به، یکی از شایع ترین دعاوی مطروحه در محاکم است و همین امر ایجاب می کند تا این دعوا بهتر شناسایی شود. یکی از موضوعات مهم در مورد دعوای اعسار و اساساً هر دعوایی، مالی یا غیرمالی بودن آن است. اگرچه دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه ی شماره ی 662 مورخ 29/7/1382 این دعوا را غیرمالی اعلام کرده است، اما این رأی خدشه پذیر و قابل نقد است. در این مقاله تلاش می-شود به این پرسش پاسخ داده شود که آیا دعوای اعسار، مالی است یا غیرمالی ؟
این مقاله، جستاری است در مورد مقتل الحسین کتاب الفتوح که ابن اعثم کوفی در حدود قرن چهارم آن را نوشته است. الفتوح نیز همچون سایر کتب تاریخی ـ روایی از هجمه تحریفات عاشورایی مصون نمانده، چنان که ما را در بعضی از مطالب مربوط به جریان عاشورا در تردید قرار می دهد. لذا در این بررسی سعی شده، پس از ارزیابی شخصیت مؤلف و توضیحاتی در مورد کتاب او، به برخی از این هجمه های تحریفی اشاره و مطالب تاریخی ـ روایی آن مورد کند و کاش قرار گیرد.
طبیعت در فرهنگ و هنر و به ویژه نگارگری ایرانی نقش و جایگاه مهمّی دارد. به همین دلیل، این پژوهش با مطالعه منابع مکتوب و تاریخی، به تحلیل و بررسی جایگاه و چگونگی تغییر سیر زیبایی شناختی طبیعت، به منزله یکی از ارکان نگاره های ایرانی در مکتب اصفهان می پردازد. پیش فرض این پژوهش نیز این بوده است که طبیعت در تک نگاره های مکتب اصفهان، تا حدّ زیادی کارکرد سابق خود را ازدست می دهد و در بسیاری از نگاره ها از اهمیت نقش آن در ساختار اصلی نگاره کاسته می شود. طبیعت به منزله یکی از مهم ترین نمودهای نگارگری ایران، همواره نزد نگارگر ایرانی جایگاه مهمّی داشته است و جلوه شورانگیز آن را تقریباً در همه نگاره های ایرانی می توان دید. ولی نمود عینی و زیبایی شناختی طبیعت در نگارگری و به ویژه تک نگاره های مکتب اصفهان، جلوه ای متفاوت با سنّت نگارگری پیش از آن دارد و از آن جایگاه آرمانی و بهشتی پیشین برخوردار نیست؛ حتی نقش آن گاهی تا حدّ پس زمینه فرو کاسته می شود یا به کلّی از نگاره ها حذف می شود. در مجموع، طبیعت در این مکتب مانند گذشته از تناسب مکمّلی با دیگر عناصر نگاره ها (مثل انسان و معماری) برخوردار نیست. علت چنین چیزی را می توان در تحولات تاریخی، شرایط فرهنگی و اجتماعی، رواج نیافتن کتاب آرایی درباری، ارتباط ایران با فرهنگ غرب، سنّت نقاشی متأخر گورکانیان هند و ارمنیان ساکن اصفهان، همچنین تغییر الگوهای زیبایی شناختی نگارگر ایرانی جستجو کرد. در واقع، از این به بعد، نگارگر ایرانی سیر تحوّل نگاره های خود را به سوی نوعی انسان گرایی در نقاشی و در ابعاد کلّی، در اندیشه و فرهنگ ایرانی سوق می دهد
در زمان حکومت شاهرخ، پادشاه علم دوست و هنر پرور حکومت تیموریان به دلیل صلح و ثباتی که در مناطق تحت حکومت وی بوجود آمد، زمینه برای رشد و شکوفایی بسیاری از مظاهر فرهنگی بوجود آمد. شاهرخ همچنین در این میان با فراهم کردن بسیاری از امکانات فرهنگی و آموزشی بستر مناسبی را برای رونق علم و فرهنگ بوجود آورد. در این مقاله به اقداماتی که توسط شاهرخ و فرزندانش در زمینه فرهنگ و آموزش انجام شده است می پردازیم. این اقدامات شامل ساخت مراکز مختلف فرهنگی و آموزشی و حمایت از این امور می باشد. همچنین به اقداماتی نظیر جمع آوری و فراخواندن هنرمندان و دانشمندان به هرات پایتخت تیموریان، که ابتدا توسط تیمور و سپس جانشینانش دنبال شد، اشاره می کنیم و در نهایت به آثار و نتایج این اقدامات می پردازیم.
پژوهشگران تاریخ اندیشه دوره اسلامی، حنین بن اسحاق (194-260ق) را به درستی، نماینده فرهنگ یونانی ـ رومی در عصر نخست عباسی دانسته اند. او مترجمی توانا و پزشکی حاذق به شمار می آمد و در فلسفه و کلام مسیحی دست داشت. بی تردید می توان حنین را بزرگ ترین مترجم نهضت ترجمه عصر عباسی خواند، چنان که منابع کهن نیز او را «شیخ المترجمین» نام داده اند. او در این عرصه شیوه گذار بود و مکتب دار. به اعتقاد حنین هر ترجمه بر حسب توانایی مترجم و ذوق و دانش سفارش دهنده شکل می گیرد. از این رو، او گاه در ترجمه اثری به شرح و ایضاح کامل معانی می پردازد و گاه در تلخیص متن مبالغه می ورزد؛ با این همه ویژگی های ثابتی در سبک ترجمه وی و هم مکتبانش قابل تشخیص است. در این پژوهش، گوشه هایی از زندگی علمی حنین همچنین روش ترجمه او و شاگردانش و نیز نسبت حلقه ترجمه او با دانشوران و دولتمردان زمانه بررسی شده است.
در این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی، به مطالعة موردی گروه بحث الکترونیک دانشگاه فردوسی مشهد پرداخته شده است. جامعه آماری پژوهش از 1319 پست الکترونیکی تشکیل شده که از ششم دی ماه 1385 تا ششم تیرماه 1386 به این گروه بحث ارسال شده اند. مطالعه موردی حاضر با روش تحلیل محتوای ساختاری انجام گردید . یافته های مرحله اول پژوهش نشان میدهد پراکندگی موضوعی در پستهای ارسالی، به ترتیب با 93/56% فراوانی در گروه «مرتبط با کتابداری و اطلاع رسانی»، 16/20% فراوانی درگروه «عضویت»، 64/8% در گروه «هرزنامه ها»، 65/7% درگروه «تبریک و تسلیت» و 59/6% در گروه «متفرقه» است. در مرحله دوم، به منظور بررسی ارتباطهای علمی اعضای گروه بحث، 751 پست الکترونیک ارسالی به گروه «مرتبط با کتابداری و اطلاع رسانی» با استفاده از دستورکار رمزگذاری شده، تحلیل محتوای کیفی گردید و مشخص شد 194 پست (82/25 %) در مقوله «اخبار و رویدادهای مرتبط با کتابداری»، 21 پست (79/2%) در حوزه «اخبار فناوری اطلاعات»، 96 پست (78/12%) حاوی اخبار «انجمن کتابداری ایران»، 172 پست (90/22%) از «همایشها و کارگاه ها»، 22 پست (92/2%) درمورد «تحصیلات تکمیلی و عالی»، 131 پست (44/17%) در مقوله «منابع و مطالب جدید»، 19 پست (52/2%) درباره «جستجوی متخصصان کتابداری»، 14 پست (86/1%) با موضوع«آگهی استخدام»، 14 پست (86/1%) در مورد «نمایشگاه کتاب»، 23 پست (06/3%) درارتباط با «منزلت اجتماعی رشته»، و 156 پست (77/20%) به «پرسش موضوعی» و پاسخ در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی و رشته های، مرتبط اختصاص یافته بودند
زمینه و هدف: بی خوابی از اختلال های شایعی است که در اغلب موارد به عنوان علامت همراه اختلالهای جسمی و روان شناختی تشخیص داده میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوع نشانگان بی خوابی و شناخت اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری برکاهش این نشانگان در زندانیان مرد انجام شد.
مواد و روش ها: نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شبه آزمایشی 28 نفر از زندانیان مرد زندان مرکزی شیراز بودند که به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس افراد گروه آزمایش به مدت 9 جلسه تحت گروه درمانی شناختی رفتاری قرار گرفتند، در حالی که آزمودنی های گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. آزمودنی ها شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ، سیاهه افسردگی بک و سیاهه اضطراب بک را تکمیل کردند. داده ها به کمک تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شدند.
یافته ها: درصد بالایی از زندانیان مورد بررسی نشانگان بی خوابی را گزارش کردند. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس یک راهه نشان داد گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش نشانگان بی خوابی در مرحله پس آزمون (01/0p<) و پیگیری (05/0p<) موثر است.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای بی خوابی در زندانیان و اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی، انجام پژوهشهای بیشتر و ارائه خدمات روان شناختی در جهت کاهش نشانگان بی خوابی و عوامل زمینه ساز آن ضروری به نظر می رسد.