فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۴۱۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی و در ادامه حضرت آیت الله خامنه ای با ایجاد تغییرات اساسی در رویکرد فرهنگی ملت های مسلمان زمینه شکل گیری تمدن نُوین اسلامی را فراهم آورد. هدف از مقاله پیش رو واکاوی نقش انقلاب اسلامی در جهت گیری حرکت ملت های مسلمان به سمت احیای تمدن نُوین اسلامی با رویکرد تغییرات فرهنگی می باشد. روش پژوهش، مطالعه اسنادی، کتابخانه ای و از نوع توصیفی-تحلیلی است. با پیدایش اسلام بنای مستحکم و عظیمی از فرهنگ و تمدن انسان پایه گذاری شد که در ایجاد آن ملل و نژادهای مختلفی سهیم بودند. دراین بین، اندیشه ها و دیدگاه های فرهنگی و سیاسی مقام معظم رهبری، در شکست ایدئولوژی غربی و ایجاد تغییر در رویکرد فرهنگی در ملت های مسلمان و شکل گیری تمدن نُوین اسلامی، نقش به سزایی داشت و شاهد پیدایش بهار عربی و سرنگونی ایدئولوژی های غرب در بین امت های مسلمان بودیم. لذا؛ واکاوی چگونگی ایفای این نقش گامی روبه جلو برای تبیین شیوه های بازگشت مسلمانان به جایگاه واقعی خود در نظم جهانی خواهد بود.
احصاء شاخص های ارزیابی مدل های دیدبانی و امتیازدهی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف: دیدبانی یکی از ارکان مهم آینده پژوهی و مقدمه پروژه ها و پژوهش های این حوزه است. اگر آینده پژوهی به یک ساختمان تشبیه شود، دیدبانی صحیح همچون پی ای محکم و قابل اتکا برای آن خواهد بود. در موضوع دیدبانی پژوهشگران مختلف مدل های متعددی را ارائه کرده اند. این مدل ها بر اساس شرایط و ویژگی های پیرامونی هر پژوهش ارائه شده و با یکدیگر متفاوت هستند. هدف اصلی پژوهش حاضر احصاء شاخص های ارزیابی مدل های دیدبانی و شناسایی ویژگی ها و نقاط قوت و ضعف 36 مدل از مدل های دیدبانی موجود با تمرکز بر مدل ها دیدبانی ارائه شده در ده سال اخیر و مدل های رایج در گذشته بر اساس شاخص های مذکور است و در راستای آن اهداف دیگری چون تعیین رابطه امتیازدهی به مدل های دیدبانی نیز دنبال شد.روش: این پژوهش از منظر هدف کاربردی بوده و در زمره پژوهش های ترکیبی قلمداد می شود و در آن از روش های مطالعات کتابخانه ای، پنل خبرگان و پرسش نامه استفاده شده است. یافته ها: در این پژوهش 36 مدل از میان مدل های موجود دیدبانی استخراج و تشریح و دوازده شاخص نهایی بر مبنای نظر خبرگان به منظور ارزیابی آن ها مشخص شده است. همچنین شاخص های مذکور بر مبنای اهمیت آن ها توسط خبرگان وزن دهی شده و رابطه ای به منظور امتیازدهی به مدل های دیدبانی ارائه و در نهایت 36 مدل دیدبانی بر اساس این رابطه امتیازدهی شده اند.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد سه مدل دیدبانی مومنی زاهد، ساکالیدیس و همکاران و کالز بیشترین امتیازات را کسب کردند. همچنین بر اساس شاخص های ارزیابی نهایی، مدل های دیدبانی ای که در هر یک از آن ها دارای نقاط قوت بیشتری بودند معرفی شدند.
سناریوهای مدیریت منابع آب بر مبنای رویکرد آینده پژوهی: مطالعه موردی شهرستان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
203 - 228
حوزههای تخصصی:
هدف: بروز بحران آب و گسترش نااطمینانی ها در زمینه ی پایداری و آینده ی تأمین منابع آب، مدیران را ملزم به اتخاذ تصمیم های حیاتی در زمینه ی مدیریت منابع آب با توجه به فرایندها و عوامل مختلف مؤثر و مرتبط در این زمینه به ویژه پیامدهای تغییرات اقلیمی، جمعیت، تصمیمات سیاسی و غیره نموده است. از این رو، هدف این مطالعه بررسی نظام مند عوامل أثر گذار در ابعاد منابع و مصارف آب و تعریف آینده های بدیل در این حوزه بر مبنای عوامل شناخته شده است.
روش: تدوین سناریو از جمله ابزارهای پیشنهادی است که می تواند به منظور بررسی پیامدهای آتی، در اتخاذ تصمیم گیری ها و اجرای سیاست های مختلف راهبردی در زمینه ی مدیریت منابع آب، مؤثر واقع شود. این چارچوب در سطح منطقه ای برای منابع آب شهرستان تبریز مورد ارزیابی قرار گرفته و با توجه به ماهیت پژوهش، از روش های تحلیل ساختاری، سناریو نویسی و دلفی استفاده می شود.
یافته ها: طبق نتایج 15 عامل کلیدی در وضعیت منابع آب شهرستان تبریز دخیل هستند. بررسی حالت های احتمالی در هر عامل در نهایت به 47 وضعیت احتمالی انجامید. با تحلیل تمام وضعیت های احتمالی، 7585 سناریو ممکن، 9 سناریو باورکردنی و 4 سناریو با احتمال وقوع قوی در وضعیت آتی منابع آب شهرستان تبریز شناسایی شدند.
نتیجه گیری:با توجه به وضعیت موجود، ملاحظه شد که شکاف قابل توجهی تا تحقق اهداف بنیادین توسعه و دستیابی به سناریوهای مطلوب وجود داشته و از این رو راهبرد ها و تدابیر لازم در دستیابی به مطلوب ترین آینده ها معرفی گردید.
طراحی مدل محرک های پیچیدگی سازمانی در بخش دولتی ایران با نگاه بر بازتعریف پیچیدگی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۵ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
241 - 269
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف مقاله تعیین، شناسایی و بازتعریف محرک های پیچیدگی سازمان های دولتی درقالب مدل محرک های پیچیدگی سازمان های دولتی است. روش : از حیث روش شناسی در این پژوهش از نظریه داده بنیاد کلاسیک (GT)، بهره گرفته شده است. این روش، روشی کیفی در تحقیق است که با طی مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی به دسته بندی داده ها برای دستیابی به مدل پارادایمی می پردازد. برای اعتباربخشی به مدل اولیه نیز از روش کمّی «ارزیابی روایی محتوایی(CVR)» استفاده شده است. یافته ها: پس از انجام کدگذاری محوری، تعداد 68 خرده مقوله از محرک های پیچیدگی سازمان های دولتی شناسایی و احصا شد که پس از انجام اعتبارسنجی با توجه به نظر خبرگان، این تعداد به 52 محرک پیچیدگی سازمانی تعدیل و نهایی شد. نتیجه گیری :برمبنای یافته های پژوهش حاضر، مدل محرک های پیچیدگی سازمانی در بخش دولتی ایران با نگاه بر بازتعریف پیچیدگی های سازمانی که از مقوله های اصلی و زیرمقوله های کانونی تشکل شده است، شامل 11 مقوله اصلی و 52 زیرمقوله است. سهم ارزش افزایی پژوهش : این پژوهش با افزودن بُعد جدید محرک های پیچیدگی قانونی بر ابعاد پیچیدگی سازمان های دولتی که ریشه در نوع خط مشی گذاری و اجرای آنها در ایران دارد، رویکرد نوینی در ادبیات و علم پیچیدگی باز کرده است.
نقش و جایگاه بین المللی شدن در آینده توسعه فناوری نانو در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۵ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
25 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: گسترش داد و ستدهای بین المللی و مشارکت در تسهیم داده ها، یافته ها و دستاوردهای علمی در عرصه بین المللی نقش تعیین کننده ای در توسعه علم و فناوری کشور ها دارد. طی چند دهه گذشته سرمایه گذاری در حوزه توسعه فناوری های نوین به یکی از اولویت های سیاست گذاری علم و فناوری در ایران تبدیل و در اسناد ملی همچون «نقشه جامع علمی کشور» بر آن تأکید شده است. توسعه فناوری نانو از جمله حوزه های نوینی است که در پانزده سال اخیر به شدت مورد توجه نظام حکمرانی علم و فناوری قرار گرفته و سرمایه گذاری قابل توجهی در این حوزه صورت گرفته است. در سند راهبردی نانو «تصویر بزرگ» سیاست گذاران در توسعه این فناوری عبارت است از: دستیابی به جایگاه پانزدهم جهان در توسعه فناوری نانو، تولید ثروت و رفاه اجتماعی شهروندان. بررسی نقادانه وضعیت توسعه فناوری نانو در کشور در مسیر دستیابی به تصویر بزرگ مذکور است. پرسش اصلی این مقاله آن است که بین المللی شدن دانش کشور در حوزه نانوفناوری چه نقشی در شکل دهی به وضعیت کنونی و آینده های بدیل این فناوری در ایران دارد؟ فرضیه مقاله آن است که: بین المللی شدن دانش و فناوری نانو نقش تعیین کننده و اصلی در توسعه این فناوری دارد و عامل هویت بخش به آن در کشور بوده است. این فرضیه بر پایه این مفروض استوار است که بین المللی شدن و همکاری های علمی بین المللی شرط لازم برای توسعه علم و فناوری است. روش: روش مورد استفاده در این مقاله: مطالعات اسنادی، تحلیل روند و سناریوپردازی است. یافته ها: احصای چهار سناریوی پیش روی توسعه فناوری نانو در ایران مشتمل بر: ادامه وضع موجود، بازگشت به گذشته، فروپاشی حمایت دولتی از توسعه فناوری نانو و تحول بنیادین. نتیجه گیری: تبدیل شدن شاخص انتشار مقالات در مجلات علمی بین المللی به عامل هویت بخش فناوری نانو در ایران، محدود شدن ارزیابی بین المللی شدن نانو براساس تعداد مقالات بین المللی، لزوم تغییر نقش دولت و ستاد نانو از تولی گری و تصدی گری به نقش تسهیل گری و پرورش گری، تقویت فرایند مشارکت جامعه علمی در تعیین سیاست ها و راهبردهای توسعه نانو در کشور از مهم ترین نتایج این مقاله است.
بازسازی معنایی سازه کارآفرینی به مثابه خلق ارزش و کسب منفعت اجتماعی: یک پژوهش کیفی از منظر مدیران سمن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
153 - 186
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مفاهیم موردتوجه در حوزیه جامعه شناسی اقتصادی مفهوم کارآفرینی می باشد. کارآفرینی از دید دانشمندان علوم اجتماعی فرآیندی است که در شبکیه متغیری از روابط اجتماعی واقع شده و این روابط اجتماعی می تواند رابطیه کارآفرین را با منابع و فرصت ها تنظیم کند. هدف این پژوهش، مطالعیه کیفی سازیه کارآفرینی از منظر مدیران سمن ها می باشد. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است و با 14نفر از دبیران سمن های فعال و دارای مجوز از اداره کل ورزش و جوانان استان آذربایجان غربی مصاحبیه عمیق انجام شده است. دبیران سمن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با لحاظ کردن قاعدیه اشباع و حداکثر تنوع انتخاب شده اند. بررسی و متن مصاحبه ها درنهایت منجر به شناسایی شش مقولیه اصلی شامل: 1) منفعت اجتماعی، 2) خلق ارزش،3) تغییر اجتماعی، 4) نوآوری و تجاری سازی، 5) استقلال اقتصادی و 6) توانمندسازی گردید. یافته های به دست آمده نشان می دهد که مدیران سمن ها رویکرد تقلیل گرایانیه اقتصادی از سازیه کارآفرینی ندارند، بلکه رویکرد مدیران سمن ها به مفهوم کارآفرینی رویکرد چندبُعدی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده است؛ درنهایت می توان نتیجه گرفت که، مدیران سمن ها کارآفرینی را به مثابه کسب منفعت اجتماعی تلقی می کردند و به منافع غیراقتصادی نیز در امر کارآفرینی توجه داشته اند؛ هم چنین، مدیران سمن ها کارآفرینی را نه به عنوان کسب درآمد اقتصادی، بلکه به عنوان خلق ارزش در جامعه موردتوجه داشتند.
تحلیل کیفی مولدهای پساطبقاتی قشربندی و نابرابری اجتماعی: از نابرابری های سخت تا منعطف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
169 - 203
حوزههای تخصصی:
اهداف: هم زمان با دگرگونی ساختارهای قشربندی اجتماعی؛ شاخص ها و مولدهای قشربندی و نابرابری نیز تحول می یابند. آخرین ادعاهای نظری درباریه قشربندی و نابرابری های اجتماعی، تحول شاخص ها و مولدهای قشربندی طبقاتی به سمت پساطبقاتی است. این موضع جدید پساطبقاتی هنوز چندان شناخته نشده است. تحقیق حاضر به قصد تحلیل مولدهای پساطبقاتی قشربندی و نابرابری با استفاده از دو تکنیک کیفی شامل مصاحبیه نیمه ساخت یافتیه فردی و گروه متمرکز انجام شد. روش: برای کشف مولدهای پساطبقاتی از ادراکات و تجارب فردی 23 نفر از جمعیت شهر زنجان و از 1 جلسه گروه کانونی به عنوان استراتژی کیفی در ارتباط و ترکیب با نتایج مصاحبه های فردی استفاده شد. نمونه گیری به روش هدفمند بوده و گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری و اجماع گروهی ادامه یافت. برای کدگذاری و تحلیل از کدگذاری هم زمان و تحلیل تماتیک و برای اطمینان از اعتمادپذیری، از مقایسیه تحلیلی، بازبینی اعضا و رویکرد گفت وگویی و هم سازی گروهی استفاده شد. یافته ها: تحلیل کیفی به 14 مضمون فراگیر و 48 مضمون سازمان دهنده پیرامون فهم افراد از نابرابری و قشربندی (4 مضمون فراگیر،10مضمون سازمان دهنده)؛ فهم افراد از مولدها یا شاخص های قشربندی و نابرابری پساطبقاتی (7 مضمون فراگیر، 27 مضمون سازمان دهنده) و تجربیه افراد از مکانیزم های برخورد با قشربندی و نابرابری (2 مضمون فراگیر، 11 مضمون سازمان دهنده) منتج شد. نتیجه گیری: تحقیق، به کشف عرصیه پساطبقاتی شدیه جامعه و فهرستی از مولدهای بازتولید قشربندی و نابرابری و مکانیزم های فردی برخورد با آن طبق فهم و ادراک افراد دست یافت و اهمیت مولدهای بسیار متنوع قشربندی و نابرابری را آشکار کرد. بنابراین، توجه به تنوع مولدها و مکانیزم ها در مطالعات قشربندی اجتماعی؛ همچنین توجه به رویکرد پساطبقه در تبیین قشربندی اجتماعی و استفاده و آزمونِ شاخص ها و مولدهای پساطبقاتی قشربندی و نابرابری حاصل از این تحقیق میدانی، در تحقیقات بعدی پیشنهاد این تحقیق است.
سیمای حکمرانی مطلوب در آینده پژوهی: از تصویرپردازی تا شکل بخشی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
207 - 235
حوزههای تخصصی:
هدف: در طول سه دهه گذشته، تحول عظیمی در شیوه اداره و راهبری جوامع به وقوع پیوسته است. در راستای این تحول، جوامع در جریان گذار به «حکمرانی مطلوب» قرار دارند. بااین وجود، شکل و قالب دقیق این پارادایم نوین اداره و راهبری هنوز از صراحت و وضوح کامل برخوردار نمی باشد و مولفه های عمده آن با گذشت زمان نمایانتر و شفاف تر می گردد. ازاین روی، آینده پژوهی حکمرانی مطلوب به منظور نگاشت و تصریح سیمای حکمرانی مطلوب در راستای احیای عاملیت و مسئولیت انسانی در شکل بخشی آینده مطلوب در دستور کار و محور مطالعاتی پژوهش حاضر قرار گرفت.روش: درپژوهش حاضر با بهره گیری از روش فراترکیب-به عنوان رویکردی نوین در عرصه مطالعات کیفی- ابتدا اصول، ارکان و نشانگرهای حکمرانی مطلوب مورد احصاء و ارائه و سپس، تصویر جامع حکمرانی مطلوب مورد نگاشت و بازنمایی قرار گرفت.یافته ها: بازپژوهی حکمرانی مطلوب از نقطه نظر آینده پژوهی حکایت از همگرایی و هم تکاملی استلزاماتی حکمرانی مطلوب پیرامون پنج اصل ماهوی پاسخگویی، شفافیت، مشارکت، حاکمیت قانون و کارآمدی و پنج رکن نهادی جامعه مدنی، حکومت، قانونگذاری، اجرایی و قضایی دارد. افزون براین، تبلور عملیاتی حکمرانی مطلوب ناظر به برهم کنش اصول در عرصه ارکان نیز پیرامون نشانگرهای مسئولیت پذیری در قبال باشندگان و آیندگان، دسترسی به اطلاعات، نظام انتخاب و انتصاب شایسته گزین، نظام حقوقی عادلانه، رویه ها و استانداردهای صریح تصمیم گیری، و ... متجلی می گردد.نتیجه گیری: بازخوانی آینده پژوهانه حکمرانی مطلوب به عنوان یک نظریه مدیریتی-سیاستی و الگوی پارادایمی از ظرفیت ویژه آن در اداره و راهبری جوامع مدرن و همچنین حفظ و ارتقای سطح آزادی، رفاه و بهروزی نسل های معاصر و آینده دلالت دارد.
واکاوی تاریخیِ فهم از آثار ترجمه شده ماکس وبر به زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
65 - 88
حوزههای تخصصی:
ماکس وبر متفکری چندرشته ای است. هدف این مقاله بررسی تاریخی فهم از آثار ماکس وبر در ایران است. مسأله اصلی تحقیق این است که ماکس وبر چگونه در دوره های مختلف تاریخی در ایران روایت شده است؟ برمبنای یافته های تحقیق فهم ماکس وبر در ایران در دوره های مختلف یکدست نیست. در دوریه نخست و در ابتدای تأسیس جامعه شناسی در ایران که همزمان با غلبیه گفتمان کنتی-دورکیمی است، ماکس وبر جایگاه قابل توجهی در فضای دانشگاهی و حتی غیرآکادمیک نداشته است. در دوره دوم علاوه بر روایت و گفتمان پوزیتیویستی(دورکیمی) گفتمان مارکسیستی در ایران توسعه یافت و به تدریج از برخی مفاهیم وبری و اندیشه های او برای تبیین وقایع تاریخی استفاده شد. در دوریه سوم تحولات زیادی در عرصه داخلی و بین المللی رخ داد. استعاره ها و مفاهیم مارکسیستی کاهش و درمقابل مفاهیم وبری رونق بیشتری یافت.
آینده پژوهی تفسیر قرآن؛ بسترها و بایسته ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
55 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف: علم تفسیر، به عنوان مهم ترین علم متکفل فهم قرآن، احتیاج به روشمند شدن و به روز شدن دارد تا بهره برداری از آموزه های قرآن برای همه اقشار مردم به سهولت صورت گیرد. در این پژوهش، منظور از «آینده پژوهی در تفسیر»، توانایی ایجاد مدل های مطلوب برای کارآمدی بیشتر تفسیر در آینده، با بهره گیری از ابزارهای علمی، خلاقیّت و با تکیه بر مبانی و قواعد تفسیر و جبران آسیب های تفسیر در گذشته می باشد. روش: این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، پاسخگوی این پرسش است که زمینه ها و بایسته های آینده پژوهی در تفسیر کدام است؟ یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که توجه ویژه به قرآن، به عنوان مهم ترین منبع تفسیر، تعقل و تدبر روشمند در تفسیر، توجه به پیش نیازهای تفسیر، تفسیر بر اساس مقتضیات زمان، لزوم توجه به تفسیر موضوعی، بررسی تاریخ تفسیر و رعایت آداب و شرایط تفسیر، از مهم ترین بایسته های تفسیر در آینده است که لازم است گروهی فرهیخته و اندیشمند در حوزه تفسیرپژوهی و آینده-پژوهی، به تدوین مدل های مطلوب تفسیرپژوهی بپردازند. نتایج: با توجه به تحولاتی که در حوزه دانش ها، روش ها و انتظارات از علوم در آینده به وقوع می پیوندد، تفسیر نیز متحول خواهد شد. بنابراین، برای این که در نتیجه این تحول، تفسیر قرآن دچار آسیب های مختلف نشود، لازم است بسترها، اصول و بایسته های مختلف تفسیر، مورد توجّه مفسّران و قرآن پژوهان قرار گیرد.
تحلیل خط مشی های اقلیمی اتحادیه اروپا جهت کاهش انتشار کربن در افق زمانی 2021 تا 2030 و تأثیرات آن در سیاست های راهبردی زیست محیطی ایران با رویکرد پویایی سیستم ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
127 - 149
حوزههای تخصصی:
هدف: تغییرات اقلیمی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای بخصوص کربن دی اکسید، پیامدهای خطرناکی را به دنبال دارد که گرمایش زمین مهم ترین آن هاست. اتحادیه اروپا به عنوان جلودار در مسیر کاهش میزان انتشار کربن، اقدامات اساسی زیادی انجام داده و خط مشی ها و سیاست های مختلفی را وضع کرده است.تحلیل اقدامات و خط مشی های اتخاذ شده توسط این اتحادیه می تواند در تعیین استراتژی صحیح جهت حفاظت از محیط زیست در داخل کشورمان مفید باشد. روش: این پژوهش با استفاده از رویکرد پویا یی سیستم ها و در نظرگیری حلقه های بازخوردی تعدیل کننده انتشار کربن ناشی از اعمال خط مشی های اقلیمی، یک مدل شبیه سازی برای تحلیل اثربخشی سیاست های اتحادیه اروپا برای دستیابی به اهداف مرتبط تا سال 2030 به منظور کاهش انتشار کربن ارائه می کند. یافته ها:نتایج حاصله نشان می دهد که اتخاذ یک خط مشی به تنهایی نمی تواند اثربخشی مطلوبی در کاهش میزان انتشار داشته باشد. همچنین نتایج بدست آمده نشان می دهد، سیستم مدیریت انتشار EU ETS به تنهایی، کمترین عملکرد را در کاهش میزان انتشار کربن دارد. نتیجه گیری:سناریویی که اتخاذ خط مشی های سه گانه اقلیمی اتحادیه اروپا را نشان می دهد، بهترین اثرگذاری را در کاهش میزان انتشار تا سال 2030 نشان می دهد. از میان حلقه های بازخوردی تعدیل کننده در کاهش انتشار کربن، و بنا بر ترکیب خط مشی های اقلیمی اتحادیه اروپا، انجام اقدامات در حوزه کارایی انرژی و سیستم مدیریت انتشارEU ETS بایستی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
تبیین عوامل اجتماعی - فرهنگی کلیدی تأثیرگذار بر قدرت دفاعی ایران در افق زمانی 1410(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
103 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف:یکی از عرصه های مهم و اساسی تأمین امنیت ملی کشورها در راستای حفظ منافع ملی خود و دستیابی به اقتدار پایدار، توجه به حوزه دفاعی – نظامی و عوامل تأثیرگذار بر قدرت دفاعی کشور در راستای ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدهای دشمنان می باشد. در این میان، سیاست های دفاعی کشورها به خصوص ایران به شدت متأثر از عوامل اجتماعی – فرهنگی می باشد و این عوامل نقش و تأثیر قابل ملاحظه ای بر قدرت دفاعی کشور دارند. در همین راستا، این مقاله با طرح این پرسش که از میان عوامل اجتماعی- فرهنگی تأثیرگذار بر قدرت دفاعی ایران، کلیدی ترین و تأثیرگذارترین عوامل کدامند و با مبنا قرار دادن نظریه فرهنگ استراتژیک به عنوان چارچوب نظری تحقیق انجام یافته است. روش :تحقیق از لحاظ هدف کاربردی – توسعه ای و از لحاظ روش، تلفیقی از روش های توصیفی-تحلیلی و پیمایشی (استفاده از نظر خبرگان و پرسشنامه) است. یافته ها:تعداد پانزده عامل مهم و دارای نقش تأثیرگذار و تعداد چهار عامل به عنوان عوامل اجتماعی – فرهنگی کلیدی تأثیرگذار بر قدرت دفاعی ایران مشخص گردیدند. نتیجه گیری: ایدئولوژی غالب ملی، ایمان و اعتقادات دینی و مذهبی، میهن پرستی و مقاومت، مردمی بودن حکومت و اتحاد میان ملت و نیروهای نظامی به عنوان عوامل کلیدی مؤثر بر قدرت دفاعی مشخص گردید.
رابطه بین اعتیاد به فضای مجازی و بیگانگی اجتماعی در بین شهروندان شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
597 - 620
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در عصر حاضر با تغییراتی که در نتیجه ورود شبکه های مجازی به حیات اجتماعی و اعتیاد به آن پدید آمده است، احساس بیگانگی اجتماعی به یکی از مهم ترین دل نگرانی های جوامع تبدیل شده است که می تواند اختلالات اجتماعی جدی را به همراه داشته باشد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه بین اعتیاد به فضای مجازی و احساس بیگانگی اجتماعی در بین شهروندان شهر قزوین به رشته تحریر درآمده است.
روش و داده ها: تکنیک مورد استفاده در این پژوهش، پیمایش بوده و جامعه آماری شامل کلیه شهروندان واقع در سنین 59-15 سال شهر قزوین است که از این تعداد 390 نفر از طریق فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری خوشه ای جهت گردآوری اطلاعات انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج حاکی از آن است که رابطه بین متغیر اعتیاد به فضای مجازی با تمامی مولفه های بیگانگی اجتماعی به لحاظ آماری رابطه ای مثبت و معنادار بوده است. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که متغیرهای عدم خودکنترلی، اختلال در عملکرد فردی، اتلاف وقت و اختلال در کنش اجتماعی بیشترین تاثیر را بر متغیر احساس بیگانگی اجتماعی داشته و در مجموع، توانسته اند 5/39 درصد از تغییرات این متغیر را پیش بینی نمایند.
بحث و نتیجه گیری: از آنجا که اعتیاد به فضای مجازی، شهروندان را به عنوان کانون جامعه از مأمن و جایگاه خود منزوی ساخته و احساس بیگانگی اجتماعی را ایجاد می کند، لذا، ایجاد محیط های آنلاین ایمن از طریق پلات فرم هایی که به اجتماعات و گروه ها در جهت تقویت حس تعلق یاری رساند و افزایش آگاهی عمومی در مورد پیامدهای استفاده نامتناسب از فضای مجازی و افزایش سطح سواد رسانه ای، بیش از پیش ضروری می نماید.
پیام اصلی: پایش ملی و ارزیابی مستمر وضعیت بیگانگی اجتماعی در میان گروه های مختلف و انعکاس آن در میان دستگاه های ذی ربط و رسانه های جمعی امری ضروری است. این اقدام می تواند به برجسته سازی ابعاد مساله مند بیگانگی اجتماعی کمک نماید و از طریق ایجاد اجماع و وفاق عمومی در قبال آن، به برنامه ریزی های اثربخش و استفاده مطلوب و سازنده از فضای مجازی بینجامد.
دگرگونی نسلی در زندگی علمی دانشگاهی (مورد مطالعه: دانشگاه تهران، تربیت مدرس و شهید بهشتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر دگرگونی هایی در دانشگاه ایران روی داده است و عملکرد آموزشی و پژوهشی دانشگاهیان مورد بحث قرار گرفته که قابل تأمل است. به نظر برخی از ارزش ها، هنجارهای دانشگاهی در طی نسل ها رنگ باخته اند که مطالعیه آن از اهمیت حیاتی برخوردار است. هدف این پژوهش مطالعیه کیفی تحولات نسلی دانشگاهیان و علل و پیامدهای آن در نیم قرن گذشته است. روش تحقیق کیفی و از نظرییه زمینه ای استفاده شده است. جامعیه موردمطالعه استاد تمام های سه دانشگاه تهران، تربیت مدرس و شهید بهشتی بودند که برحسب سن، سابقیه عضویت علمی و جریانات اجتماعی در سه نسل از هم تفکیک و نمونه ها به صورت هدفمند از میان آن ها انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبیه اکتشافی و نیم ساختاریافته استفاده شد. داده ها با 52 مصاحبه به اشباع نظری رسید و با نرم افزار اطلس تی آی مورد تحلیل قرار گرفت. از استخراج مصاحبه ها 26 مقولیه محوری به دست آمد. یافته ها نشان داد که طی سه نسل دانشگاهی، اخلاق مداری و رعایت هنجارهای آکادمیک به سمت امور صنفی و ارتقاء پیش می رود. پول و منفعت فراتر از علم رفته است. شیویه جامعه پذیری از استادشاگردی به دانشجومحوری تقلیل یافته است. ارتباط عاطفی حضوری به تعامل علمی غیرحضوری تبدیل شده است. سنت اقامت در پردیس به فعالیت بیرون از پردیس دانشگاهی تغییر یافته است؛ نتیجه این که به رغم مشترکات بین سه نسل، دگرگونی در سبک زندگی علمی دانشگاهیان اتفاق افتاده است و دانشگاه نخبه گرایانیه آموزشی به سمت دانشگاه توده گرایانه و کارآفرین پژوهشی پیش می رود. درآمدزایی از علم، ارزش های ذاتی آن را تحت تأثیر قرار داده و کمّیت بر کیفیت غلبه کرده است.
تجربه فعالیت تشکلی دختران دانشجو در دهه های هشتاد و نود شمسی با تأکید بر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
51 - 75
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به مطالعه تجربیات دخترانی می پردازد که در دهه های هشتاد و نود شمسی عضو انواع تشکل ها و انجمن های دانشجویی بوده اند. در این پژوهش با استفاده از نظریه دیدگاه و استراتژی فمینیستی، به طور هدفمند با 27 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه های تهران، امیرکبیر و الزهرا که از اعضای تشکل های انجمن اسلامی، بسیج دانشجویی، شورای صنفی و انجمن های علمی بودند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. تحلیل تماتیک داده ها نشان می دهد که ساختارهای از پیش موجود تشکل ها مقوم جنسیت زدگی است و زنان در برهمکنش های تشکلی عمدتاً نادیده گرفته می شوند، در حالی که لابی های مردانه دانشجویان پسر با استادان و مسئولان دانشگاه برسازنده موقعیت فرادست و آینده ساز برای آنان است. با آن که رانت عضویت در تشکل ها برای مردان بیشتر است، اما تجربه عضویت در انجمن ها و تشکل های دانشجویی برای دختران، حتی در محافظه کارترین آنها، تجربه ای توانمندساز است و به رغم کلیشه ها و تبعیض های جنسیتیِ همچنان موجود، فعالیت تشکلی و نیز تصدی سمت ها در میان دختران در دهه نود بیشتر شده است. با وجود افزایش آگاهی های جنسیتی در گذر زمان، در سال های انتهایی دهه نود فضای کار تشکلی محدودتر و بسته تر شده است. یافته ها نشان می دهند که رکود و انفعال در حیات انجمنی دانشگاه دختران را بیش از پسران در معرض تجربه فشار و طرد قرار می دهد.
از پیش بینی تا پیش گویی، بررسی انتقادی ادعاهای هراری درباره آینده تکامل بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
55 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف: یووال نوح هراری، یکی از شخصیت های تاثیرگذار در قرن اخیر بوده که پیش بینی های هولناک او از آینده بشر، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. او با توجه به قابلیت های تکنولوژی و هوش مصنوعی، نسبت به هک شدن انسان ها، بیکاری فراگیر و ظهور ابرانسان ها و ... هشدار می دهد.با توجه به اهمیت مباحث آینده پژوهی و تأثیر آن در چگونگی حرکت بشر به سوی آینده، ادعاهای هراری مورد ارزیابی قرار گیرد تا معلوم شود آیا آینده پژوهی های برای شناخت و ساخت آینده بشر، چه جایگاهی دارد.روش: روشی که در این مقاله اخذ شده، عمدتا تحلیلی- انتقادی است. به این صورت که با استناد به اصولِ عقلی و قواعد آینده پژوهی، ادعاهای هرای از لحاظ بنایی و مبنایی بررسی شده است. یافته: یافته های این مقاله نشان می دهد که هراری بر خلاف سایر آینده پژوهان دست به پیش گویی زده و با فعّال دانستن نقش پیش گویی در کنش های بعدی انسان، گفته هایش را غیر قابل اثبات و ابطال کرده است. همچنین مباحث او از یک ناسازگاری درونی رنج می برد؛ چرا که خویشتن انسانی را اسطوره می نامند و همزمان نسبت به هک شدن و نادیده گرفته شدنِ آن هشدار می دهد! مبالغه درباره آینده تکنولوژی و امکان تقلیل حقیقت انسان ها به داده ها از دیگر اشکالات هراری است. نتیجه: آینده پژوهی های هراری فاقد ارزش علمی قبل اعتنایی است و با توجه به اشکالات متعددی که متوجه آن است، نمی تواند مبنایی برای علاقه مندان به آینده پژوهی قرار گیرد.کلید واژه: هراری، آینده پژوهی، هوش مصنوعی.
ترسیم سناریوهای بدیل دگردیسی هویت شهر تهران با کاربست روش تحلیل لایه ای علی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
174 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف:آسیب های ناشی از جهانی شدن و شهرنشینی شتابان هویت کلان شهرها را تحت تأثیر قرار داده است؛ لذا حفظ آن مسئله ای مهم در توسعه پایدار است. هدف این پژوهش بررسی تغییرات هویت تهران با روش کیفی آینده پژوهی (تحلیل لایه ای علی)، به منظور ساختارشکنی از مسئله هویت شهر و تدوین سناریوهای بدیل است. روش: جامعه آماری این پژوهش 14 نفر از متخصصان شهرسازی، معماری و جامعه شناس شهری هستند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفته اند. به منظور سنجش پایایی و اعتبار، با اتکا به ادبیات موضوع و یافته ها، دستورالعمل مصاحبه و نمونه گیری نظری، یافته ها به 2 نفر از متخصصان ارائه شده و مورد تأمل قرار گرفت. سپس با تحلیل تم مصاحبه ها، نظرات آن ها در قالب 4 جدول لیتانی، علل سیستماتیک، گفتمان و جهان بینی، استعاره و اسطوره تبیین شد. یافته ها: یافته های مطالعه نشان می دهد در لایه لیتانی مسئله مشهود «بحران هویت تهران» در چهار مقوله «آشفته، شهر تقابل ها، هویت سیال و بی روح»؛ در لایه علل سیستماتیک «جامعه کوتاه مدت، فضاهای سودازده، گردونه بی مهار، بلازه شدن»، در لایه گفتمان و جهان بینی «مدرنیسم توسعه نیافتگی، نئولیبرالیسم شهری، توسعه جهانی، فردگرایی» و در لایه چهارم «هر آنچه سخت و استوار است دود می شود و به هوا می رود، عریان شدگی فقر و غنا، در گردباد کلان شهر جهانی، شهر نسیان زده» مطرح هستند. نتیجه گیری: دو پیشران مدرنیسم توسعه نیافتگی و نئولیبرالیسم شهری، مبتنی بر اهمیت و غیرقطعی بودن انتخاب شدند و بر اساس آن 4 سناریو تدوین گردید که می تواند در فرایند مدیریت شهری مورد توجه قرار گیرد.
تجربه زیسته دانشجویان درتفکر انتقادی و رابطه آن با سواد محیط زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف اصلی مطالعه رابطه بین تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی و سواد محیط زیستی آنان در سال تحصیلی 1402-1403 انجام شد. روش تحقیق پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع غیرآزمایشی و به لحاظ معیار زمان از نوع مقطعی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که تعداد آن ها درمجموع، 26000 نفر برآورد شد. حجم نمونه برای سطح آلفای 05/0، توان آزمون 80/0 و اندازه اثر قابل تشخیص در جامعه آماری بر مبنای نمونه آماری 15/0 برابر با 435 نفر به دست آمد. به م نظور سنجش سواد محیط زیستی دانشجویان، از مقیاس استاندارد شری و تیواری (2021) استفاده شد. همچنین، سنجش تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان با استفاده از پرسش نامه ساخت و اعتباریابی شده توسط (کاشف و همکاران، 1404) بود. گردآوری داده ها با روش سهمیه ای انجام شد. پایایی داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد که این ضریب برای سواد محیط زیستی و تجرب زیسته تفکر انتقادی در سطح قابل قبول بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. براساس نتایج، تجربه زیسته تفکر انتقادی در پایین تر از متوسط و به لحاظ سطح سواد محیط زیستی در بالاتر از متوسط برآورد شد. همچنین، نتایج، وجود ارتباط در سطح متوسط بین تجربه زیسته تفکر انتقادی و سواد محیط زیستی را تأیید کرد.
آینده پژوهی شبکه های اجتماعی مجازی در مواجهه با رسانه های سنتی ایران مبتنی بر شکل گیری روزنامه نگاری رباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
108 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به مطالعه سناریوهای آینده مواجهه شبکه های اجتماعی با رسانه های سنتی و چگونگی شکل گیری روزنامه نگای رباتی می پردازد. روش: این پژوهش با روش آینده پژوهی با استفاده از تکنیک سناریونویسی انجام شده است. برای دستیابی به عدم قطعیت ها از روش مدل سازی تفسیری-ساختاری(ISM) با بهره مندی از نرم افزار میک مک و برای کشف سناریوها نیز از روش بالانس اثرات متقابل با بهره مندی از نرم افزار سناریو ویزارد استفاده شده است. یافته ها: خروجی نرم افزار سناریو ویزارد، 4 سناریو با سازگاری صفر(محتمل)، 11 سناریو با سازگاری یک( سناریوهای باورکردنی) و 32 سناریو با سازگاری دو( سناریوهای ممکن) نشان داد. طبق یافته های پژوهش چهار عامل فناورپایه شدن امور، نسل z(بومیان دیجیتال)، مالکیت رسانه و قدرت رسانه های سنتی بزرگ مقیاس به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شد.نتیجه گیری: سناریوهای محتمل نشان می دهد که روند ریزش مخاطب در رسانه های سنتی ادامه دارد و احتمالا حاکمیت، فناورپایه شدن امور را محدود کند اما محدودیت های اعمال شده در حوزه فناوری تغییری در روند افزایشی نفوذ شبکه های اجتماعی و کاهش مخاطبان رسانه های سنتی ایجاد نمی کند از این رو رسانه های سنتی برای برون رفت از مسئله کمبود مخاطب و ادامه حیات حرفه ای باید به شکل های هوشمند روزنامه نگاری ازجمله «روزنامه نگاری رباتی» روی آورند.
تأملی در باب رابطه منش ملی و امر توسعه بر اساس الگوی جامعه شناسی معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
303 - 328
حوزههای تخصصی:
اهداف: بحث درباریه توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی کشورها، پیچیدگی های بسیاری داشته و همواره از سوی متفکران و مکاتب مختلف در تناظر با برداشت ها و رویکردهای خاص، واکاوی شده است. منش ملی نیز از موضوعاتی بوده که برخی از دیرباز با تأمل در باب آن، پیرامون نسبت خلقیات جوامع ملی و نقش آن بر امر توسعه، به ویژه چرایی و چگونگی توسعه نیافتگی، اندیشه ورزی کرده اند. بر اساس این، پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر مبانی و مفاهیم دانش سیاست، به رابطیه میان منش ملی و امر توسعه در اندیشیه متفکران بپردازد. روش مطالعه: این پژوهش با رویکردی تحلیلی و مشخصاً بر مبنای الگوی نظری جامعه-شناسی معرفت، این پرسش را مورد مداقه قرار می دهد که چگونه می توان با کاربست الگوی پیش گفته، پیرامون اندیشیه متفکران در خصوص رابطیه میان منش ملی و امر توسعه تأمل کرد؟ یافته ها: در برابر چنان پرسشی می توان چنین فرضی را مبنا قرار داد که جامعه شناسی معرفت با توجه به بن مایه های نظری و با محوریت قرار دادن ارتباط میان واقعیات اجتماعی (فرهنگ جامعه و ساخت اجتماعی) از یک سو و کنش و اندیشیه افراد از سوی دیگر، می تواند درباریه رابطیه میان منش ملی و امر توسعه به ویژه بحث توسعه نیافتگی، یافته های مفهومی و نظری شایان تأملی را ارائه داده و حتی در مقام الگویی فرانظری، موجب تشکیک در صحت بسیاری از نظریات توسعه مبتنی بر منش ملی شود. نتایج: با تأکید بر اینکه شناخت متفکرین و کنش های نظری هیچ اندیشمندی در خلأ به وجود نیامده است، می توان چنین نتیجه گرفت که در تئوری های مربوط به پیوند منش ملی و توسعه، هرچه از ارائیه استدلالات مبتنی بر عناصر ذاتی ملت ها و همچنین منافع استعماری دولت های متبوعیه برخی اندیشمندان فاصله گرفته و بر دلایل هویتی، تاریخی، اجتماعی و ساختاری تمرکز شود، به همان نسبت، یافته های واقع بینانه تری در خصوص ویژگی های اخلاقی ملت ها عرضه خواهد شد و بالعکس.