از جمله موانعی که در راه ترجمه وجود دارد، می توان به ترجمه جناس اشاره کرد. در تحقیق حاضر نحوه برخورد پنج مترجم انگلیسی گلستان سعدی (اندرسون (1861)، برتن (1890)، ایست ویک (1859)، راس (1879) و ریهاتسک ((1956) مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. پس از ارایه تعاریف مختلف جناس توسط زبان شناسان و ادیبان هر دو زبان به نحوه گروه بندی جناس در انگلیسی و فارسی اشاره شده است. اگر چه یک راه حل قاطع و مشخص برای ترجمه انواع جناس نمی توان ارایه کرد، ولی برخی راهکارها گاهی موثر می افتند. بنابراین در این تحقیق به بررسی راهکارهایی پرداخته شده است که پنج مترجم مذکور در ترجمه انواع جناس موجود در گلستان به کار برده اند. در ضمن مشخص شده است آیا آنها تنها به یک یا چند راهکار مشخص بسنده کرده اند؟ و آیا ایشان در ترجمه تمامی جناسهای هم نوع از راهکار یکسانی استفاده کرده اند؟
هدف از نگارش این مقاله بررسی مباحثی در ارتباط با پدیده دو زبانگی و آموزش زبان دوم میباشد. مقاله حاضر با تاکید بر این واقعیت که دو زبانگی پدیدهای عادی در جهان بوده آغاز گشته و این موضوع را در سطح فردی و اجتماعی بررسی میکند. سپس به بررسی دلایل اینکه چرا برخی جوامع دو زبانه میشوند میپردازد. پس از آن برنامههای متداول آموزش دو زبانه شدن در امریکای شمالی به همراه رهنمودهایی مؤثر در این زمینه را معرفی ساخته و در نهایـت گنجاندن درس جامعهشناسی زبان در برنامههای رایج تربیت معلم را مورد تاکید قرار میدهد.
سال های بسیاری است که در برنامه ریزی آموزشی به تفاوت های فردی توجه شده است. یکی از شاخصه های تفاوت های فردی، سبک های یادگیری است. کارشناسان آموزش زبان انگلیسی، مانند سایر دست اندرکاران تعلیم و تربیت، می توانند با کشف سبک های یادگیری، برنامه آموزشی مناسبی را طراحی کنند. البته تولید ابزار پایا (reliable) و معتبر (valid) مسئله ای مهم در سنجش سبک های یادگیری فراگیران زبان انگلیسی (به عنوان زبان خارجی) است. در این مقاله نتایج اجرای دو پرسشنامه سبک های یادگیری موسوم به پرسشنامه برتری سبک های یادگیری ادراکی رید(Reid) و نشانگر سبک های یادگیری وینترگرست و دی کاپیوا (Wintergerst and DeCapua) گزارش می شود. پرسشنامه اول در سال 1987 تولید شده است و به اختصار PLSPQ نامیده می شود و پرسشنامه دوم در سال 2002 تولید شده است که به اختصار LSI خوانده می شود. هر دو پرسشنامه در اصل برای کسانی تدوین شده اند که انگلیسی زبان دوم آنهاست. نتایج این تحقیق – که با روش آماری تحلیل عامل تأییدی (confirmatory factor analysis ) و آلفای کرانباخ(Cronbach’s alpha ) بررسی شده است– نشان داد که PLSPQ روایی سازه ندارد و نیز پایایی آن از حد معمول کمتر است. اما LSI از حیث روایی سازه و پایایی قابل قبول است. از آن جایی که تعداد سؤالات LSI از PLSPQ کمتر است، می توان گفت که از نظر عملی ( practicality ) از PLSPQ بهتر است. بنابراین، می توان گفت که LSI بهتر از PLSPQ سبک های یادگیری را می سنجد. اهل فن می دانند که کمتر پرسشنامه یا آزمونی پیدا می شود که همه جوانب یک سازه را در بر گیرد. برای نمونه در پرسشنامه LSI به «شیوه استدلال» (استقراء/قیاس) توجه نشده است. از این رو پیشنهاد می شود، سؤالاتی برای سنجش این سازه به این پرسشنامه اضافه شود تا به غنای آن افزوده شود.
این گفتار به بررسی اصول سبک شناختی ادبیات نمایشی معاصر می پردازد و تفاوت های آن را با متون کلاسیک بررسی می کند. یکی از این اصول وحدت های سه گانه ارسطو و قواعد دست و پاگیر نمایشی است که به فراموشی سپرده شده است. گویی تمام معیارهای تئاتر کلاسیک، همچون کنش، شخصیت و گفت و شنود، به نوعی شالوده شکنی مبتلا گشته اند و زمان نیز تداوم خطی و مستقیم خود را از دست داده است. متن نمایشی معاصر، ساختاری از هم گسیخته دارد، از مسایل روزمره سخن می گوید و درد جامعه امروز را بیان می کند. در این مقاله نویسنده این تفاوت های ساختاری و محتوایی را با نگرشی مقایسه ای از منظر جامعه شناسی در نمایشنامه ایرانی نگین، اثر حمید امجد بررسی می کند. بحث نویسنده اینست که در این نمایشنامه، واقعیت های اجتماعی تنش زا بر ساختار دورانی نگین تاثیر گذاشته است و این امر امکان هر گونه رهایی شخصیت ها را نفی می کند. در ادامه بحث، برای روشن شدن نوآوری های این اثر، نمونه هایی از تئاتر فرانسه ارائه شده است.
"اگر نگاه به متن بر ای تحلیل و بررسی انسجام محتوایی آن باشد؛ برای رسیدن به این هدف دیگر پرداختن به جمله در مقام واحد متن موضوعیتی ندارد و کلیت متن در درجه نخست اهمیت قرار می گیرد.
داشتن انسجام محتوایی کل متن، مولفه ای پیچیده و ظریف است که نبود آن در نوشته های خود فرانسه زبانان نیز مشاهده می شود. چنین چالش هایی در تکالیف زبان آموزان ایرانی بی تردید روند یادگیری زبان را دچار آسیب هایی می کند که بی تردید می باید در کلاس های درس به آن پرداخت. ما هم در این مقاله تلاش کرده ایم تا با طرح این مهم تا اندازه ایی به راهکارهای تحلیل و بررسی انسجام محتوایی متن بپردازیم."
"هدف اصلی این تحقیق ارائه ی دلیلی قابل قبول برای شروع آموزش زبان انگلیسی از مقطع ابتدایی به عنوان بخشی از آموزش عمومی است. به این منظور، یک روش تدریس بر اساس تعلیم مهارت خواندن تدوین شد و در یکی از مدارس ابتدایی به مدت هفت ماه اجرا شد. صد و هفتاد دانش آموز دختر و پسر در پایه های سوم و چهارم بر اساس این روش آموزش داده شدند. ارزشیابی نهایی نشان داد همه ی کلاس های شرکت کننده در طرح توانستند کارکرد بالاتری نسبت به معیار تعیین شده نشان دهند. در ارتباط با مهارت های تشخیص معنی کلمه و درک معنی جمله و متن، دانش آموزان پسر کارکرد بهتری نسبت به دانش آموزان دختر داشتند، اما در مهارت روخوانی تفاوت چشمگیری در کارکرد دو گروه مشاهده نشد. این تحقیق با استناد به یافته ها، آموزش زبان انگلیسی را بر اساس تدریس مهارت خواندن، به عنوان یکی از گزینه های ممکن در مقطع ابتدایی از پایه ی سوم به سازمان آموزش و پرورش پیشنهاد می کند.
"
اگرچه در پژوهش های متعددی بر موضوع توانش ارتباطی، سرعت یادگیری و نیز توانش ساختاری زبان تاکید گردیده، پژوهشگران تاکنون کمتر به موضوع توانش استعاری پرداخته اند. علت این امر آن است که هدف غایی اغلب این پژوهش ها رسیدن به توانش غیر اهل زبان بوده است. در این پژوهش ها با استفاده از یافته های جهانی های زبان ها، مطالعاتی در زمینه ساختارها و نحوه فراگیری آنها صورت گرفته، ولی بر توانش استعاری تاکیدی نشده است. در مقاله حاضر میزان نهایی فراگیری استعارات زبان انگلیسی توسط فارسی زبانان بررسی شده است . یافته های آماری پس از تجزیه و تحلیل حکایت از آن دارد که میزان تولید زبان استعاری توسط دو زبانگانگان بستگی به نوع نحوه آشنایی آنها و نیز نوع مواد آموزشی متغیر است. یافته های این پژوهش موید آن است که میزان زبان استعاری در مواد آموزشی باید بیش از میزان فعلی باشد.
جهان اسطوره ای، جهانی است که نمادهای سازنده آن از بسیاری جهات مشترکند و همواره چهره ای متفاوت از جهان رئالیستی را به تصویر می کشند. البته همین نگرش شگفت انگیز به جهان پیرامون، موجب غنای ادبیات می گردد و اشتراکات جهان استعاری نمادها، سبب سهولت پژوهش در آثار نویسندگان و شاعران نامدار با رویکردی تطبیقی می شود. آنچه در این مقاله مورد توجه نگارنده قرار گرفته، پژوهش در اشعار برجسته نویسندگان شهیر فرانسوی در عصر طلایی رمانتیسم، یعنی در سده نوزدهم میلادی است، که در آن به بازسازی نماد پرنده پرداخته اند. در این زمینه، توجه نگارنده به اشعار ارزشمند ادب پارسی، در جهت غنابخشی به مفاهیم عمیق استعاری نماد پرنده، گامی برای شناخت اشتراکات و تفاوت های موجود در عرصه ادب فرانسه و فارسی است.
این تحقیق به منظور ارایه موثرترین راهبرد ترجمه جان بخشی به طور کلی و جان بخشی به حیوانات به طور اخص انجام پذیرفته است. برای نیل به این هدف، به این دلیل که مطالعه جان بخشی به تمام حیوانات امری ناممکن است فهرستی از حیوانات نام برده شده در مزرعه حیوانات جورج اورول تهیه گردید. سپس محققان مشخصه های جان بخشی این حیوانات را در انگلیسی و فارسی با هم مقایسه کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد که انگلیسی و فارسی در جان بخشی به حیوانات متفاوت عمل می کنند که این خود راهبردهای ترجمه خاصی را می طلبد که در این مقاله ارایه شده اند.
نقش تجسمات زبان آموزان در مورد فرهنگ و زبان بیگانه (مقصد)، همواره از دهه هفتاد قرن بیستم میلادی مورد توجه نظریه پردازان علم آموزش زبان های خارجی بوده است، چرا که یک زبان آموز از تجسمات خود که منشأخودی (مبدأ) دارد در مورد آموختن زبان و فرهنگ مقصد استفاده می کند. این تصورات به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول تصوراتی که تعامل و همخوانی با فرهنگ و زبان مقصد دارد که به آموزش کمک می کند و دسته دوم تصوراتی که ریشه در تفکرات اشتباه و یا عدم درک مناسب از زبان و فرهنگ مقصد دارد که در کوتاه مدت به مشکل تبدیل می شود ولی در دراز مدت به پیشرفت آموزش کمک می کند. این تصورات می توانند در بحث های کلاسی به «تفاهم و یا سوء تفاهم فرا فرهنگی» بینجامند، در اینجا نقش مدرس زبان و اشراف او به مباحث دستوری، ترجمه و فرهنگی بسیار تعیین کننده است. مقاله حاضر سعی دارد با توجه به برخی از تئوری های مطرح در مسایل فرافرهنگی آموزش زبان به تجزیه و تحلیل دو نمونه در مورد تعامل و همخوانی و دو نمونه در مورد عدم همخوانی و تفاهم فرهنگی اشاره کند. در انتها راه کارهایی که یک مدرس زبان با کمک آنها بتواند از این تصورات در جهت آموزش بهتر استفاده کند، ارایه می شود.
ارنست یونگر، نویسنده ادبیات جنگ در دهه بیست و ایدئولوگ نئوناسیونالیسم، با نوشتن کتاب قلب ماجراجویانه در سال 1929 نشانه هایی از دوره جدید فعالیت ادبی خود به نام جهان اندیشه ها را ارایه داده است، اما این بدان معنی نیست که او دیگر مسایل سیاسی روز را مورد بررسی قرار ندهد. وی اگرچه در آغاز دهه سی در صدد این بود که از نگارش ادبیات جنگ در خدمت نئوناسیونالسم خودداری کند، ولی کتاب کارگر، نوشته شده در سال 1932، همچنان بیانگر تردید او طی یک مسیر ادبی جدید است. این نکته در کتاب برگ ها و سنگ ها نیز که در سال 1334 منتشر شده و در آن نه فقط دیدگاه های ادبی، بلکه مسائل سیاسی نیز مورد بحث قرار گرفته اند، هویدا است. انتشار رمان بازی های آفریقایی در سال 1936، نشان دهنده عقب نشینی کامل ارنست یونگر از ادبیات جنگ است. او سرانجام با کتاب بر فراز صخره های مرمر در سال 1939، شیوه ای جدید در آثار ادبی خود برمی گزیند و مبارزه ای سمبلیک علیه خشونت، دیکتاتوری، آنارشیسم و اقدامات جنایتکارانه سردمداران رایش سوم ارایه می دهد. البته نباید از نظر دور داشت که این مبارزه در نزد نویسنده در لفافه و در قالب فرار به طبیعت روی می دهد.
فابل یا آنچه در زبان فارسی حکایت حیوانات نامیده می شود، نمونه ای از انواع آثار ادبی است که در طی سده ها همچون جهانگردی کره زمین را پیموده، به دفعات بازنویسی گردیده و آثار مشابهی به تقلید از آن سروده شده اند چه به زبان اصلی و چه دیگر زبان های دنیا. یک نمونه از این آثار کلیله و دمنه است، که نمونه ادبیات جهانی می باشد. این مجموعه حکایات، به اروپا نیز راه یافت، جایی که با استقبال بزرگی روبرو و به زبان های گوناگون اروپایی ترجمه شد. اما در زبان فارسی هم به عنوان الگو و اساس بسیاری از آثار ادبی بکار گرفته می شود. برای نمونه می توان از شاعر نامدار ایرانی مولانا جلال الدین رومی نام برد که تعدادی از حکایت های کلیله و دمنه را بر گرفته و در نقش تمثیل در مثنوی به کار برده است. در این مقاله، مقایسه کوتاهی میان حکایت های برگرفته از کلیله و دمنه و باز سروده های مولانا صورت می گیرد و همچنین حکایت های مشابهی از فابل نویسان آلمانی دوره روشنگری معرفی می گردد.
آموزش زبانهای خارجی برای غنا بخشی به روششناسی خود، نیازمند شناخت و بهرمندی از سایر رشتههای علومانسانی است. هنگامی که صحبت از آموزش زبانهای خارجی به زبانآموزان بزرگسال میشود، نیاز به یک روششناسی خاص و منطبق بر ویژگیهای فراگیران بزرگسال احساس میشود. آندراگوژی، روششناسی آموزش بزرگسالان را به ما ارائه مینماید؛ به همان طریق که پداگوژی به روششناسی آموزش کودکان میپردازد. در این تحقیق، تلاش خواهیم نمود تا نظریه آندراگوژی و ابهام نظری میان آندراگوژی و پداگوژی تبین گردد. از این رهگذر، سعی خواهیم کرد تا ویژگی آموزش زبانهای خارجی به بزرگسالان نیز مشخص گردد.
این مقاله، فراگیری خوشه ای ویژگی های نحوی گزینه فاعل اجباری را در زبان انگلیسی، به عنوان زبان دوم فارسی زبانان، بررسی می کند. پژوهش ها نشانگر آنند که در فراگیری زبان اول، همبستگی های مشخصی بین پدیده های زبانی در ظاهر ناوابسته وجود دارد که در چارچوب نظریه «همه شمول و نیمه شمول» به عنوان تأثیر خوشه ای یک پدیده نحوی بر پدیده های دیگر تعبیر می شود. برای نمونه، شواهد و قراینی وجود دارند که در زبان آلمانی، فراگیری مطابقت فاعل-فعل با کاهش کاربرد (نادرست) فاعل تهی همراه است. در همین راستا، بحث ها و دلایلی مطرح شده اند که چنین ساز و کاری، برای پردازش نحو زبان دوم نیز فعال است. بنابراین، مقاله حاضر گزارشی است از مراحل اجرا و نتایج یک آزمون قضاوت دستوری که هم آیی و همنشینی ویژگی های مرتبط با گزینه فاعل اجباری در زبان دوم را بررسی می کند. افزون بر این، هر سطح بسندگی، شامل دو زیرگروه از نظر سن شروع به یادگیری زبان دوم است که از آنها به عنوان فراگیران زود هنگام و دیر هنگام یاد می شود. نتایج این بررسی نشانگر آنند که این سه ویژگی نحوی مربوط به گزینه فاعل اجباری، بطور تقریباً کاملی در فراگیران پیشرفته زبان دوم هم آیی و همنشینی دارند که این خود بیانگر اهمییت و نقش سطح بسندگی در نحوه پردازش درونداد زبان دوم از سوی افراد دوزبانه است. این نکته نیز باید افزوده شود که در زیر گروه های سنی هر گروه، تفاوت عمده ای از لحاظ هم آیی و همنشینی ویژگی های نحوی مشاهده نشده است.