فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۲۱ تا ۵٬۲۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳
8 - 20
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و توصیف رویکرد پدیدارشناسانه اینگاردن در خصوص هستی اثر موسیقی و اجرای آن، می پردازد. اینگاردن معتقد است که اثر موسیقی، وضعیت وجودی خاصی دارد و همواره از اجرایش مجزا باقی می ماند. اینگاردن در زیبایی شناسی پدیدارشناختی خود و با طرح قصدی بودن ابژه موسیقی، نشان می دهد که آهنگسازی، تنها فرایند سازنده اثر نیست و اجرا و شنیدن نیز در این فرایند دست اندرکار هستند. براساس دیدگاه وی، اثر موسیقی کاملاً تعیّن یافته و خودآیین نیست و وجود آن، به کنش های قصدی خالق و مخاطب اثر بستگی دارد. نظریه های متعددی همچون نظریه ساده انگارانه اثر به مثابه اجرا، روانشناسی گرایی و اثبات گرایی منطقی، نسبت اثر و اجرای آن را مورد بررسی قرار می دهند. اما از منظر اینگاردن، در نهایت، این نظریه ها نسبت اثر و اجرای آن را به چیزی فرو می کاهند که نمی تواند گویای ماهیت وجودی اثر موسیقی باشد. در این مقاله با تکیه بر روش پدیدارشناختی اینگاردن، تمرکز خود را بر وجوه وجودی اثر موسیقی و نسبت اثر موسیقی با اجرای آن قرار می دهیم تا نشان دهیم از منظر اینگاردن، اثر موسیقی نه وجود صرفاً فیزیکی دارد و نه ایدئال؛ بلکه وضعیت وجودی اثر، موسیقی دگرآیین و کاملاً قصدی است. به بیان پدیدارشناسانه، از میان تجربه های خود ما از اجراهاست که اثر به ما داده می شود و این خود ما هستیم که به واسطه تجربه هایی که از اجراهای یک اثر موسیقی به دست می آوریم، هویت و هستی اثر را مشخص می کنیم.
بدن نامتعارف به مثابه ابژه جنگ در آثار کازوئو اونو
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵
16 - 26
حوزههای تخصصی:
کازوئو اونو یکی از تأثیرگذارترین فیگورهای رقص معاصر است که همواره از وی در کنار تاتسومی هیجیکاتا، در مقام مبدعان رقص بوتو نام برده می شود که اولین بار در سال 1959، در ژاپن شکل گرفت. این گونه از رقص، در پی وقایع جنگ جهانی دوم پدید آمد و با دیدگاه اجراییِ تاتسومی، شکل بندی خودش را یافت. رقصِ مرگ، نمایشِ پریشانی، رقصِ تاریکیِ مطلق و تمرکز بر ماهیتِ ابزوردِ چیزها، در زمره مهم ترین مضامین، عناوین و موضوعاتِ مورد توجه این شیوه از رقص مدرن ژاپنی هستند. از آن جا که تاتسومی از یوکیو میشیما، ژان ژنه، مارکی دو ساد، تئاتر نو ژاپنی از یک سو و نیز، از دیدگاه آنتونن آرتو درباره مفهوم بازیگر از سوی دیگر تأثیر گرفته است، به نظر دور از ذهن نمی نماید که مواجهه با مقوله بدن در کار رقصندگان بوتو از جمله یکی از مهم ترین چهره های آن، کازوئو اونو، مواجهه ای پرمناقشه و نیز نامتعارف نسبت به هنرهای اجرایی سنتی ژاپن (بویو) باشد. آن چه در کار اونو قابل بررسی است، احضارِ بدنی برساخته است که گویی از حیات، تهی شده است. رقصنده، گویی هر نوع نشانه ای از زیستِ بیولوژیکی و نیز جنسیتی را عامدانه معلق ساخته و یا از اساس، پس زده و انکار می کند و کالبدِ خود را در شمایلِ یک عروسک، به صحنه می آورد. هدف این مقاله، مطالعه توصیفی- تحلیلی شمایلِ کار کازوئو اونو است. تجربیات ناشی از واقعه هیروشیما و ناکازاکی در کنار دیگر عناصر مؤثر در صورت بندی بوتو، مسئله قابل توجهی است. به نظر می رسد آن خمیدگی و درهم پیچیدگیِ اندامیِ اونو در هنگام اجرا، به نمایشِ بدنی می ماند که دست اندرکارِ بازنماییِ جنازه بی قواره ای است که گویی ابژه جنگ است؛ بدنِ تغییرشکل یافته ای که سوختن و به نظر، کتمان، انکار و انهدام بدن ها را پس از بمباران اتمی ژاپن بازنمایی، و یا به یک معنا احضار می کند.
بررسی نقش معلمانه جمشید در آموزش به صنعتگران در دو نگاره موجود در کتابخانه چستربیتی
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
123 - 138
حوزههای تخصصی:
جمشید از نام آورترین شخصیت های تاریخی برای ایرانیان بوده و دو وجه آسمانی و زمینی به جای مقام پیامبری او در ادبیات کهن مورد توجه بقرار گرفته است.، او که معلمی را برگزید تا در پرتو فره الهی، برای انسان رفاه و سعادت به ارمغان آورد، با بیتوجهی به محور مینوی، هرچند نیک نام باقی ماند، اما فره خود را از دست داد. صحنه های مختلفی از زندگی جمشید در نگارگری ایران بازتاب داشته که تعدادی از آنها در ادوار مختلف، مربوط به ویژگی معلمی او و آموختن فنون به صنعتگران است. از میان تصاویر نقش شده با این موضوع، دو نمونه موجود در کتابخانه موزه چستربیتی هر دو در دوره ایلخانی و با فاصله زمانی کمی از هم ترسیم شده اند. بررسی آن ها می تواند این پرسش اصلی را پاسخگو باشد که دو گانگی های شخصیتی روح انسانی مختار چون جمشید چگونه می تواند با زبان هنر جلوه تجسمی یابد و به غیر از موضوع واحد، مهمترین ویژگی های مشترک این دو اثر که موجب شباهت آنها گردیده در چیست؟ داده های پژوهش تحلیلی و تطبیقی حاضر، به صورت کتابخانه ای فراهم آمده و بررسی آنها نشان می دهد که نگاره های مورد نظر به گونه ای شمایل نگارانه این روایت را مصور کرده اند تلاش مصوران هوشمندانه به گونه ای بوده که در عرصه تصویر بازتاب حقیقت باشد. و این الگو برداری از اجزای تصویر شده در زندگی واقعی است که موجب شباهت نسبی در آن دو اثر بوده است. در کنار آن عملکرد هنرمندان با بهره بردن از ویژگیهای مبانی تجسمی و ترکیب بندی بصورت ساختاری برای نشان دادن دوگانگی های وجود در راستای همین هدف بوده است.
تبیین نقش قدرت-دانش در برنامه ریزی فضایی با تأکید بر قدرت انضباطی و زیست-قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
133 - 151
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با وجود چند دهه سابقه ی تهیه طرح های توسعه شهری در کشورهای در حال توسعه و بهره مندی عمده از عقلانیت ابزاری در تهیه این طرح ها، مشاهده می شود که مسائل و مشکلات این شهرها از جمله سکونتگاه های غیررسمی، بافت فرسوده و اقتصاد شهرها نه تنها حل نشده است؛ بلکه روز به روز بر وسعت و شدت مشکلات آن ها افزوده می شود. بنابراین، به جای ردیابی ریشه این مسائل در نحوه ی تهیه و اجرای طرح ها، باید از دریچه ای دیگر به آن نگریست و به جنبه پنهان و کمتر توجه شده نظریه برنامه ریزی، یعنی قلمروی قدرت و اعمال آن بر فرآیند برنامه ریزی فضایی پرداخت که عمدتاً توسط برنامه ریزان شهری نادیده گرفته شده است. هدف: هدف اصلی این پژوهش تبیین نقش قدرت-دانش در برنامه ریزی فضایی با تأکید بر واکاوی دو مفهوم قدرت انضباطی و زیست-قدرت است. روش: این پژوهش با اتکا به معرفت شناسی برساخت گرایی اجتماعی و روش پژوهش تحلیل گفتمان فوکویی با پیش فرض پذیرش گذار نظام سرمایه داری از امپریالیسم به امپراتوری، به واکاوی دو مقوله قدرت-دانش یعنی قدرت انضباطی و زیست-قدرت پرداخته است و سپس با واکاوی نقش برنامه ریزی فضایی، سعی در تبیین نقش قدرت-دانش در برنامه ریزی فضایی دارد. یافته ها: از دیدگاه قدرت-دانش فوکویی تولید فضا صرفاً برآمده از قوانین و مقررات و نظام رسمی برنامه ریزی فضایی نمی باشد و عوامل متعددی از جمله دانش و گفتمان انضباطی، نهادهای انضباطی، وضعیت استثنایی دائمی و زیست-قدرت در برنامه ریزی فضایی مؤثر هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که برنامه ریزان فضایی در کنار رهیافت های برنامه ریزی که به طور مرسوم در محیط آکادمیک آموخته اند، باید به مباحث قدرت-دانش نیز بپردازند، تا در کنار نظام رسمی برنامه ریزی فضایی در نظام غیررسمی نیز قابلیت کنش و اثربخشی بیشتری داشته باشند.
کاربست رهیافت پویش مختلط در شهرری از دیدگاه پدافند غیرعامل در برنامه ریزی توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ ۱۴۰۰ شماره ۱۵
15 - 29
حوزههای تخصصی:
ناکارآمدی برنامه های توسعه که با روشهای سنتی (منطقی) تهیه میشوند و روی آوردن تصمیم گیران به سمت اندک افزایی، ایجاب میکند تا به بررسی روش های برنامه ریزی توسعه در کشور بپردازیم. رهیافت های سنتی با ساختار و الزامات زمینهای کشور منطبق هستند و نمیتوان آنها را به طور کامل مطرود اعلام کرد. اندک افزایی هم محدود به حفظ وضع موجود است و به همین جهت راهکاری مناسب برای پیشبرد توسعه نیست. در این بین پویش مختلط ادعا میکند که با ترکی دو رهیافت پیشین و رفع نقایص آنها به وسیله همپوشانی میتواند برنامه ریزی منعطفتر و موفق تری در سطح اجرا ارائه کند. ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی امکان به کارگیری و تأثیرگذاری این رهیافت است. پژوهش ازلحاظ هدف ، کاربردی، نوع، توصیفی و ازلحاظ روش، تحلیلی- توصیفی است. ابتدا از طریق مطالعات میدانی، داده ها و اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسشنامه پویش مختلط و عوامل ایجاد کننده توسعه منطقه ای توسط مدیران شهرداری شهر ری و برخی ساکنان شهر ری گردآوری شده و سپس به منظور تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از روشه ای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در این پژوهش به بررسی مناسبت کاربرد پویش مختلط به عنوان رهیافت جایگزین برای طرح های توسعه شهرها، پرداخته شده است. شهر ری به عنوان نمونه هدف برای بررسی کاربرد این رهیافت، با سه سؤال جداگانه روبه رو بوده است. در بررسی این سه سؤال، پویش مختلط در طراحی و توسعه منطقه ای، در سیاستگذاری توسعه منطقه ای و در بهره برداری از توانمندی های منطقه ای در شهر ری تأثیری مثبت داشته و امکان به کارگیری آن در این منطقه وجود دارد.
تحلیل معیارهای کالبدی بناهای میان افزا به منظور به کارگیری در طراحی و ارزشیابی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم مهر ۱۴۰۰ شماره ۱۰۰
41 - 58
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تاکنون رویکردهای مختلفی در خصوص طراحی بناهای میان افزا مطرح شده که دسته بندی آن رویکردها عمدتاً با تأکید بر موضوعات کالبدی بوده است. از این رو معیارهای کالبدی در طراحی بناهای میان افزا واجد اهمیت هستند ولیکن می توان گفت با توجه به عدم وجود گفتمانی واحد در خصوص معیارهای کالبدی تأثیرگذار برای انتخاب رویکردها از نظر نظریه پردازان و همچنین وجود تفاوت های محرز در مورد معیارهای معرفی شده و فقدان برخی معیارها در این تعاریف، اهمیت درنظرگرفتن تمامی معیارهای کالبدیِ مؤثر و دستیابی به یک مجموعه منسجم ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش تحلیل و بررسی نظریات مختلف به منظور تدقیق و دستیابی به مجموعه ای جامع از معیارهای کالبدی تأثیرگذار در انتخاب و تعریف رویکردها و دسته بندی آن ها در معیارهای اصلی و زیرمعیارها به جهت به کارگیری در طراحی و ارزشیابی بناهای میان افزاست. روش تحقیق: این پژوهشِ توصیفی-تحلیلی به منظور ساماندهی معیارهای اشاره شده از سوی نظریه پردازان و نهادهای مرتبط در سامانه ای جامع تر، از راهبرد استدلال منطقی و تکنیک تحلیل محتوا با استفاده از منابع کتابخانه ای، بهره گرفته است. نتیجه گیری: در نتیجه این پژوهش تمامی آن معیارها در چهار حوزه کلیِ 1. موقعیت قرارگیری، 2. فرم و شکل، 3. مقیاس و تناسبات، 4. ویژگی های ظاهری مصالح به دلیل داشتن بیشترین فراوانی و اهمیت در مبانی بررسی شده، به عنوان معیارهای اصلی، طبقه بندی شده و سپس زیرمعیارهای هر یک از آن ها در قالب یک نمودار ارائه شده است تا بتوانند به منظورِ تعیین رویکردهای مختلف در خصوص طراحی و ارزشیابی بناهای میان افزا کمک کننده باشند.
سرمقاله: سه گانه منظرآیینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۶
3 - 3
حوزههای تخصصی:
منظر آیینی ترکیبی از مکان، رویداد و نمایش است که وجه نمایش در آن قوی تر از انواع دیگر منظر است. در منظر آیینی «تماشا» و «مشارکت» رکن است. بازیگران منظر آیینی انسان های عادی هستند، تماشاگرانی که در فهم نمایش مشارکت می کنند نیز از همان جنس هستند. منظر آیینی آنچنان که در مورد اسطوره نیز صادق است، راوی تاریخ نیست؛ بلکه از تمایلات، نگرانی ها و جهان بینی های گذشته حکایت می کند. لذا داوری آن به عنوان امر واقع و روایتی از تاریخ، به نتایج ضدفرهنگی خواهد انجامید. مراسم قالیشویان مشهد اردهال، منظری آیینی است که نکته جالب آن ترکیب اسطوره های دو فرهنگ قبل و بعد از اسلام ایران در یک مراسم است. زمان رویداد، دومین جمعه ماه مهر، برگرفته از تاریخ ایام سعد ایران باستان، و ماجرای آن خونخواهی امامزاده است. نمادهای مراسم آن قدر متنوع و ترکیبی است که رمزگشایی آن ها می تواند دریچه های زیادی به شناخت فرهنگ ایران باز کند. اگرچه مراسم قالیشویان منظری تدریجاً شکل گرفته و دارای تطورات بسیار تاریخی است، اما اخیراً اقداماتی با هدف خوانش ایدئولوژیک از مراسم مطرح شده که ممکن است بُعد تاریخی و اسطوره ای آن را در مخاطره قرار دهد. باید دانست منظر آیینی الزاماً با خوانش عقلانی و فایده گرایی مستقیم قابل ارزیابی نیست؛ بلکه درست تر آن است که به عنوان نمادی از فرهنگ گذشته در ارتباط با مکان مورد توجه قرار گیرد. تلفیق نمایش چوب بدستان مراسم با هیجان نوحه خوانی و مشارکت همزمان بازیگران و تماشاچیان در مراسم، حس خاصی از یک حادثه مهم در گذشته سرزمین ایجاد می کند که ارتباط آن با خونخواهی امامزاده به مراسم سمت وسوی عدالت خواهی نیز می بخشد. سه گانه منظر آیینی قالیشویان را باید حفظ کرد.
نمودهای کسب حکمت و دانش در کلیله و دمنه مصور تیموری با تأکید بر سرمایه های فرهنگی تجسّم یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۱
55 - 73
حوزههای تخصصی:
سرمایه فرهنگی مجسّم به صورت مهارت و خصایل دیرپای فکری و جسمی و جزو دانایی و توانایی افراد است. تمایلات و گرایش های فرهنگی، یکی از فاکتورهای اصلی در سنجش میزان سرمایه های فرهنگی تجسّم یافته می باشد. کتاب کلیله و دمنه که خود یکی از مهم ترین سرمایه های فرهنگی عینیّت یافته شمرده می شود، گنجینه غنی از سرمایه های فرهنگی مجسّم است. چنانکه جزو ماندگارترین آثار عینی میراث فرهنگی مکتوب در بین ملل هند و ایران و عرب و بلکه ادبیات جهان شمرده می شود. در پژوهش حاضر، براساس رویکرد نظری سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، به بررسی عمده ترین گرایش فرهنگی مندرج در این کتاب پرداخته شده است. به لحاظ روش شناسی، گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای بوده، شیوه بررسی آن از نوع مطالعات کیفی و تحلیل محتواست. یافته های بررسی نشان می دهد که شاخصه گرایش به کسب حکمت و دانش در کلیله و دمنه از برجستگی خاصی برخورداراست. تعامل رای هند و بیدپای برهمن در باب مسائل گوناگونِ فرهنگی که با هدف گسترش حکمت و تعمیم دانشِ موضوعات مطروحه به انجام می رسد، یکی از بهترین جلوه های متجسّم سرمایه های فرهنگی است. جستجوی معرفت و شیفتگی انوشیروان پادشاه فرهیخته ساسانی به دانش، جستجوی حکمت به وسیله برزویه و ابن مقفع، که گاهی موجِّد حرکت های مهم علمی و فرهنگی در عصر خویش بوده اند؛ علاقه مفرط امیر نصر بن احمد سامانی، بهرام شاه غزنوی و ابوجعفر منصور بن عباس (پایه گذار خلافت عباسی) و برخی دیگر از امرا و علما، به علم و فرهنگ، نمودهای سرمایه فرهنگی هستند که در کلیله و دمنه تجسّم یافته اند. اهداف تحقیق: 1.بررسی ترجیهات فرهنگی اشخاص و رجال مطرح در کلیله و دمنه. 2.تبیین نمودهای سرمایه فرهنگی تجسم یافته در کلیله و دمنه ذیل مؤلفه گرایش به کسب حکمت و دانش. سوالات تحقیق: 1.ترجیهات فرهنگی اشخاص و رجال مطرح در کلیله و دمنه حول چه مؤلفه هایی شکل گرفته است؟ 2.نمودهای سرمایه فرهنگی تجسم یافته در کلیله و دمنه از منظر علاقه به کسب حکمت و دانش چگونه است؟
آسیب شناسی نور و نورپردازی مصنوعی در گرافیک محیطی مسجد شیخ لطف الله اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نورپردازی به عنوان یکی از پارامترهای اساسی در طراحی معماری و از عوامل ایجاد حس فضا و تقویت هویت مکان، حضور پررنگی در معماری ایرانی و اسلامی دارد. به نظر می رسد مدیریت حضور نور طبیعی و همچنین نورپردازی مصنوعی از جنب ههای بصری، معنایی، عملکردی و ... در حوزه طراحی گرافیک محیطی نیز حائز اهمیت است. پژوهش پیش رو در نظر دارد استفاده بهینه از امکانات نور و نورپردازی در گراف کی محیطی مسجد شیخ لطف الله اصفهان را به عنوان نمونه ای شاخص و با نگاهی آسیب شناسانه مورد بررسی قرار دهد. دو پرسش در این زمینه قابل طرح است؛ نخست اینکه آسیب های ناشی از نورپردازی نامناسب در گرافیک محیطی مسجد شیخ لطف الله کدام هستند و دوم اینکه در طراحی اصولی نورپردازی، کدام رو شها مؤثر واقع می شوند؟ در این راستا، تأثیرات طیف نور، یکفیت و شدت نور و مدت زمان تابش منابع نور مصنوعی بر بافت تاریخی و آسیب های ناشی از آن مورد بررسی قرار گرفت هاند. همچنین، ارائه راهکارهای عملی متناسب با منابع نوری مصنوعی متداول برای نورپردازی بافت تاریخی به منظور به حداقل رساندن این آسیب ها با استفاده از آخرین دستاوردهای علمی، از دیگر اهداف این مقاله است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است که به شیو ه کیفی و با هدف بررسی آسیب شناسی نور و نورپردازی در مسجد شیخ لط فالله اصفهان انجام شده است. گردآوری اطلاعات، با استفاده از روش میدانی (
بررسی تاثیرگذاری بازارتهران بر پهنه بندی کاربری های محله بازار با تحلیل نقشه های GIS
حوزههای تخصصی:
Critical Design Factors for Wayfinding in Hospital Environment in Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the hospital environment, the complexity of the building configuration causes wayfinding difficulties for hospital users. This results in s tress, anxiety, discomfort, loss of time, and missed appointments. This research es tablishes the critical factors that influence the ease of wayfinding in a hospital environment with consideration for the design sys tems. The s tudy was carried out at Jos University Teaching Hospital, Plateau S tate, Nigeria. Also, a descriptive research design was employed with a survey ques tionnaire for data collection, adminis tered on outpatients on a sample size of 96 respondents (48 males and 48 females), using a simple random sampling technique. Findings from factor analysis and multiple regressions showed that some factors have a high influence on the ease of wayfinding in the hospital environment concerning their loadings at significance value. These factors include landmarks, crowdedness in the circulation spaces, circulation intersection (nodes), and visual access. The s tudy recommends that local landmarks should be designed to be visible from a dis tance at decision-making points in the hospital during wayfinding. Furthermore, circulation intersections (nodes or junctions) should be dis tinctive with directional signs and should have visible cues to reduce wayfinding errors at such decision points. This implies that spatial and visual factors should be considered in hospital wayfinding designs.
شناسایی و مقایسه میان الیافِ گیاهیِ غیر چوبی (کتان،شاهدانه،کنف و پنبه) با الیافِ کاغذهایِ نسخ خطی قرون 5، 7 الی 12 ه.ق متعلق به موزه ملی ملک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاغذهای تاریخی متشکل از الیاف گیاهان غیرچوبی هستند، الیافی که تنها در منابعی انگشت شمار به آنان اشاره شده است. این پژوهش بر آن است تا تنوع و بیشترین نوع الیاف گیاهی مورد استفاده در نمونه کاغذهای نسخ خطی قرون 5، 7 الی 12 ه.ق را از طریق تطبیق با نمونه گیاهان موجود بررسی کند. بنابراین با استناد به منابع کتابخانه ای در خصوص بیشترین گیاهان مورد استفاده در کاغذسازی، جمع آوری گیاهان غیر چوبی و بررسی الیاف آنان با مرفولوژی الیاف کاغذهای نسخ خطی موجود در موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک داده ها را گردآوری می نماید. این داده ها بر پایه روش های آزمایشگاهی و از طریق معرف میکرو شیمیایی و بررسی های میکروسکوپی نوری و پلاریزان بدست آمدند که در نهایت به توصیف، تحلیل و دسته بندی انواع الیافِ سازنده در نمونه کاغذهای این پژوهش منتهی شدند. نتایج مطالعات نشان دادند که الیاف گیاهی کتان، شاهدانه، کنف در دو دسته فیبرهای چوبی و پوستی از یکدیگر متمایزند اما این تفاوت پایدار نیست و گاهی از استاندارهای بیومتری الیاف تبعیت نمی کند و گاهاً شباهت هایی، به ویژه در میان الیاف پوستی شان مشاهده می گردد. در نمونه کاغذهای مطالعاتی نیز، عمده مواد تشکیل دهنده فیبرهای پوستی گیاهان کتان، شاهدانه و الیاف لینتِ میوه گیاه پنبه حضور دارند و نشانه ای از حضور الیاف کنف در میان کاغذهای این نسخ خطی نیست. در خمیر همه این کاغذها، فیبرهای چوبی و سلول های همراه به ندرت وجود دارند که کار شناسایی الیاف گیاهی را دشوار می سازند، اما حضورشان نقش موثری در امر شناسایی و تشخیص صحیح الیاف گیاهی دارد.
نگاهی متفاوت به عکس های مستندنگار کرونایی: تحلیلی بر اساس نقد هنر بیردزلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۶ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
79 - 87
حوزههای تخصصی:
ژانر مستندنگاری در عکاسی، با دیدگاه واقع گرایانه و استنادی اش واجد کارکردهای متنوعی است. این ژانر، گزارشی از یک رویداد یا واقعیت عینی ارائه می دهد و شرایط انسان را در مواجهه با رویدادهای خوب و بد زندگی به نمایش می گذارد. شاید به راحتی نتوان تصور کرد که چنین عکس هایی کارکرد زیباشناختی نیز داشته باشند. برای جست وجوی چنین کارکردی باید فارغ از ارزش اطلاع رسانی و واقع گرایانه آن به دیدگاهی متوسل شد که می تواند تجربه زیباشناختی را تقویت کند. در دیدگاه منبعث از آرای بیردزلی، ارزش اثر هنری ایجاد تجربه زیباشناختی است که با ویژگی های عینی همچون وحدت، شدت و ترکیب، فارغ از نیت پدیدآور آن مشخص می شود. این پژوهش با استعانت از چنین دیدگاهی در عکس هایی با موضوعات مختلف که به نوعی به بحران کرونا مربوط می شوند، نشان می دهد که می توان به عکس هایی که یادآور روزهای سخت کرونایی هستند نیز زیباشناسانه نگریست. درست همان طور که برخی تصاویر مربوط به بحران های متعدد گذشته همچون جنگ ها و انقلاب ها در تاریخ هنر وارد شده اند. بدین منظور، داده های نظری پژوهش از طریق مطالعه کتابخانه ای و جست وجوی اینترنتی گردآوری و به همراه عکس های انتخاب شده از رسانه های مختلف توصیف و تحلیل شده اند به این امید که شاید زمانی نه چندان دور، به خاطرات کرونایی از زاویه دیگری هم نگاه شود.
برنامه ریزی حفاظت و توسعه یکپارچه فضاهای شهری بر مبنای مؤلفه های منظر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۹۲)
39-18
حوزههای تخصصی:
رویکرد متأخر، حفاظت را به عنوان «مدیریت اندیشمندانه تغییر» تعریف می کند و یک رویکرد مبتنی بر چشم انداز را نسبت به مدیریت میراث فرهنگی توصیه می کند. توصیه یونسکو (۲۰۱۱) در ارتباط با منظر شهری تاریخی Historical Urban Landscape ( HUL ) رهنمودهایی را درخصوص رویکرد مبتنی بر چشم انداز در سطح بین المللی ارائه کرد که در حال حاضر تا حدی توسط دولت های ملی و محلی اجرا می گردد. پژوهش حاضر با هدف توسعه یک چارچوب ارزیابی نسبت به تبیین تفاوت ها و شباهت هایی بین سیاست های موجود محلی و شیوه های مدیریت و توصیه شوندگان توسط روش منظر شهری تاریخی، برای چهار متغیر تعریف شده شامل صفات (چه)، ارزش ها (چرا)، ذی نفعان (چه کسی) و استراتژی ها (چگونه) صورت گرفته است. چارچوب ارائه شده در این مقاله آشکار می کند که چگونه میراث فرهنگی در چارچوب سیاست تعریف شده، هم از جنبه میراث ملموس و ناملموس و هم در ترکیب آنها بررسی شده است و انتظار می رود تا میزان انحراف از جوانب مختلف را مانند سطح اجرا رویکرد HUL و مانند آن تبیین کند. این فرایند به منظور حفاظت و کنترل تحولات منظر شهری تاریخ در قالب اقدامات شش گانه شامل انجام بررسی های جامع و نقشه برداری از منابع شهری، رسیدن به اجماع با متصدیان، بررسی آسیب پذیری منابع شهری، یکپارچه سازی ارزش های میراث شهری، بررسی میزان آسیب پذیری آنها در چارچوب توسعه گسترده شهری، اولویت بندی اقدامات حفاظت و توسعه و ایجاد همکاری مطلوب در چارچوب های مدیریت محلی پیشنهاد شده است. این چارچوب با استفاده از روش های مطالعات موردی می تواند آزمایش شده و در مقیاس گسترده تر به عنوان یک ابزار نظارت، برای نظارت بر تغییرات در سطح برنامه ای برای مدیریت حفاظت و توسعه شهری ملاک عمل قرار گیرد.
متاورس، یک انقلاب شهری؛ تأثیر متاورس بر اد راک مخاطبان از شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۷
49 - 56
حوزههای تخصصی:
شهرها مهم ترین بستر سکونتی انسان معاصر هستند از این روی تحولاتی که بر منظر شهری اثرگذار باشد ، بر زند گی بخش عمد ه ای از افراد تأثیر می گذارد . متاورس به عنوان رسانه ای جد ید قاد ر است از طریق ابزارهای واسط امکان حضور افراد د ر جهان مجازی سه بُعد ی را فراهم آورد . از آن جهت که این فناوری امکانات ارتباطی بی بد یلی به د ست خواهد د اد که پیش تر برای انسان ممکن نبود ، می توان تصور نمود که ظهور این رسانه زمینه ساز تحولاتی شگرف د ر تمام مناسبات انسانی جوامع ایجاد کند . با توجه به آنکه متاورس د ر پی بازسازی جهان است، یکی از جنبه هایی که به نظر می رسد تحت تأثیر حضور آن متحول شود ، منظر شهری به عنوان ما حصل تعامل اد راکی انسان و شهر است. این پژوهش د ر پی پاسخ این پرسش است که «ظهور شهرهای مجازی که مابه ازای شهرهای فیزیکی هستند ، چه تأثیری بر اد راک این شهرها -یا به عبارت د قیق تر منظر شهری- خواهد گذاشت؟». به همین منظور این جستار با روشی کیفی و با اتکاء به د اد ه های کتابخانه ای، ابتد ا به تبیین مفهوم منظر از د ید گاه صاحب نظران و تشریح وجوه مختلف آن می پرد ازد ، سپس با معرفی مبانی رسانه و رسانه متاورس، اثرگذاری این رسانه را بر منظر شهری تشریح می نماید . یافته های این پژوهش نشان می د هد رسانه بالذات به عنوان یک واسطه مد اخله گر د ر پی ایجاد تصویری هد فمند از واقعیت د ر ذهن مخاطب است و متاورس به عنوان ابزاری که جهان را به طور سه بُعد ی تناظر می بخشد توانایی خلق تصاویر باورپذیرتر از واقعیت را د ارد که احتمال پذیرش آن توسط مخاطب را بیش از گذشته افزایش می د هد . از این روی این رسانه قاد ر است تصویری از شهر ارائه بد هد که بر انباشت های ذهن مخاطب بیافزاید و د ر هنگام مواجهه با نماد های شهری، ایجاد تد اعی -از تجربیات د ر جهان بازسازی شد ه مجازی- نماید . از آنجا که د ر این فرایند اد راک مخاطب متحول می گرد د ، بنابراین می توان اذعان د اشت که متاورس می تواند بر منظر شهری اثرگذار باشد .
مروری بر مفاهیم انتقال، دگرگونی و تغییرات محیط شهری و نسبت و ارتباط آن ها با یکدیگر
منبع:
هویت محیط دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶
107 - 88
حوزههای تخصصی:
تغییرات محیط شهری به منظور ایجاد شرایط مطلوب زندگی، فرآیندی همیشگی، مداوم، بلند مدت و دارای اثرات طولانی و وسیع در تکامل شهرها می باشد. شهرها با هدف ایجاد یک محتوا و معنای جدید، بارها دستخوش دگرگونی ها، تغییرات و در-نهایت انتقال به ساختاری دیگر به صورت ارادی و یا غیرارادی می شوند. اما آنچه در مفاهیم انتقال، دگرگونی و تغییر مشخص نیست، مفهوم شناسی و جایگاه و رابطه میان آن ها، انواع، ابعاد و اهداف هر یک از آن ها می باشد. به طوری که مفاهیم مذکور در بسیاری از پژوهش ها به جای یکدیگر استفاده می شوند. بازیابی و معرفی نقش هر یک از اجزای متشکله انتقال، دگرگونی، تغییرات شهری و هم چنین تاثیر و رابطه آن ها بر یک دیگر را می توان به عنوان هدف اصلی پژوهش دانست. براین اساس در این نوشتار به روش توصیفی و تحلیل محتوا و با استنتاج نتایج کاربردی، بر پایه مرور متون و اسناد مرتبط، به بررسی آراء و نظرات صاحب نظران پرداخته می شود. هم چنین برای دستیابی به یافته ها از روش فرا ترکیب به عنوان نوعی از روش فرا مطالعه استفاده شده است. پی بردن به تفاوت ها و جایگاه هر یک از مفاهیم دگرگونی، انتقال و تغییرات شهری و هم چنین به انواع فرآیند تغییرات شهری و روابط آن ها با یک دیگر از یافته های پژوهش می باشد. در نهایت این گونه می توان بیان نمود که انتقال باعث ایجاد دگرگونی های گوناگون شهری در ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی می گردد که خود منجر به بروز تغییرات شهری نمایان و نهان وسیع در ابعاد مطرح شده است. پس تغییرات شهری جزء پویا و جدایی ناپذیری از انتقال و دگرگونی شهری می باشند.
کاهش مصرف انرژی از طریق بازشوهای بهینه در ساختمان های بلندمرتبه مسکونی در تطبیق با نورگیر های بناهای سنتی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
416 - 430
حوزههای تخصصی:
از گذشته دور تاکنون مسئله مدیریت انرژی از دغدغه های انسان در معماری بوده است. موضوع پوسته های ساختمان به دلیل اهمیت آن به عنوان اولین عنصر خارجی ساختمان در مدریت انرژی دارای اهمیت ویژه ای است. اشاره دارد. مطالعه بناهای تاریخی در ایران نشان می دهد این مسئله در گذشته نیز مورد توجه معماران بوده است. شهر شیراز یکی از شهرهای کهن ایران است که دارای بناهای تاریخی و سنتی متعددی است. مسئله ای که می توان اینجا مطرح کرد تطبیق روش های نوین در مصرف انرژی با نورگیر بناهای سنتی در شهر شیراز است. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد کمی و کیفی در صدد پاسخگویی به این مسئله است. با توجه به این اهمیت، در پژوهش حاضر درصد بهینه بازشوها، زاویه بهینه لوورها و شیشه بهینه در یک ساختمان بلندمرتبه مسکونی با استفاده از نرم افزار Design Builder شبیه سازی شده است. بدین منظور ابتدا برای درصد بهینه بازشوها، درصد پنجره های بیرونی از 0% تا 100% هر با گام 10% مورد بررسی قرار گرفت، سپس برای تعیین بهترین زاویه لوور در ساختمان در سه جبهه جنوب، شرق و غرب، 17 حالت مختلف زاویه لوور در نظر گرفته شد و به منظور تعیین شیشه بهینه در جداره بیرونی ساختمان جهت تأثیر آن ها بر بار سرمایش ساختمان سه نوع شیشه انتخاب گردید. با توجه به اینکه نورگیرها در معماری سنتی کارایی لازم را داشته اند و سال ها مورد استفاده قرار گرفته و نتایج استفاده از آن ها مشخص می باشد و اکثر روش های سنتی نورپردازی و کنترل نور قابل جایگزینی با روش های نوین طراحی پوسته ها با همان عملکرد و کیفیت می باشد لذا می توان از روش هایی که در گذشته در طراحی نورگیرها در ساختمان ها استفاده می شده است برای ساختمان های جدید نیز الگوبرداری نمود. اهداف پژوهش : 1-شناخت بهترین حالت موقعیت پنجره در راستای کاهش مصرف انرژی و آسایش ساکنان ساختمان. 2-استفاده از الگوهای استفاده شده در نورگیرهای سنتی در ساختمان های امروزی در جهت کاهش انرژی. سوالات پژوهش: 1-آیا با بهینه سازی نورگیرها در ساختمان بلندمرتبه مسکونی تا چه میزان می توان در مصرف انرژی صرفه جویی نمود؟ 2- آیا نورگیرهای سنتی قابلیت تطبیق و الگوبرداری برای ساختمان های امروزی را دارند؟
رویکرد گروتسکی (عجایب نگارانه) در آثار نقاشان معاصر ایران، مطالعه موردی: آثار بهمن محصص، پروانه اعتمادی و احمد امین نظر
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد گروتسکی (عجایب نگارانه) در آثار برخی از نقاشان معاصر ایران (بهمن محصص، پروانه اعتمادی و احمد امین نظر)، به منظور دریافت چگونگی مصداق یافتن این شیوه هنری در نقاشی های آنان تدوین شده است. در نخستین گام، چند هنرمند عجایب نگار معاصر ایران انتخاب و تعدادی از نقاشی های نامتعارف آن ها، از حیث وجود مؤلفه های گروتسک مطالعه شده است. مؤلفه های گروتسکی، که در این پژوهش معرفی شده اند، عبارت اند از: 1. ناهماهنگی؛ 2. مضحکه و هراس؛ 3. اغراق و زیاده روی؛ 4. نابهنجاری؛ 5. بیان انتقادی، اعتراضی و اجتماعی. داده ها به روش اسنادی جمع آوری و مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی نوشته شده است. اطلاعات آماری در این پژوهش، به صورت نمونه گیری هدفمند، از میان نقاشی های برخی از نقاشان معاصر ایران از سال 1337 تاکنون گزینش شده است. در این پژوهش به معرفی چند تن از نقاشان شاخص اکتفا شده است که گرایش ها و موضوعات عجیب در آثارشان بیش از دیگران محسوس است. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که اندیشه نوجویی و دست یافتن به شیوه های تصویری مدرن در برهه ای از سیر تحولات هنری معاصر ایران به یکی از دغدغه های هنرمندان تبدیل شده است. در این میان، نقاشانی ظهور کرده اند که هریک در دوره ای از فعالیت هنری خود با پشت کردن به سنت ها، به جست وجوی راه نوینی برای بیان ذهنیت و تخیلات خود همت گماشته و در این مسیر، آثاری متفاوت و بعضاً عجیب وغریب خلق کرده اند.
تأثیر فرهنگی- اجتماعی کاشی نگاره های دروازه ها و سردَرهای عصر قاجار تهران
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
19 - 32
حوزههای تخصصی:
عصر قاجار یکی از متحول ترین ادوار تاریخ ایران در وجوه مختلف هنری، سیاسی، اقتصادی و نظام اجتماعی محسوب می شود. در این دوره تهران به دلیل روند رشد شهرنشینی، با دگرگونی های اساسی و بنیادین در زمینه ی معماری و تزئینات وابسته به آن خصوصاً کاشی کاری مواجه گردید. به طوری که، کاشی کاری در بناهای عمومی همانند دروازه ها و سردَرهای شهری، در سطح وسیعی به کار گرفته شد. با تأثیر ادبیات و گرایش به مضامین باستانی در سلیقه ی حاکم بر این دوره، هنرمندان نیز مضامین مختلفی از ادبیات کهن را دست مایه ی هنر خود قرار دادند؛ که علاوه بر نقش کارکردی و تزئینی می توانست، القاکننده ی پیام های فرهنگی و سیاسی نیز باشد. با مشاهده کاشی نگاره های این دوره، می توان دریافت که اغلب آن ها جنبه ی روایی داشته و بیان گر یک موضوع مشخص می باشند. در این پژوهش بنیادی، تلاش شده ، تا با شناخت نقوش روایی- ادبی کار شده بر روی دروازه ها، به تأثیر آن در ارتقاء آگاهی و بینش فرهنگی و ادبی، مخاطب اشاره شود. پژوهش حاضر، به لحاظ ماهیت پژوهشی توصیفی- تحلیلی است و شیوه ی گردآوری اطلاعات اسنادی و با تکیه بر مشاهدات حاصل از کاشی های تصویری در شهر تهران تدوین شده است. با تحلیل یافته های پژوهش، به نظر می رسد، کاربرد این نقوش در سطوح مختلف شهری و در معرض دید قرارگرفتن آن ها برای عموم مردم می تواند در انتقال مفاهیم فرهنگی، تاریخی، عقاید و باورهای ایران زمین مؤثر واقع شود. مشاهده این تصاویر در ارتقاء سطح شناخت و آگاهی افراد جامعه بی تأثیر نبوده ؛ و امروزه نیز می توان از این هنر دیرین به عنوان ابزاری بصری، برای بیان موضوعات اجتماعی و نیز ترویج تاریخ و فرهنگ این سرزمین استفاده کرد.
اشیاء روزمره یا اسباب تجمّل: دوگانگی مفهوم اشیاء صناعی در متون دوران اسلامی
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
75 - 86
حوزههای تخصصی:
دست ساخته های صناعتگران دوران اسلامی که امروز از آثار اصیل هنر اسلامی به شمار می آیند، در منابع متقدم از دو منظر متفاوت یاد شده اند؛ یکی ناظر بر وجه کاربردی آنها در زندگی عموم مردم و دیگری به اعتبار وجه زینتی و تجمّلی آنها در گنجینه های اغنیا. این تعابیر دوگانه در نوشته های بعضی از متفکران پیشین جهان اسلام اساس دسته بندی صناعات دستی به دو گروه ضروری و تجملی شده است. هدف از این نوشتار نزدیک شدن به فهم گذشتگان از آثار صناعی، از راه جست وجوی این اشیاء و صناعات سازنده آنها در متون کهن است. نتیجه کار نشان می دهد اشیائی که امروز آثار هنرهای صناعی شناخته می شوند، از گروه دوم اند؛ اما این شأن هنری برآمده از نگاه امروزی نیست، بلکه آنها نزد سازندگان و صاحبان اصلی خود نیز ارج و اعتباری فراتر از وجه کاربردی شان داشته اند و در جایگاه شاهکارهایی نفیس قدر می دیده و به نیکی نگهداری می شده اند. از سوی دیگر، اشیاء روزمره نیز منزلت خود را داشته و هرگز از کانون توجه اهل تفکر دور نبوده اند.