ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۳۰۱.

چهارباغ تیموری: بررسی تطبیقی چهارباغ ها در متون مکتوب فارسی قرون نهم و دهم هجری با چهارباغ ابونصری هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
 این پژوهش با هدف تبیین ویژگی ها و تحولات مفهومی چهارباغ ها در متون فارسی سده های نهم و دهم هجری، به بررسی این متون می پردازد و ویژگی های چهارباغ ها را استخراج و با الگوی ابونصری هروی در «ارشادالزراعه» مقایسه می کند. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی چهارباغ های ذکرشده در این دوره، بررسی ویژگی های کالبدی، کارکردی و معنایی آن ها و تعیین میزان انطباق یا تمایز آن ها با الگوی هروی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و تحلیل محتوای متون تاریخی دسته اول، توصیفات چهارباغ ها را استخراج و براساس زمان تألیف متون، آن ها را تحلیل و با الگوی هروی مقایسه می کند. یافته ها نشان می دهد که الگوی واحدی برای چهارباغ در این دوره وجود ندارد. برخی متون به درختان سرو کنار جوی اشاره دارند که با هروی مشترک است، اما وجود چندین عمارت یا تناقض در نوع گل ها و درختان با توصیف هروی همخوانی ندارد. این عدم انطباق، انعطاف پذیری چهارباغ ها در پاسخ به نیازهای محلی و حکومتی را نشان می دهد و احتمالاً هروی چهارباغی آرمانی را توصیف کرده است. تأثیر سیاق جغرافیایی هروی بر توصیف او نیز قابل توجه است. بسیاری از چهارباغ ها در حومه شهرها، دارای کارکرد حکومتی، حوض و درختان میوه بودند و نقش های سیاسی، فرهنگی (مانند گردهمایی شعرا در سمرقند)، و اجتماعی (مانند پیوندهای اسطوره ای کابل و مذهبی مشهد) داشتند. فقدان شواهد هندسه ای خاص، به ویژه چهاربخشی و تحول معنای چهارباغ (مانند خیابان چهارباغ اصفهان) بر اهمیت سیاق فرهنگی خراسان بزرگ تأکید دارد.
۳۰۲.

ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی، پژوهش موردی: محله سورو در شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۰
هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی با تکیه بر جذب و ماندگاری مخاطبان در نوار ساحلی محله سورو در غرب شهر بندرعباس است. روش پژوهش براساس ماهیت داده ها کیفی- کمی و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی می باشد. از تکنیک های کیفی صداپرسه و پرسشنامه و تکنیک کمی نقشه صوتی، برای ارزیابی و تحلیل کیفیت منظر صوتی محدوده مورد نظر استفاده شده است. در تکنیک صداپرسه، منابع صوتی بیوفونی، آنتروفونی و ژئوفونی شناسایی گردید؛ برای گردآوری داده های پرسشنامه، از 50 نفر از شهروندان و گردشگران نمونه گیری تصادفی صورت پذیرفت که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 964/0 تأیید شد، سپس داده های حاصل در نرم افزار Spss تحلیل گردید. ارزیابی کمی محدوده نیز با استفاده از دستگاه Meter db در 30 نقطه مشخص شده صورت پذیرفت که نقاط مورد نظر به Arc Gis منتقل شد و نقشه صوتی تولید گردید. نوآوری پژوهش، ارزیابی منظر صوتی کرانه های ساحلی به منظور جذب و ماندگاری مخاطبان در این ناحیه است. نتایج حاصل از پژوهش، گویای کیفیت نامطلوب منظر صوتی در گستره مورد نظر است. اما توجه به قابلیت های بالقوه کرانه و مدیریت مناسب آن می تواند، با ایجاد فضای شنیداری طبیعی و بومی، محیطی سرزنده و پویا برای جذب و ماندگاری مخاطبان پدید آورد.
۳۰۳.

گونه شناسی فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۵
با پیشرفت هنر کتاب آرایی در دوره ی اسلامی، ابزار و لوازم مرتبط با آن نیز دستخوش تحول شدند. از جمله ی این ابزارها می توان به قلمدان ها اشاره کرد که در انواع گوناگون سنگی، چوبی و فلزی ساخته می شدند. بخش قابل توجهی از قلمدان های برجای مانده از این دوره، قلمدان های فلزی هستند که بررسی و مطالعه ی آن ها ضرورت دارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم ه .ق است. در راستای این هدف، دو پرسش اصلی مطرح می شود: قلمدان های فلزی ایران از نظر فرم در چه گروه هایی قابل طبقه بندی اند؟ قلمدان ها شامل چه نقوشی هستند؟ در این راستا، تحقیق پیش رو با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و داده ها بر پایه ی منابع مکتوب و تصاویر موجود در مجموعه ها و موزه ها گردآوری شده اند. قلمدان ها بر اساس فرم کلی، قاب بندی و ترکیب بندی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که این آثار از منظر سطح مقطع کف به دو گروه عمده تقسیم می شوند که عبارتند از فرم های مبتنی بر مستطیل (مانند مستطیل ساده و ترنجِ قلمدانی) و فرم های مبتنی بر مثلث (از جمله ذوزنقه ی کشیده و پنج ضلعی کشیده). نتایج به دست آمده، چنین است که در ادوار مختلف از همه ی سطح مقطع ها استفاده می شده، اما از این بین، ترنج قلمدانی استفاده بیش تری داشته است. در مبحث نقش مایه، نقوش در شش گروه گیاهی، نوشتاری، انسانی، هندسی، حیوانی و نجومی،تفکیک شدند. نقوش گیاهی، به صورت های اسلیمی و تلفیقی و پس از آن نقوش نوشتاری، با قلم های توقیع و کوفی بر سطح قلمدان ها به ترتیب بیش ترین کاربرد را داشته اند. نقوش انسانی در حالت های شکار، جنگ، نوازندگی و رقص با فراوانی کم تری نسبت به نقوش گیاهی و نوشتاری اجرا شده اند. در مرتبه ی بعد، نقوش جانوری در حالت های واقعی و اساطیری طراحی شده و پس از آن، نقوش هندسی در نوارهای حاشیه ای به کار رفته اند. کمترین کاربرد و تنوع نقوش متعلق به نقش مایه های نجوم است که تنها در یک مورد به کار رفته است.
۳۰۴.

عناصر تأثیرگذار در بازنمایی نقش زن در دوزخ معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
داستان های دینی همواره فضای مناسبی برای بازآفرینی در بستر هنر و فرهنگ یک ملت بوده اند. از جمله ی این داستان ها، ماجرای معراج است که شاخص ترین نمونه ی آن معراج حضرت محمد (ص) در دین اسلام است که هدف بسیاری از هنرمندان برای بازآفرینی گشته است. این قضیه به دین اسلام محدود نیست و در ادیان مختلف از جمله دین مسیحیت، جایگاه ویژه ای دارد؛ از نمونه های آن می توان به کمدی الهی دانته که تا حدودی برگرفته از فضای معراج در اسلام است اشاره کرد. از عناصر مهم پرداخته شده در معراج نامه ها تصویرگری زنان است. زنان در دوزخ، به عنوان نمودی از گناه و در حال عذاب، و در بهشت به عنوان نمودی از تقدس و نور تصویر شده اند. پژوهش حاضر سعی دارد با رویکردی تطبیقی به مطالعه و تحلیل تصویر زن، در دو نسخه از معراج نامه های دینی، معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره بپردازد. روش جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، آرشیوی و آنلاین بوده و نوع انتخاب داده ها به صورت هدفمند و غیرتصادفی و از میان نگاره های دو نسخه، نگاره هایی هستند که در آن ها زنان در دوزخ ترسیم شده اند. برای پیشبرد اهداف مقاله از نظریه ی نگاه مردانه ی جان برجر، و نظریه ی جنسیتی و فمینیستی لیندا ناکلین در مورد بازنمایی تصویر زن در هنر دینی، بهره گرفته شده است. و هدف از آن بیان جایگاه زن به عنوان عنصری مهم و تأثیرگذار در هنر دینی و چگونگی بازآفرینی اوست. سؤالی که مطرح می شود، تفاوت های بازنمایی زنان در دوزخ دو اثر مذکور تحت تأثیر چه عوامل فرهنگی و دینی است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است، با این که دو نسخه در بازنمایی نقش زنان در دوزخ تفاوت های اساسی، آن هم به خاطر تفاوت در نوع نگرش جامعه و دین، با یکدیگر دارند، ولی در مواردی نظیر نوع گناهان انجام شده توسط زنان، نوع نگاه و رفتارهای نسبت داده شده به آن ها، هدفی که نقاش از بازنمایی دوزخ و عنصر زن در جامعه ی روزگار خود داشته با یکدیگر اشتراکاتی دارند و این اشتراکات حاصل از یکسانی در روح دین و هنر قدسی است که با تفاوت در بستر و بازنمایی هم شباهت های خود را به نمایش می گذارد.
۳۰۵.

تبیین گونه گونی ارتباط خانه و گذر در بافت تاریخی دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۱
ورودی نقطه اتصال بیرون و درون خانه است. می توان از طریق بررسی ورودی و ارتباط آنها با گذر به عوامل سازنده اتصال درون و بیرون ابنیه یک دوره اشاره نمود. در پژوهش حاضر به بررسی تناسب ورودی و گذر در بیست خانه تاریخی قاجاری محلات شاه رکن الدین، قلعه و لوریان دزفول پرداخته شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و بازدیدهای میدانی از محله های یادشده است. هدف از این پژوهش یافتن عوامل سازنده کالبد ورودی در خانه های تاریخی دزفول است. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ سه گونه تعامل ورودی و گذر در بافت تاریخی دزفول شامل؛ فضاهای شکل یافته ورودی گذر اصلی؛ ورودی در گذر کم عرض؛ ورودی در بن بست وجود دارد. آنچه باعث تفاوت در عمق ورودی در این نمونه ها شده؛ اثر همزمان دو عامل کنترل اقلیمی (تهویه و سایه اندازی) و محرمیت بوده است که می تواند پیشنهاداتی در طرح ورودی خانه معاصر به دست دهد.
۳۰۶.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.
۳۰۷.

تأثیر طراحی محیطی در پیشگیری از جرم و بهبود امنیت زنان در پارک های شهری؛ مطالعه موردی پارک کاردانش بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۵
پارک های شهری به عنوان بخش جدایی ناپذیر شهرهای معاصر، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با رشد جمعیت شهری و افزایش چالش هایی نظیر آلودگی محیطی و گسترش فضاهای کالبدی، ضرورت توجه به امنیت این فضاها، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر مانند زنان، بیش از پیش آشکار شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی امنیت زنان در پارک کاردانش شهر بهبهان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و توزیع ۱۰۰ پرسش نامه در محدوده پارک جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری نظیر آزمون تی و هم بستگی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه قلمروبندی، مهم ترین عامل در طراحی محیطی برای بهبود امنیت زنان در پارک کاردانش است؛ به طوری که تعریف دقیق فضاهای عمومی و خصوصی به افزایش احساس امنیت کمک کرده است. همچنین، متغیر نفوذپذیری در سطح رضایت بخشی قرار دارد و رعایت سلسله مراتب دسترسی، جداسازی مسیرهای پیاده وسواره و یکپارچگی شبکه معابر به تقویت ارتباط فضایی و افزایش ایمنی منجر شده است. نظارت طبیعی و کنترل دسترسی نیز رابطه معناداری با امنیت اجتماعی زنان نشان داد؛ به گونه ای که تقویت این مؤلفه ها به کاهش ترس و افزایش حضور زنان در پارک کمک می کند. بااین حال، مشکلاتی نظیر آلودگی های محیطی و کمبود مبلمان مناسب از موانع اصلی رضایت کاربران شناسایی شد. این یافته ها بر ضرورت بهره گیری از اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) برای ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری تأکید دارد و پیشنهادهایی نظیر افزایش روشنایی، نصب دوربین های مداربسته و بهسازی کالبدی ارائه می دهد.
۳۰۸.

تبیین نظام بصری حاکم بر نشان ها در فرش های ایران، هندوستان و اروپا متعلق به قرون 1۵-17 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه: نشان ها، ساختارهای بصری و هویتی با ویژگی های خاصی هستند که بر روی اشیاء مختلف به کار می روند. مطالعه این نشان ها به منظور شناخت اجزای تشکیل دهنده و تحلیل مؤلفه های بصری و ضرورت های کاربردی آن ها، زمینه مناسبی برای پژوهش فراهم می کند. در فاصله قرون پانزدهم تا هفدهم میلادی، فرش ها یکی از بستر های اصلی نمایش این نشان ها بودند. اهداف و سؤال ها: هدف این مقاله، تحلیل قالی های نشان دار در بازه زمانی مشخص و جغرافیای متنوع است تا با در نظر گرفتن چارچوب های بصری نشان شناسی، تمایزات این قالی ها در مناطق مختلف تولید آشکار شود. مقاله به این پرسش ها پاسخ می دهد: 1. نشان های منعکس شده بر فرش ها قرون 15-17 میلادی از کدام عناصر بصری موجود در ساختار استاندارد نشان ها برخوردارند؟ 2. نمایش نشان ها بر فرش ها، با توجه به تحلیل مختصات آن ها از چه ضرورت های کاربردی پیروی کرده است؟ روش ها: مقاله حاضر با روش تحلیلی- توصیفی بر پایه اطلاعات کتابخانه ای نوشته شده است. جامعه آماری به شیوه هدفمند، شامل 9 تخته قالی کامل و یک قطعه قالی نشان دار از دو حوزه بافندگی آسیا (ایران و هند) و اروپا (انگلستان و اسپانیا) است که با روش تحلیل مضمون موردبررسی قرارگرفته اند. یافته ها و نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که ساختار بصری نشان های موردمطالعه، عمدتاً در مقایسه با نظام بصری استاندارد نشان شناسی، متنوع است. تعداد نشان های موجود بر قالی ها نیز از یک تا سه نشان، متغیر بود. همچنین، نمایش نشان ها بر قالی ها از ضرورت های کاربردی گوناگونی تبعیت کرده است. برخی از این نشان ها بر قالی هایی بافته شده اند که هیچ سنخیت بومی با منطقه تولید خود، (ایران و هندوستان) نداشتند. با تحلیل نشان ها و مستندات مرتبط با انتساب آن ها به خاندان های مختلف، مشخص شد که عموماً کاربست نشان بر قالی ها به منظور القای مالکیت خاندان های سلطنتی یا طبقه اشراف بر قالی های سفارشی بوده و در موارد کمتری، نشان ها با مؤسسات تجاری یا مراسم آئینی مرتبط هستند.
۳۰۹.

گونه بندی چیدمان فضایی بهینه برای مسکن توان پذیر با استفاده از نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
در سال های اخیر با افزایش تقاضای مسکن و هزینه زمین، نیاز به واحدهای مسکونی استطاعت پذیر افزایش یافته است. نبود چیدمان فضایی مناسب می تواند کیفیت فضایی واحدها و به تبع آن کیفیت زندگی ساکنان را کاهش دهد. ازاین رو، هدف پژوهش ارائه الگوی بهینه چیدمان فضایی واحدهای مسکونی توان پذیر به کمک نحو فضا است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی متوالی اکتشافی انجام شده است؛ به این معنا که ابتدا داده ها به روش توصیفی از طریق مرور ادبیات و تحلیل محتوا استخراج شده اند. در این چارچوب، مؤلفه های مسکن استطاعت پذیر و ارتباط آن ها با شاخص های نحو فضا بررسی گردید. سپس ساختار 114 واحد دوخوابه بررسی و از طریق روش شبیه سازی و نحو فضا پس از پالایش، 40 نمونه منتخب در سه گونه دسته بندی شدند. سپس گونه ها بر اساس مؤلفه های کیفی مسکن توان پذیر ارزیابی و میانگین امتیاز هرگونه محاسبه شد. در نتیجه گیری سه گونه بهینه چیدمان فضایی شناسایی شد. در گونه اول و دوم، ورودی در انتهای طول پلان است، با این تفاوت که در گونه اول (امتیاز 7/38)، بعد از پیش ورودی، آشپزخانه در عمق دوم و مرتبط با ورودی و نشیمن قرار دارد، ولی در گونه دوم (امتیاز 3/40)، نشیمن در عمق دوم قرار دارد. گونه سوم که بالاترین امتیاز را دارد (امتیاز 9/40) ورودی از مرکز پلان است و فضاهای عمومی و خصوصی در دو طرف ورودی تقسیم می شوند. نتایج نشان می دهد الگوی بهینه، مربوط به گونه سوم بوده که پلان مربوطه آن نیز ارائه شده است.
۳۱۰.

تحقق دوگانه نظم/آشوب (کاسموس/خائوس) در ویژگی های بصری روزنامه ایران در دوره ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
نظم/ آشوب از مهم ترین مفاهیم دیالکتیکی نشانه شناسی لوتمان است که تعلق نظام های نشانه ای را به فرهنگ و نا- فرهنگ آشکار می کند. هدف این پژوهش دریافتن چگونگی به تصویر درآمدن این نشانه ها در سپهر نشانه ای روزنامه های دوره ناصری و مطالعه ویژگی های بصری روزنامه ایران با توجه به این دو مفهوم است. بدین منظور با ارائه الگویی تحلیلی برای درک مفاهیم مذکور و تبیین ویژگی های بصری روزنامه ی ایران، در پی پاسخ به این پرسش ها است که: کنش متقابل نظم و آشوب در یک سپهر نشانه ای چگونه باعث فهم پذیری عناصر فرهنگی می شود؟ و دوگانه ی مذکور چگونه در ویژگی های بصری روزنامه ایران منعکس شده است؟ این مقاله از نظر هدف توسعه ای و از نظر روش تجزیه و تحلیل توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی لوتمان است. شیوه گردآوری اطلاعات به روش اسنادی، جامعه آماری آن تمام شمارگان روزنامه ایران و انتخاب نمونه ها به صورت هدفمند بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ویژگی های بصری روزنامه ایران در یک فرآیند تاریخی و در پی کنش میان نظم و آشوب در سپهر نشانه ای ایران تثبیت شد و در این صیرورت با عبور از برخی هنجارهای پیشین در انتشار روزنامه ها به هویتی آمیخته دست یافت که از نزدیکی به «دیگری» فرهنگی و آمیزش با خود-الگوهای فرهنگی پدید آمده اند.
۳۱۱.

تحلیل تطبیقی قربانی گری، خشونت و اسطوره در سینمای یورگوس لانتیموس از منظر ژرژ باتای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش به تحلیل تطبیقی مفاهیم قربانی گری، خشونت و اسطوره در سینمای یورگوس لانتیموس می پردازد و آنها را در پرتو نظریات ژرژ باتای بررسی می کند. مسئله اصلی پژوهش، واکاوی چگونگی بازنمایی قربانی گری به مثابه کنشی آیینی، ساختارشکن و معنا ساز در فیلم های لانتیموس و کارکرد آن در نقد ساختارهای قدرت، اخلاق و جنسیت است. پرسش محوری آن است که لانتیموس چگونه با بهره گیری از مؤلفه های بصری، روایت های اسطوره ای و زبان سرد و آیینی خود، مفاهیم خشونت و قربانی گری را بازآفرینی می کند و در دل مناسبات اجتماعی مدرن بازمی نشاند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی انجام شده است و سه فیلم دندان نیش (2009)، خرچنگ (2015) و کشتن گوزن مقدس (2017) را بر اساس مفاهیم فلسفی، روان کاوانه و اسطوره شناختی تحلیل می کند. در این بررسی، چارچوب نظری باتای که بر پیوند میان میل، مرگ، امر مقدس و امر ممنوع تأکید دارد، مبنای تحلیل قرار گرفته است. از منظر او، قربانی گری لحظه ای است که در آن جامعه با خشونت تماس مستقیم می یابد و از خلال آن به بازتولید نظم و معنا می پردازد؛ لحظه ای که مرز میان امر مقدس و امر ممنوع درهم می شکند و تجربه ای از رهایی و گناه توأمان شکل می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد لانتیموس با تکیه بر منطق آیینی و مفاهیم کلیدی باتای، ازجمله «خشونت مقدس»، «میل و مرگ» و «امر ممنوع»، قربانی گری را در سه سطح خانوادگی، اجتماعی و آیینی بازنمایی می کند. در دندان نیش، خانواده به مثابه نظامی بسته و پدرسالار، آزادی و میل را قربانی می کند تا نظم دروغین خود را حفظ کند. در خرچنگ، جامعه تمامیت خواه، فردیت و عشق را قربانی می سازد تا انسجام ظاهری خود را بازتولید نماید. و در کشتن گوزن مقدس، قربانی گری به سطحی آیینی و متافیزیکی ارتقا می یابد که در آن مرگ، نه تنها تنبیه بلکه ضرورت حفظ نظم اخلاقی تلقی می شود. لانتیموس با بهره گیری از زیبایی شناسی سرد، نورپردازی تخت، میزانسن های متقارن و گفتارهای آیینی، خشونت را از سطح واقعیت روزمره به سطحی اسطوره ای و مقدس ارتقا می دهد؛ سطحی که در آن مفاهیم گناه، عدالت، جنسیت و قدرت به چالش کشیده می شوند. نتیجه آنکه سینمای او نه صرفاً بازتاب خشونت، بلکه بازاندیشی فلسفی و آیینی درباره مرگ، میل و رهایی است. در پرتو نظریات باتای، می توان گفت جهان سینمایی لانتیموس، تلاشی برای بازخوانی امر مقدس در بطن مدرنیته و آشکار ساختن پیوند پنهان میان قربانی، اسطوره و ساختارهای اجتماعی معاصر است.
۳۱۲.

بازآفرینی هویت شهری از طریق میراث معماری: مطالعه کمّی و کیفی تجربه بازدیدکنندگان از عمارت های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۵
با وجود نقش مهم میراث معماری در شکل دهی هویت شهری، شناخت تجربه زیسته بازدیدکنندگان و تأثیر آن بر برداشت آنان از شهر همچنان محدود است. این پژوهش با رویکرد آمیخته هم گرای موازی، به تحلیل تجربه بازدید از خانه های تاریخی تهران و اثر آن بر نگرش و احساسات بازدیدکنندگان می پردازد. داده های کمی از ۹۹ بازدیدکننده (۷۰.۸درصد زن، میانگین سنی ۳۶ تا۴۰ سال) با پرسش نامه اعتبارسنجی شده گردآوری شده و با آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته است. داده های کیفی نیز از ۷ مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تا اشباع نظری، جمع آوری شده و از طریق تحلیل مضمون به آن پرداخته است. یافته های کمی نشان داد ۹۷.۹درصد تمایل به بازدید مجدد دارند، ۸۰.۲درصد بازدید را به دیگران توصیه می کنند و رضایت از راهنمایی تور بسیار زیاد (میانگین ۴.۶۴ از ۵) است. تحلیل کیفی شش مضمون اصلی را آشکار کرد: ۱. محوریت روایتگری مؤثر؛ ۲. تحول نگرش و تعمیق آگاهی؛ ۳. پیوند عاطفی، هویتی و غرور تاریخی؛ ۴. انگیزش برای کشف بیشتر؛ ۵. حس مسئولیت اجتماعی و نگرش انتقادی و ۶. اهمیت کیفیت طراحی و اجرا. ترکیب نتایج نشان داده است تمایل زیاد به بازدید مجدد (یافته کمی)، عمدتاً از پیوند عاطفی و تحول نگرشی ناشی از روایتگری غنی (یافته کیفی) سرچشمه می گیرد. این پژوهش داشته که سیاست های حفاظت و معرفی میراث شهری، فراتر از اقدامات فیزیکی، باید بر تجربه سازی های روایی و احساسی تمرکز کنند تا به تقویت معنادار هویت شهری بینجامد.
۳۱۳.

کیفیت زندگی شهری: معیارهای زیست پذیری در شهرهای امروز با تأکید بر شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۱
تنزل کیفیت زندگی در دهه های اخیر به یکی از مهم ترین چالش های سیاست گذاران تبدیل شده است. کیفیت زندگی شهری یکی از مباحث کلیدی در برنامه ریزی شهری است که ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی را در بر می گیرد. این پژوهش با هدف تبیین چهارچوب نظری مستخرج از نظریات و اسناد بین المللی، تلاش بر تبیین مؤلفه های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی و متأثر از آن، بررسی شاخص های زیست پذیری در شهرها دارد. در ایران، روند پرشتاب شهرنشینی، تمرکز جمعیت در کلان شهرها، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات و فشار بر زیرساخت های شهری موجب شده است که بسیاری از شهرهای کشور با کاهش کیفیت زندگی و افت شاخص های زیست پذیری روبه رو شوند. بررسی تجارب نشان می دهد که ضعف در نظام حمل ونقل عمومی، گسترش بافت های ناکارآمد، آلودگی محیطی و چالش های اقتصادی از مهم ترین عوامل مؤثر بر وضعیت کیفیت زندگی در ایران به شمار می روند. این مطالعه با تدوین چهارچوب نظری به دنبال سنجش کیفیت زندگی در شیراز است. مطالعه حاضر براساس چهارچوبی جامع از شاخص های جهانی و داخلی، ابعادی همچون محیط زیست و پایداری، حمل ونقل و دسترسی، رفاه اقتصادی و اجتماعی، مشارکت و سرمایه اجتماعی، خدمات عمومی، امنیت، کیفیت مسکن و فضاهای شهری، آموزش، سلامت و حکمرانی شهری را بررسی می کند و تمرکز ویژه آن بر کلان شهر شیراز است. یافته ها نشان می دهد که شیراز به واسطه جایگاه فرهنگی تاریخی خود از ظرفیت های ویژه ای برای ارتقای کیفیت زندگی برخوردار است. بااین حال، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات، ضعف حمل ونقل عمومی، وجود بافت های ناکارآمد و فشارهای اقتصادی بر خانوارها، مسائلی هستند که شهروندان شیرازی از آن رنج می برند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که بهبود کیفیت زندگی در شیراز نیازمند رویکردی جامع و عدالت محور است که ضمن بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی، بر توسعه زیرساخت ها، تقویت حمل ونقل عمومی، ارتقای سرمایه اجتماعی و تدوین سیاست های بومی متناسب با ویژگی های زمینه ای شهر تمرکز داشته باشد.
۳۱۴.

روابط سازمانی و فرآیند تولید در دارالطراز عباسی و فاطمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
نظر به اهمیت منسوجات طراز در تشکیلات درباری حکومت های اسلامی از جمله عباسیان و فاطمیان، این پژوهش قصد دارد تصویری از وضعیت طرازخانه ها و ارتباط این مؤسسات عباسی و فاطمی با دیگر نهادهای حکومتی ارائه دهد. پرسش های اصلی در این نوشتار عبارت اند از: طرازخانه ها به طورکلی در تشکیلات حکومتی به ویژه در دوره عباسی و فاطمی، چه جایگاه و مناسبات سازمانی داشتند؟ در این کارگاه ها به منظور تولید منسوجات چه سازوکاری حاکم بوده است؟ روابط کارکردی طرازخانه های خاصه و عامه با دربار حاکم چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری کتابخانه ای به دست آمده نشان می دهد که دارالطراز در تشکیلات حکومت عباسی و به ویژه خلافت فاطمی تحت نظارت پیچیده و چندوجهی حکومت قرار داشت. طرازخانه با همکاری و نیازسنجی از سوی دارالکسوه، تأمین مالی و ارائه نخ های زرین توسط دارالضرب، ثبت هزینه ها توسط دیوان مجلس تحت نظارت و مدیریت داخلی ناظر الطراز و همکاران وی به تولید منسوجات مطرز می پرداخت. برخلاف تصور اولیه از تقسیم بندی طرازخانه ها به عامه و خاصه و تقسیم کار آن ها، کارگاه های طراز و طراز عامه به هنگام مشغله کاری طراز خاصه ، جهت پاسخگویی به درخواست دربار به یاری آن ها می آمدند و پارچه هایی نفیس و مشابه منسوجات طراز خاصه تولید می کردند.
۳۱۵.

گسست در بنیان های نظری حمایت از معماری: تحلیلی تطبیقی بر گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
حمایت معماری، به مثابه فرآیندی که منطق، اهداف و منابع تولید فضا را تعیین می کند، عمیقاً با ساختارهای قدرت و نظام های ارزشی یک دوره تاریخی گره خورده است و مطالعه آن کلیدی برای فهم دگرگونی های کلان اجتماعی-سیاسی است. دوران گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰) شاهد یک دگرگونی بنیادین در سیمای کالبدی شهرها بود که از یک تحول سطحی در سلیقه زیباشناختی فراتر می رفت. این پژوهش با هدف تبیین منطق حاکم بر این دگرگونی چشمگیر، استدلال می کند که این گذار، یک گسست در الگوواره (Paradigm Shift) حاکم بر نظام حمایت معماری بوده است. برای دستیابی به این هدف، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیلی-تطبیقی، دو مدل مفهومی متضاد برای نظام حمایت معماری تدوین و مقایسه شده اند. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تاریخی و تحلیل های نظری گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که الگوواره کلاسیک عثمانی، سیستمی درون زا، عمودی و یکپارچه بود که با محوریت حامی کاریزماتیک (سلطان)، ایدئولوژی الهی و منبع مالی مستقل (وقف)، معماری را برای تحکیم نظم اجتماعی و برای مخاطبی داخلی تولید می کرد. در مقابل، الگوواره مدرن، یک سیستم برون گرا، افقی و وابسته را شکل داد که در آن حامی نهادی (بوروکراسی دولتی)، متأثر از فشارهای خارجی و با ایدئولوژی ابزاریِ نوسازی و منابع مالی شکننده (بودجه دولتی و وام های خارجی)، معماری را به ابزاری برای مدیریت تصویر بین المللی و برای مخاطبی خارجی بدل ساخت. بنیادی ترین نتیجه این پژوهش آن است که معماری در این گذار از جایگاه ابزاری برای نمایش قدرت الهی و خدمت به جامعه داخلی، به ابزاری برای نمایش تمدن و مدیریت بازنمایی در عرصه بین المللی تنزل یافت؛ این گسست در منطق حمایت، علت اصلی دگرگونی های بنیادین در هویت کالبدی این جامعه و جوامع مشابه در حال گذار است.
۳۱۶.

نقش هندسه فضا بر ساختار مجموعه های حکومتی در شهر دوره صفویه (نمونه موردی: مجموعه سعادت آباد قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۵
نظام شکلی بافت تاریخی شهرهای ایرانی به صورت تدریجی و با هندسه ای ارگانیک و خودجوش شکل گرفته اند. در دوره صفویه، شهرهای مهم مانند پایتخت ها، نظامی هندسه مند و از پیش اندیشیده شده داشتند. این طراحی، مبتنی بر قواعد و بر پایه حضور برخی عناصر خاص شکل می گرفت. محور باغ ایرانی در دوره صفوی، الگوی ایجاد خیابان در مقیاس شهری شد و عنصر خیابان در کنار میدانگاه حکومتی نقشی اصلی در ایجاد چیدمان متنوع، منسجم و هندسه مند کاربری های گوناگون در اطراف خود داشتند. این پژوهش با استفاده از روش تاریخی– تحلیلی، با بررسی مکتوبات و اسناد تصویری و تاریخی موجود در مورد خانه ها، باغ های ایرانی و شهرسازی در عهد صفویه از یک سو و مقایسه تطبیقی نمونه های هم عصر از سوی دیگر، سعی در شناسایی هندسه عمومی و اولویت بندی فضاها و عناصر این هندسه دارد. جمع آوری اطلاعات نیز از طریق منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت پذیرفته و شیوه تجزیه و تحلیل نیز کیفی بوده است. یافته ها نشان می دهد که میدان های حکومتی در دوره صفویه در شهرها، اولویت بالایی از جهت حفظ هندسه داشتند و سایر عناصر و ابنیه از قبیل مساجد، بازار، حمام و کاروانسراها در تعامل با آنها می بایست در درون کالبد خود از طریق فضاهای واسط تغییراتی ایجاد می کردند و به صورت عمود بر میدان در بیایند تا هندسه میدان تحت تاثیر قرار نگیرد. مساجد و ابنیه دیگر با حفظ هندسه مستقیم الخط حیاط خود از طریق هشتی ورودی و سایر تکنیک ها با میدان در تعامل بوده اند و باغ ها نیز با حفظ هندسه کلی حصار بیرونی خود، از طریق چرخش و تغییر زاویه در راستای میدان قرار می گرفته اند. از این رو با بررسی این سلسله مراتب در میدان نقش جهان اصفهان به بازخوانی هندسه باغ سعادت آباد به عنوان فضای مجاور میدان شاهی در قزوین و نحوه ارتباط آن با خیابان سپه به عنوان یک کل پرداخته شده است.
۳۱۷.

مطالعه CFD تاثیر فرم ساختمان بر کاهش ورود آلاینده های ترافیکی و افزایش سرعت تهویه درون ساختمان در بافت خطی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
یکی ازمهم ترین عوامل تاثیرگذار بر آلودگی هوا در شهرها، آلودگی ناشی از ترافیک شهری است. این در حالی است که تاثیر ذرات معلق ناشی از ترافیک بر کیفیت هوای داخلی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از سویی مورفولوژی ساختمان­ها تاثیر زیادی بر الگوی توزیع آلاینده­ها در یک بافت شهری دارد. بر همین اساس در این پژوهش به نقش مورفولوژی ساختمان­ها در یک بافت شهری بر نحوه توزیع آلاینده های ناشی از ترافیک در فضای داخلی ساختمان پرداخته می­شود. فرایند پژوهش به این صورت انجام گرفت که در ابتدا با استفاده از نرم افزار grasshopper و پلاگین wasp، و با کمک الگوریتم Aggregation، 100 نمونه فرم تولید شد که از میان آن ها 3 فرم اصلی که با فرم های ساختمانی موجود در بافت شهری منطقه یک شهر شیراز همخوانی داشتند انتخاب شد. سپس با چرخش هریک از فرم ها در چهار جهت به طور کلی 12 نمونه بافت شهری تولید شد. یک ساختمان در مرکز هرکدام از نمونه­های موردی به عنوان ساختمان هدف انتخاب و کیفیت هوا شامل سرعت هوا و غلظت آلاینده­ها درون آن مورد سنجش قرار گرفت. در این تحقیق نمونه ها با استفاده از دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) شبیه سازی شدند. جریان ثابت سه بعدی ( steady 3dimentional flow) با استفاده از مدل آشفتگی SST-Kω جهت شبیه سازی نمونه­ها استفاده شد که به صورت عددی بر اساس معادلات رینولدز میانگین ناویر استوکس (RANS) حل شده است. نرم افزار CFD مورد استفاده در این تحقیق در مقایسه با آزمایشات تونل باد، اعتبارسنجی شد که نتایج قابل قبولی به همراه داشت. نتایج نشان داد که فرم ساختمان­های موجود در بافت تاثیر قابل توجهی بر کیفیت هوای درون ساختمان­ها دارد. همچنین بر اساس نتایج روش تصمیم گیری چند معیاره تاپسیس، بهترین و بدترین الگوی فرمی ساختمان به ترتیب مربوط به فرم L و فرم پلکانی شکل است.
۳۱۸.

نقش سرمایه اجتماعی در پدافند نرم میراث فرهنگی: چارچوبی برای مواجهه با تهدیدات فراملی و تنش های منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۰
میراث فرهنگی، به ویژه در بافت های تاریخی دارای تنوع قومی و فرهنگی، در معرض تهدیدات نمادین، تهاجمات فراملی و چالش های ژئوپلیتیکی فزاینده قرار دارد. در چنین زمینه ای، سرمایه اجتماعی به مثابه ظرفیتی نرم، درون زا و انعطاف پذیر، می تواند نقشی بنیادین در تقویت پدافند نرم فرهنگی ایفاء نماید. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی مفهومی برای تبیین نقش سرمایه اجتماعی در پدافند نرم میراث فرهنگی ایران، در پی پاسخ به این پرسش اصلی که، سرمایه اجتماعی به چه صورت می تواند به عنوان عاملی راهبردی، در مواجهه با تهدیدات فراملی و تنش های منطقه ای، نقش آفرینی نماید؟ با رویکردی کیفی و مبتنی بر روش تحلیل مضمون انجام گرفت. داده ها از سه منبع اصلی شامل اسناد راهبردی (همچون: اسناد پدافند غیرعامل و مهندسی فرهنگی)، پیشینه های نظری منتخب، و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۱۲تَن از خبرگان حوزه های میراث فرهنگی، جامعه شناسی، و مطالعات امنیت فرهنگی گردآوری شده و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل گردید. در روند تحلیل، از تکنیک مثلث سازی داده ها و ادغام لایه ای مفاهیم استفاده شد که حاصل آن، استخراج پنج مضمون اصلی در پیوند میان سرمایه اجتماعی و راهبردهای پدافندی بود. بر پایه این مضامین، چارچوبی مفهومی با ساختاری سه لایه شامل: «لایه اجتماعی»، «لایه هویتی-فرهنگی» و «لایه نهادی-راهبردی» طراحی گردید که هر یک بازتاب دهنده سازوکارهای مقاومت نرم در برابر تهدیدات فراملی می باشد. چارچوب نهایی، ضمن اتکاء بر بنیانی نظری و داده بنیاد، قابلیت به کارگیری در سیاست گذاری های فرهنگی، مدیریت مخاطرات غیرنظامی، و تدوین راهبردهای حفاظتی بومی در بافت های تاریخی کشور را داراست.
۳۱۹.

بازتاب واقعیت اجتماعی زنان در عصر رضاشاه: تحلیلی لوکاچی از نمایشنامه صدیقه دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۴
با ورود مدرنیته به ادبیات فارسی در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی، بازنمایی زن ایرانی در نمایشنامه‌ها دگرگون شد. نخستین جلوه‌های این تصویر نو در آثاری دیده می‌شود که به‌طور مستقیم از الگوهای اروپایی تأثیر گرفته یا از آن‌ها اقتباس شده بودند. زن دیگر چهره‌ای قدسی و فرازمینی نداشت و در مقام شخصیتی زمینی و اجتماعی حضور می‌یافت. در سال‌های منتهی به انقلاب مشروطه، زنان در نمایشنامه‌ها آزادی بیشتری در ابراز عواطف و کنش فردی نشان می‌دادند. اما با افول آرمان‌های مشروطیت، تصویر زن به سوی واقع‌گرایی اجتماعی حرکت کرد و اغلب در موقعیت‌های خانوادگی و تنش‌های مربوط به روابط زناشویی ترسیم شد. با آغاز دورۀ تجدد آمرانه در عصر رضا پهلوی، الگویی تازه از زن آرمانی بازتولید شد؛ الگویی که با سیاست‌های ملت‌سازی حکومت همسو بود و چهره‌ای از «مادر مدرن» را تثبیت می‌کرد؛ زنی که همچنان نقش همسر و مادر فداکار را بر عهده داشت، اما این بار بی‌حجاب و در مقام نمادی از مدرنیته. این مقاله تلاش دارد این دگرگونی‌ها را با بهره‌گیری از نظریۀ بازتاب گئورگ لوکاچ بررسی کند؛ جایی که ادبیات و نمایشنامه‌ها نه بازنمایی ساده، بلکه انعکاسی از تمامیت روابط اجتماعی تلقی می‌شوند. تمرکز بر صدیقه دولت‌آبادی (۱۲۶۱–۱۳۴۰) است؛ نویسنده و کنشگری که در کنار فعالیت‌های اجتماعی خود، برای همسویی با سیاست‌های فرهنگی رسمی، به نگارش نمایشنامه نیز پرداخت. در این چارچوب، نمایشنامۀ حس مادری یا زندگی تاریک به‌مثابه متنی نمونه‌وار تحلیل می‌شود تا روشن شود چگونه سیاست‌های رضا پهلوی دربارۀ زنان در سطح هنری بازتاب یافته و تصویری تازه از زن ایرانی تثبیت شده است.
۳۲۰.

The Role of Form Structure in the Formation of Place Identity and the Emergence of Social Interactions in Qazvin Bazaar(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۸
The transformation of urban living patterns and the decline of social interactions in contemporary urban spaces have heightened the urgent need to reassess the role of formal structure in creating meaning and strengthening place identity. This study aims to explore how the components of formal structure contribute to enhancing the significance of social interactions that stem from place identity. The importance of this research lies in recognizing that formal structure, beyond its physical dimension, holds perceptual, cultural, and behavior-oriented potentials for generating meaning, shared experiences, and collective memory. Employing a mixed-methods approach (qualitative and quantitative) with a descriptive-analytical framework, data were collected through field studies, technical surveys, and analyzed statistically using SPSS software. The historic Qazvin Bazaar, with its rich historical and social identity, was selected as the representative case study. The findings reveal that seven dimensions of formal structure—centrality, functionality, movement, visual and sightlines, physical form, spatial connections, and spirituality—significantly influence social interactions and the overall sense of belonging to place. Furthermore, the results demonstrate that the interrelation between physical form, spatial legibility, and perceptual experience provides a fertile and dynamic ground for the reproduction of collective memory. In this respect, historic spaces such as the Qazvin Bazaar are capable of sustaining cultural values while simultaneously playing a more active role in strengthening and revitalizing social interactions. Consequently, attention to the qualitative and multidimensional aspects of formal structure should be regarded as a fundamental strategy for future urban planning and design, positioning it as a key factor in enhancing place identity and ensuring the long-term sustainability and vitality of urban life.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان