فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
72 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس سند تحول خود، توجه همه جانبه به کارکنان دارد. شناخت نیروی انسانی و عوامل مؤثر در به کارگیری هرچه مطلوب تر این سرمایه سازمانی، یکی از دغدغه های مدیران آن است، لذا پژوهش حاضر در این راستا انجام گرفته است و هدف آن، بررسی تأثیر خودرهبری بر خودکارآمدی سازمانی با توجه به نقش آوای سازمانی در کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی است. روش پژوهش: پژوهش از نظرهدف، کاربردی و از نظر نوع، همبستگی است. شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مبتنی بر پرسشنامه های خودرهبری نک و هافتون، خودکارآمدی شرر و آوای سازمانی هامس است .جامعه آماری شامل کتابداران دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای جامع بود که از 105 نفر کتابدار، تعداد 100 نفر به پرسش ها پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی با استفاده از آزمون مدل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزارSmart PLS نسخه 2 استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که خود رهبری با ضریب مسیر (417/0) بر خودکارآمدی با نقش میانجی آوای سازمانی تأثیر دارد. همچنین، خودرهبری با ضریب مسیر (833/0) و (692/0) به ترتیب بر خودکارآمدی و آوای سازمانی تأثیر دارد. آوای سازمانی با ضریب مسیر (160/0) بر خودکارآمدی تأثیر دارد. نتیجه گیری: با توجه به تأیید تأثیر آوای سازمانی در ارتباط بین خودرهبری و خودکارآمدی، می توان با برنامه ریزی و آموزش های لازم و تشویق کتابداران، رفتارهای خودرهبری، خودکارآمدی و آوا را در آنها تقویت نمود و از نتایج آن در کتابخانه های دانشگاهی بهره برد.
Providing a Framework for Virtual Reality Functions in B2B Business Customer Journey with a Focus on Immersion Features(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
197 - 224
حوزههای تخصصی:
Due to the dispersion of these functions in the literature and their anonymity, the purpose of this study is to identify the functions of virtual reality immersion feature in B2B business customer journey and provide a framework. The concept of these functions involves the three stages: before the purchase, purchase and after the purchase of this journey.This study has been done by adopting a qualitative approach and thematic review method. The required data was collected through literature review. First, research articles on B2B marketing and virtual reality were searched in Google Scholar and Scoops databases, and during the steps and filters, a total of 274 articles were extracted from these two databases. Duplicate article, 257 articles were obtained. In the next step, by applying the exclusion criteria, 224 articles were deleted and finally 33 articles were finally reviewed. After performing the thematic analysis steps, 67 codes were extracted, which were presented in the form of four themes or main functions and nine themes or sub-functions. The findings of this study contribute to a more comprehensive understanding of managers and marketing and sales experts of the functions of the VR immersion feature at each stage of the B2B customer journey. Managers and owners of B2B businesses can use these functions in customer journey based on their marketing and sales goals and enjoy its benefits. It also helps researchers identify and improve the scientific and managerial understanding of the functions of the VR immersion feature and how it creates value in B2B client journey. According to the results of this research to future researchers, reviewing the literature with more sources and a wider period, developing a research model using other theories; And model testing with initial data is recommended.
Providing Smart Model of Professional Skills Development of Secondary Education in Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
311 - 333
حوزههای تخصصی:
The present study was aimed at providing a smart model of professional development of second high school principals in Tehran province. This study was based on a combined strategy of successive explorations. The research method was qualitative case study and in the form of content analysis. The selection of the sample in the qualitative section was made by a targeted sampling method with a criterion-based technique. The sample size was up to 20 people emerging in order. The data collection tool consisted of two sections, semi-structural interviews in the field and a review of upstream documents and training documents in the library section, and data analysis in the qualitative section based on the content analysis using ATLASTI software. The quality of this study was observed, from the point of view of experts , and 6 dimensions and 29 components were considered in the professional development of second high school principals. The identified dimensions are educational, research, service, ethical, cultural, and executive. This is not only an evaluation of the candidates for the second-high school administrative candidates in the field, but also the role of a way to promote the material and the competence of these scholars. Due to the limited resources of some organizations, it is not possible to set up an office or deputy for the subject of digital transformation.
بررسی تأثیر منبع کنترل و اخلاق پژوهشی بر پیشگیری از سرقت علمی؛ مطالعۀ موردی: خبرگان علوم جنایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرقت علمی به عنوان مصداق بارز فساد آکادمیک، اخلاق پژوهشی را نقض می کند. با وجود جرم انگاری سرقت علمی در قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، اما کمّی گرایی پژوهش در ایرانْ موجب رشد این رفتار شده است. در این شرایط، لزوم توجه به رهیافت های پیشگیرانه یک مسئله حیاتی است. گرچه متغیرهای مختلفی در پیشگیری از سرقت علمی دارای نقش دارند، اما دو متغیر منبع کنترل و اخلاق پژوهشی در این حوزه می توانند دارای اثر باشند. منبع کنترلْ که چگونگی درک افراد در خصوص کنترل بر محیط و وقایع پیرامونی را تبیین می کند، نظامی از ارزش ها و باورها است که در آن فردْ موفقیت ها و شکست های خود را به عوامل درونی یا بیرونی نسبت می دهد. اخلاق پژوهشی نیز یک رشته معرفت محور است که بر انجام مطالعات نظام مند و امانت دارانه تأکید می کند. از این رو، پژوهش حاضرْ تأثیر دو متغیر منبع کنترل و اخلاق پژوهشی را در پیشگیری از سرقت علمی ارزیابی می کند. جامعه آماری پژوهش، کلیه اعضای گروه و کانال تلگرامی مدرسه علوم جنایی به عنوان خبرگان حقوق جزا و جرم شناسی ایران هستند که از این میان و با استفاده از فرمول کوکران، 212 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه منبع کنترل راتر بود که در آن کنترل درونی و بیرونی بررسی شد. هم چنین در خصوص اخلاق پژوهشی و سرقت علمی، پرسش نامه محقق ساخته، طراحی، روایی صوری و محتوایی آن ها با استفاده از نظرات متخصصان تأیید و پایایی آن ها برای پرسش نامه های اخلاق پژوهشی و پیشگیری از سرقت علمی با ضریب آلفای کرونباخ 82/0 و 87/0 محاسبه شد. بر اساس یافته ها، میان کنترل درونی و بیرونی و پیشگیری از سرقت علمی رابطه ای وجود ندارد. نبود ارتباط میان کنترل بیرونی و پیشگیری از سرقت علمی بدان معناست که عوامل بیرونی هم چون تقدیر، شانس و به طور کلی، جبرگرایی نقشی در پیشگیری از جرم ندارد. با این حال، فقدان رابطه میان منبع کنترل درونی و پیشگیری از سرقت علمی مؤید این نکته مهم است که خودکنترلی و اخلاق گرایی در پیشگیری از این جرم مؤثر نیست. بدین ترتیب، شاید بتوان گفت که جرم انگاری سرقت علمی و پیش بینی مجازات برای ارتکاب این جرم در کنار توسعه نرم افزارهای هوشمند تشخیص سرقت علمی هم چون سامانه همانندجوی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و سامانه مشابه یاب متون سمیم نور که احتمال کشف جرم را افزایش می دهد، موجب بازدارندگی از جرم شده است. هم چنین یافته ها نشان می دهد که متغیرهای اخلاق پژوهشی، سن، موقعیت دانشگاهی و وضعیت استخدامی با پیشگیری از سرقت علمی رابطه معنادار مثبت دارند؛ بدین معنا که به موازات افزایش سن، بهبود موقعیت دانشگاهی و ارتقای اخلاق پژوهشی، پیشگیری از جرم به نحو بهتر تضمین می شود. با این حال، یافته ها ثابت کرد که جنسیت با پیشگیری از سرقت علمی رابطه معنادار منفی دارد؛ یعنی زنان استعداد و توانایی ذهنی بیش تری برای ارتکاب جرم دارند. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نیز ثابت کرد که از میان پنج متغیر اصلی اخلاق پژوهشی، جنسیت، سن، موقعیت دانشگاهی و وضعیت استخدامی، سه عامل اخلاق پژوهشی، موقعیت دانشگاهی و جنسیتْ توانایی تخمین پیشگیری از جرم را دارند.
پروفایل کاربر در شخصی سازی خدمات کتابخانه های دیجیتال دانشگاهی: مطالعه دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شخصی سازی خدمات از جمله خدمات مطرح در کتابخانه های دیجیتال است که در جهت پیاده سازی و توسعه آن، پروفایل کاربر عنصر کلیدی است. مطالعه حاضر به شناسایی شاخص های مرتبط با ایجاد و حفظ پروفایل و مدل کاربر در بافت کتابخانه های دیجیتال دانشگاهی پرداخته است.روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی است. در این پژوهش از روش مرور نظام مند به منظور به دست آوردن شاخص های مرتبط به ایجاد و حفظ پروفایل کاربر در بافت کتابخانه ها و از روش دلفی برای تبیین شاخص های مهم و اساسی استفاده شده است. در روش دلفی، اعضای پنل دلفی به صورت نمونه گیری هدفمند، شامل 15 نفر از متخصصان (اعضای هیئت علمی، پژوهشگران، کاربر حرفه ای و طراح نرم افزار) بوده و فرایند اجرای دلفی در سه دور انجام گرفت. پس از جمع آوری داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون توزیع دوجمله ای) و برای تعیین میزان اتفاق نظر میان متخصصان از ضریب هماهنگی کندال استفاده شد.یافته ها: با مرور سیستماتیک مطالعات، 72 شاخص برای ایجاد و حفظ پروفایل کاربر استخراج گردید که از این تعداد 49 شاخص از نظر خبرگان با اهمیت تلقی شد و به طور کلی نوع و رویکرد جمع آوری اطلاعات، روزآمدی پروفایل کاربر، نمایش و ارائه مدلسازی کاربر، میانکنش پذیری مدل های کاربر، کیفیت داده ها، حریم خصوصی و امنیت و مدیریت پروفایل کاربر از جمله موارد مهم در ایجاد و حفظ پروفایل کاربر است.نتیجه گیری: شناسایی شاخص های مرتبط با پروفایل کاربر می تواند برای توسعه و افزایش به کارگیری شخصی سازی خدمات در کتابخانه های دیجیتال مورد استفاده قرار بگیرد و پیشنهاد می شود پژوهش های بیشتری در این زمینه به ویژه در خصوص تعیین کیفیت داده ها و اطلاعات موجود در پروفایل کاربر و حریم خصوصی کاربران انجام گیرد.
تأثیر رفتار گردآوری و اشتراک دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ویژگی های شغلی از جمله استقلال شغلی می توانند بر بسیاری از پیامدهای کاری و رفتاری کارکنان سازمان از جمله خلاقیت در محیط کار، رفتارهای دانشی و نوآوری اثرگذار باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رفتار گردآوری و اشتراک دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاه های اهواز است.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده که با روش پیمایشی تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد از مدیران ارشد تا کتابداران و سایر کارکنان بودند که در بخش های مختلف کتابخانه های دانشگاه های اهواز کار می کردند. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد، با توجه به اینکه تعداد کتابداران بالغ بر 120 نفر بود، حجم نمونه 92 نفر انتخاب شد که به پرسشنامه ها پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری در نرم افزار اسمارت پی.ال.اس. و اس.پی.اس.اس استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که رفتار گردآوری دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی اهواز تأثیر دارد (39/0= ᵦ). ضمناً رفتار اشتراک دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی اهواز تأثیر دارد (42/0 = ᵦ).نتیجه گیری: نتیجه اینکه گردآوری و به اشتراک گذاری دانش علاوه بر اینکه مستقیم بر رفتار نوآورانه کتابداران تأثیر دارند، رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه را نیز به صورت غیرمستقیم تبیین می کنند. بنابراین، ارزش مقاله حاضر به ارائه پیشنهادهای عملی در راستای تحقق اهداف سازمانی در کتابخانه های دانشگاهی است.
شناسایی مؤلفه های مدل درآمدزایی کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کاهش بودجه از یک سو و نیاز به ارائه خدمات نوین و خلاقانه ازسوی دیگر، مدیران و کتابداران را بر آن داشته است تا به دنبال راهکاری برای خلق درآمد و ایجاد فرصت های جدید برای درآمدزایی باشند. هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه های مؤثر بر درآمدزایی در کتابخانه های عمومی ایران است. روش: این پژوهش، کاربردی و به لحاظ نوع، مرور نظام مند بوده و با روش فراتحلیل انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی و پژوهشی با موضوع درآمدزایی و بازاریابی در کتابخانه های عمومی ایران است که در نشریات فارسی زبان منتشر شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، یک سیاهه وارسی محقق ساخته و ابزار حیاتی Glynn است. داده های گردآوری شده، با نرم افزار جامع فراتحلیل (نسخه 2.0) تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در سطح اطمینان 95 درصد، افراد، مکان، محصول، تشویق و ترغیب، قیمت، کیفیت خدمات، تعامل با مخاطب و شخصی سازی خدمات از مؤلفه های تأثیرگذار بر درآمدزایی در کتابخانه ها هستند. افراد دارای اندازه اثر قوی بوده و مؤلفه های مکان، محصول، تشویق و ترغیب و قیمت دارای شدت تأثیر متوسط هستند. شدت اثر مؤلفه های کیفیت خدمات، تعامل با مخاطب و شخصی سازی خدمات، ضعیف است. نتایج آزمون های ناهمگونی نشان داد پژوهش های مورد بررسی ناهمگن بوده و ازاین رو از اندازه اثر تصادفی استفاده شده است. نمودار قیفی، بیانگر خطای استاندارد بالا و سوگیری زیاد است. به عبارت دیگر، توزیع پژوهش ها نرمال و تصادفی نیست. ایجاد تعادل بین درآمدزایی و مأموریت اصلی از ملاحظات مهم برای کتابخانه های عمومی است. کتابخانه ها می توانند با تکیه بر راهکارهایی مانند تمرکز بر ارائه خدمات و منابع باکیفیت، اولویت بندی نیازهای جامعه، شفاف سازی جریان درآمدزایی و تمرکز بر اهداف و رسالت کتابخانه های عمومی به برقراری این تعادل کمک کنند. ایجاد زیرساخت های مناسب با تغییرات و تحولات حاصل از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و ایجاد نظام های اطلاعاتی منسجم، ارائه خدمات اطلاعاتی متنوع، تدوین برنامه ها و راهبردهای مناسب برای تبلیغ محصولات، اصلاح ساختار کاری کتابخانه، همکاری و ارتباطات مناسب با دیگر سازمان های کارآفرین و افراد خیّر، جذب کتابداران و متخصصان خلاق و دعوت از متخصصان حوزه های مختلف علمی برای ارائه مشاوره اطلاعاتی، ارزیابی خدمات و محصولات ارائه شده و عرضه خدمات مطابق با نیازهای اطلاعاتی کاربران ازجمله اقداماتی است که سبب بهبود و ارتقای جریان درآمدزایی در کتابخانه ها می شود. اصالت/ارزش: با توجه به کاهش بودجه و رکود اقتصادی تحمیل شده بر نهادهای دولتی، اجرا و پیاده سازی مدل های درآمدزایی و بازاریابی در کتابخانه ها بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش سعی دارد با مطالعه پژوهش های پیشین، مهم ترین عوامل مؤثر بر درآمدزایی کتابخانه های عمومی را شناسایی کند.
سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد.
یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است.
نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.
تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
294 - 269
حوزههای تخصصی:
هدف: اینرسی دانشی تداعی گر استفاده از رویه ها، دانش یا تجربه قبلی برای حل مسائل و مشکلات جدید است. به عبارتی آینده را همچون امروز در نظر می گیرد. در واقع فرد و سازمان به دانش و تجربه قبلی خود برای رهایی از شرایط بی سابقه و جدید اعتماد دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان است.
روش: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی و کمّی) بوده که به صورت کیفی و کمّی و در پارادایم استقرایی- قیاسی قرار دارد. همچنین از لحاظ هدف،کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، اکتشافی است. با توجه به ماهیت پژوهش، جامعه آماری در بخش کیفی و کمّی، شامل خبرگان (مدیران شرکت های دانش بنیان استان لرستان و اساتید گروه مدیریت دانشگاه لرستان) هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 14 نفر از آنها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. بنابراین، براساس اصل کفایت نظری (وضعیتی که در آن هیچ داده و اطلاعات بیشتری یافت نشد که محقق پدیده مورد نظر را رشد دهد و دانش بیشتری کسب نماید)، تاسرحد اشباع، داده های مورد نیاز جمع آوری گردید. در بخش کیفی از رویکرد تحلیل مضمون، علاوه بر مطالعه مقاله، کتاب و... از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز بهره گرفته شد که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از ضریب CVR و آزمون کاپای- کوهن تأیید گردید. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمّی پرسشنامه دلفی فازی است که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از روایی محتوا و نرخ ناسازگاری تأیید شد.
یافته ها: از آنجا که پژوهش حاضر دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمّی) است، نتایج حاصل در بخش کیفی نشان دهنده شناسایی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان است. نتایج این بخش بعد از تحلیل داده ها به کمک رویکرد کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) و نرم افزار اطلس تی (atlas.T)، نشان دهنده شناسایی پانزده عامل به عنوان پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بینان است. همچنین در بخش کمّی پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی، اولویت بندی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بینان انجام شد که نتایج نشان می دهد فاش شدن راهبردهای سازمان، افزایش قابلیت پیش بینی حرکات سازمان، افزایش جمود و رکود فکری، از بین رفتن خلاقیت و نوآوری، مقاومت در برابر تغییر و کاهش عملکرد، کاهش یادگیری سازمانی و کاهش چابکی و انعطاف پذیری، به ترتیب مهم ترین پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان هستند.
نتیجه گیری: دانش یکی از اساسی ترین و مهمترین راهکارهای رقابت در هزاره جدید تلقی می گردد. هر چقدر سازمان دارای منابع بسیاری باشد، اما از دانش و علم روز بی بهره باشد، تمامی منابع آن راکد می ماند و عملاً قادر نخواند بود به نحو مطلوب از آنها استفاده نماید. دانش و بهره مندی از آن می تواند مسیر رشد و تعالی سازمان را تقویت نماید و موقعیت آن را در محیط رقابتی بهبود بخشد. به دیگر سخن، دانش، استفاده کارآمد و موثر از دیگر منابع را برای سازمان مشخص می سازد. به این ترتیب، حاکم شدن اینرسی دانشی باعث می شود که سازمان در کسب دانش جدید و یادگیری باز ماند و به نسخه ها و راهبردهای قدیمی در حل مسائل و مشکلات خود اکتفاء کند. به عبارتی، روزبه روز جمود و رکود فکری در سازمان بیشتر می شود. لازم به ذکر است که خلق ایده های جدید و بدیع در سازمان از بین می رود و دیگر روش ها و فنون آن برای مقابله با تهدیدات تکراری و در نهایت برای رقبا قابل پیش بینی است. از سوی دیگر، عارضه اینرسی دانشی قابلیت پاسخگویی سریع و استفاده موثر و کارآمد از فرصت های به وجود آمده در محیط را از سازمان سلب می نماید و چابکی و سرعت عمل را مخدوش می سازد.
طراحی و اعتباریابی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور تدوین ابزاری استاندارد برای سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است.
روش: برای تهیه پرسشنامه اولیه سنجش نظرات دانشجویان در راستای تهیه ابزار نهایی سنجش سواد داده ای، منابع مرتبط در خصوص صلاحیت ها و شایستگی های دانشجویان از نظر سواد داده ای بررسی شده و از میان آن ها برخی از مهم ترین شاخص ها استخراج شد. در گام بعدی، برای سنجش روایی صوری و محتوایی، سؤالات طراحی شده در اختیار اساتید گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی و برخی از دیگر متخصصان قرار گرفت. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی، پرسشنامه اولیه به منظور بررسی پایایی، در بین 27 نفر از دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی توزیع گردید. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای این پرسشنامه اولیه، 91/0 بدست آمد. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی سؤالات، و بررسی آن از نظر شاخص پایایی، برای ابزارسازی نهایی بر مبنای نظرات دانشجویان تحصیلات تکمیلی، این پرسشنامه در اختیار 363 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تحلیل داده ها و شناسایی ابعاد مهم و اساسی ابزار سواد داده ای، از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.
یافته ها: نتیجه تحلیل عاملی داده های پژوهش به منظور طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، کاهش 20 شاخص یا متغیر به 4 عامل یا معرف شامل: درک داده؛ جمع آوری، سازمان دهی و ارزیابی داده ها؛ تجزیه وتحلیل و تفسیر داده ها؛ و اشتراک گذاری داده ها با ملاحظه مسائل حقوقی و استنادی است. این ساختار مجموعاً 58 درصد از واریانس سواد داده ای را پوشش می دهد و نشانگر رضایت بخش بودن تحلیل عاملی و متغیرهای مورد مطالعه می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه بررسی ابزار پیشنهادی، نشانگر اثربخشی آن در سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی است، استفاده از آن برای سنجش سطح سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های مختلف کشور پیشنهاد می شود.
گسترش محتوای آموزشی برنامه درسی برونر با استفاده از مهارت های سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
341 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی، دسترسی و ارزیابی محتوای درسی، همراه با مهارت استخراج، استدلال و استنتاج، منجربه سازماندهی و نحوه صحیح ارائه مطالب در تدریس می شود. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، گسترش محتوای آموزشی برنامه درسی برونر با استفاده از مهارت های سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی است.
روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، بنیادی بوده و با روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی، با رویکرد جهت دار انجام شده است. داده های پژوهش طی شش مرحله از طریق مطالعه اسناد کتابخانه ای گردآوری شده است. روایی پژوهش حاضر صوری محتوایی بوده و پایایی بر مبنای قابلیت اعتبار، با استفاده از متون و اسناد کتابخانه ای؛ و قابلیت اعتماد، با شرح مبسوط مراحل و تحلیل اطلاعات؛ و همچنین اصل تاییدپذیری با حفظ مستندات مربوط به مراحل مختلف پژوهش؛ و در نهایت با اصل قابلیت، درصدد انتقال نتایج پژوهش به طور دقیق و جز به جز آمده است.
یافته ها: مهارت تشخیص نیازهای اطلاعاتی و مهارت توانایی تحلیل، فراگیران را در پاسخ به سوال و سوال های غیرمعمول در محتوا، توانمند می سازد. مهارت دستیابی به اطلاعات مورد نیاز و مهارت توانایی استنباط، باعث تشویق فراگیران به مسئله سازی می شود، و با توجه به مفاهیم قبلی، درس را شروع می کنند. مهارت معیارهای نقد و ارزیابی منابع اطلاعاتی، و مهارت استدلال استنتاجی برای ارائه مفهوم جدید، به گونه ای برجسته و مشخص، محتوا را از ساده به پیچیده تبدیل می کند. مهارت استفاده بهینه از منابع اطلاعاتی و مهارت استدلال استقرایی موجب درک مفهوم فراگیران شده و با استفاده از اصل کشف تشابه و تضاد، به حدس زدن عملی تشویق می کند. مهارت رعایت مبانی قانونی و اخلاقی استفاده از اطلاعات، و مهارت ارزشیابی، موجب تهییج آگاهی در فراگیران شده و زمینه را برای فعال بودن، مشارکت و کارِ گروهی، خودراهبری و استقلال فراهم می سازد.
نتیجه گیری: فراگیران در فرآیند یادگیری براساس موارد چهارده گانه تدوین محتوای آموزشی برنامه درسی برونر با مهارت های سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی، رابطه بیشتری بین اجزاء اطلاعاتی که در ذهن دارند، برقرار می کنند. این امر موجب درک بیشتر، یادگیری عمیق تر و دستیابی به مطالب و مفاهیم جدید می شود. پیشنهاد می گردد، تدوین محتوای آموزشی برنامه درسی برونر، با استفاده از مهارت های تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی، بسط و گسترش معنایی پیدا کند.
تجارب کتابداران کتابخانه های عمومی در دوران همه گیری کووید-19: مطالعه موردی کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۵۳-۳۳۶
حوزههای تخصصی:
هدف: همه گیری کووید-19 به عنوان یک پدیده پیش بینی نشده، تغییرات متعددی را در خدمات و نحوه خدمت رسانی سازمان های خدمت رسان به وجود آورد. در نتیجه، کتابخانه های عمومی و خدمات آن ها نیز به عنوان مراکز اجتماعی و خدماتی با چالش های متعددی روبه رو شدند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی تجارب کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران در ایام کرونا است. ازاین رو، ضمن بررسی تغییر روند فعالیت ها و خدمات بخش های مختلف کتابخانه با شیوع کرونا، رویکردهای جدید مورد استفاده و شناسایی و ضرورت به کارگیری و تداوم آن ها در دوره پساکرونا، از دیدگاه کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران بررسی شد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار گردآوری داده های پژوهش، مصاحبه ای نیمه ساختاریافته بود که به صورت حضوری انجام شد. جامعه این پژوهش شامل 13 نفر از کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران است که در بخش های مختلف کتابخانه در ایام کرونا و پساکرونا مشغول به کار بوده اند. مصاحبه ها در زمستان 1401 انجام شد و تحلیل داده ها نیز در بهار 1402 صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده های پژوهش، از نرم افزار مکس کیودا (2020) استفاده شد. یافته ها: پس از کدگذاری مصاحبه ها، 436 مفهوم حاصل شد که با مقوله بندی آن ها، درمجموع 103 مقوله به وجود آمد. در نهایت با بررسی دوباره، مقوله های محوری شناسایی شد و در قالب مدل های حاصل از تحلیل نشان داده شد. ایجاد زیرساخت های فناورانه، لزوم ارتقای توانمندی های تخصصی و فناورانه کتابداران، لزوم خودکارسازی فرایندهای کتابخانه و تداوم فعالیت های کتابخانه در فضای مجازی، 4 مقوله ای بود که از تحلیل داده های پژوهش به دست آمد. این چهار مقوله، تدابیر و زیرساخت های لازم برای آمادگی هرچه بیشتر برای شرایط بحرانی و به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه در این شرایط است. اگرچه مهیا نبودن شرایط برای ارائه خدمات با شیوع کرونا باعث تعطیلی کامل کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران شد، اما لزوم ارائه خدمات در شرایط خاص به همراه کسب توانمندی های لازم برای حضور در فضای مجازی، سبب شد از شیوه های نوینی در ارائه خدمات استفاده شود. اجرای برنامه های فرهنگی به صورت مجازی، ارائه خدمات مرجع مجازی، خدمات پیک کتاب (یعنی تحویل و دریافت کتاب از درب منازل اعضا) ازجمله خدماتی بود که تا پیش از شیوع کرونا به طور ویژه به آن ها پرداخته نشده بود. یافته ها همچنین حاکی از لزوم پرداختن به تدابیر و زیرساخت هایی برای آمادگی هرچه بیشتر با شرایط بحرانی به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه است. اثربخشی این تدابیر و شیوه ها در دوره پساکرونا از دیدگاه کتابداران و تأکیدشان بر لزوم تقویت این شیوه ها نشان می دهد که درحال حاضر تداوم آن ها وضعیتی قابل قبول برای ارائه خدمات و برنامه های فرهنگی و آموزشی کتابخانه فراهم آورده است. اصالت/ارزش: نقطه قوت این پژوهش، بررسی تغییرات ایجادشده در شیوه ارائه نشان داد تهدید کرونا باعث ایجاد فرصت تغییر و بهبود برخی فعالیت های کتابخانه از دیدگاه کتابداران شده است؛ زیرا با توجه به موقعیت خاص این کتابخانه و رویکردهای نوین آن، می تواند الگویی برای سایر کتابخانه های عمومی کشور باشد.
میزان به کارگیری مؤلفه های کارآفرینی در کتاب های داستانی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به ضرورت آموزش کارآفرینی در توسعه و ترویج کارآفرینی و نیز مناسب بودن دوران کودکی برای دریافت این آموزش ها، آموزش کارآفرینی به کودکان ضروری است و باید در جست وجوی روش هایی بود که این توانایی را در آنان رشد و پرورش دهد. از آنجاکه ادبیات کودک و به ویژه داستان ها نقشی مهم در آموزش کارآفرینی دارد، توجه به مؤلفه های کارآفرینی در داستان ها جایگاه خاصی دارد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف کشف میزان به کارگیری مؤلفه های کارآفرینی در کتاب های داستانی کودکان گروه سنی «ج» انجام شده است. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف پژوهشی کاربردی است که به روشِ تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش 80 عنوان کتاب داستان تألیفی منتخب توسط شورای کتاب کودک برای گروه سنی «ج» در طی سال های 1397-1399 بود که از این میان، 30 عنوان کتاب به روشِ نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. ابزار تحلیل داستان ها سیاهه وارسی محقق ساخته بود. برای بررسی روایی محتوای سیاهه، سیاهه وارسی در اختیار 10 نفر از اعضای هیئت علمی گروه روان شناسی قرار گرفت و پس از کسب نظرات آنان، شاخص نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا محاسبه شد و براین اساس اصلاحاتی در سیاهه اولیه صورت گرفت. برای تعیین پایایی سیاهه، 10 درصد از کل کتاب های داستان به صورت تصادفی انتخاب و توسط دو ارزیاب تحلیل شد و سیاهه وارسی برای این کتاب ها تکمیل شد. سپس درصد توافق بین نظرات ارزیابان با محاسبه ضریب پایایی اسکات بررسی شد. این ضریب 94/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزار بود. سیاهه وارسی نهایی شامل شش مؤلفه کارآفرینی و 40 زیرمؤلفه به دست آمد. در نهایت، داده های گردآوری شده ازطریق سیاهه وارسی با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: درمجموع، میزان به کارگیری مؤلفه های کارآفرینی در کتاب های داستانی 9/38 درصد بود. طبق نتایج آزمون فریدمن، بین اولویت مؤلفه های کارآفرینی اختلافی معنادار وجود داشت، به طوری که مؤلفه های خلاقیت و نوآوری، و نیاز به موفقیت پرکاربردترین مؤلفه ها و سپس به ترتیب مؤلفه های نیاز به استقلال، خطرپذیری، تحمل ابهام و مرکز کنترل درونی قرار داشتند. در سطح جامعه، به طور متوسط میزان توجه به هریک از مؤلفه های کارآفرینی به این شرح بود: مؤلفه خلاقیت و نوآوری 5/36 تا 5/57 درصد؛ مؤلفه نیاز به موفقیت 8/33 تا 5/53 درصد؛ مؤلفه نیاز به استقلال 6/28 تا 6/52 درصد؛ مؤلفه خطرپذیری 5/26 تا 5/48 درصد؛ مؤلفه تحمل ابهام 22 تا 4/44 درصد؛ و مؤلفه مرکز کنترل درونی 22 تا 37 درصد. همچنین، پس از بررسی 30 عنوان کتاب داستان، تنها 7 عنوان کتاب داستان با دارا بودن بیش از نیمی از مؤلفه های کارآفرینی در زمره آثار غنی و مناسب برای آموزش کارآفرینی قرار گرفتند. در این میان، داستان «پوشکا» غنی ترین اثر ازنظر به کارگیری مؤلفه های کارآفرینی شناخته شد. اصالت/ارزش: در این پژوهش برای اولین بار، کتاب های داستانی کودکان ازنظر به کارگیری مؤلفه های کارآفرینی تحلیل شدند. یافته های این پژوهش می تواند راهنمای نویسندگان در تألیف کتاب های مناسب برای پرورش کارآفرینی در کودکان باشد. همچنین، آثار ارزشمندی که ازنظر مؤلفه های کارآفرینی در این پژوهش شناسایی شد می تواند به مربیان، والدین و کتابداران به عنوان کتاب های مناسب برای آموزش کارآفرینی به کودکان معرفی شوند.
سخن سردبیر: پژوهش در زمینه تجربه های کتابخانه های عمومی در مواجهه با کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۲۹۶-۲۹۲
حوزههای تخصصی:
کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی از نهادهای خدماتی محسوب می شوند که بسته به وظایف محوله و جامعه خدمت گیرنده، طیف وسیعی از خدمات اطلاعاتی، آموزشی، فرهنگی و سرگرمی را به اقشار مختلف اجتماع ارائه می دهند. در این میان، کتابخانه های عمومی به دلیل قرارگیری در بافت جامعه و ارتباط با همه اقشار جامعه، نقش برجسته تری ازنظر خدمت رسانی به شهروندان ایفا می کنند و به همین دلیل، از آن ها با عنوان مکان سوم یا محل دیدار و اجرای برنامه های مرتبط با گروه های محلی نیز یاد می شود. به عبارت دیگر، اگرچه که در سال های گذشته و با توسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی، خدمات غیرحضوری متنوعی ازسوی کتابخانه ها در بستر فضای دیجیتال ایجاد شده است، اما هنوز هم انواع کتابخانه ها به ویژه کتابخانه های عمومی به عنوان مکان هایی برای اجتماع مردم به منظور کتاب خوانی و استفاده از خدمات و برنامه های فرهنگی و آموزشی محسوب می شوند. در اواخر سال 2019، اخبار مرتبط با شیوع بیماری ناشی از ویروس کووید-19 در رسانه ها منتشر شد و با ورود به سال 2020، کرونا به یک پاندمی یا بیماری جهانی تبدیل شد. اخبار و اطلاعات منتشرشده نشان داد که کشورهای مختلف به منظور جلوگیری از انتقال ویروس مذکور به سرعت به تعطیلی یا محدودسازی فعالیت مراکز اجتماعی و ازجمله کتابخانه های عمومی اقدام کردند. در ماه های بعد و با طولانی شدن دوره شیوع کرونا، پروتکل های بهداشتی و زیرساخت های فنی و انسانی برای ازسرگیری فعالیت این مراکز ایجاد شد و طی دو سالی که این بیماری در سطح جهانی پراکنده بود، فعالیت محیط های آموزشی، تفریحی و فرهنگی به شکل مجازی و حضوری با محدودیت ادامه یافت. آمارهای مربوط به فعالیت های کتابخانه های عمومی در ایالات متحده نشان می دهد که در سال 2020 مجموع ساعت کاری کتابخانه ها در هفته نسبت به سال قبل کاهش یافته و مراجعه حضوری به این مراکز به نصف کاهش یافته است. همچنین، درحالی که درمجموع از میزان امانت منابع کتابخانه ای نسبت به قبل از کرونا در حدود 25 درصد کاسته شد، اما اقبال بیشتری به خواندن کتاب های الکترونیکی به وجود آمد، به گونه ای که در سال 2020 درمجموع حدود 23 درصد افزایش در این زمینه اتفاق افتاد و درمجموع نزدیک به 428 میلیون منبع الکترونیکی در کتابخانه های عمومی این کشور به امانت داده شد (کورسیک، 2023). روی هم رفته، این آمار و موارد مشابه حاکی از کاهش شدید مراجعه حضوری، کم شدن تعداد برنامه ها و مخاطبان و حتی کاسته شدن از میزان مجموعه سازی در کتابخانه های عمومی بوده است، در حالی که برنامه ها و خدمات مجازی و نیز مجموعه سازی منابع الکترونیکی در این کتابخانه ها روندی افزایشی داشته است. فعالیت کتابخانه های عمومی در ایران نیز در سال های اخیر تحت تأثیر اوج گیری، ماندگاری و توقف رشد کووید-19 بوده است. شیوع بیماری کرونا در نیمه دوم سال 1398 به ویژه در هفته های آخر این سال، وضعیت ارائه خدمات در مراکز آموزشی، فرهنگی و خدماتی ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داد و به مرور برنامه هایی برای کاهش ساعت کار، توقف خدمات حضوری و ارائه راهکارهای جایگزین طراحی و اجرا شد. هدف این اقدامات، ادامه فعالیت این مؤسسه ها، بدون ملزم شدن مخاطبان به مراجعه حضوری بود. در ابتدا در مواردی که مصادف با موج همه گیری ویروس در کشور بود، با توجه به تصمیمات ستاد ملی مبارزه با کرونا، فعالیت برخی از مراکز ارائه دهنده خدمات عمومی برای مدتی متوقف شد اما پس از مدتی کوتاه، بسیاری از آن ها با رعایت پروتکل های بهداشتی و نیز با بهره گیری از زیرساخت های فناورانه، اقدام به شروع مجدد خدمات خود به صورت حضوری یا غیرحضوری کردند. این وضعیت کم وبیش تا پایان سال 1400 ادامه داشت و درمجموع، مراکز فرهنگی، هنری، مذهبی، خدماتی و اجتماعی کشور در یک دوره دوساله، تحت تأثیر بیماری کرونا، شیوه های نوینی از کسب وکار و خدمت رسانی به مخاطبان را تجربه کردند. کتابخانه های عمومی در شهرها و روستاهای ایران هم در طی حدود دو سال شیوع کرونا، از جنبه های مختلف تحت الشعاع این همه گیری قرار گرفتند. تا مدت زمان قابل توجه، درب کتابخانه ها به روی مراجعان بسته بود و امکان مراجعه و امکان استفاده از خدمات حضوری آن ها فراهم نبود. بعدها، امکان مراجعه برای دریافت و بازپس دادن منابع فراهم شد و پس از مدتی در بیشتر کتابخانه ها، امکان حضور مراجعان با رعایت پروتکل های بهداشتی فراهم شد و برنامه ها و خدمات حضوری کتابخانه ها، هرچند به صورت محدودتر، از سر گرفته شد. بااین حال، مشخصه اصلی این دو سال،
ابهام و ابهام زدایی در سیستم های بازیابی اطلاعات(مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ابهام زمانی پدید می آید که از کلمه ای، عبارتی و یا جمله ای بیش از یک معنی و مفهوم قابل برداشت باشد و درک این امر توسط سیستم بازیابی اطلاعات ضروری است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مرور بر پژوهش های انجام شده در مورد عوامل ابهام زا و ابهام زدا با رویکرد نظام مند انجام شد.روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی است. شیوه گردآوری داده ها از نوع مرور نظام مند (استاندارد پریزما) و جامعه آماری مقالات نشریات، همایش ها و پایان نامه های نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی ایران است. از بین 175 منبع علمی بازیابی شده، پس از غربال گری تعداد 37 منبع مورد بررسی قرارگرفت.یافته ها: بیشترین موضوع غالب پژوهش ها «ابهام معنای کلمات» (53 درصد) و «ابهام زدایی واژگان» (44 درصد) بود. روش پژوهش غالباً با رویکرد «شبکه عصبی» (22 درصد)، بیشترین تعداد منابع مربوط به مقالات همایش ها و کنفرانس های ملی و بین المللی (48 درصد) و رشته های کامپیوتر و زبان شناسی (27 درصد) بیشترین تولیدات علمی را در این رابطه داشتند.نوآوری: پژوهش حاضر از این نظر که به موضوع ابهام و ابهام زدایی در بازیابی اطلاعات با رویکرد مرور نظام مند پرداخته است، نوآورانه محسوب می شود.نتیجه گیری: بیشتر پژوهش های ایرانی متمرکز بر ابهام زدایی بودند که اکثرأ در کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی ارائه شده بودند. تولیدات علمی بیشتر متعلق به رشته های کامپیوتر و زبان شناسی بود. ابهام معنایی کلمات و ابهام زدایی از واژگان دغدغه غالب در پژوهش های ایرانی بوده است.
به کارگیری فناوری های معنایی - اجتماعی در کتابخانه های دیجیتال: الگویی مبتنی بر خرد و تخصص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۴)
111 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی مفهومی به کارگیری فناوری معنایی- اجتماعی در کتابخانه های دیجیتالی ایران است.
روش : این پژوهش کاربردی با استفاده از روش های دلفی و پیمایشی- تحلیلی انجام گرفت. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش ساختار معماری فناوری معنایی-اجتماعی، ابزارهای فناوری معنایی-اجتماعی و کارکرد فناوری معنایی- اجتماعی می شد. جامعه آماری مورد مطالعه در بخش دلفی 15 تن از متخصصان و خبرگان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و در بخش پیمایشی 80 نفر کارشناسان کتابخانه های دیجیتالی و مراکز اطلاع رسانی ایران و 9 نفر از کارشناسان شرکت های نرم فزاری فعال در زمینه کتابخانه های دیجیتالی بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و روش معادلات ساختاری و مدل سازی حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد.
یافته ها: الگوی پیشنهادی اکثر گویه ها بار عاملی بالایی را داشتند. بر همین اساس در مؤلفه های اصلی پژوهش شامل ساختار معماری فناوری معنایی- اجتماعی، ابزارهای فناوری معنایی- اجتماعی و کارکرد فناوری معنایی- اجتماعی گویه های دارای اهمیت از دیدگاه جامعه پژوهش مشخص شدند.
نتیجه گیری: توجه به نتایج به دست آمده در الگوی پیشنهادی این پژوهش نشان می دهد در بحث فناوری معنایی- اجتماعی در نرم افزارهای کتابخانه های دیجیتالی آنچه باعث پیشبرد و موفقیت این فناوری می شود، ایجاد صحیح نرم افزار کتابخانه دیجیتالی بر مبنای استانداردهای کتابخانه های دیجیتالی، توجه به زبان های نشانه گذاری از جمله ایکس.ام.ال. و دابلین کور و تلفیق آن با ابزارهای معنایی مانند وب 2.0، هشتک ها و رده بندی مردمی، فراداده و ... در راستای فناوری های اجتماعی مانند شبکه های اجتماعی، مشاپ ها و ... است.
دلایل سلب اعتبار مقالات ایرانی ها: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، کشف دلایل سلب اعتبار مقالات ایرانی ها در مجلات علمی بر اساس مرور نظام مند متون است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، به روش مرور نظام مند متون انجام شده است و در زمره پژوهش های توصیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مقالاتی است که به دلایل سلب اعتبار آثار پژوهشگران ایرانی در مجلات و انتشارات بین المللی پرداخته اند. مهمترین پایگاه های علمی جهان و ایران برای این موضوع مورد جستجو قرار گرفتند.
یافته ها: در نهایت از 559 مقاله بازیابی شده با مطالعه عنوان و چکیده، حذف تکراری ها و سرآخر مطالعه دقیق متون، 19 مقاله مرتبط انتخاب شد. به علاوه، دلایلی که پایگاه ریترکشن واچ درباره دلیل سلب اعتبار آثار ایرانیان درج کرده پردازش و جهت مقایسه با نتایج مرور نظام مند ثبت و ضبط شد. یافته های پژوهش نشان داد که مهمترین دلایل سلب اعتبار مقالات بین المللی پژوهشگران ایرانی (بدون در نظر گرفتن ترتیب) عبارتند از: 1. سرقت علمی، 2. انتشار دوباره، 3. مشکلات داوری، 4. مشکلات نویسندگی و 5. مشکلات داده ای و خطاها.
نتیجه گیری: با توجه به حساسیت امر پژوهش و مقوله تخلفات پژوهشی، سیاستگذاران حوزه پژوهش و مسئولان وزراتخانه ها، سازمان ها و دانشگاه ها می توانند از یافته های این پژوهش جهت تقویت اخلاق پژوهش و به منظور پیشگیری از وقوع انواع تخلفات پژوهشی در میحط دانشگاه ها استفاده کنند. با توجه به دلایل ذکر شده، به نظر می رسد که آموزش، توجه به موضوع و نظارت دقیق و البته استفاده از فناوری های مشابهت یابی، ایجاد محیط اخلاق مدار و جو سازمانی اخلاقی و مدیریت متون پژوهشی در این زمینه مهمترین راهکارها باشند.
پژوهش های حیطه امنیت اطلاعات در ایران: یک تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با رویکرد علم سنجی، پژوهش های صورت گرفته در حوزه امنیت اطلاعات در ایران را بررسی کرده است تا تصویری کاملی از وضعیت این پژوهش ها و این حوزه ارائه کند.
روش پژوهش: روش مطالعه، پیمایشی- مقطعی و از نوع کاربردی است که با رویکرد علم سنجی انجام شد. بدین منظور از تحلیل هم واژگانی که از جمله روش های علم سنجی است، استفاده شد تا به مطالعه کمی، تولیدات علمی نمایه شده در حوزه امنیت اطلاعات مشتمل بر 1114 مقاله بین سال های 1380-1401 در پایگاه استنادی آی.اس.سی. پرداخته شود.
یافته ها: دانشگاه علوم انتظامی امین، با چاپ 92 مقاله در صدر تولید علم در حوزه امنیت اطلاعات در ایران است. مجله مطالعات امنیت اجتماعی، با انتشار 35 مقاله بیشترین چاپ آثار حوزه امنیت اطلاعات را به خود اختصاص داده است. در میان نویسندگان، به ترتیب باقری با 9 مقاله، ابراهیمی آتانی با 8 مقاله و ترک لادانی با 7 مقاله بیشترین سهم را در تولیدات علمی حوزه امنیت اطلاعات در ایران دارند. کلیدواژه «امنیت» با بیشترین فراوانی تکرار، پُربسامدترین مفهوم شناخته شد. از نظر هم رخدادی دو کلیدواژه «امنیت»، و «مرز» بیشترین فراوانی را داشتند. نقشه هم رخدادی واژگان وجود چهار خوشه در حوزه مباحث امنیت، امنیت اطلاعات، احساس امنیت، امنیت پایدار را نشان داد. کلیدواژه «تروریسم» با داشتن دورترین فاصله از دیگر کلیدواژه ها ارتباط کمتری با بقیه مفاهیم داشت.
نتیجه گیری: بعد از سال 1396 روند نزولی تولیدات علمی در حوزه امنیت اطلاعات در کشور مشاهده شد. تشکیل مجمعی از سوی انجمن های تخصصی به منظور تبادل آراء و نظرات نویسندگان صاحب اثر در نشریات پژوهشی با کیفیت بالا می تواند در توسعه این حوزه حیاتی باشد. خوشه های امنیت ملی، امنیت پایدار و جرم جزء خوشه های نابالغ نقشه ترسیم علمی امنیت اطلاعات در پژوهش های ایرانی شناخته شدند. انجام تحقیقات جهت توسعه دانش در حوزه این مفاهیم توصیه می گردد.
بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی با استفاده از عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
68 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف: واکاوی کاربرد عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC در بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی است.روش پژوهش: در این پژوهش، تطبیق هر یک ازعناصر دو استاندارد فراداده ای توصیف آرشیو (استاندارد توصیف آرشیوی رمزگذاری شده (ای.ِای.دی)[1]و استاندارد بین المللی توصیف آرشیوی عام (ایساد (جی))[2]و الگوی مفهومیRiC که جامعه ی پژوهش قلمداد می شوند، باروش توصیفی-تحلیلی وروش تحلیل محتوا انجام شده است. جدول تطبیقی ایساد(جی)وای.اِی.دی.ازسایت کتابخانه کنگره[3] مورداستفاده قرارگرفته و با جمع آوری و بررسی مستندات مرتبط باهرکدام از استانداردها و ترجمه عناصرتوصیفیRiC،جدول تطبیقی هرسه تهیه شده است.یافته ها:RiC-CM، درعین حال که موجودیت های توصیفی ارائه شده درسه استاندارد شورای بین المللی آرشیوها(ایکا) را ترکیب کرده میان آن ها تمایز قائل می شود. ازسوی دیگر،تمرکز در ایساد (جی)،وحدت توصیف است. درحالی که در RiC-CM روشی که رکوردهای تکی باید توصیف شوند با روشی که مجموعه ای از رکوردها باید توصیف شود،یکسان نیست. ایساد(جی) مبتنی بر یک مدل چندسطحی بوده وتوصیف چندسطحی[4] ارائه می دهد؛ بطوری که توصیف موجودیت های آرشیوی دارای ماهیتی سلسله مراتبی هستند و غالبا در چند سطح عرضه می شوند.تلاش RiC-CM آن است تاتوصیفی چندبعدی[5] طراحی کرده و بجای توصیف چندسطحی بصورت سلسله مراتب، توصیف ممکن است به شکل یک نمودار یا شبکه باشد. ازاین رو، علاوه برتوصیف موجودیت های آرشیوی؛ موجودیت ها را دربافتی وسیع تر و در ارتباط با سایر موجودیت ها، درنظر می گیرد؛ وتوصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی را بهبود می بخشد.نتیجه گیری: RiC-CM، هم ازنظرساختاری و هم ازنظر مفهومی، فراتر از استانداردهای توصیفی فعلی ایکا حرکت می کند. RiCکه از لحاظ ساختاری به سه جزءموجودیت های متنی، محتوایی و رابطه ای تقسیم می شود، منعطف وسازگار با زمینه های مختلف بوده و نسبت به استانداردهای توصیفی آرشیوی، یک رویکرد جامع تر و نظام مندتر جهت مدیریت و توصیف اشیای آرشیوی ارائه می دهد. به این ترتیب، با اصلاح روش توصیف اشیای آرشیوی در استاندارد ایساد)جی)،آرشیویست هارا قادر می سازد توصیف رکوردها درآرشیوهای دیجیتالی را بهبود بخشند.[1]. Encoded Archival Description[2]. International Standard Archival Description (General) (ISAD (G))[3]. https://www.loc.gov/ead/tglib/appendix_a.html#foot4[4]. multilevel description[5]. multidimensional description
پذیرش استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی در دوران همه گیری کووید-19: مطالعه موردی کتابداران اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۴۱۲-۳۹۶
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل مؤثر بر پذیرش استفاده از سیستم ها یا سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی توسط کتابداران اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران در دوران پاندمی کووید-19 است. در این پژوهش، تأثیر عوامل خودکارآمدی رایانه ای، تنوع مهارت، پشتیبانی سازمانی، ویژگی های مدرس و کیفیت محتوایی دوره بر متغیرهای مدل پذیرش فناوری شامل برداشت ذهنی از سودمندی، برداشت ذهنی از سهولت، نگرش نسبت به استفاده از فناوری و در نهایت قصد استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی بررسی شد. روش : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری و تحلیل داده ها توصیفی-هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کتابداران کتابخانه های عمومی استان تهران بود که از این میان، 217 نفر براساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری پژوهش تعیین شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسش نامه ای بود که روایی آن توسط شش متخصص تأیید شد. برای تحلیل داده ها، از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری به روشِ کمترین مربعات جزئی (PLS) و نرم افزار SmartPLS (نسخه 3) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برداشت ذهنی از سودمندی و برداشت ذهنی از سهولت استفاده بر قصد و تمایل کارکنان به استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی تأثیر می گذارند. همچنین، متغیرهای خارجی مورد بررسی در این پژوهش، یعنی خودکارآمدی رایانه ای، تنوع مهارت، پشتیبانی سازمان، ویژگی های مدرس و کیفیت دوره، تأثیری مثبت و معنادار بر تعیین پذیرش سامانه های یادگیری الکترونیکی در سازمان دارند. بیشترین اثر کل مربوط به متغیر تنوع مهارت و کیفیت محتوای دوره و کمترین اثر کل مربوط به متغیر حمایت سازمان و قصد رفتاری است. اصالت/ارزش: آموزش الکترونیک مجازی نقشی مهم در آموزش و توسعه در محیط سازمانی ایفا می کند، و سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی به ابزاری محبوب برای تسهیل فرایندهای یاددهی-یادگیری تبدیل شده اند که امکان آموزش انعطاف پذیر یادگیری محور را فراهم می کنند. یافته های پژوهش حاضر راهنما و نقشه راهی برای پذیرش و استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی در میان کتابداران کتابخانه های عمومی بر مبنای تجارب به دست آمده در این زمینه در دوران همه گیری کووید-19 است. ازآنجاکه توسعه و استقرار فناوری ها برای برخورداری از مزایای آن ها کافی نیست و برای دستیابی به مزایای بالقوه یک فناوری باید پذیرش آن توسط کاربران مد نظر قرار گیرد، یافته های پژوهش حاضر می تواند پیامدهایی عملی برای مدیران سازمانی، مربیان و توسعه دهندگان سیستم های آموزشی فراهم آورد.