فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۲۱ تا ۵٬۹۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
105-120
حوزههای تخصصی:
ﮔسترش شهرنشینی وافزایش جمعیت درکلان شهرها ازیک سو و رشد فعالیت های صنعتی بزرگ ازسوی دیگرباﻋﺚ ایجادتغییراتی برﺧرداقلیم مناﻃق شهری شده است.یکی ازﻋﻮامل ﻋمده این تغیرات را میﺗﻮان ﺗبدیل شدن کلان شهرها به ﺟزایرﮔرمایی دانست. سوالات مطرح شده در این پژوهش عبارتنداز:1. موقعیت و نحوه استقرار ساختمان های بلند مسکونی چه تاثیری بر کاهش میزان جزایر حرارتی فضای بین ساختمان دارد؟2. جهت گیری ، ارتفاع وفاصله بهینه استقرار ساختمان های بلند در راستای کاهش جزایر حرارتی چگونه است؟ این پژوهش بر مبنای طبقه بندی انواع پژوهش برحسب اهدافش در زمره مطالعات توصیفی و تبیینی است.بر مبنای نتایج در زمره مطالعات کاربردی است.بر مبنای فرایندپژوهش کیفی وکمیّ است.روش تحقیق ترکیبی از روش های توصیفی- تحلیلی و شبیه سازی نرم افزاری با نرم افزار Envi-Met می باشد.داده ها از نوع کمی و کیفی مربوط به کیفیت فضا می باشد،نحوه اجرا شامل مدل سازی مفهومی و نظری، مدل سازی نرم افزاری،تغییر در نوع ومیزان متغییرها و آزمون مدل نرم افزاری برای یافتن پاسخ های بهینه می باشد.به این منظور یک مدل پایه که براساس فرم های رایج شهری در تهران انتخاب ودر آن شاخص هایی مثل نحوه استقراربلوک های ساختمان، جهت گیری،فاصله بین بلوک ها ،ارتفاع بلوکها در نرم افزار Envi-Met مدل سازی وبراساس شاخص سنجش آسایش حرارتی ودرجه حرارت PMV مورد ارزیابی قرار گرفت.باتوجه به خروجی های نرم افزار می توان نتیجه گرفت که نحوه استقرار،فاصله ،جهت گیری وارتفاع در کاهش جزایرحرارتی وتامین شرایط آسایش حرارتی تاثیر مثبتی دارند
واکاوی موانع سیاست گذاری گردشگری در محیط های شهری استان گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
محیط های شهری گیلان با جاذبه های متنوع طبیعی، تاریخی و فرهنگی، استعداد فوق العاده ای برای توسعه صنعت گردشگری دارد، اما علی رغم سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های گردشگری، در این عرصه نتوانسته توسعه یابد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر واکاوی موانع سیاست گذاری گردشگری در محیط های شهری گیلان است. روش تحقیق به صورت کیفی و کمی، و با استفاده تئوری زمینه ای و مدل FARAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شد. جامعه آماری نیز متخصصان در حوزه مطالعات شهری و گردشگری است، که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 20 نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. طبق مدل تئوری زمینه ای، موانعی از جمله: عدم بهره گیری از نیرو های متخصص، بازاریابی نامناسب، تقلید از الگو های ناسازگار با محیط های شهری، مشکلات زنجیره ارائه خدمات گردشگری، مشکلات نظام اداری و خط مشی، عدم مدیریت یکپارچه گردشگری در بین سازمان های مرتبط، عدم مطلوبیت زیرساخت ها و زیربناهای فیزیکی، عدم بهره گیری از نیرو های متخصص را استخراج شد، که با استفاده از مدل آراس فازی، به ترتیب موانع عدم مدیریت یکپارچه گردشگری در بین سازمان های مرتبط با مقدار وزن 490/0، مشکلات نظام اداری و خط مشی با مقدار وزن 488/0، تقلید از الگو های ناسازگار با محیط های شهری با مقدار وزن 477/0، مشکلات زنجیره ارائه خدمات گردشگری و عدم مطلوبیت زیرساخت ها و زیربناهای فیزیکی با مقدار وزن 467/0، بازاریابی نامناسب با مقدار وزن 463/0، عدم بهره گیری از نیرو های متخصص با مقدار وزن 458/0، بیشترین و کمترین میزان اهمیت را به خود اختصاص داده اند.
جنبش های مؤثر بر مفهوم پایداری در مقیاس محلات (تحلیلی بر نظریه ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم اسفند ۱۴۰۰ شماره ۱۰۵
93 - 110
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : مفهوم پایداری به شکل روزافزون به عنوان مؤلفه ای مهم در شکل گیری محیط مصنوع مطرح می شود. این موضوع به خصوص در محلات به عنوان واحد سازنده شهرها و سازمان دهنده دانه های معماری اهمیت می یابد. اما پیاده سازی و به عمل درآمدن این مفهوم در جهان واقع بیش از هر چیز نیازمند شناخت و داشتن فهمی دقیق از آن است. هدف پژوهش : این مطالعه با هدف ارائه درک بهتری از مفهوم امروزین پایداری درمقیاس محلات و باز نمودن زمینه برای تحول و تکامل آن صورت گرفته. روش پژوهش : این پژوهش با رویکردی تحلیلی و با بهره گیری از روش تحقیق زمین های به واکاوی اصول پایداری در جنبش های مؤثر بر ساخت محلات در150 سال گذشته می پردازد و در انتها رویکردهای مشترک و همچنین مشخص کردن وجوهی از آنها که در فهم امروزین از پایداری مشارکت دارند را شناسایی می کند. این جنبش ها دربرگیرنده پارک ها و زمین های بازی، باغشهرها، واحد همسایگی، برنامه ریزی اکولوژیکی منطقه ای، مدرنیزم، نوسنت گرایی، شهرسازی منظرگرا-بومگرا و اکوشهرها می شود که البته مکاتب مؤثر محدود به موارد بیان شده نیست و نویسندگان بر پایه میزان اهمیت، گستره تأثیر و محدودیت های مقاله، به انتخاب آنها پرداخته اند. نتیجه گیری : با بررسی راهبردها و اصول جنبش های معماری-شهرسازی که بر محلات تأثیرگذار بوده اند، دنباله ای به هم پیوسته از نظرها و افکار برآمده از حیطه های تخصصی مختلف قابل مشاهده خواهد بود که هر یک به عنوان پاسخی به چالش های زندگی شهری در زمان خود مطرح شده اند و نظر به میزان اثربخشی، جایگاه خود را در طول زمان در چارچوب مفهوم پایداری تثبیت نموده اند. به عبارتی مفهوم امروزین پایداری را می توان پدیده ای منعطف و تکامل یافته در طول زمان دانست که حاصل مشارکت جنبش های گذشته و برآیند تجارب موفق آنهاست. این مقاله همچنین در ادامه این روند با توجه به گسترش سیستم های ارزیابی محلات در راستای جنبش های با غلبه رویکرد برنامه ریزانه، مدیریت پایداری را به عنوان جریان مؤثر بر ساخت محلات در دهه اخیر شناسایی و معرفی می کند.
مضمون شناسی تطبیقی انسان گرایی در دو اثر «داوری اخروی» از هیرونیموس بوش و میکلانژ با رویکرد شمایل شناسی پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
73 - 86
حوزههای تخصصی:
در متون مقدس، بازگشت مجدد مسیح برای واپسین داوری در دو مرحله انجام خواهد شد. بازگشت اول در آسمان و بازگشت دوم که با نام داوری اخروی شناخته می شود، بر روی زمین رخ می دهد. داوری اخروی یکی از موضوعات موردتوجه هنرمندان مسیحی در دوره های مختلف بوده است. هیرونیموس بوش (1450-1516 م) هلندی و میکلانژ (1475-1564 م) ایتالیایی، دو هنرمند شاخص هم عصر هستند که به این موضوع پرداخته اند. مسأله این پژوهش بررسی تفاوت ها و شباهت های نگاه بوش و میکلانژ به داوری اخروی با هدف شناخت غایت آفرینندگی در آثار این دو هنرمند است. علت انتخاب این دو اثر، اهمیت تاریخی و شاخص بودن هنرمندان آفریننده آنها در تاریخ هنر است. این پژوهش ماهیت کیفی داشته و در انجام آن از روش های توصیفی، تحلیلی و تطبیقی استفاده شده است. فرضیه ی پژوهش آن بوده که موجودیت آثار خلق شده، با ویژگی های یک دوره تاریخی، یک گروه اجتماعی و یا یک فرد رابطه دارد. سوال پژوهش آن بوده که دو اثر «داوری اخروی» هیرانیموس بوش و میکلانژ چه شباهت و تفاوت های موضوعی و مضمونی (محتوایی) با هم دارند. بررسی ها نشان می دهد وفاداری به روایت رویدادها، بیان همزمان دو مرحله ی داوری و به تصویر کشیدن عناصر موجود در رویداد داوری اخروی، شباهت های دو اثر هستند. این آثار با رویکردی انسان گرایانه، اما متأثر از دو ریشه ی متفاوت تاریخی آفریده شده اند. بوش در اثر خود، وفاداری به فلسفه ی مسیحی قرون وسطایی را با تمرکز بر فرودستی انسان در برابر امر متعالی و بر روی سه لوح چوبی به تصویر کشیده و میکلانژ، تولّد و جریان نوپای انسان مداریِ (اومانیسم) رنسانس را با تمرکز بر محوریت انسان و با روایت یک آموزه ی مسیحی به وسیله ی تصاویری برگرفته از هنر باستانی یونان، بر دیوار بزرگ محراب کلیسای مشهور سیستین جاودانه کرده است. ازاین رو می توان گفت اثر هیرانیموس بوش، برای خدا آفریده شده است و اثر میکلانژ برای انسان.
واکاوی و برجسته سازی صفات و شخصیت زن از نگاه فردوسی و انعکاس آن در شاهنامه بایسنقری (دو نگاره زال و رودابه و دیدار اردشیر و گلنار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
235 - 259
حوزههای تخصصی:
ادبیّات هر قوم و نژادی، بیانگر نگرش آنان نسبت به شخصیّت ها و مقوله های فردی و اجتماعی است. ادبیات داستانی یکی از شاخه های مهم ادبیات در ایران است که مطالعه آن نقش مهمی در بازشناسی عناصر و دیدگاه های فرهنگی دارد. شخصیّت های داستانی از طریق انتساب خصیصه های فردی، اجتماعی، فرهنگی و ... در یک متن ادبی معرفی می شوند. در این بین، دیدگاه های متفاوتی نسبت به شخصیّت زنان در روایات داستانی و شعری ادبیّات کهن ایران دیده می شود. بررسی نقش زنان در اغلب داستان های مشهور حماسی، نقش آفرینی و بازتاب سیمای متفاوت آنان در داستان ها، در شمار بحث هایی است که همیشه مورد مناقشه اهل فن و تحقیق بوده است. یکی از منابع ادبی که به این موضوع توجّه داشته است، شاهنامه بایسنقری است که نسخه کهن نگاره دار شاهنامه فردوسی از دوره تیموری؛ سده نهم هجری قمری و در قالب نوآوری های مکتب نگارگری هرات (خراسان) می باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای درصدد است که به جنبه های مختلف شخصیّت و صفات زنان از جمله: عشق و شیفتگی، زیبایی و دلفریبی، پادشاهی و مملکت داری، ازدواج و همسرداری، عفاف و پوشیدگی، خیانت و بی وفایی در طول دو نگاره «زال و رودابه» و «دیدار اردشیر و گلنار» در شاهنامه بایسنقری که مبتنی بر تحلیل باشد، بپردازد. نتایج این پژوهش بیانگر این است که حضور نگاره های زنان در شاهنامه بایسنقری لطافت خاصّی به این اثر بخشیده و زنانی که فردوسی به توصیف آن ها در شاهنامه پرداخته است، نسبت به زنان عصر خود دارای ویژگی های منحصر به فردتری هستند. اهداف پژوهش: 1. واکاوی صفات و شخصیّت زن از نگاه فردوسی. 2. شناسایی مصداق های بارز شخصیّت و صفات زنان در نگاره های شاهنامه بایسنقری. سؤالات پژوهش: 1. فردوسی چه مواردی از صفات و شخصیّت زن را در داستان های شاهنامه نشان داده است؟ 2. صفات و شخصیّت زن از نگاه فردوسی در نگاره های شاهنامه بایسنقری چگونه انعکاس یافته است؟
بازنمایی سیر تحولات میدان وقت و ساعت یزد از ابتدا تا انتهای دوره پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
69 - 80
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: میدان وقت و ساعت از میدان های تاریخی و مهم شهر یزد است. در اوایل قرن هشتم ه. ق. در محدوده مکان این میدان، مجموعه مدرسه رکنیه بوده و به دلیل رصد مشهور وقت و ساعت، این نام بر روی این میدان باقی مانده است. به همین دلیل عمده تحقیقاتی که پیرامون میدان وقت و ساعت صورت گرفته متمرکز بر پیشینه مکانی این میدان در قرن هشتم ه. ق. است و این در حالی است که در وضع کنونی هیچ کدام از عناصر محصورکننده میدان مربوط به قرن هشتم ه. ق. نبوده و متعلق به بازه های زمانی معاصرتر است. هدف پژوهش : پژوهش سعی در شناساندن لایه ها و تحولات معاصر میدان دارد. روش پژوهش : به منظور تحقق این هدف رجوع به منابع مختلف ضرورت داشت. به همین منظور در بخش گردآوری اطلاعات، با استفاده از روش ترکیبی و رجوع به منابع مختلف شامل تاریخ محلی، پژوهش های تاریخی معاصر، شواهد میدانی، گزارش های باستان شناسی، آرشیو عکس های تاریخی، عکس های هوایی و به ویژه استفاده از منابع شفاهی تلاش شده تا اطلاعات جامعی در ارتباط با تاریخ میدان گردآوری شود. در بخش تحلیل با استفاده از روش توصیفی_ تحلیلی و با اتکا بر تفسیر متون و اسناد تاریخی، تاریخچه و تحولات میدان وقت و ساعت از ابتدا تا دوره معاصر و با تأکید بر بازه زمانی تا انتهای دوره پهلوی مورد بررسی قرار می گیرد. نتیجه گیری : نتایج تحقیق نشان می دهد که قدیمی ترین عنصر محصورکننده میدان در وضع کنونی، بنای آب انبار وقت و ساعت است. همچنین عمده بناهای محصورکننده میدان مربوط به دوره قاجار هستند. در دوره پهلوی نیز شاهد تحولات مهمی در میدان بودیم که عبارت اند از: 1) ساخت دو بنا در دوره پهلوی اول در ضلع شمالی و جنوبی، 2) ساخت یک بنا در دوره پهلوی دوم در ضلع جنوبی، 3) بازسازی مدرسه افشار 4) مداخلات خانه مسگرنژاد، 5) مرمت بقعه سید رکن الدین، 7) کشف پایاب قنات زارچ و دفن مجدد آن و 8) تغییر بدنه سازی کلک.
بررسی آرایه های آجری خانه های تاریخی بهبهان در دوره پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۰
27 - 48
حوزههای تخصصی:
در خانه های تاریخی بهبهان، دو گونه معماری سنگی و آجری با الگوهای ساختاری و تزییناتی متفاوت مشاهده می شود. قدمت بناهای آجری کمتر و غالباً مربوط به اواخر دوره قاجار و پهلوی است. در این بناها، آجر در هر دو بخش اجزا سازه ای و تزییناتی به کار رفته است. نقش تزیینی آجر از ابتدای کاربرد این مصالح مورد توجه بوده و تزیینات آجری به عنوان یکی از آرایه های شاخص معماری بهبهان در بخش های مختلف بنا و به شیوه های گوناگون اجرا شده است. لیکن مطالعات زیادی در این زمینه صورت نگرفته و مطالب ارائه شده در حد گزارش هایی در خلال معرفی بناهای تاریخی است. ضروری است که تحقیق و تفحص بیشتری در زمینه شناخت این تزیینات صورت گیرد. هدف از این مقاله بررسی تزیینات آجری خانه های تاریخی بهبهان به منظور مستندنگاری و کمک به ارائه الگوهای طراحی در پژهش های آتی است. لذا در ابتدا بر اساس اسناد و منابع موجود، تزیینات آجری در معماری ایران مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با برداشت های میدانی و با روش تحلیلی توصیفی، الگوهای تزیینی در نمونه پژوهش، دسته بندی شده و انواع آجر مصرفی، انواع نقوش، شیوه های اجرا، محل کاربرد و سبک تزیینات بررسی شده است. برای این منظور، 28 خانه تاریخی و بیش از 50 سردر مطالعه شده و 47 نقش استخراج شده است. نتایج نشان می هد تزیینات آجری غالباً در جداره های داخلی حیاط به کار رفته و جداره های خارجی به جز سردر، فاقد تزیینات است. نقوش آجری به شیوه های خوون چینی، رگ چین، گل انداز، مشبک و گره سازی اجرا شده اند و شکل های متنوعی از آجرِ تراش به ویژه در حاشیه سازی، قاب بندی و قطاربندی ها و در ترکیب با نقوش گل انداز و رگ چین به کار رفته اند. نقش ها عمدتاً حاصل تکرار الگوهای پایه هستند. الگوهای پایه به صورت جناغی، گل های پنج رگی، هفت رگی، نه رگی و یازده رگی (به صورت ساده و ترکیبی) مشاهده شده اند. سبک طرح و نقش در تداوم آجرکاری ایرانی، به صورت هندسی و بر پایه اصل تقارن شکل گرفته است.
بررسی مجدد زیبایی شناسی معماری: از جفری اسکات تا مارک فاستر گِیج
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵
150 - 159
حوزههای تخصصی:
سیر تکوینی اندیشه امس راپاپورت در حوزه فرهنگ و مطالعات رفتار-محیط
حوزههای تخصصی:
راپاپورت از جمله فرهنگ گرایانی است که پژوهش های وسیعی در زمینه فرهنگ در حوزه معماری و مطالعات شهری انجام داده و بخش زیادی از عمر پژوهشی خود را به مطالعات رفتار-محیط اختصاص داده است. لذا بررسی سیر تحول اندیشه های وی در این عرصه بسیار حائز اهمیت می باشد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی خط فکری راپاپورت در زمینه فرهنگ و مطالعات رفتار-محیط به ویژه در دو دهه ی اخیر و شناسایی تازه ترین نظریات وی می باشد. این پژوهش از نوع مروری توصیفی دانست که طی آن از روش اسنادی و مطالعه مقالات و کتب معتبر بهره گرفته شده است. نتیجه آن که، راپاپورت با حرکت از پارادایم هنری در معماری به سمت پارادایم علمی در حوزه مطالعات فرهنگی در معماری و شهرسازی به دستاوردهای مهمی به ویژه در زمینه ی مطالعات رفتار-محیط دست یافته است. وی در دو دهه ی اخیر به دنبال بسط نظریه ای علمی بوده که بتواند به عملیاتی ساختن مقوله ی فرهنگ یاری رساند. از دید راپاپورت، همه ی پژوهش های وی گام های مقدماتی برای دستیابی او به نظریه توصیفی بوده است که این امر نشان گر پیوستگی و تداوم در روند مطالات راپاپورت می باشد؛ گویی هر قطعه به قطعه های قبلی افزوده می شود. با وجود برخی نقدها به رویکرد مطالعات رفتار-محیط راپاپورت می توان گفت این رویکرد هنوز پیشرفت اصلی در زمینه طراحی محسوب می شود.
تحلیل ویژگی های شخصیت پردازی در نگاره های شاهنامه تهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۷
45 - 61
حوزههای تخصصی:
نیمه نخست قرن دهم ه.ق، از مهمترین ادوار فرهنگی هنری ایران به شمار می رود که نگارگری در آن رشد بی سابقه ای یافت. شاه تهماسب اول صفوی که شیفته ی هنر نگارگری بود، پس از رسیدن به سلطنت به حمایت نگارگران پرداخت و هنرمندان زیادی را از مکاتب هرات تیموری و تبریز و شیراز ترکمان به خدمت گرفت؛ این گونه بود که یکی از درخشان ترین مکاتب نگارگری ایران در تبریز رونق یافت. شاهنامه تهماسبی از آثار ممتاز این دوره است که تکمیل آن ده ها سال به طول انجامید. از ویژگی های قابل توجه این نسخه، تنوع در شخصیت پردازی است که ناشی از رویکردهای متنی، تحولات هنری، نوآوری و خلاقیت هنرمندان و حمایت شدید دربار بوده و در به تصویر کشیدن شخصیت های شاهنامه تاثیرگذار بوده است . هدف از این پژوهش، شناسایی ویژگی های کیفی و تنوع گونه های مختلف شخصیت پردازی در نگاره های شاهنامه تهماسبی است. پرسش این است: چه ویژگی های کیفی در شخصیت پردازی نگاره های شاهنامه تهماسبی به کار رفته است؟این پژوهش، به روش تاریخی-تحلیلی انجام پذیرفته و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای-اسنادی و تجزیه و تحلیلِ آن بر پایه مطالعات کیفی است. بدین سان جامعه پژوهش شامل 9 نگاره از شاخص ترین نگاره های شاهنامه تهماسبی می شود که با توجه به قابلیت های تصویری، وفور پیکرنگاری و تنوع شخصیت پردازی ، از بخش های مختلف این نسخه انتخاب گردیده اند. نتایج، حاکی از آن است که نگارگران شاهنامه تهماسبی، در بازنمایی شخصیت ها، بر شدت و اغراق ویژگی ها افزوده و به ساختارشکنی و نوآوری توجه داشته اند. می توان اذعان داشت ظهور برخی ویژگی های متمایز در شخصیت پردازی همچون تغییر در تناسبات انسانی، عریانی، اغراق در بازنمایی، کاربست رنگ، نوع جامگان، زاویه دید و جلوه های متافیزیکی، نتیجه جسارتی است که شاه تهماسب با حمایت های بی دریغش از هنرمندان، به ایشان منتقل نموده است. در نتیجه هنرمندان، ویژگی های بصری متفاوت و سلیقه ی شخصی خود را در آثار به کار بسته اند.
تحلیل اسطوره شناختی اثر شنیداری غمنومه فریدون به نویسندگی پیمان قدیمی و آهنگسازی حسین علیزاده
منبع:
فردوس هنر سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۴
84 - 103
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: اسطوره ها به عنوان نظامی بینامتنی در تولید آثار ادبی و هنری نقش بزرگی ایفا می کنند. در مقاله حاضر سازه ها و عناصر ساختاری داستان در اثر غم نومه فریدون با تاکید بر قرابت های معنایی با برخی اساطیر ایرانی نظیر فریدون و ضحاک، سیاوش و نیز اسطوره -خدایانِ باروری و قهرمان در کنار روندِ ملودی پردازی و تنظیمِ موسیقایی اثر بر اساسِ مفاهیمِ اسطوره و موسیقی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. هدف تحقیق : هدف از انجام این تحقیق کشف چگونگی نمود عناصر اسطوره ای در اثر غم نومه فریدون بود. سؤال تحقیق : عناصر اسطوره ای در اثر غم نومه فریدون به عنوان یک اثر روایی-موسیقایی چگونه نمود پیدا کرده اند و این اثر چه قرابت هایی با اساطیر ایرانی دارد؟ روش تحقیق : از منظر هدف؛ کاربردی و از منظر روش انجام؛ به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و مطالب نیز به شیوه گردآوریِ کتابخانه ای به دست آمده اند. نتیجه گیری: در اثر غم نومه فریدون عناصر اسطوره ای مطرح شده نمود پیدا کرده اند و موسیقی نیز باتکیه بر مفاهیم این عناصر به درک هرچه بهتر فضای اثر کمک شایانی می نماید. غم نومه فریدون به نوعی با روزگار معاصر پدیدآورندگانش همسو بوده و در این روایت، فریدون به عنوان قهرمان در این اثر معرفی شده که در جهت اعتراض به نابسامانی های موجود به استقبال مرگ می رود تا نمونه ای از قهرمانِ باروری باشد که با مرگش امید، کنش گری و خودآگاهیِ اجتماعی را به ارمغان آورده است.
مطالعه موردی ترویج کت زنانه در بازارِ هندوستان
منبع:
مطالعات هنر و زیباشناسی دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
101-110
حوزههای تخصصی:
کُت در بین خانم های هندی از محبوبیّت کمتری برخوردار است و هدف اصلی این مطالعه موردی، تولید و طراحی کت های مناسب و راحت برای استفاده در انواع موقعیّت ها است. داده ها در مرحله پیش طراحی و پس از تولید در قالب بازخورد از زنان گروه سنی خاص ساکن در کلان شهرها جمع آوری شد. بر اساس بازخورد به دست آمده، برّرسی بازار و پیش بینی آینده، کت ها برای مصارف نهایی مختلف طراحی و تولید شدند. زنانِ هندی مشتاقانه خواستار این هستند که ظاهری جدید با نگاهی سنّتی داشته باشند. این خواسته را می توان با کت هایی که از لحاظ سبک (استایل) و ظاهر مناسب هستند، برآورده کرد. در این مقاله، کت های چند منظوره و قابل پوشش برای همه نوع مشتریان مانند ماجراجو، مٌد روز و سنّتی طراحی شده اند. لباس هایِ طراحی شده به خوبی توسّط افراد هدف شناسایی شدند و دایره مشتری هدف را می توان گسترش داد. همچنین با افزایش تعداد طرح ها در یک مجموعه می توان گزینه هایِ گسترده تری برای انتخاب ایجاد کرد. این مطالعه اطلاعات مفیدی را برای درک ذهنیّت زنان هندی ارائه می دهد و در راه اندازی کت زنانه نوآورانه و پیش بردن سلیقه زنان هندی کاربردی است. این پژوهش سعی دارد با درکِ نیاز مشتریان، کت را به عنوان یک لباس پذیرفته شده در جامعه با سبک های (استایل) مختلف معرفی کند.
شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر بازآفرینی بافت تاریخی شهر تبریز با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بافت های تاریخی اکثر کلانشهرها در حال تخریب و فرسودگی است و بر این مبنا مدیریت شهری جهت جلوگیری از آسیب های بیشتر در این بافت ها روش های مختلفی را برای مداخله و ساماندهی این گونه مناطق در پیش گرفته است که رویکرد بازآفرینی بافت های ناکارآمد یکی از جدیدترین رویکردهای مطرح شده در این زمینه است. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی شاخص های کلیدی بازآفرینی در بافت تاریخی کلانشهر تبریز است. این پژوهش از نظر روش شناختی توصیفی تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. جهت جمع آوری اطلاعات از روش آمیخته مبتنی بر مصاحبه و تکنیک دلفی و همچنین روش اسنادی و بررسی میدانی بهره گرفته شده است. تعداد 12 نفر از متخصصان و مسئولان اجرایی که باید در بحث مشارکت داشتند، شناسایی و انتخاب شدند و سپس با روش دلفی و از طریق پرسشنامه به شناسایی و امتیازدهی مهمترین پیشرانهای مؤثر بر بازآفرینی اقدام شد. در این تحقیق، 40 شاخص در قالب پنج مؤلفه زیست محیطی، کالبدی فضایی، اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، و مدیریتی نهادی جهت تبیین وضعیت بازآفرینی محدوده، مورد استفاده قرار گرفته است که برای بررسی رابطه و اثرات و استخراج عامل ها از نرم افزار MICMAC و جهت تعیین وضعیت های محتمل آینده، بازآفرینی این عامل ها و ارتباطات بین آنها تجزیه و تحلیل و رتبه-بندی شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهند که از 40 شاخص مورد بررسی، 10 شاخص شامل سرمایه گذاری دولتی و تزریق اعتبارات پروژه ها، قوانین و ضوابط شهری، جلب مشارکت شهروندان، طرح های توسعه شهری، قیمت زمین و مسکن، مدیریت واحد شهری، نظارت و بازرسی، اقتصاد محلی، توسعه شبکه معابر و تورم به عنوان کلیدی ترین شاخص ها شناخته شده اند. همچنین در ارتباط با عوامل کلیدی، 10 سناریوی برتر مطلوب، میانه و بحرانی در ارتباط با نفوذ ناپذیری و ریزدانگی بافت، کاربری اراضی و ناپایداری بناهای تاریخی ارائه شد که توجه به رفع موانع ناپایداری وافزایش اقدامات نوسازی، بهسازی و بازآفرینی نسبت به کل بناها، در هر زون و افزایش مشارکت جمعی و تخصیص منابع اقتصادی و تسهیلات بیشتر به ساختمان هایی که اقدامات بهسازی لرزه ای در آنها انجام شده نسبت به کل بناها (به صورت موضعی یا کلی) دارای اهمیت بالاتری بوده اند.
شناسایی و تبیین مؤلفه های ارتقای کیفیت منظر بر بازخوانی آرامستان های تاریخی: رویکردی پدیدارشناسانه به تجربیات زیسته مراجعه کنندگان؛ مطالعه موردی، آرامستان وادی السلام قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
77-59
حوزههای تخصصی:
اهداف: این پژوهش با هدف حفاظت از منظر آرامستان های تاریخی شهر از دریچه شناخت ابعاد، لایه ها و مؤلفه های آشکار و پنهان در سطوح عمیق ادراک به آشکارسازی ظرافت ها و پیچیدگی های دشوار در بازآفرینی این مکان های ارزشمند تاریخی در خلال مرور تجارب زیسته مراجعه کنندگان می پردازد. روش ها: این پژوهش به صورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسانه و با روش ابداعی کوشنباخ از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته حول پنج محور اصلی و همچنین توزیع پرسش نامه های تکمیلی، ثبت و دریافت معانی تجارب زیسته مراجعین به منظر و تحلیلی کیفی، صورت پذیرفته است. یافته ها: بررسی تجارب زیسته پیرامون منظر آرامستان های تاریخی در شش محور «مراجعه، تصویر ایده آل، فعالیت، بهبود و ابعاد ذهنی» نشان می دهد گورستان های تاریخی دارای کیفیت های چندبعدی و تنوع، تکثر و پیچیدگی بسیار شگرفی در لایه های ادراکی برخوردار است . نتیجه گیری : فروکاست نقش گورستان ها به یک زیرساخت ضروری برای شهر و محلی برای دفن اموات منجر به قطع ارتباط میان دنیای زندگان و مردگان گشته، آن را بدل به زمینی جهت دفن پسماند شهری در خارج شهر می نماید. حفاظت از منظر تاریخی به دلیل دارا بودن ساختارها و عناصر ارزشمند، اصالت و ارزش های نهفته که نشان دهنده ی تعامل فرهنگ و طبیعت در طول زمان است، از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است، چراکه این ارزش ها حافظ هویت و خاطرات جمعی و حافظه تاریخی جامعه هستند. لذا بدون بررسی لایه های عمیق ادراکی نهفته در روح این مکان امکان خوانش مجدد این ویژگی ها در بازآفرینی آرامستان ها آن میسر نیست.
بازنمود اصول مکتب اصفهان در معماری و شهرسازی دوران صفوی در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۹۳)
156-138
حوزههای تخصصی:
جریان های فکری حاکم در هر دوران، همواره بر معماری و شهرسازی آن دوران تأثیر گذاشته است. برای درک عمیق تر این تأثیرات، ایجاد ارتباط معنادار میان کالبد در معماری و شهرسازی هر دوره با تفکرات حاکم بر آن دوره می تواند مؤثر باشد. دوره صفویه، یکی از درخشان ترین دوره های تاریخ ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده است؛ بنابراین شایسته است اندیشه هایی که موجب شکوفایی این دوره شده اند، بررسی شوند. در این دوره، سه جریان فکری شاخص وجود داشته است: تشیع، اشراق (بر پایه حکمت ایرانی) و عرفان. این جریان های فکری بر معماری و شهرسازی این دوران از جمله باغ ها، کاخ ها و خیابان چهارباغ نیز تأثیر گذار بوده و نوآوری هایی را به وجود آورده است. مکتب اصفهان عنوانی است که برای اوج گیری فعالیت های مختلف فلسفی، فقهی و هنری در سده ۱۷ و اوایل ۱۸ میلادی در اصفهان به کار برده شد و اصول و قواعدی را در معماری و شهرسازی پایه گذاری کرد. مقاله حاضر ضمن تشریح ویژگی های مکتب اصفهان به بررسی تأثیر اصول مطرح شده این مکتب در معماری و شهرسازی اصفهان پرداخته و برای این مهم، با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با اتکا به متون و اسناد تاریخی و شواهد به جامانده از معماری و شهرسازی دوره صفوی و مطالعات پژوهشگران معاصر درباره ساختار معماری و شهرسازی این دوره ، معماری باغ ها و کاخ های این دوره در شهر اصفهان و همچنین سطح کلان از جمله خیابان چهارباغ را در حیطه مکتب اصفهان بررسی کرده و به این پرسش پاسخ داده است که چه ارتباطی میان مکتب اصفهان با معماری و شهرسازی وجود داشته و بازنمود اصول این مکتب در باغ ها، کاخ ها و سطح کلان (خیابان چهارباغ، شهر) چه بوده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که معماری و شهرسازی دوره صفوی و به طور شاخص باغ ها، کاخ ها و خیابان های آن ریشه در اصول حاکم بر مکتب اصفهان دارد.
نگرشی بر الگوهای استقراری منطقه حاجی لرچای ورزقان، آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۹۵)
487-470
حوزههای تخصصی:
منطقه حاجی لرچای در شهرستان ورزقان استان آذربایجان شرقی قرار دارد. بررسی های باستان شناسی منطقه به منظور روشن شدن چشم اندازهای استقراری منطقه انجام گردید. در مجموع، سی محوطه در منطقه شناسایی شد که در این بین، دو محوطه متعلق به عصر مفرغ میانی- جدید و پانزده محوطه، متعلق به دوره تاریخی شناسایی شد. با وجود شواهدی از دوره مفرغ در منطقه، به نظر می رسد که سکونت گسترده منطقه، از دوره تاریخی به بعد آغاز شده و تا به امروز نیز ادامه یافته است . منطقه حاجی لرچای ورزقان جزو نقاط تقریبا کم تر شناخته شده به شمار می رود و پژوهش های باستان شناسی تاکنون در منطقه انجام نشده است. این بررسی ابتدا توسط پژوهش های میدانی انجام یافت. سپس با نقشه های GIS ، چشم انداز دقیق منطقه، مشخص و الگوهای استقراری تبیین گردید. در این پژوهش تلاش گردید هر محوطه به تفکیک، علاوه بر ویژگی های کلی وآسیب شناسی، معرفی الگوی استقراری منطقه نیز ارائه گردد. مهم ترین پرسش این مقاله، بررسی الگوهای استقراری منظقه است که تاکنون به آن پرداخته نشده و مسئله مهم این است که گونه شناسی استقرارهای حوضه رودخانه حاجی لرچای چگونه است؟ چه سنت های فرهنگی در منطقه حضور داشته است؟ نتایج این بررسی نشان داد که اکثر محوطه های باستانی در کنار رودخانه حاجی لرچای، از سرشاخه های رودخانه ارس قرار گرفته اند و شرایط زیست محیطی و نزدیکی به رودخانه و کد ارتفاعی نقشی مهم در ایجاد استقرارها داشته است.
مطالعه الگوهای تخریبِ نقوش برجسته سنگی در محوطه تاریخی-فرهنگی تاق بستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۹۵)
630-606
حوزههای تخصصی:
محوطه تاریخی-فرهنگی تاق بستان در دیواره رشته کوه های پرآو-بیستون قرار گرفته است. این محوطه از دوران ساسانی باقی مانده است که شامل سه بخش اصلی از نقش برجسته های سنگی با نام های متداول تاق بزرگ، تاق کوچک و نقش اردشیر دوم است. این آثار از زمان خلق (دوره ساسانی) تا کنون دائماً در معرض عوامل محیطی بوده اند و تخریب های رخداده در سطوح آن کمتر بررسی شده اند. بدین سبب در این پژوهش با هدف بررسی الگوهای تخریبِ نقوش برجسته سنگی، الگوهای تخریب از طریق مشاهده و بررسی میدانی و به روش ماکروسکوپی شناسایی شدند. در بررسی های انجام شده معلوم گشت که رسوبات سطحی به طور گسترده (عمدتاً در تاق بزرگ) در تنالیته رنگ های روشن تا نارنجی و قهوه ای و حتی سیاه، سطح نقوش برجسته را پوشانده اند، به طوری که ظرافت های نقوش ساسانی از دید عموم مخفی مانده است. در ضلع غربی تاق بزرگ این رسوبات سطحی باعث مخدوش شدن بخش اعظمی از نقش برجسته ها (خصوصا صورت ندیمان و همراهان شاه) به شکل پوسته های زمخت شده اند. تاق کوچک و نقش اردشیر دوم، کمتر تحت تأثیر رسوبات انحلالی قرار گرفته اند؛ زیرا رسوبات در تاق بزرگ عمدتاً در اثر خروج آب از کانال های طبیعیِ موجود در زیر تاق نشأت گرفته و در اثر جاری شدن آب در بین نقوش، مواد معدنی محلول در آن به شکل پوسته ای رسوب کرده اند. در نقش درخت زندگانی نقش فرشته و دیواره های ضلع شرقی و غربی تاق کوچک و نقش اردشیر دوم اثراتی از فعالیت میکروارگانیزم ها و بقایای باکتریایی مشاهده می شود. خوردگی حفره ای در اثر فعالیت گلسنگ در این نواحی موجب مخدوش و ناهموار شدن سطح شده است. همچنین سیمان های مرمتی بکار رفته جهت پَرکردن درزه های صخره، باعث شکل گیری شوره هایی در نواحی اطراف خود شده اند. بنابراین از مطالعه الگوهای تخریب معلوم گشت که جریان آب در بین نقش برجسته ها و انحلال رخ داده توسط این جریان در کنار فعالیت میکروارگانیزم ها و مداخلات نادرست پیشین، از مهم ترین عوامل مخدوش کننده سطوح نقش برجسته سنگی تاق بستان هستند.
تأثیر آب و گیاه در عملکرد اقلیمی نورگیرهای داخلی ساختمان بررسی موردی: ساختمان مسکونی واقع در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
109 - 126
حوزههای تخصصی:
با رایج شدن شیوه زندگی آپارتمانی و افزایش تراکم شهری، نورگیرها یا پاسیوها به عنوان فضاهای تأمین کننده نور و هوای تازه در فضاهای داخلی طبقات مختلف، بسیار مورد استفاده قرار گرفتند. اینطور به نظر می رسد که استفاده از پاسیوها همراه با آب و گیاه در ساختمان ها می تواند در تعدیل شرایط اقلیمی محیط به روش غیر فعال و در نتیجه کاهش مصرف انرژی نقش به سزایی را ایفا کند. در مقاله حاضر، نورگیر مسقف یک ساختمان پنج طبقه مسکونی دارای گیاه و همراه با تزریق رطوبت استخر به فضای نورگیر مرکزی، واقع در شمال تهران به صورت میدانی و شبیه سازی موردمطالعه قرار گرفته است. با استفاده از برداشت میدانی به کمک تجهیزات هواشناسی دما، رطوبت، دمای کروی و دمای تر کروی، اندازه گیری هایی در دو فصل گرم و سرد سال انجام شد. نتایج نشان می دهد نورگیر مسقف همراه با گیاه و تزریق رطوبت استخر به فضای آن، موجب ایجاد خرد اقلیمی معتدل در فضای نورگیر شده که به طور میانگین، در فصل گرم دمای هوا را c° 4 کاهش داده و موجب افزایش c° 7/11 دمای داخل نورگیر نسبت به محیط خارج در فصل سرد شده است. همچنین مشخص گردید که با حذف رطوبت استخر، اختلاف دما بین طبقات پاسیو افزایش خواهد یافت. با مقایسه نتایج حاصل از شبیه سازی و مطالعات میدانی مشخص شد، با حذف گیاه و رطوبت استخر، اختلاف دمای شبانه روز در نورگیر افزایش می یابد.
بازشناسی نقش اقلیم در سازماندهی فضاهای معماری خانه های سنتی دزفول با تأکید بر سطوح زیرزمینی، نمونه موردی: خانه سوزنگر
حوزههای تخصصی:
در معماری خانه های سنتی ایران من جمله شهرهای با اقلیم گرم و مرطوب، عنایت به عوامل اقلیمی، یکی از ارکان طراحی معماری محسوب شده و حائز اهمیت بسیار بوده است. و به طبع، پیش بینی فضا در عمق زمین در معماری خانه سنتی ایران کاربرد قابل توجهی داشته است. خلق فضاهای معماری سطوح زیرزمینی خانه های سنتی به عنوان یکی از شیوه های طراحی اقلیمی و تأمین گر بخش عمده ای از نیاز آسایش ساکنین با امکان تعامل معماری و بهره برداران آن با محیط، در خانه های سنتی اقلیم گرم و مرطوب من جمله در شهر دزفول، مطرح می باشد. سازمان دهی فضا در خانه های سنتی دزفول، ارتباط چندجانبه فضاها با یکدیگر است. که براین اساس، شیوه ای از تعریف و سازمان دهی فضایی با امکان تجربه های کیفی ادراکی گوناگون برای حضور آدمی فراهم شده است. با تحلیل منطقی از اندیشه سازمان فضایی خانه های سنتی دزفول، می توان به معیارهای مختلف از جمله معیار اقلیمی طراحی این خانه ها دست یافت. در این پژوهش سعی شده، ضمن پرداختن به جایگاه معماری اقلیمی در خانه های سنتی دزفول، به تحلیل فضایی خانه سنتی سوزنگر دزفول پرداخته و تأثیر تهویه طبیعی بر سازمان دهی فضاهای زیرزمینی آن مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این مقاله از روش تحقیق توصیفی تحلیلی بهره گرفته شده که با جمع آوری اطلاعات از طریق بررسی کتابخانه های تخصصی و عمومی و نشریه های مرتبط با موضوع انجام شده است.
خوانش روابط بیش متنی در قالی ایلام با تکیه بر آرا ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۶ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
111 - 121
حوزههای تخصصی:
قالی ایلام به مثابه یکی از آثار هنری ایران که تاکنون آن گونه که باید بدان پرداخته نشده، مجموعه ی متکثری از متون هنری را شامل می شود که معنای آن را شکل می دهند. به همین جهت درک معنای پنهان آن بر اساس مجموعه ی پیش متن های تشکیل دهنده ی آن و روابط آن ها با متن نهایی میسر می شود. در مواجهه با یک اثر هنری این چنین، مطالعه ی چگونگی شکل گیری معنا در آن از طریق درک معنا و تغییر و تحول متن های پیشینِ شکل دهنده به آن میسر است، یکی از روش هایی که چنین فهمی را به همین ترتیب میسر می کند، روش نقد بیش متنی مطرح شده توسط ژرار ژنت است. داده های موردنیاز برای این پژوهش از طریق مشاهده تصویر و تجزیه آن به اجزا تشکیل دهنده اش و اطلاعات موردنیاز برای تحلیل آن از طریق مطالعات کتابخانه ای فراهم آمد و درنهایت مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که در طراحی این قالی ها، هنرمند ایلامی آگاهانه یا ناآگاهانه تحت تأثیر دستاوردهای فرهنگی مکان-زمان زیستش، با ترکیب متونی از نظام های فرهنگی ایران باستان و اسلامی به انحا گوناگون، متنی را خلق کرده که هم در راستای هدف طراحی اش یعنی تبلیغ معنای پنهان اثر، موفق بوده و هم پیونددهنده دو نظام فرهنگی ایرانی و اسلامی است.