نقش آموزه های معنوی در توانمندسازی اجتماعی و سبک زندگی: تحلیل تطبیقی مثنوی معنوی و آثار کاترین پاندر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
96 - 106
حوزههای تخصصی:
تحول سبک زندگی و توانمندسازی اجتماعی از مهمترین چالش های جوامع معاصر است و تحلیل نقش مؤلفه های معنوی در این حوزه می تواند به ارائه چارچوب های نُوین فرهنگی و تربیتی کمک کند. روش تحقیق از نظر هدف بنیادی از بُعد ماهیت کیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی به واکاوی آموزه های توانمندسازی، خودباوری، دعا، عشق الهی و سبک زندگی در مثنوی معنوی مولانا و آثار کاترین پاندر می پردازد. پژوهش با هدف، تبیین سازوکارهای معنوی مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فردی و تعاملات اجتماعی، وجوه اشتراک و افتراق این دو دستگاه فکری در زمینه تحول اجتماعی و بهبود نگرش فرهنگی است. یافته ها نشان می دهد که هر دو منظومه باتأکیدبر اتصال انسان به منبع معنا/هستی، بر ایجاد نگرش مثبت، تقویت عاملیت فردی، افزایش مشارکت اجتماعی و اصلاح سبک زندگی تأکید دارند؛ با این تفاوت که مولانا نگاه شهودی–عرفانی و پاندر دیدگاه کاربردی–روان شناختی به توانمندسازی ارائه می دهند. این نتایج می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی، مداخلات روان - اجتماعی و سیاست گذاری های فرهنگی در جهت ارتقای کیفیت زندگی قرار گیرد.