ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۴۲۱ تا ۹٬۴۴۰ مورد از کل ۵۳۳٬۶۳۳ مورد.
۹۴۲۱.

ارزیابی عملکرد تعاونی دهیاری ها درتوسعه روستایی از دیدگاه مدیران محلی، مورد: شهرستانهای بوانات و سرچهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۲
تعاونی دهیاری ها به عنوان یکی از نهادهای مدیریتی در کشور بشمار می آید که با توجه به وظایف و اهدافی که برای آنها در نظر گرفته شده است می تواند نقش موثری در توسعه نواحی روستایی ایفا نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعاونی دهیاری شهرستانهای بوانات و سرچهان در ابعاد توسعه روستایی انجام شده است. روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی و جامعه آماری شامل دهیاران(34 نفر) و اعضای شورای اسلامی(106 نفر) روستاهای عضو تعاونی دهیاری می باشند. اطلاعات مورد نیاز به روش اسنادی و میدانی گردآوری و برای پردازش اطلاعات از روشهای آماری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد تعاونی دهیاری نقش موثری در توسعه نواحی روستایی داشته که بر اساس آزمون من ویتنی مشخص شد تفاوت معناداری بین نقش دو تعاونی دهیاری در توسعه روستایی وجود دارد. در همین رابطه نتایج نشان داد بیشترین نقش تعاونی دهیاری های مورد مطالعه، در توسعه بعد زیست محیطی روستاها می باشد. همچنین نتایج نشان داد پاسخگویانی که با وظایف و اهداف تعاونی دهیاری آشنایی دارند، نقش تعاونی دهیاری را در توسعه روستایی، مطلوب تر ارزیابی نموده اند. با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که آگاهی و آموزش مدیران محلی افزایش یابد، حمایت های دولتی توسعه یابد، نظارت بر عملکرد تعاونی ها تقویت شود و بر توسعه اقتصادی آن ها، به ویژه در بخش های تولیدی و خدماتی، تمرکز بیشتری صورت گیرد. ارتقای این ابعاد می تواند نقش تعاونی های دهیاری را در تحقق توسعه پایدار روستایی به طور مؤثرتری تقویت کند.
۹۴۲۲.

شناسایی مؤلفه های مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه و هدف : مفهوم در حال گسترش میراث، تعامل فزاینده میراث با محیط پیرامونی، اهمیت روزافزون میراث در اقتصاد پایدار و افزایش نیروهای تهدیدزای میراث منجر به شکل گیری تفکرات و نگرش های جدیدی در حوزه مدیریت میراث فرهنگی شده است. مدیریت میراث فرهنگی چارچوب قانونی و فنی مناسبی را برای حفاظت مناسب، تضمین پایداری میراث و اصول بهره برداری صحیح از میراث فرهنگی (ازجمله تفسیر و عرضه میراث به بازار و بازاریابی و تسهیل دسترسی بازدیدکنندگان به میراث) ارائه می دهد. دانش مدیریت میراث فرهنگی یکی از رویکردهایی است که در ایران به صورت بسیار محدود مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران با رویکرد آینده پژوهی است تا با شناسایی ابعاد و مؤلفه های دانش مدیریت میراث فرهنگی، بستری مناسب برای دست یابی به وضعیت مطلوب در مدیریت میراث فرهنگی ایران فراهم کند. روش شناسی : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر ماهیت، تحلیلی و اکتشافی و روش گردآوری داده های پژوهش نیز مطالعات کتاب خانه ای و مصاحبه با خبرگان است. بدین منظور یک فرم مصاحبه طراحی و با 30 نفر از خبرگان حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و باستان شناسی مصاحبه شد. با توجه به ماهیت پژوهش، از روش تحلیل ساختاری میک مک و دلفی برای شناسایی عوامل مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران استفاده شده است. یافته ها : یافته های پژوهش بیان گر آن است که 10 عامل «ساختارهای سازمانی میراث»، «منابع انسانی آموزش دیده»، «حفظ ارزش های میراث»، «افق روشن و هدفمند»، «برنامه مدیریت بحران»، «سیاست گذاری مناسب»، «مدیریت یکپارچه میراث»، «تأمین مالی حفاظت میراث»، «کنوانسیون ها و دستورالعمل های جهانی» و «اولویت میراث در اسناد بالادستی» به ترتیب کلیدی ترین مؤلفه های مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران هستند. نتیجه گیری و پیشنهادات : نتیجه پژوهش نشان می دهد که برنامه ریزی جهت توسعه و بهبود عملکرد عوامل مذکور می تواند سهم چشم گیری در سیستم مدیریت میراث فرهنگی ایران و حرکت به سمت وضعیت مطلوب در مدیریت میراث فرهنگی ایران داشته باشد. با توجه به نتایج حاصل شده پیشنهاد می شود مشارکت مردم و همکاری بین ارگان ها و سازمان های مرتبط با میراث بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد تا از طریق این چرخه مدیریتی، بتوان روابط متقابل بین میراث فرهنگی و جامعه را بهبود بخشید؛ هدفی که برای پایداری آینده میراث فرهنگی و رونق گردشگری پایدار فرهنگی ضروری است. نوآوری و اصالت : با توجه به اینکه در حوزه مدیریت میراث فرهنگی ایران تاکنون پژوهشی در زمینه شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران انجام نشده، از این جهت پژوهش حاضر دارای نوآوری است و نقطه نظرات خبرگان و صاحب نظران این حوزه بر اصالت موضوع افزوده است.
۹۴۲۳.

تبیین اثرگذاری مشارکت شهرسازان در تحقق محله آرام (مطالعه موردی: محله باغ فیض منطقه پنج شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه: چالش های توسعه شهری در سطح جهانی به دلیل شهرنشینی سریع و عدم توجه کافی به نیازهای معنوی شهروندان برای ایجاد آرامش کافی پدیدار شده است. این چالش ها از طریق کاهش امنیت، افزایش ترافیک، دسترسی ناکافی به خدمات شهری و تشدید نابرابری های اجتماعی نمایان می شود. فقدان اطلاعات و آگاهی، نبود اعتماد به نهادهای شهری، محدودیت منابع، ساختارهای تصمیم گیری سلسله مراتبی سنتی، مقاومت در برابر ایده های نوآورانه، ارتباط ضعیف بین برنامه ریزان شهری و سازمان ها، فقدان شفافیت و نبود اهداف راهبردی، موانع مهمی برای برنامه ریزی شهری مؤثر هستند. این مسائل شکافی بین شهروندان و نهادهای شهری ایجاد می کند که منجر به کاهش احساس تعلق و کاهش تمایل به حفاظت از فضاهای عمومی می شود. جنبش «محله آرام» به عنوان پاسخی برای بهبود کیفیت زندگی در عین کاهش سرعت شهری و اعتراض به فرهنگ فست فود و توسعه سریع پدیدار شد. این مطالعه با هدف تبیین تأثیر مؤلفه های مشارکت برنامه ریزان شهری بر دستیابی به محله آرام در محله باغ فیض، منطقه ۵ تهران انجام شده است. مواد و روش ها: این پژوهش از روش شناسی کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی استفاده می کند و از روش های تحقیق کتابخانه ای و میدانی ترکیبی بهره می برد. یک پرسشنامه جامع برای شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق شهر آرام طراحی شد که از رویکرد کمی از طریق مدل سازی معادلات ساختاری استفاده می کند. چارچوب نظری شامل متغیرهای مستقل (مؤلفه های مشارکت برنامه ریزان شهری) و متغیر وابسته (دستیابی به شهر آرام) است. پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ ارزیابی شد که مقادیر بالای ۰.۷ را نشان داد. بارهای عاملی برای تمام متغیرها از ۰.۴ بیشتر بود که پایایی و روایی سازه را تأیید می کند. جامعه آماری شامل ۲۴۶ کارشناس و مهندس برنامه ریزی شهری فعال در محله باغ فیض بود که به دلیل تخصص حرفه ای و دانش عمیق آن ها از فرآیندهای برنامه ریزی شهری انتخاب شدند. با استفاده از فرمول کوکران، ۱۵۴ نفر به عنوان حجم نمونه مناسب محاسبه شد. این مطالعه شامل کارشناسان از رشته های برنامه ریزی شهری، جغرافیا، معماری و مدیریت شهری بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS نسخه ۴ انجام شد. نتایج  و بحث: تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری تأثیرات قابل توجه متغیرهای مختلف بر مشارکت برنامه ریزان شهری و دستیابی به شهر آرام را نشان داد. مشارکت برنامه ریزان شهری بیشترین تأثیر را بر کیفیت زندگی شهری نشان داد (۰.۹۱۴ = R²). عوامل کلیدی افزایش مشارکت شامل بهبود امکانات آموزشی، رعایت اصول پایداری و محیط زیست، ایجاد فضاهای عمومی و تفریحی و تعامل با ساکنان بود. تحلیل مؤلفه های حیاتی مانند دسترسی و تحرک، مسئولیت در اقدامات شهری، مشارکت در تصمیم گیری شهری، مدیریت فضای عمومی، مشارکت در طراحی شهری و همکاری با مقامات محلی را به عنوان عوامل مهم شناسایی کرد. نتیجه گیری: این پژوهش نقش حیاتی مشارکت برنامه ریزان شهری در دستیابی به توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهری را نشان می دهد. مشارکت فعال در فرآیندهای برنامه ریزی، ابتکارات آموزش شهروندی و ایجاد فضاهای شهری مناسب به طور قابل توجهی کیفیت زندگی را بهبود می بخشد و روابط اجتماعی را در بافت های شهری قدیمی و جدید محله تقویت می کند. یافته ها نشان می دهد که مشارکت مؤثر برنامه ریزان شهری به عنوان کاتالیزوری برای تحقق محله آرام عمل می کند که نیازمند رویکردهای جامع است که تخصص حرفه ای، مشارکت جامعه و اصول توسعه پایدار را یکپارچه می کند.
۹۴۲۴.

امکان سنجی انتخاب قانون حاکم بر قرارداد منعقده میان اتباع ایرانی در خارج از کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۷
برابر ظاهر ماده 968 قانون مدنی، اتباع ایرانی امکان انتخاب قانون حاکم بر قرارداد خود را ندارند. لکن با گذر از ظاهر قانون می توان قائل بر آن شد که گستره ماده 968 درخصوص قراردادهای داخلی است. نتیجه منطقی و تفسیر صحیح مواد 5 و 968 آن است که اولاً؛ ماده 5 حاوی اصل محلی بودن قوانین در روابط بین المللی است. پس، در مقام رفع تعارض قوانین، هرجا که تردید در اجرای قانون ایران یا خارجی باشد اصل، اجرای قانون ایران درباره ساکنان ایران است. ثانیاً؛ قوانین ایران اصولا در داخل مرز های سیاسی کشور اجرا می شود و بر تمام اشخاص و اموال موجود در آن حکومت می کند. ثالثاً؛ قوانین مربوط به نظم عمومی درباره همه ساکنان ایران اجرا می شود و مانع از اجرای قانون خارجی است (همانند قوانین مربوط به احوال شخصیه و اموال واقع در ایران). بنابراین قاعده حل تعارض ایرانی موضوع ماده 968، مستنداً به ماده 5 قانون مدنی صرفاً ناظر بر قراردادهای واقع شده در ایران می باشد و نسبت به قراردادهای منعقده در خارج از ایران خروج تخصصی دارد. نتیجه آن است که تشخیص قانون حاکم بر قرارداد اتباع ایرانی در خارج از مرزهای کشور تابع قوانین کشوری که قرارداد در آنجا منعقد شده یا قرار است اجرا شود یا بیشترین ارتباط با قرارداد را دارد. امکان انتخاب قانون حاکم بر قرارداد توسط اتباع ایرانی و حدود آن انتخاب بستگی به قوانین آن کشور دارد.
۹۴۲۵.

مفهوم، جلوه ها و مبانی تئوری موازنه در عقد بیع؛ مطالعه تطبیقی در حقوق انگلستان، فرانسه و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۲۶۵
یکی از اصول حاکم بر عقد بیع به عنوان مهم ترین عقد معاوضی، «اصل موازنه میان طرفین عقد» است. بر اساس تئوری موازنه در عقد بیع، هیچ یک از طرفین این عقد نباید در وضعیتی نابرابر و نامتوازن نسبت به دیگری قرار گیرد چراکه در غیر اینصورت، مبانی عدالت و انصاف قراردادی، با مخاطره مواجه خواهد شد و عقد، نه تنها محملی برای موازنه و تعادل نسبی میان طرفین آن نیست بلکه بالعکس، ابزاری برای تحمیل اراده برتر یک طرف بر اراده ضعیف تر طرف دیگر است. مطابق با این ویژگی عقد بیع، هر عاملی که به نحوی این موازنه را بر هم بزند، خلاف ذات این عقد محسوب می شود. در حقوق فرانسه و انگلستان، موازنه میان طرفین عقد بیع، مورد توجه حقوق دانان قرار گرفته است. با این حال، سؤال این است که آیا در حقوق ایران نیز موضوع مورد اشاره، مورد عنایت حقوق دانان واقع شده است یا خیر؟ در این نوشتار، به قصد شناخت بیشتر «تئوری موازنه طرفین در عقد بیع»، مفهوم، جلوه ها و مبانی آن در حقوق انگلستان و فرانسه که برای نخستین بار، این تئوری را مورد شناسایی قرار داده اند و نیز در حقوق ایران بررسی شده اند. همچنین، جلوه های پذیرش این تئوری در آرای قضایی صادر شده در این سه کشور، مطالعه شده است. نتیجه اصلی حاصل از این مقاله، این است که پذیرش تئوری موازنه میان طرفین عقد بیع، به منظور تأمین بیشتر عدالت معاوضی میان آن ها و نیز جلوگیری از سوءاستفاده های احتمالی طرف قوی تر قرارداد از طرف ضعیف تر در عقد بیع است که هم در سطح تقنینی و هم در سطح قضایی در سه نظام حقوقی فرانسه، انگلستان و ایران، البته با برخی تمایزها پذیرفته شده است. 
۹۴۲۶.

تحلیل «نظام حقوقی» حاکم بر حل وفصل اختلافات دستگاه های دولتی؛ چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
با عنایت به عدم پیش بینی مقررات خاصی در مورد حل و فصل اختلافات دستگاه های دولتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال 1358، بخشی از اصل یکصد و سی و چهارم اصلاحی به سال 1368 این قانون، به موضوع فوق اختصاص یافت و متعاقب آن نیز «آیین نامه چگونگی رفع اختلافات بین دستگاه های اجرایی از طریق سازِکارهای داخلی قوه مجریه» مصوب 1386، بخش نامه های متعدد و اخیراً نیز بند ب ماده 117 قانون برنامه هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، مقرراتی را در مورد نحوه رسیدگی به این دسته از اختلافات وضع کرد. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که مجموعه مقررات فعلی حاکم بر حل و فصل اختلافات دستگاه های دولتی تا چه میزان تشکیل دهنده یک «نظام حقوقی» جامع، منسجم و کارآمد در این زمینه است و چالش ها و راهکارهای رفع آن ها چیست. طبق یافته های مقاله پیش رو که به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده، مجموعه مقررات حاکم در خصوص موضوع، تشکیل دهنده یک نظام حقوقی جامع، منسجم و کارآمد در تحقق کارکرد مورد نظر نبوده است. قبض و بسط ناموجه دستگاه های مشمول، عدم کفایت و اثربخشی ضمانت اجراهای موجود، ضعف در تعیین سازکارهای اجرای تصمیمات مراجع ذی صلاح، عدم تدوین اصول و موازین حقوقی خاص برای رسیدگی به اختلافات دستگاه های دولتی و نامشخص بودن موارد لزوم ورود مرجع قضایی در رسیدگی به اختلافات، از جمله چالش های وضعیت کنونی است. راهکارهای پیشنهادی در این مقاله، متمرکز بر رفع چالش های فوق است که از جمله می توان به تکمیل آیین نامه فوق با تمرکز بر مؤلفه هایی هم چون شفافیت در قلمرو دستگاه های مشمول و مراجع ذی صلاح برای رسیدگی به اختلافات، مشخص بودن موضوعات قابل رسیدگی، آیین رسیدگی، قالب و مبانی حقوقی صدور آرا، تکمیل نظام ضمانت اجراها، پیش بینی سازکارهای اجرای مؤثر آرا و تصمیمات و نحوه برخورد با موارد تخلف، اشاره کرد.
۹۴۲۷.

بررسی تطبیقی وضعیت و موانع دانشگاه دوستدار خانواده در دانشگاههای تهران، مشهد و تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: این مطالعه با هدف آسیب شناسی دانشگاهها از حیث توجه به امر خانواده و ارتباط آن با نهاد دانشگاه طراحی و اجرا شد. روش: روش انجام این پژوهش، پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخته بود؛ زیرا مطالعه ای با این عنوان و به روش کمّی یا کیفی در ایران و جهان انجام نشده است. این پرسشنامه، ترکیبی از سؤالات باز، بسته پاسخ و اولویت گذاری است. سؤالات چندگزینه ای بر اساس طیف لیکرت طراحی شده و نمره گذاری از 1 تا 5 متغیّر است. جامعه آماری تحقیق، شامل دانشجویان دانشگاههای دولتی تهران، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه تبریز به عنوان سه دانشگاه بزرگ بودند. بر اساس پیش برآورد نسبت بود و نبود صفت، تعداد نمونه برای دانشگاههای تهران، 224 و برای دانشگاههای تبریز و مشهد، 184 نفر برآورد شد. نمونه گیری به صورت طبقاتی متناسب با حجم بوده است. داده های به دست آمده از این طریق، با استفاده از نرم افزار تحلیلی- کاربردی اس.پی.اس.اس نسخه 25 پردازش و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که امیدواری ها و نگرانی هایی در دانشگاه در خصوص خانواده وجود دارد. قوانین حمایت از خانواده اجرا و به درستی اطلاع رسانی نمی شوند. نگاه مردانه بر آنها مسلّط و بوروکراسی بر آنها حاکم است. در برنامه ریزی ها به خانواده و تأهل توجه نمی شود. ترس از بچه دار شدن در حین تحصیل در دانشجویان متأهل وجود دارد. استرسهای دانشگاه به خانواده ها منتقل می شود. نگرانی از آسیبهای اخلاقی در دانشگاه وجود دارد و تا حدودی نگرش منفی به ازدواج و تأهل وجود دارد که اغلب رقم خیلی بالایی نیست. برخورد نامناسب با دانشجویان باردار و متأهل چندان رایج نیست و امکانات تا حدودی بین متأهلان و مجرّدان توزیع می شود. فضای منفی در دانشگاههای تهران نسبت به سایر دانشگاهها در برخی جنبه ها غالب تر است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود برنامه هایی برای اطلاع رسانی درباره قوانین حامی خانواده و نظارت و پیگیری اجرای قوانین حامی خانواده بعد از تصویب، تغییر نگرش برخی اساتید به تأهل و حمایت از خانواده، انعطاف پذیری دانشگاهها و گروههای آموزشی در برخی قوانین به نفع حمایت از خانواده و کاهش نگاه مسلط مردانه در قوانین، تدوین و اجرا شوند.
۹۴۲۸.

افزایش قصد خرید در فروشگاه های خرده فروشی زنجیره ای با استفاده از استراتژی کانال های یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف: در عصر حاضر پیشرفت سریع تکنولوژی به افزایش انواع کانال های دسترسی به مشتریان منجر شده و به دنبال آن ظهور خرده فروشی های آنلاین موفقی همچون آمازون در مقیاس جهانی و دیجی کالا را در سطح داخلی شاهد بوده ایم. از طرفی خرده فروشان سنتی نیز اقدام به راه اندازی فروشگاه اینترنتی و اپلیکیشن تلفن همراه کرده اند؛ بنابراین، باوجود کانال های توزیع در فروشگاه، رفتارهای مختلف در هر کانال باعث سردرگمی و نارضایتی مشتریان خواهد شد؛ بنابراین، اخیراً رویکرد کانال های یکپارچه رواج یافته است. در این مفهوم به جای تمرکز بر کانال، تمرکز بر ایجاد تجربه ای یکنواخت از ارتباط با برند است. هدف اصلی این پژوهش یافتن راهکارهایی برای ارائه به مدیران فروشگاه های خرده فروشی زنجیره ای برای جذب مشتریان بیشتر، ازطریق مدیریت یکپارچه کانال های توزیع است. روش: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش از نوع پژوهش های توصیفی - پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری شامل آن دسته از مشتریان فروشگاه رفاه است که با تمامی کانال های توزیع فروشگاه مزبور تعامل دارند. به دلیل نامشخص بودن تعداد دقیق این افراد، نمونه آماری پژوهش براساس فرمول حجم نمونه کوکران، ۳۸۴ نفر محاسبه شد. از پرسش نامه به عنوان ابزار جمع آوری داده های میدانی استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. تمامی تحلیل های آماری آزمون های ذکرشده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS Smart صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت ادغام کانال با میانجیگری روان بودن ادراک شده بر قصد خرید از کانال های یکپارچه در فروشگاه های زنجیره ای تأثیر دارد. همچنین تجربه مشتری با میانجیگری ویژگی های نوآوری ادراک شده بر قصد خرید از کانال های یکپارچه در فروشگاه های زنجیره ای تأثیر دارد.   نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، از میان متغیرهای اثرگذار بر ایجاد قصد خرید از کانال های یکپارچه، روان بودن ادراک شده بیشترین تأثیر را دارد و سازگاری ادراک شده در رتبه بعدی قرار می گیرد؛ درنهایت متغیر ریسک ادراک شده رابطه منفی با قصد خرید دارد. همچنین کیفیت ادغام کانال بر روی روان بودن ادراک شده تأثیر دارد؛ به علاوه، از میان متغیرهای تجربه مشتری، پیوستگی و ادغام رابطه مستقیم با ویژگی های نوآوری ادراک شده دارند و وجود رابطه میان ثبات با ویژگی های نوآوری ادراک شده و همچنین ثبات، انعطاف پذیری و شخصی سازی با ریسک ادراک شده در این پژوهش تأیید نشد.
۹۴۲۹.

اولویت بندی عوامل تأثیرگذار بر نوآوری باز در سازمان های دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: نوآوری باز یک پارادایم است که فرض می کند شرکت می تواند و باید از ایده ها و مسیرهای داخلی و خارجی به بازار، به عنوان وسیله ای برای سرعت بخشیدن و بهبود فناوری و نوآوری محصول خود استفاده کند. این مقاله، با هدف اولویت بندی عوامل تأثیرگذار بر نوآوری باز در سازمان های دفاعی انجام شده است. روش شناسی: نوع تحقیق کاربردی، روش توصیفی - پیمایشی و رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) است که پس از جمع آوری داده ها از منابع ذکرشده، مورد تلخیص، استنتاج و قضاوت قرارگرفته و در پایان تجزیه وتحلیل نهایی گردیده است. فلسفه پژوهش عمل گرایی بوده و از نوع تحقیق های استقرایی است که به صورت مقطعی انجام شده است. به منظور جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه با تعداد 20 نفر از صاحب نظران و خبرگان که به روش نمونه گیری غیر احتمالی گلوله برفی انتخاب شدند، استفاده شده است. یافته ها: طبق تجزیه وتحلیل اسناد و مدارک، با استفاده از روش تحلیل محتوی و انجام سه گام دسته بندی، پردازش و قضاوت تعداد 7 معیار و 35 زیر معیار تأثیرگذار بر نوآوری باز در سازمان های دفاعی به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که زیرمعیارهای استفاده از تجربیات برتر سازمان های موفق، فرهنگ جستجو و شناخت دانش و فناوری جدید، حضور در نمایشگاه ها و هم اندیشی های تخصصی و حمایت از تسهیل دانش خارجی ازنظر خبرگان مهم ترین معیارها می باشند. همچنین، فروش مالکیت فکری با صدور مجوز استفاده از دانش و ایجاد ارزش در دانش سازمان از طریق برون سپاری تحقیق و توسعه کم اهمیت ترین شاخص ها ازنظر خبرگان بوده اند.
۹۴۳۰.

Feature Selection for Kurdish-Persian Bilingual Speech: A Comparative Study of Formant Frequencies and MFCCs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
This study examines the effectiveness of long-term formant frequency distributions (LTFDs), Mel-frequency cepstral coefficients (MFCCs), and their combined application in distinguishing Kurdish-Persian bilingual speakers. Speech samples were collected from 20 early male bilingual speakers who read the fable ' The North Wind and the Sun ' in Kurdish (Sorani dialect) and Persian. The Random Forest algorithm was employed to analyze the data. Feature importance for formant frequencies and MFCCs was evaluated using the mean decrease in accuracy metric. The results indicated that LTFD measures provided moderate accuracy in speaker differentiation, reflecting their capacity to capture vowel-related articulatory patterns. In contrast, MFCCs demonstrated superior performance, effectively encoding spectral and speaker-specific characteristics. When LTFDs and MFCCs were combined, system accuracy was slightly improved compared to using MFCCs alone. This marginal enhancement underscores the potential benefits of integrating LTFDs with MFCCs in forensic voice comparison, where even small gains can have significant practical implications. The findings contribute to a deeper understanding of bilingual speaker variability and provide insights for optimizing speaker identification systems in bilingual contexts.
۹۴۳۱.

چیستی اعتراضات تابستان و پاییز 1401 در ایران یک مطالعه زمینه بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
امروزه اعتراض و تغییرخواهی بخش جدایی ناپذیر از حیات نظام های سیاسی در دوره نوین حکمرانی شده است. متأخرترین اعتراضات فراگیر در ایران، اعتراضات سال ۱۴۰۱ است که پس از مرگ خانم مهسا امینی رخ داد. هدف مقاله، شناخت چیستی این اعتراضات و پیامدهای آن است. روش مورد استفاده در تحقیق، روش نظریه زمینه ای یا گرندد تئوری است که به گردآوری نظرات نخبگان پرداخته و سپس در سه سطح باز، محوری و انتخابی کدگذاری صورت گرفته است. مهمترین یافته های این پژوهش بیان می دارد که شرایط علی شامل نارضایتی از وضع موجود از جمله سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، انباشت نارضایتی ها و نداشتن چشم انداز مثبت از آینده است. شرایط زمینه ای شامل تعلیق اصل 27 قانون اساسی؛ غیاب سیاست در حوزه عمومی و تضعیف رسانه های رسمی است. شرایط مداخله گر شامل زیرساخت سازی کشورهای متخاصم از جمله در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، فشارهای دولتی و فشارهای رسانه ای است. کنش ها و واکنش ها شامل آزادسازی قیمت ها، مرگ مهسا امینی و بروز اعتراضات است. در نهایت پیامدهای آن شامل رادیکالیسم اجتماعی، امنیت زدایی، اقتدارزدایی از حاکمیت، مشارکت زدایی مدنی و ... است. در پایان نتایج حاصل از پژوهش نشان داد صورت اعتراضات 1401 یک تغییرخواهی اعتراضی از نوع شورش اجتماعی است.
۹۴۳۲.

موانع، قابلیت ها و پیامدهای هوشمندسازی زنجیره تأمین در صنعت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
صنعت 4.0 با استفاده از فناوری های پیشرفته مانند اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، تحلیل داده ها، رباتیک، حس گرها و شبکه های هوشمند، امکانات جدیدی برای کسب وکارها ایجاد کرده است که فرآیندهای تولیدی و عملیاتی را به صورت خودکار و بدون نیاز به دخالت انسان، بهبود بخشند. هوشمندسازی زنجیره تأمین شرکت های تولیدی و خدماتی ایران می تواند بسیار تحول آفرین و درعین حال چالش برانگیز باشد. شرکت های ایرانی با پیشرفت روزافزون فناوری، همواره به دنبال بهبود فرآیندهای زنجیره تأمین خود بوده اند، اما به دلیل برخی موانع با مشکلات زیادی روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف یافتن موانع، قابلیت ها و پیامدهای به کارگیری زنجیره تأمین هوشمند در صنایع ایران انجام می شود. پژوهش دارای جهت گیری توسعه ای و کاربردی و ازنظر روش شناسی، کیفی است که با استفاده از راهبرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته می باشد که نمونه برداری از خبرگان به روش غیراحتمالی و از نوع هدف دار یا نظری انجام شد و تا دستیابی به معیار «کفایت نظری» درمجموع با 11 نفر از مدیران صنایع پیشرو در هوشمندسازی مصاحبه گردید. جهت اعتبارسنجی، از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیرشرکت کننده در پژوهش استفاده و پس از دریافت نظرات اصلاحی، الگوی نهایی ارائه شد. برای پیاده سازی نظریه داده بنیاد، از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. 372 کد باز اولیه، 81 مفهوم را تشکیل که در 20 مقوله دسته بندی شدند. الزامات نرم افزاری، سخت افزاری و محیطی و سازمانی؛ شرایط علّی برای کارخانه هوشمند (مقوله محوری) هستند. شفافیت، بهینه سازی، کارایی هزینه ها، چابکی زنجیره تأمین و یکپارچه سازی؛ راهبردهایی هستند که از مقوله محوری منتج می شوند. عدم اطمینان، گستردگی روابط و انفجار داده ها؛ شرایط خاص تأثیرگذار و موانع زیرساختی، فناوری و فنی، مسائل حفاظتی، موانع مالی و اقتصادی، موانع سازمانی و مدیریتی، موانع فرهنگی و موانع محیطی؛ شرایط زمینه ای عمومی هستند که بر راهبردها تأثیر می گذارند. پیامدهای درون زنجیره ای، پیامدهای محیطی و پیامدهای مالی؛ خروجی های حاصل از به کارگیری راهبردها است. برای دیجیتال سازی زنجیره تأمین، سازمان ها به زیرساخت های فناوری اطلاعات قوی و مقیاس پذیر نیاز دارند. این زیرساخت ها شامل سرورها، شبکه ها، سیستم های ذخیره سازی داده و سیستم های ابری هستند که بتوانند حجم بالای داده ها را پردازش کنند. وجود امنیت بالا برای حفاظت از اطلاعات حساس و جلوگیری از تهدیدات سایبری ضروری است. نیروی انسانی متخصص باید در یک فرهنگ سازمانی کار کند که پذیرای نوآوری و تغییرات دیجیتال باشد. نیروی انسانی باید به طور مستمر در زمینه های مختلف تکنولوژی های جدید آموزش دیده و توانمندی های خود را به روز کند.
۹۴۳۳.

تدقیقی بر مبانی نظری- اندیشه ای و عملیاتی برنامه های توسعه شهری، مطالعه موردی: شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۸
  امروزه پاسخ به مسائل و چالش های درونی و بیرونی شهرها به خصوص در کلان شهرها، تبدیل به مهم ترین و اصلی ترین دغدغه مدیریت شهری شده است. معمولا طرح ها و برنامه های شهری به عنوان سندی برای ارائه وضع موجود، به چالش ها، تأکید بر قوت ها و فرصت ها، چشم انداز سازی و... اشاره داشته اند؛ لذا پژوهش حاضر بر آن بوده است تا به واکاوی نظری و عملیاتی برنامه های توسعه ای در شهر رشت بپردازد. بدین منظور براساس تئوری زمینه ای، نوع پاسخ گویی به این هدف کیفی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و مصاحبه عمیق با 30 نفر از صاحب نظران سطح شهری بوده است. همچنین با استفاده از نرم افزار «MAXQDA» اقدام به استخراج کدهای باز و محوری و در نهایت کدگذاری گزینشی با بهره گیری از پتانسیل های شهر و نظر نخبگان شده است. نتایج بررسی های صورت گرفته نشان می دهد مهمترین مؤلفه های نظری اندیشه ای در بعد علی شامل: نظام برنامه ریزی کشور و محتوای طرح های جامع و مشکلات اجرایی، مشکلات مربوط به ماهیت حقوقی، اموال و دارایی های شهرداری ها و مراجع قضایی و ... است. در بعد پدیده شامل: غفلت مسائل اجتماعی،گرایش تقاضا برای تغییر کاربری زمین شهری در رشت به واسطه جهت گیری های غیر علمی در طرح های توسعه شهری و... می باشد؛ در بعد راهبرد شامل: جهت دهی برنامه به سوی دستور کار اقدامات آینده، ارائه ماتریسی که متغیرهای محیطی به طور منظم در آن چیده شده باشند و غیره است و نهایتا در بعد پیامد شامل: کاهش فشارهای فزآینده ناشی از؛ تغییرات محیطی، توسعه پویش تغییر مداوم و... بوده است. همچنین در بخش عملیاتی الگو مشاهده می شود که در مفهوم علی، مهمترین مقوله شامل: نارسایی های عمیق کالبد و محتوا؛ در بخش پدیده، مقوله چندپارگی های منتج به تضعیف و ناکارامدی نظام و طرح های شهری؛ در بخش راهبرد مقوله لزوم خودپالایی ریشه ای و بازسازی هدفمند با تأکید بر الزامات توسعه ای پراگماتیسم و نهایتاً در بخش پیامد مقوله عدم تکافوی راهکارهای موجود برای توسعه عملیاتی و آینده نگر مهمترین مقولاتی بوده اند که هر کدام مفاهیم مترتب بر خود را داشته اند.
۹۴۳۴.

بررسی نشانه شناختی دیگری در «إسلام بلاضفاف» بر اساس رویکرد امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
بیان مسئله و هدف: پدیده «دیگری» از مفاهیم بنیادی در گفتمان‌های فرهنگی و نشانه‌شناسی است که همواره به‌مثابه آینه‌ای برای بازشناسی «خود» عمل کرده است. در جهان معاصر، این مفهوم بیش از پیش در متون ادبی و فرهنگی بازتاب یافته و به ابزاری برای تحلیل سازوکارهای سلطه، قدرت و هویت بدل شده است. در همین راستا، کتاب إسلام بلا ضفا، اثر یوسف إدریس، تصویری چندوجهی از مواجهه جهان اسلام با غرب و قدرت‌های استعمارگر ارائه می‌دهد و در قالبی ادبی– انتقادی به بازنمایی مناسبات سلطه و مقاومت در بستر فرهنگی مصر و جهان عرب می‌پردازد. نویسنده، با زبانی استعاری و کنایی، سیمای دشمنان تاریخی اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل را از خلال نشانه‌هایی چون «غول احمق»، «اختاپوس صهیونیستی»، «ذبح نفتی» و «نقشه‌های مخرب» باز‌آفرینی می‌کند تا، از این طریق، بحران هویت و سلطه‌پذیری و خودباختگی فرهنگی جوامع اسلامی را برجسته سازد. در این میان، رویکرد امبرتو اکو، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان نشانه‌شناسی، ابزاری تحلیلی فراهم می‌آورد که از سطح دلالت‌های ظاهری متون فراتر می‌رود و به لایه‌های پنهان معنا دست می‌یابد. اکو با طرح مفاهیمی چون دانش‌نامه فرهنگی، خواننده الگو و تأویل اصیل، امکان بازخوانی متون را در پیوند با نظام‌های فرهنگی و رمزگان‌های اجتماعی میسر می‌سازد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین دیدگاه می‌کوشد تا نشان دهد چگونه یوسف إدریس، با بهره‌گیری از گنجینه فرهنگی– تاریخی جهان عرب، گفتمان «خود» را در تقابل با «دیگری» بازتعریف می‌کند و چگونه استعاره‌ها و رمزگان‌های زبانی او به بازتولید معنا در بستر تاریخی و سیاسی مصر دهه پایانی قرن بیستم می‌انجامد. هدف اصلی این پژوهش کشف ساز‌و‌کارهای نشانه‌ای در بازنمایی دیگری در إسلام بلا ضفاف است؛ به‌ویژه اینکه چگونه عناصر زبانی و فرهنگی در خدمت بازسازی مفاهیم هویت، مقاومت و سلطه قرار می‌گیرد. این تحقیق، با فاصله‌گرفتن از رویکردهای صرفاً تاریخی یا سیاسی، متن را به‌مثابه نظامی از نشانه‌ها می‌نگرد که در آن هر نشانه در شبکه‌ای از رمزگان‌های فرهنگی معنا می‌یابد. روش‌­شناسی: پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی و، از حیث روش، نشانه‌شناسی فرهنگی با تکیه بر الگوی امبرتو اکو است. داده‌های اصلی از متن عربی کتاب إسلام بلا ضفاف استخراج شده و تحلیل بر مبنای تطبیق رمزگان‌های زبانی، استعاری و فرهنگی در چهارچوب مفاهیم اکو انجام گرفته است. در این تحلیل، ابتدا نظام نشانه‌ای متن در پیوند با بافت تاریخی و فرهنگی مصر و جهان عرب شناسایی شده، سپس ساز‌و‌کار تولید معنا و فرایند تعامل میان «خواننده الگو» و «نویسنده الگو» بررسی شده است. در فرایند تحلیل، واحدهای نشانه‌ای همچون واژه‌ها، استعاره‌ها و ساختارهای تقابلی (خود/ دیگری، شرق/ غرب، مقاومت/ سلطه) به‌عنوان مؤلفه‌های دلالتی انتخاب و بر مبنای شبکه‌های دانش‌نامه‌ای و رمزگان‌های مشترک فرهنگی تفسیر شده است. روش کار بر این اصل استوار است که هیچ نشانه‌ای به‌صورت منفرد معنا نمی‌یابد، بلکه در بستر تاریخی و در ارتباط با حافظه فرهنگی ملت‌ها معنا می‌گیرد. بحث و تحلیل: نتایج تحلیل نشانه‌شناختی نشان می‌دهد که، در إسلام بلا ضفاف، مفهوم «دیگری» هم‌زمان دو نقش ایفا می‌کند: از‌سویی، دشمنی تاریخی و خارجی است که در قالب استعاره‌هایی چون «غول احمق» و «اختاپوس» بازنمایی می‌شود؛ از‌سوی دیگر، نمادی از بحران درونی و خودفراموشی فرهنگی است. یوسف إدریس، با آفرینش شبکه‌ای از نشانه‌ها، گفتمان «خودِ عرب و مسلمان» را در مواجه با استعمار نوین به تصویر می‌کشد و، از رهگذر زبانی نشانه‌مدار، ساختار سلطه و وابستگی اقتصادی و فکری جوامع عربی را نقد می‌کند. استعاره «غول احمق» در تحلیل اکو نشانه‌ای دووجهی است؛ از یک‌سو قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را بازنمایی می‌کند و از‌سوی دیگر با صفت «احمق» ارزش اخلاقی و انسانی آن را تهی می‌سازد. این ترکیبْ نماد تضاد میان تمدن مادی و فقدان خرد اخلاقی در گفتمان غربی است. در سطحی دیگر، استعاره «اختاپوس» برای توصیف اسرائیل به‌کار رفته که با بازوهای متعدد خود بر جهان چنگ انداخته است. این نشانه نه‌تنها بیانگر قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه نمادی از شبکه‌های نفوذ و سلطه جهانی است. مطابق با نظریه رمزگان‌های فرهنگی اکو، این استعاره ریشه در حافظه جمعی جهان عرب دارد و معنای آن تنها از طریق آشنایی با تاریخ استعمار و منازعات اعراب و اسرائیل قابل درک است. واژه‌های «نقشه مخرب» و «طرح هوشمندانه» به‌مثابه رمزگان‌هایی از سیاست‌های استعماری و رسانه‌ای غرب در جهان عرب عمل می‌کند. اکو تأکید دارد که معنا از خلال روابط متقابل نشانه‌ها و رمزگان‌ها پدید می‌آید؛ بدین‌سان، در متن إدریس نیز واژگان مذکور، با ارجاع به نظام دانشی مشترک در فرهنگ عربی– اسلامی، دلالتی فراتر از معنای لغوی خود می‌یابد. این استعاره‌ها مخاطب را از سطح سیاسی به لایه‌های فرهنگی– روانی سلطه سوق می‌دهد و بحران اعتمادبه‌نفس و خودباختگی را به‌عنوان پیامد استعمار فکری بازمی‌نمایاند. از مهم‌ترین لایه‌های معنایی در متن، استعاره «ذبح نفطی» است که به کشتار اقتصادی جهان عرب اشاره دارد. این ترکیبْ پیوندی میان مفهوم مذهبی قربانی و واقعیت اقتصادی استعمار برقرار می‌کند و، به تعبیر اکو، از‌جمله نشانه‌هایی است که بافت فرهنگی و دینی را به سیاست معاصر پیوند می‌زند. در اینجا، نفت به‌مثابه «شریان حیاتی» ملت‌های عربی به خون بدل می‌شود که در پیکر نظام سرمایه‌داری جهانی جریان می‌یابد. چنین تصویری نهایت ضعف و استثمار را در قالبی نشانه‌ای بیان می‌کند. در مجموع، می‌توان گفت که إدریس، با آگاهی از رمزگان‌های مشترک میان خوانندگان عرب، متنی خلق کرده است که به‌صورت چندلایه معنا می‌دهد و خواننده را از سطح روایت سیاسی به تأملی نشانه‌شناختی درباره سرنوشت فرهنگی خود فرامی‌خواند. در پرتو دیدگاه اکو، این خوانش چندسطحی نه نشانه‌ای از ابهام، بلکه ابزار تولید معنا و باز‌آفرینی فرهنگ است. دستاوردها: پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد نشانه‌شناختی اکو ابزاری کارآمد برای تحلیل متون انتقادی جهان عرب است. نخست آنکه دیگری در إسلام بلا ضفاف صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه سازه‌ای فرهنگی است که به باز‌تعریف «خود» می‌انجامد. دوم آنکه استعاره‌ها و رمزگان‌های فرهنگیِ به‌کاررفته در اثر از دل تاریخ استعمار و حافظه جمعی ملت‌ها برخاسته و، در سطحی فراتر از زبان، حامل پیام‌های اجتماعی و ایدئولوژیک است. سوم آنکه، با به‌کارگیری مفاهیمی چون خواننده الگو و دانش‌نامه فرهنگی، می‌توان نشان داد که إدریس آگاهانه خواننده را به مشارکت در فرایند معنا‌سازی دعوت می‌کند.
۹۴۳۵.

سرمایه اجتماعی سیال؛ تبیینی نظری از پیوندهای نرم در بستر میراث فرهنگی ناملموس ( نحوه کاربست تحلیل چگالی مکانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۷
در جوامع معاصر، پیوندهای اجتماعی نقش بنیادینی در انسجام و کنش جمعی ایفا می نمایند، لیکن بخش قابل توجهی از این روابط در قالب های غیررسمی و فرهنگی شکل می گیرند که به سختی در چارچوب های نظری رایج قابل تحلیل اند. در ادبیات سرمایه اجتماعی، غالب رویکردها بر ساختارهای نهادی و مشارکت های رسمی متمرکز بوده اند و روابط نرم و زمینه مند کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. بدینسان پژوهش حاضر، با هدف ارائه تبیینی نظری از مفهوم «سرمایه اجتماعی سیال» در بستر میراث فرهنگی ناملموس، به شناسایی و تحلیل پیوندهایی می پردازد که در فضاهای آیینی، مناسکی و زیسته تکوین می یابند و قابلیت تبدیل به سازوکارهای اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی را دارند. در این میان مطالعه پیش رو، در صدد پاسخ به پرسش اصلی "سرمایه اجتماعی سیال چگونه در قالب پیوندهای نرم در زمینه های فرهنگی تجلی می یابد؟"، از روش تحقیق آمیخته (کیفی–کمی) در سه مرحله بهره می برد. بطوریکه در بخش کیفی، با تحلیل محتوای تطبیقی متون نظری و با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA، چهار مؤلفه بنیادین «اعتماد اجتماعی»، «مشارکت اجتماعی»، «حافظه فرهنگی» و «پویایی های زمینه ای» استخراج گردید. در بخش کمی، مفاهیم کیفی به شاخص های قابل سنجش مبدل گردیده و با بهره مندی از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل چگالی کرنل، نقشه های مفهومی ای از پراکندگی و شدت حضور مؤلفه ها در فضاهای فرهنگی ترسیم گردید. یافته ها حاکی از آن است که پیوندهای نرم، علی رغم ناپایداری ظاهری، واجد ساختارهای معنادار می باشند. بدینسان، سرمایه اجتماعی سیال مستلزم بازنگری در نظریه پردازی های رایج و اتخاذ رویکردهای میان رشته ای به منظور درک پیچیدگی های فرهنگی در بسترهای غیررسمی می باشد.
۹۴۳۶.

از نگاه عربی: متفکران معاصر ایران و جهان عرب (۲) محمد عِمارَه: از مارکسیسم تا سلفی گری

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۸۱
محمد عِمارَه (۱۹۳۱ ۲۰۲۰) از پرکارترین و برجسته ترین متفکران معاصر مصری و از چهره های تأثیرگذار در اندیشه اسلامی قرن بیستم بود. او همه مقاطع تحصیلی را در دانشکده دارالعلوم دانشگاه قاهره به انجام رساند: در سال 1956 کارشناسی زبان عربی و علوم اسلامی، در سال ۱۹۷۰ کارشناسی ارشد علوم اسلامی با گرایش فلسفه اسلامی، سرانجام در سال 1975 دکتری خود را در همان رشته گرفت. او کوشید تا میان اسلام و مفاهیم جدیدی چون آزادی و عدالت اجتماعی و مردم سالاری پیوند برقرار کند؛ ولی زندگی فکری او مسیری پیچیده و پُرفرازونشیب را طی کرد. عماره در جوانی با اندیشه های چپ و مارکسیستی آشنا شد، سپس به «چپ اسلامی» گرایش یافت و در دهه های بعد، به مرور به سنت گرایی سلفی نزدیک شد. او در دوره میانی اندیشه هایش، بر این باور بود که اسلام دینی تمدن ساز و دربردارنده ظرفیت های نوگرایانه است. از مهم ترین دغدغه های فکری اش در این دوره، دفاع از عقلانیت اسلامی و بازخوانی تراث با نگاه نقادانه و بازسازی مفهوم امت بود. او در نوشته هایش با رویکردی آشتی جویانه میان سنت و تجدد، می کوشید تصویر تازه ای از اسلام در برابر چالش های مدرنیته ارائه دهد. با این حال، در سال های پایانی عمر، رویکرد او محافظه کارانه تر شد و درنهایت در ایستگاه سلفی گریِ تمام عیار و خشونت بار لنگر انداخت. به نظر می رسد این تحول، نه روندی طبیعی از رشد و تعمیق، بلکه نوعی «ترقّیِ معکوس» بود: مهاجرت از عقلانیت به تعصب و از تفکر باز و اصلاح گرایانه به نوعی تصلب اعتقادی. عماره در سال های پایانی عمر، در کنار دفاع بی قید و شرط از جریان های اسلام گرای تندرو، نظیر اخوان المسلمین و داعش، به مخالفت با اندیشه های عقل گرایانه پرداخت و با وجود تسلط وسیعش بر تراث اسلامی و استقلال حرفه ای اش از نهادهای رسمی، نوشته های اخیر او اغلب با زبان جدلی و گاه تکفیری همراه بود. او همچنین با وجود آشنایی عمیق با میراث فکری پیروان اهل بیت، هجومی تند و نامعقول را همچون سَلَفیان علیه اندیشه های شیعیان آغازید و افزون بر سخنرانی های متعدد، در این خصوص چندین کتاب سیاه کرد. از آثار مهم محمد عماره می توان به اسلامی سازی معرفت ، ابن رشد میان غرب و اسلام ، و محمد عَبْدُه: تجدید دنیا با تجدید دین نام بُرد. در مقاله حاضر، استاد عبدالجبار رفاعی مراحل مختلف فکری محمد عماره را بررسی و نقد کرده است. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف به فارسی گردانیده شده است.
۹۴۳۷.

Effectiveness of Compassion-Focused Therapy (CFT) and Schema Therapy on Psychological Well-Being and Sense of Psychological Coherence in Infertile Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۳۲
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of compassion-focused therapy (CFT) and schema therapy on psychological well-being and sense of coherence among infertile women. Methods and Materials: A quasi-experimental, pretest-posttest-follow-up design with a control group was used. Thirty infertile women referring to Saarem Hospital in Tehran during the first half of 2024 were randomly assigned to three groups: CFT (n=10), schema therapy (n=10), and waitlist control (n=10). The CFT group received eight sessions, and the schema therapy group received ten sessions. Psychological well-being was assessed using the 18-item Ryff Psychological Well-Being Scale, and sense of coherence was measured with the Flensborg et al. (2006) Sense of Coherence Questionnaire. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and Bonferroni post-hoc tests. Findings: MANCOVA results showed significant differences between groups on both psychological well-being and sense of coherence at posttest (Wilks’ Lambda = .350, F(4,54)=18.76, p<.001). Univariate tests indicated significant group effects on psychological well-being (F(2,27)=18.45, p<.001) and sense of coherence (F(2,27)=22.13, p<.001). Post-hoc analyses revealed that CFT significantly improved psychological well-being compared to schema therapy and control at posttest (p<.05), while schema therapy led to greater improvements in sense of coherence compared to CFT and control (p<.05). Both interventions maintained their effects at the one-month follow-up. Conclusion: The findings suggest that compassion-focused therapy is more effective in enhancing psychological well-being, whereas schema therapy is more effective in strengthening sense of coherence among infertile women. Both interventions showed sustained benefits over time, highlighting the importance of incorporating structured psychological treatments into infertility care to promote adaptive functioning and resilience.
۹۴۳۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش کشاورزی هوشمند در مواجهه با تنوع اقلیمی: مطالعه موردی کشاورزان استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۵
تغییرات آب وهوایی تهدیدی بزرگ و فزاینده، برای امنیت غذایی جهان است. دامنه و سرعت تغییرات آب وهوایی و اثرات سازگاری و تعدیلی آن در کشاورزی، برای بخش هایی بزرگ از جمعیت جهان در آینده، حیاتی و بحرانی خواهد بود. کشاورزی هوشمند، رویکردی برای هدایت مدیریت کشاورزی در عصر تغییر آب وهوایی است. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش کشاورزی هوشمند در مواجهه با تنوع اقلیمی، جزو پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی بوده، از لحاظ ماهیت، کمّی و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل کشاورزان استان فارس به تعداد 287456 نفر بود که بر اساس جدول مورگان، تعدد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب حجم نمونه، از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود که روایی آن از طریق پانل متخصصان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. در بخش اول پرسشنامه، سؤالات مربوط به ویژگی های فردی پاسخ گویان و در بخش دوم، سؤالات تخصصی برای سنجش متغیر های تحقیق شامل 41 گویه بود که بر اساس طیف لیکرت پنج گزین ه ای (خیلی کم= 1 تا خیلی زیاد= 5) تنظیم شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار های SPSS22 و Smart PLS2 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که عوامل اقتصادی، اجتماعی، زراعی و فردی با پذیرش کشاورزی هوشمند در مواجهه با تنوع اقلیمی رابطه مثبت و معنی دار دارند. بر همین اساس، پیشنهاد می شود که به منظور ترویج کشاورزی هوشمند، علاوه بر تمرکز بر برنامه های آموزشی و ترویجی در راستای تغییر نگرش و رفتار کشاورزان، به ویژه به مسائلی مانند وضعیت فرهنگی و اجتماعی گروه های هدف نیز توجه شود.
۹۴۳۹.

بررسی امکان جانشینی بین نهاده های مزرعه و خدمات بازاریابی محصولات دامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
در سال های اخیر، افزایش تمرکز بازار صنایع غذایی و نوسان های اقتصادی ناشی از رویدادهایی مانند همه گیری کووید-۱۹ ضرورت بازنگری در کارآیی نظام تولید و بازاریابی محصولات دامی را دوچندان کرده است. در این چارچوب، هدف پژوهش حاضر تحلیل رفتار مصرف کننده و بررسی امکان جانشینی بین نهاده های مزرعه و خدمات بازاریابی برای محصولات دامی شامل گوشت قرمز، مرغ، تخم مرغ و شیر بود؛ بدین منظور، از الگوی وولگنانت و نظام تقاضای تقریباً ایده آل درجه دوم (QAIDS) و نیز از داده های فصلی دوره بهار ۱۳۹۴ تا زمستان ۱۴۰۱ استفاده شد. نتایج برآورد کشش ها نشان داد که گوشت قرمز و شیر از نظر درآمدی در زمره کالاهای تشریفاتی (لوکس) و مرغ و تخم مرغ کالاهای ضروری به شمار می روند؛ همچنین، کشش قیمتی تمام محصولات بی کشش بوده که بیانگر ماهیت ضروری آنها در سبد مصرفی خانوار است. تشریفاتی بودن گوشت قرمز و شیر می تواند زنگ خطری برای امنیت غذایی کشور تلقی شود؛ از این رو، پیشنهاد می شود که سیاست های حمایتی دولت با تمرکز بر تأمین حداقل نیاز پروتئینی خانوارهای کم درآمد و نیز اجرای طرح هایی نظیر کالابرگ الکترونیک دنبال شود. یافته های مربوط به کشش جانشینی مثبت و معنی دار برای مرغ، تخم مرغ و شیر نیز وجود رابطه جانشینی میان نهاده های مزرعه و خدمات بازاریابی را تأیید می کند. بر این اساس، به کارگیری نیروی کار ماهر در مراحل کشتار و فرآوری، ارتقای فناوری و تجهیزات تولید، حمایت از صنایع بسته بندی و بهبود نظام حمل ونقل برای کاهش ضایعات و افزایش ماندگاری محصولات دامی توصیه می شود.
۹۴۴۰.

بررسی تأثیر مصرف انرژی تجدیدپذیر و آلودگی محیط زیست بر رشد اقتصادی کشورهای عضو اوپک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
رشد اقتصادی پایدار از مهم ترین دغدغه های کشورهای در حال توسعه و به ویژه کشورهایی است که اقتصاد آنها به منابع انرژی تجدیدناپذیر وابسته است. از این رو، شناخت عوامل مؤثر بر رشد، با توجه به ملاحظات زیست محیطی و انرژی، اهمیتی دوچندان می یابد. در پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر مصرف انرژی های تجدیدپذیر و شاخص های آلودگی محیط زیست بر رشد اقتصادی کشورهای عضو اوپک در دوره زمانی 1990 تا 2020، از رویکردهای اقتصادسنجی پیشرفته شامل حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده (FMOLS) و حداقل مربعات پویا (DOLS) بهره گرفته شد تا تحلیلی دقیق تر از رابطه بلندمدت میان متغیرهای کلیدی محیط زیست، انرژی، سلامت و اقتصاد صورت گیرد. نتایج پژوهش نشان داد که انتشار دی اکسید کربن، تراکم جمعیت و نرخ مرگ ومیر نوزادان اثر منفی و معنی دار بر رشد اقتصادی دارند، که بیانگر هزینه های اجتماعی، بهداشتی و اقتصادی ناشی از تخریب محیط زیست و ضعف سرمایه انسانی در این کشورهاست؛ در مقابل، مصرف انرژی های تجدیدپذیر رابطه ای مثبت و معنی دار با رشد اقتصادی دارد و نقش یک موتور محرک برای گذار به سمت رشد سبز را ایفا می کند. همچنین، نرخ باروری کل اثر مثبت بر رشد اقتصادی دارد که البته، شدت و پایداری اثر این متغیر کمتر از سایر متغیرهاست. بر اساس این یافته ها، ضروری است که کشورهای عضو اوپک برای دستیابی به توسعه پایدار، راهبردهایی همچون ارتقای کارآیی انرژی، کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی، کنترل انتشار کربن، سرمایه گذاری در سلامت و توسعه فناوری های پاک را در دستور کار خود قرار دهند. این نتایج به گونه ای شفاف گویای اهمیت حرکت از الگوی رشد آلاینده به سمت اقتصاد کم کربن است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان