فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مشکلات هستی شناسی کم توجهی به فرایندهای شکل گیری معنا در ذهن انسان است. هستی شناسی دارای ساختار ارجاعی است و تنها با برقراری روابط بین مفاهیم سعی دارد معنا را بازیابی کند؛ اما به مسئله شناخت و فرایندهای تفسیر و شکل گیری مفهوم در ذهن و خلق معنا در انسان توجهی ندارد. هدف پژوهش حاضر این است که با استفاده از الگوی سه وجهی نشانه پیرس و تمرکز بر مؤلفه تفسیر این الگو، مؤلفه هایی را که در شکل گیری مفهوم در ذهن انسان و خلق معنا تأثیر دارند شناسایی و برای کاربرد در هستی شناسی معرفی کند. برای رسیدن به این هدف از عاشورا به عنوان یک چندمعنایی استفاده شده است. روش: این پژوهش کیفی در دو گام انجام شده است. در گام نخست، صفحات شخصی اینستاگرام پنج گروه (افراد پرطرفدار، مداحان، پدیدآورندگان آثار عاشورایی، مردم عادی، و افرادی با نگاه متفاوت) به عنوان جامعه پژوهش، انتخاب و یادداشت های منتشرشده در صفحات ایشان با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. در گام دوم 10 نفر از پدیدآورندگان آثار عاشورایی درزمینه های نقاشی، ادبیات، خوشنویسی، فیلم و کاریکاتور انتخاب و تجربه زیسته آنها در خلق آثار با روش پدیدارشناسی تحلیل شدند. یافته ها: تعداد 29 مقوله اصلی و 292 مقوله فرعی از تحلیل محتوای کیفی، 6339 یادداشت صفحات اینستاگرام در گام نخست و 8 مقوله اصلی و 47 مقوله فرعی از تحلیل مصاحبه های پدیدآورندگان آثار عاشورایی در گام دوم، شناسایی و استخراج شدند. نتیجه گیری: تفسیر فردی از یک واقعه و تشکیل مفهوم و الگوهای ذهنی در وی به سه جهان ( جهان شخصی، جهان اجتماع و جهان فناوری) وابسته است که تجربه ها و پیش داشته های ذهنی و همچنین بافتی که فرد در آن قرار دارد را شکل می دهند. مفهوم، بافت محور است و تفسیر آن فقط به تفسیرگر فردی بستگی ندارد؛ بلکه وابسته به بافت اجتماعی است. ترجیح شخصی انسان، تنها راه تفسیر نشانه ها وعامل تعیین کننده اصلی در شکل گیری نظام های معنایی مانند هستی شناسی ها نیست. بافتی که انسان در آن به سر می برد، قواعد اجتماعی و همچنین عادت ها، محدودیت هایی را برای تفسیر ایجاد می کند. براین اساس، استفاده از نظام ارجاعی و قواعد منطق و همچنین به کارگیری ابزارهای هوش مصنوعی و علوم رایانه به تنهایی نمی تواند در هستی شناسی به بازنمایی معنا کمک کند؛ بلکه ویژگی های فردی، بافت، پیش داشته های ذهنی و مؤلفه های موجود در سه جهان شخصی، اجتماعی و فناورانه در شکل گیری مفهوم و ساخت معنا مؤثر، و توجه به آن ها در هستی شناسی به ویژه در موضوع های چندمعنایی و بافت محور مانند عاشورا ضروری است.
The Semantically Rich Learning Environments: A Systematic Literature Review(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
99 - 125
حوزههای تخصصی:
Purpose: The research is intended to extract repetitive themes in the field of semantic-rich learning and to express the basic opportunities and challenges therein. Method: The method applied was to review the articles published in the WOS database, during the years 2000 to 2020 by using the paradigm funnel technique; moreover the Nvivo software was used for document analysis and theme extraction. Findings: In the study, it was found that establishing access to appropriate educational content, proper analysis and representation of knowledge, human capabilities enhancement, personalization of learning, and improving the quality of assessment, are the most important positive effects of using STs in learning; Also, in this study, nine themes and seven major challenges in the field of semantic-rich learning were identified. Conclusion: personalization and adaptation, and the development of various ontologies, are the most cited themes; and access to learning content and concerns about the design and development of learning systems are the most important challenges facing semantic-rich learning environments. We believe that in order to overcome the enumerated challenges, the combination of STs with other emerging cognitive and communication technologies, such as IoT, is necessary and could be the subject of future research in this field.
شناسایی و رتبه بندی عناصر متنی و پیرامتنی مهم در بازیابی داستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی عناصر متنی و پیرامتنی مهم در بازیابی داستان از دیدگاه خواننده است تا بر اساس آن مناسب ترین نقاط دسترسی برای خواننده فراهم شود و دسترسی به منابع داستانی متناسب با نیاز خواننده بهبود یابد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظرِ رویکرد از نوع ترکیبی بوده و با راهبرد متوالی اکتشافی انجام گرفت. مرحله اول از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته فردی با 14 نفر از خوانندگان داستان انجام گرفت و داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری و تحلیل شد. در ادامه، برای رتبه بندی عناصر شناسایی شده در مرحله اول، پرسش نامه مقایسه زوجی در اختیار 12 نفر از متخصصان حوزه ادبیات داستانی قرار گرفت و پس از گردآوری داده ها از روش تحلیل سلسله مراتبی برای تحلیل استفاده شد. یافته ها: بر اساس تحلیل مضمون مصاحبه های انجام گرفته در مرحله اول پژوهش، 24 عنصر متنی و پیرامتنی در قالب 6 مضمون اصلی استخراج شد. در ادامه، بر اساس نظر خبرگان، 19 عنصر از عناصر استخراج شده به عنوان عناصر متنی و پیرامتنی مهم در بازیابی داستان شناسایی شدند که می توانند در درک، ارزیابی، تصمیم گیری و انتخاب داستان تأثیر داشته و به جست وجوگران در بازیابی کتاب های داستانی مرتبط کمک کنند. اصالت/ارزش: استفاده از عناصر متنی و پیرامتنی برای غنی تر کردن ابرداده های فهرست های کتابخانه ها و نیز به کار بردن آن ها به عنوان نقاط دسترسی در نظام های جست وجو و بازیابی اطلاعات موجب توسعه و بهبود این نظام ها و افزایش کارایی آن ها در بازیابی منابع داستانی متناسب با نیاز خوانندگان می شود.
اطلاعات بدنمند در یوگا: طرح موضوع در مرز مشترک اطلاعات و تعمق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف در مقاله حاضر با نشان دادن اهمیت دو مفهوم: 1) رفتار اطلاعاتی لذت بخش و متعالی و 2) اطلاعات بدنمند، یافتن دامنه های پژوهشی در مرز مشترک رفتار اطلاعاتی، مطالعات تعمقی است. رو ش شناسی : مقاله مفهومی حاضر مبتنی بر مباحث رفتار اطلاعاتی زندگی روزمره و متعالی است که تاکنون در ادبیات علوم اطلاعات به صورت مفهومی و تجربی ارائه شده است. نخست، ضرورت تحقیق در این حوزه با رویکرد مبتنی بر بدن، مطرح و سپس یوگا به عنوان زمینه ای برای ظهور رفتارهای اطلاعاتی متعالی توصیف خواهد شد. یافته ها : زندگی انسان دارای جنبه های عمیقی است که تعامل اش با اطلاعات نه برای حل مسائل و انجام کارهای روزمره، بلکه به منظور لذت و درک معناست که به آن «سطح بالاتر زندگی روزمره» گفته می شود. یکی از نمونه های ظهور آن در زندگی انسان ها تمرینات تعمقی، همچون یوگاست، که تعداد هنرجویان آن در ایران و جهان رو به افزایش است و افراد زیادی یوگا را به عنوان اوقات فراغت جدی دنبال می کنند. نوع اطلاعات در این بافت متفاوت از آنچه به صورت سنتی می شناختیم است و اطلاعات وابسته به بدن، مبتنی بر حواس و تجربه های بدنی است. اطلاعات بدنمند حوزه جدیدی است که علوم اطلاعات بر آن متمرکز شده و تلاش می کند مفهوم اطلاعات را با توجه به نقش بدن آن گونه که در زندگی افراد تجربه می شود توصیف کند. نتیجه گیری : با توصیف نقش دانش بدنمند و رفتارهای اطلاعاتی متعالی در بافت یوگا، بخشی از مرزهای مشترک میان رشته علم اطلاعات با مطالعات تعمقی مشخص و پرسش ها و مسائل پژوهشی در این زمینه مطرح شد.
زمینه های بکارگیری نیازهای روانشناختی کاربر در حوزه فناوری اطلاعات: یک مطالعه نگاشت نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
159 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و مرور مطالعات اولیه ای است که با بکارگیری نیازهای روانشناختی برای حل مسائل مرتبط با حوزه فناوری اطلاعات منتشر شد ه اند. همچنین با طبقه بندی این مطالعات و بررسی زمینه های بکارگیری، یک چارچوب مناسب در اختیار پژوهشگران و طراحان محصولات حوزه فناوری اطلاعات قرار دهد. روش شناسی:این مطالعه با رویکردی کیفی، براساس روش «مطالعه نگاشت نظام مند» و با استفاده از چارچوب 5 مرحله ای پترسِن و همکاران (2008) انجام شده است. در مجموع، 1152 پژوهش با دسترسی کامل، بدون محدودیت زمانی و با جستجو در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، شناسایی و از طریق معیارهای انتخاب، گروهی شامل 45 پژوهش انتخاب شد. پژوهش های منتخب براساس معیارهای به دست آمده، طبقه بندی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی و آمار توصیفی تحلیل شدند. یافته ها: در دو دهه اخیر، بکارگیری نیازهای روانشناختی کاربر در قالب استفاده از نظریه های شناخته شده یا ذکر مؤلفه های نیاز (بدون اشاره به نظریه مشخص) و یا یک مفهوم کلی در حل مسائل مرتبط با طیف وسیعی از محصولات حوزه فناوری اطلاعات افزایش یافته است. بررسی مطالعات اولیه، سه زمینه موضوعی برای بکارگیری نیازهای روانشناختی را نشان می دهد: 1) طراحی تجربه کاربر، 2) تحلیل جنبه های کیفی محصول و 3) تحلیل رفتار کاربر. نتیجه گیری: بررسی عمیق پیشینه ادبیات این سه زمینه و نگاشت آن ها با معیارهای طبقه بندی پژوهش های منتخب (زمان، نوع محصول، نحوه بکارگیری نیاز و روش شناسی) مرزبندی و ویژگی های این سه زمینه را به عنوان یک نقشه ذهنی برای پژوهشگران روشن کرده است.
بررسی ارتباط سنجه های حاصل از میزان فعالیت نویسندگان پرتولید ایرانی حوزه مدیریت بازرگانی در شبکه های اجتماعی-علمی با شاخص های علم سنجی پایگاه های اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف. این پژوهش ضمن مطالعه میزان حضور و فعالیت نویسندگان پرتولید ایرانی حوزه مدیریت بازرگانی در شبکه های اجتماعی ریسرچ گیت و آکادمیا به بررسی ارتباط سنجه های حاصل از شبکه های اجتماعی مزبور با شاخص های علم سنجی پایگاه های اسکوپوس و وب اوساینس پرداخته است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به شیوه توصیفی و با رویکرد دگرسنجه صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل نویسندگان پرتولید حوزه مدیریت بازرگانی ایرانی است که بین سال های 2000-2019 مدارک آن ها در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس بارگذاری گردید. تعداد 160 نفر از این نویسندگان که به ترتیب بیشترین مدارک نمایه شده در اسکوپوس را داشته اند، به عنوان نمونه آماری پژوهش معرفی شده اند. به منظور بررسی ارتباط بین سنجه های حاصل از فعالیت نویسندگان در شبکه های اجتماعی ریسرچ گیت و آکادمیا با شاخص های علم سنجی پایگاه های اسکوپوس و وب اوساینس، از آزمون های آماری همبستگی به کمک نرم افزارهای اکسل و اس پی اس اس استفاده شده است. یافته ها: میزان حضور و فعالیت نویسندگان حوزه مدیریت بازرگانی در شبکه اجتماعی ریسرچ گیت بسیار بیشتر از آکادمیا است. ارتباط میان شاخص های تعداد مدارک، استنادات، اچ ایندکس و هم نویسندگی در اسکوپوس با سنجه های تعداد انتشارات، استنادات، اچ ایندکس، خوانندگان، نمره آرجی و دنبال کنندگان در ریسرچ گیت مثبت و معنادار است. در صورتی که بین شاخص های علم سنجی اسکوپوس و سنجه های دنبال کنندگان، بینندگان و هم نویسندگی در آکادمیا ارتباط معناداری وجود ندارند. ارتباط میان شاخص های تعداد مدارک، استنادات، اچ ایندکس و هم نویسندگی در وب اوساینس و سنجه های حاصل از شبکه های اجتماعی ریسرچ گیت و آکادمیا مثبت و معنادار است. اما میزان ارتباط در ریسرچ گیت قوی تر از آکادمیا است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که میزان فعالیت نویسندگان در شبکه های اجتماعی، به جذب بیشتر خوانندگان، افزایش تعداد استنادات و در نتیجه افزایش نمره اچ ایندکس در پایگاه های اطلاعاتی منجر خواهد شد. بنابراین، نویسندگان و محققان به منظور افزایش نمره اچ ایندکس خود و ترویج نتایج فعالیت های علمی خود، نیازمند فعالیت هرچه بیشتر در شبکه های اجتماعی-علمی هستند.
ارزیابی کیفیت خدمات کتابخانه های وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی با استفاده از مدل تحلیل شکاف لایب کوال: مطالعه موردی کتابخانه های مناطق سیستانی استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت خدمات ارائه شده توسط کتابخانه های عمومی مناطق سیستانی استان سیستان و بلوچستان و مشخص کردن اختلاف بین خدمات ارئه شده و خدمات مورد انتظار کاربران انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر به شیوه کمّی و به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه آماری تحقیق را کاربران کتابخانه های عمومی شهرهای زابل، هیرمند، زهک، هامون و نیمروز تشکیل می دهند که 5442 نفر هستند. طبق جدول مورگان، حجم نمونه حداقل 361 نفر تعیین شد. 365 پرسشنامه تهیه و به شیوه نمونه گیری طبقه ای توزیع گردید که از این میان 362 پرسشنامه قابل استفاده بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون تی وابسته استفاده شده است. نتایج: در هر سه بُعد خدمات (کتابخانه به عنوان مکان، تأثیر خدمت و کنترل اطلاعات) میانگین خدمات ادراک شده به شکل معناداری بالاتر از حداقل انتظار و در عین حال پایین تر از حداکثر انتظارکاربران است. بُعد کتابخانه به عنوان مکان، بالاترین امتیاز، تأثیر خدمت دومین جایگاه و کنترل اطلاعات، پایین ترین میانگین را دارند. نتیجه گیری: به رغم پایین بودن فضای فیزیکی، بیشترین مشکل کاربران مربوط به بُعد کنترل اطلاعات است. بیشترین ضعف و شکاف مربوط به محتوای منابع و شیوه دسترسی به آن ها می باشد. از این جهت به نظر می رسد بزرگ ترین چالش کتابخانه های این منطقه، تجهیز و تقویت مدارک و منابع و نیز استفاده از ابزارهای الکترونیک و سازگار با امکانات موجود در جامعه است. همچنین، با توجه به ارتقاء جایگاه کتابخانه ها در مراودات و فعالیت های اجتماعی، لزوم توجه بیشتر به بهبود وضعیت فیزیکی ساحتمان و تجهیزات کتابخانه احساس می شود.
بررسی روش های داده کاوی در تصمیم گیری مدیران (مطالعه موردی: شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تجزیه و تحلیل داده های وب سایت شهرداری تهران و ارائه راهکارهای داده کاوی برای تصمیم گیری مدیران است. روش شناسی: پژوهش حاضر بنیادی بوده و از لحاظ ماهیت تحلیلی است. روش گردآوری داده ها به صورت میدانی بوده و جامعه آماری از 220 دامنه شهرداری تهران انتخاب شده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک های داده کاوی برای کشف الگوی مناسب تصمیم گیری مدیران شهری استفاده گردید و منبع گردآوری داده ها وب سنجی و ابزار مورد استفاده گوگل آنالیتیکس است. یافته ها: میزان دقت شبکه عصبی عمیق ال.اس.تی.ام برابر با 84/99%، است. صحت شبکه برابر با 90/99%، فراخوانی برابر با 63/99%، خطای برابر با 16/0%، معیار ام.اس.ای ام برابر با 003/0% است. دقت روش دی.بی.اسکن با سایر روش های پایه جهت تجزیه و تحلیل داده های وب سایت های شهرداری تهران برابر با 84/99%، روش یادگیری عمیق برابر با 25/99%، روش نزدیک ترین همسایه برابر با 81/99% و روش درخت تصمیم برابر با 8/99% است. با این تفاسیر میزان بهبود دقت روش دی.بی.اسکن در مقایسه با روش های یادگیری عمیق برابر با 59/0% است. نتیجه گیری: با شبیه سازی روش دی.بی.اسکن جهت شناسایی و تجزیه و تحلیل داده های وب سایت های شهرداری تهران و ارائه راه کارهای داده کاوی برای تصمیم گیری مدیران مشاهده گردید که روش مطرح شده، پیشنهادهایی را به مدیران ارائه می کند که در جهت بهبود بازدید از سایت و عملکرد شهرداری به میزان قابل توجهی موثر است.
ارتباط بین سطح ترکیب در ساختار مدخل های مفاهیم و شمار روابط معنایی در تحلیل عملکرد بازیابی اطلاعات در هستی شناسی کشاورزی سازمان خواروبار کشاورزی سازمان ملل متحد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی های ساختاری به شیوه سامان دادن و نمایش روابط بین مفاهیم در بدنه یک حوزه علمی یا دانش می پردازد که در واقع، مبنای شکل گیری هستی شناسی است. به این ترتیب، تحلیل سطح ترکیب در ساختار مدخل های مفاهیم و تأثیر آن بر میزان روابط بین آن ها می تواند در ساخت، حفظ و نگهداری هستی شناسی ها با تکیه بر ارزیابی های ساختاری حائز اهمیت فراوان باشد. این پژوهش با هدف تبیین ارتباط بین سطح ترکیب در ساختار مفاهیم با شمار روابط معنایی با استفاده از روش ارزیابی کمّی صورت گرفته است. این هدف بر این فرضیه تکیه دارد که بین سطح ترکیب در ساختار مفاهیم و تعداد روابط معنایی آن ها رابطه ای معنادار وجود دارد. نتایج پیشینه پژوهی نشان می دهد که در ارتباط بین سطح ترکیب در ساختار مفهوم با روابط معنایی اختصاص یافته به آن ها در راستای افزایش عملکرد بازیابی اطلاعات، پژوهشی انجام نشده است. داده های این پژوهش از هستی شناسی معتبر کشاورزی «سازمان خواروبار کشاورزی سازمان ملل متحد (VocBench)» اخذ شده است. حجم جامعه پژوهش 40000 مفهوم کشاورزی است که حدود 1500 مفهوم از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. به منظور تحلیل سطح ترکیب در ساختار مفاهیم با استفاده از نرم افزار «اکسل» و «اس پی اس اس» تحلیل های نسبی و تحلیل بسامد صورت گرفت. در بررسی ارتباط بین ساختار مفهوم و روابط معنایی از آمار استنباطی، به ویژه از مقایسه تحلیل میانگین و روش همبستگی «پیرسون» با استفاده از گزارش های نرم افزار «اس پی اس اس» مدد گرفته شده. نتایج نشان می دهد که نسبت عامل بندی مفاهیم یک کلمه ای برابر با 58/0 است؛ به این مفهوم که از هر 100 مفهوم یک و دو-کلمه ای، 58 مفهوم یک کلمه ای در هستی شناسی کشاورزی وجود دارد. مفاهیم مرکب دو-کلمه ای 7/38 درصد از کل مفاهیم را به خود اختصاص داده است. دلیل کاهش نسبت سادگی در ساختار مفاهیم، شمار قابل توجه مفاهیم مرکب دوکلمه ای است. متوسط روابط معنایی ورودی به مفاهیم یک-کلمه ای و خروجی از آن ها برابر با 70/6 یا 7 رابطه معنایی است. بر اساس آنالیز همبستگی «پیرسون» بین شمار روابط تاکسونومیک (000/0 = p -value و 1500 = N و 98/0 - = r) و نیز شمار روابط غیر تاکسونومیک (035/0 =p-value و 1500 = N و 54/0 - =r) با سطح ترکیب در مفاهیم، ارتباط معنادار معکوس وجود دارد. این بدان معناست که افزایش سطح ترکیب در ساختار مفاهیم، عامل کاهش شمار روابط معنایی آن ها می شود. بنابراین، کاهش سطح ترکیب در ساختار مفاهیم، عامل افزایش روابط معنایی در هستی شناسی است که در افزایش جامعیت و مانعیت در نظام بازیابی اطلاعات و ایجاد انسجام در شبکه روابط معنایی در هستی شناسی مؤثر است. نتایج این پژوهش می تواند به طور مستقیم در تدوین و ارزیابی ساختار سایر نظام های سازمان دانش مانند اصطلاحنامه ها، به منظور افزایش عملکرد در بازیابی اطلاعات و نیز در تدوین هستی شناسی کشاورزی ایران مورد استفاده قرار گیرد.
آسیب شناسی قبول اقدامات پیشگیرانه کووید 19 در ایران: نقش پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی تأثیر پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات برای اقدامات پیشگیرانه در زمان همه گیری کرونا. همچنین این پژوهش به دنبال شناسایی تأثیر مداخله گری اجتناب از اطلاعات بر رابطه پریشانی اطلاعاتی و قبول اقدامات پیشگیرانه است. روش: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است و با روش توصیفی-پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش(N=16643) تمام دانشجویان دانشگاه شیراز در مقاطع تحصیلی مختلف بود که در ترم زوج سال تحصیلی 1399-1400 در حال تحصیل بودند. بر اساس جدول مورگان نمونه پژوهش 375 دانشجو انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ترکیبی بود که دارای سه بخش پریشانی اطلاعاتی، اجتناب از اطلاعات و قبول اقدامات پیشگیرانه است. داده های پژوهش پس از تأیید روایی پرسشنامه توسط سه متخصص رشته ی علم اطلاعات و دانش شناسی و محاسبه ی پایایی (آلفای کرونباخ) هر سه بخش(پریشانی اطلاعاتی 0.788، اجتناب از اطلاعات 0.856 و قبول اقدامات پیشگیرانه 0.890) جمع آوری شدند. داده ها پس از پشت سرگذاشتن موج چهارم کرونا گردآوری شد. یافته ها: مدل رگرسیونی قدرت پیش بینی متغیرهای پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات در اقدامات پیشگیرانه، معنادار است (F(2, 371)=18.029, p<.001 , R2=.089). متغیر پریشانی اطلاعاتی 13.2 درصد از واریانس قبول اقدامات پیشگیرانه (رابطه ی معکوس و معنادار) و متغیر اجتناب از اطلاعات 25.8 درصد از واریانس قبول اقدامات پیشگیرانه (رابطه ی معکوس و معنادار) را تبیین می کند. همچنین یافته های مدل رگرسیون بلوکی نشان دهنده معناداری تأثیر مداخله گری متغیر اجتناب از اطلاعات (F(2, 371)=19.628, p<.000) بر رابطه ی متغیرهای پریشانی اطلاعاتی و انطباق با اقدامات پیشگیرانه با R2=.096 بود. متغیر پریشانی اطلاعاتی در حضور اثر مداخله گری اجتناب از اطلاعات، 34.5 درصد از واریانس قبول اقدامات پیشگیرانه (رابطه ی معکوس و معنادار) را تبیین می کند. نتیجه گیری: متغیرهای پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات باعث کاهش متغیر قبول اقدامات پیشگیرانه می شود و تأثیر پیش بینی اجتناب از اطلاعات بر قبول اقدامات پیشگیرانه بیشتر از تأثیر پیش بینی پریشانی اطلاعاتی است. از طرفی اجتناب از اطلاعات بر رابطه پریشانی اطلاعاتی و قبول اقدامات پیشگیرانه اثر مداخله گری تقویت کننده دارد و میزان قبول اقدامات پیشگیرانه، در حضور اثر اجتناب از اطلاعات کمتر می شود. به بیانی دیگر، افرادی که نمرات بالاتری در پریشانی اطلاعاتی کسب کردند و بیش از سایرین از اطلاعات در زمینه کرونا اجتناب می کردند، به میزان کمتری از اقدامات پیشگیرانه کرونا پیروی می کردند. همچنین هیچ رابطه ی معناداری بین دو متغیر اجتناب از اطلاعات و پریشانی اطلاعات مشاهده نشد.
University Libraries Reaction to Covid-19 Pandemic: The Foremost Central Libraries in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
85 - 97
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study is to explore the university libraries’ responses to the COVID-19 pandemic and determine their services patterns. Method: This study is a qualitative exploration by collecting data through phone and online interviews of selected heads or assistants of thirteen university libraries. The interview recordings were transcribed with the help of callX software. The content of the interviews was analyzed and coded using MaxQDA software and led to the extraction of 220 initial codes. Findings: Almost all the central libraries of the studied universities limited their in-person services during Covid 19 pandemic but engaged with the users and tried to increase digital and remote services. Revamping their web pages, Flexibility in presenting services, development of information dissemination to users were the most important services and activities that central libraries presented in the pandemic era. Two of the most significant services which they have started during this period are librarian booking and online videoconference interviews with the users. Conclusion: although Covid 19 quickly invaded libraries and reduced the opportunity for a quick response, some of the studied central libraries took advantage of the crisis and provided suitable services to students such as setting up digital reference desks, purchase of software to organize electronic resources in the library, online reference interview with users etc.
An Evaluation of the Usability of Tourism Destination Websites of Iran and Malaysia: an ANP and DEMATEL Hybrid Method(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
127 - 147
حوزههای تخصصی:
Background: Official websites of tourism destinations provide an important digital content and are considered as widely-used tools of introducing destinations and presenting tourism products to the potential tourists. Improving the usability of websites helps the tourism destinations in achieving their goals. Websites usability is measured based on different criteria. Purpose: This paper evaluates and compares the usability of Iran and Malaysia official tourism destination websites –which are regarded as quite comparable in their tourism products and market- using seven criteria of content, visual attractiveness, infrastructure, interaction and responsiveness, navigation, customization, and product provision. Method: In order to do this evaluation, pairwise comparison questionnaires of the criteria were developed based on DEMATEL and ANP techniques and were answered online by 10 tourism experts in Iran. Websites’ usability analysis was performed using a combination of two MCDM (Multiple Criteria Decision Making) techniques that are DEMATEL and ANP so that the causal relations of the criteria are identified along with the ranking of their significance. Findings: The findings of the research show “infrastructure” as the dispatcher criterion, “product provision” as the receiver, and “content” as the most important criterion in the usability of tourism destinations’ websites. The findings also revealed the superiority of Malaysia’s official tourism website as compared to that of Iran.
تحلیل محتوای صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی ایران و مشارکت کاربران آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : شبکه اجتماعی اینستاگرام یکی از ابزار های پراستفاده و محبوب کاربران است که کتابخانه های عمومی نیز از آن برای ارتباط با کاربران و معرفی خدمات خود استفاده می کنند. تحلیل محتوای پست ها و ارزیابی مشارکت کاربران، یکی از شاخص هایی است که می توان از آن برای سنجش میزان محبوبیت محتوای ارائه شده در اینستاگرام استفاده کرد. بنابراین این پژوهش بر آن است تا ارتباط میان محتواهای ارائه شده در صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی ایران و نحوه مشارکت کاربران آنها را مورد واکاوی قرار دهد. روش شناسی : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر شامل 10132 پست از 110 صفحه اینستاگرام کتابخانه عمومی ایران بوده است. به منظور تحلیل محتوای جامعه پژوهش از سیاهه وارسی ساخته شده توسط پژوهشگر استفاده شده و پس از دسته بندی انواع محتواهای آن، میزان مشارکت کاربران آنها با فرمول نرخ مشارکت کاربر صفحات اینستاگرام محاسبه شده است. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که پست های منتشرشده در صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی ایران به ده دسته اطلاع رسانی رویدادهای آینده، رویدادهای انجام شده، اطلاعیه های عمومی در مورد کتابخانه، اخبار محلی و عمومی، فناوری، پیام های الهام بخش و احساسی، معرفی منابع کتابخانه، پست های مناسبتی، پشت صحنه و سایر موارد تقسیم شده است. بیشترین محتوای ارائه شده در پست های صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی، متعلق به دسته های رویدادهای انجام شده، معرفی منابع کتابخانه و اطلاع رسانی رویداد های آینده بوده است. بیشترین میزان مشارکت کاربران به ترتیب متعلق به دسته های رویدادهای انجام شده، معرفی منابع کتابخانه و اطلاع رسانی رویدادهای آینده است. در زمینه مشارکت کاربران در بین قالب های استفاده شده نیز، قالب های عکس و متن، عکس و فیلم و متن به ترتیب بیشترین مشارکت را دریافت کردند. نتیجه : استفاده مناسب از هشتگ ها، قالب های محتوایی جذاب همچون عکس و فیلم و محتوای کاربرپسند همچون رویدادهای انجام شده، اطلاع رسانی رویدادهای آینده، معرفی منابع کتابخانه و پیام های احساسی و الهام بخش مشارکت کاربران را افزایش خواهد داد.
پرکاربردترین مؤلفه های مدیریت داده های پژوهشی (مورد پژوهی: کتابداران کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۵
107-120
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین پرکاربرد ترین مؤلفه های مدیریت داده های پژوهشی از دید کتابداران کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور بوده است. روش پژوهش: در پژوهش حاضر از روش آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. داده های بخش کیفی متشکل از 20 نفر از خبرگان رشته، انتخاب و فرم های نظرسنجی با هدف اجماع نظرات، در 3 راند برای ایشان ارسال و ارزیابی انجام شد. در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته، نظرات 127نفر از کتابداران کتابخانه های دانشگاهی مورد نظر گردآوری شد. داده های کمی بوسیله آزمون های t ، فریدمن، تحلیل عاملی و مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار PLS، تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: 6 مؤلفه در مدیریت داده پژوهشی از میان مؤلفه های دوازده گانه شناسایی شده در فازهای دلفی، پرکاربردترین آنها در کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور بوده اند که به ترتیب شامل: زیرساخت داده؛ نقش نظارتی؛ استفاده مجدد؛ بودجه؛ سازماندهی؛ اشتراک گذاری) بوده اند. میانگین بارهای عاملی 6 مؤلفه مذکور در کتابخانه های دانشگاهی مورد پژوهش، بالاتر از 6/0 (قابل قبول) بود. ضریب آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و مقدار AVE برابر با 5/0 بوده، لذا تمامی معیارها در متغیرهای پنهان، در محدوده قابل قبول بوده اند. نتایج آزمون های t و فریدمن در بخش کمی نشان داد که از نگاه کتابداران در مقوله های فوق الذکر تفاوت معناداری نسبت به سایر مؤلفه ها وجود دارد. نتیجه گیری: بنابر نظر کتابداران کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور، مؤلفه های زیرساخت داده، نقش نظارتی، استفاده مجدد، بودجه، سازماندهی و اشتراک گذاری، کاربردی ترین مؤلفه ها در مدیریت داده های پژوهشی در اینگونه کتابخانه ها هستند که می توان از آنها به عنوان معیاری برای اجرای پژوهش های آتی و نیز جهت ساخت ابزاری برای انجام پژوهش های مرتبط استفاده کرد.
فهم و برداشت دانشجویان از تجربه پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش: مطالعه پدیدارنگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند جست وجو و بازیابی اطلاعات فرایندی شناختی و بسیار پیچیده است. یکی از رویکردهای مهم در کشف و درک این فرایند، بررسی تجربه های کاربران است. این پژوهش با هدف بررسی فهم و برداشت تجربه دانشجویان دکتری از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش انجام شد. رویکرد پژوهش حاضر تفسیری بود که با روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری به اجرا در آمد. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر دانشجویان دکتری حوزه های گوناگون دانشگاه فردوسی مشهد در سال ۱۳۹۷ بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند، معیار و گلوله برفی بود. تنوع حداکثر در انتخاب نمونه در نظر گرفته شد و تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. مصاحبه نیمه ساختاریافته از ۲۰ دانشجو صورت گرفت. مصاحبه ها پیاده سازی شده و به شکل استقرایی و با شیوه کدگذاری نظری در نرم افزار «ماکس کیودا ۱۲» مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که پس از تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، شش طبقه توصیفی از چگونگی درک و تجربه دانشجویان دکتری تخصصی از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات پدیدار گردید. شش طبقه جست وجو و بازیابی اطلاعات به مثابه دریایی بی انتها، گنجینه ای ارزشمند، جاده ای پر از چراغ، کلیدی برای نجات، خوردن میوه دلخواه، و پلی برای رسیدن به دانش بودند. نتایج نشان داد که دانشجویان پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش را مهم و ضروری توصیف کرده و مشکل اصلی آن ها در زمینه یادگیری و آموزش مهارت های لازم برای جست وجو و بازیابی اطلاعات بود که احساس ناخوشایندی در آن ها به وجود می آورد. گرچه این پژوهش با توجه به نوع و ماهیت کیفی خود به دنبال تعمیم یافته های حاصل از پژوهش حاضر نیست، اما با توجه به یافته ها و بر طبق آنچه در فضای نتیجه ارائه شد، درک و توصیف دانشجویان از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات با توجه به محدودیت ها و مشکلات زیادی که آن ها بیان کردند، زنگ خطر و هشداری برای نظام آموزش عالی است و باید مورد توجه قرار گیرد.
مروری نظام مند بر پژوهش های مکان یابی کتابخانه های عمومی با استفاده از نظام اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با مرور نظام مند متون پژوهشی در حوزه مکان یابی کتابخانه های عمومی ایران با استفاده از نظام اطلاعات جغرافیایی به تحلیل وضعیت آن پژوهش ها از جنبه های گوناگون می پردازد. بر این اساس، مشکلات و مؤلفه های موردتوجه در مکان یابی کتابخانه های عمومی ایران بر اساس متون پژوهشی بررسی شده است. روش: مطالعه حاضر از نظرِ هدف کاربردی و مبتنی بر مطالعه نظام مند با مدل پریسما است. برای جمع آوری داده ها، کلید واژه های مرتبط با موضوع پژوهش در پایگاه های اطلاعاتی معتبر جست وجو و 372 مقاله پژوهشی بازیابی شد. با مطالعه و بررسی چکیده مقاله ها و در صورت لزوم، نتایج، مقالات تکراری و غیرمرتبط حذف شدند. در نهایت، با اعمال پیمایش اولیه و متناسب با معیارهای ورودی و خروجی، مطالعات توسط پژوهشگران کنترل شد و 29 مقاله باقی ماند. ابزار پژوهش از نوع سیاهه وارسی بود. اطلاعات به دست آمده با تلخیص مطالب در قالب جدول ارائه شده است. یافته ها: یافته های مرور نظام مند نشان می دهد توزیع کتابخانه های عمومی در ایران نامتوازن و از نظرِ دسترسی نامناسب هستند. مؤلفه های موردتوجه، آسایش (81/32 درصد)، سازگاری (25/31 درصد) و کارایی (18/17 درصد) بودند. همچنین یافته ها نشان داد در پژوهش های انجام شده در این حوزه کمتر به نقشه و رویکرد مهندسی ساختمان توجه شده است. اصالت/ارزش: با مرور پژوهش های حوزه مکان یابی کتابخانه های عمومی، یافته های این حوزه از نظرِ وضعیت توزیع کتابخانه ها، مطلوبیت دسترسی به آن ها و مؤلفه های مؤثر در مکان یابی مشخص شد. این پژوهش تصویری کلی نسبت به آنچه انجام شده و آنچه بهتر است در تعیین مکان کتابخانه های عمومی رعایت شود برای پژوهشگران آینده ارائه می کند.
پسا حقیقت به منزله موضوع علم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله نتایج پژوهشی را درباره تحول علم اطلاعات، مفاهیم و مسائل آن گزارش می کند و نشان می دهد که پدیده جدید پساحقیقت پرسش های نوی را در عرصه این علم مطرح کرده است. به طور مشخص این مقاله به شناسایی و ترسیم ویژگی های پدیده پساحقیقت می پردازد تا نشان دهد این پدیده واقعیت نوی را که مقوله های پیشین را به چالش می کشد، درباره اطلاعات به نمایش می گذارد. سخن از علم اطلاعات با ترسیم سه مدل عمده مطالعه در این عرصه آغاز می شود: مادی، شناختی، و اجتماعی. در بحث از پساحقیقت، از سبب های پیدایش، ویژگی ها، و پیامدهای آن سخن می رود. سبب های پیدایش شامل نفی علم، تعصب ورزی انسان از تایید آنچه که با باورهایش درتعارض است، سلب نقش میانجی اطلاعات، شکل گیری اثرات حباب گونه در نتیجه منطق و الگوریتم های شبکه های اجتماعی و موتورهای جستجو، و ربایش ایده نسبی سازی حقیقت است که جنبش فلسفی پست مدرن به راه انداخته است. در خصوص ویژگی های این پدیده آنچه که در درجه نخست خود را می نمایاند شکل های عمدی و لحظه ای تولید اطلاعاتِ گمراه کننده در بستر پلتفرم های گوناگون - عمدتا نرم افزارهای پیام رسان است- که به صورت زیرزمینی کار می کنند. در ارتباط با پیامدها، از قوت گرفتن رژیم های اقتدارگرا، ضعیف شدن نهادها[ی مدنی] و تسلیم شدگی انسان ها سخن خواهد رفت. روش: روش شناسی ای که در این پژوهش به کار گرفته شده مرور ادبیات و بحث معرفت شناختی است. در مورد علم اطلاعات، کتاب ها و مقاله های نویسندگان کشورهای گوناگون را بررسیده ام. هدف آنها مشخصا ترسیم نقشه علم اطلاعات در قالب جریان های نظری و پارادایم ها بود. از این رو، به منظور تحلیل، آثاری که تنها تاریخ علم اطلاعات را از یک دیدگاه نظری بررسیده بودند، در مطالعه وارد نکردم. برای شناسائی پساحقیقت، عمدتا کتاب های جدید را به خاطر عمق بحثشان از موضوع و تحلیل هاشان از این پدیده و شناسائی سبب های پیدایش، ویژگی ها، و پیامدهای آن بررسی کردم. یافته ها: نتیجه برابرنهادن بحث چارچوب مفهومی علم اطلاعات با مسائل مرتبط با پساحقیقت نشان داد که نیاز است علم اطلاعات علاوه بر مباحثی نظیر ربط، بازیابی، و نسبت اطلاعات با دانش، موضوع «حقیقت» داشتن اطلاعات را در مرکز توجه قرار دهد. پدیده پساحقیقت ابعاد فنی، انسانی، و اجتماعی دارد. علم اطلاعات ابزارها و مفاهیم موردنیاز برای کشف این ابعاد را دارد. نتیجه گیری: پدیده پساحقیقت خود را به صورت چالشی عمده برای علم اطلاعات عرض اندام می کند. از این رو به پژوهش بیشتر برای فهم آن و پرورش راهبرد برای طرف شدن با آن نیاز است.
بررسی میزان به کارگیری مؤلفه های خلاقیت گیلفورد در مجلات فارسی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تقویت تفکر خلاق برای رشد فعلی و آینده کودک و جامعه ضروری است و ادبیات کودک می تواند نقش مهمی را در پرورش مهارت های تفکر و خلاقیت داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان به کارگیری مؤلفه های خلاقیت گیلفورد در مجلات فارسی کودکان صورت گرفت. روش: روش پژوهش، تحلیل محتوا و جامعه آماری مطالب داستانی و غیرداستانی 12 مجله معتبر فارسی کودکان فهرست شده در تقسیم بندی شورای کتاب کودک است. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای برای مطالب داستانی و غیرداستانی است. ابزار گردآوری اطلاعات سیاهه وارسی محقق ساخته ای است که بر اساس مؤلفه های هشت گانه تفکر خلاق گیلفورد تهیه شد. روایی ابزار بر مبنای پژوهش های پیشین و پایایی با ضریب همبستگی درون گروهی تأیید شد. یافته ها: میانگین مؤلفه های تفکر خلاق گیلفورد در مطالب داستانی و غیرداستانی مجلات متفاوت است. در مطالب داستانی، حساسیت به مسئله دارای بیشترین میانگین و پیچیدگی و پس از آن ترکیب کمترین میانگین را داشتند. همچنین میانگین میزان پرداختن به مؤلفه حساسیت به مسئله در بین مطالب غیرداستانی بیش از سایر مؤلفه ها بود و کمترین میزان میانگین نیز به مؤلفه ارزشیابی تعلق گرفت. در مطالب داستانی مجله «سه چرخه» و در مطالب غیرداستانی مجله «نبات» به مؤلفه های خلاقیت توجه بیشتری داشتند. نتیجه گیری: مجلات کودکان فارسی باید توجه بیشتری به مسئله خلاقیت داشته باشند، این مهم با رویکرد فعلی آنان قابل دستیابی نخواهد بود و باید در خط مشی خود پیرامون انتشار آثار فاقد محتوای خلاقانه تجدیدنظر اساسی نمایند.
ارزیابی و پیش بینی عوامل کیفیت پاسخ ها در سیستم پرسش و پاسخ شبکه اجتماعی علمی ریسرچ گیت: مطالعه موردی قلمرو موضوعی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوامع پرسش و پاسخ مجازی[1] به افراد کمک می کنند تا به اطلاعات مورد نیاز خود فراتر از پرس و جوهای مبتنی بر کلمات کلیدی سنتی و بازیابی اسناد و مدارک دست یابند. این جوامع به کاربران این امکان را می دهند تا اطلاعات مورد نیاز خود را به صورت پرسش مطرح نمایند و پاسخ یا پاسخ هایی را از دیگر اعضاء دریافت کنند. اما امکان تشخیص بهترین پاسخ از بین پاسخ ها و ارزیابی کیفیت آنها به طور واضح و قطعی وجود ندارد. هدف این پژوهش ارزیابی و پیش بینی کیفیت پاسخ ها در شبکه اجتماعی علمی ریسرچ گیت است. جهت دستیابی به این هدف، پرسش و پاسخ های وارد شده به این شبکه در قلمرو موضوعی مدیریت دانش در بازه زمانی ژانویه تا ماه می سال 2019 مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مورد نیاز توسط خزنده سایت گردآوری شد. در نهایت تعداد 54 پرسش و 443 پاسخ جهت تجزیه و تحلیل در دو سطح توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، به ترتیب متغیرهای مرتبط بودن، کفایت داشتن و مختصر بودن با نسبت بخت های 3/626، 3/44 و 3/148 بیشترین قدرت پیش بینی درستی یا نادرستی پاسخ ها را دارند. درواقع درستی پاسخ ها در صورت مرتبط بودن پاسخ دریافتی با پرسش به میزان 3/626، درصورت وجود اطلاعات کافی در پاسخ 3/440 و دریافت پاسخ های مختصر به میزان 3/148 افزایش خواهد یافت. [1] Virtual Q&A communities
تبیین مدل نظری فرآیند مدیریت دانش در ساخت هوش طراحی خودکار نما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش عامل آگاهی و معنای امروز جهان است و این منبع ارزشمند و راهبردی تنها دارایی ماندگار بشر بوده و ارائه هرگونه محصولات، خدمات و فناوری با کیفیت مناسب و در زمان کوتاه بدون حفظ و مدیریت این منبع باارزش ممکن نخواهد بود. با توجه به رشد بسیار سریع دانش، مدیریت دانش، هم در بعد معنایی و هم در بعد حجمی یک ضرورت بوده و عدم انجام آن منجر به تنزل بهره وری می شود. این مسئله برای تمام دانش ها از جمله دانش معماری نیز مطرح است. یکی از نشانه های رشد سریع دانش معماری، افزایش نرم افزارها در یک دهه اخیر با کارکردهای مختلف در جهت حل مسائل معماری است که نشان دهنده فزونی حجم داده ها و چند عاملی بودن فرایندهای طراحی است. از این رو، هدف این پژوهش رسیدن به یک مدل نظری و ارائه پیشنهاد برای اجرای مدیریت دانش با استفاده از هوش مصنوعی در فرایند طراحی معماری است. در این مقاله از روش کیفی که بر پایه مدل های مفهومی از فرایند داده های کشف دانش بهره گرفته شده است که یک تحقیق اکتشافی برای برجسته کردن عملکردهای مربوط به اعمال روند مدیریت دانش در معماری است. نتیجه این پژوهش ارائه مدل شبیه سازی شده مدیریت دانش در معماری و مدل سازی فرایند ساخت هوش طراحی خودکار نماست. طبق نتایج به دست آمده، ورود هوش مصنوعی در عرصه معماری به صورت هوش طراحی خودکار برای طراحی نمای ساختمان ها می تواند فرایند مدیریت داده ها، اطلاعات و دانش در معماری را برای رسیدن به طراحی چندعاملی فراهم آورد.