فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۲٬۰۴۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study investigated the nature of EFL teacher education programs with respect to implementation, practicality, and approach to teacher learning. The data were collected through observation of two teacher education programs and interviews with 8 teacher trainers. The results attested to the transmission orientation of the programs. It was found that a pre-specified body of teaching knowledge is transferred from the trainers to the teachers. Teachers’ creativity, prior knowledge, and experience, the role of teaching context, and the population of learners are not considered in program development. The results of interviews with teacher trainers supported the results of the observations. It was found that even the trainers are not involved in the process of program development, as they are only transmitting the materials presented by textbook authors. The findings also indicated that what teachers considered beneficial for their development was different from what was incorporated in the programs. The existing gap between macro plans and teachers’ practices and preferences results from the centralized education system in Iran in which practicing teachers are not involved in the policy-making process. Implications for teacher education in general and EFL teacher education programs in particular are discussed.
A Mixed-methods, Cross-sectional Study of Assessment Literacy of Iranian University Instructors: Implications for Teachers' Professional Development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Professionalism requires that language teachers be assessment literate so as to assess students’ performance more effectively. However, assessment literacy (AL) has remained a relatively unexplored area. Given the centrality of AL in educational settings, in the present study, we identified the factors constituting AL among university instructors and examined the ways English Language Instructors (ELIs) and Content Instructors (CIs) differed on AL. A researcher-made, 50-item questionnaire was constructed and administered to both groups: ELIs (N = 155) and CIs (N = 155). A follow-up interview was conducted to validate the findings. IBM SPSS (version 21) was used to analyse the data quantitatively. Results of exploratory factor analysis showed that AL included three factors: theoretical dimension of testing, test construction and analysis, and statistical knowledge. Further, results revealed statistically significant differences between ELIs and CIs in AL. Qualitative results showed that the differences were primarily related to the amount of training in assessment, methods of evaluation, purpose of assessment, and familiarity with psychometric properties of tests. Building on these findings, we discuss implications for teachers’ professional development.
فعل تابع افعال وجهی در زبان سغدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعة زبان های کهن ایرانی، مسائل نحوی از اقبال چندانی برخوردار نیستند و زبان سغدی هم از این مسئله مستثنی نیست. به این دلیل که متون بازماندة سغدی عموماً ترجمه هایی از زبان های دیگر تشخیص داده شده اند، دانشمندان کمتر به بررسی نحوی این متون اهتمام ورزیده اند. تعیین میزان تأثیرگذاری زبان های مبدأ بر نحو زبان متون سغدی از سویی و وجود تمایز بین گونه های مختلف زبانی آن از دیگر سو، خود مسائلی هستند که بدون بررسی نحوی و مقایسة ساختارهای مشابه در این گونه های زبانی قابل دسترسی نیستند و این امری است که تا کنون به صورت جدی انجام نپذیرفته است. در این نوشتار به بررسی افعال تابع دو فعل وجهی مهم در زبان سغدی پرداخته شده است. این دو فعل s˒c- «بایستن» و k˒m- «خواستن» هستند. در بررسی های پراکنده انجام شده در نحو سغدی عموماً تنها به کاربرد آن ها با مصدر توجه شده است. این پژوهش نشان می دهد که تابع این دو فعل متنوع تر از آن است که پیشتر تصور می شد. کاربرد با گونه های مختلف مصدر و نیز وجوه فعلی مختلف در جملات پیرو، صورت های نحوی دیگر این افعال هستند. فعل s˒c- در متون غیر بودایی بسامد بسیار محدودتری دارد و تنوع افعال تابع آن نسبت به kʼm- کمتر است، اما بسامد کاربرد kʼm- در متون بودایی و مسیحی نسبتاً برابر است و امکان مقایسه و بررسی آماری را بیشتر فراهم می کند.
مقاله به زبان انگلیسی: عبارت متمم ساز: موضوع پرسشواره های درونه شدگی زبان انگلیسی (Complementiser Phrase: The Case of English Wh-Embedded Clauses)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسشواره های اصلی زبان انگلیسی شامل عبارات متمم سازی هستند که در آنها کلمه پرسشی به جایگاه شاخص منتقل شده است. این اتفاق بدین دلیل می افتد که کلمات پرسشی زبان انگلیسی، که در اصل متمم فعل می باشند، آنقدر قوی هستند که به ابتدای جمله حرکت کنند و موجب وارونگی فعل کمکی شوند. فارسی زبانانی که انگلیسی را به عنوان زبان خارجی فرا می گیرند با یک دشواری ناشی از تفاوتی اساسی بین دو زبان مواجه می شوند که مربوط به فراگیری قاعده وارونگی فعل کمکی در پرسشهای استاندارد زبان انگلیسی است. پس از یادگیری قاعده مذکور، احتمال زیادی وجود دارد که فراگیران این قاعده را به شکل نابجایی به پرسشواره های غیرمستقیم یا درونه شدگی زبان انگلیسی تعمیم دهند. هدف از این پژوهش بررسی دانش فراگیران فارسی زبان درمورد پرسشواره های درونه شدگی زبان انگلیسی مخصوصا هنگام تولید شفاهی این پرسشواره ها است. بدین منظور 48 زبان آموز فارسی زبان در سطح دانشگاه به عنوان شرکت کننده انتخاب شدند. یک آزمون بیان شفاهی پرسشواره های درونه شدگی زبان انگلیسی، یک آزمون ترجمه، و یک آزمون قضاوت دستوری شامل پرسشواره های درونه شدگی به عنوان ابزارهای جمع آوری داده استفاده شدند. نتایج نشان داد که فراگیران سطح متوسط پایین در تولید و بیان صحیح پرسشواره های درونه شدگی مشکلاتی داشتند. به همین شکل دشواری هایی در آزمون قضاوت دستوری مشاهده شد. همچنین دشواری هایی برای فراگیران سطح متوسط و متوسط بالا هم مشاهده شد. نتیجه اصلی در آزمون بیان شفاهی به دست آمد، جایی که تفاوت معناداری بین فراگیران در سه گروه بسندگی زبانی در مورد تولید صحیح پرسشواره های درونه شدگی زبان انگلیسی مشاهده نشد. این یافته تایید می کند که کار بیشتری پیرامون تولید شفاهی زبان انگلیسی توسط فراگیران فارسی زبان با تاکید بر پرسشواره های درونه شدگی زبان انگلیسی مورد نیاز است.
Rater Errors among Peer-Assessors: Applying the Many-Facet Rasch Measurement Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this study, the researcher used the many-facet Rasch measurement model (MFRM) to detect two pervasive rater errors among peer-assessors rating EFL essays. The researcher also compared the ratings of peer-assessors to those of teacher assessors to gain a clearer understanding of the ratings of peer-assessors. To that end, the researcher used a fully crossed design in which all peer-assessors rated all the essays MA students enrolled in two Advanced Writing classes in two private universities in Iran wrote. The peer-assessors used a 6-point analytic rating scale to evaluate the essays on 15 assessment criteria. The results of Facets analyses showed that, as a group, peer-assessors did not show central tendency effect and halo effect; however, individual peer-assessors showed varying degrees of central tendency effect and halo effect. Further, the ratings of peer-assessors and those of teacher assessors were not statistically significantly different
مقاله به زبان انگلیسی: هوش های چندگانه دانشجو-معلم های زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی ایرانی و اتکا به نفس آنها: الگوها و روابط (Iranian EFL Student-Teachers’ Multiple Intelligences and Their Self-Efficacy: Patterns and Relationships)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه٬ هم راستا با گرایش های آموزش زبان که به دنبال نهادینه کردن فعالیت های آموزشی و آزمون سازی دانشجو محور هستند٬ پذیرش بیشتری در مورد تفاوت های فردی و هوش های چندگانه دانشجویان وجود دارد. همچنین٬ اتکا به نفس یکی از عوامل تعیین کننده موفقیت افراد تقریبا در هر بافتی می باشد. با فرض اینکه نمایه های هوش های چندگانه در تعامل با اتکا به نفس معلم ها به صورت مشترک ممکن است میزان بهره وری و کارآیی آموزشی معلمان را شکل دهند٬ این مطالعه به بررسی رابطه بین هوش های چندگانه دانشجو-معلم های زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و اتکا به نفس آنها پرداخته است. در این راستا، سی و پنج دانشجو-معلم زن و مرد زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در موسسات خصوصی زبان ارومیه پرسشنامه های هوش های چندگانه مک کنزی (1999) و مقیاس اتکا به نفس معلمان (چانن-موران و ولفلک-هوی٬ 2001) را تکمیل کردند. در مجموع رابطه قوی مثبتی بین هوش های چندگانه و اتکا به نفس دانشجو-معلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارج حاصل شد. مقدار مجذور آر (R Square)در تحلیل رگراسیون نشان داد هوش های چندگانه اتکا به نفس معلمان را تعیین می کند و هوش درون-فردی در تعیین اتکا به نفس این معلمان نقش محوری دارد. بعلاوه بر اساس نتایج این پژوهش، بیشترین و محبوب ترین توانایی٬ هوش های درون-فردی و وجودی بودند. در مورد زیرمجموعه های اتکا به نفس٬ دانشجو-معلمان نشان دادند که در مقوله های مشارکت دانشجو و راهبردهای آموزشی اتکا به نفس بیشتری دارند. بر اساس این مطالعه پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی هوش های چندگانه برای معلمان تهیه و تدوین گردد و از این اصول در جهت تقویت و ارتقای کیفیت ارائه مواد درسی توسط معلمان بهره گرفته شود.
DE-MOTIVATORS, BURNOUT AND LANGUAGE ACHIEVEMENT IN AN IRANIAN EFL CONTEXT (بررسی ارتباط بی انگیزگی با فرسودگی تحصیلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان ایرانی زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی حاضر به بررسی بی انگیزگی 250 دانشجوی زبان انگلیسی و ارتباط آن با فرسودگی ذهنی آنان می پردازد. این مطالعه همچنین به بررسی تاثیر غیر مستقیم بی انگیزگی و تاثیر مستقیم فرسودگی ذهنی بر موفقیت زبانی دانشجویان ایرانی می پردازد. به منظور دستیابی به اهداف مذکور، مطالعه ی پیش رو در دو مرحله طراحی شده است. فاز اول آرایه ای از مراحل های مختلف به منظور بررسی روایی نسخه ی فارسی مقیاس بی انگیزگی که توسط ساکایی و کیچوکی (2009) طراحی شده است می باشد در مرحله ی دوم محققان با استفاده از پرسشنامه ی روایی شده ی بی انگیزگی و پرسشنامه ی فرسودگی ذهنی مازلاک (نسخه ی دانشجو) به بررسی رابطه ی میان بی انگیزگی دانشجویان و فرسودگی ذهنی آنان که شامل سه بعد خستگی عاطفی ، بدبینی، و عدم کارایی تحصیلی است می پردازد. نتایج حاصل از برآورد پایایی و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) در فاز اول مطالعه نمایانگر شاخصه های روایی و پایایی قابل قبول نسخه ی فارسی بی انگیزگی بود. یافته های مرحله دوم نیز از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) نشان داد که بی انگیزگی دانش آموزان تاثیر مثبتی بر میزان فرسودگی ذهنی انان دارد. در میان شش عامل بی انگیزگی، منابع اطلاعاتی مورد استفاده در کلاس و عدم علاقه بیشترین تاثیر را به همراه داشت. فرسودگی ذهنی نیز به نوبه خود تاثیر منفی بر پیشرفت زبانی دانشجویان را نشان داد.
اختلالات نوایی در بیماران زبان پریش بروکای فارسی زبان: تولید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکته مغزی می تواند بر توانایی فرد در به کارگیریِ مناسب ویژگی های آکوستیکی به عنوان پارامترهای نوای گفتار در سطح جمله اثر منفی بگذارد. هدف از پژوهش حاضر تعیین ماهیت اختلالات آوایی در سطح جمله در بیماران زبان پریش بروکای فارسی زبان در چارچوب نظریه واج شناسی لایه ای است، که به منزله نظریه ای مطرح در واج شناسی آهنگ به شمار می رود. آزمودنی های این پژوهش، سه نفر مرد فارسی زبان بودند که به صورت هدفمند از میان بیماران زبان پریشِ مراجعه کننده به واحد گفتاردرمانی مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی قائم شهر مشهد انتخاب شدند. این بیماران دچار ضایعه ای در نیمکره چپ و به ویژه ناحیه پیشانی گیجگاهی بودند. پارامترهای آکوستیکی دیرش، شدت و اجزاء پایانی فرکانس پایه که جملات پرسشیِ آری نه را از جفت خبری آن ها متمایز می سازد، در یک تکلیف روخوانی در این بیماران سنجیده شد. نتایج پژوهش نشان داد که افراد زبان پریش بروکا قادر به تولید جملات پرسشی آری نه و جفت خبری آن ها بر اساس اجزاء پایانی پارامتر فرکانس پایه بودند؛ اما آن ها عملکرد ضعیف تری نسبت به افراد گروه شاهد داشتند. به طورکلی، پژوهش حاضر تأیید می کند که توانایی زبان شناختی بیماران زبان پریش فارسی زبان به منظور متمایز ساختن جملات خبری از پرسشی تقریباً سالم باقی مانده است. نیز، این پژوهش بر اهمیت نیمکره چپ در تولید نوای گفتار و حساسیت ناحیه پیشانی گیجگاهی به منحنی های نوایی در سطح جمله صحه می گذارد.
تأثیر تمرین مهارت نوشتاری هدایت شده بر روی مهارت شفاهی و نگرش زبان آموزان انگلیسی سطح مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهارت نوشتاری و شفاهی هر دو از مهارت های تولیدی زبان می باشند که اجزاء مشترک دارند، اما تلاش بسیار کمی در جهت شناخت تأثیر این دو مهارت بر یکدیگر، خصوصاً تأثیر مهارت نوشتاری بر مهارت گفتاری صورت گرفته است. پژوهش حاضر بااستفاده از مدل پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل، به روش شبه تجربی به بررسی تأثیر تمرین مهارت نوشتاری هدایت شده بر مهارت شفاهی زبان آموزان ایرانی زبان انگلیسی در موسسه ای در تهران پرداخته است. همگن بودن زبان آموزان دو کلاس سطح مقدماتی این مؤسسه بوسیله پیش آزمون (KET, 2007) مورد بررسی قرار گرفت و پس از حصول اطمینان، یکی از کلاسها به صورت تصادفی به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل، هر کدام شامل 26 زبان آموز، مورد مطالعه قرار گرفتند. زبان آموزان گروه آزمایش در طول ترم در 15 تا 20 دقیقه آخر کلاس به تمرین مهارت نوشتاری هدایت شده و گروه کنترل به حل کتاب تمرین پرداختند. بررسی کمّی بوسیله آزمون تی مستقل نشان داد که زبان آموزان گروه آزمایش نه تنها در مهارت نوشتاری، بلکه در مهارت شفاهی نیز به صورت معناداری پیشرفت کرده بودند. علاوه بر این، تحلیل محتوای حاصل از مصاحبه در پایان ترم پیرامون نگرش زبان آموزان گروه آزمایش نسبت به نقش تمرین های نوشتاری بر مهارت شفاهی نمایانگر آن است که اگرچه زبان آموزان در ابتدای ترم نگرش مثبتی نسبت به این تمرین های نوشتاری نداشتند، اما در پایان ترم این نگرش به شکل مثبتی تغییر کرده بود.
Complimenting Functions by Native English Speakers and Iranian EFL Learners: A Divergence or Convergence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The study of compliment speech act has been under investigation on many occasions in recent years. In this study, an attempt is made to explore appraisals performed by native English speakers and Iranian EFL learners to find out how these two groups diverge or converge from each other with regard to complimenting patterns and norms. The participants of the study were 60 advanced Iranian EFL learners who were speaking Persian as their first language and 60 native English speakers. Through a written Discourse Completion Task comprised of eight different scenarios, compliments were analyzed with regard to topics (performance, personality, possession, and skill), functions (explicit, implicit, and opt-out), gender differences and the common positive adjectives used by two groups of native and nonnative participants. The findings suggested that native English speakers praised individuals more implicitly in comparison with Iranian EFL learners and native speakers provided opt-outs more frequently than Iranian EFL learners did. The analysis of data by Chi-square showed that gender and macro functions are independent of each other among Iranian EFL learners’ compliments while for native speakers, gender played a significant role in the distribution of appraisals. Iranian EFL learners’ complimenting patterns converge more towards those of native English speakers. Moreover, both groups favored explicit compliments. However, Iranian EFL learners were more inclined to provide explicit compliments. It can be concluded that there were more similarities rather than differences between Iranian EFL learners and native English speakers regarding compliment speech act. The results of this study can benefit researchers, teachers, material developers, and EFL learners.
بررسی رویکرد دوسویه در زبان شناسی بالینی با آسیب زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجاکه در داخل کشور مطالعات اندکی در حوزه زبان شناسی بالینی انجام شده است، معرفی و گسترش این حوزه، نه تنها می تواند راهگشای خوبی در بررسی اختلال های گفتار و زبان باشد، بلکه می تواند مبنایی برای بررسی فرضیه ها و نظریه های زبان شناسی نیز باشد. در پژوهش حاضر برای نشان دادن و تبیین رویکرد دوسویه پژوهش در زبان شناسی بالینی، ویژگی های کاربردشناسی و نحوی شش کودک مبتلا به آسیب ویژه زبانی بررسی شد. در این پژوهش علاوه بر استفاده از زبان شناسی برای تشخیص ویژگی های این افراد، از داده های بالینی به دست آمده برای تبیین یک نظریه زبانی استفاده گردید.
ابتدا آزمون آسیب ویژه زبانی، آزمون رشد زبان و نمونه گفتاری از 6 کودک مبتلا به آسیب ویژه زبانی و 6 کودک همتای زبانی و 6 کودک همتای سنی گرفته شد. همه کودکان شرکت کننده دوزبانه فارسی-آذری بودند. سپس از داده های به دست آمده هم برای نشان دادن مشخصه های زبانی این کودکان و هم بررسی نظریه زبانی استفاده گردید.
بررسی ویژگی های تصریفی و ارجاعی در کودکان مبتلا و مقایسه آنها با کودکان هنجار نشان داد که کودکان مبتلا از نظر دستوری (تکواژهای تصریف زمانی) نسبت به همتایان زبانی نیز ضعیف هستند اما در ویژگی های کاربردشناسی (ارجاعی) تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهد نشد. درضمن وجود آسیب دستوری و صحت کاربردشناختی در کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی تأییدی بر حوزه ای بودن زبان است و نشان می دهد استفاده زبان شناسی در بررسی اختلال ها و از داده های زبانی در بررسی فرضیه ها و نظریه های زبان شناختی بسیار مؤثر و نتیجه بخش است.
خوانشی متفاوت از جدال کهنه و نو در اساطیر ایران و یونان: نقد نظریه ی « تاریخ مذکر »(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد تا با استفاده از نظریه شرق شناسی ادوارد سعید، نظریه مطرح شده در تاریخ مذکر براهنی را درباره نوستیزی شرق و کهنه ستیزی غرب، با تکیه بر داستان رستم و سهراب شاهنامه فردوسی و تراژدی های ادیپ شهریار اثر سوفوکل و هرکول و مده آ اثر اوریپید، به نقد بکشد. این مقاله به سه بخش تقسیم می شود. در مقدمه، ابتدا نظریه براهنی در تاریخ مذکر و دیدگاه او نسبت به تاریخ و ادبیات شرق به عنوان تاریخ مردسالار و نوستیز در مقابل تاریخ و فرهنگ غرب (یونان) که در آن پیرها جای خود را به جوان ها می دهند، معرفی می شود. سپس به طرح مسئله پردازدخته می شو د: اینکه چرا با وجود قهرمانی چون هرکول که از هر نظر با رستم همخوانی دارد و همچون رستم، نادانسته مرتکب فرزندکشی شده، براهنی، برای اثبات نظریه خود، ادیپ شاه پدرکش از تراژدی سوفوکل را هم تراز رستم می بیند. آنگاه با ارائه مثال های دیگری از فرزندکشی در ادبیات یونان، نتایج نظری و اجتماعی این یک سونگری و الگوی قالبی بررسی می شود. این مقاله از نظریه «شرق شناسی» ادوارد سعید که در آن تفکر غربی «شرق» را تنها مترادف الگوهای قالبی می داند، به عنوان شیوه بررسی استفاده می کند. سپس به اختصار از آبشخور نظریه سعید نزد فانون و نیز تأثیر سعید بر نظریه پردازان دیگر پسااستعماری ذکر خواهد شد. آنگاه در پی یافتن ردپای سلطه الگوی غربی بر نگرش روشنفکر شرقی (در اینجا در حوزه نقد ادبی) در نظریه «تاریخ مذکر» خواهد بود. پس از واکاوی مثال های براهنی و یافتن نقیض تِز او در همان مثال ها، یعنی «مده آ» و «ادیپ شاه» و به یاری چند مثال نقض دیگر در اساطیر یونان نشان خواهد داد که «تاریخ مذکر»، آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تأثیر الگوهای غربی، تصویری کلیشه ای از فرهنگ شرق ارائه می دهد که در نهایت در جهت حفظ و بقای سلطه غرب بر شرق است.
گویشوران زبان و باهم آیی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به کارگیری واژه های متناسب در کنار هم، یکی از مشکل ترین وظایف زبانی زبان آموزان دوم/خارجی است. درمقابل، گویشوران بومی، در این باره که کدام واژه ها را باید در کنار هم به کار برد، دانش گسترده ای دارند؛ و آنها می توانند واژه های مختلف را به درستی در کنار هم قرار دهند. این دانش، یکی از توانایی های اساسی گویشوران بومی است. درکنارهم قرارگرفتن واژه ها را «باهم آیی» می نامند.
کاربرد خاصِّ باهم آیی ها به شکلی همانند گویشوران بومی، مسئله ای حساس است؛ اما این وظیفه برای گویشوران غیربومی آسان نیست. بنابراین، در این زمینه باید به آنان آموزش داد؛ با این حال، «به طور کلی مشخص نیست که کدام باهم آیی ها را باید آموزش داد و چگونه». خطاهایی که در استفاده از واژه ها رخ می دهد، ممکن است به دلیل تفاوت هایی باشد که بین زبان های مبدأ و مقصد وجود دارد.
آگاهی از دلایل بروز خطاهای احتمالی به هنگام یادگیری باهم آیی ها، برای زبان آموزان بسیار مفید است. در این مقاله سعی شده است باهم آیی هایی معرفی شود که(به دلیل تفاوت در دو زبان مبدأ و مقصد) احتمال زیادی دارد زبان آموزان در به کارگیری آنها دچار اشتباه شوند.
تاثیرات ایدئولوژی چپ در عرصه انتخاب آثار ادبی جهت ترجمه (مورد پژوهی: آثار ادبی ترجمه شده در دوران فعالیت رسمی حزب توده (1332-1320))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه آثار ادبی در ایران، همواره تابعی از شرایط سیاسی-اجتماعی، گرایش های روشنفکری و ایدئولوژی مسلط در هر یک از دوره های تاریخی بوده است. یکی از مهم ترین دوره ها که رویدادهای سیاسی-اجتماعی آن در تحولات فرهنگی و ادبی و روشنفکری مؤثر بوده است، دوره بین سال های 1320 تا 1332 است. در این دوره، حزب توده نسبت به دیگر جریان های فکری و سیاسی در اوج توفّق بوده و در واقع نیروی پیشروی جریان های روشنفکری به حساب می آمده است. تقریباً تمام نویسندگان و مترجمان آن دوران یا مدتی عضو این حزب بوده اند و یا دست کم به لحاظ فکری به آن گرایش داشتند. در پژوهش حاضر سعی شده است تا تأثیرات حزب توده و ایدئولوژی چپ در عرصه انتخاب آثار ادبی جهت ترجمه مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور، آثار ادبی ترجمه شده در طول سال های 1320 تا 1332 مورد ارزیابی قرار گرفته اند تا تأثیر و بازتاب این ایدئولوژی در سطح انتخاب مشخص شود. ازاین رو ابتدا با بررسی مقدمه های مترجمان و نظریات محققین ادبی که به معرفی پیشینه نویسندگان و موضوع و محتوای آثار ادبی آن ها پرداخته اند، آثار ادبی همسو با مؤلفه های معنایی آشکار و پنهان تفکر چپ دسته بندی شده است و سپس با انتخاب مهم ترین اثر از هر دسته و به کارگیری نظریه جامعه شناسی ادبیات لئو لوونتال در آن، شاهدی دیگر بر همسو بودن آثار با این تفکر خواهیم یافت. نتایج نشان می دهد که این مؤلفه های معنایی در آثار آموزه رئالیسم سوسیالیستی، ادبیات نویسندگان چپ گرا و تا حدودی آثار ادبی رئالیستی نمود می یابند و بیش از نیمی از آثار ادبی انتخاب شده جهت ترجمه در آن دوران در این سه دسته قرار می گیرند.
بررسی و نقد کتاب «زبان انگلیسی پایه اول دوره اول متوسطه» با تکیه بر جنبه های تحلیل گفتمان انتقادی: نمود جنسیت و قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با استفاده از روش پژوهش ترکیبی کتاب زبان انگلیسی پایه اول دوره اوّل متوسطهProspect 1) یا به اختصار کتاب 7( را بررسی کرده است. 21 معلم کتاب 7، پرسشنامه ای 23 سوالی در مقیاس لیکرت را که بر اساس ده فهرست معتبر ارزیابی کتب آموزش زبان انگلیسی تهیه شده و روایی آن مورد تأیید و قضاوت متخصصین رشته قرار گرفته بود، تکمیل نموده و ده نفر از آنها به طور تصادفی انتخاب شده و با اخذ رضایت شان، در مصاحبه ای نیمه ساختار یافته شرکت نمودند. همچنین محقق با استفاده از 23 معیار مذکور به بررسی ذهنی و تفصیلی کتاب 7 مخصوصاً از نظر وجود/عدم وجود تعصب جنسیتی و برابری/نابرابری روابط قدرت در مطالب کتاب پرداخت. نتایج آمار توصیفی حاصله از پرسشنامه و تحلیل محتوای مصاحبه ها نشان داد هر چند کتاب از نقاط قوت نسبی برخوردار است، نقاط ضعف جّدی مانند واقعی و طبیعی نبودن برخی از مطالب، ارائه یکسویه و متعصّبانه مقوله فرهنگ، عدم جذابیت مطالب و موضوعات، محدود بودن موقعیت های موجود در کتاب (به درس و کلاس و مدرسه) است. همچنین نتایج تحلیل استنباطی (خی دو) نشان داد، کتاب 7 در بیان جنسیت در مطالب و تصاویر به طور معناداری به نفع مردان معتصب است.
شکل گیری ارجاع در متون، نمونة مورد بررسی رمان دوبلینی ها: مقایسة متن انگلیسی و دو ترجمة فارسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقالة حاضر، در چارچوب نظریة انسجام هلیدی، نحوة توزیع مقوله های ارجاعی و انواع آن در دو متن ترجمه شده از کتاب دوبلینی ها اثر جیمز جویس و خود کتاب را بررسی و متن مبدأ و متون مقصد را با یکدیگر مقایسه کردیم. هدف از انجام این پژوهش، شکل گیری ارجاع در متون رمان دوبلینی ها و مقایسة متن انگلیسی و دو ترجمة فارسی آن، بررسی علمی و کاربرد انواع ارجاع در متن مقصد، مقایسة انواع ارجاع در متن مبدأ و مقایسة کاربرد ارجاع در دو متن ترجمه از یک متن واحد است؛ به همین منظور، از تحلیل تقابلی برای شناخت ماهیت ترجمه استفاده کردیم. در روش تحلیل تقابلی، دو زبان دربرابر یکدیگر قرار می گیرند، سطوح مختلف آوایی و واژگانی و نحوی و به طور کلی ساخت دستوری آن ها با یکدیگر مقایسه می شوند و وجوه اشتراک و افتراق آن ها سنجیده می شود. آنچه در این مطالعه مطمح نظر است، چگونگی عملکرد ارجاع در متون ترجمه، مقایسة آن با متن مبدأ و نیز چگونگی شیوه های رخداد ارجاع و تفاوت این شیوه ها در متون ترجمه است.
مقاله به زبان انگلیسی: راهبردهای مورد استفاده زبان آموزان ایرانی طی خواندن متنهای تخصصی (Reading Strategies Used by Iranian EFL Learners While Reading Academic Texts)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی فراوانی و ماهیت راهبردهای مورد استفاده زبان آموزان ایرانی طی خواندن متنهای تخصصی انگلیسی می پردازد. زبان آموزان معمولا تمام مطالب ارایه شده در متن را مطالعه مینمایند. بنابراین سعی کردیم بدانیم زبان آموزان از چه راهبرهایی برای درک بهتر متن بهره می برند. تعداد 45 دانشجوی کارشناسی رشته های متفاوت در دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان بصورت تصادفی برای این مطالعه انتخاب شدند. یک پرسشنامه 30 سوالی به افراد تحت مطالعه ارایه شد که شامل سه بخش می گردید، 13 سوال راهبرهای کلی، 8 سوال راهبردهای حل مساله و 9 سوال راهبردهای حمایتی را بررسی می نمودند. نتایج حاصل نشان داد که زبان آموزان به میزان 5/44 درصد از راهبرهای کلی ، 29 درصد از راهبردهای حل مساله و 5/26 درصد راهبردهای حمایتی هنگام خواندن متنهای تخصصی بهره بردند . یافته های مطالعه اخیرمی تواند به مدرسان در تقویت راهبردهای مورد استفاده زبان آموزان کمک کند. همچنین زبان آموزان را در به کار بردن راهبردها به شیوه ای درست و موثریاری می نماید
فراگیری حرف تعریف (the) و ضمیر اشاره (that) در زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی اینکه چگونه فراگیران فارسی زبان توصیف های معرفه (the book)، و اشاره (that book) را درک و تولید می کنند، می پردازد. پیرو نظریات هاکینز (1991)، رابرتز (2002)، و والتر (2006)، فرض بر این است که توصیف های معرفه و اشاره در ویژگی ""منحصر به فرد بودن"" اشتراک معنایی دارند. زبان فارسی دارای صفات اشاره است و تا حدودی روی برجستگی تنظیم شده است، در حالیکه زبان انگلیسی در کنار داشتن صفات اشاره، یک حرف تعریف نیز دارد و بر ویژگی معرفگی تنظیم شده است. فراگیران فارسی زبان به واسطه نبود حرف تعریفی معادل آنچه در انگلیسی برای توصیف های معرفه متمایز شده است، از صفات اشاره به عنوان یک مکانیسم جبرانی برای کدگذاری معرفگی در توصیف های معرفه بهره می گیرند. در این پژوهش از دو آزمون تولیدی انتخاب گزینه و آزمون درک بر پایه ی تصویر برای سنجش توانایی فراگیران در باز شناختن توصیف های معرفه و اشاره استفاده شده است. نتایج نشان داد که فراگیران قادر به باز شناختن توصیف های معرفه از اشاره بودند. آنها همچنین قادر به اکتساب این توصیف ها بودند، اما فراگیران در اکتساب توصیف های اشاره به متکلمان بومی زبان انگلیسی نزدیک تر بودند. بی ثباتی در انتخاب حرف تعریف و صفت اشاره در یک بافت خاص (مثلاً بافتی که در آن تنها استفاده از حرف تعریف لازم است)، گویای این حقیقت است که فراگیران آن (صفت اشاره در زبان فارسی) را معادل هر دوی the و that تلقی می کنند. این موضوع نشان می دهد که انتقال از زبان اول تعیین کننده ی انتخاب های فراگیران است.
نیازسنجی برنامة درسی مهارت های زبانی در مقطع کارشناسی رشتة زبان و ادبیات عربی (تحلیل مشکلات زبانی دانشجویان در مهارت های زبانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیازسنجی یکی از مؤلفه های مهم برنامة درسی است که به دنبال کشف نیازها، خواسته ها، علایق، سلیقه ها، مشکلات و ضعف های زبانی زبان آموزان و فاصلة میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب است. در این جستار، می کوشیم ازطریق نیازسنجی، مشکلات زبانی دانشجویان رشتة زبان و ادبیات عربی را تحلیل کنیم تا نمودی واقعی از وضعیت برنامة درسی فعلی مهارت های زبانی در این رشته و فاصلة آن با وضعیت برنامة درسی مطلوب را ارائه کنیم.
روش پژوهش پیمایش و ابزار پژوهش پرسش نامة محقق ساخته است. جامعة آماری پژوهش شامل دو گروه مدرسان مهارت های زبانی و دانشجویان ترم ششم مقطع کارشناسی رشتة زبان و ادبیات عربی است. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و روش تحلیل داده ها کمی (توصیفی و تحلیلی) است. در پژوهش حاضر، به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که دانشجویان به چه اندازه در هریک از مهارت های زبانی اصلی، مهارت های فرعی و استراتژی های مهارت ها با مشکل روبه رو هستند و مشکلات زبانی دانشجویان بیشتر از ضعف آنان در کدام یک از توانش های زبانی ناشی است.
یافته های پژوهش نشان می دهد که دانشجویان در مهارت های شنیدن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن بالای حد متوسط با مشکل روبه رو هستند و مشکلات زبانی آنان ممکن است از ضعف توانش ارتباطی (توانش دستوری، توانش زبانی- اجتماعی و توانش تحلیل گفتمان) ناشی باشد.
INSTRUCTORS’ AND LEARNERS’ QUESTIONING: A CASE OF EFL CLASSROOM DISCOURSE IN IRAN (پرسش مدرسان و زبان آموزان: موردی از گفتمان کلاس زبان انگلیسی در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه موردی حاضر، عملکرد مدرسان و زبان آموزان نسبت به مهارت پرسش در یک مرکز آموزش زبان انگلیسی در شهر یاسوج و همچنین نوع پرسش های مطرح شده توسط ایشان در سطوح کلاسی مختلف را بررسی کرده است. همچنین، این پژوهش به بررسی دقیق میزان همسویی رفتارهای کلاسی مدرسان با ارتقاء ظرفیت دانش آموزان در طرح پرسش های انگلیسی می پردازد. به منظور دست یابی به این اهداف پژوهشی، چهار کلاس با سطوح مختلف از یک موسسه زبان انتخاب و به دقت مشاهده شدند. محققین از یک فهرست بازبینی انواع پرسش و یادداشت برداری در مشاهدات خود بهره بردند. تحلیل دقیق اطلاعات عددی از طریق آمار توصیفی و تحلیل واریانس یک راهه به همراه تحلیل محتوای اطلاعات مستخرج از مشاهده نشان داد که مدرسان در کلاس های با سطوح پایین تر بیشتر از پرسش بهره می برند و برخلاف همتایانشان در کلاس های با سطوح بالاتر، اغلب از پرسش های ابرازی به منظور دستیابی به اهداف آموزشی استفاده می کردند. زبان آموزان در همه سطوح به ندرت سوال های انگلیسی می پرسیدند و در هنگام پرسش، اغلب مضطرب به نظر رسیده و از زبان مادری خود برای این منظور استفاده می کردند. همچنین، رفتارهای کلاسی مدرسان به ندرت همسو با ارتقاء ظرفیت دانش آموزانشان در پرسش به زبان انگلیسی بود.