هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازارچه های مرزی بر ارتقاء شاخص های اقتصادی - اجتماعی مناطق روستایی مرزنشین خاو و میرآباد، زریوار و سرکل در شهرستان مریوان است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی - تحلیلی است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و در بخش میدانی از روش پیمایش مبتنی بر تکمیل پرسش نامه و مصاحبه بهره گرفته شده است. جامعة آماری این پژوهش، خانوارهای ساکن در سه دهستان مرزی خاو و میرآباد، زریوار و سرکل هستند که با بهره گیری از فرمول کوکران از میان ۳۰۹۴ خانوار، تعداد 360 خانوار به منزلة حجم نمونه انتخاب شده اند. اعتبار پرسش نامه نیز براساس آزمون آلفای کرونب اخ، 0.7۴ درصد به دست آمده است. همچنین با 3۰ نفر از افراد نمونه برای تکمیل یافته ها، مصاحبة فردی عمیق صورت گرفته است. روستاهای بررسی شده در سه دسته براساس فاصله از مرز (فاصلة دور، متوسط و نزدیک) طبقه بندی شده اند و 18 روستا (در هر فاصله، 6 روستا) برای نمونه انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون t تک نمونه ای، آزمون کای اسکوئر و آزمون ANOVA در نرم افزار SPSS و برای تجزیه و تحلیل فضایی و تولید نقشه های مبتنی بر داده های آماری نیز از روش های خوشه بندی کم/ زیاد، خودهمبستگی فضایی، تحلیل لکه های داغ و روش IDW [1]در نرم افزار GIS استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد بازارچه های مرزی از نظر شاخص های اقتصادی، عملکرد مطلوبی در مناطق روستایی مرزنشین نداشته اند. با توجه به تحلیل فضایی پژوهش، بازارچه های مرزی از نظر وضعیت اقتصادی بر روستاهای در فاصله متوسط از مرز (15-5کیلومتری)، تأثیر بیشتری نسبت به روستاهای دور از مرز و نزدیک مرز داشته اند. همچنین فعال شدن این بازارچه ها در زمینة ارتقاء شاخص های اجتماعی، ازجمله: مشارکت اجتماعی، روحیة کار گروهی و تعاملات اجتماعی با روستاهای همسایه و کشور عراق نیز، تأثیر مثبتی بر جای گذاشته است؛ از این رو باید با سازوکارهایی، زمینة افزایش مشارکت روستاها را در فعالیت بازارچه ها فراهم آورد و با آموزش روش های نوین تجارت و آشنایی با مقررات صادرات و واردات، جمعیت ساکن در منطقه را از منافع بازارچه ها بهره مند کرد. [1] Inverse Distance Weighted
قرآن، کتاب هدایتی است که به دلیل جاودانگی، محدوده خطابش منحصر به مردمان عصر نزول نیست. احادیث معصومان علیه السلام با جایگاهی که در تفسیر قرآن دارند، اصطیاد پیام های ماندگار این کتاب را هموار می سازند. این مهم در تفسیر فرازهایی همانند «وَ أتُوا البُیُوتَ مِن أَبوابِها» که مستقل از بستر تاریخی زمانه نزول، بر معنای دیگری هم دلالت دارند، بروز نموده و زمینه توجه بسیاری از مفسران نسبت به قاعده «حجیت مفاد فرازهای مستقل قرآن» را تدارک دیده است. باور به مَثَل بودن این فراز و گرایش تفسیری برخی مفسران از دیگر عواملی است که زمینه ساز نگاه استقلالی به این جمله است. نوشتار حاضر با تحلیل دیدگاه های گوناگون، ضمن اثبات معناداری فراز مذکور در خارج از سیاق آیه 189 بقره، نشان می دهد تفسیر روایات بر پایه استقلال مفاد آن، قاعده ای تفسیری و عملاً آموزشی برای مفسران است.
با نگاهی جغرافیایی به توزیع مکانی فعالیت و استقرار مکانی _ فضایی جوامع تولیدی در فضای سرزمینی بدون هیچگونه تردیدی جوامع عشایری بعنوان یکی از کانون های تولیدی بویژه از دیدگاه تولید گوشت قرمز و سایر فرآورده های لبنی مطرح می باشند . در فرآیند تحولات اجتماعی _ اقتصادی نظام های بهره برداری در ایران ، جوامع عشایری نیز بالطبع دچار مسائل و مشکلات زیستی شده اند که اغلب با کمبود نیازهای رفاهی نیز همراه است . در راستای تجهیز و توسعه نظام عشایری طرح های متفاوتی در کشور صورت پذیرفته است . یکی از گذاره های مطرح سامان دهی کانون های عشایری است در این طرح همواره مکان مناسب برای تامین نیازهای متفاوت عشایری از نظر اسکان و تقویت بنیان های اقتصادی آنان بایستی مورد توجه قرار گیرد .در این مقاله تلاش شده مکان یابی کانون های عشایری از منظر شاخص ها و مولفه های بنیادی اثرگذار(محیطی_اکولوژیکی،اجتماعی _اقتصادی و فضایی) در زندگی عشایری را براساس مورد پژوهی سامانه قشلاق آب تلخ سرخس با روش اسنادی _ پیمایشی مورد توجه قرار گیرد .کانون مورد مطالعه در یکی از زیست بوم های عشایری شمال خراسان در شهرستان سرخس از استان خراسان رضوی قرار دارد.دراین راستا رویکرد توسعه و تجهیز منابع در پی انست اثبات نماید که سامان پایدار عشایری از یک سو فضای کالبدی مناسب برای زیست و اسکان را فراهم می آورد و از سوی دیگرپایداری نظام اقتصادی عشایر را نیز تضمین می نماید .
با توجه به حجم تحقیقات در دانشگاه فردوسی و تداوم اجرای طرحهای بیشتر در این دانشگاه، این پژوهش بر آن است که به بررسی چگونگی و میزان استفاده از منابع اطّلاعاتی (موجود یا غیرموجود در کتابخانه های دانشگاه) در انجام طرحهای پژوهشی در این دانشگاه بپردازد. نوع این پژوهش کاربردی است و به روش کتابسنجی و با استفاده از فن تحلیل استنادی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که:1. اختلاف معنیداری بین کمیّت منابع غیرفارسی موجود و غیرموجود استنادشده طرحهای پژوهشی دانشگاه فردوسی وجود دارد. 2. اختلاف معنیداری بین نوع منابع موجود و غیرموجود استنادشده در طرحهای پژوهشی دانشگاه فردوسی مشاهده شد. 3. اختلاف معنیداری بین روزآمدی منابع استنادشده در طرحهای پژوهشی دو حوزه علوم انسانی/ اجتماعی و علوم پایه و کشاورزی مشاهده شد. 4. همچنین با توجه به نتایج بدست آمده از آزمون یومان ویتنی بین میانگین تعدادی از انواع منابع مورد استفاده در طرحهای پژوهشی مانند کتاب و مقاله فارسی و انگلیسی در دو حوزه اختلاف معنیداری مشاهده شد و بین میانگین تعداد دیگری از انواع منابع مانند پایان نامه های فارسی و انگلیسی در دو حوزه اختلاف معنیداری مشاهده نشد. 5 . اختلاف معنیداری بین میزان استناد طرحهای پژوهشی به منابع غیرفارسی در دو حوزه مشاهده شد.