فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۶۱ تا ۷٬۲۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت نوع محیط اطلاعاتی و میزان استفاده از آن ها در به اشتراک گذاری اطلاعات در تقویت مجراهای اطلاعاتی پراستفاده بسیار مؤثر است. از آنجایی که ارتباطات غیررسمی دارای اهمیت فوق العاده ای در روابط علمی است و زنان به عنوان یکی از گروه های اجتماعی که در موقعیت منزلتی جامعه، بیشتر نیازهای اطلاعاتی خود را از طریق مجراهای غیررسمی اطلاعات برطرف می کنند، لازم است محیط های اطلاعاتی زنان مورد بررسی قرار گیرد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر، واکاوی مؤلفه های اثرگذار محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات با استفاده از نظریه داده بنیاد است.روش: روش پژوهش حاضر از نوع توسعه ای است که با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، از 26 نفر از زنان شاغل در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در یکی از دانشگاه های کشور در مقام استاد و یا شاغل در یکی از مراکز کتابخانه های کشور تشکیل شده است، که به روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه با آن ها جمع آوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کدگذاری انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. در نهایت بر اساس آن ها الگوی پارادایمی شامل شرایط عِلّی، پدیده اصلی، شرایط زمینه ای، مداخله گرها، راهبردهای اصلی، و پیامدهای محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات طراحی شد. برای سنجش روایی ابزار مصاحبه از روش پاسخگو و برای سنجش پایایی ابزار از روش دو کد گذاری استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد برای محیط های اطلاعاتی زنان و به اشتراک گذاری اطلاعات 18 مقوله اصلی و 48 مقوله فرعی در 6 طبقه شناسایی شدند که عبارتند از: طبقه عوامل عِلّی با 7 مقوله (نوع دوستی، تمایل شخصی، تناسب فردی و شخصیتی، علائق فردی، تناسب محیطی، تناسب اخلاقی، و انگیزه های علمی) و 18 خرده مقوله؛ طبقه عوامل زمینه ای با 3 مقوله (تعامل اجتماعی، عوامل محیطی، و عوامل زمانی) و 7 خرده مقوله؛ طبقه عوامل مداخله گر با 4 مقوله (انگیزه های اجتماعی، انگیزه های اخلاقی، انگیزه های فرهنگی، و انگیزه های سیاسی) و 10 خرده مقوله؛ طبقه عوامل راهبردی با 1 مقوله (نحوه اشتراک اطلاعات) و 3 خرده مقوله؛ طبقه عوامل پیامد با 2 مقوله (کسب آگاهی، و اشتراک اطلاعات و دانش) و 8 خرده مقوله؛ و طبقه پدیده اصلی (واکاوی محیط اطلاعاتی زنان با تأکید بر به اشتراک گذاری اطلاعات) با 2 خرده مقوله.نتیجه گیری: این الگو که برآمده از نظرات و دیدگاه های متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی در کشور است، مشخص می کند که تقویت محیط های اطلاعاتی برای زنان، نیازمند چه راه کارهایی در زمینه به اشتراک گذاری اطلاعات آنان است. نتایج آن، در نهادهای علمی، آموزشی، فرهنگی، و اجتماعی و به خصوص دانشگاه ها و سازمان های متولی سیاست گذاری های علمی و فرهنگی، کاربرد مهم و ویژه ای در ارتقاء رفتار اطلاع یابی و رفتار به اشتراک گذاری اطلاعات زنان و در نتیجه توسعه و پیشرفت علم اطلاع رسانی و توسعه علمی کشور خواهد داشت.
چارچوب تخصص های مورد نیاز در نشر کتاب های درسی الکترونیکی دانشگاهی: مطالعه دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش رسیدن به چارچوبی از گروه تخصصی و سازمان های مؤثر مورد نیاز برای نشر کتاب های درسی الکترونیکی دانشگاهی با توجه به ویژگی ها و مزایای این نوع کتاب هاست. بنابراین شناسایی متخصصان مورد نیاز با اجماع نظر صاحب نظران این حوزه نتیجه نهایی این پژوهش خواهد بود. روش: مطالعه دلفی با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته در چهار دور انجام گرفت. جامعه آماری شامل چهل نفر از صاحب نظران داخلی و خارجی حوزه کتاب الکترونیکی، یادگیری الکترونیکی، کتابخانه دیجیتالی، آموزش الکترونیکی و نمونه گیری هدفمند بوده است. یافته ها: پژوهش به این نتیجه رسید که از مجموع 48 تخصص معرفی شده در پرسشنامه ها و در دورهای متنوع، مهم ترین اعضای نهایی گروه تخصصی نشر کتاب درسی الکترونیکی دانشگاهی به منظور نشر اصولی و کاربرپسند این کتاب ها شامل 19 تخصص است که عبارتند از: تولیدکنندگان محتوای تعاملی، فراهم آورندگان محتوای تعاملی، طراح آموزشی، استادان، طراح منابع آموزشی، متخصصان یادگیری الکترونیکی، متخصصان دسترس پذیری، نویسندگان محتوای تعاملی، نویسندگان، تولیدکنندگان نرم افزارهای کتاب الکترونیکی، تولیدکنندگان سخت افزارهای کتاب الکترونیکی، متخصصان رسانه، توسعه دهندگان محتوا، تولیدکنندگان کتاب الکترونیکی، متخصصان تعامل انسان - رایانه، ناشر، متخصصان فرهنگ، متخصصان قوانین و مقررات و متخصصان فناوری آموزشی. اصالت و ارزش: به نظر می رسد با توجه به بررسی های انجام گرفته، این پژوهش برای نخستین بار به شناسایی اعضای گروه تخصصی نشر کتاب درسی الکترونیکی دانشگاهی پرداخته و تکنیک دلفی نیز به عنوان شیوه جدیدی در حوزه مطالعات مربوط به کتاب های الکترونیکی در این پژوهش به کار برده شده است.
میزان همخوانی انتظارات کاربران و استنباط کارکنان از کیفیت خدمات ارائه شده در کتابخانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش تعیین فاصله موجود میان ادراکات و انتظارات کاربران از خدمات دریافتی و استنباط کارکنان از انتظارات آنان است.
روش: این پژوهش کاربردی است. مبنای این پیمایش، پرسشنامه مدل لایب کوال مشتمل بر 23 شاخصه در قالب سه بُعد (تاثیر گذاری خدمات، کنترل اطلاعات و کتابخانه به عنوان یک مکان و فضا) است.
یافته ها: از منظر مراجعان، کارکنان و منابع کتابخانه تا حدودی توانسته اند دربرخی موارد حداقل انتظارات مراجعان را برآورده سازند، به استنباط کارکنان، مراجعان انتظار دارند که کارکنان کتابخانه آمادگی بیشتری برای پاسخ به سوالات آنان را داشته باشند و منابع موجود تا حدودی توانسته است حداقل انتظارات مراجعان را برآورده سازد، به استنباط کارکنان، مراجعان از کتابخانه به عنوان فضای اجتماعی مناسب برای یادگیری گروهی انتظار کمتری دارند. این در حالی است که مراجعان وجود فضایی اجتماعی برای یادگیری و مطالع? گروهی را یک ضرورت دانسته اند.
ویژگی های مشترک مجله های نامعتبر و تحلیل وضعیت انتشار مقاله های ایرانی در آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی ویژگی های مشترک مجله های نامعتبر و تحلیل وضعیت انتشار مقاله های ایرانی در آنها است. روش: پژوهش حاضر به روش کتابسنجی انجام شده است. با بررسی اطلاعات مربوط به مجله های مندرج در فهرست نشریات نامعتبر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (نسخه مهر ۱۳۹۲) که در وب-سایت آنها مندرج است و استفاده از سیاهه کنترل، ویژگی های این مجله ها شناسایی شد. همچنین تعداد مقالات ایرانی منتشر شده در این مجله ها و هزینه های پرداختی برای انتشار این مقاله ها مشخص شد. یافته ها: یافته ها نشان داد از ۱۷ مؤلفه ی مربوط به مجله های معتبر ۱۳ مؤلفه در بیش از نیمی از مجله ها رعایت نشده است و تنها ۴ مؤلفه در بخش زیادی از مجله ها وجود داشت. در بازه زمانی سال های ۲۰۱۱-۲۰۱۴ تعداد ۹۶۶۵ مقاله از ایران منتشر شده و ۴۲۹۸۲۶۲ دلار هزینه پرداخت شده است. این نخستین و تنها پژوهشی است که به طور علمی به بررسی ویژگی های مجله هایی می پردازد که در ایران به عنوان مجله های نامعتبر معروف هستند.
پیش بینی نگرش های دانشجویان نسبت به نویسندگی دانشگاهی بر اساس الگوهای کمک طلبی علمی و مثبت اندیشی دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در محیط دانشگاهی، دانشجویان به فرصت های نویسندگی دانشگاهی نیاز دارند تا از آنها برای ورود به دنیای «نویسندگی دانشگاهی» حمایت کند و به آنها کمک کند هویت یک نویسنده دانشگاهی را کسب کنند. کمک طلبی علمی و فرهنگ مثبت اندیشی دانشگاهی از جمله زمینه ها و عواملی هستند که می توانند نگرش دانشجویان را نسبت به نویسندگی دانشگاهی تحت تأثیر قرار دهند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوی پیش بینی نگرش دانشجویان به نویسندگی دانشگاهی بر اساس مقوله های مذکور انجام گرفت.روش پژوهش: طرح پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ گردآوری و تحلیل داده ها، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه محقق اردبیلی به تعداد 3330 نفر کارشناسی ارشد و 866 نفر دکتری بود که نمونه ای با حجم 300 نفر به روش در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های استاندارد، نگرش دانشجویان به نویسندگی دانشگاهی چئونگ و همکاران، کمک طلبی علمی ریان و پینتریچ و مثبت اندیشی دانشگاهی هوی و همکاران بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش های همبستگی و حداقل مربعات جزئی استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. و اسمارت پی.ال.اس. تحلیل شدند.یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دهنده معناداری همبستگی بین مؤلفه های مثبت اندیشی و کمک طلبی علمی با نگرش به نویسندگی است. با توجه به قابل قبول بودن مقدار پایایی ترکیبی و نسبت آن با دیگر شاخص ها، همچنین حصول نیکوئی برازش 43/0 که بیش از مقدار قابل قبول یعنی 25/0 و مقدار مطلوب یعنی 36/0 است، الگوی مفهومی پیش بینی شده روابط بین متغیرها دارای اعتبار مناسبی بوده است. ضریب مسیر کمک طلبی علمی 79/0(01/0p< و 03/22=t) و مثبت اندیشی دانشگاهی 54/0 (01/0p< و 51/8=t) بوده که به طور معناداری قدرت پیش بینی نگرش به نویسندگی دانشگاهی را دارند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، با حمایت از مثبت اندیشی دانشگاهی و بهبود زمینه کمک طلبی علمی از طریق ایجاد و حفظ فرهنگ خودکارآمدی جمعی، اعتماد جمعی، تأکید تحصیلی و همچنین ایجاد شرایط برای پاسخ به نیازهای علمی به واسطه تعاملات توسعه محور و پشتیبانی علمی از دانشجویان می توان جهت بهبود نگرش دانشجویان نسبت به نویسندگی دانشگاهی گام برداشت.
عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی موثر بر اقتصاد نشر ایران: مطالعه موردی دیدگاه ناشران فعال بین سال های 1358-1387(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار بر اقتصاد نشر کتاب ایران از دیدگاه ناشران با هدف شناسایی خلاء ها، مشکلات و راه کارهای توسعه اقتصاد نشر مورد بررسی قرار گرفته است. روش شناسی: برای مطالعه دیدگاه ها و نظرات ناشران از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل 264 ناشر خصوصی است که 98 ناشر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی شد? منظم انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه پژوهشگرساخته و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون آماری فریدمن استفاده شده است. یافته ها: افزایش میزان جمعیت با سواد بیشترین تاثیر مثبت و فقر اقتصادی بیشترین تاثیر منفی را در عرضه کتاب از دیدگاه ناشران داشته اند. اطلاع رسانی کتاب از طریق مطبوعات، توزیع مطلوب کتاب بیشترین تاثیر مثبت و افزایش نرخ بیکاری بیشترین تاثیر منفی را بر تقاضای کتاب داشته اند. نتایج: مطالعه متغیرهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مرتبط با عرضه و تقاضای کتاب نشان می دهد در مجموع ناشران تاثیر این متغیرها را مثبت ارزیابی کرده اند؛ همچنین ناشران تاثیر اقدامات نظارتی و حمایت های ترویجی و مالی دولت بر عرضه و تقاضای کتاب را مثبت ارزیابی کرده اند و ممیزی را بزرگترین مشکل در این حوزه مطرح کرده اند. فرضیه اول و دوم مبنی بر «تاثیر مثبت تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در عرضه و تقاضای کتاب» و فرضیه سوم «تاثیر مثبت سیاست های دولت در بهبود اقتصاد نشر» از دیدگاه ناشران با اطمینان 99 درصد تایید شده است.
تحلیل رفتار اطلاع یابی پژوهشگران در حوزه هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
221 - 246
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رفتار اطلاع یابی پژوهشگران حوزه هنر در فرایند جستجوی اطلاعات در محیط وب پرداخته است. روش پژوهش به روش نیمه تجربی است و با استفاده از روش های مشاهده، مصاحبه و تحلیل آماری انجام شده است. جامعه آماری شامل ۴۸ پژوهشگر حوزه هنر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق نرم افزار کمتازیا برای ضبط فرایند جستجو، مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای بررسی راهبردهای شناختی و پرسش نامه استاندارد رفتار اطلاع یابی برای سنجش متغیرهای مرتبط گردآوری شد. دو وظیفه جستجوی آسان (یافتن مقاله لاتین درباره هنر ایران) و دشوار (یافتن فرصت شغلی مرتبط در خارج از کشور) به شرکت کنندگان اختصاص یافت و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون کای اسکوئر انجام شد. یافته ها نشان داد که در جستجوهای آسان، شرکت کنندگان عمدتاً از راهبردهای سریع تر و سطحی تری نظیر استفاده گسترده از موتور جستجوی گوگل (با فراوانی ۹۷۶) و تدوین عبارات جستجو به صورت عام به خاص بهره بردند. در مقابل، در جستجوهای دشوار، پژوهشگران به روش های تحلیلی و پیشرفته تری نظیر اصلاح مکرر عبارات جستجو، استفاده از عملگرهای بولی و مراجعه به پایگاه های اطلاعاتی تخصصی روی آوردند. بررسی داده های آماری نشان داد که مجموع راهبردهای اتخاذشده در وظیفه دوم در سبک آسان ۹۷۶ و در سبک دشوار ۹۵۹ بوده که درمجموع ۱۹۳۵ راهبرد را شامل نشان می دهد که سطح پیچیدگی وظایف جستجو تأثیر مستقیمی بر راهبردهای مورداستفاده پژوهشگران دارد. این امر ضرورت بهینه سازی سیستم های جستجوی اطلاعات را بر اساس نیازهای کاربران و سطح پیچیدگی جستجوهای آن ها برجسته می سازد.
معرفی روش Iconclass و قابلیت های آن در مستند نگاری آثار هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
135 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش معرفی روش Iconclass و چگونگی استفاده از آن برای طبقه بندی آثار هنری است.
روش پژوهش: روش گردآوری اطلاعات در بخش نخست پژوهش حاضر، روش کتابخانه ای استنادی است. جستار حاضر سپس به تبیین ابعاد کارآمدی روش Iconclass در مستندنگاری و طبقه بندی آثار هنری پرداخته است.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که روش مذکور در سه بخش اصلی دارای قابلیت های اساسی است: نخست آن که این روش برخلاف روش هایی که بر طبقه بندی فرمی و ظاهری آثار هنری تمرکز دارند، درک محتوای آثار هنری را ورای فرم ظاهری میسر می سازد. دوم این که با استفاده از این روش، مستندنگاری و طبقه بندی آثار هنری -بر اساس محتوای آثار شکل می گیرد و امکان معرفی و تحلیل نقوش و مضامین پیچیده و روابط متقابل آن ها- برای مستندنگار فراهم می شود. سوم این که پژوهشگر به مجموعه ای از منابع مرتبط با موضوع دسترسی می یابد که موجب سرعت و غنای بیشتر پژوهش می شود.
نتیجه گیری: روش فوق الذکر مشکلات دسترسی به منابع مرتبط با اثر هنری را مرتفع ساخته و به پژوهشگران در بازیابی هرچه ساده تر تصاویر کمک می کند. با استفاده از این روش، موزه ها و مجموعه های هنری می توانند اقلام موجود در مجموعه خود را طبقه بندی کرده و به تولید فهرست ها و کاتالوگ های کارآمد و در نتیجه توسعه پژوهش های تاریخ هنر نیز کمک شایانی خواهد کرد.
واکاوی و تبیین جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوی ذهنی و راهبردهای استدلالی در فرایند اطلاع یابی کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: باتوجه به اینکه رفتار اطلاع یابی یک فرایند حل مسئله و دربرگیرنده گام های مختلف است. ازاین رو می توان ادعا نمود که افراد هنگام تعامل با نظام های جستجو و تصمیم گیری در هر مرحله از این فرایند تحت تاثیر شیوه استدلال و نوع تفکر خود بوده و تا رسیدن به هدف ممکن است بارها اقدام به تکرار، تغییر عبارت جستجو و یا انجام جستجو نمایند. بنابراین شناسایی نوع استدلال افراد در هر مرحله از فرایند اطلاع یابی باعث افزایش آگاهی درباره چالش های ذهنی کاربران و استدلال هایی که در ذهن آنها رخ می دهد، می شود. بنابراین هدف از نگارش این نوشتار بررسی، تبیین نظری و مقایسه جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی و جایگاه آن ها در فرایند اطلاع یابی است.روش: در این پژوهش با رویکرد نظرورزی جایگاه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) در فرایند اطلاع یابی مقایسه و برمبنای آن مزیت نسبی راهبردهای استدلالی در قیاس با دو رویکرد دیگر تبیین گردید.یافته ها: بررسی رویکردهای فکری مختلف نشان می دهد که نمی توان با تکیه بر یک رویکرد در فرایند اطلاع یابی اقدام به حل مسئله نمود چراکه از رویکرد منطق ذهنی و استفاده از قوانین منطقی تنها می توان در مرحله صورت بندی پاره های اطلاعاتی مختلف و یا مرحله ارزیابی نتایج استفاده نمود، حال آنکه بررسی رویکرد الگوهای ذهنی نشان از کاربرد این رویکرد هم در مرحله بیان نیاز، تعریف و درک مسئله و هم در مرحله ارزیابی نتایج است. در این میان بررسی رویکرد راهبردهای استدلالی حاکی از آن است که با توجه به اینکه برخی از راهبردهای استدلالی مبتنی بر قواعد منطقی و برخی از آنها مبتنی بر الگوهای ذهنی است لذا استفاده از هریک از راهبردهای استدلالی در هریک از مراحل فرایند اطلاع یابی به چشم می خورد.نتیجه: مقایسه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) نشان داد در رویکرد راهبردهای استدلالی می توان از از طیف گسترده ای از راهبردها جهت انجام وظایف و تکالیف استدلالی که از نظر کاربرد قواعد منطقی در یک سطح قرار ندارند، استفاده نمود. به عبارت دیگر رویکردهای مبتنی برقاعده (منطق ذهنی) و یا الگوهای ذهنی در هنگام حل مسئله می توانند تحت راهبردهای استدلالی بکار روند. افزون براین در این رویکرد، ساختار نحوی، معنایی و همچنین محتوا و بافت مسئله مورد توجه قرار می گیرد بنابراین در مقایسه با دو رویکرد دیگر، می توان رویکرد راهبردهای استدلالی را به مثابه بدیل مناسب برای تبیین و پیشبرد فرایند اطلاع یابی درنظر گرفت.
بررسی و تبیین سطح مدیریت دانش با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: دانشگاه مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژهش حاضر، بررسی و تبیین سطح مدیریت دانش در دانشگاه مازندران با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری است.
روش: جامعه آماری این تحقیق، اعضای هیأت علمی رشته های شیمی، فیزیک، فنی و مهندسی، ریاضی و علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه مازندران بود که با توجه به حجم جامعه، حجم نمونه برابر 187 نفر تعیین شد که پس از توزیع، تعداد 142 پرسشنامه معتبر جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای انجام این پژوهش توصیفی، مقطعی، پیمایشی و کاربردی از پرسشنامه استفاده شد که پس از سنجش روایی و پایایی بر اساس نمونه گیری طبقه بندی شده سهمیه ای بین اعضای هیآت علمی دانشگاه مازندران توزیع گردید
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که کلیت مدل برای دانشگاه های مازندران مورد تأیید است. یعنی اینکه متغیرهای اکتساب دانش، تبدیل دانش، خلق دانش، ذخیره دانش، توزیع دانش و به کارگیری دانش تبیین کننده خوبی از سطح مدیریت دانش در دانشگاه مازندران می باشند.
بررسی همبستگی شرایط ارگونومی و فرسودگی شغلی در کتابداران کتابخانه های دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی همبستگی شرایط ارگونومی و فرسودگی شغلی در کتابداران کتابخانه های دانشگاه اصفهان می پردازد.
روش: پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری کلیه کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاه اصفهان (شامل 61 نفر) در سال 1388 می باشند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش جهت بررسی میزان فرسودگی کتابداران و سیاهه بازبینی استانداردها و اصول ارگونومی در محیط کتابخانه به منظور بررسی شرایط ارگونومی بود. داده ها نیز با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی بوسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین شرایط ارگونومی و شدت و فراوانی خستگی عاطفی، کاهش عملکرد شخصی و مسخ شخصیت کتابداران دانشگاه اصفهان رابطه معنادار وجود ندارد.
وضعیت یابی مؤلفه های زیرساختی پیاده سازی اشتراک دانش در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های مورد نیاز پیاده سازی اشتراک دانش و بررسی وضعیت آنها در صنعت بیمه ایران است.
روش شناسی: روش پژوهش پیمایشی - توصیفی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه پژوهش مدیران عالی دفاتر مرکزی شرکت های بیمه فعال در بازار بیمه ای ایران در شهر تهران است.
یافته ها: در این پژوهش پس از بررسی ادبیات مرتبط، مجموع متغیرهای کلیدی تأثیرگذار در پیاده سازی اشتراک دانش شناسایی شد و به روش دلفی مورد تأیید خبرگان و متخصصان امر قرار گرفت و در نهایت 68 عامل شناسایی شدند که در 8 گروه عامل ویژگی های نیروی انسانی، نگرش و حمایت مدیران، راهبرد به اشتراک گذاری دانش، ساختار و روابط سازمانی، فرهنگ و جوّ سازمانی، پاداش های سازمانی و ارزیابی، راهبرد سازمانی و کاربرد فناوری اطلاعاتی و ارتباطاتی قرار گرفتند. از مؤلفه های مورد بررسی، به طور کلی مؤلفه تعهد به سازمان، اعتقاد به افزایش موفقیت سازمان از طریق اشتراک گذاری دانش، کارآموزی کارکنان تازه استخدام شده در کنار کارکنان، ارتباط باز میان مدیران و کارکنان، اعتماد متقابل کارکنان به یکدیگر و استفاده از اینترانت، ضعیف ترین وضعیت را نشان دادند.
میزان حضور نرم افزارهای مدیریت استناد در وب گاه های دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی حضور آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد در وب گاه های دانشگاه های دولتی ایران انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی است و برای گردآوری داده ها از سیاهه وارسی محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری شامل وب گاه 80 دانشگاه جامع دولتی و صنعتی ایران بود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بیش از نیمی از وب گاه های دانشگاه های مورد بررسی به نرم افزارهای مدیریت استناد اشاره نکرده اند. در بیشتر دانشگاه ها، اندنوت تنها نرم افزار مدیریت استناد مورد استفاده و آموزش بوده است. در کمتر از نیمی از دانشگاه ها، آموزش نرم افزار مدیریت استناد توسط کتابخانه مرکزی انجام شده است و در سایر موارد، معاونت پژوهشی و دانشکده ها و انجمن های دانشجویی عهده دار این امر بوده اند. بجز 11 دانشگاه، آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد به صورت منظم و همیشگی در کتابخانه های دانشگاهی انجام نمی شود. آموزش ها فقط به صورت کارگاه های حضوری بوده اند و از انواع آموزش مثل راهنماهای آنلاین متنی و صوتی و تصویری غفلت شده است. نتیجه گیری: کتابخانه های دانشگاهی نقش کمرنگی در آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد دارند. برای اینکه کتابداران قادر به آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد باشند، خود باید قبلا آموزش دیده باشند. آموزش کتابداران از دو طریق میسر است: نخست، آموزش ضمن خدمت کتابداران که می تواند توسط انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران و یا سایر نهادهای متولی آموزش حرفه ای انجام شود. دوم، آموزش دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی که کتابداران بالقوه آینده هستند.
بررسی ویژگی جلد نسخه های خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش شناخت و بررسی ویژگی جلد نسخه های خطی موجوددرکتابخانه مرکزی ومرکز اسناد دانشگاه تهران است . روش :پژوهش حاضر بااستفاده از رویکردی توصیفی و جامعه مورد مطالعه این پژوهش که تعداد11630 جلد را شامل می شد از طریق نمونه گیری تصادفی تعداد 1160جلد نسخه خطی به صورت نمونه درنظر گرفته شد. یافته ها: دراین پژوهش تعداد 1160 جلد از مجموعه نسخ خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به صورت نمونه گیری تصادفی درنظر گرفته شد. ابزار گرد آوری اطلاعات یک سیاهه وارسی محقق ساخته است که جزئیات ظاهری هر نسخه منتخب، استخراج ووارد سیاهه وارسی گردیده است وبا استفاده از نرم افزار اکسل.تجزیه وتحلیل آمارها ی عناصر اطلاعاتی توسط نرم افزار spss انجام شده است. با بررسی ویژگی جلدها ی بکاررفته بیشتر از جنس چرم وتیماج برابر80.3 درصد بوده است وبیشترین موضوع مربوط به ادبیات با 277 مورد و23.9 درصد بوده است و بیشترین تزئینات جلد مربوط به ضربی با373مورد برابر32.2درصد وبیشترین نوع قطع ربعی با602موردبرابربا52.5درصد بوده است. همچنین ارتباط منطقی بین تزئینات جلد با تاریخ نگارش نسخه خطی وجود دارد .بدین معنا که تزئینات جلدها درهردوره ای متفاوت ازدوره دیگر است وهمچنین ارتباط بین موضوعات نسخه های خطی و تزئینات جلد بدست آمد. متفاوت ازدوره دیگر است ودیگر آنکه ارتباط بین موضوعات نسخه های خطی و تزئینات جلد بدست آمد.
رابطه محیط اطلاعاتی و سواد اطلاعاتی: مطالعه موردی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به شناسایی محیط های اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز و رابطه این محیط ها با مهارت های سواد اطلاعاتی آنان می پردازد.
روش: پیمایشی از نوع توصیفی_همبستگی و ابزار آن پرسشنامه ای بود که بین 278 نفر دانشجوی کارشناسی ارشد که با نمونه گیری مطبّق انتخاب شده بودند، توزیع شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که محیط های اطلاعاتی اصلی این دانشجویان عبارتند از: محیط سایت کامپیوتر دانشگاه، کتابخانه و خوابگاه. همچنین پر اهمیت ترین دلایل دانشجویان جهت استفاده از محیط های اطلاعاتی عبارتند از: حضور افراد خبره و متخصص در آن محیط، آسان بودن برقراری ارتباط با افراد حاضر در آن محیط، افزایش دانش و تجربیات شخصی در نتیجه تبادل اطلاعات در آن محیط و امکان برطرف نمودن مسائل مربوط به تحقیق، پروژه و پایان نامه از طریق اطلاعات کسب شده از آن محیط. در خصوص وضعیت سواد اطلاعاتی، دانشجویان، در سطح 5 مهارت تعریف شده، از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند و مهارت سواد اطلاعاتی دانشجویان کم است.
اصطلاحنامه ها: تسهیلگرهای ایجاد و توسعه هستی شناسی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل کمی و کیفی مطالعات با موضوع کاربرد اصطلاحنامه در ایجاد و توسعه هستی شناسی ها و شناسایی دامنه های موضوعی، رویکردها، روش ها و تبیین محورهای عمده مطالعات این حوزه انجام شده است.روش: این پژوهش توصیفی-تحلیلی با روش مرور نظام مند و با استفاده از روش پتیکرو و رابرت (2008) انجام شده است. تحلیل و مصورسازی داده ها با استفاده از نرم افزار دیتارپر انجام شده است.یافته ها: تحلیل مطالعات حوزه کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی ها، ضمن شناسایی و ارائه دامنه های موضوعی مطالعات، فراوانی، روش ها، زبان ها ورویکردهای مورد توجه نشان داد که مطالعات این حوزه با تمرکز بر شش محور اصلی انجام شده اند: کاربرد اصطلاحنامه در توسعه و ساخت هستی شناسی در ارتباط با بازیابی اطلاعات چندزبانه، کاربرد اصطلاحنامه در توسعه و ساخت هستی شناسی با هدف پوشش دامنه موضوعی خاص، استفاده از استاندارد ایزو 25964 در توسعه هستی شناسی با استفاده از اصطلاحنامه، ارائه چارچوب، روش و ابزار برای کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی، بهبود روابط معنایی و ترسیم مفاهیم با استفاده از کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی، و مطالعات مروری کاربرد و تبدیل اصطلاحنامه به هستی شناسی.نتیجه گیری: دامنه های موضوعی متنوعی در بازه های زمانی متفاوت از مزایای استفاده از اصطلاحنامه در فرایند ایجاد و توسعه هستی شناسی بهره برده و زیر چتر این ابزار معنایی زمینه سازماندهی، بازیابی و دسترسی دقیق تر و سهل تر را برای علاقه مندان و ذی نفعان حوزه مربوطه فراهم نموده اند. علی رغم این تلاش ها، فقدان رویه و چارچوب استاندارد و مورد توافق و لزوم روزآمدسازی روش ها و رویکردها و ابزارها به دلیل وابستگی این فرایند به فناوری های پردازش زبان طبیعی، مهندسی دانش و همچنین پرداختن به آن از زاویه دید کاربردی و نه صرفاً نظری از جمله مواردی است که موجب شده این حوزه نیاز به پژوهش های بیشتر به منظور تکامل داشته باشد.
پیش بینی تأثیر مدیریت دانش بر ارزش آفرینی سازمانی با تأکید بر نقش میانجی خلاقیت سازمانی (مورد مطالعه: استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
137 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: توجه به مفهوم مدیریت دانش به عنوان یکی از عوامل اساسی توسعه سازمانی افزایش یافته است. مدیریت دانش، نه تنها به بهره مندی از دانش ها و تجربیات افراد در سازمان کمک می کند، بلکه در توسعه فرآیندهای نوآورانه، ارتقاء عملکرد سازمانی و بهبود ارتباطات داخلی و خارجی نقش بسیار مهمی ایفا می کند. در همین سیاق، ارتباط بین مدیریت دانش و ارزش آفرینی سازمانی به عنوان یک مسئله، مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت دانش بر ارزش آفرینی سازمانی و نقش میانجی خلاقیت سازمانی در این رابطه انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات، پژوهشی کتابخانه ای-اسنادی با تکنیک های میدانی و از نظر نوع توصیفی- پیمایشی است که به روش همبستگی و با رویکردی کمی انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش سه پرسشنامه (دو محقق ساخته و یک از پیش ساخته) استفاده گردید. برای سنجش روایی پرسشنامه های ارزش آفرینی سازمان و پرسشنامه خلاقیت سازمانی این پژوهش، از روایی محتوایی بهره برده شد که توسط خبرگان مدیریت دانش تأیید گردید. برای روایی پرسشنامه مدیریت دانش روش تحلیل عاملی تأییدی و روایی همگرا مناسب گزارش شده است. برای سنجش پایایی نیز از آلفای کرونباخ استفاده شد که برای پرسشنامه ارزش افرینی0/91، برای پرسشنامه خلاقیت سازمانی 0/076 و برای پرسشنامه مدیریت دانش 0/91 گزار شد. این پژوهش با کمک روش مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از آزمون های پیرسون، رگرسیون خطی و تحلیل مسیر انجام شده است. 40 نفر از کارکنان کتابخانه های عمومی استان قم به صورت نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. نرم افزار لیزرل جهت تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ابعاد مدیریت دانش، به عنوان عوامل مهم، به طور مثبت و معنی دار با ارزش آفرینی سازمانی مرتبط هستند. در واقع، 87 درصد از تغییرات متغیر ارزش آفرینی سازمانی به وسیله ابعاد مدیریت دانش پیش بینی می شود؛ همچنین ارتباط بین مدیریت دانش و خلاقیت سازمانی مورد بررسی قرار گرفت که این دو متغیر دارای یک رابطه مثبت و معنی دار هستند. ارتباط بین خلاقیت سازمانی و ارزش آفرینی سازمانی نیز توسط آزمون همبستگی پیرسون تأیید شد. نقش واسطه ای خلاقیت سازمانی در تأثیر مدیریت دانش بر ارزش آفرینی سازمان، توسط تحلیل مسیر تأیید شد. نتیجه گیری: مدیریت دانش نقش محوری در ایجاد ارزش و پیش بینی عملکرد سازمانی دارد و خلاقیت سازمانی به عنوان یک متغیر میانجی، این رابطه را تقویت می کند. وجود همبستگی قوی بین مدیریت دانش و خلاقیت سازمانی و همچنین نتایج مثبت خلاقیت بر ارزش آفرینی، تأکید می کند که سرمایه گذاری در پرورش محیط های خلاق و مدیریت دانش مؤثر، می تواند به نوآوری و مزیت رقابتی پایدار منجر شود. این پژوهش به سازمان ها کمک می کند تا با فهم دقیق تری از این ارتباطات، مدیریت و استراتژی های خود را شکل دهند و به عنوان نتیجه، به ارزش آفرینی سازمانی دست یابند.
کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
109 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و امکان سنجی کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی است که فروشگاه طاقچه به عنوان مورد مطالعه انتخاب شد. بدین صورت که محصولات فرهنگی و به طور خاص کتاب های کم فروش که تنوع بالایی دارند؛ اما تعداد فروش هرکدام اندک است، در دم توزیع «دم طولانی» جای می گیرند و کتاب های پرفروش که تعداد اندک، ولی فروش بالایی دارند، در سر توزیع جای می گیرند. این پژوهش درصدد است که نشان دهد هرچقدر تنوع محصولات کم فروش افزایش یابد، سنگینی دم بیشتر شده و درآمد ناشی از فروش محصولات در دم برابر و یا بیشتر از درآمد ناشی از فروش محصولات موجود در سر توزیع (یعنی کتاب های پرفروش) خواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کمی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش پیمایشی تحلیلی استفاده شد. جامعه مورد بررسی «فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه» و نمونه شامل کتاب های گروه ادبیات داستانی بود که معمولاً بیشتر مورد اقبال عمومی قرار می گیرند. داده ها با همکاری گروه طاقچه از طریق پایگاه داده فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه دریافت و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که با افزایش تعداد کتاب ها، تابع توزیع دم طولانی نسبت به زمانی که تعداد داده ها کمتر بود، بهتر برازش پیدا می کند و دم طولانی به شکل درست تری تشکیل می شود و میزان فروش محصولات افزایش پیدا می کند. همچنین با به دست آوردن نقطه برابری میزان فروش سر و دم نمودار دم طولانی مشاهده شد که هرچه تعداد کتاب ها افزایش پیدا می کند، یافته ها به قانون 98 درصد اندرسون نزدیک می شود؛ یعنی 98 درصد از کتاب ها حداقل یک بار در سال به فروش می رسند. همچنین یافته های حاضر مثال نقضی برای قانون پارتو است. نتیجه گیری: با توجه به این موضوع که افزایش تعداد کتاب ها منجر به افزایش فروش سایر کتاب هایی که از قبل موجود بوده اند می شود، به فروشگاه های کتاب الکترونیکی پیشنهاد می شود که تا حد امکان تنوع کتاب های خود را گسترش دهند؛ زیرا تنوع کتاب ها تأثیر مثبت و مستقیمی روی دیده شدن سایر کتاب ها دارد.
شناخت فرهنگ دانشی:مطالعه موردی پژوهشگران حوزه امنیت رایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی و شناخت وضعیت دانشی(فرهنگ دانشی) و تعاملات دانشی بین محققان رشته امنیت رایانه در یک مرکز تحقیقات دانشگاهی است.
روش: روش تحقیق مورد استفاده برحسب نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی- توصیفی از نوع مطالعه موردی و از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی محسوب کرد که هدف آن شناسایی نقاط قوت و ضعف تعاملات دانش برای ارایه راهکارهایی جهت پیاد سازی و توسعه مدیریت دانش میباشد. با ابزار پرسشنامه مولفههای دانشی در قالب سوالات (3 سوال باز و 17 سوال بسته) بین کل جامعه موردنظر توزیع و جمع آوری و جهت تحلیل اطلاعات، از روش های آمار توصیفی استفاده شده است.
یافتهها: بررسی وضعیت ذخیره، تبادل و اشتراک دانشی بین محققان نشان داد که بیش از 84% آنها جهت انجام امور و مسئولیت ها از تجارب قبلی شان استفاده میکنند (وجود دانش ضمنی بالا). از لحاظ کسب و جمع آوری دانش و شناسایی صاحبان دانش مدت زمان بسیاری را صرف می کنند. از جمله مشکلات عمده آنها در انتقال دانش مربوط به چالش تبادل اطلاعات بین افراد، عدم وجود امکانات لازم، نبود شناخت کافی از تواناییهای افراد، خودداری و مقاومت افراد در ارایه دانش به دیگران است. از بین مولفه های دانشی مورد بررسی کمترین میزان ارتباطات بین اعضا مربوط به کانال های رسمی و بیشترین تمایل به برگزاری جلسات تخصصی و نشست های رودرو است. آنها دانش خود را از طریق کسب تجربه شخصی، بدون آموزشهای خاص و تنها در حین کار فرا میگیرند.
تأثیر قابلیت های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
189 - 228
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه تأثیر قابلیت های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش در شرکت فولاد خوزستان است. این مطالعه از نوع کاربردی با روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش کارکنان شرکت فولاد خوزستان بالغ بر 15000 نفر بودند که 555 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با پرسش نامه مبتنی بر مطالعات پیشین در طیف پنج گزینه ای لیکرت تدوین و به روش میدانی توزیع و جمع آوری شدند. روایی ابزار به شکل صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (737/0=α) تأیید شد. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل بوت استرپینگ نشان داد عوامل فردی بر حفظ و نگهداری دانش (331/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت های فناوری اطلاعات (156/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی دار دارد. ضمن اینکه عوامل گروهی بر حفظ و نگهداری دانش (342/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت های فناوری اطلاعات (080/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی دار دارد. تأثیر مستقیم عوامل سازمانی بر حفظ و نگهداری دانش (631/0=β) و تأثیر غیرمستقیم با نقش میانجی قابلیت های فناوری اطلاعات (118/0=β) نیز تائید شد. به این مفهوم که با بهبود وضعیت عوامل فردی، گروهی و سازمانی، شرایط حفظ و نگهداری دانش در شرکت نیز ارتقا می یابد. ضمن این که استفاده از قابلیت های فناوری اطلاعات رابطه بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته را تقویت می کند. به طورکلی می توان گفت که مدیریت و سازمان دهی عوامل فردی، گروهی و سازمانی با به کارگیری فناوری اطلاعات می تواند به شرکت در حفظ و نگهداری دانش سازمانی به عنوان یک دارائی ارزشمند کمک، وابستگی شرکت به دانش خارجی را کاهش و فرصت ارزش آفرینی از دارائی های دانشی را فراهم سازد.