فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
اگرچه ارزیابی روایی و پایایی از دیرباز مورد توجه محققان کمّی وجود داشته، اما این مفاهیم برای پژوهشگران کیفی مورد بحث بوده است. با توجه به اینکه تحقیقات کیفی در دنیای واقعی انجام می شود، می تواند در زندگی افراد پیامدهایی داشته باشد. بنابراین، لازم است نتایج این تحقیقات قابل اعتماد باشد. بدین منظور باید روایی و پایایی در این تحقیقات جهت جلب اعتماد مخاطب نسبت به نتایج حاصل از تحقیق کیفی و افزایش اعتبار آن بررسی گردد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مجموعه ای از روش های ارزیابی روایی و پایایی در تحقیقات کیفی انجام شده است.
در پژوهش حاضر از مرور نظام مند جهت دستیابی به اهداف پژوهش بهره گیری شده است؛ زیرا این نوع پژوهش بدون ایجاد محدودیت زمان و محدوده تحقیق، به بررسی مجموعه جامعی از مطالعات مرتبط با موضوع پژوهش می پردازد. بر همین مبنا کلیدواژه های مد نظر در پایگاه داده «وب آو ساینس» مورد جست وجو قرار گرفته و 100 مقاله استخراج شد. پس از سه مرحله پالایش مقالات که شامل مقالات پژوهشی و مروری انگلیسی زبان بود و در نهایت، با بررسی متن آن ها تعداد 48 مقاله مرتبط با موضوع منتشرشده طی سال های 1993 تا 2023 یافت شد و مبنای جمع آوری اطلاعات قرار گرفت. افزون بر آن، محیط گرافیکی بیبلیوشاینی متعلق به کتابخانه بیبلیومِتریکس نرم افزار R (که یک بسته نرم افزاری منبع باز است) و همچنین، نرم افزار «وُس ویووِر» نیز برای توصیف داده های پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.
در این پژوهش، مجموعه به نسبت جامعی از روش های ارزیابی روایی و پایایی استخراج گردید و در قالب روش های ارزیابی کمی و کیفی روایی و پایایی در تحقیقات کیفی دسته بندی شد. بر اساس نتایج حاصل، 55 روش کیفی و 4 روش کمی جهت ارزیابی روایی در تحقیقات کیفی و همچنین، 13 روش کیفی و 6 روش کمی نیز جهت ارزیابی پایایی در تحقیقات کیفی از مجموعه مقالات استخراج شد.
ارزیابی روایی و پایایی در تحقیقات کیفی، بیشتر در تحقیقات علوم اجتماعی و پس از آن در حوزه پرستاری و مراقبت بهداشتی مورد توجه قرار گرفته است. این مسئله اهمیت روایی و پایایی در تحقیقات مرتبط با این حوزه ها را نشان می دهد. از جمله روش های ارزیابی روایی که بیشترین توجه را در میان محققان کسب کرده اند، روایی درونی، روایی بیرونی، و روایی محتواست. هر یک از این انواع روایی با مفهوم ارائه شده در روش های کمی متفاوت هستند. بر اساس بررسی های انجام شده، از روایی بیرونی در تحقیقاتی که روش های کیفیِ مطالعه موردی، تحلیل مقایسه ای کیفی، مصاحبه، و مطالعه مروری را به کار برده اند، بهره گیری شده است. روایی درونی نیز برای ارزیابی تحلیل مقایسه ای کیفی و مطالعه موردی به کار رفته است. روایی محتوا در ارزیابی روش های کیفی قوم نگاری، پدیدارشناسی، نظریه زمینه ای، مصاحبه، و مصاحبه شناختی استفاده شده است. در روش های ارزیابی پایایی تحقیقات کیفی نیز روش های پایایی بین ارزیاب که جزء روش های کمی است، در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بررسی این تحقیقات بیانگر آن است که این روش برای ارزیابی روش های پژوهش کیفیِ تحلیل محتوا، تحلیل مضمون، و مطالعه موردی به کار رفته است. نتایج این پژوهش می تواند برای محققان کیفی، داوران مقالات کیفی، و همچنین مخاطبان مطالعات کیفی جهت قضاوت در مورد اعتبار نتایج حاصل از تحقیقات مورد استفاده باشد.
نظریه پرتفوی مدرن و کاربردهای آن در بازیابی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه پرتفوی یکی از نظریه های حوزه مالی است که توسط «هری مارکویتز» ارائه شده است. این نظریه بیان می کند که سرمایه گذاران برای کاهش ریسک سرمایه گذاری، اقدام به متنوع سازی سبد سهام خود نمایند. این پژوهش با هدف بررسی کاربردهای نظریه پرتفوی در بازیابی اطلاعات و دانش انجام گرفته و از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش از نوع پژوهش های کیفی است. در پژوهش حاضر با استفاده از شیوه تحلیل محتوا و تحلیل متن، مفاهیم اصلی نظریه مدرن پرتفوی استخراج شد. در گام بعد بر اساس شیوه ارزیابی و مقایسه، کارکردهای نظریه مدرن پرتفوی در بازیابی اطلاعات و حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی شناسایی و تعیین شدند. سرانجام، تعداد 12 نفر از متخصصان حوزه مدیریت دانش، بازیابی اطلاعات و دانش، نمایه سازی، فهرست نویسی، نظام های اطلاعاتی و کتابداران به عنوان پنل خبرگان انتخاب شده و طی 7 جلسه و با انجام مصاحبه، استفاده از پرسشنامه، و برگزاری جلسات انفرادی و گروهی کارکردهای تئوری مدرن پرتفوی استخراج شدند.
نتایج پژوهش نشان داد که نظریه مدرن پرتفوی در فرایند بازیابی اطلاعات تأثیرگذار است و می تواند بر 5 گروه پدیدآورندگان، نمایه سازان، کاربران نظام اطلاعاتی، نظام اطلاعاتی و کتابداران، تأثیرگذار بوده و در بهبود فرایند بازیابی تأثیر مثبت داشته باشد. نتایج پژوهش نشان داد که نظریه پرتفوی بر گروه های تأثیرگذار در فرایند بازیابی تأثیرگذار هستند و می توانند در بهبود عملکرد نظام بازیابی اطلاعات نقش داشته باشند. از مهم ترین کاربردهای نظریه پرتفوی می توان به کاربرد آن در رتبه بندی مدارک بازیابی شده، افزایش ارتباط میان مدارک بازیابی شده، بازیافت نادرست، افزایش درصد بازیابی اطلاعات، ایجاد امکان جست وجوی معنایی، افزایش جامعیت و دسته بندی اطلاعات بر اساس حوزه های موضوعی اشاره کرد. پژوهش حاضر می تواند سرآغازی بر بررسی کاربردهای دیگر نظریه پرتفوی در بازیابی اطلاعات باشد و امکان انجام بررسی های دقیق تر در این زمینه را فراهم سازد.
مجموعه داده چندسطحی فارسی برای بازیابی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۳۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۸)
1109 - 1137
حوزههای تخصصی:
هر سامانه بازیابی اطلاعات وظیفه دارد با دریافت یک پُرسه، اسناد مرتبط با آن پُرسه را بازیابی کند. این بازیابی از میان مجموعه ای بزرگ از هزاران تا میلیون ها سند انجام می شود. در سال های اخیر، پژوهش های زیادی برای توسعه سامانه های بازیابی اطلاعات با استفاده از مدل های زبان انجام شده است؛ اما در این زمینه، پژوهشی برای زبان فارسی یافت نشد. یکی از علت های اصلی این امر، نبودِ یک مجموعه داده فارسی مناسب برای آموزش مدل های زبان است. در این پژوهش، ابتدا یک مجموعه داده بازیابی اطلاعات فارسی ارائه شده و پس از آن، روش هایی برای غنی سازی این مجموعه داده مورد بحث قرار گرفته است. این غنی سازی با کمک چندسطحی کردن ارتباط میان پُرسه و سند انجام می شود؛ به نحوی که مجموعه داده جدید می تواند رابطه بین پُرسه و سند را به جای دو سطح (کاملاً نامرتبط، کاملاً مرتبط) در چهار سطح (نامرتبط، مرتبط، بسیار مرتبط، و کاملاً مرتبط) نشان دهد. مجموعه داده ایجادشده PersianMLIR نام دارد. آزمایش ها بیانگر بهبود عملکرد سامانه، هم برای زبان فارسی و هم برای زبان انگلیسی است و این میزان بهبود برای زبان فارسی 87/1 درصد است.
شناسایی موانع تسهیم دانش در نهاد کتابخانه های عمومی با روش فراترکیب و ارائه راهکار برای رفع این موانع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تسهیم دانش در میان کارکنان، یک مؤلفه ای کلیدی در راستای کسب مزیت رقابتی برای سازمان ها در محیط پویای امروز است. تسهیم دانش برای سازمان ها یک امر حیاتی است بنابراین هدف این مقاله شناسایی و دسته بندی موانع تسهیم دانش و نیز رتبه بندی این موانع و ارائه راهکار برای رفع این موانع در سازمان است.روش شناسی: در پژوهش حاضر از رویکرد آمیخته(کمی- کیفی) استفاده شده است و ابزار گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، کارکنان اداری، رؤسای شهرستان ها در نهاد کتابخانه های عمومی کشور بوده و نمونه پژوهش شامل 39 نفر بوده است که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند.یافته ها: نتایج فراترکیب منجر به شناسایی 72 شاخص در 4 بعد اصلی که شامل موانع فناوری، موانع سازمانی، موانع فرهنگی و موانع فردی در تسهیم دانش شد. بُعد موانع فناوری شامل 12 شاخص ، بُعد موانع سازمانی شامل 21 شاخص، بُعد موانع فرهنگی شامل 15 شاخص، و درنهایت بُعد موانع فردی شامل 21 شاخص است.نتیجه: نتایج نشان داد که "موانع سازمانی" بیشترین تأثیر و "موانع فرهنگی" کمترین تأثیر را در تسهیم دانش در نهاد کتابخانه های عمومی کشور دارد. در نهایت راهکارهای لازم برای رفع موانع پیشنهاد شد.
بررسی عوامل تأثیرگذار بر اشتراک گذاری دانش در روابط بین سازمانی مشارکتی (مورد مطالعه: سامانه نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
81 - 112
حوزههای تخصصی:
استفاده از سیستم های اشتراک گذاری دانش بین سازمانی برای تقویت همکاری های بین سازمانی امری ضروری است. سیستم ها و فرایندهای اشتراک گذاری دانش، نه تنها به واسطه عوامل فردی و سازمانی، بلکه از طریق عوامل اجتماعی، فنی و سیاسی بین سازمانی نیز به چالش کشیده می شوند. شواهد حاکی از این است که غالب پژوهش ها در حوزه اشتراک گذاری دانش بین سازمانی تمرکز خود را بر موقعیت هایی همچون زنجیره های تأمین تعاملی، سازمان های مجازی و سازمان های چندملیتی قرار داده اند و می توان گفت اشتراک گذاری دانش بین سازمانی در فرایندهای مشارکتی مغفول واقع شده است. این مقاله به بررسی اشتراک گذاری دانش بین سازمانی در یک سامانه مشارکتی که با هدف کاهش آسیب های اجتماعی میان دانش آموزان مدارس با همکاری چند سازمان ذی ربط فعال شده است، پرداخته است. هدف از این پژوهش، شناسایی و بررسی عوامل تأثیرگذار بر اشتراک گذاری دانش در روابط بین سازمانی مشارکتی، شامل کارکنان دانشی، همکاران، سیستم، سازمان و ائتلاف است. این پژوهش، از نوع کمی- همبستگی بوده و در آن پرسش نامه ای با 44 سؤال در مقیاس لیکرت در میان کاربران سامانه نماد در استان البرز توزیع و جمع آوری شد. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Smart PLS3 جهت تدوین مدل تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش تأثیر کارکنان دانشی، همکاران، سیستم، سازمان و ائتلاف بر اشتراک گذاری دانش از طریق سیستم های بین سازمانی اشتراک گذاری دانش، مورد تأیید قرار گرفت که از این میان متغیرهای کارکنان دانشی و همکاران بیشترین تأثیر را در اشتراک گذاری دانش بین سازمانی داشته اند و نشان دهنده اولویت های اصلی مدیران برای بهبود کارکردهای انتقال دانش در این سامانه است.
سواد الگوریتمی و نقش کتابداران در آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه مفهوم و ضرورت سواد الگوریتمی و نیز نقش کتابداران در آموزش این سواد است.
روش پژوهش: این پژوهش به روش مروری روایتی انجام شده است. بدین صورت که با جستجوی عبارت سواد الگوریتمی در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، مقالات مرتبط استخراج شد. سپس، این مفهوم، از لحاظ تعریف، ابعاد، مؤلفه ها و دیگر جنبه ها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت و اتفاق نظرها، اختلاف نظرها و شکاف های پژوهشی، آشکار گردید.
یافته ها: بررسی متون مشخص ساخت که با وجود این که در خارج از کشور طی سال های اخیر، پژوهش هایی در مورد سواد الگوریتمی انجام گرفته است، هنوز در ایران به بررسی این مفهوم، پرداخته نشده است. در این پژوهش، توسعه مفهوم سواد از عصر اطلاعات تا عصر هوش مصنوعی بررسی شد. همچنین، به تعاریف مختلفی که در مورد سواد الگوریتمی وجود دارد اشاره شد. در ادامه، به ابعاد و مؤلفه های سواد الگوریتمی و اهمیت و ضرورت آن پرداخته شد و در پایان، نقش کتابداران و کتابخانه ها در آموزش سواد الگوریتمی، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
نتیجه گیری: برسی متون مربوط به سواد الگوریتمی نشان داد که هنوز تعریف واحد جهانی از سواد الگوریتمی وجود ندارد ولی تعاریف موجود، بر آگاهی از نحوه کارکرد الگوریتم ها و مهارت ارزیابی انتقادی آن ها تأکید دارند. همچنین، ابعاد و مؤلفه های مختلفی توسط پژوهشگران مطرح شده است که در مجموع، این پژوهش ها نشان داد سواد الگوریتمی با ابعاد شناختی، رفتاری و عاطفی کاربر در ارتباط است. امروزه با گسترش روزافزون استفاده از الگوریتم ها در سایه توسعه سریع هوش مصنوعی، لزوم برخورداری از این سواد، ملموس تر است. کتابداران به عنوان پیشگامان در آموزش سواد اطلاعاتی، اکنون می توانند با توجه به رسالت ذاتی خود به عنوان تسهیلگران آموزش و پژوهش، به آموزش سواد الگوریتمی به کاربران کمک و مبادرت ورزند.
تجربیات زیسته اساتید دانشگاه تبریز از اضطراب اطلاعاتی و پیامدهای آن: مطالعه ای پدیدار شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مشکلات و چالش های نوظهور که با رشد و گسترش فناوری های جدید و ظهور و رشد مکاتب فلسفی جدید از جمله پساساختارگرایی ظاهر شد، اضطراب اطلاعاتی است. پساساختارگرایی یکی از مکاتب نوظهوری است که در باب دانش و رشد ریزومی دانش دیدگاه های برجسته ای دارد. این نوع اضطراب که عمدتاً یک نوع بحران معرفت شناختی است، در سایه گسترش تفکر ریزومی به وجود آمده است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی ادراکات و تجربیات اساتید دانشگاه تبریز از اضطراب اطلاعاتی و ابعاد و پیامدهای آن است. روش شناسی: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع پارادایم کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. شرکت کنندگان در این پژوهش، 20 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با توجه به مصاحبه های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته گردآوری شد و تا زمان اشباع داده ها، مصاحبه ها تداوم پیدا کرد. پس از پیاده سازی مکتوب مصاحبه ها، داده ها ی مصاحبه ها بر اساس رویکرد هرمنیوتیک و بر اساس روش دیکلمن، تانر و الن (1989) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها : از تجزیه و تحلیل تجربیات اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز 513 کد، 4 مضمون اصلی ماهیت حرفه (فرهنگ شغلی، ارتقای شغلی، تعامل حرفه ای، تولید دانش)، عوامل مداخله گر اضطراب اطلاعاتی (حجم زیاد اطلاعات و کمبود زمان، ظهور فناوری های جدید، ترس از دست دادن اطلاعات مهم، ناتوانی مدیریت نظام شناختی، فرهنگ اشتراک دانش و دستیابی به یافته های علمی نوین)، پیامدهای اضطراب اطلاعاتی (تشویش و اضطراب ذهنی، احساس وانهادگی، بحران تصمیم گیری، عملکرد حرفه ای و انباشت وظایف حرفه ای) و راهبردهای مدیریت اضطراب اطلاعاتی (ارتقای مهارتهای شناختی و فراشناختی، ارتقای مهارت های ارزیابی اطلاعات، ارتقای سواد رسانه ای، خودمراقبتی و خویشتن داری و مهارت های مدیریت) حاصل شد. نتیجه گیری: با توجه به ماهیت شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه و این که این قشر بیشتر در معرض اضطراب اطلاعاتی هستند و این اضطراب می تواند عملکرد شغلی آنان را تحت تأثیر قرار دهد، می توان با اتخاذ راهبردهایی نظیر رشد مهارت های شناختی و فراشناختی، مدیریت اطلاعات و ارتقای نظام معرفت شناختی فرد، اضطراب اطلاعاتی را در آنان کاهش داد.
تدوین و توسعه هستی شناسی ارقام زراعی و باغی کشاورزی ایران با تأکید بر بازیابی ویدئو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش بومی کشاورزی ایران وابسته به تنوع زیستی گیاهان مختلف زراعی و باغی است که در نقاط مختلف کشور، سازگار با آب و هوا و خاک منطقه و مقاوم به آفات، بیماری ها و علف های هرز است. هدف: به منظور معرفی گونه ها و ارقام مختلف که توسط پژوهشگران کشاورزی شناسایی شده و فراهم کردن امکان جستجو و بازیابی ویژگی های مختلف این ارقام و محل مناسب کاشت آنها برای کشاورزان هستان نگار IranAgriOnt طراحی گردیده است و به دلیل ماهیت دانش بومی کشاورزی در طراحی آن به بازیابی ویدئو توجه شده است. روش: به منظور توصیف ویژگی های بصری ویدئو از استاندارد MPEG7 استفاده شده است. الگوی هستان نگار ایران اگری اونت در نرم افزار پرتژه 5.5 و متشکل از سه بخش اصلی کلاس ها، ویژگی ها و نمونه-ها طراحی شده است.یافته ها: به طور کلی 26 کلاس در این هستان نگار ایجاد شده است که 20 مورد از آنها کلاس فرعی است. همچنین شامل 22 ویژگی شی و 33 ویژگی داده و شامل بیش از دویست نمونه است.
از دست رفت دانش: دلایل، پیامدها، اندازه گیری و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: وقتی کارکنان، یک شرکت یا سازمان را ترک می کنند، تمام دانش خود را با خود می برند و اگر برنامه ای برای حفظ آن دانش قبل از خروج کارمند وجود نداشته باشد، سازمان با از دست رفت دانش مواجه خواهد شد و این زمانی که است که یک شرکت یا سازمان به دانشی که قبلاً داشته است، دیگر دسترسی ندارد. سازمان های امروزی با چالش جدی از دست رفت دانش کارکنان مواجه هستند که در بیشتر مواقع مستند نشده و به زمان زیادی نیاز است تا از طریق آموزش و تجربه دوباره به دست آید. بنابراین، پژوهش حاضر جهت شناسایی و آشنایی با دلایل، پیامدها، شیوه های اندازه گیری و راهبردهای پیشگیری یا کاهش از دست رفت دانش انجام شد.روش: از آنجا که تاکنون مطالعه ای در متون تخصصی فارسی در این زمینه انجام نشده است، مطالعه حاضر به روش مروری توصیفی، مقالات مرتبط با موضوع از دست رفت دانش را بررسی و تحلیل و مقوله های مدنظر در هدف پژوهش را از آنها استخراج کرد و به بحث گذاشت.یافته ها: از دست رفت دانش ارتباط نزدیکی با گردش کار و افزایش سن و به تبع بازنشستگی دارد. پیامدهای از دست رفت دانش، گاه مخاطراتی جبران ناپذیر به دنبال دارد یا منجر به هزینه هایی سنگین می شود. ارزیابی و محاسبه این خطر جهت پیشگیری از آن، از اقدامات مهم حوزه مدیریت دانش و نیز مدیریت خطر محسوب می شود؛ بنابراین براساس مطالعات انجام شده، شیوه هایی جهت اندازه گیری میزان از دست رفت دانش پیشنهاد شده است که عبارت اند از: رویکرد شبکه ای و استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی، رویکرد گرافیکی و استفاده از ترسیم نقشه اطلاعات یا دانش، رویکرد مهندسی، رویکرد ساخت نقشه ریسک جهت شناسایی نیروهای دانشی و تلاش برای حفظ دانش آنها و در نهایت، بررسی سطح حساسیت شغل و پیش بینی زمان جهت ارزیابی میزان از دست رفت دانش. با وجود خطرات از دست رفت دانش؛ چنانچه راهبردهای صحیح پیشگیرانه به کارگرفته شود، می توان فرصت های مناسبی برای حفظ دانش ایجاد کرد. ساخت مخازن سازمان، شناسایی کارکنان کلیدی، شیوه های مختلف مستندسازی، برقراری سامانه مدیریت دانش از جمله این راهبردها هستند.نتیجه گیری: در بحث از دست رفت دانش، ارزشی که کارکنان در هر حوزه ایجاد می کنند و شرایطی که پس از خروج آنها از سازمان ایجاد می شود اهمیت می یابد. مطالعه حاضر، با شناسایی دلایل و پیامدهای از دست رفت دانش و شیوه های ارزیابی و محاسبه این تهدید سازمانی در کنار معرفی راهکارهای پیشگیرانه که بر حفظ دانش تمرکز دارند، دیدگاهی کلی درباره موضوع از دست رفت دانش ایجاد کرد که می تواند سازمان ها را نسبت به آن آگاه کند.
نقش رسانه های اجتماعی و اثربخشی نشریات: مطالعه تطبیقی مجلات معتبر بر اساس طبقه بندی اُ.ای. سی. دی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
193 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله مطالعه نقش رسانه های اجتماعی در نشریات و اثربخشی نشریات بر رسانه های اجتماعی در قلمروهای موضوعی شش گانه اٌ.ای.سی.دی است. روش پژوهش: نوع پژوهش کاربردی است و با استفاده از شاخص ها و روش های علم سنجی، در سال 1402 انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 380 عنوان از نشریات جهان و 41 عنوان از نشریات ایران است. داده ها، با استفاده از پایگاه های وب علوم، این سایت و آلتمتریک استخراج و تحلیل گردید.یافته ها: یافته ها بیانگر این است که نشریات علوم پزشکی و علوم طبیعی به لحاظ تنوع رسانه های اجتماعی مورد استفاده و فراوانی استناد اجتماعی، رتبه بالاتری دارند. ایکس، پروانه های ثبت اختراع و خبرگزاری ها، مهمترین رسانه های اجتماعی هستند؛ در نشریات جهان میان تعداد استناد دریافتی و تعداد استناد اجتماعی نشریات علوم طبیعی، مهندسی، علوم پزشکی، علوم کشاورزی و علوم انسانی همبستگی قوی و با نشریات علوم اجتماعی همبستگی متوسط وجود دارد. در نشریات ایران بین تعداد استنادهای سنتی و اجتماعی نشریات ایرانی در حوزه های موضوعی مهندسی و علوم پزشکی همبستگی با شدت قوی وجود داشت. تنوع رسانه های مورد استفاده در نشریات ایرانی، پایین تر از نشریات جهان و فاصله میزان استنادهای اجتماعی نشریات ایران با جهان بسیار زیاد است. کاربران کشورهای آمریکا، انگلیس، بیشترین استنادکنندگان اجتماعی در شبکه های ایکس و فیس بوک هستند.نتیجه گیری: نتایج ضرورت آشناکردن پژوهشگران و سیاستگذاران پژوهشی کشور با مزیت رسانه های اجتماعی در ترویج و نمایانی بروندادهای پژوهشی و ارتقاء جایگاه علمی کشور در دراز مدت را بیش از پیش مطرح می سازد.
بررسی نقش سواد رسانه ای در توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: انتشار گسترده «اخبار جعلی» که باعث فریب کاربران و انحراف جامعه می شوند، به یکی از تهدیدات مهم رسانه ای در جوامع امروز تبدیل شده است. توانایی تشخیص اخبار جعلی برای جامعه و به خصوص کتابداران به عنوان ارائه کنندگان خدمات اطلاعاتی برای شناخت و مقابله با اخبار جعلی ضروری است. سواد رسانه ای ازجمله عوامل مهمی است که در این زمینه می تواند نقش داشته باشد؛ در واقع یکی از مهم ترین راه های مقابله با این تهدید، تجهیز کتابداران به امکانات سواد رسانه ای است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سواد رسانه ای در توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه (170 نفر) تشکیل می دهند که از بین آن ها (118 نفر) از طریق فرمول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه توانایی تشخیص اخبار جعلی (اسمعیلی، رحیمی و مرادی، 1398) که براساس هشت مؤلفه اطلاع نگاشت ایفلا طراحی شده و پرسشنامه سواد رسانه ای (فلسفی، 1393) استفاده شده است.
یافته ها: سطح سواد رسانه ای کتابداران (28/3) و توانایی تشخیص اخبار جعلی آنان (29/3) است. همچنین براساس تحلیل داده ها، سواد رسانه ای با ضریب تأثیر 47/0 بر بررسی منبع، با ضریب تأثیر 24/0 بر خواندن متن خبر، با ضریب تأثیر37/0 بر تشخیص نویسنده، با ضریب تأثیر 45/0 بر بررسی منابع پشتیبان، با ضریب تأثیر 41/0 بر بررسی تاریخ و زمان خبر، با ضریب تأثیر 30/0 بر بررسی طنز یا جدی بودن خبر و با ضریب تأثیر 35/0 بر رجوع به باور و تعصبات شخصی نقش دارد. اما در رابطه با پرسش از متخصصین نقشی نداشته و با ضریب تأثیر برابر با 51/0 بر مقیاس کلی توانایی تشخیص اخبار جعلی مؤثر است.
نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن سواد رسانه ای بر افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء سواد رسانه ای صورت گیرد، تا سبب افزایش توانایی تشخیص اخبار جعلی کتابداران گردد. تشخیص اخبار جعلی، مجموعه ای از مهارت ها بوده که کتابداران به طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض پیام های جعلی از این شاخص ها استفاده می کنند، تا صحّت پیام ها را تشخیص دهند. کتابداران برخوردار از توانایی تشخیص اخبار جعلی، در برابر اخبار جعلی، آسیب پذیری کمتری دارند. اخباری را که به منظور تأثیرگذاری بر آن ها طراحی و ارسال شده، در سطوح مختلف مورد شناسایی قرار می دهند و قادر خواهند بود با آگاهی بیشتری با آنان مواجهه شده و این مهارت ها را به کاربران آموزش دهند. نتایج این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های درازمدت کتابخانه های عمومی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
روابط علّی سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی روابط روابط علّی سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز می باشد.
روش : این پژوهش از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به تعداد 435 نفر بود که در سال تحصیلی 1۴۰۰- 139۹ مشغول به تحصیل بودند و از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 205 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشگاه یونسکو (2016)، مهارت های شهروندی سایبری یونسکو (2016) و تهدیدات فضای مجازی ایسا و ایسایاس (2016) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی صوری و محتوایی مورد تایید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 87/0، 90/0 و 77/0 برآورد گردید و مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی (مدل معادلات ساختاری) انجام گرفت که از طریق نرم افزارهایSPSS 21 و Lisrel 8.8 اجرا شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری، تاثیر مثبت و معناداری بر مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان دارد. در حالی که مهارت های شهروندی سایبری، تاثیر منفی و معنادار بر تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی دارد. همچنین تاثیر سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری بر تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی، منفی و معنادار است که این بیانگر نقش واسطه گری تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی منفی در روابط بین سیاست ها و برنامه های شهروند سایبری دانشگاه و مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان دریافت که سیاست گذاری و برنامه ریزی های دانشگاه ها در حوزه شهروند سایبری می تواند بر افزایش مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان و کاهش تاثیرپذیری آنان از فضای مجازی تاثیرگذار باشد. در عین حال، افزایش مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان نیز می تواند سطح تاثیرپذیری آنان را از مخاطرات و تهدیدات فضای مجازی کاهش دهد. بنابراین، کاهش تاثیرپذیری دانشجویان از تهدیدات فضای مجازی نه تنها می تواند به طور مستقیم تحت تاثیر سیاست گذاری و برنامه ریزی های دانشگاه در حوزه سایبری باشد، بلکه می تواند به واسطه رشد مهارت های شهروندی سایبری دانشجویان که تحت تاثیر اقدامات آموزشی دانشگاه و حتی دولت در سطح ملی می باشد، نیز به وقوع بپیوندد.
سنجش مفهوم پژوهش و نوآوری مسئولانه و بررسی نقش آن در کاهش یا رفع مسائل جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
173 - 194
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش و نوآوری مسئولانه، فرایندی شفاف و تعاملی است که طی آن بازیگران فعال در حوزه علم، فناوری و نوآوری جامعه با توجه به مقبولیت (اخلاقی)، پایداری و مطلوبیت اجتماعی، با هم و نسبت به هم از منظر فرآیند نوآوری و محصولات قابل ارائه، به منظور نهادینه سازی پیشرفت های علمی و فناورانه، نسبت به جامعه و رفع یا کاهش مسائل آن پاسخگو می شوند. با توجه به پیچیده تر شدن سیستم های اجتماعی و افزایش سطح مشکلات و مسائل آنها و نیاز جوامع به رفع مسائل مبتلابه، امروزه نقش پژوهش و نوآوری در حل مسائل و چالش های جامعه از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این راستا، نقش دانشگاه ها، پژوهشگاه ها، اندیشکده ها و سایر مراکز علمی بسیار کلیدی است. پژوهش و نوآوری مسئولانه یک چارچوب سیاستی است که هدف آن همسویی پژوهش ها و نوآوری های فناورانه با ارزش های اجتماعی، درگیر کردن ذینفعان مختلف در گفتگوی چندبُعدی در مورد موضوعات کلیدی مانند اخلاق، آموزش علمی، دسترسی آزاد به علم، و مشارکت اجتماعی است. لذا، هدف این پژوهش، مطالعه مسیر تکامل مفهوم پژوهش و نوآوری مسئولانه و چگونگی تاثیرگذاری آن در رفع یا کاهش مسائل جامعه است.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه جامع علم سنجی در حوزه نوآوری و پژوهش های مسئولانه است. در گام اول، با استفاده از داده های وب آو ساینس و تحلیل مقالات معتبر آی.اس.آی.[1] در سه دهه اخیر به بررسی مفهوم «نوآوری و پژوهش مسئولانه» پرداخته شده است. در گام بعدی پس از غربالگری های اولیه و شناسایی مقالات مرتبط از منظر عنوان، چکیده و محتوا، مقالات نهایی براساس بسته تحلیلی- فرآیندی با عنوان بیبلیومتریکس[2] در نرم افزار آر[3] تحلیل شدند. این بسته تحلیلی- فرآیندی، ابزاری برای تحقیقات کمّی در حوزه علم سنجی می باشد که برای تحلیل آماری مقالات استخراج شده از پایگاه های استنادی مورد استفاده قرار می گیرد. این تحلیل های آماری که در مطالعه حاضر نیز بکار گرفته شده است، در حوزه های تحلیل همکاری های علمی محققان، کو-سایتیشن و هم افزایی های صورت گرفته میان فعالیت های علمی بوده است. در نهایت مبتنی بر ارزیابی کیفی مقالات منتخب و غربال شده، نتایج بدست آمده با نتایج تحلیل علم سنجی مقایسه شده و مفاهیم جدید معرفی شده اند.
یافته ها: تحلیل های صورت گرفته در این مطالعه نشان می دهد که گروه های مختلفی وجود دارند که از حیث مسئولیت به هم وابسته هستند و بر اهمیت هم صدا بودن بین آن ها تأکید شده است. به علاوه، مفاهیم اساسی مانند مشارکت عمومی، پایداری، اخلاق، حکومت، و خود مفهوم پژوهش و نوآوری مسئولانه، مفاهیم تکاملی در این حوزه دانشی از ادبیات به شمار می روند. در این پژوهش، مقالات منتخب شناسایی شده از ابعاد مختلف متنی و ظهور مفاهیم جدید مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و در نهایت، 33 مفهوم در 8 تِم مختلف شناسایی شد. همچنین براساس تحلیل علم سنجی و تحلیل رخداد واژه ها، 10 واژه پرکاربرد شناسایی شدند. در نهایت با یک بررسی مشترک، 5 مفهوم کلیدی برای این حوزه شناسایی و معرفی شده است. این 5 مفهوم شامل مشارکت عمومی، پایداری، اخلاق، حکمرانی، و پژوهش و نوآوری مسئولانه است.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که ادبیات پژوهش و نوآوری مسئولانه در سال های اخیر با روند قابل توجهی در حال رشد و تکامل است. یافته های این پژوهش می تواند هم در سطح تحقیقات دانشگاهی و هم تجربیات بنگاهی، مسیر روشنی از تکامل حوزه نوآوری و پژوهش مسئولانه ارائه دهد و همچنین بینش های عمیقی از مسیر رو به تکامل حوزه پژوهش و نوآوری و مسئولیت آن در قبال جامعه مطرح کند. مطابق با نتایج بررسی های کمّی و علم سنجی این مطالعه، ظهور مفاهیمی همچون فناوری نانو و زیست شناسی مصنوعی، نشان دهنده گستره پژوهش های مسئولانه در بخش های فناورانه بوده و نشان دهنده گذار پارادایم های پژوهشی به سمت اخلاق مداری و توسعه پایدار است. همچنین این تحلیل ها به درک منشأ تاریخی، روندها و جهت گیری های آینده پژوهش و نوآوری مسئولانه کمک کرده و راهنمایی های ارزشمندی برای سیاستمداران و افرادی که به ترویج برنامه ریزی و سیاست های نوآورانه علاقمند هستند، ارائه می دهد.
ارزیابی انطباق برنامه درسی مقطع کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی با مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان برای ورود به بازار کار بر پایه طبقه بندی بازنگری شده بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ارزیابی انطباق برنامه درسی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی با دیدگاه های متخصصان و مهارت های مورد نیاز دانش آموختگان برای ورود به بازار کار بر پایه طبقه بندی بلوم بود.
روش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار (قیاسی) بهره برده است. دلیل انتخاب این روش، یافتن مفاهیم پنهان در اهداف رفتاری سرفصل های درسی و تحلیل آنها از دو بعد شناختی و دانشی است. الگوی به کار گرفته شده در تحلیل محتوای داده های این پژوهش، طبقه بندی بازنگری شده بلوم (توسط اندرسون و کراسول) بوده که با تحلیل محتوای هدف های رفتاری در سرفصل های کارشناسی رشته، آگهی های استخدام و نظرات متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی بر پایه طبقه های یاد شده در این طبقه بندی (مقوله های اصلی و فرعی) انجام شده است. جامعه پژوهش به این شرح است: 1. آخرین ویرایش سرفصل های کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی مصوب 28/11/1393، شامل 61 درس در سه بخش، درس های تخصصی اجباری 30 درس، درس های پایه 19 درس و دروس تخصصی اختیاری 12 درس که در قالب گروه های موضوعی (متون تخصصی انگلیسی، مبانی رایانه و فناوری، مدیریت، پژوهش و نگارش، سازماندهی، مرجع شناسی، کتابخانه و اطلاعات، کارآموزی، مبانی، سایر دروس) تقسیم بندی شدند. 2. متخصصان و صاحب نظران علم اطلاعات و دانش شناسی در حوزه آموزش این رشته که تعداد این افراد 48 نفر بوده، برحسب دسته بندی موضوعی که بر روی سرفصل های کارشناسی این رشته انجام شده بود، به ازای هر دسته موضوعی تعدادی از این اساتید برحسب سابقه تدریس و تجربه پژوهشی در این حوزه ها انتخاب شدند. 3. آگهی های استخدام منتشر شده در جراید، روزنامه ها و وب سایت ها در 10 سال اخیر که جمع آوری شده و تحلیل محتوا شدند. نمونه گیری در این پژوهش به روش هدفمند و براساس تخصص و تجربه آموزشی و پژوهشی استادان دانشگاه ها در حوزه های موضوعی گوناگون انجام شد. ابزار پژوهش سیاهه وارسی بود که بر پایه طبقه بندی بازنگری شده بلوم توسط اندرسون و کراسول (2001) انجام شد. این سیاهه وارسی در قالب یک ماتریس 19´11 بود که ستون های آن نشانگر نوع دانش شامل 4 نوع و 11 زیرشاخه و سطرهای آن شامل 6 مهارت و 19 زیرشاخه بود. جهت تحلیل داده هایی که از سه گروه جامعه گرفته شده بود، کدهایی از طبقه بندی بازنگری شده بلوم گرفته شده و در نرم افزار MAXQDA 2020 تعریف شد. پس از تعریف کدها در نرم افزار، فایل های مربوط به سرفصل کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در قالب گروه های موضوعی، داده های به دست آمده از پرسشنامه هایی که میان متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی توزیع شده بود، به همراه داده های حاصل از بررسی آگهی های استخدام که مهارت های مدنظر آن ها جدا شده بود؛ وارد نرم افزار شد؛ سپس داده ها کدگذاری شده و مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. برای افزایش اعتبار و اتکاءپذیری داده های پژوهش، از شیوه بررسی همتایان استفاده شده است، به این صورت که از تیم پژوهش دو نفر که سابقه پژوهش در این حوزه را داشتند، در سه مرحله، هر بار 10 درصد از اهداف رفتاری را به صورت تصادفی بررسی کردند. برای تأییدپذیری نیز از زاویه بندی پژوهشگران (استفاده از بیش از دو نفر در پژوهش) و داده ها (استفاده از بیش از دو منبع داده دربرگیرنده آگهی های بازار کار، دیدگاه متخصصان درباره سرفصل و تحلیل محتوای سرفصل) در پژوهش استفاده شده است.
یافته ها: یافته ها نشان داد که از نظر شناختی بیشترین تأکید اهداف رفتاری این سرفصل بر مهارت های یادآوری و به کار بستن و از نظر دانشی بر دانش روندی و دانش امور واقعی بوده و با دیدگاه متخصصان این حوزه موضوعی نیز همراستا هستند. همچنین میان جامعه پژوهش، بر تعداد محدودی از مهارت های شناختی 19گانه و مهارت های دانشی 11گانه تأکید شده و میان اهداف رفتاری سرفصل و دیدگاه متخصصان تفاوت وجود دارد و این اهداف با نیازهای بازار کار هماهنگ نیستند.
نتیجه گیری: اگر اهداف رفتاری سرفصل بیشتر جنبه عملی و کارگاهی داشته باشد، می توان بر همخوانی بیشتر آموزش و اشتغال در این رشته افزود تا نیازهای بازار کار و آموزش دانشگاهی همسو و مکمّل یکدیگر باشند.
بازنمایی و تحلیل روند مقالات برتر آلتمتریکس جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که با هدف بازنمایی و تحلیل روند مقالات برتر آلتمتریکس جهان و با بهره گیری از رویکردهای علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 800 مقاله برتر از جنبه آلتمتریکس (منتشرشده در بازه زمانی 2013 تا 2020) است. برای گردآوری داده ها از پایگاه های «وب آو ساینس» و «آلتمتریکس» استفاده شد. در گام اول پژوهش، فهرستی از مقالات برتر به همراه داده های آلتمتریکس از سایت «مؤسسه آلتمتریکس» استخراج شد. سپس، به منظور تعیین وضعیت استنادی این مقالات، حوزه های موضوعی آن ها و نیز برای تعیین کشورهای سهیم در نگارش آن ها از داده های پایگاه اطلاعاتی «وب علوم» استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای «اکسل» و «اس پی اس اس» نسخه 22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 45 درصد مقالات برتر در حوزه علوم چندرشته ای و 24درصد آن ها در حوزه علوم پزشکی منتشر شده اند. مجلات مهم در نگارش مقالات، نشریه «نیچر» با فراوانی 105 مقاله و سپس مجله «ساینس» با 74 مقاله هستند. ایالات متحده منتشرکننده بیش از نیمی از مقالات برتر جهان است و پس از آن انگلستان مقام دوم در جهان را داراست. در میان رسانه های اجتماعی، «توییتر»، «رسانه های خبری» و «مندلی» در رتبه های نخست تا سوم قرار دارند و روند آن ها در طول سال ها ی مورد تحقیق همواره افزایشی بوده است. میزان حضور مقالات برتر در «فیس بوک»، نسبت به سال های گذشته به شدت کاهش پیدا کرده است. این است که به نظر می رسد حضور در رسانه های اجتماعی پرطرفدارتر و تمرکز بر رسانه هایی که بیشتر مورد اقبال جامعه است، می تواند بر نمره آلتمتریک مقالات اثر بیشتری داشته باشد و رسانه هایی که به تدریج جایگاهشان در این موضوع کم رنگ شده، تأثیر کمتری بر نمره آلتمتریکس دارند. همچنین رابطه معنا دار و ضعیفی بین امتیاز آلتمتریکس و شمار استنادات مقالات برتر وجود دارد. در ضمن، با توجه به نبودِ ارتباط معنا دار بین دو متغیر فوق در برخی از سال های مورد بررسی در این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که منابع پراستناد لزوماً ممکن است به همان میزانی که استناد گرفته اند، در رسانه های اجتماعی مورد توجه نباشند و دستورالعمل واحدی برای ارزیابی همبستگی این دو متغیر وجود ندارد. به کارگیری ویژگی های مجموعه مقالات برتر از دیدگاه حوزه های موضوعی، مجلات مهم، توزیع جغرافیایی، و مقایسه شمار استنادات با شمار خوانندگان آن ها در رسانه های اجتماعی به سیاست گذاران حوزه های پژوهشی و پژوهشگران کمک می کند که بتوانند سیاست گذاری های کوتاه مدت و بلندمدت دقیق تری بر روی پژوهش ها انجام داده و میزان رؤیت پذیری و اثرگذاری بروندادهای علمی خود را افزایش دهند.
شناسایی انواع همکاری های غیر رسمی در مقالات حوزه شیمی و رابطه آن با استناد: مطالعه علم سنجی بخش سپاسگزاری مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی انواع همکاری های غیر رسمی در بخش سپاسگزاری مقالات حوزه شیمی است. روش پژوهش: این پژوهش، یک مطالعه کمی با رویکرد علم سنجی و مبتنی بر فنون داده کاوی روش کتابخانه ای و توصیفی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را مقاله های پژوهشی با دسترسی باز پایگاه وب آوساینس تشکیل می دهد. برای داده کاوی و استخراج بخش سپاسگزاری مقالات، از نرم افزار شناساگر موجودیت های اسمی استنفورد استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد سپاسگزاری مقالات حوزه شیمی با توجه به مدل سه سطحی ساختار متون سپاسگزاری هایلند به ترتیب به عمل تشکر، عمل بازتاب و عمل آگاهی بخشیدن اختصاص دارد.همچنین آکادمی علوم چین، دانشگاه برکلی کالیفرنیا و انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) سازمان ها و دانشگاه هایی هستند که بیشترین سپاسگزاری از آن ها صورت گرفته بود. میزان استناد در میان مقالاتی که تعداد افراد سپاسگزاری شده در آن ها بیش از دو نفر(متوسط تعداد افراد سپاسگزاری شده) است بیشتر از تعداد استناد به مقالات دیگر است. بعلاوه بین تعداد افراد سپاسگزاری شده در مقاله با میزان استناد به مقاله ارتباط معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه سپاسگزاری می تواند بر دریافت استناد موثر باشد، می توان با آگاهی رسانی به افراد و مجاب کردن آن ها به اهمیت استناد در شکل گیری هویت و برند شخصی و حقوقی با نهادینه سازی حس وفاداری و تشکر در افراد موثر بود. بعلاوه شاید یکی از دلایل شدت کم ارتباط بین میزان استناد و سپاسگزاری عدم وجود یکدستی در نام افراد و سازمان ها و نیز محل ارائه سپاسگزاری در اکثر مقالات که در بخش انتهایی مقاله است، دانست.
تدوین مدل معادلات ساختاری پیش بینی دانش سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران براساس منابع کسب اطلاعات سلامت و نقش واسطه ای سبک های مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
131 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف: سبک های مقابله ای به عنوان یک پیش بین در کسب اطلاعات مرتبط با سلامت و مراقبت فردی محسوب می شوند. به بیان دقیق تر، سبک های مقابله ای افراد جهت دستیابی، درک صحیح و به کارگیری منابع کسب اطلاعات سلامت، تأثیر قابل توجهی بر دانش و وضعیت سلامتی آنها خواهد داشت. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل معادلات ساختاری پیش بینی دانش سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران براساس منابع کسب اطلاعات سلامت و نقش واسطه ای سبک های مقابله ای انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران می باشد. مطابق با تعیین حجم نمونه در روش شناسی مدل یابی معادلات ساختاری، حداقل حجم نمونه در این پژوهش 260 عدد محاسبه شد. با تأیید روایی پرسشنامه «دانش سلامت» توسط 5 نفر از اساتید علم اطلاعات و دانش شناسی، پایایی آن نیز با مشارکت 30 نفر از جامعه پژوهش انجام و مقدار ضریب آلفای کرونباخ 858/0 محاسبه شد. از 260 پرسشنامه توزیع شده، تعداد 248 عدد عودت داده شد و مبنای تجزیه و تحلیل داده ها قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سبک های مقابله ای (اندلر و پارکر، 1994)، پرسشنامه استاندارد منابع کسب اطلاعات سلامت (موسوی چلک و ریاحی، 1396) و پرسشنامه محقق ساخته دانش سلامت بود. از نرم افزار SPSS جهت بررسی مشخصات جمعیت شناختی جامعه پژوهش و ارائه یافته های توصیفی و جهت بررسی فرضیه ها از نرم افزار Smart PLS و روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: منابع کسب اطلاعات سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران بر دانش سلامت آنها اثر مستقیم دارد. بنابراین، فرضیه اول مورد تایید قرار گرفت. سبک های مقابله ای کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران بر دانش سلامت آنها اثر مستقیم دارد و بدین ترتیب فرضیه دوم پژوهش نیز مورد تایید قرار گرفت. اصلی ترین منابع کسب اطلاعات سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران به ترتیب اولویت عبارتند از: پزشکان، پرستاران و متخصصان سلامت، مراجعه به مراکز بهداشتی و درمانگاه محلی، وب سایت های رایگان و منابع الکترونیکی سلامت، و منابع و کتاب های الکترونیکی. علاوه بر آن، نتایج نشان داد شرکت کنندگان در پژوهش برای بدست آوردن اطلاعات سلامت از حضور در همایش ها و کارگاه ها، کتاب های چاپی، شبکه های اجتماعی تحت وب، و کمک گرفتن از کتابداران و متخصصان اطلاعات، کمترین استفاده را می برند.
نتیجه گیری: مطابق با یافته های بدست آمده، پزشکان، پرستاران، و متخصصان سلامت، اصلی ترین منبع کسب اطلاعات سلامت کاربران کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران هستند که نشان می دهد کاربران به هنگام بحران و زمانی که سلامت افراد جامعه در خطر است، به گونه ای معقول عمل نموده و به متخصصان سلامت مراجعه می کنند. با توجه به موقعیت جغرافیایی کتابخانه عمومی مرکزی استان تهران از نظر دسترسی به مراکز پزشکی از یک سو، و جامعه کاربران فرهیخته این کتابخانه از نظر تحصیلات و موقعیت اجتماعی از سوی دیگر، دور از انتظار نیست که آنان از متخصصان سلامت برای رفع نیاز اطلاعات سلامت خود استفاده کنند. پرواضح است که در چنین شرایطی احتمال بهره گیری از کتابداران برای کسب اطلاعات سلامت بسیار اندک است. انجام پژوهشی مشابه با پژوهش حاضر در مناطق محروم، نقش منطقه جغرافیایی کتابخانه در بهره گیری کاربران کتابخانه از منابع اطلاعات سلامت را برجسته می سازد. نتایج مطالعه حاضر می تواند به منظور برنامه ریزی جهت ارتقای دانش سلامت کاربران کتابخانه های عمومی مورد استفاده قرار گیرد. شناسایی ویژگی های روان شناختی کاربران با در نظر گرفتن شیوه اتخاذ سبک مقابله ای و رایج ترین منابع مورد استفاده کاربران، امکان فراهم آوری دانش کافی از طریق این منابع را فراهم می نماید و موانع موجود برای عدم استفاده از سایر منابع کسب دانش را آشکار می سازد.
امکان سنجی طراحی و پیاده سازی پایگاه مدیریت داده های پژوهشی، مقالات نشریات علمی فارسی: طراحی نمونه کاربردی ISCData(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگویی برای طراحی و پیاده سازی پایگاه مدیریت داده های پژوهشی مقالات نشریات علمی فارسی است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر برای ایجاد نمونه آزمایشی پایگاه، شامل مجموعه داده های پژوهشی مربوط به مقالات ارائه شده در نشریات علمی فارسی بود. از این میان، تعدادی از انواع مختلف داده های پژوهشی ارائه شده در 120 مقاله انتخابی از پرتال نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در شش حوزه موضوعی (شامل علوم انسانی، فنی و مهندسی، کشاورزی و منابع طبیعی، دامپزشکی، علوم پایه، و هنر و معماری) به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. روش گردآوری داده ها در این پژوهش مشاهده ساختارمند، و ابزار گردآوری داده ها یک سیاهه وارسی متشکل از عناصر فراداده ای مربوط به توصیف داده های پژوهشی مقالات نشریات علمی بود. طراحی پایگاه با استفاده از نسخه نمایشی فارسی نرم افزار «دی اسپِیس» انجام شد. در این پژوهش، عناصر فراداده ای مورد نیاز برای توصیف داده های پژوهشی مقالات نشریات علمی شناسایی گردید. این پایگاه که با عنوان ISCData نام گذاری شد، طی دوازده مرحله طراحی شد. این مراحل عبارت اند از: تعیین چشم انداز و اهداف مؤسسه ISCدر زمینه ایجاد پایگاه مدیریت داده های پژوهشی، شناسایی عناصر فراداده ای، تهیه سیاهه وارسی، تهیه کاربرگه های ورود اطلاعات، گردآوری داده ها، سازماندهی و طبقه بندی داده های پژوهشی، طراحی نمونه اولیه پایگاه، ورود اطلاعات در پایگاه، ایجاد ارتباط میان داده های پژوهشی با متن کامل مقالات، اقدامات مربوط به حفاظت داده ها، تعیین شرایط دسترسی کاربران به داده ها، و فراهم شدن امکان استفاده مجدد از داده های پژوهشی. با مشاهده نمونه اولیه مخزن داده های پژوهشی ISCData که قابلیت جست وجو و نمایش و بازیابی انواع داده های پژوهشی ارائه شده در نشریات و امکان ارائه گزارش های آماری و استنادی و همچنین پشتیبانی از استانداردهای فراداده ای را دارد، می توان نتیجه گرفت که ساختار پیش بینی شده در نرم افزار «دی اسپِیس» قابلیت پوشش ویژگی های مختلف برای بازنمود اطلاعات نشریات علمی کشور، هم در سطح مقالات و هم در سطح داده های پژوهشی را داراست. طراحی پایگاه و راه اندازی خدمات داده های پژوهشی به عنوان پشتوانه ای آموزشی و پژوهشی در سطح کشور، دستاوردهای ارزشمندی به همراه دارد و می تواند بخش مهمی از نیازهای اطلاعاتی پژوهشگران، هم در دانشگاه ها و هم در عرصه تولید و صنعت را پوشش دهد و در حوزه های علم، پژوهش، فناوری و صنعت تحول ساز باشد.
ارزیابی، تحلیل و مصورسازی شبکه هم نویسندگی پژوهشگران دانشگاه های علوم پزشکی حوزه قلب و عروق در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
91 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی، ارزیابی و تحلیل شبکه هم نویسندگی پژوهشگران حوزه قلب و عروق دانشگاه های علوم پزشکی در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس تا سال 2020 میلادی است.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده که با رویکرد علم سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل همه پژوهشگران حوزه بیماری های قلب و عروق بوده که در پایگاه اسکوپوس طی سال های 1999 تا 14 جولای 2020 مقاله داشته اند و حداقل یکی از نویسندگان آنها وابستگی سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی را داشتند. ترسیم و تحلیل ساختار منتج از تحلیل هم نویسندگی با استفاده از نرم افزارهای BibeExcle, Ucinet انجام شده است.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که از نظر تعداد مقالات، کاظم رحیمی از دانشگاه آکسفورد با 1143 مقاله، مازیار مرادی لاکه از دانشگاه علوم پزشکی ایران با 1142 مقاله و علی کیادلیری از فیلادلفیای آمریکا با 1072 مقاله به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار دارند و پژوهشگران برتر این حوزه از نظر تعداد مقاله (بهره وری) به حساب می آیند. همچنین از نظر تعداد استناد مصطفی قربانی با دریافت 100 استناد در جایگاه نخست، حمید آسایش با دریافت 99 استناد در جایگاه دوم، و امیرکساییان از دانشگاه علوم پزشکی تهران با دریافت مجموع 88 استناد در جایگاه سوم قرار دارند. امیرحسین صاحبکار و رضا ملک زاده و نضال صراف زادگان، با مرکزیت رتبه 105 و 96 و92 به ترتیب بالاترین مرکزیت رتبه را دارند. از نظر مرکزیت نزدیکی، رضا ملک زاده، و نضال صراف زادگان بالاترین نمره و فرید نجفی، امیرحسین صاحبکار و حسین پوستچی بالاترین نمره مرکزیت بینابینی را کسب کرده اند.
نتیجه گیری: پژوهشگرانی که دارای شاخص های مرکزیت درجه، بینابینی و نزدیکی بالایی بودند، به لحاظ کارایی (تعداد استناد دریافتی) در وضعیت خوبی قرار دارند. نویسندگان مقالات از این طریق می توانند از تشابهات و تمایزهای مختلف موجود، همراه با شاخص های گوناگون هم نویسندگی سایر کشورها مطلع گردند. همچنین علل ضعف و قوت محققان در حوزه های مختلف در انتشار تولیدات علمی در مجلات انگلیسی زبان و غیره مشخص خواهد شد.
Quality Metrics for Business Process Event Logs Based on High Frequency Traces(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
143 - 166
حوزههای تخصصی:
In today’s data-centric business landscape, characterized by the omnipresence of advanced Business Intelligence and Data Science technologies, the practice of Process Mining takes center stage in Business Process Management. This study addresses the critical challenge of ensuring the quality of event logs, which serve as the foundational data source for Process Mining. Event logs, derived from interactions among process participants and information systems, offer profound insights into the authentic behavior of business processes, reflecting the organizational rules, procedures, norms, and culture. However, the quality of these event logs is often compromised by interactions among various actors and systems. In response, our research introduces a systematic approach that leverages Python and the pm4py library for data analysis. We employ trace filtering techniques and utilize Petri nets for process model representation. This paper proposes a methodology demonstrating a significant improvement in the quality metrics of extracted subprocesses through trace filtering. Comparative analyses between the original logs and filtered logs show enhancements in fitness, precision, generalization, and simplicity, highlighting the practical importance of trace filtering in refining complex process models. These findings offer practical insights for practitioners and researchers involved in process mining and modeling, highlighting the significance of data quality in obtaining precise and dependable business process insights.