ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۲۶۱ تا ۱۹٬۲۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۹۲۶۱.

مقایسه چشم انداز زمان، هیجان ابراز شده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف این پژوهش مقایسه تاب آوری، خردمندی، هیجان ابرازشده و چشم انداز زمان در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم بود. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای بود که نمونه پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی و مادران دارای کودکان عادی 7 تا 12 ساله در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر ارومیه بودند که از میان آنان 120 مادر،60 مادر دارای فرزند کم توان ذهنی و 60 مادر دارای فرزند عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های چشم انداز زمان زیمباردو و بوید، مقیاس تاب آوری کونور و دیودسون، ابرازگری هیجانی کینگ و امونز و پرسشنامه خرد آردلت پاسخ دادند. تحلی ل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 23 تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد مؤلفه های چشم انداز زمان، هیجان ابرازشده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک سالم تفاوت معناداری دارد. به بیان دیگر، مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک عادی، خردمندی کمتر، حال جبرگرای بیشتر، گذشته مثبت و حال آینده نگر کمتری، تاب آوری کمتر، هیجان منفی بیشتر و هیجان های مثبت کمتری را تجربه می کنند. این یافته ها اهمیت مطالعه متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان شناختی مراقبان کودکان کم توان ذهنی را روشن می سازد.
۱۹۲۶۲.

پژوهشی در «خلیفه» خواندن راویان حدیث در سنّت نبوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
با شکل گرفتن نزاع خلافت در فرقه های اسلامی، سنت حدیثی نیز دستخوش تأثراتی از این نزاع گردید. از این رو بررسی و اعتبار سنجی روایاتی که به این موضوع می پردازند حائز اهمیت خاصی است. یکی از روایاتی که به موضوع «خلفا» اشاره دارد، روایت معروف «اللهم ارحم خلفائی» است که به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت می دهد که ایشان راویان حدیث را به عنوان «خلفا» معرّفی نمودند. در این نوشتار ابتدا با بررسی اسناد حدیث نشان داده شده که رجال آن عمدتاً عامی و ضعیف هستند و برخی از طرق آن بر اثر قلب اسناد، به منابع شیعه راه یافته، و به این جهت مورد توجه علمای شیعه نیز قرار گرفته است. در ادامه به تحلیل محتوای آن پرداخته شده و با بررسی روایات معتبر سنّت امامی، تعارض آن با اصول مذهب شیعه به اثبات می رسد، چه اینکه «خلیفه» عنوانی است که تنها بر ائمه ی معصومین علیهم السلام اطلاق شده است.
۱۹۲۶۳.

مدل سازی محاسباتی تمایز بین دو مقدار ناهمگونی در یک جفت محرک در ناحیه V4 قشر بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
مقدمه: این پژوهش سازوکارهای محاسباتی تمایز ناهمگونی دوچشمی را در ناحیه V4 قشر بینایی با رویکردی نوین در مدل سازی بررسی می کند. هدف، تحلیل توانایی نورون های V4 در تشخیص ناهمگونی های ظریف نزدیک به صفحه تثبیت و ارائه چارچوبی محاسباتی برای تبیین این فرایند است. فرضیه اصلی بیان می دارد که تمایز ناهمگونی در V4 به اختلاف مطلق جفت ناهمگونی ها و نزدیکی آنها به ناهمگونی صفر وابسته است. روش کار: داده های الکتروفیزیولوژیک از ۱۵۶ نورون V4 در میمون های ماکاک با ارائه استریوگرام های نقطه ای تصادفی (RDS) با ناهمگونی های 2°/1±، 6°/0±، 3°/0± و ۰° و ضرایب همبستگی متغیر گردآوری شد. شاخصی نوین به نام «شاخص توانایی تمایز ناهمگونی» (DDAI) معرفی شد که توانایی جمعیت نورونی در تفکیک جفت ناهمگونی ها را با تحلیل ROC کمی سازی می کند. این شاخص میانگین سطح نرمال شده زیر منحنی ROC برای هر جفت محرک است. مدل محاسباتی DCM برای پیش بینی الگوهای DDAI توسعه یافت. یافته ها: نتایج نشان داد نورون های V4 برای ناهمگونی های نزدیک به صفر تنظیم پذیری بالایی دارند و تغییرپذیری پاسخ (ضریب تغییرات) در این محدوده کمینه است. با افزایش قدر مطلق ناهمگونی، تغییرپذیری پاسخ افزایش یافت. مدل DCM با دقت بالا (ضریب همبستگی پیرسون= 969/0، ضریب اسپیرمن= 887/0) الگوهای DDAI را پیش بینی کرد. آزمون هم ارزی (TOST) تأیید کرد که پیش بینی های مدل عملاً با داده های تجربی معادلند (میانگین اختلاف= 00018/0، فاصله اطمینان 90% در بازه ±03/0). نتیجه گیری: یافته ها فرضیه اصلی را تأیید می کنند که توانایی تمایز ناهمگونی در V4 به اختلاف مطلق جفت ناهمگونی ها و نزدیکی آنها به ناهمگونی صفر وابسته است. ناحیه V4 از راهبرد رمزگذاری کارآمدی بهره می برد که دقت را در ناهمگونی های نزدیک به عمق تثبیت اولویت بندی می کند و برای ناهمگونی های بزرگ تر رمزگذاری خشن تری ارائه می دهد. چارچوب DCM پایه ای محکم برای درک پردازش ناهمگونی در سطح جمعیت نورونی فراهم می کند و کاربردهایی در سیستم های بینایی مصنوعی و ارزیابی اختلالات استریوسکوپیک دارد.
۱۹۲۶۴.

شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگری ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۳
هدف از انجام این تحقیق شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگران ایران بود. در بخش اول ابتدا، مصاحبه عمیق با 12 نفر از خبرگان انجام و کدگذاری اولیه شد. سپس مقوله بندی و عوامل موثر بر توسعه ورزش کارگری ایران استخراج، عوامل موثر احصاء شده در قالب پرسشنامه بسته با طیف 5 عاملی لیکرت تدوین با استفاده از روش دلفی، عوامل موثر استخراج گردید. در بخش دوم عوامل شناسایی شده در قالب ماتریس تحلیل اثرات متقابل در بین خبرگان به اشتراک گذاشته شد و جهت شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا، خلاصه سازی و کدگذاری، و روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرم افزارهای SPSS و MICMAC استفاده شد. یافته ها نشان داد عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگری ایران شامل توجه به نیازهای ویژه گروه های مختلف کارگری، تامین مالی و جذب سرمایه گذاری، فرهنگ ورزش محوری در محیط های کار، توسعه ورزش های بومی و سنتی، انگیزه بخشی، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک، فرهنگ سازی و تبلیغات و زیرساخت های ورزشی است. برای توسعه ورزش کارگران لازم است نیازهای هر گروه شناسایی، منابع مالی اجرای برنامه های ورزشی تامین، و مدیران با انگیزه بخشی و فرهنگ سازی و تامین زیرساخت های مناسب سعی در ارتقاء سرمایه انسانی کنند.
۱۹۲۶۵.

طراحی مدل فرهنگ سازمانی دیجیتال در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۰
زمینه و هدف : با ورود به هزاره سوم و پیشرفت های فن آورانه، هر سازمان در تلاش است تا با بهره گیری از دیجیتال سازی امور جاری خود، بتواند داده ها را ذخیره، پردازش و بهره گیری لازم نماید. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل فرهنگ سازمانی دیجیتال در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با رویکرد تحلیل مضمون می باشد. روش تحقیق: روش این پژوهش، تحلیل تم می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود. جامعه پژوهش 10 نفر از افراد خبره در مجتمع گاز پارس جنوبی بودند که تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه انجام شد. سپس با کدگذاری باز و محوری، مدل اولیه طراحی گردید. یافته ها: نتایج نشان داد فرهنگ سازمانی دیجیتال مشتمل بر 2 مضمون فراگیر رفتارمشاهده پذیر، و ارزش ها و باورها، و پنج مضمون سازمان دهنده شامل محیط کار دیجیتال، رهبری دیجیتال، روابط وارتباطات، ارزش های فردی و ارزش های جمعی با 25 مولفه در قالب مضامین پایه می باشد. نتیجه گیری: فرهنگ سازمانی دیجیتال پویا و پیشرفته بر پایه همکاری، نوآوری و یادگیری مداوم می تواند به مدیران و پژوهشگران در درک بهتر و بهبود فرهنگ سازمانی دیجیتال کمک نماید.
۱۹۲۶۶.

تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۳
مطالعه حاضر با هدف «تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی» و با استفاده از روش تحلیل مفهومی و استنتاجی صورت گرفته است. جامعه پژوهش قرآن کریم، تفسیر المیزان، اسناد و منابع مکتوب دست اول و دوم مرتبط با موضوع است. یافته های پژوهش به شرح؛ 29 مبنای هستی شناختی، 28 مبنای انسان شناختی، 8 مبنای معرفت شناختی و 49 مبنای ارزش شناختی تبیین و چارچوب نظری مشتمل بر ابعاد و مؤلفه ها، صورت بندی شد. دلالت های تربیت انتقادی برای اصول تربیتی شامل؛ توحید، وحدت، عدل، واقع گرایی، آزادی و... همچنین برای روش های تربیتی شامل؛ مناظره، گفتگو، جدال احسن، قیاس منطقی، احتجاج و... استنتاج شد. در مکتب انسان ساز قرآن کریم، ترییت انتقادی؛ مبارزه ای فراگیر در مسیر رهایی و آزادی نوع انسان از قیود طاغوت درون و بیرون، پرورش روح ظلم ستیزی، عدالت خواهی، حق طلبی و تکلیف مداری است. غایت آن تربیت افرادی آگاه، خردمند، نقاد، خلاق و خودفرمان است که ضمن آگاهی به حقوق و مسئولیت های فردی و جمعی خویش، در کمال آزادی به ارزیابی، نقد و اصلاح موانع تحقق کمال جسمی و روحانی خویش پرداخته، همچنین برای شکل گیری جامعه توحیدی، و دست یابی به حیات جاویدان، سعادت دنیوی و اخروی، اهتمام خواهند ورزید.
۱۹۲۶۷.

شناسایی و تحلیل راهبردهای تأثیر گذار بر احیای بافت های تاریخی بازارچه محله شتربان تبریز با رویکرد جذب گردشگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۲
این تحقیق به شناسایی راهبردهای مؤثر بر احیا و ساماندهی بازارچه تاریخی شتربان تبریز با هدف ارتقاء قابلیت های گردشگری آن پرداخته است. بازارهای تاریخی با ارزش فرهنگی و تاریخی خود، می توانند با برنامه ریزی مناسب به مقاصد جذاب گردشگری و منابع اقتصادی مهمی تبدیل شوند. بازارچه شتربان تبریز به عنوان نمونه ای از این فضاهای تاریخی با ویژگی های منحصر به فرد فرهنگی و معماری، پتانسیل تبدیل شدن به قطب جذب گردشگر را دارا است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده های اولیه از طریق مصاحبه با بازاریان، گردشگران، مطالعات کتابخانه ای و میدانی شناسایی گردید، سپس با استفاده از ماتریسSWOT، (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها) دسته بندی گردید و به صورت پرسشنامه در اختیار گردشگران با حجم نمونه 48 نفر قرار گرفت، سپس نتایج پرسشنامه از کیفی به کمی تبدیل شد و وزن دهی آن با استفاده از تکنیکAHP، انجام پذیرفت. در نهایت ضریب نهایی بعد ها نیز مشخص شدند که بیشترین رتبه مختص تهدید ها با رتبه2/81 و کم ترین رتبه مختص نقاط ضعف با رتبه 2/57 می باشد. در نتیجه راهبردهایی تعیین گردید که نتایج نشان می دهند اجرای راهبردهای مناسب می تواند بازارچه شتربان را به جاذبه ای تاریخی و فرهنگی تبدیل کند که علاوه بر فروش کالا، تجربه ای فرهنگی و اجتماعی برای گردشگران فراهم آورد. به روزرسانی مداوم راهبردها نیز برای حفظ پایداری گردشگری بازارچه ضروری است.
۱۹۲۶۸.

کاربرد روش داده بنیاد در شناسایی الگوی عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: نتایج تحقیقات حاکی از آن است که مدل های محدودی برای شناسایی عوامل کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها طراحی شده اند، ولی تاکنون بررس قابل توجهی برای شناسایی عوامل علّی موثر بر کاربرد اینترنت اشیاء در کتابخانه ها انجام نشده است. اینترنت اشیاء با هوشمندسازی موجب مدیریت اطلاعات، توسعه خدمات و گسترش کتابخانه ها می شود و زمینه اعتلای کتابخانه ها را فراهم می سازد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها و ارائه الگو با روش داده بنیاد است. روش : پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 13 نفر از اعضای هیأت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی خبره دانشگاه های کشور بودند. برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و نمونه گیری آسان استفاده شد. به عبارتی، افراد مورد نظر منطبق بر معیارهای رشته تحصیلی و تجربه کاری خبرگان با موضوع پژوهش، مواجه بودن با مسأله مورد بحث و داشتن سابقه کاری شناسایی شده و سپس در ادامه کار پژوهش از روش گلوله برفی یا همان زنجیره ای برای شناسایی و انتخاب سایر نمونه های مناسب استفاده شد. مصاحبه با جامعه آماری تا رسیدن به نقطه اشباع نظری انجام شد و اطلاعات مورد نیاز از مصاحبه ها جمع آوری گردید. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است. ابتدا با تک تک مصاحبه شوندگان مصاحبه انجام شد و همه مطالب آن ها ضبط گردید و در اولین فرصت، متن مصاحبه ها به گزاره هایی تبدیل شدند. این گزاره ها مبنای فرآیند کدگذاری قرار گرفتند. داده ها با سه نوع کدگذاری باز، محوری، انتخابی و تفسیر مصاحبه ها و مدل پارادایمی تحلیل شدند. جهت تعیین روایی، از شیوه پاسخگو، و سنجش پایایی از شیوه دو کدگذاری استفاده شده است. یافته ها: متون مصاحبه ابتدا در چند مرحله مطالعه گردید و همه مصاحبه ها به گزاره هایی تبدیل شدند. از تحلیل داده ها برای عوامل و مؤلفه های علّی کاربرد اینترنت اشیاء در کتابخانه ها، پس از شناسایی ارتباطات معنایی و شباهت های نهفته در آن ها و انجام کدسازی مفهومی و خرده مقولات، تعداد 29 مقوله اصلی استخراج گردید. در مرحله بعد، کدهای محوری استخراج شدند و در ادامه این مقولات در 8 طبقه هوشمندسازی، ارتباط و تعامل، خودکارسازی، هدایت و آموزش، تخصص و مهارت، زیرساخت و تجهیزات، امنیت و انگیزش دسته بندی شده و ارتباط بین آن ها در قالب مفهومی ارائه گردید. پس از استخراج طبقات هشت گانه، در ادامه با بررسی بیشتر مفاهیم و یافتن روابط مقدماتی بین مقولات، الگوی ماتریس شرطی پژوهش برای بررسی سلسله های وسیع از شرایط و عوامل مرتبط با پدیده اصلی تحت بررسی و قادر ساختن پژوهشگر برای تشخیص عوامل و پیامدها و ارتباط بین سطوح آنها نشان داده شد. در الگوی مستخرج، پدیده اصلی، کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها است. نتیجه گیری: داده های بدست آمده برای عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها در سه نوبت کدگذاری باز، محوری و انتخابی، خلاصه، تجزیه و تحلیل گردیدند، و در نهایت الگوی نهایی پژوهش ارائه شد. در فرایند کدگذاری و تحلیل یافته ها، تعداد 29 مقوله و 8 طبقه شناسایی شدند. با تفسیر روابط بین طبقات و مد نظر قرار دادن تحلیل یافته های پژوهش، الگوی نهایی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها طراحی و ارائه گردید. عوامل علّی الگوی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها براساس الگوی نظری عبارتند از: هوشمندسازی، ارتباط و تعامل، خودکارسازی، هدایت و آموزش، تخصص و مهارت، زیرساخت و تجهیزات، امنیت و انگیزش. خبرگان و صاحب نظران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی معتقدند که پیاده سازی و استقرار اینترنت اشیاء در کتابخانه ها منجربه چابک سازی کتابخانه ها با استفاده از عوامل شناسایی شده می شود. از منظر مصاحبه شوند گان عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها ضروری و مهم دانسته شده است. دامنه شمول عوامل علّی الگوی نظری ارائه شده سبب مرکزیت پدیده اصلی کاربردپذیری اینترنت اشیاء و اثبات آن شده است. در الگوی ارائه شده، عوامل علّی موجب رشد و ارتقاء پدیده کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها خواهد شد. این عوامل بنیادی هستند و به طور مستقیم پدیده اصلی کاربردپذیری اینترنت اشیاء را تحت تاثیر قرار داده و فعال می کنند. نتایج نشان داد الگوی ارائه شده عوامل علّی کاربردپذیری اینترنت اشیاء، می تواند نقشه راهی برای کتابخانه هایی باشد که درصدد بهره برداری از اینترنت اشیاء برای ارائه خدمات نوین هستند. نتایج این پژوهش در ارتقاء سطح کیفی کتابخانه ها و تسهیل تعامل بین کاربران کتابخانه ها مفید و موثر است.
۱۹۲۶۹.

مدل تجربی سنجش فاکتورهای فیزیکی و غیر فیزیکی آسایش حرارتی در فضاهای واسط ساختمان های آموزش عالی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۸۰
این پژوهش با یک مدل تجربی مرتبط با مطالعات آسایش حرارتی در فضاهای واسط بسته آموزشی، اهمیت هر یک از معیارهای آن ها را ازنظر ارجحیت و اهمیت موردبررسی قرار می دهد. روش تحقیق در گام نخست توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای است. لذا، ابتدا به وسیله توزیع پرسشنامه و با استفاده از رتبه بندی ابعاد و معیارها، از روش رفت و برگشتی دلفی، اجزای مدل تدقیق شده و یک مدل تجربی سلسله مراتبی که متشکل از سه بخش است، تنظیم شد. سپس از طریق تحلیل سلسله مراتبی، رتبه بندی ابعاد و معیارهای موجود در مدل تجربی پرداخته شده و وزن هرکدام از معیارهای این مدل در مقایسه با سایر معیارهای هم سطح خود به کمک نرم افزار اکسپرت چویس ،ارزش گذاری شد. نتایج نشان می دهد وزن عوامل فیزیکی، به طورکلی بیشتر از سایر عوامل و وزن عوامل غیر فیزیکی- روانی و فردی کمتر از سایر عوامل است. در بین عوامل فیزیکی، دمای هوا دارای بیشترین وزن  و سرعت جریان هوا دارای کمترین وزن است. وزن عوامل فیزیکی نیز نشان می دهد که وزن عامل «جهت کلی ساختمان نسبت به خورشید» در ادراک آسایش حرارتی در فضاهای بسته بیشتر از بقیه و وزن «رنگ دیوارهای داخلی» و «ارتفاع فضاها» کمتر از بقیه و قابل چشم پوشی است. وزن عوامل فردی و روانی نشان می دهد که وزن همه عوامل آن مانند ویژگی های فیزیولوژیکی و سازگاری های جسمی و روانی یکسان است و وزن رفتارهای غیر واکنشی سنگین تر از بقیه است. همچنین، داده های فیزیکی با استفاده از سنجش عوامل اقلیمی به وسیله دیتالاگرها موردسنجش قرار گرفت و ارتباط این عوامل بااحساس آسایش حرارتی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی شد. نتایج این اعتبارسنجی، مدل تجربی سلسله مراتبی را تائید نمود.
۱۹۲۷۰.

تحلیل اثرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق، مطالعه موردی: شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه و هدف: با ظهور برنامه ریزی مشارکتی در دهه ۱۹۷۰، توجه به گروه های ذی نفع و تأثیرگذار، از جمله مشارکت نخبگان، به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شد؛ اما امروزه، به دلیل تخصصی شدن برنامه ریزی، کمبود منابع و انتظارات گسترده، مشارکت عمومی کاهش یافته است. این مسئله باعث شده برنامه های شهری تنها به نیازهای ظاهری افراد بپردازند و نیازهای بنیادی آن ها را نادیده بگیرند که در نتیجه منجر به تخریب و ناکارآمدی مناطق شهری شده است. عدم توجه به مشارکت نخبگان در بحث های شهری، تأثیرات قابل توجهی بر پروژه ها و برنامه های شهری داشته و منجر به چالش هایی نظیر عدم تعهد، مشکلات ارتباطی، فقدان شفافیت، سیاست های نادرست و بی نظمی شده است. در بافت ایران، مشارکت نخبگان شهری در سیاست گذاری شهری همچنان مبهم باقی مانده است. شهر قم با چالش ها و مسائلی مرتبط با مشارکت نخبگان شهری مواجه است که شامل فقدان فضاهای مناسب برای مشارکت و تبادل اطلاعات، کارگاه ها، نشست ها و جلسات مشارکتی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تحلیل تأثیرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق انجام شده و به طور خاص بر شهر قم متمرکز است. روش شناسی: مطالعه حاضر از روش توصیفی-تحلیلی برای بررسی نقش مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق استفاده کرده است. این تحقیق از نوع کاربردی است و هدف آن کشف روابط بین متغیرها و پدیده ها و پرداختن به مسائل و چالش های مربوط به خلاقیت شهری، نظیر تخصص و تجربه، مشارکت در تصمیم گیری، ارتباط با جامعه شهری، شفافیت و شناخت و ارزیابی جامعه شهری از منظر مشارکت نخبگان است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی کارشناسان و متخصصان رشته های جامعه شناسی، جغرافیا، شهرسازی و معماری در این حوزه است و از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب نمونه ها استفاده شده است. با نظرسنجی از ۶۰ کارشناس و نخبه، پرسشنامه ای تهیه شد و پس از تأیید اعتبار آن، پرسشنامه نهایی گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب آلفا محاسبه گردید. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شد. این روش، روشی برای تصمیم گیری بر اساس مقایسات زوجی است که با استفاده از ماتریس مقایسه زوجی بین معیارها و شاخص های این مطالعه و اعمال مقیاس امتیازدهی خاص، تحلیل انجام شد. تکنیک دیمتل روشی تحلیلی است که برای بررسی روابط علّی بین عوامل یا معیارهای مختلف در یک سیستم استفاده شده و قادر است نقشه روابط شبکه ای ایجاد کرده و روابط متقابل بین عوامل را مدل سازی نماید. این روش قابلیت ساختاردهی به نقشه روابط با ارتباطات شفاف بین زیرمعیارها برای هر معیار را داشته و برای ایجاد نمودارهای علّی که روابط علت و معلولی بین زیرسیستم ها را تجسم بخشد، استفاده شده است. یافته ها و بحث: نتایج دیمتل نشان داد که در بردار D+R، شاخص های ارزیابی جامعه شهری، شفافیت در تصمیم گیری، مشارکت اجتماعی، توانایی مدیریت پروژه و تعامل با شهروندان و مدیران از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در برنامه ریزی شهر خلاق هستند. در بردار D-R، شاخص هایی نظیر درک زیرساخت های شهری، شفافیت اجرای پروژه، مشارکت افراد ماهر، تجربه کاری و تعامل با شهروندان و مدیران به عنوان عوامل علّی شناسایی شدند. در مقابل، شاخص هایی نظیر اطلاع رسانی به جامعه شهری، مهارت های ارتباطی و تعامل با نهادهای مرتبط به عنوان عوامل تأثیرپذیر شناخته شدند. مهارت های ارتباطی به عنوان تأثیرپذیرترین متغیر ظاهر شد، در حالی که توانایی مدیریت پروژه به عنوان تأثیرگذارترین متغیر شناسایی شد. به طور کلی، تعامل با جامعه شهری و شفافیت در تصمیم گیری نقش محوری در تقویت برنامه ریزی شهر خلاق ایفا نمودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارزیابی جامعه شهری، شفافیت، مشارکت در تصمیم گیری، تخصص و تجربه و تعامل با جامعه شهری در رتبه های بالای اهمیت قرار دارند. فقدان مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهری منجر به مشکلات هماهنگی در اجرای پروژه های خلاقانه و فرهنگی، کاهش جذابیت شهری و کاهش تعامل نخبگان شده است. تسهیل مشارکت نخبگان اعتماد شهروندان را تقویت نموده و مشارکت فعال آن ها در توسعه شهری را تشویق نماید. مطالعه تأکید نمود که مشارکت فعال نخبگان سنگ بنای برنامه ریزی موفق شهر خلاق است که نه تنها مشکلات هماهنگی را برطرف ساخته، بلکه جذابیت و پویایی فرهنگی مناطق شهری را نیز افزایش داده است.
۱۹۲۷۱.

بررسی تأثیر دلبستگی مکان بر تاب آوری فضایی محلات سنتی کرمانشاه با تأکید برقابلیت های فضایی (مورد پژوهی: محله چنانی کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۴
محله سنتی چنانی در شهر کرمانشاه از جمله فضاهایی است که همچنان تاب آور بوده است.به نظر می رسد تاب آوری این فضاها به واسطه دلبستگی به مکان که برخاسته از فعالیت و تعاملات بین انسان-مکان و انسان-انسان است ایجاد شده و درک چگونگی آن سبب بهبود اختلالات موجود در تاب آوری فضاهای معاصر می گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان تأثیر مؤلفه دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی بر تاب آوری فضایی محله چنانی به منظور ارتقای پایداری و هویت شهری انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی می باشد که ابتدا به بخش نظری پژوهش با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس متغیرهای دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای تاب آوری به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش قرار می گیرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مشاهده میدانی و پرسشنامه (طیف لیکرت) و مصاحبه می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعداد 313 نفر از ساکنان محله سنتی چنانی کرمانشاه انتخاب و ضریب آلفای کرونباخ برای سؤالات پژوهش 897/0 محاسبه شده که نمایاگر پایایی پرسشنامه است. برای سنجش و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و برای بررسی میزان اثرگذاری متغییرها از آزمون همبستگی و رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین مؤلفه های دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی با تاب آوری فضایی رابطه معناداری برقرار است و بیشترین تأثیرگذاری مربوط به شاخص کالبدی و اجتماعی دلبستگی مکان و قابلیت تطبیق پذیری می باشد.محله چنانی کرمانشاه به لحاظ تاب آوری فضایی بیشتر تحت تأثیر دلبستگی مکان و پس از آن قابلیت های فضایی قرار دارد.بدین معنی که تاب آوری فضایی از طریق افزایش دلبستگی مکان بین ساکنین و همچنین برخورداری از پتانسیل های و قابلیت های فضایی محقق می شود.
۱۹۲۷۲.

ارزیابی ریسک زیستگاه های ساحلی جزیره لارک با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۴
سابقه و هدف: جزیره لارک به دلیل تنوع توپوگرافی و حضور تپه ماهورها و سواحل صخره ای و سایر تیپ های ساحلی، از محیط های خاصی برخوردار می باشد که منجر به ایجاد زیستگاه های حیات وحش جانوری متنوع شده است. به علاوه سواحل صخره ای و وجود خطوط ساحلی متنوع شرایط بسیار مناسبی برای حضور طیف گسترده ای از جانوران و گیاهان فراهم آورده است. با این حال در سالیان اخیر عوامل مختلفی سبب قرارگیری زیستگاه های ساحلی این جزیره در معرض تهدید گردیده است. مواد و روش: در این پژوهش، مناطق ساحلی تحت پوشش دارایی های طبیعی از جمله مرجان، مانگرو، جلبک های دریایی که به طور پیش فرض می توانند محل زندگی و زادآوری گونه های گیاهی و جانوری مختلف باشند، به عنوان "زیستگاه" و سایر مناطق تغییر یافته به واسطه دخالت های انسانی به عنوان "غیرزیستگاه" در نظر گرفته شد. در این بررسی از مدل ارزیابی ریسک زیستگاه InVEST HRA (Habitat Risk Assessment)  برای بررسی اثر فعالیت های انسان در اکوسیستم های ساحلی و دریایی  استفاده شد. در مطالعه حاضر و به دلیل اهمیت نقش کاربر در تعیین عوامل استرس زا و زیستگاه ها، با پایش میدانی و بر اساس نظر کارشناسی و آگاهی از منطقه مورد مطالعه، کلیه عوامل استرس زا شناسایی گردید. نتایج: ارزیابی نتایج نمودار خروجی مدل HRA Invest نشان می دهد که ساختارهای انسانی و گردشگری غیر مسئولانه به عنوان عوامل استرس زای اصلی در منطقه بین جزر و مدی و افزایش دمای سطح آب، حمل و نقل دریایی، صید ترال، استخراج دریایی، نشت مواد نفتی، آب شیرین کن، فعالیت های صیادی، صید ساحلی سنتی با درجات مختلف در منطقه زیر جزر و مدی محسوب می شوند. نتایج مربوط به خروجی نقشه ریسک تجمعی زیستگاه بین جزر و مدی جزیره لارک در شکل 3 و نقشه ریسک تجمعی در منطقه زیر جزر و مدی در شکل 4 نشان داده شده است. منطقه ساحلی (بین جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 4 و بیشترین رتبه تجمعی 13و میانگین رتبه تجمعی استرس 5/8 می باشد. در منطقه دریایی (زیر جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 0 و بیشترین رتبه تجمعی 30و میانگین رتبه تجمعی استرس 15 است. نتایج نشان می دهد که میزان ریسک تجمعی در محدوده آب های زیر جزر و مدی جزیره لارک، در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی جزیره بالا است. در این جزیره عمده زیستگاه های مهم به همراه دماهای بالای آب سطحی در گرمترین ماه سال به طور کلی در شمال و شرق جزیره متمرکز شده است، که این امر باعث اختلاف بارز بین رتبه های ریسک زیستگاه در قسمت های شمال و غرب جزیره نسبت به شرق و جنوب آن باشد.  نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تدوین و اجرای برنامه های پایش، حفاظت و یا احیا و بازسازی در بخش های مختلف ساحلی جزیره لارک می بایست مبتنی بر طرح های توسعه و نیز متناسب با میزان تهدیدات در بخش های مختلف اعمال گردد. رتبه استرس در محدوده زیر جزر و مدی در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی اطراف جزیره لارک در طیف نسبتا زیاد و زیاد قرار گرفته است، براساس میانگین تهدید منطقه زیر جزر و مدی می توان اینگونه تفسیر نمود که در وضعیت موجود، رتبه استرس و تهدیدات زیاد است. از این رو زیستگاه های مرجانی و جلبکی در این منطقه تحت استرس و تهدید زیاد قرار دارند که رویکرد مداخله فشرده نظیر تعیین مناطق حفاظت شده دریایی و جلوگیری از ورود عوامل آلاینده به این منطقه می بایست مد نظر قرار گیرد.
۱۹۲۷۳.

مشخصات عمومی پدیده رعد و برق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۳
رعد و برق، به عنوان یکی از پدیده های مهم جوی - طبیعی، با انتقال الکتریسته و تخلیه برق بین ابرها و زمین می تواند تؤأم با اثرات مثبت (نظیر تاثیر بر فرایندهای زیستی) و منفی (نظیر مخاطراتی برای انسان و محیط زیست) باشد. بنابراین، شناخت عمیق از ویژگی های اقلیم شناختی این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، جنبه هایی از این ویژگی ها شامل فراوانی رویدادهای رعد و برق سالانه بین سال های 2000 تا 2022 در 382 ایستگاه همدیدی ایران جمع آوری و تحلیل شد. با استفاده از این داده ها، برخی ویژگی های توصیفی (نظیر میانگین و ضریب تغییرات) فراوانی رخداد رعد و برق و نیز ارتباط (همبستگی) آن با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع محاسبه، برآورد و بررسی شد. برای الگوسازی این روابط از روش های رگرسیونی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که توزیع مکانی فراوانی رخداد رعدوبرق در ایران فرایندی بی نظم و با تغییرات سال به سال شدید است. از میان متغیرهای مکانی (مختصات جغرافیایی و ارتفاع)، طول و عرض جغرافیایی رابطه نسبتاً قوی تری را با فراوانی سالانه رخداد رعدوبرق ایران نشان می دهند. مناطق مختلف ایران، احتمال وقوع رعدوبرق متفاوتی دارند که باعواملی همچون جغرافیا و شرایط آب و هوایی مرتبط است. مناطقی مانند شمال غرب و جنوب شرق ایران بیشترین میزان وقوع را دارند، در حالی که مناطق دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
۱۹۲۷۴.

سیاست های تشویقی شهرداری ها برای توسعه پروژه های معماری سبز (مورد مطالعه: مناطق پیراشهری رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر باهدف بررسی سیاست های تشویقی شهرداری برای توسعه پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت انجام شده است، ازاین رو، ازنظر هدف کاربردی و با رویکرد کمی و کیفی، دارای ماهیت تحلیلی و اکتشافی است. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و روش تئوری زمینه ای استفاده شد. جامعه آماری نیز شامل؛ معماران و طراحان در پروژه های ساختمانی شهرستان رشت (بخش کمی)، دانش آموختگان رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری و روستایی و کارشناسان و متخصصان در حوزه معماری و جغرافیای روستایی و شهری (بخش کیفی) محسوب شدند. به منظور بررسی حجم نمونه معماران و طراحان از نمونه گیری در دسترس استفاده شد، که درنهایت تعداد 100 نفر انتخاب شدند. سپس به منظور حجم نمونه در بخش کیفی پژوهش، از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در این راستا، تعداد 21 نفر مشخص شد. نتایج نشان داد، بررسی وضعیت سیاست های تشویقی در پروژه های معماری سبز با مقدار میانگین کمتر از حد متوسط عدد (3)، در مناطق پیراشهری رشت نامطلوب است و بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، سیاست های تشویقی شهرداری رشت در حوزه معماری سبز نتوانسته اند تأثیر معناداری بر بهبود شاخص های پایداری در ساخت وسازها داشته باشند. سپس به منظور بررسی ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز از روش تئوری زمینه ای استفاده شد، نتایج نشان داد، ضعف در طراحی مشوق ها، چالش های اجرایی و نظارتی، مشکلات حاکمیتی به عنوان عوامل علی، مقولات: ضعف اراده سیاسی، سلسله مراتب تصمیم گیری، چالش های فنی و اقلیمی به عنوان عوامل زمینه ای، مقولات: فرایند های ناکارآمد، ضعف در حکمروایی شهری، به عنوان عوامل مداخله گر در ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت مؤثر هستند. سپس مقولات: بازمهندسی نظام مشوق ها، اصلاح ساختار حکمروایی، تقویت اراده سیاسی و نظام پایش و ارزیابی، به عنوان راهبردهای مؤثر استخراج شد که پیامد های کالبدی-محیطی، اقتصادی-اجتماعی، نهادی-مدیریتی و سیاسی-حقوقی را برای مناطق پیراشهری سلیمانداراب، پاسکیاب، نخودچر و عینک به همراه دارد.
۱۹۲۷۵.

تحلیل شبکه انسجام بین نهادی و تصویرسازی مشترک آب در استان چهارمحال و بختیاری در راستای حکمرانی سازگار آب: کاربرد رهیافت تحلیل شبکه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۸۰
دستیابی به حکمرانی پایدار منابع آب برای جلوگیری از بحران های مرتبط با آب، با مشارکت و همکاری تمامی ذی نفعان بخش آب امکان پذیر است. حوزه آبخیز زاینده رود به دلیل شرایط اقلیمی و خشکسالی های اخیر با چالش ناپایداری منابع آب روبه رو شده است. درک روابط در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری و نحوه اجرای سیاست ها به دلیل قرار گرفتن این استان در سراب حوزه آبخیز زاینده رود، برای مقابله با بحران مرتبط با آب حائز اهمیت است که نیازمند مشارکت و همکاری دولت، سازمان های مردم نهاد و همه ذینفعان بخش آب می باشد. از این رو، این پژوهش به بررسی انسجام بین نهادی در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری از طریق تحلیل شبکه اجتماعی، با تمرکز بر انتقال دانش بین نهادها برای افزایش درک مشترک می پردازد. با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، 42 نهاد فعال در حوزه حکمرانی منابع آب استان را شناسایی و شبکه تبادل اطلاعات و همکاری بین این سازمان ها را با استفاده از تحلیل شبکه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شاخص های سطح کلان شامل (اندازه شبکه 778 پیوند، تراکم 42/78 درصد، میانگین مرکزیت 39/5 درصد، دوسویگی 26/54 درصد، انتقال پذیری 23/12 درصد و میانگین فاصله ژئودزیک 1/94) است که نشان دهنده انسجام بین نهادی پایین، پایداری شکننده و سرعت کم تبادل اطلاعات می باشد. در سطح میانی، شاخص مرکز- پیرامون تراکم بیشتری از پیوندها را در سازمان های مرکزی در مقایسه با سازمان های پیرامونی نشان می دهد. بر پایه میزان تراکم و تمرکز شبکه، رژیم حکمرانی منابع آب رانت خواه بوده است که بر انسجام نهادی پایین در این استان صحه می گذارد. ساختار دانش میان ذینفعان نهادی در حکمرانی آب چهارمحال و بختیاری فاقد انسجام است و نوع دانش به اشتراک گذاشته شده مبهم است که برای دستیابی به حکمرانی منسجم، تقویت هماهنگی و همکاری بین مؤسسات و تعامل با نهادهای کمتر برجسته و پیرامونی ضروری است.
۱۹۲۷۶.

چالش ها و مسائل برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر نگرش کارشناسان و مدیران محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۶
سکونتگاه های روستایی حریم مناطق کلان شهری، عرصه فضایی بین شهرها و روستاها هستند. این عرصه ها در روند توسعه شان با مسائل، تنگناها و چالش های متفاوتی روبرو هستند که کمتر از منظر برنامه ریزان موردتوجه قرارگرفته اند. پژوهش حاضر با هدف تفهم و کشف چالش های برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران در بستر رهیافت تفسیری و روش شناسی کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش مدیران محلی و کارشناسان توسعه روستایی از 17 روستا حریم، 5 دستگاه اجرایی و 3 دانشگاه بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای (برای انتخاب روستاها) و نمونه گیری هدفمند (برای انتخاب دستگاه ها و افراد) انتخاب شدند. تعداد مشارکت کنندگان در 17 روستا و 8 دستگاه اجرایی و دانشگاه با اشباع نظری به ترتیب به 34 و 15 نفر رسید. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد. برای تحلیل نیز از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. اعتبارپذیری یافته ها با استفاده از روش ضریب هولستی انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش این نتیجه حاصل شد که؛ ضعف ساختارهای نهادی، یکسان نگری، ضعف توجه به کنش راهبردی، ضعف توجه به توسعه یکپارچه شهری-روستایی، عدم توجه به اجتماع محوری، ضعف نظام پایش و ارزشیابی، گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی مهم ترین مسائل روستاهای حریم هستند. ضعف ساختارهای نهادی و یکسان نگری که ماهیت رویه ای دارند، از اهمیت و میزان اثرگذاری بالاتری برخوردار هستند. به طوری که ضمن اثرگذاری بر سایر چالش ها و مسائل رویه ای در یک رابطه دیالکتیکی زمینه ساز چالش های محتوایی مانند گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی در روستاهای حریم کلان شهر تهران شده اند.
۱۹۲۷۷.

تحلیل تغییرات دمای سطح زمین در حوضه بختگان-مهارلو با استفاده از داده های ماهواره ای و روش های آمار فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۰
تحلیل روند دمای سطح زمین و شناسایی عوامل مؤثر بر آن، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، از اهمیت بالایی در مدیریت محیطی و برنامه ریزی منابع طبیعی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی تغییرات دمای سطح زمین و ارتباط آن با تغییرات پوشش گیاهی و سطح آب دریاچه ها در حوضه آبریز بختگان–مهارلو طی دوره ی زمانی 2020-1990 انجام شد. برای دستیابی به این هدف، داده های ماهواره ای لندست ۵ و ۸ مورد استفاده قرار گرفته و شاخص های NDVI ، NDWI و LST ، استخراج شدند. در کنار آن، روند ۳۰ ساله بارندگی در ایستگاه های منتخب با استفاده از آزمون من–کندال و شیب سن تحلیل شد تا تغییرات دمایی در ارتباط با روندهای بارش ارزیابی شود. همچنین، تحلیل لکه های داغ(*Gi) برای شناسایی نواحی دارای تمرکز بالای دمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که در سه دهه اخیر، کاهش بارندگی در جنوب و جنوب شرقی حوضه منجر به کاهش قابل توجه منابع آبی و تخریب پوشش گیاهی در این نواحی شده است. شاخص NDWI روند کاهشی شدیدی را در سطح دریاچه های طشک، بختگان و مهارلو داشته و شاخص NDVI نیز در مناطق پیرامون این پهنه ها، کاهش محسوس پوشش گیاهی را نشان داد. همزمان، نقشه های دمای سطح زمین گویای انتقال طبقات دمایی از بازه های معتدل (25 – 15 درجه سلسیوس) به بازه های بالاتر (58 – 45 درجه سلسیوس) در جنوب و مرکز حوضه بوده اند، که نشان دهنده ی تشدید گرمایش سطحی است. تمرکز این گرمایش در مناطقی است که کاهش منابع آبی و پوشش گیاهی به صورت هم زمان رخ داده اند. نتایج تحلیل لکه های داغ نشان داد که خوشه های حرارتی با شدت بالا عمدتاً در جنوب و جنوب شرق حوضه متمرکز شده اند؛ این تمرکز مکانی دماهای بالا با نواحی دارای بیشترین افت بارندگی، کاهش منابع آبی و تخریب پوشش گیاهی انطباق دارد، که نشان دهنده ی همپوشانی فضایی و تعامل منفی بین این مؤلفه ها در فرآیند گرم شدگی سطح زمین است.
۱۹۲۷۸.

توان سنجی و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ها در جزیره قشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۹
استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین در بسیاری از نقاط دنیا منجر به نابودی پتانسیل های طبیعی و منابع موجود شده است. ارزیابی توان بالقوه و تخصیص کاربری های متناسب با توان سرزمین روشی است که می تواند میان توان طبیعی محیط، توسعه کاربری ها، و همچنین فعالیت های انسان در فضا یک رابطه منطقی و سازگاری پایدار برقرار کند. در این زمینه، در مطالعه حاضر به ارزیابی توان اکولوژیک و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ، از جمله توسعه شهری و روستایی و توسعه صنعتی و توسعه کشاورزی آبی، در جزیره قشم مبتنی بر معیارهای اکولوژیک و شاخص های فضایی بر اساس سوابق مطالعاتی موجود پرداخته شد. سپس، ضمن تدوین مدل حرفی برای کاربری ها، شاخص های مکانی در قالب مدل های ریاضی با منطق جبر بولین تلفیق و لایه های هر شاخص در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ( GIS ) نقشه سازی و تلفیق شد. مطابق نتایج 49/17473 هکتار از سطح جزیره دارای توان اکولوژیک برای توسعه شهری، 25/34736 هکتار دارای توان برای توسعه روستایی، 93/30089 هکتار دارای توان برای توسعه صنعتی، و 56/957 هکتار دارای توان برای توسعه کشاورزی آبی است. از نظر تعادل سنجی نیز منطقه دارای 49/17473 هکتار توسعه ممکن شهری، 64/650 هکتار و 51/34709 هکتار توسعه متعادل و توسعه ممکن روستایی، 55/2251 هکتار و 2389 هکتار توسعه متعادل و ممکن صنعتی، و 56/957 هکتار توسعه متعادل کشاورزی آبی است. نتایج ارزیابی توان اکولوژیک در جزیره قشم می تواند به عنوان بستری برای توسعه متعادل کاربری ها و ابزاری برای شناسایی بی تعادلی های موجود به سنجش ظرفیت ها و محدودیت های اکولوژیک منطقه برای توسعه کلان کاربری ها، امکان بهره برداری چندگانه از ظرفیت های قابل برنامه ریزی، شناسایی ملاحظات مخاطرات طبیعی و حساسیت محیط در توسعه کاربری ها در محدوده مورد مطالعه کمک کند.
۱۹۲۷۹.

تحلیل رویه قضایی ایران پیرامون مسئولیت مدنی شوراهای اسلامی شهر (رویکردی ساختاری، نهادی و تطبیقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۷
شوراهای اسلامی شهر به عنوان نهادهای منتخب محلی که به طور مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند، نقش کلیدی در نظام مدیریت شهری ایران ایفا می کنند؛ بااین حال، نظام حقوقی ایران در حوزه مسئولیت مدنی این نهادها، با چالش های مهمی مواجه است. بر این اساس مقاله حاضر با رویکردی ساختاری، نهادی و تطبیقی، به تحلیل چالش های موجود در رویه قضایی ایران پیرامون مسئولیت مدنی شوراهای اسلامی شهر می پردازد. بررسی آراء صادره از محاکم قضایی نشان می دهد که نظام قضایی ایران از انسجام لازم در تفسیر و اعمال قواعد مسئولیت مدنی شوراها برخوردار نیست؛ به گونه ای که در موارد مشابه، طی آرای متعارض شوراها گاه مسئول جبران خسارت شناخته شده اند و گاه از هرگونه مسئولیتی مبرا گردیده اند. این وضعیت، نه تنها موجب بی اعتمادی در میان شهروندان شده، بلکه منجر به تضعیف پاسخ گویی نهادهای محلی نیز گردیده است. این مقاله با تبیین مبانی نظری و قانونی مسئولیت مدنی شوراها و تحلیل استقلال شخصیت حقوقی شوراها، به مقایسه تطبیقی با نظام های حقوقی فرانسه، آلمان و بریتانیا می پردازد. یافته ها نشان می دهد که فقدان وحدت رویه، ابهام در قوانین و نبود دادگاه های تخصصی، از عوامل اصلی تعارضات رویه ای در ایران هستند. در این پژوهش، از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد کیفی استفاده شده است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی آرای دیوان عدالت اداری، و نظرات مشورتی قوه قضاییه گردآوری شده اند. همچنین، با توجه به ماهیت میان رشته ای موضوع، از تحلیل محتوای اسناد حقوقی و شهری بهره گرفته شده است.
۱۹۲۸۰.

زیست اینستاگرامی و گرایش به ارزش های نئولیبرال در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
امروزه شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان قِسمی از فناوری های قدرت نئولیبرالیسم، به مثابه فضایی در نظر گرفته می شوند که ارزش های جهان بینی نئولیبرال در آنها تولید و بازتولید می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش اینستاگرام در گرایش به ارزش های نئولیبرال در میان کاربران ایرانی است. مطالعه حاضر از نوع مطالعات کاربردی است که در آن از روش کمی پیمایش و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 400 نفر از کاربران اینستاگرام است که به طور غیر تصادفی در دسترس انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که با اعتبار صوری، تحلیل عاملی تأییدی و آزمون آلفای کروناخ، اعتبار و پایایی آن تأیید شده است. برای برآورد حجم نمونه از نرم افزار سمپل پاور و برای تجزیه و تحلیل داده ها و ترسیم مدل معادله ساختاری پژوهش از نرم افزارهای اِس پی اِس اِس و اِیموس گرافیک استفاده شده است. یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین ابعاد مختلف متغیر اینستاگرام چون انباشت سرمایه مجازی، حضور در فضای مجازی و فعالیت در فضایی مجازی و ارزش های نئولیبرال، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و استفاده از اینستاگرام، گرایش به ارزش های نئولیبرال را افزایش می دهد. همچنین ابعاد مختلف متغیر اینستاگرام، 6/31 درصد از واریانس متغیر ارزش های نئولیبرال را تبیین کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که در خوانشی انتقادی، اینستاگرام به مثابه بخش مهمی از فناوری های قدرت نظم سرمایه داری نئولیبرال، نقش اساسی در بازتولید ارزش های نئولیبرالی چون فردگرایی، رقابت جویی، مصرف گرایی، سیالیت و دستاوردسالاری دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان