ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۱۴ مورد از کل ۴۱۴ مورد.
۴۰۱.

غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان (محورپژوهی: تحلیل بازاندیشی انتقادی در بستر تحولات اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: غایت مداری اخلاقی پیامدهای فرهنگی سلامت روان تحولات اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
در اخلاق معاصر، پرسش از نسبت میان غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان، به ویژه در بستر تحولات اجتماعی شتابان، به مثابه چالش های نظری و عملی پیش روست. دگرگونی در هنجارها و ارزش های جمعی، بستر بحران های هویتی و روانی را فراهم کرده و ضرورت بازنگری انتقادی در چیستی و کارکرد غایت محوری اخلاق در فرهنگ و روان انسان معاصر را برجسته ساخته است؛ چراکه هر الگوی اخلاقی، اعم از غایت مدار یا وظیفه محور، پیامدهای اجتماعی و روان شناختی خاص خودرا به دنبال دارد. این پژوهش می کوشد با رویکردی انتقادی، نسبتِ میان غایت مداری اخلاق و آثار فرهنگی آن بر سلامت روان را در پرتو دگرگونی های اجتماعی تحلیل کند و تبیین نماید که چارچوب های اخلاقی چگونه می توانند تعادل روانی و انسجام فرهنگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیلی–انتقادی و بازاندیشانه است و بر تحلیل مفهومی داده های گردآوری شده از منابع کتابخانه ای مبتنی است. افزون براین، با بهره گیری از رویکرد تطبیقی، تأثیرات غایت مداری اخلاقی با الزامات فرهنگی و روانی تحولات اجتماعی سنجیده و ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد غایت محوری در اخلاق، به دلیل تمرکز بر هدف مندی کُنش و توجه به پیامدهای آن، توان بالایی در تقویت انسجام فرهنگی و بهبود سلامت روان در بافت اجتماعی دارد؛ اما در شرایط تحولات سریع و ارزش های متغیر، این رویکرد با خطراتی به مانند نسبی گرایی و تقلیل اخلاق به کارکردهای ابزاری مواجه می شود که می تواند بر سلامت روان جمعی اثرات نامطلوب برجای گذارد. این پژوهش بر ضرورت بازتعریف انتقادی غایت مداری اخلاق درمواجهه با چالش های فرهنگی و اجتماعی معاصر تأکید می کند. به منظور حفظ کارآمدی اخلاق در تثبیت هویت فردی و تعادل روانی، بازسازی این رویکرد براساس اقتضائات تحول یافته فرهنگ ضروری است تا همچنان بتواند در ارتقای سلامت روان و انسجام اجتماعی مؤثر واقع شود.
۴۰۲.

تحلیل جامعه شناختی شدت و قلت بیگانگی سیاسی بر میزان مشارکت دانشجویان؛ مورد مطالعه استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انصاف موازانه حقوقی قراردادهای سرمایه گذاری هنجارهای فرهنگی نظام حقوقی ایران سرمایه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۱
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر شدت و قلت بیگانگی سیاسی دانشجویان دانشگاه های استان البرز بر میزان گرایش آن ها به مشارکت سیاسی انجام شد. حجم نمونه شامل ۴۰۰نفر از میان حدود ۵۶هزار دانشجوی استان بود. دراین مطالعه، بخشی از یافته های کمی-پیمایشی مرتبط با سازه های کلیدی بیگانگی سیاسی و گرایش به مشارکت سیاسی، که می تواند مشروعیت سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد، ارائه شده است. روایی ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه پژوهشگرساخته، از طریق شیوه خبره گی تأمین و پایایی آن بااستفاده از آزمون آلفای کرونباخ ۰٫۸۸ گزارش شده است. یافته ها نشان می دهد شدت بیگانگی سیاسی دانشجویان بالاست (۳٫۸۲ از ۵)، و دامنه آن در مرتبه بی معنایی (۳٫۹۲)، تمایل به مشارکت سیاسی پرتلاش/گلادیاتوری (۱٫۹۶)، و میزان ارتباط دانشجویان با نظام رسانه ای هم سو (۲٫۱۶) و نظام رسانه ای تعاملی/مجازی (۴٫۵۶)، است. تحلیل های آماری شامل آزمون های F و T و هم بستگی ها نشان دهنده رابطه معنادار بین میزان گرایش به مشارکت سیاسی با بیگانگی سیاسی و نوع و میزان بهره گیری از نظام رسانه ای است، درحالی که متغیرهای زمینه ای پاسخ دهندگان رابطه معناداری با گرایش به مشارکت سیاسی نشان ندادند.
۴۰۳.

مدل یابی روابط میان عوامل اجتماعی–فرهنگی و ابعاد هویت اجتماعی جوانان شهر اشنویه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: هویت اجتماعی سرمایه فرهنگی مصرف رسانه ای جلب توجه پایگاه اقتصادی-اجتماعی اشنویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عوامل اجتماعی-فرهنگی شامل سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای، جلب توجه و پایگاه اقتصادی-اجتماعی بر هویت اجتماعی جوانان شهر اشنویه انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق از آراء گیدنز، بوردیو، گربنر، گافمن، جنکینز و تاجفل اقتباس شده و تلفیقی از رویکردهای جامعه شناسی فرهنگی، روانشناسی اجتماعی و مطالعات رسانه ای در آن به کار رفته است. روش تحقیق، پیمایشی (کمی) بوده و داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده اند. جامعه آماری شامل کلیه جوانان ۱5 تا 29 سال ساکن شهر اشنویه و حجم نمونه ۳۷۵ نفر انتخاب شده با روش نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری و ضریب همبستگی استفاده شده است. یافته ها نشان داد سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای، جلب توجه و پایگاه اقتصادی-اجتماعی به ترتیب ۳۶، ۳۲، ۴۰ و ۴۱ درصد از واریانس هویت اجتماعی جوانان را تبیین می کنند و هر چهار متغیر در سطح اطمینان ۹۹ درصد تأثیر مثبت و معنادار بر ابعاد هویت اجتماعی (جنسیتی، قومی، ملی و دینی) دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که هویت اجتماعی جوانان در شهر اشنویه تحت تأثیر ترکیب پیچیده ای از سرمایه فرهنگی، الگوهای مصرف رسانه ای، میزان جلب توجه و شرایط اقتصادی-اجتماعی قرار دارد و این عوامل با تعامل با یکدیگر می توانند فرآیند شکل گیری هویت را تقویت یا تعدیل کنند. پژوهش حاضر با تمرکز بر مناطق مرزی و چندقومیتی و تحلیل همزمان چند عامل اجتماعی-فرهنگی، شکاف موجود در مطالعات پیشین را پر می کند و می تواند راهنمای برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی برای تقویت هویت اجتماعی جوانان باشد.
۴۰۴.

بررسی مؤلفه امنیت در سامان دهی محلات قدیمی باتأکیدبر ابعاد اجتماعی-فرهنگی (نمونه موردی: محله بارون آواک تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سامان دهی امنیت فرهنگی آسیب های اجتماعی CPTED محله بارناوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
سامان دهی محلات قدیمی یکی از چالش های اساسی شهرسازی معاصر است که مستلزم توجه به جنبه های متعدد فیزیکی، اجتماعی و روانی محیط می باشد. امنیت فرهنگی محلات تاریخی به عنوان مؤلفه ای کلیدی، نقش تعیین کننده ای در ارتقای کیفیت زندگی و کاهش آسیب های اجتماعی ایفاء می کند. رویکرد طراحی پیشگیرانه از جرم (CPTED)، باتمرکزبر شاخص های محیطی و فیزیکی و هم زمان درنظرگرفتن عوامل اجتماعی، به عنوان ابزاری کارآمد برای ارتقای امنیت فرهنگی و کاهش آسیب در بافت های تاریخی شناخته می شود. محله بارناوا، از شاخص ترین محلات تاریخی تبریز، زمینه ای مناسب برای ارزیابی اثرگذاری این رویکردها فراهم می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و ترکیب داده های کتابخانه ای و میدانی، به ارزیابی شاخص های امنیتی و تکنیک های طراحی محیطی پرداخته است که می توانند سطح احساس امنیت فرهنگی و ایمنی واقعی ساکنان را افزایش دهند. نتایج نشان می دهد که ویژگی هایی همچون مقیاس نامتناسب فضاها، ارتفاع و کیفیت بصری ساختمان ها و خیابان ها، از مهمترین عوامل تهدیدکننده امنیت فرهنگی دراین محله هستند. براساس تحلیل ها، طراحی استراتژیک فضاها و اصلاح ساختار کلی بافت، نه تنها به بهبود شرایط محیطی و افزایش حس امنیت فرهنگی منجر می شود، بلکه موجب تقویت هویت تاریخی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان نیز خواهد شد. این مطالعه نشان می دهد که رویکرد جامع و مبتنی بر طراحی محیطی می تواند نقش محوری در احیای پایدار محلات تاریخی ایفاء کند.
۴۰۵.

عاملیت ذهنی در فضای درمانی: رویکرد اگزیستانسیالیستی مبتنی بر آراء ژان پل سارتر در بستر فرهنگی و اجتماعی بیماران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضاهای درمانی تعاملات اجتماعی عاملیت ذهن فضاشناسی اِگزیستانسیالیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
فضاهای درمانی فراتر از محیط های فیزیکی، ساختارهایی هستند که معنا و کارکرد خود را از تعاملات اجتماعی افراد و زمینه های فرهنگی می یابند. هدف این پژوهش بازشناسی عاملیت ذهن بیماران در درک و تجربه چنین فضاهایی با رویکرد اگزیستانسیالیسم باتأکیدبر اندیشه های ژان پل سارتر است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و تحلیل ها بر دو ساحت «فضاشناسی» و «فضاسازی»، متمرکز است. یافته ها نشان می دهد که طراحی آگاهانه فضاهای درمانی باتوجه به ارزش ها، باورها و الگوهای فرهنگی، امکان تجربه معنادار و کُنشگری ذهنی بیماران را فراهم می آورد. در چنین فضاهایی، بیمار صرفاً سوژه ای منفعل نیست، بلکه عاملی فعال در تعامل با محیط و جامعه پیرامون خویش است. نتایج پژوهش آن است که بازاندیشی اگزیستانسیالیستی در طراحی فضاهای درمانی می تواند علاوه بر ارتقای سلامت جسم، تجربه زیسته بیماران را انسانی تر، عمیق تر و سازگارتر با نیازهای وجودی آنان سازد و زمینه بازآفرینی هویت فردی و اجتماعی را تقویت کند. افزون براین، پیوند میان کیفیت ادراک ذهنی و ماهیت محیط درمانی نشان می دهد که ارتقای آگاهی طراحان و درمانگران می تواند فضاهایی خلق کند که تجربه بیماران را معنادارتر، شخصی تر و متناسب با ارزش های فرهنگی و اجتماعی آنان نماید.
۴۰۶.

نقش آموزه های معنوی در توانمندسازی اجتماعی و سبک زندگی: تحلیل تطبیقی مثنوی معنوی و آثار کاترین پاندر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک زندگی توانمندسازی اجتماعی فرهنگی مثنوی معنوی کاترین پاندر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
تحول سبک زندگی و توانمندسازی اجتماعی از مهمترین چالش های جوامع معاصر است و تحلیل نقش مؤلفه های معنوی در این حوزه می تواند به ارائه چارچوب های نُوین فرهنگی و تربیتی کمک کند. روش تحقیق از نظر هدف بنیادی از بُعد ماهیت کیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی به واکاوی آموزه های توانمندسازی، خودباوری، دعا، عشق الهی و سبک زندگی در مثنوی معنوی مولانا و آثار کاترین پاندر می پردازد. پژوهش با هدف، تبیین سازوکارهای معنوی مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فردی و تعاملات اجتماعی، وجوه اشتراک و افتراق این دو دستگاه فکری در زمینه تحول اجتماعی و بهبود نگرش فرهنگی است. یافته ها نشان می دهد که هر دو منظومه باتأکیدبر اتصال انسان به منبع معنا/هستی، بر ایجاد نگرش مثبت، تقویت عاملیت فردی، افزایش مشارکت اجتماعی و اصلاح سبک زندگی تأکید دارند؛ با این تفاوت که مولانا نگاه شهودی–عرفانی و پاندر دیدگاه کاربردی–روان شناختی به توانمندسازی ارائه می دهند. این نتایج می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی، مداخلات روان - اجتماعی و سیاست گذاری های فرهنگی در جهت ارتقای کیفیت زندگی قرار گیرد.
۴۰۷.

بررسی خصوصیات اعتقادی و فرهنگی بنی اسرائیل نسبت به خدا و نقش آن در تربیت جامعه انسانی از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن اعتقاد فرهنگ بنی اسرائیل جامعه انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
قرآن کریم بیش از هر قوم دیگری به واکاوی مشخصه های اعتقادی و فرهنگی بنی اسرائیل پرداخته است. هدف اصلی این بازخوانی، استخراج آموزه هایی برای تربیت صحیح جامعه انسانی می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، به بررسی تعامل ویژگی های اعتقادی و عناصر فرهنگی بنی اسرائیل نسبت به خدا و انعکاس آن در منظومه تربیتی قرآن است. پرسش آن است که - قرآن کریم چه باورهای اعتقادی و چه الگوهای رفتار فرهنگی مرتبط با نگرش آنان به خداوند را گزارش می کند و این داده ها چه پیامد تربیتی برای انسان امروز دارد؟ - یافته ها نشان می دهد که در کنار باورهای مادی گرایانه قوم بنی اسرائیل نسبت به خدا همچون جسمانیت الهی، نسبت دادن فرزند به خدا، رؤیت پذیری خدا، فهم مادی از علم، قدرت الهی، شرک و کفر، مجموعه ای از رفتارها و الگوهای فرهنگی نیز در قرآن معرفی شده است؛ از جمله فرهنگ اعتراض گری مکرر نسبت به پیامبران، عادت به تجربه گرایی حسی در امر قدسی و تمایل به جایگزینی نمادهای مادی به جای محتواهای معنوی. قرآن با نقد این باورها و رفتارها، اصولی همچون تنزیه خداوند از جسمانیت، نفی رؤیت حسی، بطلان هرگونه نسبت فرزند، و اصلاح فرهنگ دینی برپایه ایمان، عقلانیت و التزام عملی را به عنوان محورهای تربیتی معرفی می کند. نتایج نشان می دهد پیوند میان باورهای اعتقادی و ساختارهای فرهنگی قوم بنی اسرائیل می تواند به عنوان تبیینی هشداردهنده در تربیت جامعه انسانی مورد بهره برداری قرار گیرد.
۴۰۸.

بررسی فراتحلیل الگوی اثربخشی ابعاد برنامه ریزی جامعه محور بر سلامت اجتماعی شهروندان شهرستان دیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلامت اجتماعی برنامه ریزی جامعه محور شهرستان دیر جامعه شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر باهدف ارائه الگویی جامع برای بهبود سلامت اجتماعی از طریق برنامه ریزی جامعه محور در شهرستان دیر، بااستفاده از روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی)، انجام شد. در مرحله کیفی، ۱۰خبره شامل مدیران، اساتید و کارشناسان حوزه برنامه ریزی اجتماعی و سلامت، از اردیبهشت تا خرداد ۱۴۰۴شمسی، به روش نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی مصاحبه شدند و داده ها با کدگذاری باز و محوری در نرم افزار MAXQDA تحلیل گردید تا ابعاد و مؤلفه های اثرگذار شناسایی شوند. در مرحله کمی، ۲۲۵نفر از کارکنان، مدیران و فعالان حوزه برنامه ریزی شهری و سلامت اجتماعی شهرستان دیر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته برنامه ریزی اجتماعی با ۴۵گویه در ۵بُعد (مدیریت منابع، کارآفرینی اجتماعی، جامعه شناسی، مدیریتی، ارتباطی-خدماتی) و پرسش نامه سلامت اجتماعی کییز (۲۰سؤال در ۵زیرمقیاس)، جمع آوری و روایی ابزارها با روش های دلفی، CVI و CVR و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده ها با آزمون های کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Smart PLS انجام شد. نتایج نشان داد که ابعاد ارتباطی-خدماتی، جامعه شناسی و مدیریتی برنامه ریزی اجتماعی، 8/34درصد تغییرات سلامت اجتماعی را تبیین می کنند (348/0R²=، 339/0GOF=)، و شاخص های 103/0Q²= و 541/0f²= قدرت پیش بینی و اثرگذاری مدل را تأیید کردند. یافته ها بر ضرورت تقویت زیرساخت های اجتماعی، سرمایه و اعتماد اجتماعی، و طراحی برنامه های بومی سازی شده متناسب با ویژگی های فرهنگی شهرستان دیر تأکید دارد تا سلامت اجتماعی شهروندان بهبود یابد.
۴۰۹.

نقش عوامل جذب کننده و یا دفع کننده دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط-زیست(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: محیط زیست مشارکت اجتماعی حمایت دولتی تخریب محیط زیست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط زیست است. محیط زیست به عنوان یک مسئله اجتماعی، از مهم ترین پدیده های طبیعی است که بحران در آن حیات انسان و حتی غیر انسان را با مشکل مواجه می کند. کمتر پدیده اجتماعی به گستردگی این پدیده وجود دارد که دارای ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و .... باشد. روش این پژوهش کیفی و با رویکرد گرندد تئوری است. در این مطالعه، مصاحبه هایی با 24 نفر از صاحب نظران محیط زیستی به عمل آمده است. نحوه انتخاب مشارکت کنندگان هدفمند و تعیین تعداد آن ها با رسیدن به اشباع داده ها تعیین شده است. یافته های پژوهش بعد از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و استخراج 795 کد بازشد. "اضمحلال کارکردی"، به عنوان پدیده محوری، اشاره به شرایط کنونی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط زیست دارد که در آن، اقداماتی که صورت می گیرد، بدون برنامه ریزی دقیق و کارشناسی و مستمر بوده و این اقدامات نیز، خود دارای پیامدهای منفی برای محیط زیست و کاهش مشارکت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در زمینه زیست محیطی از جانب شهروندان است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، نقش دولت در آسیب زدن به محیط زیست بیش از نقش شهروندان بوده و دخالت دولت چه از طریق اعطای امتیاز بهره برداری و برداشت از منابع طبیعی به شرکت های خصوصی یا صاحبان رانت و چه در زمینه مدیریت و نظارت بر محیط زیست، موجب ناخرسندی جامعه و از بین رفتن سرمایه اجتماعی در خصوص نگهداری و حفظ محیط زیست و احساس تعلق به منابع و ثروت های ملی کشور شده است.
۴۱۰.

تحلیل نقش میانجی مسئولیت پذیری اجتماعی در رابطه دین داری و مدارای اجتماعی شهروندان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدارای اجتماعی دین داری مسئولیت پذیری اجتماعی شهروندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
مدارای اجتماعی یکی از اصول بنیادین زیست انسانی و پیش نیاز تحقق دموکراسی و زندگی متمدن است؛ ازاین رو، شناسایی عوامل مستقیم و میانجی گر مؤثر بر آن اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان دین داری، مسئولیت پذیری اجتماعی و میزان بروز مدارای اجتماعی در میان شهروندان تبریز انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نوع روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان ۱۸ تا ۷۰ ساله تبریز در سال ۱۴۰۳شمسی به تعداد 1070375 نفر بود که براساس فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و متناسب با مناطق شهرداری انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های استاندارد و محقق ساخته بود. تجزیه وتحلیل داده ها بااستفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. یافته ها نشان داد دین داری تأثیر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی دارد (05/0p < ). همچنین مسئولیت پذیری اجتماعی اثر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی داشته و نقش میانجی مؤثری در رابطه میان دین داری و سطح مدارا ایفاء می کند. این نتایج بر اهمیت تقویت ارزش های دینی و مسئولیت پذیری اجتماعی در جهت ارتقای مدارا در جامعه دلالت دارد.
۴۱۱.

تعارض هویت حرفه ای و جنسیتی؛ مقایسه ای میان دختران شاغل و تحصیل کرده ۲۵تا۳۵ساله تهرانی و استانبولی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آشفتگی هویتی زنان مجرد هویت جنسیتی هویت حرفه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
مقاله حاضر[1] جدال نقش سنتی زنانه در مواجهه با نقش های حرفه ای و شغلی جامعه مدرن در میان دختران ساکن در تهران و استانبول و چگونگی تاثیرات هویتی این فرآیند را در ترجیحات و انتخاب های زنان این دو جامعه که از نقاط مشترک تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و دینی برخوردارند، بررسی کرده است. پرسش آغازین این بود که دختران ایرانی و استانبولی شاغل و تحصیل کرده هویت خود را چگونه تعریف می کنند؟ چهارچوب نظری این تحقیق برگرفته از آرای ریچاردجنکینز و آنتونی گیدنز و نظریه نمایشی گافمن است. این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع با روش ترکیبی انجام شد، در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساخت یافته با نمونه های مورد نظر شامل دختران شاغل و تحصیل کرده در رده سنی 25 تا 35سال در دو شهر تهران واستانبول انجام شد. سپس با استفاده از مفاهیم استخراج شده در بخش کیفی، پرسشنامه ای با 63سوال تنظیم، توزیع و داده ها گردآوری شد. با توجه به یافته های بخش کیفی و کمی این پژوهش دختران استانبولی و تهرانی تحصیل کرده بالاتر از 35سال در عرصه عمل میان زندگی خصوصی و زندگی عمومی شکافی از تنش و تناقض می بینند، چرا که کسب و حفظ استقلال، هدف بسیار مهمی در کنش های اجتماعی آنان در داخل و خارج از خانه است، اما بیشتر آنان نتوانسته اند بین هویت حرفه ای و هویت جنسیتی خود یکی را برگزینند، بلکه به رغم تضادهای موجود بین این دو هویت، آنان در تلاشند هر دو را در زندگی خود به طور همزمان به دست آورند. [1] . مقاله حاضر برگرفته از پایان نامه با همین عنوان برای رشته جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار است.
۴۱۲.

تبیین گفتمان روایی رمان «پس از تو» براساس آراء تودوروف و ژنت باتأکیدبر دلالت های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پس از تو روایت شخصیت فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
رمان «پس از تو» اثر جوجو مویز با پیچیدگی های روایت و بازنمایی تجربه های درونی شخصیت ها، بستری غنی برای بررسی سازوکارهای گفتمان روایی و دلالت های فرهنگی فراهم می آورد. این پژوهش با رویکرد روایت شناسی ساختارگرا مبتنی بر نظریه های تزوتان تودوروف و ژرار ژنت و با روش تحلیل کیفی-توصیفی، به بررسی تحول شخصیت لوئیزا کلارک و تعاملات او با شخصیت های مکمل می پردازد. تودوروف با مدل سه مرحله ای شامل وضعیت اولیه، دگرگونی و تعادل جدید، مسیر احساسی و بازسازی هویت لوئیزا پس از مرگ ویل ترینر را تبیین می کند. نظریه ژنت با مفاهیمی همچون زمان، دیدگاه و صدای روایی، تحلیل سازمان دهی روایت و استفاده از فلش بک ها و روایت غیرخطی را ممکن می سازد و بازنمایی تجربه های ذهنی شخصیت اصلی را تقویت می کند. یافته ها نشان می دهد که این ترکیب رویکردها نقش مؤثری در بازنمایی دلالت های فرهنگی مرتبط با سوگ، هویت یابی، مناسبات عاطفی و تعادل میان استقلال و وابستگی دارد. نتایج حاکی از آن است که تلفیق تحلیل ساختاری و روایت شناسانه، درک عمیق تری از قدرت روایت و تولید معناهای چندلایه فرهنگی در رمان فراهم می آورد.
۴۱۳.

تحلیل پدیده بی خانمانی با توجه به سه گانه اجتماعی امنیت،انسجام،شمولیت مطالعه ای درکلان شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: بی خانمانی امنیت اجتماعی انسجام اجتماعی شمول اجتماعی مسئله اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۰
مطالعه حاضر با هدف فهم بهترپدیده بی خانمانی در شهر کرج و تاثیرامنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی و شمول اجتماعی بر فرایند بی خانمانی صورت گرفته است. ماهیت این تحقیق پژوهشی است و پژوهشگر ازپرسشنامه محقق ساخته استفاده کرده است که در بخش اول به جمع آوری اطلاعات زمینه ای می پردازد و بخش دوم شامل سؤالات مرتبط به عوامل اجتماعی مؤثر برپدیده بی خانمانی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل همه افراد بی خانمانی است که در زمان مطالعه در گرمخانه های ثابت یا متغیر،گورها،پارکها و بومهای اجاره ای به سر می برند.آمارثبت شده برای این افراد، به طور تقریبی بین ۴۹۰ تا ۵۰۰ نفر می باشد. حجم نمونه این تحقیق براساس فرمول کوکران برابر با ۲۱۸ می باشد که محقق با مشورت استاد راهنما آن را به ۳۵۰ نفر افزایش داده است . در مرحله اول از روش نمونه گیری احتمالی خوشه ای جهت انتخاب مراکز چهارگانه (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلی شهر کرج) استفاده شد. در مرحله بعدی از روش نمونه گیری هدفمندکمک گرفته شد. بدین منظور پس از واکاوی نظریه های برچسب زنی (انگ بی خانمانی)، رانش اجتماعی و نگرش بی اعتنایی و غیره تحقیق حاضر به روش کمّی با تکنیک پیمایش ، صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، رگرسیون استفاده شد.نتایج حاصل نشان می دهد که بین امنیت اجتماعی با ضریب تعیین ۲۵۴/۰و انسجام اجتماعی با ضریب تعیین ۳۴۳/۰و شمول اجتماعی با ضریب تعیین ۲۰۴/۰ و بروز پدیده بی خانمانی رابطه معنی داری برقرار است.
۴۱۴.

مرزهای مادری؛ روایت هایی از سیالیت، مقاومت و بازتعریف تجربه ی مادری زنانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: جنسیت زنانه انگاری مادرانگی سیال گفتمان مسلط مادری تجربه زیسته زنان نظریه زمینه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۲۰
این پژوهش به بررسی تجربه های چندلایه و متکثر زنان از نقش مادری در جامعه ایران می پردازد؛ نقشی که در گفتمان های مسلط، به عنوان مسئولیتی طبیعی، زنانه و غریزی معرفی می شود. در مقابل، تجربه زیسته زنان حاکی از تنش میان این انتظارات گفتمانی و واقعیت های پیچیده تجربه زیسته است. پژوهش با بهره گیری از رهیافت نظریه زمینه ای و انجام مصاحبه های عمیق با 34 زن از طبقات و زمینه های مختلف، تلاش کرده است تا از دل روایت های شخصی، به تبیینی نظری از مادری برسد که با الزامات فرهنگی و ساختاری موجود در تعارض است. یافته ها نشان می دهند که ساختارهای رسمی مانند سیاست های مرخصی زایمان، کاهش ساعات کاری و حمایت های ویژه از مادران، علی رغم ظاهر حمایتی خود، به تثبیت گفتمان مادری به مثابه نقش ذاتی زنانه کمک می کنند. هم زمان، بازنمایی های رسانه ای—به ویژه در فضای اینستاگرام—تصویر ایده آل شده ای از مادری را عرضه می کنند که رقابت، اضطراب و احساس نابسندگی را در بسیاری از زنان تشدید کرده است. با این حال، زنان در مواجهه با این فشارها، راهبردهای متنوعی از جمله مادری خودبنیاد، مادری اشتراکی، تعلیق نقش و بازتعریف معیارهای مطلوب مادری اتخاذ کرده اند. روایت هایی از مادری بدون پیوند زیستی (فرزندخواندگی) و حتی انکار مسئولیت مادری، نیز نشان می دهند که مادری نه امری غریزی، بلکه انتخابی فرهنگی و موقعیتی است. پدیده ی مرکزی استخراج شده در این پژوهش، «مادرانگی سیال» است؛ مفهومی که مادری را نه نقشی پیشینی و زنانه، بلکه فرایندی پویا، سیال و وابسته به بافت اجتماعی، هویتی و ساختاری می داند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان