ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۴۱ تا ۴٬۴۶۰ مورد از کل ۴٬۴۸۶ مورد.
۴۴۴۱.

نظریه نیاز به استاد سلوکی در تربیت اسلامی با رویکردی به دیدگاه موافقان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
پرسش محوری مقاله این است که آیا در سیر و سلوک عرفانی به استادِ سلوکی (خاص و عام) نیاز هست؟ که در نوشتار حاضر با روش بنیادی، اکتشافی و توصیفی تحلیلی پاسخ بدین پرسش با رویکرد فقهِ جامع (فقه اکبر، اوسط و اصغر) بویژه فقه اکبر (حکمت و عرفان) نظریه نیاز به استادِ سلوکی (نیاز مطلق قرین شرائط و ویژگی های علمی و عملی در دانش اخلاق و عرفان) و روش ترکیبی (عقلی و نقلی) داده شد و پس از بررسی دیگاه های امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی به عنوان موافقان وجود استاد سلوکی و همچنین بررسی نظرات آیت الله مکارم شیرازی به عنوان نماینده تفکر موافق مشروط با این اندیشه، مشخص شد که نیاز به استادِ سلوکی و معلمِ معنوی در همه مراحل سیر باطنی، مقامات معنوی و فتوحات غیبی مورد نظر بوده و مؤلفه ها و شرائط علمی و معنوی خاص در استادِ سلوکی مانند اجتهاد در فقه سه گانه یاد شده وجود دارد. همچنین عالمان ربانی از اهالی عرفان و فقه مصطلح در اثبات و تبیین نظریه نیاز به استادِ سلوکی در اصل نیاز به استادِ سلوکی و همچنین قیود و شروط استادِ سلوکی و معلم و مربیِ معنوی وفاق دارند.
۴۴۴۲.

مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و دلالت های تربیتی آن با تأکید بر سواد زیبایی شناختی دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
این پژوهش، با هدف بررسی مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و استخراج دلالت های تربیتی آن (اهداف و اصول) با تأکید بر سوادِ زیبایی شناختیِ دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش از منظر هدف، بنیادی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است و جامعه مورد مطالعه، شامل همه اسناد و منابع موجود و معتبر قرآنی، اسلامی، تربیتی، علمی و فلسفی و نمونه مورد مطالعه شامل آیات وابسته به زیبایی شناختی حیات طیبه و سواد زیبایی شناختی، کتب و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش بود. از روش اسنادی و فیش برداری برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، همچنین از شیوه های «تحلیل مفهومی» و «روش استنتاج پیش رونده» استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که عمده ترین مبانی مستخرج از زیبایی شناسی حیات طیبه در قرآن عبارتند از: الله، منشأ زیبایی، انسان رونوشتی از زیبایی مطلق، گستردگی، جامعیت و تنوع زیبایی شناختی در قرآن، زیبایی دوستی امری فطری در انسان و بر اساس مبانی مذکور، هدف غایی، رسیدن به حیات طیّبه است و با توجه به نتایج پژوهش، مهم ترین اهداف واسطه ای برای یافتن حیات طیبه عبارتند از: تعمیق شناخت نسبت به زیبایی مطلق، پرورش درک زیبایی شناختی، آشنایی با تنوع مفهوم زیبایی، تربیت ذوق هنری متعالی و مهم ترین اصول تربیتی عبارتند از: تربیتِ حسّ زیبایی شناختی، تربیت براساس فطرت، اُنس با قرآن، ایجاد محیط آموزشی زیبا، تعادل، پرورش حس کنجکاوی و خلاقیت، توجه به زیبایی در طبیعت؛ فلذا با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که با مهیا کردن زمینه برای سوق دادن دانشجومعلمان جهت درک نقش اسماءالحسنی در زندگی و با کاربرد اهداف و اصول مستخرج از مبانی، می توان به تربیتی جامع و متعادل برای دانشجومعلمان و به تبع آن به پرورش و ارتقای بهتر سواد زیبایی شناختی جامعه به ویژه دانش آموزان دست یافت .
۴۴۴۳.

طراحی الگوی تعلیم و تربیت اسلامی مبتنی بر منظومه فکری مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۶۸
تعلیم و تربیت یکی از محوری ترین مسائل در هر نظام و جامعه ای است، از همین رو مقام معظم رهبری به عنوان عالی ترین مقام در نظام سیاسی کشور و از شخصیت های برجسته جهان اسلام بارها در بیانات خود آن را مطرح کند. هدف اصلی پژوهش، طراحی الگوی تعلیم و تربیت در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، رویکرد اتخاذی کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. میدان مطالعه 491 مورد از بیانات مقام معظم رهبری در طول دوره زعامت ایشان است. روش نمونه گیری تمام شماری بوده و حجم نمونه برابر جامعه منظور شده است. داده ها پس از فیش برداری اسنادی، اینترنتی به شیوه ی تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند و الگوی فرایندی تعلیم و تربیت اسلامی طراحی و ترسیم شد. طی این مطالعه 11 مضمون سازمان دهنده و 66 مضمون پایه شناسایی شد که در5 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. نتایج پژوهش موید این مطلب است که در دیدگاه مقام معظم رهبری، تعلیم و تربیت اسلامی دارای مبانی علمی، فلسفی و دینی است که توجه به این مبانی محتوا و مسیر تعلیم و تربیت را در مسیر صحیح و رو به سوی کمال حفظ و هدایت خواهد کرد. معظم له، مهمترین ارکان تعلیم وتربیت را کارگزار (معلم)، موضوع(دانش آموز) و روش تعلیم و تربیت می داند. دستیابی به اهداف غایی و واسطی تعلیم و تربیت اسلامی، نیازمند اتخاذ راهبرد مناسب در زمینه بهره گیری از منابع انسانی و فیزیکی است که با برنامه و روش بهینه عملیاتی خواهد شد. در این مسیر، پایش و ارزیابی مداوم، اقدام مهم و ضروری است که باید انجام شود. این الگو می تواند سرلوحه حرکت نظام تعلیم و تربیت کشور در تراز تمدن اسلامی قرار گیرد.
۴۴۴۴.

نوآوری های اندیشه تربیتی آیتالله حائری شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه و اهداف: در چند دهه اخیر، دانش تعلیم و تربیت اسلامی رشد و بالندگی چشمگیری را تجربه کرده است. این رشد بیش از هر چیز مرهون تلاش اندیشمندان برجستهٔ اسلامی است که با رویکردی نو به منابع دینی، به ویژه قرآن و سنت، کوشیده اند تا دانش تربیت اسلامی برگرفته از معارف وحیانی را تبیین کنند. در میان این متفکران، آیت الله حائری شیرازی جایگاه ویژه ای دارد. وی از جمله اسلام شناسانی است که افزون بر تأملات نظری و اجتهادی در عرصهٔ تربیت، در میدان عمل نیز تجربه ای غنی از تربیت شاگردان و زیست تربیتی بر جای گذاشته است. با وجود این، اندیشه های تربیتی ایشان به طور نظام مند مورد تحلیل و واکاوی علمی قرار نگرفته و کمتر در جامعه دانشگاهی و حوزوی به صورت علمی عرضه شده است. این در حالی است که اندیشه پویا و کارآمد استاد بر پایه برداشت های بدیع قرآنی شکل گرفته و با بهره گیری از تمثیلات در تبیین مفاهیم عمیق تربیتی، دربردارنده یافته هایی کاربردی است که مورد توجه بسیاری از کنشگران تربیتی قرار گرفته است. این پژوهش درصدد است با تمرکز بر آثار و دیدگاه های ایشان، نوآوری های تربیتی وی را استخراج کرده و با ادبیات دانشی امروز انعکاس داده تا ظرفیت های آن را برای بازسازی دانش تعلیم و تربیت اسلامی نشان دهد. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است. به این معنا که ابتدا آثار مکتوب آیت الله حائری شیرازی گردآوری و فیش برداری شده و سپس داده های به دست آمده در چارچوبی منسجم دسته بندی و تحلیل گردیده است. از آنجا که جامعه داده ها مشخص و محدود بود، نمونه گیری صورت نگرفت و تمام آثار مرتبط مورد توجه قرار گرفت. در این بررسی، از میان مباحث تربیتی گسترده استاد، مهم ترین نوآوری ها گزینش شده و به صورت نظام مند، سامان یافته اند. یافته ها: براساس یافته های پژوهش، نوآوری های اندیشهٔ استاد، در دو محور اصلی قرار می گیرند: نخست، پیش فرض ها و مبانی نظری، و دوم، مسائل و مباحث تربیتی. در پیش فرض ها، چهار اصل اساسی قابل شناسایی است:۱. نقد اتکای صرف بر یافته های علوم انسانی غربی و تأکید بر ضرورت استقلال معرفتی در علوم انسانی اسلامی؛۲. باور به جامعیت قرآن در پاسخ گویی به همه مسائل مربوط به انسان و تربیت؛۳. اعتقاد به اصل «بازگشت کثرت به وحدت» به عنوان قاعده ای حاکم بر هستی و علوم انسانی؛۴. تأکید بر ضرورت قابل رقابت کردن اندیشهٔ اسلامی با دیگر نظام های فکری از طریق حسی و قابل انتقال نمودن مفاهیم.در محور مسائل تربیتی، برجسته ترین نوآوری های استاد در عرصه مبانی انسان شناسی قابل پیگیری است. ایشان با طرح دوگانه های بنیادین همچون «مافی الانسان و مافی الشرایط» و «فطرت و طبیعت» و همچنین قائل شدن به «حرکت انسان براساس تعلقات و آرزوها»، چارچوبی متمایز برای فهم حقیقت انسان ارائه می دهد. مبانی سه گانه مذکور، خصوصاً مبنای فطرت و طبیعت، نه تنها در تحلیل هویت انسانی بلکه در تبیین سایر مؤلفه های تربیتی -اعم از اهداف، اصول، روش ها و مراحل- اثرگذارند.در بحث اهداف تربیت، زمینه سازی مربی برای حاکمیت انسانیت بر نفسانیت، مسیر اصلی برای رسیدن به هدف غایی تربیت (عبودیت) است. دیگر اهداف نیز شامل رشد تعقل، استقلال و خودکفایی، ایجاد تعلق و آرزوی الهی، تقویت حسن ظن به خداوند و تقویت احساس مسئولیت است.اصول تربیتی نزد ایشان متناسب با همین مبانی انسان شناختی بازخوانی می شوند. اصولی چون آزادی و پرهیز از اکراه، اعتدال در روش ها، توجه همزمان به فطرت و طبیعت، تکریم متربی، مهار نفسانیات مربی و توجه به نظم در مواجهه با متربی، از مهم ترین اصولی هستند که در اندیشهٔ استاد، جایگاه بنیادین دارند. توجه به این اصول، منجر به تقویت فطرت و حاکمیت آن در انسان می شود.روش های تربیتی نیز در نگاه استاد بر همین مبانی بازتفسیر می شوند. ایشان ضمن تأکید بر اهمیت و پرکاربرد بودن روش محبت و احترام در تربیت، سایر روش ها مانند تشویق و تنبیه، قصه گویی، مسئولیت دادن و قرار دادن متربی در سختی ها را با محوریت حاکمیت فطرت در درون انسان تحلیل می کند. بدین ترتیب، حتی روش های سنتی و رایج نیز در منظومه فکری استاد، معنا و کارکردی تازه می یابند.از دیگر نوآوری های استاد، تحلیل مراحل سه گانه تربیت (مبتنی بر روایات سبعه سنین) براساس نظریهٔ «فطرت و طبیعت» است. وی هفت سال نخست را دوره ارضای طبیعت می داند، هفت سال دوم را دوره مهار طبیعت و هفت سال سوم را زمان اجتهاد فطرت تلقی می کند. نتیجه گیری: نتایج کلی پژوهش نشان می دهد که اندیشهٔ تربیتی آیت الله حائری شیرازی، واجد ظرفیت های ارزشمندی برای غنای دانش تعلیم و تربیت اسلامی است. وی با طرح مبانی بدیع انسان شناسی، اهداف و اصول نوین تربیتی و بازخوانی خلاقانه روش ها و مراحل، افقی تازه برای غنی سازی دانش تربیت اسلامی گشوده است. بازشناسی و نظام مند کردن این اندیشه ها نه تنها می تواند منبعی الهام بخش برای پژوهش های آتی باشد، بلکه می تواند نقطه عزیمتی برای طراحی الگوهای عملی در نظام آموزشی کشور و سیاست گذاری تربیتی در راستای حل چالش های تربیتی معاصر در سطوح کلان محسوب گردد.
۴۴۴۵.

بازتعریف آموزش ریاضیات در دانشگاه ها با رویکرد الهی و فرهنگی: الگوی نوین متناسب با نسل Z ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: در جهان امروز که علم و فناوری زیربنای توسعه تلقی می شود، توجه به ابعاد انسانی و معنوی آموزش اهمیت فزاینده ای یافته است. آموزش ریاضیات، با وجود ماهیت انتزاعی و ساختار منطقی خود، نمی تواند از زمینه های فرهنگی، ارزشی و اجتماعی جامعه جدا باشد. به ویژه در ایران، با تمدن اسلامی-ایرانی و نظام آموزشی مبتنی بر اسناد بالادستی دینی، بازنگری در آموزش ریاضی با رویکردی الهی، فرهنگی و هویتی ضروری است. نسل Z، که در فضای دیجیتال و تحولات سریع اجتماعی رشد یافته، دارای ویژگی هایی همچون جست وجوی معنا، عدالت طلبی، علاقه به یادگیری تعاملی و تجربه گرایی است. شیوه های سنتی، خشک و بی روح آموزش ریاضی نمی توانند پاسخگوی نیازهای این نسل باشند و حتی ممکن است موجب گریز از یادگیری و احساس بی ربطی نسبت به علم شوند. هدف این پژوهش، طراحی و ارائه الگویی مفهومی برای آموزش ریاضی با رویکردی الهی و فرهنگی است؛ الگویی که بتواند مفاهیم انتزاعی و گاه خشک ریاضی را در بستری از معنا، ارزش و فرهنگ زنده کرده و دانش آموزان و دانشجویان را به درک عمیق تری از نظم الهی، مسئولیت اخلاقی، و کاربردهای انسانی علم برساند. این الگو می کوشد تا با تکیه بر منابع معرفتی اسلامی، تجربه های علمی روزآمد، و نیازهای روانی-هویتی نسل جدید، چارچوبی ترکیبی و کاربردی برای تحول در تدریس ریاضی ارائه دهد. در همین راستا، محورهایی چون تلفیق مفاهیم ریاضی با آموزه های دینی، بومی سازی محتوای آموزشی، استفاده از روش های تعاملی، توجه به ارزش ها در نظام ارزشیابی، و ایفای نقش مدرس به عنوان راهبر معنوی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است که نشان دهد ریاضی، فراتر از یک دانش ابزاری، می تواند بستری برای تعالی فکری و تربیتی باشد، مشروط بر آن که با نگاهی توحیدی و فرهنگی، طراحی و تدریس شود. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، در زمره مطالعات نظری-کاربردی قرار می گیرد و از نظر رویکرد، توسعه ای محسوب می شود؛ چراکه هدف آن طراحی الگویی مفهومی برای تحول در آموزش ریاضی با تأکید بر آموزه های الهی و فرهنگی است. رویکرد اصلی تحقیق، کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تبیین مؤلفه ها و ابعاد مدل پیشنهادی استفاده شده است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و مصاحبه با اساتید حوزه و دانشگاه انجام شده است. منابع مورد استفاده شامل متون دینی معتبر (قرآن، نهج البلاغه، احادیث منتخب)، اسناد بالادستی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران (مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور، و بیانیه گام دوم انقلاب)، کتب تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی و آموزش ریاضی، و مقالات علمی پژوهشی به روز در زمینه آموزش نسلZ ، بومی سازی آموزش، و تلفیق ارزش ها با آموزش علوم بوده اند. پس از گردآوری داده ها، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفاهیم کلیدی استخراج شدند. در ادامه، مؤلفه های اصلی مدل در چهار محور بنیادین شامل اصول نظری، طراحی محتوا، روش های تدریس، و ارزشیابی آموزشی شناسایی و سازمان دهی گردیدند. برای اطمینان از اعتبار تحلیل ها، از تکنیک بازبینی منابع توسط متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی بهره گرفته شد. نتیجه نهایی این فرایند، طراحی چارچوبی بومی و الهام گرفته از معارف اسلامی برای آموزش ریاضی است که ضمن حفظ انسجام علمی، واجد رویکردی ارزشی، فرهنگی و متناسب با ویژگی های نسل جدید باشد. نتایج: یافته های این پژوهش منجر به طراحی الگویی مفهومی برای آموزش ریاضیات شد که مبتنی بر تلفیق آموزه های الهی، اصول فرهنگی-بومی و اقتضائات آموزشی نسل جدید است. این الگو دارای چهار محور اصلی است: اصول بنیادین، طراحی محتوای آموزشی، روش های تدریس، و نظام ارزشیابی. هر محور شامل مؤلفه هایی است که به صورت هم افزا عمل کرده و چارچوبی منسجم برای تحول در آموزش ریاضی ارائه می دهند. در محور اصول بنیادین، تأکید بر مفاهیمی چون توحید و نظم الهی، اخلاق محوری، هویت فرهنگی-ملی، و پرورش تفکر انتقادی و تعمق معنوی قرار دارد. این اصول، زیربنای سایر اجزای آموزشی در این الگو هستند. در محور طراحی محتوا، بومی سازی با بهره گیری از فرهنگ اسلامی-ایرانی دنبال شده است؛ از جمله با پیوند مفاهیم ریاضی با آیات قرآن، بازخوانی نقش مسلمانان در تاریخ ریاضی، و بهره گیری از داستان ها و روایت های اخلاقی. این رویکردها، انگیزه، هویت و درک ارزشی فراگیران را تقویت می کند. در محور روش های تدریس، با توجه به نیازهای نسل Z، بر یادگیری تعاملی، استفاده از فناوری، تدریس پروژه محور، و توجه به تفاوت های فردی تأکید شده است. این روش ها موجب یادگیری عمیق تر، رشد مهارت های شناختی و درگیری فعال دانشجویان می شود. در محور ارزشیابی، رویکردی جامع و ارزش محور اتخاذ شده است که هم دانش مفهومی و مهارت های حل مسئله، و هم ابعاد اخلاقی مانند صداقت، مسئولیت پذیری و تعهد را می سنجد. در این الگو، مدرس نقش راهبر معنوی را ایفا می کند؛ کسی که با بینش دینی و فرهنگی، مفاهیم علمی را در بستری الهام بخش و تربیتی منتقل می سازد. این الگو پاسخی نوآورانه و بومی به چالش های آموزش ریاضی در مواجهه با نسل جدید است. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش ریاضی، اگر به درستی با آموزه های الهی، ارزش های اخلاقی و بافت فرهنگی ایران تلفیق شود، می تواند به بستری برای رشد همه جانبه دانشجویان -اعم از شناختی، اخلاقی، معنوی و هویتی- تبدیل گردد. در شرایطی که آموزش ریاضیات در بسیاری از نظام های آموزشی عمدتاً با رویکردی صرفاً انتزاعی و مهارت محور دنبال می شود، الگوی پیشنهادی این تحقیق تلاش دارد تا با تأکید بر مفهوم محوری ارزشی، بین تعلیم علمی و تربیت فرهنگی-دینی پیوندی نظام مند برقرار کند. در این الگو، هویت درس ریاضی بازتعریف شده و ریاضیات نه صرفاً یک ابزار محاسبه، بلکه زبانی برای فهم نظم و حکمت الهی در آفرینش معرفی می شود. این نگاه هستی شناختی، درک عمیق تری از مفاهیم ریاضی و یگانگی نظام خلقت برای دانشجویان به ارمغان می آورد. همچنین، با توجه به ویژگی های نسل Z، از جمله گرایش به تعامل، فناوری و معناجویی، الگو بر یادگیری شخصی سازی شده، هدفمند و پویا تأکید دارد و نقش معلم را از یک ناقل صرف به تسهیل گر یادگیری معنادار ارتقا می دهد. در محور ارزشیابی نیز تحول چشمگیری دیده می شود؛ به جای تأکید صرف بر دانش عددی و آزمون های سنتی، رویکردی ترکیبی و ارزشی محور اتخاذ شده که رشد اخلاقی، نگرشی و معنوی را نیز می سنجد. معلم در این چارچوب، الگو و راهبر معنوی است که باید مسلط به دانش تخصصی، روش های نوین تدریس و متخلق به ارزش ها باشد. در جمع بندی، الگوی مفهومی این پژوهش، الگویی بومی و اسلامی سازی شده برای آموزش ریاضی و تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی است. پیاده سازی این الگو می تواند به عنوان الگویی بومی در نظام آموزش عالی کشور، به ویژه در دوره های تربیت معلم، مورد بهره برداری قرار گیرد.
۴۴۴۶.

نقش زیست بوم مدرسه در هویت یابی نوجوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه و اهداف: شکل گیری هویت یکی از وظایف اساسی رشد در دوران نوجوانی است که تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و محیطی قرار دارد. اریکسون [1] (1968) هویت را به عنوان تمایزی که فرد میان خود و دیگران قائل می شود تعریف می کند؛ تمایزی که شامل الگوهای فکری درونی شده، ارزش ها و سبک های ارتباطی است. این سازه روانی - اجتماعی در دوران نوجوانی دچار دگرگونی های چشم گیری می شود، زیرا افراد در این دوره، برداشت های خود از خویشتن، ارزیابی های بیرونی و اهداف زندگی خود را با یکدیگر ادغام می کنند (شوارتز، 2005؛ خباز و همکاران، 1389). در این میان، آموزش نقش مهم و تأثیرگذاری ایفا می کند. مدرسه به عنوان اصلی ترین محیط آموزشی، از طریق برنامه درسی، تعاملات معلم و دانش آموز، ساختارهای مدیریتی و حتی برنامه پنهان، بر هویت نوجوانان تأثیرگذار است (طالب زاده و فتحی، 2003؛ گیدنز، [2] 2011).مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش زیست بوم مدرسه در شکل گیری هویت نوجوانان ایرانی انجام شده است. این پژوهش با تکیه بر دیدگاه زیست بومی، مدرسه را نه به عنوان یک نهاد ایستا بلکه به عنوان محیطی اجتماعی - فرهنگی و پویا در نظر می گیرد. در این چارچوب، عواملی همچون روابط همسالان، رفتار معلمان، فرهنگ مدرسه، فضای فیزیکی و منابع در دسترس از طریق روش های کیفی و تحلیل مضمون منابع فارسی، انگلیسی و عربی بررسی شده اند.هدف پژوهش، شناسایی مؤلفه های کلیدی مدرسه ای است که بر ابعاد مختلف هویت تأثیرگذارند و این پرسش را مطرح می کند که آیا دانش آموزان صرفاً دانش می آموزند یا دگرگونی هویتی را تجربه می کنند؟ این تحقیق در نهایت می کوشد با ارائه راهکارهایی، سیاست گذاران آموزشی، طراحان برنامه درسی و مجریان آموزشی را نسبت به نقش پویای مدرسه در فرآیند هویت یابی آگاه سازد. با اتخاذ رویکردی جامع و چندبعدی نسبت به توسعه هویت، این مطالعه به درک عمیق تری از دوران نوجوانی در بستر آموزش و پرورش ایران کمک می کند. روش: در این تحقیق، به منظور بررسی نقش تعلیم و تربیت رسمی در شکل دهی هویت نوجوان ایرانی از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. هدف اصلی این روش، استخراج کدهای توصیفی و تجویزی جهت ترسیم مدل مفهومی روابط علی متغیرها است. این تحلیل به روش داده بنیاد با رویکرد ساختارگرای اشتراوس و کوربن نزدیک شده، بدون اینکه چارچوب نظری اولیه مقولات را تعیین کند، بلکه به خلاقیت محقق در کدگذاری جهت داده و باعث ایجاد حساسیت نظری می شود.در مرحله نخست، 350 منبع فارسی، انگلیسی و عربی بررسی شد که پس از پالایش، 24 منبع نهایی (12 فارسی، 10 انگلیسی، 2 عربی) انتخاب شدند که همگی ارتباط مستقیم با موضوع نقش مدرسه در شکل گیری هویت نوجوانان داشتند. این منابع شامل 6 پایان نامه و 18 مقاله بودند و براساس معیارهایی چون اعتبار، قوت نظری و ارتباط با پرسش تحقیق گزینش شدند.با تحلیل این منابع، 98 کد غنی استخراج شد که براساس جهت تأثیرگذاری به چهار دسته تقسیم شدند: هویت ساز، هویت سوز، بسته به جهت عناصر و فاقد تأثیر. تنها یافته های حاصل از روش شناسی تحقیقات لحاظ شدند و محتوای نظری فاقد پشتوانه تجربی کنار گذاشته شد.مراحل انجام این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون عبارتند از:آشنا شدن با داده ها؛ایجاد کدهای اولیه و کدگذاری؛جستجو و شناخت مضامین؛ترسیم شبکه مضامین؛تحلیل شبکه مضامین؛ادغام و یکپارچه کردن مجدد متن.  جهت اثرگذاری سازه هویتی رکن زیست بوم مضمون اولیه بسته به جهت عناصرهویت شغلیبافت مدرسهتأثیر بافت مدرسه بر شغل دانش آموزانهویت سوزهویت اجتماعیبافت مدرسهتأثیر مدرسه بر بازتولید هویت های طبقاتیبسته به جهت عناصرهویت فردیبافت مدرسهتأثیر بافت مدرسه بر نوع نگرش دانش آموزانهویت سازهویت ملیبرنامه پنهانتأثیر برنامه پنهان مدارس بر تقویت هویت ملیفاقد تأثیرهویت دینیبرنامه پنهانعدم تأثیر برنامه پنهان مدرسه در هویت دینیهویت سازهویت ملیفناوری های مدرسهضعف امکانات و برنامه ریزی مناسب مدارس در تقویت هویت ملیهویت سازهویت اجتماعیساختار مدرسهتأثیر مدرسه بر شکل گیری هویت گروهی و اجتماعی دانش آموزانهویت سازهویت سیاسیساختار مدرسهتلاش مدرسه در راستای هویت مذهبی مناسک گرا، جمعی و هم پوشان با پرورش سیاسیهویت سازهویت دینیساختار مدرسهتعارض و تفاوت مدرسه و خانواده در چهار مؤلفه هویتی، تحصیلی، مذهبی، سیاسی و انضباطیهویت سازهویت فردیساختار مدرسهدستیابی مدارس به دانش آموزان مطیع برخلاف خانوادهبسته به جهت عناصرهویت شغلیساختار مدرسهتأثیر مدارس پیش حرفه ای بر هویت یابی شغلی سریع تر دانش آموزان در مقایسه با مدارس پیش آکادمیکهویت سازهویت دینیتعامل بازیگرانتأثیر روابط موجود در مدارس بر تقویت هویت دینیهویت سازهویت فردیتعامل بازیگرانتأثیر نحوه تعامل با همسالان در مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سازهویت اجتماعیتعامل بازیگرانتأثیر فعالیت های گروهی مدرسه بر شکل گیری هویت جمعی دانش آموزانهویت سازهویت شغلیتعامل بازیگرانتأثیر رابطه معلم-دانش آموز بر رشد هویت علمی مثبتهویت سازهویت فردیبازیگران مدرسهتأثیر نحوه برخورد کادر مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سوزهویت فردیبازیگران مدرسهنقش مدارس و معلمان به طور ناخواسته و اغلب منفی در رشد هویت نوجوانانبسته به جهت عناصرهویت دینیبازیگران مدرسهتأثیر معلم و همکلاسی ها بر تربیت اعتقادی، اخلاقی و عبادی دانش آموزانهویت سازهویت ملیبازیگران مدرسهتأثیر نقش راهبری معلم بر هویت ملی دانش آموزانهویت سازهویت شغلیبازیگران مدرسهتأثیر روحیه علم دوستی کادر مدرسه بر موفقیت شغلی دانش آموزانهویت سازهویت ملیجو مدرسهتأثیر جو اجتماعی مدارس بر تقویت هویت ملیهویت سازهویت دینیجو مدرسهتأثیر جو اجتماعی مدارس بر تقویت هویت دینیهویت سازهویت فردیجو مدرسهتأثیر فضای مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سازهویت ملیمعماری مدرسهتأثیر ساختار فیزیکی مدارس بر تقویت هویت ملیهویت سازهویت دینیمعماری مدرسهتأثیر ساختار فیزیکی مدارس بر تقویت هویت دینیبسته به جهت عناصرهویت اجتماعیمعماری مدرسهتأثیر معماری فضا بر هویت جمعی دانش آموزانهویت سازهویت فردیفرآیند تربیتیتأثیر نظام مشاوره مدارس بر ارتقا بهزیستی روانی دانش آموزانهویت سازهویت جنسیفرآیند تربیتیتأثیر مدارس با معرفی الگوها در هویت جنسیتی دخترانهویت سوزهویت شغلیفرآیند تربیتیمدرک گرایی در تحصیل علم برخلاف خانوادهبسته به جهت عناصرهویت فردیفرآیند آموزشیتأثیر ناخواسته فرآیندهای آموزشی بر رشد هویت نوجوانانهویت سوزهویت شغلیفرآیند آموزشیتأثیر منفی راهبردهای تدریس در کلاس های هنری که فضایی برای ابراز وجود نمی گذارد در هویت یابی شغلی دانش آموزانهویت سازهویت جنسیفرآیند آموزشیتأثیر مدارس با آموزش و مشاوره خانواده ها در هویت جنسیتی دختران - تأثیر مدارس با مسئولیت دادن به دختران در هویت جنسیتی دخترانهویت سازهویت ملیفرآیند آموزشیتأثیر برنامه های درسی بر شکل گیری و تعمیق هویت ملیهویت سازهویت اجتماعیفرآیند آموزشیتأثیر برنامه های آموزشی و مهارتی بر رشد اجتماعی دانش آموزانبسته به جهت عناصرهویت فردیمحتوای آموزشیتأثیر برنامه درسی بر رشد هویت نوجوانانهویت سازهویت ملیمحتوای آموزشیتأثیر نقش کتب بر هویت ملی دانش آموزانهویت سازهویت دینیمحتوای آموزشیتأثیر نقش کتب بر هویت دینی دانش آموزان  نتایج: بخشی از جدول تحلیل مضمونتحلیل مضمون منابع نشان می دهد که اجزای مختلف زیست بوم مدرسه تأثیر چشم گیری بر شکل گیری هویت نوجوانان دارند. یافته های اصلی در سه حوزه خلاصه می شوند:ابعاد هویتی تحت تأثیر: در میان ابعاد مختلف هویت، بیشترین تأثیر بر موارد زیر مشاهده شده است:هویت فردی (36 کد)؛هویت ملی (18 کد)؛هویت دینی (14 کد)؛هویت اجتماعی (12 کد)؛هویت شغلی (11 کد)؛هویت جنسیتی و سیاسی (هرکدام 3 کد)؛هویت فرهنگی (1 کد).این نتایج نشان می دهد که نظام آموزش رسمی بیشترین نقش را در شکل دهی به هویت فردی، ملی و دینی دانش آموزان ایفا می کند.اجزای مؤثر مدرسه: مؤلفه های زیر بیشترین تأثیر را بر هویت نوجوانان داشته اند:کنشگران مدرسه (معلمان، کارکنان، دانش آموزان، مدیران): بیشترین تأثیر به ویژه بر هویت فردی، دینی و شغلی (18 کد)؛فرآیند آموزشی: مؤثر بر هویت فردی، شغلی، ملی و اجتماعی (16 کد)؛ساختار مدرسه: تأثیرگذار بر هویت فردی، ملی و اجتماعی (13 کد)؛برنامه پنهان و اقلیم مدرسه: تقویت کننده هویت دینی و ملی؛محیط فیزیکی مدرسه: تأثیرگذار بر هویت اجتماعی، فردی و ملی.عوامل تضعیف کننده هویت: پنج عامل به عنوان موانع احتمالی در مسیر رشد هویتی شناسایی شدند:محیط مدرسه: ممکن است نابرابری را بازتولید کند.فرآیندهای سخت گیرانه آموزشی: می توانند مانع شکل گیری هویت شوند.هنجارهای نهادی: ممکن است آزادی بیان دانش آموزان را محدود کنند.مدرک گرایی: خلاقیت را کاهش می دهد.روش های آموزشی سنتی (به ویژه در حوزه هنر): می توانند مانع ابراز خود شوند.در جمع بندی، اگرچه بیشتر اجزای مدرسه نقش مثبتی در رشد هویت دارند - به ویژه در ابعاد فردی، ملی و دینی - برخی ساختارها و رویه های آموزشی می توانند مانع شکل گیری کامل و چندبعدی هویت شوند. رفع این چالش ها نیازمند انعطاف پذیری و شمول گرایی بیشتر در نظام های آموزشی است. مدل مفهومی نقش زیست بوم مدرسه در هویت یابی دانش آموزان بحث و نتیجه گیری: نوجوانان آینده ساز هر جامعه ای هستند و انسجام شخصیتی و مسیر زندگی آنها تا حد زیادی به هویتی بستگی دارد که در این مرحله شکل می گیرد. یکی از نهادهای اثرگذار در این فرآیند، نظام تعلیم و تربیت رسمی است. نگاهی جامع و نظام مند به این نظام، به عنوان یک زیست بوم اجتماعی - فرهنگی پیچیده، درک عمیق تری از نقش آن در شکل دهی به هویت جوانان ایرانی امروز فراهم می کند.در این پژوهش، با بهره گیری از تحلیل مضمون 24 منبع، تعداد 98 مضمون تفصیلی مرتبط با شکل گیری هویت نوجوانان شناسایی شد. در این میان، 12 مؤلفه اساسی در زیست بوم مدرسه شناسایی گردیدند؛ از جمله فناوری های مدرسه، فرآیندهای آموزشی، معماری، بافت، ساختار، محیط و جو، تعاملات میان کنشگران مدرسه و برنامه پنهان.این مؤلفه ها بر هشت بعد کلیدی هویت شامل هویت فردی، اجتماعی، جنسیتی، شغلی، دینی، فرهنگی، سیاسی و ملی تأثیر می گذارند. شایان توجه است که هویت های امتی تمدنی و مجازی (آنلاین)، علی رغم اهمیتشان، در منابع بررسی شده پوشش نیافته اند و می توانند موضوع تحقیقات آینده قرار گیرند.یافته های این پژوهش نشان می دهد که زیست بوم مدرسه به عنوان یک سیستم پیچیده و چندبعدی، تأثیر عمیقی بر شکل گیری ابعاد مختلف هویتی دانش آموزان دارد. ارکان مختلف زیست بوم مدرسه، از جمله بازیگران مدرسه، ساختار مدرسه، فرآیندهای آموزشی و تربیتی، جو مدرسه، و محتوای آموزشی، به طور معناداری بر هویت فردی، ملی، دینی، اجتماعی، شغلی و سایر ابعاد هویتی دانش آموزان تأثیرگذار هستند. در این میان، بازیگران مدرسه بیشترین تأثیر را بر هویت فردی، دینی و شغلی دانش آموزان داشته اند، درحالی که هویت ملی و دینی به طور گسترده ای تحت تأثیر اکثر ارکان زیست بوم مدرسه قرار گرفته اند. همچنین، برخی از ارکان مانند بافت مدرسه و فرآیندهای آموزشی می توانند هم نقش هویت ساز و هم هویت سوز ایفا کنند. این یافته ها بر اهمیت توجه به زیست بوم مدرسه به عنوان یک خرده سیستم کلیدی در فرآیند هویت یابی نوجوانان تأکید می کنند و نشان می دهند که هویت یابی دانش آموزان نتیجه تعامل پیچیده ی عوامل درونی و بیرونی در محیط مدرسه است.شکل گیری و تقویت هویت ایرانی اسلامی نوجوانان اگر غایتی مهم برای سیاست گذاران باشد مستلزم توجه آنان به این نهاد رسمی است چراکه از بین ابعاد هویتی، هویت ملی و دینی دانش آموزان بیشترین بعد هویتی هستند که در این زیست بوم تحت تأثیر ارکان مختلف قرار می گیرند.این پژوهش، مدل زیست بومی فرهنگی را به عنوان جایگزینی برای رویکردهای سنتی فرهنگی در مطالعات مدرسه پیشنهاد می کند و از پژوهش های آینده دعوت می نماید تا اجزای جدید و تأثیرات متنوع انواع مدارس بر هویت نوجوانان را بررسی کنند.  [1] . Erikson  [2] . Giddens 
۴۴۴۷.

بررسی مؤلفه های تفکر مراقبتی در منتخبی از داستان های ایرانی گروه سنی «ج»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه و اهداف: در دنیای معاصر، پیشرفت های شتابان در رسانه های جمعی، صنعت و فناوری، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جوامع را به طور عمیق و گسترده ای دگرگون ساخته است. این تحولات، ارزش های اخلاقی را دستخوش تغییر نموده و چالش های جدیدی در حوزه های فکری، اخلاقی و اجتماعی پدید آورده است. این شرایط، ضرورت بازنگری در روش های آموزشی را برای آماده سازی کودکان در مواجهه با مسائل پیچیده فکری، اخلاقی و اجتماعی بیش از پیش آشکار ساخته است. تفکر مراقبتی، به عنوان یکی از ارکان کلیدی تفکر فلسفی که توسط لیپمن مفهوم سازی شده، استدلال عقلانی را با ملاحظات عاطفی و ارزش محور درهم آمیخته و تصمیم گیری هایی را ترویج می دهد که منطق و همدلی را تلفیق می سازد. پژوهش ها نقش این تفکر را در تقویت رشد شناختی، اجتماعی و اخلاقی کودکان تأیید کرده اند، به ویژه از طریق روایت هایی که با درگیر کردن احساسات و تخیل، گفت وگوی فلسفی را تسهیل می کنند. ادبیات کودک ایران، که ریشه در میراث فرهنگی و فلسفی این سرزمین دارد، فرصتی بی نظیر برای پرورش تفکر مراقبتی در بستری فرهنگی و بومی فراهم می آورد. با این حال، اتکای برنامه فلسفه برای کودکان (P4C) به داستان های ترجمه شده، اغلب ارزش های بومی را نادیده گرفته و گسستی فرهنگی ایجاد می کند. این پژوهش به بررسی کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی؛ شامل تفکر ارزش محور، عاطفی، هنجاری، فعال و همدلانه در داستان های ایرانی برای گروه سنی «ج» (9 تا 12 سال) می پردازد و هدف آن ارزیابی ظرفیت این داستان ها برای تقویت تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان است. این پژوهش دو مسئله اصلی را بررسی می کند: میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی در این داستان ها و ظرفیت آنها برای پرورش تفکر مراقبتی در برنامه فبک. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی مبتنی بر چارچوب مایرینگ (2000) انجام شده است تا داستان های منتخب به صورت نظام مند ارزیابی شوند. تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-تفسیری بهره گرفته که توصیف دقیق داده ها را با تفسیری نظام مند ترکیب می کند تا کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را آشکار سازد. قلمرو پژوهش شامل داستان های کودکان ایرانی برای گروه سنی «ج» است که به صورت هدفمند و براساس معیارهایی نظیر تعداد دفعات چاپ بالا، درون مایه فلسفی (مانند عدالت، آزادی، مسئولیت)، کندوکاومحوری، تنوع نویسندگان و ناشران، و دریافت جوایز ادبی انتخاب شده اند. داستان های منتخب شامل «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، «چتری با پروانه های سفید»، «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره»، «زیباترین آواز»، «شب به خیر فرمانده»، «سارا، مربای سیب و رودخانه»، «کبوتر و ساعت»، «معدن زغال سنگ کجاست؟» و «ماهی سیاه کوچولو» هستند. واحدهای تحلیل شامل جمله ها، بند ها و کل داستان بوده و هر بند از داستان به عنوان واحد معنایی و کل داستان به عنوان واحد زمینه در نظر گرفته شد. مؤلفه های تفکر مراقبتی لیپمن شامل؛ تفکر ارزش گذار (احترام، ارزش ذاتی)، عاطفی (کنترل عاطفی رفتار خوب)، هنجاری (مقایسه واقعیت با ایده آل ها)، فعال (انجام اقدامات برای خیر) و همدلانه (درک دیدگاه دیگران) است که تحلیل با استفاده از چک لیستی که جزئیات این مؤلفه ها را مشخص می کرد، انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری، دسته بندی و تحلیل شدند و این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع ادامه یافت. به منظور اعتباریابی پژوهش از روش مسیر ممیزی و تأیید توسط کارشناسان حوزه آموزش استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مؤلفه های تفکر مراقبتی به طور عمیقی در داستان های منتخب ایرانی حضور داشته و می توانند بر رشد شخصیت ها و انتقال پیام های اخلاقی و اجتماعی تأثیرگذار باشند. تفکر فعال با 52 مصداق، برجسته ترین مؤلفه است که اقدامات هدفمند شخصیت ها را برای دستیابی به اهداف فردی و جمعی نشان می دهد. برای مثال، در داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، تلاش های جمعی کودکان برای ساخت آدم برفی، کار تیمی و مسئولیت پذیری را نشان می دهد، در حالی که در داستان «شب به خیر فرمانده»، تحول شخصیت اصلی از انتقام به شفقت و همدلی، تصمیم گیری تحول آفرین را نمایان می سازد. تفکر عاطفی با 49 مصداق، نقش مهمی در تقویت خودآگاهی و ارتباطات بین فردی ایفا می کند. در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟»، پیوند عاطفی دختر با پدر، محور جست وجوی او قرار دارد. تفکر هنجاری در داستان هایی مانند «کبوتر و ساعت» که شخصیت ها از میان انتظارات اجتماعی عبور می کنند، و در «اگر آدم برفی ها آب نشوند» که اهداف جمعی با هنجارهای اجتماعی هم راستا هستند، آشکار است. تفکر همدلانه با 33 مصداق، درک دیدگاه های دیگران را ترویج می دهد، همان طور که در «سارا، مربای سیب و رودخانه» که آرزوی قهرمان برای خشنود کردن مادرش نشان دهنده همدلی است، و در «ماهی سیاه کوچولو» که قهرمان برای خیر عمومی تلاش می کند، دیده می شود. تفکر ارزش گذار، اگرچه از حضور کمرنگی برخوردار است، در داستان هایی مانند «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «سارا، مربای سیب و رودخانه» که احترام به خانواده و سنت های فرهنگی انتخاب های اخلاقی را هدایت می کند، اهمیت دارد. از نظر کمی، داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند» با 25 مصداق، بالاترین سطح تفکر مراقبتی را نشان می دهد، پس از آن داستان های «شب به خیر فرمانده» (23 مصداق) و «معدن زغال سنگ کجاست؟» (22 مصداق) قرار دارند، در حالی که داستان های «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره» و «کبوتر و ساعت» کمترین میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را دارند (هر کدام 17 مصداق). این داستان ها در مجموع بر کار جمعی، روابط عاطفی و تأمل اخلاقی تأکید دارند که با اهداف فبک هم راستا است. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که داستان های ایرانی با روایت های غنی فرهنگی، بستری برای پرورش تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان فراهم می آورند. تفکر فعال، اقدامات هدفمند شخصیت ها را هدایت کرده و همکاری و مسئولیت پذیری را ترویج می دهد، این مهم در داستان های «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «شب به خیر فرمانده» قابل مشاهده است که با پژوهش اسکندری شرفی و همکاران (1400) همسو است. تفکر عاطفی، به ویژه در داستان «چتر با پروانه های سفید»، خودآگاهی و تصمیم گیری اخلاقی را تقویت می کند که با یافته های عظمت مدارفرد و قائدی (1396) هم خوانی دارد. تفکر هنجاری، همان طور که در داستان «کبوتر و ساعت» دیده می شود، تأمل بر مسئولیت اجتماعی را تشویق می کند که با پژوهش حیدری نسب و همکاران (1401) همسو است. تفکر همدلانه، که در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟» برجسته است، درک متقابل را ترویج می دهد و با دیدگاه حسام پور و مصلح (1393) هم راستا است. تفکر ارزش گذار، هرچند کمرنگ است اما اصول فرهنگی و اخلاقی را تقویت می کند. اهمیت فرهنگی این داستان ها، محدودیت داستان های ترجمه شده را برطرف ساخته و از آنها می توان به عنوان محرک حلقه کندوکاو در برنامه فلسفه برای کودکان استفاده نمود. برای به حداکثر رساندن تأثیر این داستان ها، طراحی فعالیت ها و تمرین های مرتبط با فبک می تواند ظرفیت آموزشی آنها را افزایش دهد. محدودیت های پژوهش حاضر تمرکز بر چارچوب لیپمن و نبود ارزیابی مقایسه ای از داستان های گروه سنی متفاوت است. تحقیقات آینده می تواند تأثیر عملی این داستان ها را در محیط های آموزشی بررسی کرده و پاسخ های کودکان به پرسش های مطرح شده در حلقه کندوکاو را نیز در نظر بگیرد. درمجموع، داستان های ایرانی ظرفیت قابل توجهی برای پرورش تفکر مراقبتی، پر کردن شکاف رشد شناختی، عاطفی و اخلاقی و ترویج شهروندی مسئولانه در بستری فرهنگی و بومی ارائه می دهند.
۴۴۴۸.

واکاوی معضلات آموزشی و امکانات مدارس لرستان در دوران حکومت پهلوی اول (بر اساس اسناد منتشر نشده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه و اهداف: در عصر پهلوی اول (1304-1320ش)، نظام آموزشی دستخوش تحولات مهمی شد که این تحولات چالش ها و معضلات زیادی را به وجود آورد. تلاش پهلوی بر آن بود تا بدون درست کردن زیر ساخت های آموزشی به صورت آمرانه، ایران را در زمینه نظام آموزش و پرورش و در ظاهر به ترقی برساند. هدف مقاله حاضر، کشف و وصف معضلات و چالش های نظام آموزش عصر پهلوی اول به عنوان یکی از مهم ترین دوره های تحول آموزش در ایران، با استفاده از روش مطالعات اسنادی و تحلیلی و با تکیه بر منابع تاریخی این دوره است. یافته های این پژوهش نشانگر آن است که دولت پهلوی اول با وجود در نظر گرفتن برنامه های اصلاحی، به لحاظ ضعف ساختار آمورشی، اقدامات عجولانه و سوء مدیریت، بر خلاف وعده هایی که در زمینه نوسازی ساختار نظام آموزشی ایران داده بود، نتوانست بسترهای کافی را در مناطق دور دست به ویژه در مدارس لرستان برای محصلان  ایجاد  کند. بنابراین اقدامات حکومت پهلوی اول در اجرای برنامه های تجددطلبانه بالأخص در اصلاح ساختار آموزشی مدارس بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و در عمل دانش آموزان با مشکلاتی مانند: کمبود معلم و نیروی متخصص، برنامه های درسی منسجم و بومی، محدودیت آزادی اندیشه و مشکلات فراوانی بهداشتی، کمبود فضای مناسب و مدیران کاربلد بودند به طوری که، در بعضی از مواقع بر یادگیری آنان تأثیر منفی گذاشته بود.     بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال است که چرا دولت پهلوی اول با وجود در نظر گرفتن برنامه های اصلاحی، قادر نبود بسترهای کافی را در مدارس لرستان برای محصلان ایجاد کند؟ فرضیه حاصله چنین است که، دولت  رضاشاه بر خلاف وعده هایی که در زمینه نوسازی ساختار نظام آموزشی ایران داده بود آن طور که باید به سبب سوءمدیریت مسئولین و اقدامات عجولانه قادر نبود تا در مناطق دور دست کشور امکانات خوبی را برای دانش آموزان فراهم آورد که همین  امر  بیانگر ضعف ساختاری آموزش و پرورش در آن روزگار است. روش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر اسناد منتشر نشده قصد دارد تا با گویاسازی، مطالعه  دقیق  و  تحلیل علمی این اسناد و نیز بررسی تعدادی از منابع تاریخی به آسیب شناسی و معضلات مدارس لرستان در عصر پهلوی اول بپردازد و عملکرد مدیران و امکانات آنان را تحلیل و ابهامات را روشن سازد. از سویی، در ابتدا از میان اسناد متعدد سندهای مورد نیاز بر مبنای موضوع پژوهش برگزیده شده است که پس از تفکیک و صحت سنجی آن بر مبنای دانش تاریخ نگاری تعدادی از آن ها حذف و بقیه انتخاب گردید که همین امر بر اعتبار تحقیق می افزاید. پس با توجه به این اسناد با اهمیت و تأیید شده، انجام چنین پژوهشی در حوزه تاریخچه آموزش و پرورش ایران در این دوره تاریخی ضروری است تا بدین طریق، با یادآوری مشکلات آموزشی که تعداد اندکی از آن ها در زمان حاضر هم هنوز پابرجا هست باعث شود تا مدیران کنونی در رفع آن کوشا شوند.  نتایج: در دوره پهلوی اول مدارس نوین به معنای دقیق کلمه به خوبی و با برنامه ریزی مشخص تأسیس نشد زیرا زیرساخت ها  به درستی شکل نگرفت  و دولت بدون آن که درک صحیحی از آموزش های جدید داشته باشد چنین مدارسی را بنیان نهاد. همچنین نتوانست الگوی مشخصی از نمونه های مدارس پیشرفته در اروپا را الگو قرار دهد و در این زمینه احتیاط و دقت کند. بنابراین رضاشاه با شتاب می خواست حتی جهت حفظ ظاهر برای این که خود را پادشاهی متجدد به دنیا معرفی نماید مدارس کهن را از میان بردارد و سبک آموزش را تغییر دهد تا به همه بفهماند که دولت پهلوی در راستای ترقی ایران گام بر می دارد.از طرفی هم، از محتوای اسناد چنین استنباط می شود که دانش آموزان از حداقل وسایل اولیه تحصیل هم بهره مند نبودند و مدیران مدارس لباس و لوازم التحریر آنان را با درآمد شخصی تهیه می کردند و یا برای گسترش کلاس ها و پایه های نظام آموزشی مکرراً  با وزارتخانه اوقاف و معارف مکاتبه می نمودند که اکثر اوقات به نتیجه خاصی نمی رسیدند، و یا از کمبود آموزگاران خوب رنج می بردند و حتی در پرداخت همان حقوق ناچیز با مشکلاتی روبرو بودند و از دولت می خواستند تا در رفع این معضل تلاش کند اما چنین اتفاقی رخ نداد. ناگفته نماند که اگر مدیران شایسته و با نفوذی حضور داشتند این گرفتاری ها تا حدودی کاهش می یافت. بحث و نتیجه گیری:  با بررسی اسناد این نتیجه حاصل می شود که اقدامات دولت پهلوی اول در ایجاد مدارس جدید و نیز رویکرد آموزشی مطابق با شرایط اجتماعی و فرهنگی نوین در ایران اگر درست اجرا می شد نتایج مطلوبی را حتی در دراز مدت  به دنبال داشت که می توانست با درایت و فرهنگ سازی صحیح جایگزین مکتب خانه ها و آموزش های سنتی البته با رعایت مسائل شرعی شود. ولیکن در آن شرایط که بسترهای مناسبی فراهم نشده بود پیامدهای خوبی در پی نداشت زیرا هنوز ساختار جامعه سنتی و در بعضی از استان ها مثل لرستان با وجود کوشش بزرگان علم و ادب در ارتقای سطح آموزش اما بسترهای لازم کافی نبود، اگرچه که برخی از اشخاص دلسوز با انجام فعالیت های عام المنفعه گام های مثبتی در راستای تأسیس و تجهیز مدارس برداشتند ولی مشکلات برای مردم حل نشد.در نهایت، با توجه به مواردی که گفته شد باید به این مسئله مهم هم اشاره کرد که دولت رضاشاه بیشتر دنبال تبلیغ و جوسازی بود در غیر این صورت، باید به شکلی دقیق در راستای ارتقای سطح آموزش گام بر می داشت و دلسوزانه به پیشرفت محصلان کمک می کرد نه این که مشکلات پا بر جا بماند و اوضاع دگرگون نشود، زیرا ترقی نظام تعلیم و تربیت به مدیریت درست نیاز دارد و تنها با وعده دادن و تصویب قوانین نمی توان به عنوان شرط لازم گامی محکم در این زمینه برداشت، پس پشتکار و اقدام عملی هم در کنار آن شرط کافی به شمار می رود. از طرفی هم، یاید زیرساخت های نظام آموزشی با درایت مدیران و تأمین اعتبار شکل گیرد این طور نباشد که اول طرحی در زمینه ارتقای آموزش اجرا شود بعد توسعه زیرساخت ها انجام پذیرد، اگر بدین شکل عمل شود هرج و مرج بر نظام آموزشی حاکم خواهد شد و دانش آموزان متضرر خواهند شد. بنابراین اقدامات نسنجیده دولت رضاشاه می تواند درس عبرتی باشد تا مسئولان به درستی و با علم و آگاهی در خصوص پیشرفت آموزش گام بردارند که اگر این اتفاق رخ دهد به یقین معضلات آموزشی رفع می گردد و آینده روشنی بر نظام تعلیم و تربیت در انتظار خواهد بود. تعارض و منافع: تعارض و منافع اعلام نشده است.
۴۴۴۹.

منطق برنامه درسی تعلیم و تربیت عمومی مبتنی بر دیدگاه حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۴
نظر به آرمان اساسی مندرج سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش در دستیابی متربیان به مراتب حیات طیبه به عنوان گفتمان کلیدی در تمامی ساحت های تربیتی، پژوهش حاضر با هدف تبیین منطق، هدف و محتوای برنامه درسی در راستای نیل به رهیافت حیات طیبه انجام شد. براین اساس نخست تلاش شد تا با استفاده از رویکرد کیفی و روش فرآیند چرخه ای تحلیل مفهوم حیات طیبه کاوش گردد و سپس با استفاده از شیوه مطالعه موردی منطق، اهداف و محتوای برنامه درسی براساس چارچوب مفهومی حیات طیبه استنتاج شود. نتایج پژوهش نشان داد که توجه به حیات طیبه به عنوان منطق و فلسفه برنامه درسی می تواند جهت گیری سایر عناصر برنامه درسی را به سوی حیات طیبه تعیین نماید و از این رهگذر با تقویت ایمان، باور، دانش و عملکرد متربی زمینه تعالی وی فراهم شود. از این منظر اهداف و محتوای برنامه درسی نیز مبتنی بر مبانی توحیدی و اعتقادی بوده و بر ارزش ها و باورهای اسلامی و اخلاقی در روابط چهارگانه ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با خلقت و ارتباط با خلق تاکید دارد.
۴۴۵۰.

واکاوی دین و سنت در رویکرد سنت گرایی فریتیوف شوان و دلالت های آنها در تعلیم و تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه و اهداف: این پژوهش با هدف بررسی مفاهیم سنت، دین و تربیت دینی در رویکرد سنتگرایی فریتیوف شوان و دلالت های تربیتی آنها در حوزه تربیت دینی انجام شده است. این پژوهش در صدد مقابله با دنیای تجدد و ارائه راهکارهای تربیتی مبتنی بر سنت است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کیفی و توصیفی - تحلیلی است. ابتدا با استفاده از منابع معتبر، اندیشه های سنت گرایان به ویژه فریتیوف شوان استخراج و سپس با نگاه ترکیبی، تلخیص و هم نگری شده اند. در نهایت، مفاهیم مرتبط با فرایند تربیت دینی پردازش شده اند. یافته ها: به اعتقاد سنت گرایان از جمله شوان، دین قابلیت نفوذ بر همه ابعاد زندگی انسان ها را دارد و حذف دین موجب بحران معنویت و خطرات جبران ناپذیری برای جوامع خواهد داشت. لذا شوان، تضعیف دین داری را نتیجه مستقیم تجددگرایی می داند و بهترین راه مواجهه با این چالش را شناخت عمیق و هوشمندانه دنیای تجدد بر مبنای نگرش عقلانی و بازگشت به سنت می داند که در واقع هسته اصلی و منبعث از ذات هستی است و در دل آن خرد جاودانی قرار دارد که در نهایت همه ادیان را یکی می کند و در قله هستی به خداوند متصل می کند. بنابراین سنت، ریشه در وحی دارد و در بستر زمان و مکان جاری است. بنابراین تعلیم و تربیت در دنیای کنونی باید مبتنی بر اصول متافیزیکی و حکمت جاویدان باشد و بر استفاده از آموزه های قرآن و حدیث به عنوان سرچشمه های سنت اسلامی تاکید شود، چراکه تعالیم این دو منبع موجب سعادت هر دو جهان خواهد شد. از نظر شوان دین نیز، تجلی سنت های معنوی و حکمت جاودان است و حامل حقیقتی است که در قلب تمامی ادیان وجود دارد. مراحل تحقق تربیت دینی و تحول معنوی: شوان،تربیت دینی را فرآیند پرورش جنبه های معنوی و روحانی انسان می داند که باید شامل آگاهی از اصول انسانی، اخلاقی و معنوی باشد لذا انسان ها به عنوان موجوداتی دارای بُعد معنوی و پتانسیل حرکت به سوی مطلق در نظر می گیرد و انسان را دارای ساحات چندگانه می داند و معتقد است شریف ترین رسالت انسان، اتصال به ذات الهی است.. لذا سه مرحله اصلی برای تربیت دینی قائل است: طریق دینی - معنوی (تزکیه)، طریق اشراق (انشراح) و مرحله نهایی کمال و وصال. همچنین، سه فضیلت ویژه (تواضع، احسان، صدق) را مقدمه طی طریق معنوی می داند. نتیجه گیری: این مقاله با بررسی دیدگاه های فریتیوف شوان، متفکر سنت گرا، به بررسی چالش های تربیت دینی در دنیای مدرن می پردازد. شوان، فلسفه جاویدان را به عنوان راه نجاتی برای انسان معاصر در مواجهه با تجددگرایی معرفی می کند، چراکه این فلسفه ریشه در وحی الهی داشته و انسان را به سوی حقیقت مطلق هدایت می کند. مقاله با تأکید بر اهمیت دین، معنویت و ارزش های اخلاقی، نقش کلیدی مربی، متربی و محیط را در فرآیند تربیت دینی مورد بررسی قرار می دهد. همچنین، با انتقاد از دنیای مدرن و غفلت آن از معنویت، بر لزوم ایجاد نظام آموزشی کارآمد، دینی و مبتنی بر عقلانیت و بصیرت تأکید می شود تا برنامه های تربیتی مفیدی برای نسل جوان در راستای ارزش های اخلاقی و دینی ارائه گردد. در نهایت، مقاله بر اهمیت تحول معنوی و لزوم توجه به ابعاد نظری و عملی دین، همراه با نیایش، فضیلت، زیبایی و صدق، به عنوان شروط اساسی اعتبار و اصالت دین تاکید می کند و پیشنهاد می کند که صاحب نظران نظام آموزشی در طراحی متون درسی، از قرآن و حدیث بهره مند شده و اهداف تربیت دینی را در تمامی جنبه های زندگی افراد جامعه منعکس نمایند. تشکر و قدردانی: با توجه به اینکه این پژوهش برآمده از رساله نبی اله دهقان خلیلی دانشجوی دکتری رشته فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شیراز با راهنمایی های استاد راهنما (جناب آقای دکتر بابک شمشیری) و مشاورین رساله (جناب آقایان محمدحسن کریمی و امین ایزدپناه) می باشد. لذا نویسنده مقاله از راهنمایی های ایشان، سردبیر، مدیران، کارشناسان و داوران فصلنامه علمی تربیت اسلامی تشکر و قدردانی می نمایند. تعارض منافع: «هیچگونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است».
۴۴۵۱.

رویکردهای تربیتی پیامبر(ص) در گذر از جاهلیت به اسلام مبتنی بر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۹
تحول عظیم اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی که پیامبر اسلام (ص) در عصر جاهلیت به انجام رساند، یکی از برجسته ترین الگوهای اصلاح تربیتی و هدایتی در تاریخ بشریت به شمار می آید. این مقاله با هدف بررسی راهبردها و رویکردهای تربیتی و هدایتی پیامبر اکرم (ص) در فرآیند گذار جامعه جاهلی پیش از اسلام به تمدنی دینی، اخلاقی و عدالت محور تدوین شده است. جامعه جاهلی با ویژگی هایی چون شرک، خشونت، تبعیض قبیله ای و جهل ساختاری، بستری پیچیده و مقاوم در برابر تحول بود. پیامبر با بهره گیری از روش هایی چون دعوت تدریجی، استفاده از حکمت و موعظه حسنه، الگوسازی شخصیتی، و تأکید بر توحید و ارزش های اخلاقی، توانست ساختار فکری، فرهنگی و اجتماعی جامعه را دگرگون سازد. در این مقاله، با رویکرد تحلیلی توصیفی و با تکیه بر منابع قرآنی و روایی، ابعاد مختلف این راهبردها واکاوی شده و نقش آن ها در شکل گیری امت اسلامی بررسی می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شیوه های تربیتی و هدایتی پیامبر، نه تنها در برهه تاریخی خاص خود ثمربخش بوده، بلکه قابلیت الگوبرداری برای نظام های تربیتی معاصر را نیز داراست.
۴۴۵۲.

بررسی پیدایش و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه و اهداف: حوزه های علمیه در هر دوره ای متناسب با شرایط آن دوره و امکانات و مقدورات موجود به تبلیغ و ترویج دین و اخلاق و معنویت و تعلیم و تربیت مردم اهتمام داشته اند. نیروی مورد نیاز برای انجام این وظایف شامل معلمان، مبلغان، ائمه جماعات و ائمه جمعه را تربیت می کردند و با تأسیس مدارس و مکتب خانه ها به تربیت مردم همت می گماشتند. بررسی گذرا نشان می دهد که حوزه های علمیه علاوه بر فعالیت های تربیتی، در زمینه پژوهش و تولید علم در زمینه تربیت نیز پیشگام بوده اند و آثاری در زمینه اخلاق و تربیت اخلاقی، آداب و اخلاق تعلیم و تعلم، روش های تربیت و مانند آن تولید کرده اند. حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس توسط حاج شیخ عبدالکریم حائری به تعلیم و تربیت توجه داشته و در دو جنبه عملی و نظری فعال بوده است. هدف این مقاله این است که با رویکرد و نگاه تاریخی نقش حوزه علمیه قم در سده اخیر در شکل گیری و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت را بررسی کند. پرسش این مقاله این است که حوزه علمیه قم در سده اخیر چه نقشی در پیدایش فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یک رشته علمی داشته است و در این فرایند چه تحولاتی رخ داده است؟ روش تحقیق. روش تحقیق این مقاله تاریخی-تحلیلی است؛ بدین معنا که با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای، سیر پیدایش، تحول و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل روندها، اسناد رسمی، آثار منتشرشده در حوزه و دانشگاه، و تحولات نهادی مانند تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مسیر نظری و نهادی این تحول بازسازی و ترسیم شده است. تمرکز اصلی بر واکاوی محتوای متون علمی، مصوبات سیاستی و آثار علمی شاخص در هر دوره تاریخی بوده و تلاش شده است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی، تصویری منظم و تطبیقی از رشد دانش فلسفه تعلیم و تربیت در این نهاد علمی ارائه شود. مفهوم شناسی. فلسفهٔ تعلیم و تربیت عبارت است از بررسی تعلیم و تربیت با روش فلسفی و بر پایهٔ مفروضات و یافته های فلسفی. این تعریف بر این فرض استوار است که مضاف الیه فلسفه در «فلسفهٔ تعلیم و تربیت» «عمل یا فرایند» تربیت است. اما اگر مضاف الیه آن دانش تعلیم و تربیت باشد، تعریف آن عبارت است از: بررسی مفروضات، روش، اعتبار یافته ها و بررسی کارکرد آن علم. در این صورت، فلسفهٔ تعلیم و تربیت دانشی درجه دوم خواهد بود. آنچه رایج است همان تعریف اول است؛ زیرا در کاربرد رایج فلسفه تعلیم و تربیت همان معنای اول یعنی فلسفه عمل تعلیم و تربیت مراد است. یافته ها، حوزه علمیه قم و فلسفه تعلیم و تربیت. مباحث تربیتی در حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس مطرح بوده است. به ویژه بحث تربیت اخلاقی و تربیت دینی بسیار مورد توجه بوده است. اما علوم تربیتی جدید چندان مورد توجه نبوده است. فلسفه تعلیم و تربیت یکی از دانش های علوم تربیتی است که از دیگر دانش های تربیتی جوان تر است و سابقه آن در دنیا به صد سال هم نمی رسد. طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم سابقه ای طولانی در حوزه علمیه قم داشته باشد. با این حال، می توان برای فلسفه تعلیم و تربیت درحوزه علمیه قم سه دوره را مطرح کرد: ۱. دوره زمینه سازی و آمادگی (پیش از ۱۳۷۲). شهید مطهری از پیشگامان طرح مباحث تعلیم و تربیت اسلامی با رویکردی فلسفی در حوزه علمیه قم بود. او در دهه ۵۰ سخنرانی هایی با عنوان «تعلیم و تربیت در اسلام» برای دبیران و پزشکان ایراد کرد که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. مطهری در این آثار به موضوعاتی مانند تربیت عقلانی، پرورش استعدادها، تربیت اخلاقی، کرامت نفس و عوامل مؤثر در تربیت پرداخت. اگرچه او این مباحث را مستقیماً فلسفه تعلیم و تربیت نخواند، اما پایه ای شد برای توجه جدی تر به این رشته پس از انقلاب فرهنگی. پس از انقلاب اسلامی، امام خمینی با تأکید بر خطر وابستگی فرهنگی، خواستار تحولی بنیادین و جایگزینی فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ استعماری در دانشگاه ها شد. ایشان بر استقلال دانشگاه از شرق و غرب و تربیت نیروهای متعهد و خدوم تأکید کردند. در پی این فرامین، «ستاد انقلاب فرهنگی» در خرداد ۱۳۵۹ تشکیل شد. مأموریت اصلی این ستاد، اسلامی کردن دانشگاه ها از طریق گزینش استادان و دانشجویان، بازنگری منابع درسی (به ویژه در علوم انسانی) و تغییر مدیریت دانشگاه ها بود. به دنبال دستور امام برای بهره گیری از تخصص حوزه های علمیه، «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» در سال ۱۳۶۱ تحت نظارت جامعه مدرسین قم و با ریاست آیت الله مصباح یزدی تأسیس شد. هدف این نهاد، توسعه پژوهش برای تبیین دیدگاه های اسلامی در علوم انسانی و ایجاد تعامل بین مدرسین حوزه و دانشگاه بود که منجر به تشکیل گروه های کاری در رشته های مختلف از جمله علوم تربیتی گردید. ۲. دوره شکل گیری و تثبیت (۱۳۷۲-۱۳۸۲). در دوره شکل گیری و تثبیت فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۳۷۲-۱۳۸۲)، تمرکز اصلی بر بومی سازی این رشته بود. نقطه عطف این حرکت، انتشار کتاب «درآمدی بر تعلیم و تربیت اسلامی (۱): فلسفه تعلیم و تربیت» در سال ۱۳۷۲ توسط گروه علوم تربیتی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه بود. این اثر، به عنوان اولین کتاب با رویکرد بومی و غیرترجمه ای، مباحثی چون مفهوم، ماهیت و اهداف تربیت را با استناد به منابع اسلامی بررسی کرد و با استقبال گسترده مواجه شد. جلد دوم این مجموعه با عنوان «اهداف تربیت از دیدگاه اسلام» در سال ۱۳۷۶ منتشر شد و اهداف غایی (مانند قرب به خدا) و واسطه ای را در چهار عرصه رابطه انسان با خدا، خود، دیگران و طبیعت تبیین کرد. به موازات این تلاش های تألیفی، آثار مهم غربی نیز ترجمه شدند تا دانش حوزه نسبت به مکاتب فلسفی غرب تعمیق یابد. همچنین، مجموعه ارزشمند «آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت» با بررسی اندیشه های حدود ۳۰ متفکر برجسته اسلامی، به مرجعی معتبر تبدیل شد. این تلاش های جمعی، زمینه شکل گیری و تثبیت دانش بومی فلسفه تعلیم و تربیت را در حوزه علمیه قم فراهم آورد. ۳. دوره شکوفایی و تعمیق (۱۳۸۳-۱۴۰۰). در دوره شکوفایی و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۴۰۰-۱۳۸۳)، مفهوم «بومی سازی» به وضوح معادل «اسلامی سازی» تعریف شد و آثار تولیدشده از نظر عمق و غنای محتوایی به بلوغ قابل توجهی رسیدند. این دوره شاهد گشایش افق های جدیدی بود، از جمله پرداختن به «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و تدوین «فلسفه های تعلیم و تربیت اسلامی» براساس مکاتب فلسفی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه. آثاری مانند ترجمه کتاب «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و مجموعه های چندجلدی «فلسفه تعلیم و تربیت مشاء» و «فلسفه تعلیم و تربیت اشراق» منتشر شدند که به بررسی نظام مند مبانی انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی این مکاتب و استخراج نظریه های تربیتی متناظر با آنها پرداختند. همزمان، تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم «تحول بنیادین» در آموزش و پرورش و تدوین سند ملی مبتنی بر فلسفه ای بومی، نقش محرک قدرتمندی ایفا کرد. در پاسخ به این نیاز، دو اثر شاخص با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی» توسط مؤسسه امام خمینیe و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد. این کتب با استناد به منابع اصیل اسلامی و فلسفه اسلامی، به تبیین مبانی، اهداف، اصول، ساحت ها و مراحل تربیت پرداختند و الگوهای جامعی ارائه دادند. یکی از این کتب با تعریف ۱۸ ساحت تربیتی در قالب روابط چهارگانه انسان، به منبعی درسی در دانشگاه فرهنگیان تبدیل شد. این دوره، نقطه اوجی در شکل گیری یک نظام فکری منسجم و بومی برای تعلیم و تربیت بود. ۴. دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون). در دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون)، فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم به سمت بررسی فلسفی ساحت های خاص تربیت مانند تربیت دینی و زیبایی شناختی حرکت کرده است. کتاب های «فلسفه تربیت دینی» و «تربیت زیبایی شناختی از دیدگاه اسلام» که در سال ۱۴۰۲ منتشر شدند، نمونه های بارق این جریان هستند که مبانی، اهداف و اصول هر ساحت را به طور مجزا تحلیل می کنند.   نتیجه گیری. حوزه علمیه قم با تحولی معرفتی، از رویکرد سنتی به سمت تولید دانش نظام مند در فلسفه تعلیم و تربیت حرکت کرده است. این تحول با تدوین آثار بومی مبتنی بر قرآن، روایات و حکمت اسلامی، و نقش نهادهایی مانند دفتر همکاری حوزه و دانشگاه محقق شده است. دستاوردهای این جریان، الگویی برای سایر علوم انسانی فراهم آورده و می تواند مبنای تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور قرار گیرد، چراکه اهدافی مانند قرب به خدا و تعادل در روابط چهارگانه انسان را محور قرار داده است.
۴۴۵۳.

تاریخ تطور تربیت اخلاقی در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه و اهداف: هدف اصلی نهاد حوزوی و روحانیت، هدایت مردم براساس معارف دینی است. در این مسیر، تربیت اخلاقی به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای تحقق این هدف شناخته می شود. تربیت اخلاقی، علمی است که به دنبال پیاده سازی و عملی کردن آموزه های اخلاقی در زندگی افراد است (علیزاده، ۱۳۹۹). با توجه به نقش محوری این دانش در رسالت حوزه علمیه، بررسی سیر تحولات آن در طول یک سده اخیر، به ویژه در حوزه علمیه قم، ضروری به نظر می رسد. این مقاله با هدف پاسخ به این پرسش ها تدوین شده است: دانش تربیت اخلاقی در یک قرن گذشته چه تطوراتی را تجربه کرده است؟ عوامل مؤثر بر این تحولات کدام اند؟ و مهم ترین آثار و متون این حوزه در این دوره کدام است؟ این پژوهش با تمرکز بر آثار مکتوب (کتاب و مقاله) منتشر شده توسط حوزویان یا مراکز حوزوی در قم، سیر تحولات را در دو دوره متمایز تحلیل می کند: دوره زمینه سازی (پیش از انقلاب اسلامی) و دوره شکوفایی (پس از انقلاب اسلامی). در دوره اول، با وجود تمرکز بر فقه و اصول، بنیادهای اولیه برای توسعه دانش اخلاق و تربیت اخلاقی توسط شخصیت هایی همچون میرزا جواد ملکی تبریزی، شیخ عباس قمی و امام خمینیe فراهم شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حوزه وارد دوره جدیدی شد که با گسترش نهادهای پژوهشی و آموزشی، تخصصی شدن علوم اسلامی و افزایش چشمگیر تألیفات، به شکوفایی دانش تربیت اخلاقی انجامید. روش پژوهش: روش پژوهش در این مقاله، ترکیبی از تحلیل تاریخی و تحلیل محتوا است. در بخش تاریخی، تحولات نهادی و آموزشی حوزه علمیه قم در دو دوره پیش و پس از انقلاب اسلامی بررسی می شود تا بستر و زمینه های پیدایش و تطور دانش تربیت اخلاقی مشخص گردد. در بخش تحلیل محتوا، آثار شاخص و کلیدی نویسندگان حوزوی و مراکز پژوهشی وابسته به حوزه مورد بررسی دقیق قرار می گیرد. ملاک اصلی در شناسایی این آثار، هویت حوزوی نویسندگان و یا هویت حوزوی مراکز آموزشی و انتشارات است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که دانش تربیت اخلاقی در حوزه علمیه قم، از یک مرحله زمینه سازی به مرحله شکوفایی تغییر یافته است. دوره زمینه سازی (پیش از انقلاب): در این دوره، دانش تربیت اخلاقی به صورت مستقل وجود نداشت و مباحث آن مندرج در دانش اخلاق کلی مطرح می شد. با این حال، سه شخصیت کلیدی نقش بسزایی در زمینه سازی برای آینده این دانش ایفا کردند: میرزا جواد ملکی تبریزی: ایشان با آثاری همچون «اسرار الصلاه» و «المراقبات»، به صورت ضمنی به مبانی و روش های تربیت اخلاقی، مانند مراقبه و توجه به اوقات پرداختند. نوآوری ایشان در تأکید بر تأثیر ایام و مناسبت های خاص بر تربیت سالک، قابل توجه است. شیخ عباس قمی: آثار ایشان مانند «سفینه البحار» و «مقامات العلیه» نمونه های مهمی از اخلاق روایی با رویکرد تربیتی هستند. شیوه چینش روایات و بیان حکایات برای تأثیرگذاری بر مخاطب، از نوآوری های ایشان محسوب می شود. امام خمینیe: ایشان با آثاری مانند «شرح چهل حدیث»، مباحث تربیت اخلاقی را با رویکردی عمیق و کاربردی مطرح کردند. تأکید بر جهاد با نفس و استفاده از روش دیالوگ درونی و همزادپنداری عالمانه برای نقد درونی مخاطب، از ویژگی های بارز آثار ایشان است. دوره شکوفایی (پس از انقلاب): پس از انقلاب اسلامی، دانش تربیت اخلاقی با ظهور عوامل زیر به یک حوزه مستقل و پویا تبدیل شد: تأثیر فضای اجتماعی-سیاسی: حضور حوزویان در مناصب مدیریتی و اجتماعی، نیاز به تولید محتوای کاربردی را افزایش داد. تخصص گرایی در علوم اسلامی: تأسیس رشته های تخصصی مانند «فلسفه اخلاق» و «تربیت اخلاقی» در مقاطع مختلف، زمینه را برای پژوهش های عمیق تر فراهم آورد. پیدایش نهادهای تخصصی: مراکز پژوهشی و آموزشی مانند مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینیe، پژوهشکده اخلاق و معنویت و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، نقش مهمی در تولید آثار علمی در این زمینه ایفا کردند. براساس یافته های این پژوهش، مراکز حوزوی پس از انقلاب اسلامی نقش مهمی در تولید آثار علمی در زمینه تربیت اخلاقی ایفا کرده اند.  مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینیe با بیش از ۷۰ اثر، در صدر این مراکز قرار دارد. پس از آن، پژوهشکده اخلاق و معنویت و گروه علوم تربیتی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه هر کدام با بیش از ۲۵ و ۲۲ اثر، جایگاه بعدی را به خود اختصاص داده اند.  گروه مدرسی اخلاق دانشگاه معارف اسلامی با بیش از ۲۲ اثر و جامعه المصطفی العالمیه با بیش از ۱۸ اثر نیز از دیگر مراکز فعال در این زمینه هستند. همچنین، مؤسسه آموزش عالی اخلاق و تربیت نیز با ۲۰ پایان نامه، به این مجموعه اضافه می شود. این آثار در موضوعات زیر قابل دسته بندی هستند: مبانی و کلیات: آثاری چون «تربیت اخلاقی» (محمد داودی) و «درآمدی بر تربیت اخلاقی در اسلام» (مقداد یالجن)، به تبیین فلسفه و چهارچوب نظری این دانش پرداختند. مقالاتی مانند «جایگاه قرب الهی در تربیت اخلاقی» (موسوی نسب و زینلی) و «کرامت انسانی زیربنای تربیت اخلاقی» (حاجی علیان و دیگران)، به مبانی و اصول این دانش از منظر اسلام می پردازند. مراحل تربیت: آثاری مانند مقاله «مراحل تربیت اسلامی» (سید علی حسین زاده) به بررسی مراحل رشد متربی و تناسب روش ها با ظرفیت او می پردازند. روش ها و راهبردها: آثاری مانند «روش های تربیت اخلاقی در المیزان» (فقیهی) و «طراحی الگوی دسته بندی روش های تربیت اخلاقی» (فقیهی)، روش های کاربردی این دانش را مورد تحلیل قرار داده اند. تربیت اخلاقی گروه های سنی: آثاری مانند «تربیت اخلاقی در دوره کودکی» (نجفی و پوریزدی) و «مراحل تربیت اخلاقی کودک با تأکید بر منابع اسلامی» (خیری و دیگران) بر روی گروه های سنی خاص تمرکز کرده اند. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که تطور دانش تربیت اخلاقی در حوزه علمیه قم، یک سیر تدریجی و نظام مند را طی کرده است. در دوره پیش از انقلاب، با وجود عدم وجود یک رشته یا دانش مستقل، بنیان های نظری و عملی این حوزه توسط اساتید برجسته پی ریزی شد. این دوره، بیشتر بر "تهذیب عملی" و "روش های تربیتی فردی" تأکید داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی، تحول ساختاری در حوزه و جامعه، زمینه را برای "نظام مند شدن" و "تخصصی شدن" دانش تربیت اخلاقی فراهم کرد. استقلال این دانش از اخلاق نظری و تأسیس نهادهای تخصصی، امکان تولید آثاری را فراهم آورد که به صورت متمرکز به مباحث مبانی، مراحل، روش ها و مسائل کاربردی تربیت اخلاقی پرداختند. این یافته ها نشان می دهد که حوزه علمیه قم با درک نیازهای جامعه، به سمت تولید علمی کاربردی و پاسخگو حرکت کرده است. با این حال، ضرورت ادامه این روند و توجه بیشتر به مسائل جدید جامعه، مانند تربیت اخلاقی در فضای مجازی و مسائل نوظهور اجتماعی، به عنوان چالش های آینده این دانش مطرح می شود. این پژوهش با ترسیم این سیر تاریخی، به شناخت ظرفیت های موجود و شناسایی خلأهای آینده در این دانش کمک می کند و راه را برای برنامه ریزی های آتی در حوزه علمیه هموار می سازد.
۴۴۵۴.

بررسی نقش و تاثیر معماری اسلامی - ایرانی بر تربیت از ظهور دوره صفویه تا پایان دوره قاجاریه (مطالعات موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۹
مساجد و مدارس در تاریخ ایران، از جمله مهمترین مراکز آموزشی بوده اند و عملکرد آموزشی این مراکز همچنان ادامه دارد. توجه به سیرتحولات معماری آنان در گذر زمان به منظور پی بردن به تاثیرات تربیتی و مولفه های موثر در ساختار این مراکز و بهره گیری از تجارب در ساخت مدارس جدید و برنامه های درسی یک فعالیت علمی بسیار مفید است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر عناصر و مولفه های معماری مسجد- مدرسه ها و اثر ترکیبی آنها بر ابعاد تربیت است. روش این پژوهش، استفاده از مطالعه میدانی و مشاهده مولفه ها و عناصر معماری و مصاحبه با تعدادی از مدرسان و محصلین این مدارس با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، بررسی نقشه ها و طرح های سه بعدی و تکنیک های تحلیلی توصیفی است، تا چگونگی تاثیر گذاری مستقیم و یا غیر مستقیم مولفه ها و عناصر معماری مسجد- مدرسه ها و تاثیر ترکیبی این مولفه ها بر ابعاد مختلف تعلیم و تربیت مشخص گردد. نتایج این مطالعه نشان داد که تاثیرات تربیتی خاص به لحاظ اعتقادی، معنوی و ارزشی، اجتماعی و تاریخی، هنری و زیبایی شناختی، اقتصادی و حرفه ای و علمی و فناوری درنگرش وباورها و رفتار افراد شاغل به تحصیل و تدریس در این مراکز دارند. و بدین لحاظ در معماری مدارس جدید باید به تاثیر این عناصر در نگرش، باورها ،اعتقادات، ارزش ها و رفتارهای شاغلان به تحصیل و یا تدریس در مراکز آموزشی توجه شود. بویژه آنکه مدارس جدید به دلیل تاثیر پذیری از معماری غربی و فاصله گرفتن ازمعماری بومی، جنبه های تربیتی و هویتی خود را در ابعاد مختلف از دست داده اند و فضای آموزشی غیر معنوی را برای محصلین بوجود آورده است. علت این تفاوت ها را باید هم در نوع معماری مدارس قدیم و جدید جستجو کرد.
۴۴۵۵.

دلالت نظریه انسان شناختی مبتنی بر اخبار طینت بر اهداف نظام تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۶
تصویر ارائه شده توسط انسان شناسی روائی ظرفیت ارائه دنباله های تمدنی را در خود نشان می دهد. از جمله دنباله های تمدنی انسان شناسی روائی، نظام تعلیم و تربیت منبعث از این تصویر از حقیقت انسان است که به نظر می رسد با تمرکز بر استعدادهای انسان شناسی روائی خصوصا توجه بر انگاره «طینت» می تواند تحولی عظیم در علم تعلیم و تربیت ایجاد کند. مقاله حاضر سعی می کند با گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با الهام از مبانی انسان شناختی روائی اولا به یک نظام منسجم از اندیشه های ناظر بر انسان دسترسی پیدا کرده و سپس با تحلیل این داده ها اهدافی را برای علم تعلیم و تربیت مشخص کند. مطابق پژوهش انجام شده مهم ترین اهداف نظام تربیتی ذیل نظریه طینت اتمام حجت برای انسان هاست. در مراتب بعدی می توان از اهدافی مانند پیشگیری از بروز فعلی طینت های سجینی و زمینه سازی برای بروز حداکثری طینت های علیین و در نهایت ساخت تمدن مطابق با طینت علیین نام برد. به نظر می رسد با پیگیری این اهداف در نظام تربیتیِ ناظر بر انگاره طینت تا رسیدن به روش ها و مدل ها می توان به دورنمایی از تعلیم و تربیت اسلامی دست یافت.
۴۴۵۶.

الگوی آموزش و تربیت نظامی - انتظامی مبتنی بر مکتب شهید قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
یکی از شیوه های مناسب آموزش و تربیت، الگوبرداری از چهره های موفق است. این پژوهش با هدف تدوین الگوی آموزش و تربیت نظامی-انتظامی مبتنی بر مکتب شهید سلیمانی انجام شد. جامعه آماریِ این پژوهش پژوهش کاربردی و کیفی را مقالات نمایه شده در پایگاه های علمی کشور تا پایان سال 1400 درباره مکتب سلیمانی، سخنان مکتوب فرماندهی کل قوا و فرماندهان نظامی در مورد ایشان و نوشته های منتشر شده خود این شهید در پایگاه رسمی شهید سلیمانی به تعداد 255 سند تشکیل دادند که به صورت تمام شمار تحلیل شدند. 453 گزاره استخراج شده، با تکنیک تحلیل مضمون بررسی و الگوی پژوهش آشکار شد. استناد به بنیان های نظری و تجربی پذیرفته شده و تبعیت از روش علمی، به انضمام روایت معقول، منطقی و باورپذیر از الگوی پژوهش، گواه روایی و پایایی پژوهش است. همچنین استفاده از روش توافق دو کدگذار، توافق 85 درصدی را نشان داد و روی الگوی نهایی پژوهش نیز با نظرات چهارده نفر خبره دانشگاهی در حوزه آموزش نظامی-انتظامی اجماع حاصل شد. در این الگو دو بعد فردی[مولفه های دینی-اعتقادی؛ روانشناختی-اخلاقی] و حرفه ای[مدیریت؛ رهبری] در سه سطح نگرش، دانش و رفتار شناسایی شد و می تواند به عنوان مبنای در گزینش و نیز آموزش و توسعه نظامیان و انتظامیان مورد استفاده قرار گیرد.
۴۴۵۷.

پیوستگی معنایی و بینا آیه ای «آیه خلافت و آیه امانت» در قرآن با محوریت «آیه فطرت» و استنتاج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
قرآن کریم در بردارنده معارف و مضامینی است که یکدیگر را پوشش می دهند. از طریق ارتباط آیات با یکدیگر می توان به کشف مراد گوینده نزدیک تر شد. از این رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی ارتباط و پیوستگی مضامین آیه فطرت و آیه خلافت و آیه امانت پرداخته شده است. آن چه در این بررسی به دست آمد نشان می دهد که با توجه به سطوح پیوستگی معنایی آیات قرآن و با توجه به منطوق، مفهوم، سیاق و فرا سیاق می توان گفت که آیه 30 روم (آیه فطرت)، حلقه پیوست و معنایاب آیه 30 سوره بقره (آیه خلافت) و آیه 72 سوره احزاب (آیه امانت) است. از رهگذر تبیین محتوای آیه فطرت روشن شد که عرضه خلافت و پذیرش امانت هر دو از یک حقیقت نشأت می گیرند. عرضه خلافت در قوس صعود و پذیرش امانت در قوس نزول تکوین است و هر دو آنها متناسب با ساختار هویتی فطرت بنیان انسان هستند. همچنین روشن گردید که میان آیات سه گانه خلافت، امانت و فطرت، انسجام معنایی وجود دارد و این آیات مفاداً با هم تطابق دارند. و نیز ، با کشف محوریت فطرت در انسجام معنایی خلافت و امانت تربیت فطرت محور قرآنی استنتاج می شود که از ویژگی های تربیت فطرت محور قرآنی به فعال بون و موثر بودن متربی در فرآیند تربیت و درمانگر بودن مربی است. رسالت مربی در این رویکرد برداشتن موانع از سر راه متربی است. در واقع، مربی اصلی در این رویکرد تربیتی، «فطرت انسان» است.
۴۴۵۸.

سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: حوزه علمیه قم از زمان تأسیس رسمی در دوره صفویه و احیای مجدد آن توسط آیت الله عبدالکریم حائری یزدی، نقشی محوری در حفظ، ترویج و توسعه فرهنگ و معارف شیعی ایفا کرده است. این حوزه، که در ابتدا بر آموزش فقه، اصول و تفسیر متمرکز بود، در سده اخیر با تحولاتی مواجه شد که منجر به بازنگری در رویکردهای آن، به ویژه در حوزه تربیت کودک، گردید. تربیت کودک به عنوان یکی از ارکان اساسی فرهنگ سازی اسلامی، از منظر حوزه علمیه قم نه تنها به حفظ هویت دینی نسل جدید کمک می کند، بلکه در پاسخ گویی به چالش های مدرن مانند نفوذ فرهنگ غربی، فناوری های نوین و تغییرات سبک زندگی نقش کلیدی دارد. این پژوهش با هدف واکاوی سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم طی صد سال گذشته، به بررسی جریان های اصلی، چهره های کلیدی و عوامل مؤثر فرهنگی-اجتماعی در این تحولات می پردازد. این مطالعه نه تنها به تبیین نقش تاریخی و معاصر حوزه در تربیت کودک کمک می کند، بلکه با شناسایی نقاط قوت و ضعف این مطالعات، زمینه ساز سیاست گذاری پژوهشی و طراحی مدل های تربیتی متناسب با نیازهای آینده خواهد بود. روش : این پژوهش از رویکرد کیفی با روش مطالعه موردی توصیفی بهره گرفته است. داده ها از طریق روش کتابخانه ای و اسنادی، با تمرکز بر آثار منتشرشده در حوزه تربیت کودک در حوزه علمیه قم، گردآوری شدند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و آثاری انتخاب شدند که به موضوع تربیت کودک پرداخته بودند. تحلیل داده ها در چارچوبی استقرایی با گام های شناسایی، دسته بندی و توصیف انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، خروجی پژوهش توسط دو ارزیاب پیش از ارائه و سه ارزیاب در «کنگره یکصدمین سالگرد بازتأسیس حوزه علمیه قم» بررسی و پس از اصلاحات، تأیید شد. یافته ها: تطور در لغت به معنای تغییر حالت و گذر از شکلی به شکل دیگر و در اصطلاح به مطالعه و تبیین تغییرات معتنابه درخور در یک یا چند رکن از ارکان تکون ماهیت و هویت بخش یک پدیده اشاره دارد و فرایند آن تدریجی است به گونه ای که در طول زمان و به صورت پیوسته رخ می دهد. مطالعات تربیتی نیز به مجموعه ای از پژوهش های میان رشته ای اطلاق می شود که ابعاد مختلف رشد روانی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی متربی را بررسی می کنند. این پژوهش ها با تأکید بر نیازهای تربیتی، شیوه های مؤثر تربیت، نقش نهادهای تأثیرگذار مانند خانواده و مدرسه و نیز جایگاه آموزه های دینی در شکل گیری باورها و ارزش های متربی، در پی تبیین فرایند پیچیده ی رشد و تعالی هستند. در این راستا تحلیل سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم چهار دوره متمایز را برجسته می سازد که هر کدام نشان دهنده پیشرفتی تدریجی از رویکردهای سنتی به سمت تولید دانش تخصصی است. در دوره اول (از تأسیس حوزه در ۱۳۰۰ تا دهه ۱۳۴۰)، تربیت کودک عمدتاً بر پایه الگوی سنتی و آموزش های شفاهی غیرنظام مند استوار بود، جایی که انتقال معارف دینی از طریق خانواده، مکتب خانه ها و نظارت روحانیون صورت می گرفت. تأکید بر حفظ قرآن، اخلاق اولیه و احکام دینی بود، بدون اینکه کودک به عنوان سوژه ای مستقل مطالعاتی مطرح شود؛ در عوض، ساده سازی مفاهیم برای کودکان در منابر و آموزش های خانگی غالب بود. دوره دوم (۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷) با آشنایی اولیه با گفتمان تربیت مدرن همراه است، که تحت تأثیر گسترش دانشگاه ها و نشریاتی مانند مکتب اسلام رخ داد. در این دوره فعالیت هایی درباره نقش عواطف، حقوق کودک و مقایسه تربیت اسلامی با مدرن انجام گردید، اما همچنان مرزهای سنتی حفظ شد. در دوره سوم (۱۳۵۸ تا ۱۳۸۰) پس از انقلاب اسلامی، توسعه و نظام مندی با رویکرد تبیینی شکل گرفت. انقلاب و جنگ تحمیلی، ارزش هایی مانند ایثار و مقاومت را برجسته کرد و نهادهایی مانند خانواده، مساجد و هیئت ها نقش محوری یافتند. نهایتاً دوره چهارم (۱۳۸۱ تاکنون) به تولید دانش تخصصی گرایش دارد. آثار این دوره با رویکردهای میان رشته ای یعنی فقهی، روان شناختی و فلسفی تألیف شده اند. این دوره با نقد انگاره های غربی به سمت الگوهای بومی حرکت کرده است. نتیجه گیری: حوزه علمیه قم با عبور از مراحل سنتی به تخصصی، توانسته نقش فعالی در تربیت کودک ایفا کند و الگوهایی اسلامی را در برابر چالش های مدرن ارائه دهد. این تحول، از حفظ پیوند با منابع دینی تا نقد روشمند غربی، نشان دهنده پویایی حوزه است و تأکید بر فطرت و کرامت کودک را به عنوان پایه ای برای فرهنگ سازی تقویت کرده است. با این وجود دچار چالش هایی مانند پراکندگی گفتمانی (عدم یکپارچگی نظری)، فقدان مدل های جامع و فاصله از میدان عمل است که عدم رفع آنها عواقب و تهدیدات جدی در پی دارد. در بعد نظری، پراکندگی گفتمانی باعث سردرگمی مربیان، والدین و سیاست گذاران می شود و اعتماد به الگوهای اسلامی را تضعیف می کند. بدون چارچوب منسجم، حوزه علمیه نمی تواند در برابر گفتمان های سکولار و لیبرال با پشتوانه علمی و رسانه ای قوی رقابت کند. در بعد عملی، فقدان مدل های کاربردی، تربیت نسلی را به خطر می اندازد که با ارزش های اسلامی بیگانه است و تحت تأثیر فرهنگ های غیربومی قرار می گیرد. همچنین فاصله با مراکز تربیتی نفوذ حوزه در فرهنگ سازی را کم می کند. برگزاری نشست های منسجم با حضور حوزویان، دانشگاهیان و آموزش وپرورش برای تدوین مدل های تربیتی، انعقاد تفاهم نامه با مدارس برای اجرای الگوهای اسلامی در آموزش و تولید اپلیکیشن های تربیتی برای کودکان راهکارهای برون رفت از چالش هاست.
۴۴۵۹.

تطور رشته تعلیم و تربیت رسمی ارزش ها در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: تعلیم و تربیت ارزش ها به مثابه یکی از گرایش هاى مهم و اساسى رشته تعلیم و تربیت، در چند دهه اخیر در غرب و طی دو دهه اخیر در ایران جایگاه برجسته اى را در میان سایر گرایش هاى رایج در دانشگاه ها و مراکز علمی داخل و خارج کشور، به خود اختصاص داده است. این گرایش، در شکل عام آن از جمله پیش نیازهای زیربنایی بسیاری از گرایش های علوم تربیتی تلقی می شود و همچون سایر گرایش ها نیاز به رویکردی تخصصی دارد و درک اهمیت آن مقتضی تحصیلات، مطالعات و تحقیقات گسترده و عمیق در این زمینه به ویژه با نگاه تطبیقی است. بر این اساس، سه نفر از طلاب حوزه علمیه قم تحصیل کرده در دانشگاه مک گیل کانادا پس از فراغت از مقطع دکترای رشته فلسفه تعلیم و تربیت با گرایش"فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت [1] " و بازگشت به ایران، در بین سال های 1378-1380، در جایگاه اعضای هیئت علمی گروه علوم تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، برای راه اندازی گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها در مقطع ارشد و تدوین سرفصل دروس این گرایش اهتمام ورزیدند و با جدیت لازم تحقق این امر مهم را دنبال کردند. از آن پس، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیe به منظور تکمیل نیروهای علمی و پوشش دادن زمینه های مختلف مباحث تعلیم و تربیت، یکی از دوره های تحصیلی خود در مقطع کارشناسی ارشد را به گرایش "تعلیم و تربیت ارزش ها" اختصاص داد و بر آن شد تا ضمن تعیین پنجاه و چهار واحد درسی مشتمل بر دروس مشترک، دروس حوزوی و دروس تخصصی، به انضمام چهار واحد پایان نامه، زمینه های تعمیق و گسترش اندیشه تعلیم و تربیت ارزش های اسلامی را فراهم آورد. یادآوری می شود این اولین بار است که تعلیم و تربیت ارزش ها به گنجایش یک گرایش ویژه توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیe برگزار می شود و مؤسسه از میان تمامی مراکز دانشگاهی و حوزوی در این مورد پیشگام بوده است. هدف کلی پژوهش حاضر، بیان اهمیت و آشناسازی مخاطبان با مقاصد و نتایج برگزاری دوره های تعلیم و تربیت ارزش ها مبتنی بر فلسفه ارزش ها در مقاطع ارشد و دکتری است. بدیهی است دستیابی به هدف کلی فوق از طریق تربیت افرادی حاصل می شود که با فلسفه ارزش ها آشنایی کافی پیدا کرده باشند.بستگى به مبانى، اصول و رویکردهاى جارى در تعلیم و تربیت ارزش ها، با بهره بردارى از این گرایش مى توان بسیاری از ارزش ها را معرفى، تبیین، ترویج، فرهنگ سازى، جهانى سازى و درونى و نهادینه کرد. به مفاد تعلیم و تربیت ارزش ها این خود ارزش ها هستند که درمرتبه نخست موضوع محورى تعلیم و تربیت قرار مى گیرند. ارزش گذاری مبتنی بر فلسفه ارزش های اسلامی در ساحت های گوناگون اخلاقی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، به طور ویژه و در منظومه اندیشه بشری به طور عام، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. ارزش ها در یک نگاه تابعی از باورها به شمار می روند و امری جدای از اصول مترتب بر مبانی نمی باشند. روش پژوهش: برای این مطالعه از رویکرد اکتشافی و روش گزارشی-توصیفی استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که تعلیم و تربیت ارزش ها در ساحت های ارزش-پایه، با بیان چیستی، چگونگی و چرایی ارزش ها و با تکیه بر فلسفه ارزش ها، زمینه را برای پروراندن ارزش ها تا حد نهادینه سازی آنها در ذهن و روان کنشگران این ساحت ها فراهم می آورد. در این نوشتار گزارشی توصیفی از وضعیت تطور رشته تعلیم و ارزش ها در حوزه علمیه قم ارائه گردیده است تا با امعان نظر کارشناسان مطالعات خرد و کلان ارزش ها در ساحت های گوناگون ارزش-پایه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و دامنه بحث و بررسی در زمینه رشته نوبنیاد تعلیم و تربیت ارزش ها گسترش یابد. یافته های پژوهش: هرچند بحث از ارزش ها، قدمتی به موازات مباحث اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اقتصادی و... دارد، به شکل جدید آن و در قالب رشته دانشگاهی تعلیم و تربیت ارزش ها به ویژه در دهه های اخیر در محافل علمی مغرب زمین مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از فعالیت های تربیتی کشورهای مختلف جهان براساس آن در حال شکل گیری است. رویگردانی از مقوله دین و حکمت در برخی از مراکز و نهادهای علمی و فرهنگی غرب و توجه جهشی به مقوله ارزش و نقش آن در قلمروهای مختلف علمی و فرهنگی اگرچه در مواردی به دلیل نارسایی و ناکارآمدی آموزه ها و شعایر دینی حاکم بر جوامع غربی ممکن است در جای خود امری مطلوب و حایز اهمیت تلقی گردد، لیکن به نظر می رسد دست کم متأثر از بی توجهی غرب به نقش و جایگاه دین ناب و حکمت راستین در زندگی انسان باشد که رفته رفته این دو عنصر کلیدی و حیاتی را از ساحت های دینی-اعتقادی و فرهنگی-اجتماعی در غرب نادیده انگاشت و یا به حاشیه راند و پیامدهای ناگواری را برای افراد و جوامع غربی به بار آورد. در نقطه مقابل، مطالعات اسلامی حوزه ارزش ها حکایت از آن دارد که قرآن و رهنمودهای معصومینb به وجوه گوناگون راه شناخت ارزش ها و پایبندی به آنها در مقام نظر و عمل، همچنین نشانگان بازشناسی ارزش ها از ضد ارزش ها را تبیین می کنند تا انسان به آسانی و با اطمینان خاطر، بنا به اقتضای عقل و فطرت خویش ارزش ها را دریابد و نسبت به آنها از جنبه نظری و عملی وفادار و پایبند بماند. بحث و نتیجه گیری: بدون تردید، گرایش تعلیم و ارزش ها در میان سایر گرایش های زیرمجموعه فلسفه تعلیم و تربیت از اهمیت و جایگاه بسیار بالایی برخوردار می باشد. با این وصف، تحقیق حاضر نشان می دهد هنوز آنچنان که شایسته و بایسته چنین گرایش علمی است، چندان جایگاهی در ردیف درس ها و برنامه ها و طرح های آموزشی-پژوهشی حوزوی و دانشگاهی به آن اختصاص داده نشده است. با راه اندازی و تقویت گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها بهتر می توان از باب نمونه نسبت به اهداف و راهکارهای شناسایی و ترویج و گسترش ارزش های اخلاقی، دینی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیباشناختی در جامعه آگاهی یافت. بدین ترتیب، با بهره برداری از گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها، بستگی به مبانی، اصول و رویکردهای جاری در تعلیم و تربیت ارزش ها، می توان بسیاری از ارزش ها را معرفی، تبیین، فرهنگ سازی، جهانی سازی و درونی و نهادینه کرد. به لحاظ نقش برجسته ای که برای تعلیم و تربیت ارزش ها در نظر گرفته می شود، می توان اذعان کرد که فلسفه ارزش ها برای سایر فلسفه های مضاف در قلمرو اخلاق، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و... فلسفه پیشین به شمار رود. به عبارتی، مبانی و اصول فلسفه ارزش ها به مثابه پیش فرض های جاری برای سایر فلسفه های مضاف تلقی خواهد شد. به بیانی دیگر، فلسفه ارزش ها هویت بخش سایر فلسفه های مضاف خواهد بود و سایر فلسفه ها از فلسفه ارزش ها رنگ و رو خواهند پذیرفت؛ رنگ و روی الهی از فلسفه ارزش های اسلامی و یا رنگ و روی ماتریالیستی و سکولاریستی از فلسفه ارزش های غربی. تشکر و قدردانی: از مدیر مسئول، سردبیر، دبیر اجرایی و کلیه همکاران و متصدیان ارجمند فصلنامه وزین "تربیت اسلامی" بابت فراهم سازی زمینه مقتضی برای نشر این مقاله در آن فصلنامه کمال تقدیر و تشکر را تقدیم می دارم و برای همه آن بزرگوران از درگاه الهی آرزوی موفقیت روزافزون دارم. تعارض منافع: به دلیل تک نویسنده مسئول موردی ندارد.
۴۴۶۰.

بررسی مؤلفه «انسجام ملی» در تربیت سیاسی غربی (مورد مطالعه: دو رویکرد محافظه کار و لیبرال-دموکراتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: «انسجام ملی» برای محفاظت از هر کشوری ضروری است. برای تحقق این امر، علاوه بر وظایفی که مستقیماً مربوط به دولت هاست، لازم است که شهروندان جامعه نیز نگرش ها و حساسیت های لازم را کسب کنند و وظایف خود را در این راستا به درستی انجام دهند. آماده سازی و پروش شهروندان برای نقش آفرینی خود، کاری است که در گسترده ترین و عمیق ترین حالت، توسط نهاد تربیت انجام می شود.واکاوی رویکردهای تربیت سیاسی در جهان می تواند آگاهی و هشیاری ما را نسبت به ابعاد مختلف این گونه برنامه ها و خروجی های آنها تقویت کند. در پژوهش حاضر نحوه پرداختن به بحث «انسجام ملی» در دو رویکرد مهم تربیت سیاسی غربی، یعنی رویکرد محافظه کار و رویکرد لیبرال - دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد تربیت سیاسی محافظه کار یکی از قدیمی ترین رویکردهای تربیت سیاسی در جهان است که هم اکنون نیز طرفداران بسیاری دارد و جا دارد که مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. رویکرد تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، نظریه غالب در جهان غرب است و این طور ادعا می کند که انسان را به نهایت رشد و تعالی خود می رساند، او را از بیشترین میزان آزادی و رفاه بهره مند می سازد و حقوق مدنی و مشارکت سیاسی همه اقشار جامعه را تضمین می کند. بنابراین، جا دارد که این رویکرد نیز مورد تدقیق قرار بگیرد. با عنایت به اینکه این دو رویکرد تفاوت های زیادی با هم دارند، این بررسی مقایسه ای می تواند ابعاد دقیق تری را درمورد موضوع مورد نظر در اختیار نهد. این تحقیق به این سوالات پاسخ می دهد: «انسجام ملی» چه جایگاهی در برنامه تربیت سیاسی دو رویکرد غربی محافظه کار و لیبرال - دموکراتیک دارد؟ هر یک از این دو رویکرد چگونه به این مؤلفه می پردازند؟ و از این نظر چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟ روش: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی-مقایسه ای انجام شد. ابتدا جایگاه مؤلفه انسجام ملی در میان «اهداف» تربیت سیاسی در دو رویکرد مقایسه شد و سپس نحوه پیگیری این هدف در سایرمؤلفه های برنامه تربیتی، از جمله: محتوای آموزشی، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی بررسی شد. یافته ها: براساس یافته ها، انسجام ملی برای هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، مهم است و در هر دو برنامه تربیتی انعکاس یافته است. اما در رویکرد محافظه کار، به منزله هدف اساسی تربیت سیاسی مطرح است؛ درحالی که در رویکرد لیبرال -دموکراتیک، هدف اساسی چیز دیگری (حداکثر آزادی فردی) است و انسجام ملی نیز گرچه یک ضرورت است، ولی در عین حال، یک «مساله» است که باید برای حل آن، فکری کرد.نظام تربیت سیاسی محافظه کار، پرورش هویت ملی و انسجام اجتماعی را مهم ترین دغدغه خود می داند و به صورت منسجم تری این هدف را از طریق انتقال دانش مشترک، آموزش زبان مشترک، محو کردن خرده فرهنگ ها، آموزش یک دین ملی، ایجاد غرور ملی و میهن پرستی، و ارزشیابی استاندارد ملی دنبال می کند. این رویکرد اساسا به دنبال «ملت سازی» است؛ و «هویت ملی» را – از طریق ایجاد یک سیستم فکری و ارزشی واحد - در شخصیت شهروندان «نهادینه» می کند؛ ولی در نهایت، محدودیت شدیدی بر رشد همه جانبه فرد و جامعه تحمیل می کند، پتانسیل های زیادی را در جامعه بدون استفاده می گذارد و در غیاب پرورش تفکر، منجر به پرورش میهن پرستانی بدون منطق و خردورزی کافی می شود.نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، بر ضرورت انسجام ملی، وفاداری و میهن پرستی به خوبی واقف است؛ و در این راستا، برنامه درسی مشترک در ذیل محتوای دانش آموزمحور، پرورش تفکر و عقلانیت، استقبال از تضارب آرا، تقویت تساهل، احساس مسئولیت در قبال خیر عمومی، وفاداری و میهن پرستی، آموزش عملی ارزش های دموکراتیک و ارزشیابی منعطف را در برنامه خود دارد. تفاوت این دو رویکرد در این است که نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک در بستر یک سیستم فکری و ارزشی تکثرگرا، ایفای مسئولیت مشارکت جمعی را از طریق قرارداد اجتماعی محقق می سازد؛ نه از طریق هویت سازی؛ و به دلایل مبنایی (ابتنای آن رویکرد بر فردگرایی، خودمختاری و آزادی فردی) در عمل، با مشکل جمع کردن میان این ارزش های متضاد، دست به گریبان است و مسأله سردرگمی دانش آموزان در این رویکرد، یک مسأله جدی است. نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک به دنبال پیش روندگی، تنوع و تکثر، خودمختاری و فردگرایی است و در عین حال، به دلیل ضرورت حفظ جامعه نیز ادعا دارد که در عین دانش آموز محوری، دانش مشترکی را هم در دانش آموزان ایجاد می کند تا علاوه بر پیگیری رشد شخصیت فردی، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را نیز رشد دهد. به عبارت دیگر، لیبرالیسم هم به دنبال تحقق خواسته های فردی است و هم، در پی حفظ اتحاد و یکپارچگی جامعه. با تمام پیشنهادهای عملی که از طرف حامیان این رویکرد مطرح می شود، دشوار است که فرد با وجود آزادی های فردی و انتخاب های آزادانه ، با ارزش های جامعه همخوانی و سازگاری پیدا کند. به همین نسبت، پرورش احساسات ملی، علاقه گروهی مشترک یا میهن پرستی نیز با فردگرایی و خودمختاری و حفظ هویت های کاملاً مجزا در تضاد است.کثرت گرایی و احترام به تنوع فرهنگی، نیز با اتحاد اجتماعی چالش دارد. مردم با ارزش های متضادی که آنها را از یکدیگر جدا می کند، در کنار هم زندگی می کنند و هر کدام سرسختانه به ارزش های خودشان وفادارند. فاصله ارزشی و حتی تضاد منافع می تواند منجر شود که افراد احساس کنند که با هم غریبه هستند یا حتی از ارزش های همدیگر متنفر باشند. گاهی این اختلافات به افزایش احساسات تفرقه افکنانه و تعارضات سیاسی تبدیل می شود و افراد برای تحقق جاه طلبی های فرهنگی و سیاسی شان با یکدیگر رقابت می کنند. بنابراین، تساهل ورزی نیز در جوامع چندفرهنگی، دشوار است. باتوجه به مواردی که در مقاله مورد بحث قرار گرفته است، به نظر می رسد که لیبرالیسم از انسجام نظری کافی برخوردار نیست؛ و تمام این اشکالات و چالش ها، به نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک نیز تسری می یابد. نتایج: نتیجه این تحقیق آن است که هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، دچار مشکلات و چالش های جدی در این زمینه هستند. پژوهش های بیشتر راجع به راهکارهای برون رفت و حل چالش های به دست آمده در این تحقیق، همچنین، بررسی سایر الگوهای بدیل در جهان و به ویژه، الگوی تربیت سیاسی در اسلام جهت تقویت انسجام ملی، و عرضه الگوهای بومی و قابل رقابت به جهان، در گام های بعد، می تواند جنبه های دقیق تری از این بحث را روشن کند و به خصوص، راهکارهای بدیلی در اختیار دیگر کشورهای جهان نیز قرار دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان