از اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 که بحث فروش تراکم در تهران اوج گرفت این امر به عنوان منبع اصلی در آمد شهرداری بدل گردید که تا به امروز تاثیرات مختلفی را بر بسیاری از بخش های زندگی شهری گذارده است افزایش قیمت مسکن آلودگی های زیست محیطی کاهش سرانه های خدماتی و مشکلات ترافیکی و آمد و شد از جمله تاثیرات مذکور به شمار می آیند از طرفی شیوه تعیین تراکم نیز عمدتا به شکل دستوری یا بخشنامه ای و فاقد پیشتوانه علمی لازم برای تعیین تراکم بود ه است به شکلی که با افزایش تراکم ساختمانی F.A.R بسیاری از متغیر های شهری نیز خواسته یا ناخواسته دستخوش تغییر شده اند در این مقاله ضمن بیان تعریفی از تراکم و انواع آن وضعیت موجود تراکم در تهران و نقش آن در افزایش مشکلات ترافیکی وضعیت دو شاخص تراکم جمعیتی و بار ترافیک تولید شده در بخشی از محله الهیه تهران به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است نتیجه مطالعات نشان می دهد که تراکم ساختمانی F.A.R نه تنها به عنوان ابزاری جهت تعادل بین ظرفیت زیر ساخت ها و جمعیت مورد استفاده قرار نگرفته بلکه موجب بروز بسیاری از مشکلات ترافیکی و غیره نیز گردیده است در ادامه بر پایه روش علمی مدل محاسبه F.A.R مبتنی بر ظرفیت پذیرش زیر ساخت ها به ویژه ظرفیت شبکه سواره ارائه می گردد
نوشته حاضر از سنخ مقالات مروری تحلیلی می باشد و لذا سعی شده با تکیه بر منابع معتبر و مرتبط با موضوع و با تکنیک مطالعات کتابخانه ای مقوله های مکان و بی مکان با رویکردی پدیدار شناختی مورد بررسی و چالش قرار گیرند بحران بی مکانی و بی هویتی فضاهای شهر ی معاصر از مباحث پایه ای معماری و شهرسازی بوده و صرف نظر از قلمرو جغرافیائی کشور ها از نیمه دوم سده بیستم تا کنون مورد توجه بسیار بوده است. در این مقاله ابتدا به طور اجمالی نقش تفکر پدیدار شناسی در حل و یا تعدیل بحران مکان بررسی شده سپس مفاهیم پدیده مکان - ساختار مکان و بی مکانی در پرتو نظرات مارتین هیدگر تجزیه و تحلیل شده و در نهایت تغییر نگرش انسان نسبت به خود و نظام هستی و ارتباط از هم گسیخته و فرادستی او با محیط به عنوان یکی از علل عمده بحران مکان در عصر حاضر مورد بحث قرار گرفته است.
"مقالة حاضر مروری است بر مطالعات اندیشمندان غربی در حوزة دین و رسانهها. در این مطالعات ضمن بررسی ابعاد گوناگون تأثیر و تأثر دو نهاد دین و رسانه بر یکدیگر و بر مخاطبان، شمایی کلی از نظریات برندا ایی. براشر، ویلیامفور، پیتر هورسفیلد، استوارت ام.هوور و نیککولدری در زمینه ارتباط دین و رسانه در جهان معاصر ارائه میشود.
برندا ایی.براشر در آثار خود به ارتباط دین و رسانه نگاهی انتقادی دارد و شکلگیری عصر صنعتی و جامعة اطلاعاتی را دلایل تحول مذهب به صورت جدید میداند.
به نظر ویلیام فور خداشناسی (الهیات) تلاشی برای معنا بخشیدن به زندگی است، اما طی نیم قرن اخیر آن را چنان پیچیده کردهاند که از هستی و جریان معمول زندگی خارج شده است، در عوض رسانهها در تمام عرصههای زندگی حضور دارند تا آنجا که به نظر میرسد جای الهیات را گرفتهاند. وی میکوشد راه مواجهه با عصر انقلاب ارتباطی را به کلیسا نشان دهد.
پیترهورسفیلد به سازگاری دین و رسانه در امریکا و استرالیا میپردازد. وی استرالیای امروز را دنیایی میداند که در آن نهادهای مذهبی، بازار کالا و خدمات و رسانهها با یکدیگر ادغام شدهاند و تنها به خرسندی مشتریان میاندیشند.
از دید استوارت ام.هوور، منابع سنتی، نمادها، کلیسا، مدرسه، خانواده، جامعه و گروههای مرجع با ورود به رسانهها؛ تکمیل، جذب یا حتی دگرگون میشوند. رسانهها همزمان محل تبلیغات تجاری وسیع و خدمات امور مذهبی شدهاند. از سوی دیگر تلاش گردانندگان رسانهها در جهت توسعة روحیة کالایی و ادغام امور مذهبی و رسانهای، منجر به کالاییتر شدن رسانه و مذهب میشود.
نیککولدری در اثر خود «مناسک رسانهها» میکوشد مناسک رسانهای را با تأکید بر آثار جامعهشناسانی چون امیل دورکیم، تا درون برنامههای رسانهای به ویژه برنامههای تلویزیونی دنبال کند و اهمیت فضای مناسکی امروز را در تحول مذهبی نشان دهد. به اعتقاد کولدری گرچه نهاد دین میکوشد از ابزارهای جدید برای گسترش خود بهره گیرد برای غلبه بر آنها باید تغییراتی در خود ایجاد کند.
"
مقاله حاضردو هدف عمده را دنبال می کند: نخست ارائه تحلیلی دقیق و موشکافانه از برهان وجودی آنسلم و دوم تعیین مغالطه منطقی در این برهان، برای دستیابی به هدف اول و فهم درست برهان وجودی، هردو تقریر این برهان در فصلهای دوم و سوم کتاب پروسلوگیون آنسلم مورد بررسی قرار گرفته و به منظور ایضاح بیشتر، اعتراضات گاونیلون راهب معاصر آنسلم و پاسخهای آنسلم به وی مطرح شده است. در بخش دوم مقاله ضمن اشاره به انتقادات توماس اکویناس به برهان وجودی آنسلم و ارزیابی آن تلاش شده تا با تکیه بر مبانی نظری صدرالمتالهین اشکالات موجود در این برهان و دلیل بی اعتباری آن بیان شود.
پنجاه و ششمین کنگره روزنامه های جهان، دهمین نشست سردبیران مطبوعات جهان و نمایشگاه خدمات اطلاع رسانی2003 از هیجدهم تا بیست و یکم خرداد ماه در دوبلین ایرلند جنوبی برگزار شد.
چکیده
این مقاله، شیوه شهید صدر رحمهالله در کشف مکتب اقتصادى اسلام را در گامهاى ده گانه ذیل توضیح مىدهد:
1. جدایى علم و مکتب؛
2. تفاوت قائل شدن بین مکتب و قانون، و روبنا شمردن قانون؛
3. تأکید بر این که وظیفه پژوهشگر اسلامى، کشف و یافتن مکتب است و نه ایجاد آن؛
4. تأکید بر کلگرایى براى کشف مکتب؛
5. تأکید بر این که افزون بر احکام، مفاهیم نیز در کشف نظریّه مکتبى نقش دارند؛
6. تکیه بر مناطق آزاد فقهى؛
7. نیاز به اجتهاد پیچیده براى پرداختن به متون دینى و کشف مضمون آنها؛
8. توجّه به خطرهاى تهدید کننده اجتهاد؛
9. ضرورت آزادى و حقّ انتخاب (البتّه در چارچوب اجتهادهاى گوناگون)؛
10. غفلت نکردن از لغزشگاههاى واقعیّتهاى اجرایى.
در پایان، به طرح دو اشکال درباره فایده و مشروعیّت روش شهید صدر رحمهالله در کشف مکتب پرداخته، به آنها پاسخ مىدهد.
"امروزه وسایل ارتباط جمعی از طریق انتقال اطلاعات و مبادله افکار، نقش بسیار مهمی در شکلدهی به افکار عمومی مردم جهان بازی میکنند. بر این اساس میتوان گفت که در دنیای امروزی انسانها محصور در ارتباطات و اطلاعاتی هستند که با ابزار و وسایل گوناگون ذهن آنها را در راستای اهداف از پیش تعیین شده حرکت میدهند.
این نوشتار، بر حسب اهمیت و روانشناسی وسایل ارتباط جمعی در جوامع، به بررسی نقش و کارکردهای ارتباطی و اثرات آن، اقناع، تبلیغ و جنگ روانی میپردازد و در نهایت یادآور میشود که در شرایط جنگی، عملیات روانی اهمیت فزایندهای در به زانو در آوردن دشمن دارد. بر همین اساس میتوان گفت که حقیقت نخستین قربانی منازعات منطقهای و بینالمللی است و وسایل ارتباط جمعی بیشترین مسئولیت را در این فاجعه بر عهده دارند. به کمک این وسایل اطلاعرسانی، میتوان به راحتی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه داد بدون آن که کوچکترین مسئولیتی بر عهده کسی باشد.
"
پولشوِِیی به نقل و انتقالهاى متقلبانه اى اطلاق مى شودکه در در آ مدهاى نامشروع، حاصل از جرم و جهت مشروع جلوه دادن، در نتیجه دور نگه داشتن آنها از معرض کشف و مصادره صورت مى گیرد. این پدیده که در پى گسترش جرایم سازمان یافته بویژه بصورت فراملى و بین المللى مورد توجه جرم شناسان قرارگرفته است، آ ثار نگران کننده اى ر ا به همراه دارد. علیرغم اقدامات، ویژه اى که براى مبارزه با این پدیده در سطح بین المللى ومنطقه اى از یک طرف و حقوق داخلى کشورها از طرف دیگر صورت گرفته، در سیاست جنایی ایران تدابیر مناسبى براى مبارزه با این پدیده اندیشیده نشده، در نتیجه لازم است ضمن بسترسازیهاى لازم اقتصادى، با تدوین قوانین متناسب و کار آمد، این پدیده جرم انگارى شده وهمزمان اقدامات دو جانبه و چند جانبه لازم به همراه تدابیر فراگیر داخلى جهت مبارزه همه جانبه با آن صور ت گیرد. در این صورت مقاله ضمن بررسى اسناد بین المللى و منطقه اى در این خصوص حقوق داخلى ایران و تدابیر مربوطه مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.