تحلیل تطبیقی دیدگاه قرآن پژوهان فریقین پیرامون اعتبار عرف در فرایند تفسیر آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
164 - 185
حوزههای تخصصی:
عرف به عنوان منبع یا ابزاری در فرآیند تفسیر قرآن، به صورت کلی از دیدگاه فریقین دارای اعتبار است؛ اما محدوده و قلمرو اعتبار آن، مورد اختلاف نظر قرآن پژوهان است. تبیین جایگاه عرف و اعتبار آن در دو سطح «درک مفاهیم» و «مصادیق آیات» در فرایند تفسیر، هدف اصلی این پژوهش است. بدین منظور، نوشتار حاضر با روش تطبیقی و به شیوه تحلیلی-توصیفی، دیدگاه ها و ادله قرآن پژوهان فریقین را در اعتبارسنجی عرف در تفسیر مفاهیم و مصادیق آیات بررسی کرده و نشان می دهد اگرچه برخی عرف را در هر دو سطح معتبر می دانند اما اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی با تمایز میان «مراد استعمالی» و «مراد جدی»، فهم عرفی را صرفاً در سطح مفاهیم (مراد استعمالی) پذیرفته و در سطح مصادیق (مراد جدی) با استناد به فراحسی بودن برخی حقایق قرآنی، آن را نفی می کنند. همچنین یافته های کلیدی حاکی از آن است که مفاهیم قرآنی در دو گروه اصلی «حقیقی-تکوینی» و «اعتباری-تشریعی» جای می گیرند. مفاهیم تکوینی به «محسوس و ملموس» (قابل درک برای عرف) و «فراحسی» (مانند صفات الهی و معاد) تقسیم می شوند. در مقابل، مفاهیم اعتباری قرآن شامل «حقائق شرعیه» (دارای اصطلاحات خاص قرآنی) و «مفاهیم اعتباری عام» (بدون اصطلاح خاص) است. بر این اساس، نتایج تحقیق تأکید دارد که عرف عقلایی در سه حوزه زیر می تواند به عنوان قرینه ای معتبر در تفسیر عمل کند: ۱. در سطح مفاهیم کلیه آیات؛ ۲. در سطح مصادیق و مراد جدی آیاتی با مفاهیم محسوس و تجربه پذیر (مانند احکام اجتماعی)؛ ۳. در تفسیر آیات فاقد اصطلاح خاص قرآنی.