متعاقب تأسیس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال 2006، وضعیت حقوق بشر در عربستان سعودی در موارد متعددی مورد توجه شورا قرار گرفته است. در این زمینه، ابتدا به نظام بررسی دوره ای جهانی می پردازیم و سپس بررسی دوره ای عربستان در دو دوره سال های 2009 و 2013 را تشریح می کنیم. در این راستا توصیه های کشورهای دیگر به عربستان و پاسخ های عربستان به آن توصیه ها بیان می شود. سپس به گزارش های گزارشگران ویژه در سال های 2008 تا 2014 می پردازیم. در بررسی خود از این گزارش ها می کوشیم موضوعاتی را بیان کنیم که گزارشگران ویژه در زمینه وضعیت حقوق بشر در عربستان بیان کرده اند. این گزارش ها، گستره ای وسیع از موضوعات حقوق بشری از جمله بازداشت های خودسرانه، آزادی مذهب، خشونت علیه زنان، حقوق بشر مهاجران، ناپدیدی اجباری یا غیرارادی، وضعیت مدافعان حقوق بشر، شکنجه و سایر رفتارهای بی رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز و همچنین آزادی اندیشه و بیان را شامل می شود
هدف این پژوهش پیش بینی میزان تأثیر و سهم عوامل رشدی و مهارتی مرتبط با استعدادیابی پیش از شروع آموزش فوتبال بر عملکرد مهارتی نوجوانان 10 تا 12 ساله پسر پس از هشت جلسه آموزشی بود. جامعه آماری تمام مدارس فوتبال دارای مجوز شهر اصفهان بود که در نهایت 16 مدرسه با محقق همکاری کردند. نمونه شامل 171 نوجوان پسر (میانگین و انحراف استاندارد سن 79/0± 01/11سال، قد 8/7± 141سانتی متر و وزن 5/7± 03/34کیلوگرم) بود که از هر مدرسه فوتبال در هر رده سنی چهار آزمودنی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. عملکرد مهارتی آزمودنی ها شامل دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، دریبل کردن و سرعت دویدن از طریق آزمون های استعدادیابی فوتبال که اقتباسی از فدراسیون فوتبال انگلستان بود، پیش از شروع دوره آموزش فوتبال و پس از هشت جلسه آموزش اندازه گیری شد. اعتبار این آزمون ها 90 درصد و روایی آن 85 درصد بود. در این پژوهش از آمار توصیفی و رگرسیون چندمتغیره گام به گام استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها چهار مدل را برای پیش بینی عملکرد مهارتی نوجوانان 10 تا 12 سال پس از هشت جلسه آموزش براساس آزمون های ابتدای دوره آموزشی مشخص کرد. در نهایت مدل کامل 4/59 درصد از تغییرپذیری در نمره ملاک را تبیین کرد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل پیش بینی کننده در ایجاد اعتماد در روابط مدیران و دبیران دبیرستان های دخترانه متوسطه نظری در آموزش و پرورش شهر قزوین می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران و دبیران دبیرستان های دخترانه متوسطه نظری در آموزش و پرورش شهر قزوین می باشد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اعتماد (نیهان و مارلو،1997)، رهبری تحول آفرین (یس،1985)، عدالت رویه ای (نیهف و مورمن،1993) و حمایت سازمانی (هگواتر و دیگران، 2003) بهره گرفته شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه استفاده شده است. نتایج حاصله نشان داد که بین حمایت وعدالت ادراک شده، رهبری تحول آفرین و اعتماد رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین سبک رهبری تحول آفرین بیشترین تاثیر را بر روی اعتماد دارد و هر سه متغیر در سطح کمتر از 001/0 معنادار می باشند.
مقدمه: مطالعات در راستای اثرگذاری اجتماعی بر تصمیم گیری وخطاها و سوگیری های شناختیِ درگیر در آن بسیار ناچیز است. نقش اجتماع، گروه همسالان، و آگاهی از انتخاب اکثریت در اینترنت، به ندرت مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: آیا آگاهی از کم و کیف تصمیم گیریِ اکثریت افراد باعث تغییر پاسخ شرکت کننده ها می شود؟ چنین تغییری همراستا با پاسخ جمع است یاعکس آن است؟ روش: جامعه دانشجویان دانشگاه ، نمونه 180دانشجوی دانشگاه شهیدبهشتی به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. اثرِگروه از مقایسه ی تغییرِ انتخابِ شرکت کننده ها در اجرای مجدد تکلیفِ تصمیم گیریِ اقتصادی بعد از آگاهی از انتخاب اکثریت پیشین بدست آمد. گرچه فرد مختار بود که پاسخش را تغییر ندهد. عدم برقراری شرط توضیع نرمال تحلیل داده ها به روش های ناپارامتریک را پیش روی گذاشت واز آزمون های خی دو، ویلکاکسون، Uمن ویتنی و غیره استفاده شد. یافته ها: اثرگروه تصمیم گیری را به شکل معنادار تغییر داد (بیشتر درجهتِ تصمیم گیری غیرعُقلایی اقتصادی). به طور متوسط افراد در بخش همرنگی اجتماعی افزایشی پاسخ های4 مساله و برای همرنگی اجتماعب کاهشی 3مساله را تغییر دادند (تغییر معنادار 7مساله از 31 مساله). شرکت کنند ها درکل 23درصد از سوالات را به صِرف مشاهده ی یک علامت (در رایانه، بدون مشاهده یا حضور حتی یک نفراز جمعیتِ اثرگذار) درجهت همرنگی آنها را تغییر دادند (p<0.05). خانم ها گرایش شدیدتری به همرنگی نشان دادند، و درکل احتمالِ همرنگ شدن در مساله های مربوط به ”ریسک گریزی“ و ”ابهام گریزی“ بیشتر وجود بود (p<0.05). نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش همرنگیِ اجتماعی در تغییر سوگیری های تصمیم گیری اقتصادی اثرگذار و البته به شکل معناداری در افزایش آنها قوی تر بود. سوگیری های تصمیم گیری (در این مورداقتصادی) در سطوح گوناگونی از گروه، جمع و همسالان به اشکال گوناگون تاثیر می پذیرد.
هدف این پژوهش مطالعه ی اصول شفافیت، محرمانگی و غیرعلنی بودن داوری در داوری های بین المللی شامل داوری های سرمایه گذاری بین المللی و داوری تجاری بین المللی می باشد. شفافیت، محرمانگی و حریم خصوصی مهمترین پایه های داوری بین المللی محسوب می شوند که با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ دارند؛ با این حال در مواردی این سه اصل مهم در موقعیت متضاد با یکدیگر قرار می گیرند. درواقع، تنش بین اصول مربوط به شفافیت و محرمانگی زمانی بیشتر خودنمایی می کند که موضوع منافع عمومی نقش اصلی را در اختلاف مطرح شده در داوری بین المللی ایفا نماید. در چنین شرایطی بخش خصوصی که منافع خود را در محرمانگی و حفظ حریم خصوصی می داند با منافع عموم جامعه که خواستار شفافیت هرچه بیشتر در فرایند رسیدگی داوری و حل و فصل اختلافات می باشد، در تضاد با یکدیگر قرار می گیرند. نحوه ی ایجاد تعادل بین این مفاهیم، شناخت ارزش آنها و چگونگی روابط آنها از موضوعات مهم داوری بین المللی می باشد که در این نوشته موضوع مطالعه و بحث و بررسی قرار خواهند گرفت.در همین راستا، اولین بخش این مقاله به تعریف مفاهیم «محرمانگی»، «غیرعلنی بودن» و «شفافیت» در داوری های بین المللی پرداخته و در بخش دوم، به چالش بین اصول شافیت و محرمانگی در داوری های تجاری بین المللی و همچنین داوری های سرمایه گذاری بین المللی پرداخته شده و در نهایت در بخش سوم، به نحوه ی ایجاد تعادل بین اصول شفافیت و محرمانگی در شرایط و موقعیت های متضاد می پردازد.
با کاربرد کامپیوتر در تنظیم مدارک، نیاز فوری به حل مسائل نمایه سازی و رده بندی بیش از پیش احساس می شود، دلایل این امر کاملا آشکار است: فهرست نویسی و رده بندی تا زمانیکه فقط برای تنظیم کتابهای کتابخانه بکار میرفت اگر به همان شیوه ای تنظیم می شد که متخصص به موضوع تخصصی خود نگاه میکرد اشکالی ایجاد نمی شد، چنین متخصصی اگر قفسه ها به دقت نشانه گذاری شده بود بیابد با یک نظر می توانست امهاتی را که در زمینه تخصصی اش نوشته شده بود بیابد و با موفقیت در میان کتابهای بسیاری بجستجو بپردازد و احتمالاً نوشته مورد نظرش را هم بیابد. اغلب فراموش می شود که عنوان یک کتاب کاملا معرف محتوای آن نیست و محتوای اطلاعاتی یک قفسه کتاب، بسیار زیاد است.
بسیاری از فمینیست ها قائل هستند نقش ها و اشکال رفتاری ملازم با «جنسیت» زن بودن را جوامع مختلف بطور تاریخی تولید کرده اند. اخلاق فمینیستی تلاشی است برای بازنگری و بازسازی تفکر دوباره درباره جنبه های اخلاق سنتی غرب که تجربیات اخلاق زنان را بی ارزش و کم بها تلقی کرده است. و معتقدند در تاریخ دوهزار ساله اخلاق غرب صدای اخلاق زنانه غایب بوده لذا برای پایان دادن به این نابرابری و عدم تعادل می گویند: جنسیت نه تنها در اصل انسانیت، و نه در مسائل اخلاقی و رفتارهای اخلاقی تأثیرگذار نیست. فمینیسم با قائل شدن به تشابه زنان و مردان در حوزه رفتارهای اخلاقی نقش های جنسیتی اخلاقی که نظام آفرینش برعهده هر یک از زن و مرد نهاده را فراموش کرده و با طرح مشابهت و همسانی زنان و مردان به اخلاق «زن مرد Androgyny » رو آورده است که این گونه نگرش ها پیامدهای غیراخلاقی همچون نفی خانواده، همجنس گرایی و امحاء تفاوت های فطری زنان و مردان را در پی داشته است. این نوشتار ضمن جریان شناسی نحله های مختلف فمینیستی، در راستای نقد تأثیرگذاری آنها روی اخلاق، به پیامدهای اخلاقی دیدگاه های فمینیستی پرداخته است.