فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳۹۷ مورد.
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
237 - 269
حوزههای تخصصی:
اهداف: در سال های اخیر، با توجه به اوج گیری جریانات مدرنیته، یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی که بیش از پیش جوامع امروزی را درگیر خود کرده، مسألیه طلاق است؛ اما بررسی پیشینیه تحقیق نشان داد که توجه چندانی به مبحث نوگرایی و ابزار سنجش این مفهوم کلیدی و تأثیر آن بر میزان گرایش به طلاق به ویژه در بین زنان در پژوهش های اجتماعی صورت نگرفته است. بر اساس این، هدف پژوهش حاضر تبیین رابطیه بین متغیرهای نوگرایی و میزان گرایش به طلاق زنان در شهر رشت می باشد. روش مطالعه: پژوهش حاضر از نوع کمی و مبتنی بر پیمایش است. جامعیه آماری کلییه زنان همسردار شهر رشت و حجم نمونه شامل 400 نفر از آن هاست که با شیویه نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامیه محقق ساخته و چارچوب نظری پژوهش نظرییه فردی شدن اولریش بک می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین تحصیلات، درآمد، نوگرایی، کاهش ارزش های سنتی، آزادی انتخاب و بازاندیشی در نقش های جنسیتی و میزان گرایش به طلاق زنان رابطه وجود دارد، شدت و جهت این رابطه، متوسط و مستقیم است. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای مستقل می توانند 35% تغییرات مربوط به میزان گرایش را به طلاق پیش بینی کنند. متغیرهای افول ارزش های سنتی، آزادی انتخاب، درآمد و بازاندیشی در نقش های جنسیتی دارای بیشترین قدرت تبیین تغییرات میزان گرایش به طلاق زنان هستند. نتیجه گیری: افزایش روزافزون نوگرایی و مؤلفه های آن علی الخصوص کاهش ارزش های سنتی و افزایش آزادی انتخاب در جوامع امروزی و ایجاد اندیشه های نو در زنان نسبت به حقوق و جایگاهشان سبب گرایش فزایندیه زنان به طلاق در شهر رشت شده است که می تواند موجب شکل گیری شکل های نوینی از خانواده همچون مادرهای مجرد و ... شود و لازم است که جامعیه آمادگی لازم برای درک و سازگاری و حمایت این شکل های جدید را در نهاد خانواده داشته باشد.
سناریوهای پیش روی تاثیرات جنبش های نوظهور بر جمهوری اسلامی ایران در دهه پنجم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
32 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهش حاضر موضوع سناریوهای تاثیر جنبش های نوظهور بر جمهوری اسلامی ایران در دهه ی پنجم انقلاب اسلامی با این هدف مورد مطالعه قرار گرفت که با رویکردی آینده پژوهانه مهم ترین جنبش های نوظهور جامعه ایران مشخص گردد و تاثیراتی که این جنبش ها در دهه ی پنجم انقلاب اسلامی بر جامعه ایران خواهند داشت در قالب سناریو مطرح گردد. روش: از روش پژوهش تحلیل اسناد، مصاحبه های نیمه ساخت یافته با نخبگان و نیز روش سناریو نویسی (عدم قطعیت های بحرانی) برای تحقق اهداف استفاده گردید. یافته ها: با شناسایی پیش ران ها و عدم قطعیت های موجود، دو مورد از پیش ران ها (جنبش دموکراسی خواهی و جنبش سبک های جدید زندگی) که بر اساس نظر نخبگان حائز اهمیت بیشتری بودند انتخاب گردیدند و بر حسب عدم قطعیت های موجود در رابطه با هر کدام از پیش ران ها، مجموعا چهار سناریو مطرح گردید.نتیجه گیری: در این پژوهش از میان چهار سناریو مطرح شده، دو سناریو بر ایجاد تغییرات مهم و اساسی توسط پیش ران ها و دو سناریو نیز بر کنترل پیامدهای ناشی از این پیش ران ها توسط نظام جمهوری اسلامی اشاره دارد.واژگان کلیدی: جنبش های نوظهور، سناریو، انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی.
بایسته های آینده نگاری در حکمرانی برای کاربردپذیری فناوری های نوظهور؛ با تأکید بر دستیابی به کشاورزی پایدار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
212 - 237
حوزههای تخصصی:
هدف: آینده نگاری با شکل بخشیدن به دنیای مطلوب فردای یک جامعه سروکار دارد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی بایسته های آینده نگاری در حکمرانی برای کاربردپذیری فناوری های نوظهور با تأکید بر دستیابی به کشاورزی پایدار در ایران است.روش: این پژوه ش ج زو پژوهش های کمی است که به روش پیمایشی اجرا شده است جامعه آماری آن 641 نفر از کنشگران فناوری های نوین کشاورزی بودند که 314 نفر از آن ها به روش نمونه گی ری تصادف ی طبقه ای با انتس اب متناس ب مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ه ا، پرسش نامه ای بود که روای ی ش کلی آن ب ا اس تفاده از نظرات متخصص ان و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب کرونباخ آلفا (931/0) تأیید ش د. یافته ها: فناوری ها، نقش مهمی در استفاده بهینه از منابع پایه تولید دارند و تغییر بینش بهره برداران کشاورزی توسعه کشاورزی صادرات محور، ارتقای کیفیت محصولات کشاورزی و افزایش عملکرد کمی کشاورزی از مهمترین بایسته های آینده نگاری در حکمرانی برای کاربردپذیری فناوری های نوظهور برای دستیابی به کشاورزی پایدار هستند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد؛ پنج عامل "استفاده پایدار و بهینه از منابع طبیعی، افزایش کارآیی و بهره وری در تولید کشاورزی، فناورانه نمودن تولید در زیربخش های کشاورزی، توسعه فرهنگ فناوری و نوآوری و مدیریت راهبردی توسعه فناوری" درمجموع 57/75 درصد واریانس مورد نظر را تبیین می کنند. نتیجه گیری: آینده نگاری در حکمرانی برای توسعه کاربردپذیری فناوری های نوظهور در کشاورزی ایران مؤثر است: بنابراین برای توسعه واحدهای کشاورزی فناورانه در زیربخش های کشاورزی و دستیابی به کشاورزی پایدار، ضروت دارد با عزمی ملی و بر اساس یک برنامه عملیاتی جامع و آینده نگر، حمایت ها و مشوق های مناسب مدنظر دولتمردان باشد.
تحلیل خط مشی های اقلیمی اتحادیه اروپا جهت کاهش انتشار کربن در افق زمانی 2021 تا 2030 و تأثیرات آن در سیاست های راهبردی زیست محیطی ایران با رویکرد پویایی سیستم ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
127 - 149
حوزههای تخصصی:
هدف: تغییرات اقلیمی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای بخصوص کربن دی اکسید، پیامدهای خطرناکی را به دنبال دارد که گرمایش زمین مهم ترین آن هاست. اتحادیه اروپا به عنوان جلودار در مسیر کاهش میزان انتشار کربن، اقدامات اساسی زیادی انجام داده و خط مشی ها و سیاست های مختلفی را وضع کرده است.تحلیل اقدامات و خط مشی های اتخاذ شده توسط این اتحادیه می تواند در تعیین استراتژی صحیح جهت حفاظت از محیط زیست در داخل کشورمان مفید باشد. روش: این پژوهش با استفاده از رویکرد پویا یی سیستم ها و در نظرگیری حلقه های بازخوردی تعدیل کننده انتشار کربن ناشی از اعمال خط مشی های اقلیمی، یک مدل شبیه سازی برای تحلیل اثربخشی سیاست های اتحادیه اروپا برای دستیابی به اهداف مرتبط تا سال 2030 به منظور کاهش انتشار کربن ارائه می کند. یافته ها:نتایج حاصله نشان می دهد که اتخاذ یک خط مشی به تنهایی نمی تواند اثربخشی مطلوبی در کاهش میزان انتشار داشته باشد. همچنین نتایج بدست آمده نشان می دهد، سیستم مدیریت انتشار EU ETS به تنهایی، کمترین عملکرد را در کاهش میزان انتشار کربن دارد. نتیجه گیری:سناریویی که اتخاذ خط مشی های سه گانه اقلیمی اتحادیه اروپا را نشان می دهد، بهترین اثرگذاری را در کاهش میزان انتشار تا سال 2030 نشان می دهد. از میان حلقه های بازخوردی تعدیل کننده در کاهش انتشار کربن، و بنا بر ترکیب خط مشی های اقلیمی اتحادیه اروپا، انجام اقدامات در حوزه کارایی انرژی و سیستم مدیریت انتشارEU ETS بایستی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل شاخص های تاب آوری شهری در برابر مخاطره سیل با رویکرد آینده پژوهی (مورد مطالعه: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه آینده در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری برای کشورها در جهت دستیابی به تاب آوری و برنامه کاهش ریسک یا بهبود تاب آوری ضروری است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل شاخص های تاب آوری شهر خرم آباد در برابر مخاطره سیل با رویکرد آینده پژوهی است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق؛ شامل خبرگان آشنا به مسائل شهری در سطح شهر خرم آباد است. حجم نمونه به روش نمونه گیری گلوله برفی، 44 نفر بدست آمده است و برای تجزیه و تحلیل داده های این تحقیق، از نرم افزار میک مک استفاده شده است.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که متغیرهای جمعیت مستقل، زیرساخت های در معرض خطر، پتانسیل دسترسی یا تخلیه، ثبات و پایداری جمعیت و رونق ساخت و ساز، بالاترین رتبه های تأثیرگذاری و متغیرهای نسبت تغییر پوشش زمین شهری، زیرساخت ها، دسترسی به حمل و نقل، ظرفیت ارتباطی و برابری امکانات آموزشی، بالاترین رتبه های تأثیرپذیری کلی را دارند. در خصوص ابعاد شش گانه تحقیق نیز رتبه های تأثیرگذاری به ترتیب به ابعاد کالبدی، نهادی، اجتماعی، اقتصادی، محیطی و سرمایه اجتماعی تعلق دارد. در حالت کلی، از میان ۳7 متغیر بررسی شده این پژوهش، 9 متغیر جمعیت مستقل، استحکام ابنیه، قدمت ابنیه، مالکیت ابنیه، ظرفیت مراقبت های پزشکی، زیرساخت اینترنت، حکمروایی مطلوب، پتانسیل دسترسی و تخلیه و زیرساخت های در معرض خطر به عنوان متغیرهای کلیدی مؤثر بر تاب آوری شهری انتخاب شده اند.
نتیجه گیری: هرگونه برنامه ریزی برای تاب آوری شهر خرم آباد باید نقش کلیدی عوامل نامبرده را مورد توجه قرار دهد. این متغیرها در افزایش تاب آوری شهر خرم آباد، دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی هستند و اولویت اول در تاب آور نمودن شهر خرم آباد به حساب می آیند.
کرونا و زیست جهان های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
291 - 316
حوزههای تخصصی:
هدف: کاوش درجهان پساکرونا است تا اثرات بحران کرونا را بر آینده با تأکید بر تغییر در زیست جهان های بشری مورد پروا قرار دهد.روش: بر مبنای معرفت شناسی پساپوزیتویستی است که با رویکرد کیفی و روش شناسی آینده نگرانه مبتنی بر روش هرمنوتیک، به آینده نگریسته است.یافته ها: تغییرات در زیست جهان بشر پس از پاندمی کووید ۱۹ به اندازه ای خواهد بود که می توان تاریخ حیات آدمی را به دوران پیش از کرونا و بعد از آن تقسیم نمود. دردوران پساکرونا، جهان آینده میل شدید به فردی شدن و فراخناکی قدرتِ فردی، عصر هویت های تک سرنشین، و دانش بنیاد پیدا خواهد کرد و تلاش برای دستیابی به تعادل در همه لایه های زندگی، شکافت زمان، تلاش برای ورود به دوره روح مصنوعی، شدت خواهد گرفت. شتاب تغییرات، با ورود آدمی به آبشار تغییرات بزرگ، تغییر در نظام زیست جهان های گوناگون اندیشگی بشر در لایه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و ... را به همراه خواهد داشت.نتیجه گیری: با بحران ناشی از شیوع کرونا به عنوان یک پاندمی، فرو افتادن آدمیان به «آبشار تغییرات» سرعت خواهد یافت . در دنیای آینده پساکرونا، بشر از زندان جهان ساخته دیگران برون خواهد آمد و جهانی آدمی تر شده را جستجو خواهد کرد. در منزلگه پیشاروی، زندگی در «لحظه های دگرگون ساز و رفتارهای تغییرپذیر و کنش های چریکی» و در دنیای میکروماکروئیزه شکل و محتوایی نوین خواهد پذیرفت.
آینده پژوهی شبکه های اجتماعی مجازی در مواجهه با رسانه های سنتی ایران مبتنی بر شکل گیری روزنامه نگاری رباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
108 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به مطالعه سناریوهای آینده مواجهه شبکه های اجتماعی با رسانه های سنتی و چگونگی شکل گیری روزنامه نگای رباتی می پردازد. روش: این پژوهش با روش آینده پژوهی با استفاده از تکنیک سناریونویسی انجام شده است. برای دستیابی به عدم قطعیت ها از روش مدل سازی تفسیری-ساختاری(ISM) با بهره مندی از نرم افزار میک مک و برای کشف سناریوها نیز از روش بالانس اثرات متقابل با بهره مندی از نرم افزار سناریو ویزارد استفاده شده است. یافته ها: خروجی نرم افزار سناریو ویزارد، 4 سناریو با سازگاری صفر(محتمل)، 11 سناریو با سازگاری یک( سناریوهای باورکردنی) و 32 سناریو با سازگاری دو( سناریوهای ممکن) نشان داد. طبق یافته های پژوهش چهار عامل فناورپایه شدن امور، نسل z(بومیان دیجیتال)، مالکیت رسانه و قدرت رسانه های سنتی بزرگ مقیاس به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شد.نتیجه گیری: سناریوهای محتمل نشان می دهد که روند ریزش مخاطب در رسانه های سنتی ادامه دارد و احتمالا حاکمیت، فناورپایه شدن امور را محدود کند اما محدودیت های اعمال شده در حوزه فناوری تغییری در روند افزایشی نفوذ شبکه های اجتماعی و کاهش مخاطبان رسانه های سنتی ایجاد نمی کند از این رو رسانه های سنتی برای برون رفت از مسئله کمبود مخاطب و ادامه حیات حرفه ای باید به شکل های هوشمند روزنامه نگاری ازجمله «روزنامه نگاری رباتی» روی آورند.
دگرگونی نسلی در زندگی علمی دانشگاهی (مورد مطالعه: دانشگاه تهران، تربیت مدرس و شهید بهشتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر دگرگونی هایی در دانشگاه ایران روی داده است و عملکرد آموزشی و پژوهشی دانشگاهیان مورد بحث قرار گرفته که قابل تأمل است. به نظر برخی از ارزش ها، هنجارهای دانشگاهی در طی نسل ها رنگ باخته اند که مطالعیه آن از اهمیت حیاتی برخوردار است. هدف این پژوهش مطالعیه کیفی تحولات نسلی دانشگاهیان و علل و پیامدهای آن در نیم قرن گذشته است. روش تحقیق کیفی و از نظرییه زمینه ای استفاده شده است. جامعیه موردمطالعه استاد تمام های سه دانشگاه تهران، تربیت مدرس و شهید بهشتی بودند که برحسب سن، سابقیه عضویت علمی و جریانات اجتماعی در سه نسل از هم تفکیک و نمونه ها به صورت هدفمند از میان آن ها انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبیه اکتشافی و نیم ساختاریافته استفاده شد. داده ها با 52 مصاحبه به اشباع نظری رسید و با نرم افزار اطلس تی آی مورد تحلیل قرار گرفت. از استخراج مصاحبه ها 26 مقولیه محوری به دست آمد. یافته ها نشان داد که طی سه نسل دانشگاهی، اخلاق مداری و رعایت هنجارهای آکادمیک به سمت امور صنفی و ارتقاء پیش می رود. پول و منفعت فراتر از علم رفته است. شیویه جامعه پذیری از استادشاگردی به دانشجومحوری تقلیل یافته است. ارتباط عاطفی حضوری به تعامل علمی غیرحضوری تبدیل شده است. سنت اقامت در پردیس به فعالیت بیرون از پردیس دانشگاهی تغییر یافته است؛ نتیجه این که به رغم مشترکات بین سه نسل، دگرگونی در سبک زندگی علمی دانشگاهیان اتفاق افتاده است و دانشگاه نخبه گرایانیه آموزشی به سمت دانشگاه توده گرایانه و کارآفرین پژوهشی پیش می رود. درآمدزایی از علم، ارزش های ذاتی آن را تحت تأثیر قرار داده و کمّیت بر کیفیت غلبه کرده است.
بررسی تعاملات شهری؛ پویایی رفتار اجتماعی در فضاهای عمومی سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
153 - 179
حوزههای تخصصی:
فضاهای عمومی نقش حیاتی در شکل دهی به بافت اجتماعی یک شهر و تقویت تعاملات بین ساکنان متنوع آن دارند. مطالعات نشان داده اند که خیابان ها و فضاهای عمومی طراحی شده با زیرساخت اجتماعی قوی می توانند به کاهش تنش های روزمره کمک کرده و درک اجتماعی را ترویج دهند. این فضاها به عنوان نقاط دیدار عمومی عمل می کنند که افراد دارای پیشینه های مختلف در آنجا همزیست می شوند، ایده ها را تبادل می کنند و در تعاملات اجتماعی شرکت می کنند؛ این امر منجر به سرزندگی فضاهای شهری می شود.این مطالعه به روابط پیچیده بین وضعیت های ذهنی افراد، پویایی های رفتار اجتماعی و عوامل محیطی موثر بر رفتار می پردازد. برای دستیابی به این هدف، نقش زیرساخت های اجتماعی، در شکل گیری روابط با غریبه های شهری مورد بررسی قرار گرفته و مفاهیم ارزشمندی را در ترویج مراقبت اجتماعی، احترام و همزیستی مسالمت آمیز در محیط های شهری ارائه می دهد. نظر به تفکیک دو شیوه رفتار با غریبه های شهری، به روشن کردن تأثیر عوامل مختلف بر شیوه های دانایی خیابان و آداب خیابان پرداخته شده است.سنندج، به عنوان شهری که تجربه رشد سریع جمعیت و تنوع جمعیتی را داشته، محیطی منحصر به فرد برای مطالعه همزیستی شهری ارائه می دهد. ساکنان، به واسطه مهاجرت از مناطق مختلف داخل و خارج استان کردستان به این شهر، پیشینه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متنوعی را به همراه دارند. این تنوع نه تنها منظر اجتماعی شهر را غنی می کند بلکه فرصت هایی برای تعاملات و تبادلات فرهنگی فراهم کرده است.مقاله حاضر، در چارچوب مطالعه زندگی عمومی در خیابان های سنندج و با هدف روشن کردن الگوهای رفتاری شهروندان در بین غریبه های شهری انجام شده و ضمن پرداختن به وضعیت همزیستی، موارد موثر بر تعاملات خیابانی را مورد بررسی قرار داده و توانسته است به درکی از چالش های پویایی اجتماعی شهری و مکانیسم های تعاملات در دنیای غریبه ها دست پیدا کند.با استفاده از روش هایی نظیر ضرایب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر، سعی گردیده است عوامل پنهانی که بر رفتار غریبه های شهری تأثیر می گذارند و تعاملات آن ها با محیط عمومی شهر را کشف نماید. این چارچوب نظری به محققان امکان می دهد تا تعامل بین کنش فردی، اصول اجتماعی و تنظیمات فضایی در شکل دهی تجربه شهری را تحلیل کنند.
سنجش میزان برخورداری از شاخص احساس امنیّت اجتماعی و رابطه آن با توسعه فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف سنجش میزان احساس امنیّت اجتماعی در بین دختران دانش آموز و رابطیه آن با توسعیه فرهنگی آنها انجام شده است. پژوهش از نوع همبستگی و با استفاده از روش پرسشنامه به اجرا درآمده است. جامعیه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم در شهر سلماس در استان آذربایجان غربی بوده است؛ حجم نمونه با استفاده از فرمول عمومی کوکران برابر با 313 نفر انتخاب شد. نمونه ها به شیویه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. برای سنجش شاخص احساس امنیّت اجتماعی از پرسشنامیه خود محقق ساخته در چهار زیرشاخصِ امنیّت (جانی، مالی، فکری، هویّتی) و برای سنجش شاخص توسعیه فرهنگی نیز از پرسشنامیه محقق ساخته بر اساس مؤلفه های (1-رفتن به فضاهای فرهنگی؛ 2- مصرف کالا و خدمات فرهنگی؛ 3- فعالیت های دینی؛ 4- شرکت در فعالیت های فرهنگی؛ 5- فعالیت های ورزشی؛ 6-هویّت فرهنگی؛ 7- آموزش و تحصیلات) استفاده شده است. پرسشنامه دارای اعتبار صوری و مقدار پایایی برابر با 75/0 برآورد شده است که نشان از پایایی مطلوب هست. نتایج توصیفی حاکی از آن است که میزان برخورداری از احساس امنیّت اجتماعی پایین تر از حدّ متوسط و میزان توسعیه فرهنگی بالاتر از حدّ متوسط ارزیابی شده است. نتایج همبستگیِ پیرسون حاکی از معنادار بودن رابطیه میان احساس امنیّت اجتماعی و ابعاد آن با توسعیه فرهنگی (r: 0/19) است. نتایج آزمون رگرسیون نشان می دهد: از میان چهار متغیّر مستقل موجود در مدل رگرسیونی، متغیّر امنیّت فکری با مقدار ضریب بتا 365/0 و امنیّت جانی با مقدار بتای 329/0 به بهترین وجه متغیّر وابستیه توسعیه فرهنگی را تبیین می کند. درمجموع متغیّرهای واردشده در مدل رگرسیونی 4/33 درصد از واریانس توسعیه فرهنگی دانش آموزان را تبیین می کند. نتایج گویای آن است که در وضعیت نا امنی، کاهش مشارکت فرهنگی و توسعیه فرهنگی به عنوان نشانه هایی برای ضعف آن تلقی می شود و بیانگر تنزّل امنیّت اجتماعی است.
شناسایی کلان روندهای مؤثر بر بازآفرینی پایدار کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
299 - 325
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با استفاده از مطالعات و منابع کتابخانه ای (با تاکید بر منابع اسنادی) و بهره گیری از نظرات کارشناسان 42 متغیر موثر بر بازآفرینی پایدار شهری در شهر مشهد شناسایی گردید. سپس با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از ماتریس اثرات متقابل متقاطع برای طبقه بندی روابط بین متغیرهای تحقیق مشخص شد.یافته های پژوهش: یافته ها بیانگر آن است که متغیر ریزدانگی مسکن، نبود سیستم مدیریت جامع شهری، ضعف در مطالبه گری ساکنین، نسبت بالای پلاک های کم دوام، نبود حس افتخار به محله به ترتیب بیش ترین میزان تأثیرگذاری را در میان عوامل موثر بر بازآفرینی پایدار کلان شهر مشهد دارا می باشند.نتیجه گیری: بررسی وضعیت کلانشهر مشهد در محلات دارای بافت های ناکارآمد و فرسوده گویای شرایط نامناسبی است به طوری که وضعیت پراکنش شاخص ها در نقشه اثر- وابستگی مستقیم و غیرمستقیم نیز گویای ناپایداری کلان شهر مشهد در حوزه بازآفرینی است که از دلایل این امر می توان به وجود آسیب های اجتماعی، فرسودگی و غیررسمی بودن و مسائل مربوط اشاره داشت. از این رو با توجه به نتایج، استفاده از نیروهای متخصص در دفاتر توسعه محلی؛ تلاش در جهت هم افزایی سازمانها و نهادهای دخیل در امر بازآفرینی به منظور جلوگیری از اجرای برنامه های تکراری و موازی در محلات هدف؛ ایجاد دبیرخانه هماهنگی برای همراستاسازی و جلوگیری از اقدامات بخشی سازمانها و نهادهای دخیل در فرآیند بازآفرینی در کلان شهر مشهد و آگاه سازی ساکنان محلات و محدوده های هدف در جهت بهره مندی و آشنایی با برنامه های بازآفرینی پیشنهاد می گردد.
فضای سایبر و آینده هویت ملی: هشدارهای راهبردی برای امنیت ملی با رویکرد تحلیل لایه ای علّی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۵ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
305 - 329
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این تحقیق آن است که شاخص های تبیین کننده هویت ملی در برابر شاخص های متضاد هویت ملی در فضای سایبر تعیین شده و تصویر کلان هویت ملی از سطح مسئله تا سطوح عمیق مشخص شود. روش:این مطالعه با استفاده از جمع آوری مصاحبه و کدگذاری و مقوله بندی و سپس قرار دادن داده های حاصل شده در تحلیل لایه ای علت ها، به توصیف علل و عوامل تهدیدات امنیتی فضای سایبر برای هویت ملی جمهوری اسلامی در سطوح مختلف می پردازد. یافته ها: هویت ملی مردم ایران در سطوح مختلف مورد تهدید قرار گرفته است. اگرچه این تهدید تا حدی ناشی از ضعف سیستم های سیاسی و اقتصادی است، اما به دلیل به کار گرفته شدن قدرت نرم غرب علیه ایران، این تهدید در لایه های جهان بینی و استعاره ها تشدید می شود، تا حدی که منجر به تحقیر کشور و انکار پیشرفت ها توسط کاربران داخلی و باورپذیری افکار ترویج شده از سوی غرب می شود. نتیجه گیری: هویت ملی جمهوری اسلامی در فضای سایبر با 11 شاخص معرف و 15 شاخص متضاد تعریف می شود. تعداد شاخص های متضاد در لایه علل سیستمی بیشتر از لایه های دیگر بوده و لازم است هنگام تدوین راهبرد برای انسجام بخشی به هویت ملی، این لایه مورد توجه فوری قرار گیرد.
بررسی جامعه شناختی کارآفرینی زنان و عوامل مؤثر بر آن در شهر اهواز
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
76 - 91
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جهانی شدن تجارت و اقتصاد باعث شده است زنان در دنیای صنعتی معاصر به طور گسترده وارد کار و کارآفرینی شوند. زنان بخش بزرگی از فعالیت های اقتصادی جهان را برعهده دارند و کارآفرینی آنان در حال تبدیل شدن به یک پدیده جهان شمول است. هر چند جامعه ایران از چند دهه پیش، برای رسیدن به یک جامعه پیشرفته صنعتی تلاش های گسترده ای صورت داده و در مواردی به پیشرفت هایی نائل شده است اما کارآفرینی زنان همچنان توسعه نیافته است. سهم زنان در اقتصاد ایران رو به کاهش و این امر در دنیای صنعتی امروز که نیازمند مشارکت اقتصادی زنان است، مشکلات زیادی را در آینده پدید خواهد آورد. هدف این پژوهش، بررسی رابطه خط مشی های دولت، فناوری اطلاعات، انتظارات نقش خانوادگی، و عوامل سازمانی با کارآفرینی زنان است.روش: این پژوهش از نوع کمی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، زنان شهر اهواز هستند که کسب وکاری را به طور مستقل یا با شراکت، تأسیس و حداقل یکسال از فعالیت آنها گذشته باشد. از این جامعه آماری، 140 نفر در حوزه های صنعت، کشاورزی، و خدمات با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار تحقیق جهت سنجش خط مشی دولتی، مقیاس استیونسن و لوندرستورم (2001)، فناوری اطلاعات، پرسشنامه اسدی و همکاران (1389)، حمایت سازمانی، مقیاس هورنزبی(1993)، انتظارات نقش خانوادگی، مقیاس کوپلمن و همکاران (1983)، و بالاخره، کارآفرینی، مقیاس کردنائیج (1381) بوده اند. این پرسش نامه ها در شرایط جامعه ایران، هنجاریابی شده اند و محاسبه ضرایب آلفا کرانباخ نشان داد همگی آنان از همسانی درونی بالایی برخوردارند.یافته ها: براساس یافته های توصیفی تحقیق، بیشترین حوزه های کارآفرینی زنان به ترتیب، بخش های خدمات، صنعت و کشاورزی هستند. یافته های تحلیلی تحقیق نشان می دهند، بین متغیرهای خط مشی دولت، فناوری اطلاعات، انتظارات نقش خانوادگی و حمایت سازمانی با کارآفرینی زنان رابطه معناداری وجود دارد. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهند، حمایت سازمانی، انتظارات نقش خانوادگی، خط مشی دولت، و فناوری اطلاعات، به ترتیب بیشترین تاثیر را بر کارآفرینی زنان دارند. این متعیرها قادر هستند در مجموع، 718/0 از تغییرات متغیر وابسته کارآفرینی زنان را تبیین کنند.نتیجه گیری: نتیجه گیری این پژوهش این است که با ایجاد تغییراتی در سیاست ها و خط مشی های دولت، تقویت فناوری اطلاعات، تنظیم انتظارات نقش خانوادگی زنان، و بالاخره، افزایش حمایت سازمانی، می توان کارآفرینی زنان را ارتقا بخشید و به توسعه کارآفرینی آنان کمک نمود. فعالیت های کارآفرینانه زنان در دنیای صنعتی معاصر برای ایجاد اشتغال و کمک به فرآیند توسعه، یک امر حیاتی است و ضرورت دارد موانع آن، شناسایی و برطرف گردند.
شگفتی سازها و پیشران های مناسبات ایران و امریکا در 1408(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
117 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف استفاده از روش های آینده پژوهی جهت استخراج شگفتی سازها و پیش ران های مناسبات ایران و امریکا در افق 1408 انجام شده است. هدف از استخراج شگفتی سازها پیشگیری از غافل گیری در آینده است؛ چرا که شگفتی سازها رویدادهایی است که اگرچه از احتمال وقوع کمی برخوردارند، اما درصورت وقوع می توانند تأثیرات شگرفی بر جای گذارند. هدف از شناسایی پیش ران های مناسبات ایران و امریکا نیز دستیابی به عوامل کلیدی در این حوزه است که می توانند آینده های متنوعی را فراروی دو کشور قرار دهند.روش شناسی:روش تحقیق توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات در بخش نظری، کتابخانه ای و در بخش تحلیلی پرسش نامه ای و تحلیل داده ها با نرم افزارهای spss و Mic Mac انجام شده است.یافته ها: براساس یافته های پژوهش، حمله نظامی به ایران، تحول در تعریف دو کشور از حقوق بشر، نقش ژئوکالچر ایران، نقش آینده ساختار رهبری در ایران، نقش گروه های فشار و تندرو در ایران و تأثیر نقش ایران در حل پرونده سوریه به عنوان شگفتی سازهای محتمل شناسایی شده اند.نتیجه گیری: در حوزه پیش ران ها 20 پیش ران در هشت حوزه نقش نهادهای درون حکومتی، کشورهای مزاحم روابط، نقش رهبران دو کشور، آینده نظام بین الملل، اتاق های فکر، لابی ها و گروه های فشار، توانمندی هسته ای و برنامه موشکی ایران، نقش جغرافیا و سابقه تاریخی روابط دو کشور قرار گرفته اند.
تحلیل پیشران های موثر بر آینده گردشگری ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
135 - 162
حوزههای تخصصی:
گردشگری ورزشی پیشرانهای موثر بسیاری می تواند داشته باشد که تصمیمات سفر بر اساس آنها گرفته می شود. تحلیل پیشرانهای موثر آینده گردشگری ورزشی به پیشرفت این حوزه می تواند کمک شایانی نماید. لذا هدف پژوهش حاضر تحلیل پیشرانهای موثر بر آینده گردشگری ورزشی بود. روش پژوهش حاضر آمیخته و از نوع تحلیلی و اکتشافی است و از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی به شمار می آید. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل خبرگان و افراد مجرب در حوزه گردشگری ورزشی شامل راهنمایان تورهای گردشگری ورزشی، کارشناسان حوزه گردشگری ورزشی و مدیران ارشد سازمان های مرتبط با گردشگری و اساتید مدیریت ورزشی با تخصص گردشگری بود که از روش نمونه گیری هدفمند در پژوهش استفاده شد. در بخش خبرگان از ابزار مصاحبه استفاده شد و با 18 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از از روش تحلیل تاثیرات متقابل استفاده گردید. در ابتدا عوامل کلیدی و تأثیرگذار بر گردشگری ورزشی احصاء گردید و 58 عوامل کلیدی و تاثیرگذار تدوین شد. در گام دوم با تشکیل پانل خبرگی عوامل کلیدی و تاثیرگذار مشابه با یکدیگر ادغام گردید و از بین 58 عوامل کلیدی و تاثیرگذار، 8 پیشران اصلی تأثیرگذار برای گردشگری ورزشی شناسایی گردید. در انتها با استفاده از نرم افزار آینده پژوهی میک مک و به کارگیری روش تحلیل ماتریس متقاطع تحقیق تاثیرات متقابل پیشران ها تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 8 پیشران اصلی بر آینده گردشگری ورزشی تاثیرگذار است که شامل توسعه گردشگری و زیرساخت های آن، فناوری و دیجیتال، سلامتی و تندرستی، تحولات مدیریتی و اشتغال، پایداری محیط، متنوع سازی، عوامل اقتصادی و رسانه و ارتباطات می شود.
تأملی در باب رابطه منش ملی و امر توسعه بر اساس الگوی جامعه شناسی معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
303 - 328
حوزههای تخصصی:
اهداف: بحث درباریه توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی کشورها، پیچیدگی های بسیاری داشته و همواره از سوی متفکران و مکاتب مختلف در تناظر با برداشت ها و رویکردهای خاص، واکاوی شده است. منش ملی نیز از موضوعاتی بوده که برخی از دیرباز با تأمل در باب آن، پیرامون نسبت خلقیات جوامع ملی و نقش آن بر امر توسعه، به ویژه چرایی و چگونگی توسعه نیافتگی، اندیشه ورزی کرده اند. بر اساس این، پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر مبانی و مفاهیم دانش سیاست، به رابطیه میان منش ملی و امر توسعه در اندیشیه متفکران بپردازد. روش مطالعه: این پژوهش با رویکردی تحلیلی و مشخصاً بر مبنای الگوی نظری جامعه-شناسی معرفت، این پرسش را مورد مداقه قرار می دهد که چگونه می توان با کاربست الگوی پیش گفته، پیرامون اندیشیه متفکران در خصوص رابطیه میان منش ملی و امر توسعه تأمل کرد؟ یافته ها: در برابر چنان پرسشی می توان چنین فرضی را مبنا قرار داد که جامعه شناسی معرفت با توجه به بن مایه های نظری و با محوریت قرار دادن ارتباط میان واقعیات اجتماعی (فرهنگ جامعه و ساخت اجتماعی) از یک سو و کنش و اندیشیه افراد از سوی دیگر، می تواند درباریه رابطیه میان منش ملی و امر توسعه به ویژه بحث توسعه نیافتگی، یافته های مفهومی و نظری شایان تأملی را ارائه داده و حتی در مقام الگویی فرانظری، موجب تشکیک در صحت بسیاری از نظریات توسعه مبتنی بر منش ملی شود. نتایج: با تأکید بر اینکه شناخت متفکرین و کنش های نظری هیچ اندیشمندی در خلأ به وجود نیامده است، می توان چنین نتیجه گرفت که در تئوری های مربوط به پیوند منش ملی و توسعه، هرچه از ارائیه استدلالات مبتنی بر عناصر ذاتی ملت ها و همچنین منافع استعماری دولت های متبوعیه برخی اندیشمندان فاصله گرفته و بر دلایل هویتی، تاریخی، اجتماعی و ساختاری تمرکز شود، به همان نسبت، یافته های واقع بینانه تری در خصوص ویژگی های اخلاقی ملت ها عرضه خواهد شد و بالعکس.
تأثیر تعامل معلم و زبان آموز در پیشرفت تحصیلی و یادگیری زبان: بررسی شیوه های خودتنظیمی در بستر تغییرات اجتماعی - فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی تعامل بین معلم و زبان آموزان که نقش مهمی در یادگیری و موفقیت تحصیلی آنها در مطالعه زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی دارد، انجام شده است. به این منظور راهکارهای یادگیری خودتنظیمی و تاثیر غیر مستقیم آن در بستر تغییرات اجتماعی – فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه ای متشکل از ۲۱۸ زبان آموز )۱۰۲ مرد و ۱۱۶ زن( از میان ۶۴۵ زبانآموز انتخاب شده اند.این افراد بین دامنه سنی ۱۸ الی ۴۵ و از بین دانشجویان رشته زبان انگلیسی دانشگاه آزاد تبریز انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های یادگیری خودتنظیمی و تعامل بین معلم و دانش آموز و هم چنین از معدل آنها استفاده شد و داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های همبستگی و تحلیل عاملی بررسی و تحلیل شدند. روش آزمون فرضیه مدل معادلات ساختاری نشان داد که رابطه بین معلم و زبان آموز به صورت مستقیم و چشمگیری بر روی پیشرفت تحصیلی آنها تأثیر می گذارد (0.45=r). به علاوه، نتایج به دست آمده نشانگر این بود که تأثیر رابطه بین تعامل معلم و زبان آموز در پیشرفت زبان آموزان به واسطه تأثیر یادگیری خود تنظیمی انجام شده است(0.47 =r) . مشارکت سببی عوامل اجتماعی که شامل تعامل بین معلم و زبان آموز و یادگیری خودتنظیمی است در پیشرفت تحصیلی آنها اثبات شد. این نتایج ضرورت توجه جدی برنامه ریزان آموزشی، مشاوران، و معلمان به موضوع پیشرفت تحصیلی فراگیران با استفاده از راهکارهایی چون افزایش میزان تعامل و یادگیری خودتنظیمی را نشان می دهد
شبکه های اجتماعی و آینده مشارکت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
135 - 157
حوزههای تخصصی:
هدف: ظهور فن آوری های ارتباطی نوین در سراسر جهان در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تأثیرگذار بوده است. با به وجود آمدن شبکه های اجتماعی و توسعه آن در زندگی بشر، این شبکه ها در افزایش مشارکت سیاسی نیز بسیار اثرگذار عمل کرده اند. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی این مسأله است که با گسترش شبکه های اجتماعی، چه سناریوهایی برای آینده مشارکت سیاسی متصور است؟روش: تحقیق حاضر از نوع تحلیلی – توصیفی با رویکرد آینده پژوهی، با استفاده از روش سناریوپردازی و ترسیم آینده های محتمل است.یافته: پس از بررسی عوامل و پیشران های تأثیرگذار در آینده شبکه های اجتماعی و مشارکت سیاسی، دو عدم قطعیت اصلی – به مثابه عوامل تعیین کننده و با قطعیت کم – در خصوص آینده شبکه های اجتماعی و مشارکت سیاسی شناسایی شده است که عبارت است از: 1– رویکرد حاکمان در استفاده از شبکه های اجتماعی 2- رویکرد و نگرش حاکمان نسبت به مشارکت سیاسی. باتوجه به دو عدم قطعیت فوق، پنج سناریو متصوّر است. 1- نگاه مثبت حاکمان به فعالیت شبکه های اجتماعی و مشارکت سیاسی 2- نگاه مثبت حاکمان به شبکه های اجتماعی و مخالفت با مشارکت سیاسی 3- نگاه منفی حاکمان به شبکه های اجتماعی و موافقت با مشارکت سیاسی 4- نگاه منفی حاکمان به فعالیت شبکه های اجتماعی و مشارکت سیاسی 5- نگاه حاکمان به مشارکت سیاسی و شبکه های اجتماعی به عنوان فرصت و تهدید.نتیجه گیری: درصورتی که حاکمان نگاه مثبتی به فعالیت شبکه های اجتماعی داشته باشند، فعالیت این شبکه ها گسترش یافته و باعث افزایش مشارکت مردم در امور سیاسی و انتخابات خواهد شد. در صورتی که نگاه منفی نسبت به فعالیت این شبکه ها از سوی مدیران جامعه حاکم گردد، با جلوگیری از فعالیت و گسترش این شبکه ها شاهد افول مشارکت سیاسی در آینده خواهیم بود.
بازسازی معنایی سازه کارآفرینی به مثابه خلق ارزش و کسب منفعت اجتماعی: یک پژوهش کیفی از منظر مدیران سمن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
153 - 186
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مفاهیم موردتوجه در حوزیه جامعه شناسی اقتصادی مفهوم کارآفرینی می باشد. کارآفرینی از دید دانشمندان علوم اجتماعی فرآیندی است که در شبکیه متغیری از روابط اجتماعی واقع شده و این روابط اجتماعی می تواند رابطیه کارآفرین را با منابع و فرصت ها تنظیم کند. هدف این پژوهش، مطالعیه کیفی سازیه کارآفرینی از منظر مدیران سمن ها می باشد. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است و با 14نفر از دبیران سمن های فعال و دارای مجوز از اداره کل ورزش و جوانان استان آذربایجان غربی مصاحبیه عمیق انجام شده است. دبیران سمن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با لحاظ کردن قاعدیه اشباع و حداکثر تنوع انتخاب شده اند. بررسی و متن مصاحبه ها درنهایت منجر به شناسایی شش مقولیه اصلی شامل: 1) منفعت اجتماعی، 2) خلق ارزش،3) تغییر اجتماعی، 4) نوآوری و تجاری سازی، 5) استقلال اقتصادی و 6) توانمندسازی گردید. یافته های به دست آمده نشان می دهد که مدیران سمن ها رویکرد تقلیل گرایانیه اقتصادی از سازیه کارآفرینی ندارند، بلکه رویکرد مدیران سمن ها به مفهوم کارآفرینی رویکرد چندبُعدی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده است؛ درنهایت می توان نتیجه گرفت که، مدیران سمن ها کارآفرینی را به مثابه کسب منفعت اجتماعی تلقی می کردند و به منافع غیراقتصادی نیز در امر کارآفرینی توجه داشته اند؛ هم چنین، مدیران سمن ها کارآفرینی را نه به عنوان کسب درآمد اقتصادی، بلکه به عنوان خلق ارزش در جامعه موردتوجه داشتند.
از پیش بینی تا پیش گویی، بررسی انتقادی ادعاهای هراری درباره آینده تکامل بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
55 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف: یووال نوح هراری، یکی از شخصیت های تاثیرگذار در قرن اخیر بوده که پیش بینی های هولناک او از آینده بشر، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. او با توجه به قابلیت های تکنولوژی و هوش مصنوعی، نسبت به هک شدن انسان ها، بیکاری فراگیر و ظهور ابرانسان ها و ... هشدار می دهد.با توجه به اهمیت مباحث آینده پژوهی و تأثیر آن در چگونگی حرکت بشر به سوی آینده، ادعاهای هراری مورد ارزیابی قرار گیرد تا معلوم شود آیا آینده پژوهی های برای شناخت و ساخت آینده بشر، چه جایگاهی دارد.روش: روشی که در این مقاله اخذ شده، عمدتا تحلیلی- انتقادی است. به این صورت که با استناد به اصولِ عقلی و قواعد آینده پژوهی، ادعاهای هرای از لحاظ بنایی و مبنایی بررسی شده است. یافته: یافته های این مقاله نشان می دهد که هراری بر خلاف سایر آینده پژوهان دست به پیش گویی زده و با فعّال دانستن نقش پیش گویی در کنش های بعدی انسان، گفته هایش را غیر قابل اثبات و ابطال کرده است. همچنین مباحث او از یک ناسازگاری درونی رنج می برد؛ چرا که خویشتن انسانی را اسطوره می نامند و همزمان نسبت به هک شدن و نادیده گرفته شدنِ آن هشدار می دهد! مبالغه درباره آینده تکنولوژی و امکان تقلیل حقیقت انسان ها به داده ها از دیگر اشکالات هراری است. نتیجه: آینده پژوهی های هراری فاقد ارزش علمی قبل اعتنایی است و با توجه به اشکالات متعددی که متوجه آن است، نمی تواند مبنایی برای علاقه مندان به آینده پژوهی قرار گیرد.کلید واژه: هراری، آینده پژوهی، هوش مصنوعی.