درخت حوزه‌های تخصصی

رویکردهای نقد ادبی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۲٬۰۹۰ مورد.
۲۰۶۱.

نگاهی انتقادی به پژوهش های مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف در مجلات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۸
تحلیل گفتمان انتقادی در سالیان اخیر در پژوهش های ادبی و غیرادبی کاربرد زیادی یافته و مقالات متعددی که رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را به کار گرفته اند در مجلات علمی-پژوهشی ایران منتشر شده اند. این پژوهش در پی آن است تا با اتخاذ روش فراتحلیل به ارزیابی توصیفی و کیفی این پژوهش ها بپردازد. به همین منظور، تعداد 87 مقاله علمی-پژوهشی و همایشی را که در بازه زمانی 1380-1402 در مجلات علمی معتبر ایران چاپ شده و از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف برای تحلیل موضوع مورد پژوهش شان استفاده کردند انتخاب شد. سپس با ابزارها و مقولات برگرفته از روش فراتحلیل به ارزیابی این مقالات در دو بخش توصیفی و تحلیلی پرداخته شد. یافته های توصیفی پژوهش در شش مقوله دسته بندی و موردبحث قرار گرفتند و به صورت جداول و نمودار خلاصه شدند. یافته های نظری پژوهش هم با نظرات و روش تحلیلی فرکلاف که در آثارش بیان شده اند مقایسه شد. یافته های نظری نشان داد که بیشترین پژوهش ها در حوزه ادبیات انجام شده و کمترین در حوزه مسائل اجتماعی. غالب پژوهش ها از نوع چگونگی (براساس شاخص های سه گانه بلینسکی) بوده و اکثر پژوهش ها وجه غیرگفتمانی روش فرکلاف را نادیده گرفته اند که این امر باعث تقلیل پژوهش ها به تحلیل متنی-مضمونی شده است. در پایان و براساس یافته های پژوهش توصیه ها یی درمورد ضعف ها و قوت های رویکرد فرکلاف و شیوه درست کاربست آن ارائه شده است.
۲۰۶۲.

مشروعیت و سلب مشروعیت: بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
این مقاله با هدف بررسی سازوکارهای تولید و سلب مشروعیت از مزدک در منابع تاریخی به بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک، مصلح اجتماعی سده پنجم میلادی، در زمینه سیاسی ایدئولوژیک دوره قباد ساسانی می پردازد. این جستار با بهره گیری از روش تحلیلی گفتمانی می کوشد نشان دهد که گفتمان رسمی ساسانی چگونه از رهگذر ابزارهای روایی، اسطوره ای و تاریخی، تصویری معین از مزدک ساخته و کنش های او را ذیل مفاهیمی چون «بدعت» و «جنبش» بازتعریف کرده است. بررسی نام و نشان مزدک چارچوب این تحلیل را تشکیل می دهد. فرضیه اصلی آن است که این روایت ها نه بازتابی مستقیم از واقعیت تاریخی، بلکه بازنمودهایی گفتمانی اند که در خدمت تثبیت هژمونی نهاد سلطنت و دین رسمی در واپسین قرون شاهنشاهی ساسانی قرار گرفته اند. بررسی روایت های تاریخی نشان می دهد که تصویر مزدک در بستر مناسبات گفتمانی شکل گرفته است؛ یعنی رویدادهایی تاریخی در عمل از طریق بازنمایی هایی گفتمانی روایت می شوند. عمل کرد این قبیل بازنمایی ها مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت و سلب اعتبار از بدیل های اجتماعی ایدئولوژیک است.
۲۰۶۳.

زیباشناسیِ اکنون در جهان بودلر: وارونه سازیِ تعالیِ افلاطونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقاله حاضر با روش کتابخانه ای و رویکرد بینارشته ای بر رابطه دیدگاه افلاطون و بودلر درباره اثر زیباشناختی متمرکز است. اعتقاد افلاطون به «هنر همچون بازنمایی» قرون دراز بر تفکر غربی حاکم بوده است. این نظریه، زیبایی را تابع حقیقت و بازنمایی آن می سازد. اگر حقیقت نزد افلاطون کلی و ثابت و ابدی است، آنگاه زیبایی اصیل نیز باید همین ویژگی ها را داشته باشد. بودلر نخستین متفکری بود که با اعتقاد به جنبه فرّار و گذرایِ زیبایی، علیه سنت طولانی افلاطونی شورید. هنرمندِ بودلری شکاف افلاطونی میان امر ابدی و امر زمانمند را انکار می کند، دقیقاً همان چیزهایی را درآغوش می کشد که افلاطون سایه و شبح می نامید. ابدیت و زمان به آشتی می رسند. از دید بودلر، برخلاف نظر افلاطون، زیبایی به معنای تعالی از امر اینجایی و اکنونی نیست. برعکس، زیباییِ هرچیز ریشه در «حال بودن» آن دارد. بودلر مفهوم «تعالی همچون حلول» را دربرابر مفهوم افلاطونی از «تعالی همچون فراروی و تفوق» می نهد. بدین معنا، هر سنتی مدرنیته خودش را دارد و هنرمند اصیل کسی است که این مدرنیته خود را کشف کند. بودلر با نظریه افلاطون درباره «هنر همچون بازنمایی» مخالفت می ورزد، زیرا امر نو یا همان امر خاص و منحصربه فرد نمی تواند محصول بازنمایی باشد. نظر منفیِ بودلر نسبت به عکاسی را باید در همین مخالفت با بازنمایی دانست. در نگاه بودلر، رابطه افلاطونیِ فلسفه و هنر وارونه می شود و این فلسفه است که جنبه زیباشناختی پیدا می کند.
۲۰۶۴.

تحلیل گفتمان کتاب فارسی پایه اول دبستان از منظر آموزش مهارتهای زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۱
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب فارسی اول ابتدایی از منظر آموزش مهارت های زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون بود. روش این تحقیق تحلیل محتوا و جامعه مورد بررسی کتاب فارسی دوره اول ابتدایی چاپ 1402 می باشد. از آنجایی که حجم نمونه و جامعه در این تحقیق برابر بودند تمامی محتوای کتاب به عنوان نمونه انتخاب و تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کتاب فارسی با روش آنتروپی شانون نشان داد، که به ترتیب مهارت های برقراری ارتباط موثر(فراوانی 116)، همدلی(فراوانی114)، خودآگاهی(فراوانی105)، حل مساله(فراوانی77)، تصمیم گیری(فراوانی71)، تفکرخلاق(فراوانی47)، ارتباط بین فردی(فراوانی44)، مقابله با هیجانات منفی(فراوانی 27) و تفکرانتقادی(فراوانی23) را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج نشان داد مهارت های خودآگاهی، ارتباط بین فردی، مقابله با هیجانات منفی، حل مساله و تفکر خلاق دارای ضریب اهمیت 0.11 و مهارت های همدلی، تصمیم گیری، برقراری ارتباط موثر و تفکر انتقادی دارای ضریب اهمیت 0.1 می باشند. بنابراین می توان نتیجه گرفت علیرغم در نظر گرفتن تمامی مهارت ها در کتاب فارسی دوره اول ابتدایی، اما ضریب اهمیت آنها پایین بوده و جا دارد که به تمامی مهارت های زندگی نگاه ویژه ای شود.
۲۰۶۵.

تعامل روایی در شاهنامه فردوسی با تکیه بر بخش های اسطوره ای و حماسی (تحلیلی گفتمانی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۰
شاهنامه فردوسی یکی از آثار ادبی - روایی زبان فارسی است که در طول دوره های تاریخی، خود را به عنوان یک اثر ماندگار تثبیت کرده است. این اثر ادبی روایی از عناصری برای انتقال مفاهیم خود بهره برده است و از طریق آن ها سعی می کند با خواننده تعامل برقرار کند. تعامل روایی در شاهنامه فردوسی، الگوها و شاخصه های خاص خود را دارد که بسته به موضوع و امر خاصی که بازنمایی می کند از سوی خالق آن انتخاب شده است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی در پی تبیین تعامل روایی در شاهنامه فردوسی با تکیه بر بخش های اسطوره ای و حماسی است و قرائتی گفتمانی از آن ارائه می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد: فردوسی را نباید به عنوان راوی اصلی و بنیادی شاهنامه دانست. فردوسی را باید در مقام راوی نیابتی در نظر گرفت که با تکیه بر روایت های پیش از خود به روایت شاهنامه و انسجام و وحدت بخشی آن دست زده است. قدرت دخل و تصرّف او در اظهارگری و تفسیرگری پاره های روایتی در قالب شکست روایی کاملاً مشهود است و گاهی به صورت واضح و روشن، خطاب به روایت شنو خود، گفتمان روایی مد نظر خود را بیان می کند.
۲۰۶۶.

استعاره های بدن در عاشقانه های شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۵
بدن دال مرکزی رخدادهای عاشقانه در اشعار شاملوست. ابژه بدن ما را به طرحواره های ذهنی شاملو درباره عشق می رساند. پس از استخراج استعاره های عشق در سرتاسر آثارش، چهار دوره شاعری برای او تعیین کردیم. این دوره ها در عین تداخل نسبی، حاکی از گسست ها و چرخش ها در ذهنیت عاشقانه اوست. وجه تمایز این مقاله در تمرکز بر استعاره های بدن است و دوره بندی زندگی هنری او نیز بر همین اساس صورت گرفته است. شاملوی نخست گرایش چندانی به عشق بدنمندانه   ندارد، شاملوی دوم سعی می کند میان عشق بدنمندانه و اندیشه های سیاسی - اجتماعی تناسب و توازن ایجاد کند. او در این مرحله تدریجاً از ذهنیت عاشقانه سنتی به طرف ذهنیت عاشقانه مدرن تغییر مسیر می دهد. شاملوی سوم در صدد تلفیق دو ساحت عاشقانه پرازی و سیاسی سرایی است و سرانجام به شاملوی چهارم می رسیم که در جدال میان عشق و مرگ دست و پا می زند. این جدال تا آخرین روزهای بودن و سرودن در ذهن و زبانش جریان دارد.
۲۰۶۷.

تحلیل تطبیقی مدرنیسم و پست مدرنیسم غربی و میراث فلسفی و ادبی ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۲
این پژوهش به طور انتقادی تحول اندیشه فلسفی در سنّت های فکری غرب و ایران را مقایسه می کند. در غرب، سلطه کلیسای قرون وسطی، آزادی اندیشه را محدود کرد که منجر به ظهور مدرنیته شد؛ مدرنیته ای که عقلانیت، تجربی گرایی و فردگرایی را به جای یقین های متافیزیکی قرار داد. مدرنیته، بنیان های معرفت شناختی و هستی شناختی نوینی را بنا نهاد؛ اما زیاده روی های آن به تناقضاتی انجامید که پست مدرنیسم به نقد روایت های کلان و ادّعاهای عقل گرایانه پرداخت. پست مدرنیسم، هرچند، اغلب به نسبیت گرایی گرایش یافت و این منجر به تکه تکه شدن فرهنگی شد. در مقابل، سنّت فکری ایران که از قرن ۹ تا ۱۳ با هماهنگی فلسفه عقلانی، اندیشه دینی و خلاقیت ادبی شکل گرفت، مسیر متفاوتی طی کرد. بدون وجود سرکوب مرکزی کلیسایی یا تحوّلات بنیادین رنسانس یا روشنگری، فرهنگ فلسفی ایران، دوره هایی از پرسشگری پویاتر و رکود طولانی را تجربه کرد. بی ثباتی سیاسی و جداافتادگی از جریان های فلسفی جهانی، رشد معرفتی آن را مختل کرد و آمادگی لازم برای ورود ناگهانی علم و فناوری مدرن به عنوان واردات غربی را از دست داد. این مواجهه، باعث بی ثباتی چارچوب های سنّتی، بحران های قدرت، هویت و تداوم فرهنگی شد؛ اما جایگزین بومی و منسجمی ارائه نکرد. این مقاله با بهره گیری از عقلانیت، تجربی گرایی و نظریه انتقادی، ریشه های این واگرایی و افول را بررسی کرده و راه هایی برای احیای مجدّد اندیشه پیشنهاد می دهد. همچنین، بر گفتمان فمنیستی به عنوان لنزی انتقادی برای بازنگری روایت های مدرن و پست مدرن تأکید کرده و از بازسازی سنّت های گفتگومحور و عقلانی حمایت می کند تا بتوان میان سخت گیری سرکوبگرانه و فروپاشی آشفته، در هر دو بستر غرب و ایران، تعادل فلسفی و پیشرفت متعادل ایجاد کرد.
۲۰۶۸.

تحلیل استعاره های رایج پیرامون تنوّع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۵
پژوهش حاضر بر اساس رویکرد استعاره ای باتیستلا(Battistella ) و رویکرد سه لایه ای رویز(Ruíz) به بازنمایی استعاره های رایجی می پردازد که در ارتباط با تنوع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی شکل گرفته است تا از این راه استعاره های غالب و برجسته تر را در ذهن این کنشگران مشخص نماید. داده های پژوهش به صورت هدفمند برگرفته از متون مطبوعاتی ایران است که در بازه زمانی پهلوی دوم تا عصر کنونی پیرامون مسئله تنوّع زبان ها و تک زبانگی در این مطبوعات انتشار یافته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است. در تحلیل داده ها به صورت کیفی و کمی مشخص شد که استعاره «زبان همچو ملت» بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است. چنین بسامد بالایی حاکی از آن است که کنشگران اجتماعی بدون این که تنوّع زبانی و جوامع چندزبانه کشورهای دنیا را در نظر بگیرند، فرضشان بر این است که «زبان و ملت» رابطه دوسویه با هم دارند و با این استدلال که ناشی از استعاره «زبان همچو ملت» است، چنین تصوّر می کنند که تک زبانگی، سبب انسجام و اتحاد گویشوران در یک ملت می شود و تنوّع زبانی، منجر به تجزیه و ازهم گسیختگی ملت می شود.
۲۰۶۹.

دگردیسی، مجازات، و بدن گروتسک: خوانشی نمادین از «شلغم میوه بهشته»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۶
در باورهای عامیانه، بدشکلی بدن (گروتسک) به عنوان بازنمایی انحراف از هنجارهای اجتماعی، همواره در تقابل با مفهوم خیر ظاهر می شود. براین اساس هرگونه پندار، گفتار، و کردار پلید به صورت نقصان عضوی تجسد می یابد؛ ولی در ادبیات کلاسیک، بدن گروتسک تنها نمود کهن الگوی شر نیست؛ بلکه لایه های پیچیده ای از مفاهیم نفرین، پوچی، طرد شدگی، و بحران هویت را در بر می گیرد و بستری برای نقد ساختارهای اخلاقی و نظام های سرکوبگر فراهم می آورد. در این مقاله با تحلیل رمان شلغم میوه بهشته از علی محمد افغانی، تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو نظریه های باختین، و لکان، مفاهیم بدن گروتسک با توجه با نمادهای مرتبط تبیین شود. مقاله نشان می دهد که چگونه شکست نظم نمادین - زبان و فرهنگ- در بازنمایی تجارب عمیق و غیرقابل بیان، به ظهور بدن هایی گروتسک و واژگونی مرزهای بین حیات و مرگ، انسان و غیرانسان منجر می شود. همچنین، با نقد مفاهیم کارناوال و مرحله آینه ای لکان، تعامل پیچیده میان سه مرتبه امر نمادین، امر خیالی و امر واقع تحلیل شده و تأثیر آن بر شکل گیری هویت و تجربیات تروماتیک فرد و جامعه موردبحث قرار گرفته است. بدن گروتسک در این رمان نمادی از آگاهی غیرمجاز و همچنین شکنندگی و ضعف انسان دربرابر حقیقت است.
۲۰۷۰.

کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۲
پسامدرنیسم با تقویت خرده روایت ها در برابر کلان روایت های مدرنیته می کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکه متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هسته مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می دهد که در کارکرد روایی مشخصه های آثار پسامدرن نیز قابل رهگیری است. یکی از ویژگی های داستان های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده است، اما شواهد نشان می دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشه پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که او اگرچه اغلب از روش های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی شناسانه گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین حال محافظه کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.
۲۰۷۱.

آیرونی به مثابه گفتمان رمانتیستی و تقابل مقدّس و نامقدّس در شعر بختیارعلی؛ بر اساس رویکرد نشانه شناختی اومبرتو اکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۲
نشانه شناسی آیرونی، رویکردی است که با تمرکز بر تقابل میان مقدّس و نامقدّس، به تحلیل لایه های پنهان معنا در آثار ادبی می پردازد. آیرونی در این چارچوب نه تنها به طنز یا تضاد سطحی اشاره دارد، بلکه به تضادهای عمیق معنایی میان تجربه انسانی و جهان اطراف او توجه می کند و امکان بازنمایی پیچیدگی های درونی شخصیت ها و جهان شعری را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، بررسی نحوه بازنمایی تقابل مقدّس و نامقدّس در دو شعر از بختیار علی از منظر نشانه شناسی تأویلی اومبرتو اکو و رمانتیسم عرفانی است. این پژوهش، به دنبال کشف تأثیر رمزگان های عرفانی و رمانتیک در ساختار معنایی شعر است و تلاش دارد، نشان دهد که چگونه شعر، تجربه ای چندلایه و عمیق را به خواننده منتقل می کند. روش تحقیق، به صورت توصیفی-تحلیلی است و داده های تحقیق شامل نمونه ای منتخب از اشعار بختیار علی هستند که با تحلیل نمادها، استعاره ها، تصاویر و رمزگان های شعری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که شعر بختیار علی با بهره گیری از عناصر نمادین و تصاویر پیچیده، آیرونی را در شعرهای خود به شکلی به کار برده است که در آن، مفاهیم مقدّس و نامقدّس، زشت و زیبا و زمینی و ملکوتی، با هم درآمیخته است و به صورت تجربه ای درونی، تضادها و تعارض های روحی شاعر را بازنمایی می کند. در نهایت، این روش امکان فهم بهتر تجربه های عرفانی و رمانتیک انسان را فراهم می آورد و تأکید دارد زبان شعری نه تنها ابزاری شاعرانه، بلکه واسطه ای برای انتقال تجربه های عمیق انسانی و عرفانی است.
۲۰۷۲.

دلایل نگارش مکتوبات مولانا خالد نقشبندی به زبان فارسی و بررسی وجوه پیوند آن با شعر حافظ بر اساس نظریه گفتمان قدرت میشل فوکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
مولانا خالد نقشبندی(۱۲۴۳-۱۱۹۳ه .ش) که از او به عنوان سرسلسله ی طریقت نقشبندیه در کردستان یاد می کنند، یکی از ادیبان و شاعران کلاسیک کُرد است که دارای مجموعه ای از نامه ها و مکتوبات فارسی است. این مقاله به بررسی رابطه میان گفتمان قدرت و انتخاب زبان فارسی و بهره گیری از اشعار حافظ در نامه ها و مکتوبات مولانا خالد نقشبندی می پردازد. در این مقاله با بهره گیری از نظریه گفتمان میشل فوکو در زمینه قدرت، معرفت، حقیقت ، نشان داده می شود که پذیرش طریقت نقشبندیه از سوی مولانا خالد، نه تنها بر باورهای معنوی ایشان تأثیر گذاشته، بلکه این پذیرش، او را در معرض یک نظام گفتمانی قرار داد که در آن زبان فارسی به عنوان زبان اصلی تصوف و عرفان ترویج می شد.مولانا خالد با قرار گرفتن در این نظام گفتمانی به پیروی از بسیاری از  اختصاصات زبانی و ادبی در آن دوره تاریخی پرداخت و در تولید بسیاری از متون به اسلوب دیگر نویسندگان این دوره، الگوی زبانی و ادبی خود را در آثار شاعران و نویسندگان  بزرگ متصوفه جستجو می کرد. این مقاله نشان می دهد که مولانا خالد با قرار گرفتن در این گفتمان برای تعلیم آموزه های طریقتی به مخاطبین خود همواره به بسیاری از نشانه ها و دال های آیینی و طریقتی موجود در شعر و ادبیات فارسی به ویژه شعر حافظ استناد نموده و از همین رو در مکتوبات خود به  بسیاری از رمزگان متصوفه و شعر فارسی ارجاع می داده است. 
۲۰۷۳.

«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۳
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.
۲۰۷۴.

گفتمان شناسی اخلاق در فولکلور بر مبنای روش تفسیرگرایی کلیفورد گیرتز (نمونه مطالعه: ضرب المثل های کردی کردستان ایران و ضرب المثل های عربی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۴
فولکلور و ادبیات شفاهی هر ملتی آینه تمامعیاری است که ارزشهای اخلاقی آن ملت را بازتاب میدهد. بدون شک کُرد و عرب به دلیل همجواری و همسایگی، ارتباط تاریخی بلندمدتی را تجربه نموده و بر فرهنگ همدیگر تأثیر داشتهاند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تطبیقی جایگاه اخلاق در فولکلور و ادبیات شفاهی کُردی (سورانی) و ادبیات فولکلور و شفاهی عربی میباشد. خوانش انسانشناختی ضربالمثلهای کُردی و ضرب المثل های عربی که دربرگیرنده بیشترین نمودها و بازتابهای مربوط به ارزشهای اخلاقی است، ابعاد مشترک و متفاوت جایگاه اخلاق را در دو فرهنگ کُردی و عربی روشن می نماید. در این پژوهش ابعاد ارزشهای اخلاقی در دو بعد پیامدی و هنجاری در نظر گرفته شده که بعد پیامدی اخلاق مرتبط با دیگری، خود و طبیعت را شامل میشود. هم چنین بعد هنجاری شش معیار کمالطلبی، پرهیز از رفتار ناشایست، فضیلت اخلاقی، بخشش و هویت اخلاقی را در بر میگیرد. مسأله اصلی این تحقیق بررسی نحوه بازنمایی ارزشهای پیامدی و هنجاری مربوط به اخلاق در ضربالمثلهای کُردی و عربی میباشد. مقایسه تطبیقی شاخصهای مورد اشاره مربوط به اخلاق در بستر ضربالمثلهای کُردی و ضرب المثل های عربی از منظر انسانشناسی فرهنگی و با بهرهگیری از روششناسی توصیف ضخیم کلیفورد گیرتز به این نتیجه انجامید که شباهتهای مربوط به زندگی اجتماعی باعث ایجاد جهت گیری مشترکی در ارزشها و باورهای اخلاقی بازتاب یافته در ضربالمثلهای کُردها و اعراب گردیده است. همچنین تفاوتها در بیان و تعریف ارزشهای اخلاقی؛ تفاوتهای مربوط به زبان، جغرافیا، فرهنگ، تجربه تاریخی و زیستجهان این دو قوم را مشخص مینمایند.
۲۰۷۵.

تحلیل گفتمان بوم گرایانه رمان کُردی شاماران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۷
نقد بوم گرا سعی در رمزگشایی رابطه پیچیده میان ادبیات و طبیعت دارد، این نظریه رویکردی در نقد ادبی است که سعی می شود از طریق آن مفاهیم ادبی در زمینه مسائل زیست محیطی تجزیه و تحلیل شود. این رویکرد علیرغم غنی تر ساختن درک ما از ادبیات، همچنین منجر به شکل گیری تأملاتی درباره بحران های زیست محیطی و مسئولیت های اکولوژیکی (ecological) ما می گردد. ادبیات کودک به عنوان یک نوع ادبی می تواند زمینه را برای بازنمایی محیط زیست و آموزش زیست محیطی در متن فراهم کند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد تحلیل گفتمان به بررسی نحوه بازنمایی گفتمان زیست محیطی، ساختارهای زبانی، روایی و ایدئولوژیک در رمان کُردی شاماران پرداخته است. این پژوهش نشان می دهد که چگونه مفاهیم محیط-زیستی و فرهنگی در ارتباط با اسطوره ها و ضرب المثل های محلی تقویت شده اند. همچنین رمان به عنوان بازآفرینی اسطوره ای کهن، از عناصر زبانی، نمادها و کهن الگوها برای خلق گفتمانی از تعامل انسان و طبیعت بهره گرفته است. یافته ها بیانگر نقش برجسته مار و درخت به عنوان نمادهای اسطوره ای و محیط زیستی در ساخت گفتمانی از همزیستی و مسئولیت پذیری اکولوژیک است. این تحلیل گفتمان نشان می دهد که چگونه زبان و روایت های بومی می توانند آگاهی زیست محیطی و ارزش های فرهنگی را به نسل های جدید منتقل کنند.
۲۰۷۶.

از جانفشانی در کوچه پس کوچه های چین و ماچین تا مظلوم نوازی در جنگل های ناتینگهام شایر: تحلیل گفتمان ارزش های فولکلوریک در سمک عیار و رابین هود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۴
جستار حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به تحلیل و مقایسه دو اثر فولکلوریک سمک عیار و رابین هود پرداخته و نشان می دهد که این دو داستان با وجود تفاوت های فرهنگی و تاریخی، در بسیاری از مفاهیم اجتماعی چون قدرت، مشروعیت، عدالت و مقاومت شباهت هایی دارند. هدف اصلی این مطالعه بررسی وجود نگرش های مشابه در گفتمان های این دو اثر است، به ویژه در زمینه های اخلاقی و رفتاری. یافته ها نشان می دهند که هر چند این دو داستان در بسترهای متفاوت اجتماعی شکل گرفته اند، اما در بسیاری از ارزش ها، مانند مقاومت در برابر ظلم و مبارزه برای عدالت، تشابهاتی دارند. تفاوت های موجود در نحوه بازتولید این مفاهیم در هر اثر نیز، به ویژه در زمینه های فرهنگی خاص هر یک، قابل توجه است.
۲۰۷۷.

بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازه گویان سده های یازدهم و دوازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۳۲
زمین ازجمله واژه هایی است که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری به صورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازه گویان، فراوان به کار رفته و کاربرد خاص و ویژه ای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارش های بسیاری از آن ها در تذکره ها ثبت شده است، تازه گویان به شیوه تتبع و پیروی و برای طبع آزمایی موزونان، زمین شعری طرح می کردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا می آفریدند. از آنجا که تاکنون درباره اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاه های شاعران و منتقدان دوره صفوی، ماهیت، قالب ها، دستاوردها و زیان های آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی - تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهد. آن گونه که از نتیجه طرز تازه دریافت می شود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که به جای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) می آید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رساله جلالیه محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخب التواریخ بداؤنی آمده وسپس به طور موازی در دیوان ها و تذکره های این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل به کار رفته، اما نکته قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالب های مثنوی و قصیده نیز دیده می شود. با آنکه بستن و آفرینش معنی های پیچیده و مضمون های رنگین و باریک و مصراع های برجسته راهی بوده که از مسیر زمین های تازه و طرح آن می گذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گل های معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیان هایی در بر داشته، ازجمله زمینه ای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزل های کم ارز، همسان و مشابه و مضمون های مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.
۲۰۷۸.

بیرونی سازی مشکل و سازوکارهای آن در رمان های سال بلو بر مبنای روایت درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۴
پژوهش حاضر خوانش رمان های مرد معلق، قربانی و دم را دریاب سال بلو بر اساس روایت درمانی مایکل وایت و دیوید اپستون است. تیزبینی سال بلو در به تصویر کشیدن تلاش های مرد مدرن برای فائق آمدن بر مشکلاتش در تمام رمان هایش مشهود است. وجود مشکلات که توانایی سیطره یافتن بر ذهن را دارند بخش جدایی ناپذیری از نثر بلو شده است. قهرمان های بلو در تقلا هستند تا تجربیاتشان را روایت کنند و از راه های مختلفی اعم از نوشتن، یادآوری حوادث گذشته، نشخوارهای ذهنی روایت های تحلیل نشده و نامه بهره می برند. این شخصیت ها قربانیان داستان های غالبی هستند که بر پایه اجتماع، فرهنگ و اقتصاد شکل گرفته اند. سختی ها و مشکلات گوناگون به آنها دیدگاهی پسامدرن پیشنهاد می دهد تا دریابند که نسخه ای مشخص، خاصه غالب، نباید مزیتی بر دیگر نسخ داشته باشد. یکی از دغدغه های این پژوهش بررسی نقش دیگران و اجتماع در شکل گیری داستان های غالب است زیرا داستان ها ساختمند هستند. اگرچه قهرمان های این سه رمان در پایان دادن به جدا افتادگی شان از آشنایان و اجتماع ناکام مانده اند ولی تلاش هایی زیادی نشان داده اند. در این سه رمان، سه نما از جامعه آمریکایی ارائه شده است که شامل فضایی جنگ زده، روگردان از یهودیان، یا حسابرس برای افراد ناموفق می شود. فرهنگ غالب بعنوان عاملی مهارکننده که درک افراد از مشکلات را تحت تاثیر قرار می دهد در هر سه رمان نقشی یکسان ایفا می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهند که بلو درباره مردانی می نویسد که در مرز فروپاشی هستند و همچنان امید به بازیابی خودشان از اشتباهات گذشته شان دارند. روایت های جایگزین آنها را به سمت بازنویسی زندگی شان سوق می دهند.
۲۰۷۹.

تحلیل گفتمان محتوایی مضامین حبسیات مسعود سعد سلمان با تکیه بر ارتباط ادبیات و جامعه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۶
ادبیات و جامعه ارتباط عمیق و پیچیده ای با هم دارند. ادبیات نه تنها بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و ارزش های یک جامعه است؛ بلکه می تواند به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و تغییر نیز عمل کند. زندان سروده ها، بخشی از ادبیات فارسی را به خود اختصاص داده است. مسعود سعد، اغلب در حبسیه های خویش برای اثبات بی گناهی و تلاش جهت آزادی از مضامین مختلفی بهره جسته است. او قریب به هجده سال از زندگی خود را در زندان های «نای» و «سو»، «دهک» و «مرنج» سپری کرده است و در دوران حبس، بهترین اشعار خویش را به رشته نظم درآورده که در اصطلاح به «حبسیات» موسوم است. حبسیه، شعری است که شاعر در زندان، بازتاب های روحی خود را در زبانی ویژه بازگو می کند. گفتمان زندان با دیدگاه شاعر نسبت به جهان و اجتماعی که در آن زیست می کند، ساخته می شود. در مضامین شعر حبسیه سرایی، تقدیرگرایی، گفتمان غالب شاعر است که در این پژوهش به این مضامین پرداخته می شود. مسعودِ سعد به دلیل ابداع گونه حبسیه، محتوا و مضمون تازه ای برای قصیده ایجاد نمود که شاعران زیادی از وی تقلید کرده اند اما او با داشتن احساس و عاطفه ای عمیق از دیگر شاعران تمایز پیدا کرده است. موارد مذکور در تغییر پایگاه شاعر از یک شاعر مقلد به شاعری صاحب سبک و جریان ساز و تأثیرگذار در تغییر سبک فارسی نقش داشته است. در ادبیات فارسی نیز قدیمی ترین حبسیه متعلق به مسعود سعد سلمان، شاعر نامور قرن پنجم و ششم است. 
۲۰۸۰.

تحلیل گفتمانی سکوت در شعر اخوان ثالث: خوانشی سه سطحی (ساختاری، معنایی، کاربردشناختی) با رویکرد نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
این پژوهش با هدف تحلیل سکوت به عنوان سازه ای گفتمانی و بررسی عوامل مؤثر بر بازنمایی آن در شعر مهدی اخوان ثالث انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای گفتمانی سکوت در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی و نقش آن در فرایند معناسازی و فعال سازی ادراک بینامتنی است. روش تحقیق، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و با تلفیق نظریه های تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و زبان شناسی شناختی، نمونه های شعری اخوان ثالث را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد سکوت در سطح ساختاری از طریق حذف فعل و ایستایی نحوی، در سطح معنایی با بهره گیری از استعاره و مجاز، و در سطح کاربردشناختی به عنوان ابزاری گفتمانی، مفاهیم سیاسی اجتماعی را در بافت تاریخی فرهنگی رمزگذاری می کند. هم چنین، سکوت با ایجاد مکث های معناساز و حذف های برنامه ریزی شده، مخاطب را به مشارکت فعال در تفسیر متن و ادراک بینامتنی فرا می خواند. درنهایت، تحلیل نمونه ها نشان می دهد که سکوت در شعر اخوان ثالث به ایجاز هنری، تصویرسازی نمادین، تعلیق روایی و فضاسازی چندلایه منجر می شود و نظام تأویلی مخاطب را فعال می سازد.         

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان