۱.
زمینه و هدف : ادغام هوش مصنوعی در مدیریت گردشگری به عنوان یک رویکرد تحول آفرین برای ارتقاء تجربه گردشگران، بهینه سازی تخصیص منابع و ترویج شیوه های گردشگری پایدار ظهور کرده است. این مطالعه به بررسی ادغام فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی مانند یادگیری ماشین، تحلیل کلان داده ها و خودکارسازی هوشمند در حکمرانی گردشگری، سیاست گذاری و چارچوب های عملیاتی مدیریت و برنامه ریزی گردشگری در اتحادیه اروپا با تأکید بر شهر تورین ایتالیا می پردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه از هوش مصنوعی برای ارتقاء گردشگری شهری در اتحادیه اروپا استفاده می شود و چه الگوها، نوآوری ها و چالش های مشترکی در شهرها و پروژه های مختلف وجود دارد؟
روش شناسی : این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام می شود. بدین منظور با انتخاب 15 مقاله منتشرشده اخیر در نشریات معتبر در مورد موضوع پژوهش به بررسی نقش پیاده سازی های ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت بات های هوشمند و تحلیل مواردی مانند مدیریت ازدحام، واقعیت افزوده در سایت های میراث فرهنگی و قیمت گذاری پویا در صنعت هتل داری می پردازد.
یافته ها : یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی منجر به افزایش تعامل گردشگران در راهنمای های تطبیقی موزه ها، کاهش ترافیک شهری (از طریق سیستم های حمل ونقل هوشمند) و بهبود پایداری از طریق پایش لحظه ای جریان گردشگران شده است. با این حال، چالش هایی مانند نگرانی های مربوط به حریم خصوصی داده ها و موانع پذیرش فناوری در میان کسب وکارهای کوچک همچنان باقی است.
نتیجه گیری و پیشنهادها : نتایج این مطالعه نشان می دهد که فناوری های هوش مصنوعی در تورین به بهبود قابل توجهی در رضایت بازدیدکنندگان، کارایی عملیاتی و پایداری زیست محیطی منجر شده است. علاوه بر این، هوش مصنوعی در مدیریت جریان گردشگران، کاهش ازدحام و حفظ میراث فرهنگی نقش مهمی ایفا و در عین حال به رشد اقتصادی پایدار کمک می کند.
نوآوری و اصالت : مدیریت برنامه ریزی گردشگری پدیده ای زمانه و زمینه مند است. تحولات کنونی این حوزه نشان می دهد که به تعداد چالش ها نمی توان و البته امکان پذیر نیست که راه حل پیدا کرد. از نظر این پژوهش عدم توجه به این ویژگی شکاف اصلی در مدیریت برنامه ریزی گردشگری ایران است. اصلاح این عیب ساختاری تا حدودی نیازمند آگاهی از تحولات به روز در دیگر مقاصد مهم گردشگری ازجمله اتحادیه اروپا است. با توجه به این شکاف این مطالعه به بررسی تجربی تأثیر ادغام فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در حکمرانی گردشگری، سیاست گذاری و چارچوب های عملیاتی مدیریت برنامه ریزی چالش های گردشگری شهر تورین ایتالیا (عضو اتحادیه اروپا) می پردازد.
۲.
زمینه و هدف : دنیای گردشگری پایدار به سرعت در حال تغییر است و هوش مصنوعی نقش مهمی در کمک به این صنعت برای رسیدن به اهداف خود ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پتانسیل های هوش مصنوعی در توسعه گردشگری پایدار ایران انجام شده است.
روش شناسی : این پژوهش به عنوان یک تحقیق کاربردی و توصیفی با روش تحقیق آمیخته انجام شده است. ابتدا پتانسیل های هوش مصنوعی در توسعه گردشگری پایدار ایران از طریق مرور ادبیات شناسایی و با استفاده از تکنیک دلفی و مشارکت 12 خبره اعتبارسنجی شدند. سپس پرسش نامه ای ماتریسی به ۶۳ گردشگر ارائه گردید تا نظرات آن ها درباره تأثیر این پتانسیل ها جمع آوری شود. درنهایت، داده ها با تکنیک نگاشت شناختی فازی و نرم افزار FCMapper تحلیل و مدل پژوهش با نرم افزار Ucinet6 طراحی شد.
یافته ها : در راستای شناسایی پتانسیل های هوش مصنوعی در توسعه پایدار گردشگری ایران، عوامل متعددی دخیل هستند که بهبود مدیریت گردشگری پایدار، تحلیل رفتار گردشگران و بهبود تجربه گردشگران و بهینه سازی عملیات در کسب و کارهای گردشگری به ترتیب بیشترین اهمیت را داشتند؛ زیرا از مرکزیت بیشتری برخوردار بودند.
نتیجه گیری و پیشنهادات : نتایج پژوهش حاکی از آن است که هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند در توسعه پایدار گردشگری ایران مورد استفاده قرار گیرد. با بهره گیری از فناوری های هوشمند، بهبود زیرساخت های گردشگری و توسعه سامانه های هوشمند برای تحلیل رفتار گردشگران و بهینه سازی منابع طبیعی، شرایطی را برای ارائه خدمات متنوع به گردشگران با شرایط و موقعیت های مالی و اجتماعی متفاوت فراهم می آورد که درنهایت به توسعه متوازن و پایدار صنعت گردشگری منجر خواهد شد. پیشنهاد می شود مدیران و سیاست گذاران، توسعه و پیاده سازی این سامانه ها را در اولویت قرار دهند.
نوآوری و اصالت : این پژوهش با رویکردی بومی، تأثیر فناوری های هوش مصنوعی را در توسعه گردشگری پایدار ایران بررسی کرده است و راهکارهای نوآورانه ای برای ارتقاء پایداری این صنعت ارائه می دهد.
۳.
زمینه و هدف: مقاله حاضر به شناسایی عوامل و مؤلفه های اصلی توسعه زنجیره ارزش گردشگری ورزشی می پردازد و با پیوند پارادایمی بازاریابی و تحلیل استراتژیک در مقاصد گردشگرپذیر، ابعاد این حوزه را بررسی می کند.
روش شناسی : این پژوهش کاربردی با روش آمیخته ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شده است. در بخش کیفی از نظریه داده بنیاد داده ها از طریق مصاحبه با خبرگان حوزه های گردشگری، مدیریت ورزشی، مدیریت استراتژیک، بازاریابی و جامعه شناسی گردآوری شدند. نمونه گیری به روش هدفمند و تحلیل داده ها براساس رهیافت نظامند اشتراوس و کوربین صورت گرفت. کدهای استخراج شده در سه سطح باز، محوری و انتخابی دسته بندی شدند. در بخش کمی از روش تحقیق پیمایشی با رویکرد کمّی به اعتبارسنجی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های شناسایی شده در مرحله کیفی پژوهش پرداخته است. در این راستا، داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها : براساس تحلیل مصاحبه ها، 231 کد خام، 144 کد باز، 48 کد محوری و 13 کد انتخابی شناسایی شد. یافته ها نشان داد مؤلفه هایی مانند برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت خدمات و برندسازی، بیشترین تأثیر را بر توسعه زنجیره ارزش گردشگری ورزشی دارند. تحلیل کمّی نیز تأییدکننده معناداری تمامی ابعاد با شاخص نیکویی برازش (GOF=0.554) بود. نتایج بر لزوم توجه به زیرساخت ها، نوآوری در زنجیره تأمین و تعامل ذی نفعان برای توسعه پایدار این صنعت تأکید دارد. اعتبارسنجی عوامل توسط خبرگان نیز انجام گرفت.
نتیجه گیری و پیشنهادات : نتایج نشان می دهد که بازاریابی و تحلیل استراتژیک پایه های اصلی توسعه گردشگری ورزشی هستند و درک عمیق محیط داخلی و خارجی برای تدوین راهبردهای مؤثر ضروری است. این عوامل می توانند به ایجاد اکوسیستمی پایدار و ارزش آفرین در این حوزه منجر شوند.
اصالت و ارزش: این مطالعه دو نوآوری کلیدی را معرفی می کند؛ 1) ارتباط مفهومی بین بازاریابی و تحلیل استراتژیک در توسعه زنجیره ارزش گردشگری ورزشی و 2) تعیین مسیرهایی برای توسعه پایدار و خلق ارزش در مقاصد گردشگری ورزشی.
۴.
زمینه و هدف : مفهوم در حال گسترش میراث، تعامل فزاینده میراث با محیط پیرامونی، اهمیت روزافزون میراث در اقتصاد پایدار و افزایش نیروهای تهدیدزای میراث منجر به شکل گیری تفکرات و نگرش های جدیدی در حوزه مدیریت میراث فرهنگی شده است. مدیریت میراث فرهنگی چارچوب قانونی و فنی مناسبی را برای حفاظت مناسب، تضمین پایداری میراث و اصول بهره برداری صحیح از میراث فرهنگی (ازجمله تفسیر و عرضه میراث به بازار و بازاریابی و تسهیل دسترسی بازدیدکنندگان به میراث) ارائه می دهد. دانش مدیریت میراث فرهنگی یکی از رویکردهایی است که در ایران به صورت بسیار محدود مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران با رویکرد آینده پژوهی است تا با شناسایی ابعاد و مؤلفه های دانش مدیریت میراث فرهنگی، بستری مناسب برای دست یابی به وضعیت مطلوب در مدیریت میراث فرهنگی ایران فراهم کند.
روش شناسی : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر ماهیت، تحلیلی و اکتشافی و روش گردآوری داده های پژوهش نیز مطالعات کتاب خانه ای و مصاحبه با خبرگان است. بدین منظور یک فرم مصاحبه طراحی و با 30 نفر از خبرگان حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و باستان شناسی مصاحبه شد. با توجه به ماهیت پژوهش، از روش تحلیل ساختاری میک مک و دلفی برای شناسایی عوامل مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران استفاده شده است.
یافته ها : یافته های پژوهش بیان گر آن است که 10 عامل «ساختارهای سازمانی میراث»، «منابع انسانی آموزش دیده»، «حفظ ارزش های میراث»، «افق روشن و هدفمند»، «برنامه مدیریت بحران»، «سیاست گذاری مناسب»، «مدیریت یکپارچه میراث»، «تأمین مالی حفاظت میراث»، «کنوانسیون ها و دستورالعمل های جهانی» و «اولویت میراث در اسناد بالادستی» به ترتیب کلیدی ترین مؤلفه های مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران هستند.
نتیجه گیری و پیشنهادات : نتیجه پژوهش نشان می دهد که برنامه ریزی جهت توسعه و بهبود عملکرد عوامل مذکور می تواند سهم چشم گیری در سیستم مدیریت میراث فرهنگی ایران و حرکت به سمت وضعیت مطلوب در مدیریت میراث فرهنگی ایران داشته باشد. با توجه به نتایج حاصل شده پیشنهاد می شود مشارکت مردم و همکاری بین ارگان ها و سازمان های مرتبط با میراث بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد تا از طریق این چرخه مدیریتی، بتوان روابط متقابل بین میراث فرهنگی و جامعه را بهبود بخشید؛ هدفی که برای پایداری آینده میراث فرهنگی و رونق گردشگری پایدار فرهنگی ضروری است.
نوآوری و اصالت : با توجه به اینکه در حوزه مدیریت میراث فرهنگی ایران تاکنون پژوهشی در زمینه شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر بر وضعیت آینده مدیریت میراث فرهنگی ایران انجام نشده، از این جهت پژوهش حاضر دارای نوآوری است و نقطه نظرات خبرگان و صاحب نظران این حوزه بر اصالت موضوع افزوده است.
۵.
زمینه و هدف: این پژوهش به بررسی عوامل اقتصادی و محیط زیستی مؤثر بر انتشار دی اکسیدکربن در ایران با درنظرگرفتن نقش گردشگری، انرژی های تجدیدپذیر و رشد اقتصادی پرداخته است با توجه به چالش های فزاینده ناشی از تغییرات اقلیمی و افزایش انتشار گازهای گلخانه ای، به ویژه دی اکسیدکربن (CO2)، هدف اصلی مطالعه، تحلیل رابطه بین ورود گردشگران، مصرف انرژی های فسیلی و تجدیدپذیر، رشد اقتصادی، توسعه مالی، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص و جمعیت با میزان انتشار CO2 در ایران است.
روش شناسی: داده های سالانه مربوط به سال های 1990 تا 2023 گردآوری شده و با استفاده از آزمون های ریشه واحد و مدل خودرگرسیون با وقفه های توزیعی (ARDL) مورد تحلیل قرار گرفته اند. این روش امکان بررسی تأثیرات کوتاه مدت و بلندمدت متغیرها را بر انتشار کربن فراهم می آورد.
یافته ها: نتایج حاکی از آن است که ورود گردشگران و مصرف انرژی های فسیلی تأثیر مثبت و معناداری بر انتشار CO2 دارند؛ درحالی که استفاده از انرژی های تجدیدپذیر می تواند به کاهش این انتشار کمک کند. این یافته ها بیان گر آن است که توسعه گردشگری بدون توجه به نوع مصرف انرژی، می تواند به افزایش آلودگی محیط زیستی منجر شود.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق بر اهمیت توسعه زیرساخت های انرژی تجدیدپذیر در صنعت گردشگری تأکید دارد. همچنین می تواند به سیاست گذاران در طراحی راهبردهای مؤثر برای کاهش انتشار کربن و ترویج توسعه پایدار کمک کند.
نوآوری و اصالت: نوآوری اصلی پژوهش، استفاده از مدل ARDL برای تحلیل روابط دینامیک میان متغیرها و بررسی هم زمان تأثیرات کوتاه مدت و بلندمدت است.
۶.
زمینه و هدف : گردشگری فرهنگی به عنوان یکی از محورهای مهم توسعه پایدار در استان های دارای پیشینه تاریخی و تنوع اقلیمی نظیر مازندران، نیازمند پیوندی عمیق با حکمرانی محلی، معماری بومی و استفاده از مصالح سازگار با اقلیم است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش حکمرانی پایدار در توسعه گردشگری فرهنگی با تأکید بر عناصر معماری بومی و مصالح بومی-اقلیمی در استان مازندران انجام گرفته است.
روش شناسی : پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی روش بر نظریه داده بنیاد به انجام رسیده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از متخصصان حوزه های معماری، گردشگری، شهرسازی و سیاست گذاری فرهنگی گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت گرفت و کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی انجام پذیرفت.
یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شناسایی 6 مقوله محوری شامل: «حکمرانی مشارکتی و شفاف»، «احیای معماری بومی در ساخت وسازهای گردشگری»، «سیاست گذاری اقلیم محور»، «توانمندسازی جوامع محلی»، «پیوست فرهنگی در طرح های توسعه گردشگری» و «نقش نظارتی نهادهای محلی» گردید. مدل مفهومی به دست آمده نشان داد که حکمرانی پایدار می تواند از طریق تقویت سازوکارهای محلی، تنظیم گری هوشمند و بهره گیری از دانش بومی، زمینه توسعه متوازن گردشگری فرهنگی را فراهم آورد.
نتیجه گیری و پیشنهادات : براساس یافته ها، توسعه گردشگری فرهنگی در مازندران مستلزم شکل گیری نظام حکمرانی چندسطحی است که در آن سیاست گذاران، جوامع محلی، معماران و فعالان گردشگری در تعامل با یکدیگر عمل کنند. همچنین استفاده از مصالح بومی مانند چوب، کاهگل و سفال که با اقلیم معتدل و مرطوب منطقه هم خوانی دارند، باید در دستورکار طراحی های معماری گردشگری قرار گیرد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران با تدوین چارچوب های تشویقی برای استفاده از معماری بومی و مصالح اقلیمی، زمینه پایداری فرهنگی-زیست محیطی گردشگری را تقویت کنند.
نوآوری و اصالت : این پژوهش با ارائه مدلی بومی شده از حکمرانی پایدار در حوزه گردشگری فرهنگی، برای نخستین بار در بستر اقلیمی و فرهنگی استان مازندران به تحلیل پیوند میان حکمرانی، معماری و مصالح اقلیمی پرداخته و رویکرد میان رشته ای را با تکیه بر نظریه پردازی داده بنیاد در دستورکار قرار داده است.
۷.
زمینه و هدف: پارک آبخیز با نمایش فعالیت های آبخیزداری و آبخوان داری به عنوان عناصر اصلی چیدمان فضای پارک، ضمن حفاظت از منابع طبیعی و کاهش مخاطرات طبیعی، امکانات تفرجی و آموزشی را فراهم می آورد. این پژوهش به تعیین ابعاد و معیارهای انتخاب پارک آبخیز مبتنی بر روش دیمتل در حوزه های آبخیز اداره کل منابع طبیعی استان مازندران - ساری (گلوگاه تا نور) می پردازد.
روش شناسی: در بخش کیفی مطالعه از مصاحبه خبرگان و بررسی اسناد و مقالات استفاده شد. از داده های حاصل از مطالعات کیفی، در بخش کمی مطالعه نیز استفاده شد. بخش کمی از نوع توصیفی - تحلیلی بوده که در آن از روش دیمتل استفاده شده است.
یافته ها: با توجه به مصاحبه و بررسی اسناد و مقالات مرتبط 5 بعد و 26 معیار انتخاب پارک آبخیز شناسایی شد. به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری معیارها اقتصادی و ارتفاع متوسط وزنی؛ بیشترین تأثیرپذیری اقتصادی و اجتماعی؛ بیشترین میزان تعامل اقتصادی و اجتماعی؛ بیشترین میزان علیت ارتفاع متوسط وزنی و شیب متوسط وزنی؛ بیشترین میزان معلول بودن تعداد عملیات سازه ای آبخیزداری و حجم عملیات سازه ای آبخیزداری شناسایی شد.
نتیجه گیری و پیشنهادات: این مطالعه با شناسایی و معرفی بر روی شاخص هایی که نقش آشکارتری در انتخاب مکان هدف توسط گردشگران داشته باشند، به افزایش احتمال انتخاب آن محل توسط گردشگران و در نتیجه به رشد صنعت طبیعت گردی ازجمله پارک آبخیز کمک می کند و با شفاف ساختن این عوامل به مدیران و تصمیم گیرندگان برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر و روشن تر در مکان نمایی بهینه یاری می رساند.
نوآوری و اصالت: با توجه به بازتعریف و نوپا بودن احداث پارک آبخیز این پژوهش برای نخستین بار به معرفی عوامل دخیل در مکان نمایی این نوع از پارک ها در حوزه های آبخیز استان مازندران می پردازد.
۸.
زمینه و هدف : نظر به اینکه مناطق مختلف گردشگری دانش ها و کالاها و نمودهای فرهنگی مخصوص به خود را دارند، مالکیت فکری با ایجاد حق انحصاری و حمایت های حقوقی برای این آثار موجب ارتقا و شناخته شدن برند مقصد گردشگری و حفظ و تجاری سازی این آثار و در نتیجه جذب گردشگر می شود. حمایت از صنعت گردشگری از طریق حقوق مالکیت فکری در حال ایجاد و استفاده از مصادیق آن جهت افزایش ظرفیت بهروری و رونق تجارت در این صنعت متداول گردیده، اما اجرایی شدن آن در این صنعت در کشور ما همواره با موانعی روبه رو بوده است و با توجه به شکاف مطالعاتی در این زمینه در این مقاله به دنبال شناسایی این موانع از دیدگاه متخصصین این حوزه هستیم.
روش شناسی : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به روش کیفی است. با تعداد 18 نفر از متخصصین حوزه مالکیت فکری و گردشگری، به صورت نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و به کمک نرم افزار مکس کیودا انجام گرفت.
یافته ها : چالش های موجود جهت به کارگیری حقوق مالکیت فکری در صنعت گردشگری که در پژوهش حاضر شناسایی شدند عبارت اند از: چالش در ساختار فرهنگی، نظام قانونی، نظام دادرسی، ساختار اجرایی، سیاست های تدوین شده و چالش در منابع و ابزارهای اجرایی نهادها.
نتیجه گیری و پیشنهادات : براساس نتایج تحقیق چنانچه کارکردهایی مانند نظام قانونی، ساختار فرهنگی، نظام دادرسی، مدیریت اجرایی، سیاست گذاری دولت و منابع و ابزارهای اجرایی نهادها به درستی انجام نشود، زمینه اجرای نظام حمایتی حقوقی در صنعت گردشگری فراهم نمی شود و لازم است سیاست گذاران صنعت گردشگری با شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهای مناسب جهت اجرای مالکیت فکری در صنعت گردشگری زمینه را برای حمایت و توسعه صنعت گردشگری فراهم کنند.
نوآوری و اصالت : این پژوهش با بررسی چالش ها و ارائه راهکارهای موجود جهت اجرای حقوق مالکیت فکری در صنعت گردشگری که توسط سایر محققین مورد بررسی قرار نگرفته است، دارای نوآوری می باشد و یافته های حاصل از این پژوهش به توسعه دانش موجود در خصوص ضرورت اجرای حمایت های حقوقی در صنعت گردشگری کمک می کند.