فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۸۱ تا ۷٬۶۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۸
161-180
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به آموزش معماری به عموم به عنوان یکی از مصادیق مهم در ارتقای دانش مردم پرداخته است. نگاه به ادراک عادی مردم برای معماران، در نوع خودش امری نوظهور است. به این منظور، ابتدا با مرور ادبیات آموزش معماری به مردم عادی و به ویژه نوجوانان، و با کمک گرفتن از تجربیات آموزشی مدرسان معماری در سطح دبیرستانی و دانشگاهی، کتابچه کمک آموزشی در زمینه معرفی شاخصه های معماری خوب تهیه شد و پس از آموزش و تدریس محتوا، میزان ادراک و دانش نوجوانان در زمینه معماری نسبت به اطلاعات آن ها قبل از تدریس محتوا در شش دبیرستان پسرانه و دخترانه شهر دامغان به عنوان گروه آزمون، مورد سنجش قرار گرفت و به عنوان گروهِ گواه برای این پیمایش از داده های یک تحقیق قبلی در همین زمینه استفاده شد. نتایج این پیمایش حاکی از اثربخشی چنین آموزشی در ارتقای پیوند معماری و مردم در حیطه عملکردی است و نقش محتوای آموزشی را در تغییر دیدگاه ها، تعمیق نگرش درباره معماری خوب و انتقال ارزش های فرهنگی و هویت معماری نشان می دهد. تأیید سودمندی آموزش عمومی در این نوشتار، مقدمه ای است برای تدوین یا ویرایش کتب درسی دوره متوسطه که راه را برای پژوهش های بیشتر در حیطه ادراک نوجوانان از معماری هموار می کند .
کاربرد فتوگرامتری در مستند نگاری کتیبه های بناهای تاریخی، نمونه موردی: گنبد الله الله بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میان تمامی عناصر تزئینی بناهای تاریخی، کتیبه نویسی از مهم ترین آن ها به شمار می آیند. ظرائف این هنر و قابلیت هایی که خط از لحاظ ماهیت شکل حروف و قرارگرفتن آن ها در موضوعات و جایگاههای مختلف دارد آن را از جایگاه صرفا تزئینی به کاربردی سوق داده به گونه ای که نمونه های متعدد بجای مانده از این هنر بر بسیاری از ابنیه تاریخی نه تنها از منظر زیبایی-شناسی حائز اهمیت هستند بلکه از نظر محتوایی نیز به دلیل داشتن اطلاعات تاریخی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دوران مختلف جایگاه ویژه ای در نزد محققان یافته اند. علیرغم این درجه از اهمیت، مشکلات و محدودیت هایی در مطالعه آن ها وجود دارد که اصلی ترین آن در دسترس نبودن عموم کتیبه ها و نبود تصاویر مناسب جهت بهره برداری از آن هاست. روش های قدیمی و فعلی برداشت، ثبت و مستندنگاری کتیبه ها، عموما بازخوانی و بازنویسی متن و عکاسی ساده از آن هاست و در بهترین حالت انجام طراحی فنی بصورت دستی است که در بسیاری موارد مستلزم صرف وقت، انرژی و هزینه بسیار می باشد. در این مقاله سعی شده است استفاده از فتوگرامتری در مستندنگاری کتیبه های بناهای تاریخی با برداشت کتیبه های گنبد الله الله بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، به عنوان روشی نوین و کاملا علمی و نوآورانه معرفی گردد که با استفاده از تجهیزات اندک و با صرف زمان کوتاه و هزینه کمتر در مقایسه با روشهای فعلی، می تواند جایگزین مناسبی برای آن ها باشد. فتوگرامتری؛ برداشت تصاویر دیجیتال است که با ساخت مدل های سه بعدی با ضریب خطای بسیار پائین، تصاویر بسیار باکیفیت در کمترین زمان حاصل می شود. این انتخاب از چند منظر گویای توانایی شیوه جدید در مستندنگاری کتیبه های ساختمانی با سرعت، کیفیت و دقت بالا خواهد بود. ارتفاع زیاد و پلان مدور بنا مانع آنست که با یک یا چند عکس تصویر مناسبی از کلیت آن در اختیار محققان قرار داد، اما با این شیوه جدید، تمام کتیبه ها در قالب یک عکس به طور کامل، قائم و با جزئیات زیاد ارائه خواهد شد.
مقایسه الگوی ارزیابی اخلاقی آثار هنری از منظر نوئل کرول و بریس گات
منبع:
فردوس هنر سال اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳
10 - 23
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: یکی از مسائل مهم فلسفه هنر در باب نسبت هنر با اخلاق، نسبت میان ارزش زیباشناختی و ارزش اخلاقی در یک اثر هنری است. در میان فیلسوفان تحلیلی هنر، جریانی به وجود آمد که نوعی اخلاق گرایی جدید را در زمینه ارزیابی اخلاقی هنر ارائه می دهد. این جریان در مقابل «اخلاق گرایی افراطی» و ارتقای آن است. اخلاق گرایی جدید توسط نوئل کرول (اخلاق گرایی میانه رو) و بریس گات (اصالت اخلاق) صورت بندی شده است. بر اساس هر دو دیدگاه، یک الگوی ارزیابی اخلاقی آثار هنری می توان ترسیم نمود. هدف مقاله: این پژوهش الگوهای ارزیابی اخلاقی آثار هنری مبتنی بر دیدگاه کرول و گات را با یکدیگر مقایسه می کند تا دیدگاه برتر مشخص شود. سؤال پژوهش: الگوهای ارزیابی اخلاقی مبتنی بر دیدگاه کرول (اخلاق گرایی میانه رو) و گات (اصالت اخلاق) چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند و دیدگاه برتر کدام است؟ روش تحقیق: روش در این پژوهش تحلیلی - توصیفی است و گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای صورت پذیرفته است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که دو دیدگاه در محدوده مجاز ارزیابی اخلاقی، استفاده از اصول «تا آنجا که» و «از تمام جهات»، تکثرگرایی، درنظرداشتن ارزش های زیباشناختی و استدلال بر پایه «پاسخ درخور مخاطب» با یکدیگر اشتراک دارند. همچنین در استفاده از قید «گاهی» یا «همواره» و بهره گیری از مخاطب اخلاقاً حساس با یکدیگر تفاوت دارند. در مجموع، الگوی گات به دلیل محدوده شمول بیشتر، همخوانی نداشتن با «نااخلاق گرایی میانه رو»، همخوانی با دیدگاه های اخلاق گرای غیر میانه رو، عدم بهره گیری از مخاطب اخلاقاً حساس، استفاده از قید «همواره» و همخوانی بیشتر با دیدگاه های بومی برتر است.
معیارهای گفتمان هنری در نیمه اول و دوم عصر قاجار با تکیه بر ویژگیهای سبک شناختیِ دیوارنگاره صف سلام کاخ نگارستان و عمارت نظامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوارنگاری، از رسانه های هنریِ شاخصِ عصر قاجار و عرصه ای مهم برای بازنمایی مضامین درباری و سلطنتی به شمار می آمده است. در این دوره، شمار زیادی از این آثار در کاخ ها و عمارت ها وجود داشته که هر چند بخش عمده آنها امروزه از میان رفته اند، در منابع مکتوب و تصویری می توان وصف آنها را مطالعه یا نگاره ای از این آثار را مشاهده کرد. نقاشی های دیواری صف سلام فتحعلی شاه در کاخ نگارستان و ناصرالدین شاه و درباریان او در عمارت نظامیه، در زمره همین آثار تاریخی و یادمانی قرار داشته اند. این دو دیوارنگاره، ویژگی های منحصر به فردی را در حیطه تصویرگری و نمود شاخصه های بصریِ هنرِ نیمه اول و دوم قاجار به نمایش گذاشته و هر یک به نوعی، نماینده گفتمان تصویریِ این دو برهه تاریخی به حساب می آیند. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که این دو اثر، در راستای بازنمایی چه ویژگی های سبک شناختیِ منحصری از هنر قاجار هستند؟ و چه معیاری در گفتمان هنری آنها تفاوت ایجاد می کند؟ نتایج پژوهش که به شیوه تطبیقی و توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، مبین آن است که هر دو نقاشی، با هدفِ تجسمِ قدرت مطلقه، اقتدار، جایگاه و منزلت شخص شاه و نمایش کثرت حامیان و تابعان او ترسیم شده اند. با این وجود، آنچه دو اثر فوق را از هم متمایز ساخته و هر یک را نماینده گفتمان هنری عصر خود می سازد، بُعد "معناشناسی" و "شبیه سازی" آنها است. این دو حیطه مفهومی، نخست به شکل قالب های آرمانی، قراردادی و تثبیت شده، و توصیفات قالبی و نمود خواست ها، با گرایش به همسانی و یکنواختی (از مقتضیات بُعد معناییِ نظام هنریِ نیمه اول حکومت قاجار)، در دیوارنگاره صف سلام نگارستان و سپس، به صورت مؤلفه هایی چون بازنمود عینی، ثبت ظواهر، تفاوت و تمایز، کاستن از خصلت نمادین آرایه ها، ظهور هویت های مستقل و تقویت عامل تشخص و تفرد پیکرها، در دیوارنگاره صف سلام نظامیه (بُعد شبیه سازی هنر در نیمه دوم این دوره) نمود می یابند.
سخن سردبیر: سه گانه فضای ایرانی
منبع:
منظر دوره ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۱
5-5
حوزههای تخصصی:
صورت بخشی دشوارترین مرحله در فرایند خلاقیت است. صورت که پدید آمد، بعد از آن تغییراتش آسان است. این مرحله تکنیک و فن هنر است که در مدارس هنری آموزش داده می شود. ایجاد صورت اما، بی آنکه پیش از آن نمونه ای دیده باشی، عمیق ترین وجه آفرینش است. اگرچه برای انسان که در عالم ماده زندگی کرده، آفرینش، حداکثر دگرگونی یا ترکیب نوین صورت هایی است که دیده و تجربه کرده، اما فارغ از عناصر و اجزای صورتی که خلق می کند، کلیتی که می سازد بهره ای از حقیقت دارد. سه گانه ای که جوهر فضای ایرانی را تشکیل می دهد مرکب است از آب، درخت و چارتاقی. همنشینی این سه عنصر قدیم با یکدیگر اتفاقی نو بود که نه یکباره، که به تدریج و طی سده ها پدید آمد. شرح تاریخی و وصف چگونگی و چرایی سه گانه در کتاب «سه گانه منظر ایرانی» به تحقیق بیان شده است. این که مردمان ایران برپایی سه گانه در مرکز فضا را موجب حیات و قوام آن بدانند و سه گانه را دارای چنان قدرتی بشناسند که گسترش فضا را تا دوردست ها و کرانه های جدید تحت اثر خود حمایت کند و پیوسته به آن ارزش قدسی و کمالی ببخشد، به محصولات زندگی آنها هویتی خاص می دهد. این که معماری ایرانی، شهرهای ایران و منظر ایرانی همچون باغ، علی رغم تنوع صورت، دگرگونی های تاریخی یک هویت شناخته می شود، به دلیل وجود و تداوم صورت بخشی سه گانه بر تحولات فضاست. سه گانه اساس زیباشناسی فضا در ایران را تشکیل می دهد و هرجا و در هر زمان قرار بر ایجاد فضایی جدید با روحیه ایرانی باشد، سه گانه است که نقش اصلی را برعهده می گیرد. حتی در نمونه های مبتذل پارک سازی با تمنای باغ ایرانی و طراحی محله در شهرهای امروزی می توان نشانه هایی آگاهانه یا ناخودآگاه از عناصر سه گانه رادر تولید فضا دید. اینک که وجود سه گانه در جوهر فضای ایرانی کشف و معرفی شده، وقت آن است که به انواع ظهور و حضور آن در فضاهای شهری، معماری و طبیعی پرداخته شود و با تحقیقات بیشتر و عمیق تر دلایل موفقیت و پایداری آن در جهان متحول از چند هزار سال قبل تا امروز مطالعه شود. شاید برای تحلیل پایداری سه گانه در زیباشناسی فضای ایرانی در مقایسه با مرگ نمادهای زیبایی در هنر سایر اقوام ناگزیر باشیم تا سه گانه را، با رویکرد هستی شناسانه، نماد کلیتی وجودی به حساب آوریم و نمادگرایی تمدن های دیگر درکمال بخشی به فضا را اقدامی معرفت شناسانه و جزءنگر در حوزه صورت بدانیم. روی جلد این شماره نقاشی شهره جوادی است از سه گانه اصیل نیاسر کاشان که همچنان پابرجاست. نقاشی، با انتخاب زاویه خاصی از هم سرایی سه گانه، قاب ماندگاری از زیبایی صورت برآمده از کمال معنوی مستتر در ذهن ایرانیان ساخته است.
باغ ایرانی به مثابه رسانه ای تعاملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۱
16 - 23
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و ارتباطات در روابط، هم زیست و در عمل تفکیک ناپذیرند. هر رفتار و عمل فرهنگی، رویدادی ارتباطی است و هر کنش ارتباطی، رویدادی فرهنگی محسوب می شود. رسانه دروازه ای است که از طریق آن فرهنگ به افراد منتقل می شود، زیرا محتوای رسانه یک عنصر فرهنگی به شمار می آید. امروزه دستیابی به درک کامل و همه جانبه از ارتباط رسانه و فرهنگ، بدون انجام پژوهش های چندفرهنگی و مطالعات بین رشته ای امکان پذیر نیست. رسانه ها جایگاه و فضای بسترسازی فرهنگی، تأمل و ژرف اندیشی درباره اهمیت معنا و اندیشه ورزی با توجه به متن فرهنگی و ساحت اجتماعی قلمداد می شوند که به تقویت و بازسازی الگویی منسجم از معنا و تأسیس کانون ارزشی مبادرت می ورزند. باغ، این طبیعت اهلی شده، به مثابه منظر فرهنگی، حاصل یک تعامل پیچیده تاریخی است که در بستر زمان شکل گرفته و همزمان از ارزش های زیبایی شناختی، متعالی و سودمندی برخوردار است و به واسطه ارزش های چندگانه اش کلیه حواس پنج گانه را درگیر می کند. در انتهای یک سر این تعامل، همواره «انسان» به عنوان موجودی اجتماعی که قادر به ساخت یک فرهنگ است قرار داشته و در سر دیگر این تعامل، هر آن چیزی است که انسان در دوران گوناگون با آن برخورد داشته است. در برخورد اول و اساسی او «طبیعت» قرار دارد. در برخوردهای بعدی، انسان با محیط پیرامونش ارتباط برقرار کرده و دستاورد این ارتباط یک فرهنگ ایجاد کرده است. لذا باغ ایرانی این پدیده تاریخی، به مثابه رسانه ای است که علاوه بر آنچه در سنت و کالبد به آن اشاره شده دارای مضامینی است که با دنیای رسانه جدید در ارتباط است و الگوهایی که در رسانه جهت انتقال مفاهیم وجود دارد، به شکلی خاص در وجود خود نهاده است.
تحلیل ترکیبی خط آسمان پلاک ها و جریان طبیعی هوا در دو بلوک شهری تهران (مورد پژوهش: منطقه ولنجک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۰
241 - 252
حوزههای تخصصی:
پژوهش ذیل به تحلیل همزمان خط آسمان شهری و جابجایی طبیعی هوا در دو بلوک شهری در منطقه ولنجک تهران پرداخته است تا خط آسمان بلوک های شهری را نه تنها به لحاظ بصری – آنچه تا کنون مد نظر اکثر پژوهشگران این حوزه بوده- بلکه از منظر محیطی و برقراری جریان هوا بررسی کند. بدین منظور بخشی از بافت شطرنجی شهری در منطقه ولنجک تهران، در دو الگو شبیه سازی شده و باد با سرعتِ مرجع m/s 4.5، بر فراز آن اعمال شده است. شبیه سازی باد توسط نرم افزار انسیس فلوئنت و مدل توربولانسی k-ε، بدون در نظر گرفتن لایه بندی حرارتی اتمسفر انجام پذیرفته است. در این راستا، رژیم جریان هوا بر 1) مدل وضع موجود که اراضی خالی آن مطابق با قوانین جاری جاگذاری و به دنبال آن خط آسمانی نامتوازنی ایجادگردیده و 2) مدلی جایگزین با ساختمان های 4 و 5 طبقه در سطح اشغال 60 % که منتج به خط آسمان یکدست شده است، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می هد در الگوی جایگزین، در 71 % مکان زمان ها، سرعت باد به اندازه ایست که شاهد تهویه طبیعی هوا هستیم؛ این در حالیست که این شاخص در وضعیت خط آسمان نامتوازن، 55 % است. لذا با توجه به جهت گیری زمینه شهری منطقه مورد مطالعه و ویژگی های باد منطقه، در شرایطی که سطح اشغال 60 % است (الگوی متداول کنونی) الگوی شماره دو، می تواند به لحاظ تهویه و زیبایی شناختی، الگویی بهینه معرفی گردد.
پایش میدانی عوامل موثر در فرسودگی زیستی بر سطوح تاریخی سنگ های میراث جهانی تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میراث فرهنگی، به عنوان ارزشمندترین یادگار گذشتگان، هویت فرهنگی و تمدنی آن ها، همواره زمینه ی توجه و خاستگاه فرهنگ های گوناگون بوده است، از این رو، نیازمند حفظ و انتقال برای آیندگان می باشد. فرسودگی زیستی، آسیب های برگشت ناپذیری است که به علت استقرار عوامل زیستی گوناگون نظیر قارچ ، باکتری ها، سیانو باکترها، گلسنگ ها، گیاهان، موریانه ها و سایر حشرات روی سطوح آثار تاریخی رخ می دهد. در این میان، میراث جهانی تخت جمشید و آثار موجود در عرصه های آن از گزند عوامل دخیل در فرسودگی زیستی در امان نبوده و طی سالیان سال در معرض عوامل فرساینده ی زیستی قرار گرفته اند. بنابراین، هدف از این تحقیق بررسی میدانی حضور کیفی و تنوع عوامل زیستی مخرب این مجموعه ی تاریخی می باشد تا زمینه را برای تحقیقات بعدی و شروع مباحث فرسودگی زیستی در حفاظت پیشگیرانه و مرمت آثار را فراهم نماید. در این پژوهش حضور عوامل مختلفی از جانوران، گیاهان گلدار، قارچ ها، گلسنگ ها، ریز جلبک های سبز و باکتری های فتوسنتز کننده و غیر فتوسنتز کننده به صورت کلی بررسی شدند. در ادامه بر اساس مشاهدات عینی حضور عوامل فرسودگی زیستی در کف و دیوار های شمالی، جنوبی، شرقی و غربی بنا های مختلف تخت جمشید به صورت کیفی بررسی شد. بر اساس نتایج بدست آمده، مناطق بررسی شده به چهار منطقه دارای خطر نسبی خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم درجه بندی شدند. در ضمن تخمین اولیه از تنوع زیستی عوامل موثر در فرسودگی زیستی تخت جمشید برای اولین بار ارایه و نقاط بحرانی حضور عوامل مخرب تعین گردید.
بررسی تاثیر تحولات سیاسی - اجتماعی دوره قاجار در نقاشی های دیواری خانه امام جمعه در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
7 - 24
حوزههای تخصصی:
با شروع دوره قاجاریه در تاریخ این مرز و بوم و به واسطه پیشرفت در زمینه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و هم چنین، گسترش روابط خارجی با کشورهای غربی و آشنا شدن ایرانیان با دنیای جدید و شروع فرنگی مآبی در کشور، تصویرگرایی و از جمله آن دیوارنگاری دستخوش تغییرات گردید. در این پژوهش، با بهره گیری از روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای و میدانی و با استفاده از روش تفسیری-تاریخی در قالب استدلال استنتاجی به بررسی تحولات دیوارنگاری در دوره قاجاریه پرداخته شده است. بستر تحولات سیاسی- اجتماعی، همراه با نقش نقاشی در این دوره، منجر به پیدایش م ولفه های جدیدی می گردد که حاصل از به اشتراک گذاری این دو زمینه می باشد که خود منجر به تفسیر شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم در آن دوران می شود؛ که برای پی بردن به این مهم باید به پرسشی هم چون، تاثیر تحولات سیاسی- اجتماعی دوره قاجار بر نقاشی های دیواری خانه امام جمعه چگونه است؟ پاسخ داد؛ که خود منجر به تولید مولفه های کلیدی می شود و از ایجاد اشتراک با نقاشی های خانه امام جمعه می تواند چارچوب تحولات فکری در آن دوران را از طریق تصویرگرایی برای خواننده تشریح نماید؛ که این موضوع، خود می تواند در پیوند تحولات سیاسی و اجتماعی آن زمان با مفاهیم دیوارنگاری در آن دوره تاثیرگذار باشد. به این دلیل، سعی شد تا با بهره گیری از مولفه های تولید شده در این دو زمینه به مضامین تصویرگرایی در این خانه پی برد؛ که خود منجر به پیدایش نگرش صحیح در این بازه از تاریخ و هم چنین، در چارچوب زمینه هنری مختص به زمان خود می شود.
بازشناسی اصول سلسله مراتب مکانی در مساجد سنتی ایران و تحلیل آن با روش نحو فضا (مطالعه موردی: مساجد شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
250 - 267
حوزههای تخصصی:
معماری به صورت ابزاری برای پاسخگویی به نیازهای انسان است و در این زمینه، مساجد به عنوان یکی از جلوه های معماری اسلامی، سهم ویژه ای در پاسخگویی به نیازهای روحی انسان برعهده دارد. مساجد در گذر زمان دارای اصولی واحد برای ایجاد سلسله مراتب هستند. این پژوهش به دنبال بازشناسی سلسله مراتب در مساجد شهر شیراز است تا بتوان آن را در مساجد معاصر شیراز مورد استفاده قرار داد. بر همین اساس در ابتدا با مراجعه به متون معماری و نیز دیدگاه صاحب نظران، به بازشناسی اصل سلسله مراتب مکانی پرداخته شد و سپس به تعریف علمی این کلمه و یافتن بن مایه های آن پرداخته شده است. برای این منظور از روش توصیفی- تحلیلی برای بدست آوردن مبانی نظری و از روش نحوه فضا به کمک نرم افزار Depthmap برای تحلیل چهار مسجد نمونه موردی برگرفته شده است. یافته های پژوهش بیانگر این موضوع است که در مساجد شهر شیراز، فضاهای عمومی که بیشتر مورد استفاده قرار می گرفته اند مانند شبستان در درجه اول دسترسی در نظر گرفته شده اند و تمام فضاهای دیگر دارای محرمیت بیشتری بودند و در درجه دوم دسترسی قرار داشتند تا جایی که افراد استفاده کننده عادی حتی شاید متوجه وجود این فضاها در مسجد نمی شدند. همچنین در مساجد شهر شیراز در صورتی که امکان ایجاد دو ورودی بوده است، دو ورودی را از دو محل کاملاً متفاوت می ساختند تا جایی که حتی مساجد ارتباط دهنده دو محله با هم بودند. اهداف پژوهش: 1.بازشناسی اصول سلسله مراتب مکانی در مساجد سنتی ایران. 2.تحلیل سلسله مراتب مکانی مساجد شیراز با روش نحو فضا. سؤالات پژوهش: 1.چه عواملی بر شکل دهی به ساختار مکانی مساجد سنتی ایران تأثیرگذار بوده است؟ 2.سلسله مراتب مکانی مساجد شیراز بر چه اساسی بوده است؟
مدل پیشنهادی مشارکت کاربر در فرآیند برنامه د هی مدرسهاجتماعی (مطالعه موردی: دبستان ام البنین در محله ملاصدرای اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۴ بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۱
5 - 16
حوزههای تخصصی:
یکی از علل نارضایتی اغلب کاربران از معماری مدرسه، اختلاف نظر بین کاربران مدرسه و برنامه ریزان است؛ بنابراین ضروری است که برنامه دهی مدرسه با مشارکت اعضایی حاصل شود که متعلق به همسایگی مدرسه اند. هدفِ این تحقیق دستیابی به برنامه دهی مشارکتی مدرسه اجتماعی و نمایش فرایند مشارکت کاربر می باشد؛ در این راستا از نظرات کاربران دبستان ام البنین و اهالی محله ملاصدرای اصفهان توسط ابزارهای مشارکتی همچون کارگروه های مشارکتی (شامل والدین، معلمان و دانش آموزان)، مصاحبه و پرسش نامه (شامل 13 پرسش نامه توسط معلمان و ۸۷ پرسش نامه توسط والدین و اهالی محله) استفاده شد. این پژوهش کیفی از روش توصیفی-تحلیلی برای تحلیل داده ها، روش کتابخانه ای، همچنین ابزار مصاحبه و پرسش نامه در پیمایش میدانی برای گردآوری داده ها بهره برداری می کند. جمع بندی یافته ها به تنظیم جدول برنامه دهی معماری طبق شاخصه های دریافتی از سوی کاربران می انجامد؛ نتیجه پژوهش ارائه مدل پیشنهادیِ مشارکت کاربر در فرایند برنامه دهی مدرسه اجتماعی می باشد که می تواند در شناخت نیازهای کاربران و افزایش رضایت کاربر از طراحی مدرسه مؤثر باشد.
معنای بازار تهران در تجربه زنانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۴ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
99 - 112
حوزههای تخصصی:
زنان، بخش بزرگی از مخاطبان بازار تهران، در حال استفاده از فضایی هستند که در طی سال ها برای استفاده اکثریت مردانه شکل گرفته است. هدف پژوهش پی بردن به معنای بازار تهران در تجربه زنان و چگونگی تأثیر شرایط زمینه ای بر شکل گیری این معنا بوده است. پژوهشگران با روش پدیدارشناسی به مصاحبه عمیق با 14 زن (و برای دستیابی به داده های مکمل، 6 مرد) پرداخته اند. تحلیل داده ها بر اساس روش پدیدارشناسی استعلاییصورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد بازار تهران برای زنان تنها محل خرید نیست و جنبه های مهمی از سودمندی های فضای شهری مثل بودن در میان مردم، لذت بردن از کیفیت های کالبدی و پیوند با هویت تاریخی شهر را در اختیار زنان قرار می دهد. هم چنین تفاسیر پژوهش گران به وجود گسست میان تجربه زنان و ساختارهای از پیش موجود که به یک فضای جنسیت دار شکل داده اند اشاره می کند. این ناهماهنگی ها در رقابت باکیفیت های مطلوب برای زنان، بر کم و کیف حضور ایشان در بازار اثر می گذارد.
مطالعه تطبیقی منظومه های غنایی-عاشقانه ادبیات ایران در کاشی نگاره های دوره قاجار مطالعه موردی: کاشی نگاره های خانه دکتر محسن مقدم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منابع غنی ادبیات ایران در بر دارنده زیباترین تعابیر و توصیفات درباره «عشق» بوده است و ادبیات منظوم غنایی-عاشقانه سهم بسیاری در رشد دیگر هنرها ازجمله نگارگری داشته است. در دوره قاجار با رواج هنر کاشی کاری هفت رنگ و کاشی نگاری، بسیاری از کاخ ها و خانه های با شکوه بستر نمایش این هنر شد. این آثار در شکل جدید خود به تصویرسازی از چهره شاهان و درباریان قاجاری پرداخت ولی همچنان به ادبیات منظوم غنایی-عاشقانه وفادار ماند و به تصویرگری صحنه های برجسته ادبیات ایران ادامه داد. یکی از خانه هایی که این آثار را در خود دارد، خانه دکتر محسن مقدم است که کمتر به آن پرداخته شده است. در کاشی نگاره هایی با این مضمون 7 اثر یافت شده است که پنج داستان را روایت می کند. پژوهش حاضر به مولفه های ساختاری و مضامین ادبیات غنایی-عاشقانه پرداخته و این مولفه ها را در مطابقت با صحنه های تصویر شده در کاشی نگاره ها بررسی کرده است. دست یابی به یک الگو برای کشف روابط ساختاری در متون ادبیات منظوم غنایی-عاشقانه و کاشی نگاره هایی که با این مضمون تصویر شده اند، دیگر هدفی بود که به آن پرداخته شد. در این بررسی نتیجه گرفته ایم که مولفه های ساختاری منظومه ها تاحد زیادی قابل تعمیم به روایت های کاشی نگاره هاست. چه اینکه هنر کلامی و هنر تصویر در تاریخ ایران پیوندهای بسیار نزدیکی از دیدگاه های ساختاری و مضمونی با یکدیگر داشته اند.
ارزیابی شرایط متغیرهای موثر بر آسایش بصری نوری در فضاهای آموزشی دانشگاه صنعتی شاهرود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
173-182
حوزههای تخصصی:
اهداف: نور روز تاثیر زیادی بر کیفیت فضاهای داخلی و خصوصاً فضاهای آموزشی دارد. در فضاهای آموزشی آسایش بصری در کنار استفاده از نور روز از اهمیت بالایی برخوردار است. از این رو هدف پژوهش حاضر ارزیابی آسایش بصری در کلاس های درس است. روش ها: به منظور ارزیابی آسایش بصری دو شاخص روشنایی و خیرگی در ۹ کلاس درس از سه دانشکده در دانشگاه صنعتی شاهرود بررسی شد. سعی شد تا از هر جهت جغرافیایی حداقل یک نمونه مورد بررسی قرار گیرد. موارد در نرم افزار گرس هاپر و پلاگین هانی بی شبیه سازی و تحلیل شد. یافته ها: ارزیابی شاخص روشنایی در واحد لوکس نشان داد که این شاخص فقط در کلاس ۲ از دانشکده مکانیک مطابق با استاندارد بوده و از نظر شاخص خیرگی نور روز نیز کلاس ۱ دانشکده فنی در ماه بهمن ساعات ۱۰ و ۱۴ در طیف آزاردهنده بوده است. در بقیه کلاس ها خیرگی ناشی از نور انعکاسی و زاویه تابش نامناسب بوده است. نتیجه گیری: نتایج بررسی و تحلیل یافته ها نشان داد در وضع موجود با تغییر در شرایط مکانی متغیرهایی مثل چیدمان صندلی و تابلو نسبت به موقعیت قرارگیری پنجره ها می توان با کنترل سایه اندازی و بهره برداری بهتر برای تعدیل روشنایی تا حد زیادی کیفیت نورپردازی فضاهای داخلی را افزایش داد. همچنین مهم ترین یافته تحقیق این است که طراحی معماری داخلی فضا برای ایجاد ارتباط چیدمان و سرچشمه نور و تابلو توسط افراد متخصص انجام نمی گیرد یا به افراد غیرصاحب نظر سپرده می شود.
بررسی رویکرد دیجیتال در باز تعریف طراحی تزیینات در معماری اسلامی با الهام از آموزه های قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: معماری معاصر کشورهای اسلامی به عنوان یکی از فصول مشترک این کشورها، همواره کمبود گفتمان بین رویکردهای سنتی و مدرن برای خلق فضا در طراحی را احساس کرده است. بنابراین معماری امروز در فرآیند طراحی در جستجوی خلاقیت بوده تا این کمبود را جبران کند. بهره گیری از رویکرد دیجیتال در باز تعریف این فرآیند می تواند کمک شایانی را انجام دهد. تزئینات در معماری اسلامی علاوه بر زیبایی، القای مفاهیمی چون نظم و وحدت وجودی است که در قالب نقوش هندسی و انتزاعی دیده می شود همچنین در آموزه های اسلامی و قرآن مجید به مفهومی همچون وحدت در کثرت بسیار اشاره شده است. باز تعریف این مفهوم با رویکرد دیجیتال در تزیینات معماری اسلامی میتواند گفتمانی جدید بین رویکرد سنتی و مدرن باشد. این پژوهش بر آن است که نقش رویکرد دیجیتال در تجلی تزیینات معماری اسلامی در طراحی را با الهام از آموزه های قرآن مجید را مورد بررسی قرار دهد. ابزار و روش: روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش "استدلال منطقی"، با استفاده از تدابیر "تحلیلی-توصیفی"، با رویکردی کیفی می باشد. یافته ها : رویکرد دیجیتال بر مبنای روش جز به کل و تمرکز بر روی سه عرصه الگو سازی، الگوریتم-کد و ساخت دیجیتال به باز تعریف تزیینات معماری اسلامی می پردازد با تغییر پارامترهای اولیه الگوهای جدیدتری نیز تولید می کند. نتیجه گیری: عرصه های رویکرد دیجیتال می تواند آموزه های اسلامی همچون وحدت در کثرت را با مبانی ریاضی به صورت هندسی در تزیینات معماری اسلامی طراحی و تولید کنند.
تحلیل راهبردهای ارتقاء کیفی لبه مهران رود مجاور بازار تاریخی تبریز با کاربست مدل برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM)
حوزههای تخصصی:
مهران رود در تبریز به عنوان یکی از عناصر اصلی استخوان بندی شهر شناخته می شود و حضورش در تمامی طول شهر مشهود است. آنچه که در احیاء بافت تاریخی در مجاورت مهران رود انجام گرفته فاقد هر نوع توجه به بعد انسانی و بسترسازی برای ارتقاء تعاملات اجتماعی است. حال آنکه ارتقاء کیفی لبه رودخانه می تواند به شهر هویتی دیگر گونه بخشد؛ چنان که در تصویر ذهنی شهروندان و گردشگران به عنوان نشانه شاخص شهری حک گردد. بنابراین هدف از این پژوهش ارائه راهبردهایی در راستای ارتقاء کیفی فضای شهری لبه مهران رود تبریز می باشد. برای این منظور از تکنیک های تحلیل کیفی (SWOT) و مدل برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM) بهره گرفته است. یافته های حاصل از تحلیل (SWOT) نشان می دهد که به دلیل غلبه ضعف ها بر قوت ها از یک سو و نیز غلبه فرصت ها بر تهدیدات از سوی دیگر نوع راهبردها باید بازنگرانه و انطباقی(WO) باشد. به طوری که مختصات نقطه تلاقی عوامل داخلی و خارجی (36/2و 76/2) در ناحیه مربوطه به راهبردهای محافظه کارانه قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل کمی (QSPM) نیز بیانگر آن است که استراتژی ایجاد شبکه هم پیوند پیاده از لبه رودخانه به سمت بافت تاریخی مجاور با احراز نمره (406/6) از اولویت عمل بیشتری در اجرا برخوردار است. بنابراین با ایجاد گشایش فضایی در بدنه های صلب مجتمع تجاری صاحب الامر و پل بازارها با تقویت نفوذپذیری عملکردی و بصری می توان این محدوده را به یک لبه فعال شهری تبدیل نمود.
شناسایی طرح های پنهان در تابلوهای عتیقه با استفاده از پرتونگاری صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای جلوگیری از تخریب و سوزاندن تابلوهای نفیس هنگام جنگ و حوادث اجتماعی در قدیم، روی آنها اثر هنری جدید نقاشی می شده است. برای شناسایی لایه های پنهان تابلوها، استفاده از یک روش عمقی که بتواند طرح های زیرین را مشخص کند مفید است. اشعه ایکس که قابلیت نفوذ در مواد مختلف را دارد می تواند تصویر نهان نقاشی را مشخص کند. قبل از استفاده از آزمون پرتونگاری، ضخیم بودن لایه های نقاشی کارشناسان را به این باور می رساند که نقاشی اصل نبوده و بر روی آن طرحی دیگر کشیده شده است. مسئله مهم در بررسی تابلوهای هنری حفظ آن ها و شناسایی نواحی نقص است. برای این امر تکنیک های مختلف غیرمخرب بکار گرفته می شوند. آزمون پرتونگاری جزئی از آزمون های غیرمخرب است. در پرتونگاری به دلیل نفوذ پرتو ایکس به لایه های زیرین، بدون تخریب و تغییر در نمونه آزمایشی الگوهای نهان و آسیب های عمقی آشکار می شوند. تصاویر حاصل از پرتونگاری به دلیل پراکندگی و تضعیف پرتو در قطعه و نیز اندازه چشمه، عدم وضوح و کیفیت پایینی دارند، به این دلیل شناسایی نواحی عیوب در پرتونگاره ها دشوار است. برای افزایش کنتراست پرتونگاره ها روش های پردازش تصویر می توانند بکار گرفته شوند. در این تحقیق از پرتونگاری برای تشخیص تصاویر پنهان تابلوهای نقاش های موجود در موزه والنسیا، اسپانیا استفاده شده است. همچنین از دو روش هرم گوسی و هرم لاپلاسی برای بهبود کیفیت و کاهش عدم وضوح پرتونگاره ها استفاده شده که دارای پیچیدگی محاسباتی کم و سادگی بالا در پیاده سازی هستند. نتایج نشان می دهند که پرتونگاری روش مؤثری در شناسایی نقاشی های پنهان است با این روش بدون هیچگونه آسیبی به تابلو می توان اطلاعات مهمی در مورد طرح های پنهان آن بدست آورد. همچنین استفاده از الگوریتم های پردازشی هرمی لاپلاسی و گوسین در تصاویر پرتونگاری نیز می تواند در شناسایی بهتر طرح های پنهان کمک کند.
نقوش هندسی در سوزن دوزی بلوچ
منبع:
رج شمار دوره اول بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
123 - 135
حوزههای تخصصی:
منطقه بلوچستان از معدود مناطق ایران است که با وجود تغییرات سریع در زندگی مدرن به حفظ پوشش سنتی خود پایبند بوده است. حفظ این البسه هویت متمایز فرهنگی آن ها را نسبت به دیگر اقوام ایرانی آشکار می سازد. هدف از نگارش این مقاله بررسی ویژگی های هندسی سوزن دوزی بلوچ است. این نقوش هندسی در میان رودوزی های سنتی ایران خاص و منحصر به فردند. بنابراین پژوهش حول محور پاسخ به این سوال شکل گرفت که چه ویژگی های شاخص هندسی می توان در زیبایی شناسی سوزن دوزی بلوچ یافت؟ به عنوان فرضیه و پاسخ به این پرسش می توان فرم مثلث را به عنوان اصلی ترین ویژگی هندسی این نقوش معرفی کرد. به عبارت دیگر زیباییی شناسی هندسی مثلث بر این نقوش حاکم است. با استفاده از روش تحقیق کیفی-توصیفی از نوع تاریخی و جمع آوری اطلاعات اسنادی نقوش سوزن دوزی بلوچ و ویژگی های خاص هندسی آن مورد مطالعه قرار گرفته است. بر اساس یافته ها، یکی از اساسی ترین ویژگی های زیبایی شناسانه نقوش سوزن دوزی بلوچ در هندسی بودن آن ها است. نقوش هندسی غالب نیز عبارتند از مربع یا لوزی و مثلث. لوزی و مربع را نیز می توان حاصل به هم پیوستن مثلث های کوچکتر دانست. بدین ترتیب می توان مطبق فرضیه پژوهش، زیبایی شناسی هندسی سوزن دوزی بلوچ را برپایه شکل مثلث دانست.
مروری بر ویژگی های عایق گرمایی و عایق صوتی فرش های دستباف پشمی
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
39 - 52
حوزههای تخصصی:
طی قرون و اعصار متمادی، فرش یکی از مهمترین ابزارهای انتقال آداب، رسوم، سنت ها و فرهنگ ایرانی، از نسلی به نسل دیگر بوده است. فرش دستباف از دیرباز در ایران مورد مصرف بوده و از کاربردى ترین صنایع دستی به شمار می آید. فرش دستباف ایرانی به لحاظ مواد اولیه، ابزار و وسایل بافت، شیوه بافت، و طرح و نقش، دارای شناسنامه اصیل و مشخصی است. ویژگی های فرش دستباف از دو دیدگاه زیبایی شناسی و کاربردی مورد بررسی قرار می گیرد. از دیدگاه کاربردی، ویژگی های عایق گرمایی، عایق صوتی، و عملکرد پوششی فرش دستباف به عنوان یک کفپوش، مورد توجه قرار می گیرد. بررسی مطالعات انجام شده نشان می دهد که گزارشات علمی و پژوهشی که تاکنون در حوزه کاربردی فرش دستباف منتشر گردیده است، بیشتر بر خصوصیات فیزیکی-مکانیکی فرش دستباف و شاخص دوام آن به عنوان یک کفپوش متمرکز شده است و ویژگی های عایق گرمایی و عایق صوتی فرش و تأثیر پارامترهای ساختاری و متغیرهای بافت بر آن به ندرت مورد پژوهش قرار گرفته است. در مقاله حاضر سعی گردیده است که با مروری بر مطالعات انجام گرفته، به صورت مشخص بر ویژگی های کاربردی عایق گرمایی و صوتی فرش دستباف تمرکز شود و از این دیدگاه، به مزایای الیاف پشم به عنوان نخ پرز فرش دستباف پرداخته شود. ویژگی های مطلوب عایق گرمایی و صوتی فرش های دستباف پشمی، در کنار مزایای راحتی، توانایی طبیعی در بهبود کیفیت هوای داخلی، ایمنی، و زیبایی، احساس رضایتمندی مطلوبی به مصرف کنندگان می دهد و تأثیر چشم گیری بر کیفیت درک شده از آن خواهد داشت.
بررسی ساختار مساجد سنتی، معاصر و پس از انقلاب اسلامی با روش نحو فضا (نمونه مورد مطالعه: مسجد جامع اصفهان، مسجد دانشگاه تهران، مسجد الغدیر، مسجد شهرک غرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شهرهای اسلامی، مساجد، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده اند. مسجد از دیرباز، به عنوان عنصری اساسی در جامعه بشری و به صورت های گوناگون مطرح بوده است. این پژوهش بر آن است تا با بررسی معماری مساجد سنتی، به معرفی برخی از نگرش های موفق ارتباطات فضایی در مقیاس معماری مساجد امروزی بپردازد. در نگرش نحو فضا، با استفاده از سه شاخص "ارتباط"1، "هم پیوندی"2 و "عمق"3، به بررسی ویژگی های فضایی نمونه ها پرداخته می شود؛ لذا هدف از این پژوهش، بررسی و شناخت ارتباط های فضایی در معماری مساجد سه دوره سنتی4، معاصر5 و بعد از انقلاب اسلامی6 است. روش کار در بخش اول، به روش توصیفی- تحلیلی و جستجو در ادبیات پژوهش و در بخش دوم، به روش تحلیل الگوها و مقایسه تطبیقی بوده و از طریق روش آزمایشی (تحلیل الگوی فضایی) در نرم افزار "Space Syntax7"، پلان چهار مسجد در سه دوره ذکرشده، مورد آنالیز قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند که سازمان دهی مرکزی با بهره گیری از حیاط مسجد جامع اصفهان با الگوی ارتباط فضایی (فضا در درون یک فضا)، در مقایسه با سه مسجد دانشگاه تهران (مجموعه ای/ فضای مشترک بین دو فضا)، مسجد شهرک غرب (مجموعه ای/ فضای متداخل) و مسجد الغدیر (خطی/ فضای مجاور)، از لحاظ ارتباط بیشتر است و در مقایسه با جانمایی ریزفضاها در سازمان دهی مسجد جامع اصفهان، ارتباطات در حیاط با سایر فضاها بیشتر هستند. همچنین، هم پیوندی فضاها در مسجد جامع اصفهان با توجه به بالا بودن آن، میزان یکپارچگی و دسترس پذیر بودن فضاها را بازگو می کند. در رابطه با شاخص عمق در هر چهار مسجد، فضاهای خدماتی، دارای بیشترین عمق و دید نسبت به فضای اصلی مسجد (حیاط/ ورودی و گنبدخانه) هستند. این کیفیت در پلان هر چهار مسجد، با کیفیت های مختلف سازمان دهی شده است.