این مقاله با رویکرد تحلیلی و بررسی اسنادی درصدد بررسی آراء اشو در رابطه با خداشناسی است. در این زمینه، با نظر به کتب این مدعی عرفان هندی، پنج موضوع مهم را از آثار پراکنده وی در باب خداوند جمع آوری و مورد بحث قرار داده و سپس به نقد عقلانی و فلسفی آن پرداخته است. این پنج موضوع عبارتند از: اثبات وجود خداوند، تعریف خداوند، شناخت خدا، صفات خدا و چگونگی نائل شدن انسان به او. اشو در همه این مباحث ارائه شده، دچار خطا، به ویژه تناقض گویی شده است، ازاین رو، باید اذعان داشت که اکثر نقدهای واردشده بر مطالب ارائه شده، با توجه به تناقضاتی است که جز با دقت و تأمل در سخنان و نظریات وی قابل کشف نیست.
مسئله شرّ ازجمله مسائل مهم و بحث بر انگیز فلسفه و کلام است که ملاصدرا و آگوستین درصدد پاسخ گویی به آن بر آمده اند. این دو فیلسوف با روش ترکیبی به مسئله شرّ پاسخ داده اند. این روش ترکیبی دربردارنده پاسخ های فلسفی و کلامی است. پاسخ های فلسفی ملاصدرا و آگوستین به شرور عبارتند از: عدمی و نسبی دانستن شرور، احسن بودن نظام هستی و اینکه شرور لازمه عالم مادّه است. در این نوشتار تلاش شده است، ابتدا به پاسخ های فلسفی ملاصدرا و آگوستین پرداخته شود و سپس نظرات آن دو تطبیق داده شود. هر دو اندیشمند در برخی از موارد مواضع مشترک و در برخی دیگر مواضع مختلفی دارند.
قرآن کریم از میان همه اقوام، به بازخوانی سرگذشت بنیاسرائیل توجه بیشتری داده است و در آیات چهارم تا هفتم سوره اسراء، فرجام و سرنوشت محتوم آنان را گوشزد میکند و به دلیل فساد و سرکشی بزرگشان به آنان وعده انتقام در دو بازه زمانی داده است. این پژوهش میکوشد با محوریت آیات نخست سوره اسراء، با رویکرد تفسیر تطبیقی و روش کتابخانهای به تبیین محورهای مهم این آیات بپردازد که عبارتند از: مراد از قضای الهی؛ مفهوم «الکتاب»؛ جنس فساد بنیاسرائیل؛ عرصه تباهی بنیاسرائیل؛ چیستی انتقام الهی از دو فساد بزرگ؛ چگونگی بازگشت قدرت بنیاسرائیل و در نهایت معرفی انتقامگیرندگان از این قوم ستمگر. فرآیند این واکاوی نشان میدهد هرچند درباره افساد مرتین بنیاسرائیل، نظریه غالب و شایع در بین مفسران آنکه این دو مرحله از فساد در تاریخ بنیاسرائیل رخ داده و گزارههای آیات گزارهای اخباری از گذشته است و مفسران در اصل این قضیه که این فسادها رخ داده و در هر دو نوبت بنیاسرائیل انتقام گرفته شدهاند اشتراک دارند، اما با بررسی مقایسهای آنها به دست میآید اشکالات عمده و متعددی بر این نظریه قابل طرح است از این رو نظریه یاد شده به شدت مورد تردید است در این حال نظریه دیگری را ارائه کرده که میتواند با گزارههای سیاقی و محتوایی آیه همخوانی داشته و به عنوان یک نظریه رقیب مطرح گردد دستاورد ارائه این نظریه آن است که با توجه به اشکالات نظریه نخست امکان اینکه این افساد مربوط به آینده باشد تقویت شده و احتمال اتفاق آن در آخرالزمان و عصر ظهور یا نزدیک بدان با توجه مویداتی تقویت میگردد.
در این مقاله نگارنده، مساله رویکرد گوهرگرایان به پلورالیسم دینى را مطرح کرده و مىگوید:
به طور کلى مىتوان در باب تنوع و تکثر ادیان مختلف، سه دیدگاه مهم را برشمرد . انحصارگرایى، که نجات و رستگارى را منحصر در یک دین مىداند . شمولگرایى، گرچه تنها یک دین را بر حق مىداند، ولى طبق این دیدگاه پیروان سایر ادیان هم، حتشرایطى مىتوانند نجات یابند . و بالاخره، پلورالیسم دینى که قائل به کثرت ادیان و محق بودن همه ادیان است .
ایشان یادآور مىشود که برخى از اندیشمندان، تجربه دینى را مبنا و پایهاى براى پلورالیسم دینى قلمداد مىکنند، که ما از آن تحت عنوان «تجربه گرایان دینى» یا «گوهر گرایان» نام مىبریم .
تجربه گرایان با گوهر انگاشتن «تجربه دینى» براى همه ادیان مىگویند ادیان داراى عنصرى واحد و مشترک به نام «تجربه دینى» مىباشند و همین عنصر مشترک دلیل بر حق بودن همه آنها مىباشد .
نویسنده، نظریات شلایر ماخر و رودلف اتو را در این زمینه مطرح مىکند و با اشکالاتى که بر این نظریات وارد مىنماید نتیجهگیرى مىکند که «تجربه دینى» هیچ گونه حجیت معرفتشناختى ندارد و نمىتواند گوهر مشترک همه ادیان باشد، نتیجتا وقتى گوهر بودن تجربه دینى مخدوش شد، معقول نیست که مبناى پلورالیسم دینى قلمداد شود .
امروزه در عرصه دین پژوهى با واقعیتى مواجه هستیم که معمولا از آن به عنوان «پلورالیسم دینى» یا کثرتگرایى دینى تعبیر مىشود که واکنشى است در قبال تعدد پدیده دین . تکثر و تنوع ادیان و مکاتب، یک واقعیت اجتنابناپذیر عینى است . آنچه در این بین محل بحث و نظر مىباشد، حقانیت و بطلان یا سعادت و نجات ادیان و متدینان است .
در این نوشتار، روایات عصمت که در کُتُب معتبر حدیثی شیعه، همچون «الکافی، معانی الأخبار، الخصال و کفایةالأثر» وجود دارند، مورد بررسی سندی متنی قرار گرفته است و مشخّص شده که مهم ترین مستند عصمت امامان (ع)، وجود نصوص قرآنی و روایاتی است که در میان امامیّه بر آنها اتّفاق نظر وجود دارد. هدف اصلی مقالة حاضر بررسی روایاتی است که لفظ «عصمت» در آنها به کار رفته است و با بررسی انجام گرفته، این روایات حدوداً 47 حدیث می باشد که با حذف احادیث تکراری، نزدیک به 15 حدیث می باشد. در حالت کلّی می توان گفت وضعیّت راویان بر مبنای آراء رجالیّون شیعه بررسی گردید و معلوم شد که در بیشتر سلسله سند روایات عصمت، افراد موثّق قرار گرفته اند. البتّه اندکی از آنان نیز بر طبق گفته های رجالیّون موثّق نیستند، ولی درصدی از این راویان مجهول، افرادی هستند که در سلسله سند روایات «کامل الزّیارات» قرار گرفته اند و از آنجا که ابن قولویه، در مقدّمة این کتاب، همة راویان این کتاب را ثقه معرّفی کرده، می توان برای این افراد درجه ای از وثاقت قائل شد. در بین این روایات، اکثر آنها از نوع احادیث مُعَنعَن هستند که شامل احادیث صحیح، حَسَن و موثّق می باشند. بررسی محتوایی این روایات بیانگر آن است که محور غالب این احادیث، فضایل و صفاتی است که یک فرد معصوم ضرورت دارد که داشته باشد؛ از جملة این صفات: معصوم بودن از گناهان، امین خدا بودن، مطهّر از ذنوب و عیوب و ... و با بررسی های انجام شده ثابت شده که این صفات مختصّ امامان معصوم (اهل بیت) پیامبر (ص) هستند که از سوی خداوند معصوم می باشند.
امروزه غرب خود را پرچمدار علم و پژوهش مى داند. درحالى که بجز چهار قرن اخیر، که شاهد موفقیت هاى علمى در غرب هستیم، پیش از این، بالغ بر هزار سال قلمرو وسیع تمدن اسلامى، مرکز تفکر و دانش و بسیارى از شهرها، قطب علمى و آموزشى جهان و ظهور نخبگان و اندیشمندان مسلمان بوده است. این پژوهش با رویکرد تحلیلى و توصیفى تبیینى بر آن است تا نقش مسلمانان را در کشف اسرار آفرینش در علم نجوم، و چگونگى انتقال آن به اروپاییان بررسى نماید. یافته هاى پژوهش حاکى از آن است که منجمان مسلمان با الهام از آموزه هاى دینى، اقدام به بناى رصدخانه هایى با تجهیزات کامل نجومى، طى قرون 3 10ق در بغداد، دمشق، مراغه، سمرقند و استانبول نمودند. منجمان مسلمان به نظریات نوینى، بر خلاف نجوم بطلمیوسى دست یافتند و آنچه در قرون 16 و 17 توسط کوپرنیک، گالیله و کپلر مانند قانون اینرسى، بیضویت مدارها، جاذبه عمومى مطرح گردید، قرن ها قبل توسط منجمان مسلمان ارائه شده بود که به نوعى سرقت علمى از سوى غرب به شمار مى رود.
دیدگاه حدوث زمانی منسوب به متکلمان با چالش های جدی فلاسفه مواجه شده و نظریة حدوث ذاتی در اندیشه های فلسفی قوام ویژه ای یافته است. با رجوع به کتب متعدد علامه حلی به عنوان یک متکلم محقق شیعی و آگاه به مبانی فلسفی معلوم می شود که وی دیدگاه حدوث ذاتی مصحِّح با ازلیت غیری عالم را مردود دانسته است. از سویی دیگر، وی مدخلیت شاخصة «زمان» در معنای حدوث را نفی کرده و همانند فلاسفه، دیدگاه حدوث زمانی و مسبوقیت عالم به عدم زمانی را باطل و غیرقابل پذیرش شمرده است. بنابراین عقیدة علامه در مسئله حدوث عالم، غیر از حدوث ذاتی و غیر از حدوث زمانی است. وی معتقد است عالم به این معنا حادث است که خداوند ازلاً در حاقّ واقع بدون تقید به زمان موجود بود؛ ولی عالم و زمان تحقق نداشت؛ یعنی عدم محض حاکم بود و اصل عالم طبیعت توأم با زمان، از کتم عدم محض به نحو ابداعی آفریده شد. به عبارت دیگر، هستی جهان ماده، سرآغازی فرازمانی داشته و به لحاظ امتداد زمانی، محدود و متناهی به عدم مطلق در متن واقع است؛ عدمی که بدون تقرر در ظرف متدرّج و ممتد زمان، با وجود عالم به تقابل سلب و ایجاب در تناقض است و قابل جمع با آن نیست؛ بلکه با جعل وجود، مطرود و منتفی می گردد. مقاله حاضر به تبیین ابعاد این نظریه علامه درباره حدوث عالم می پردازد.
سنت در فرهنگ قرآن، شیوه ای مبتنی بر حکمت و عدالت خداوند در اداره نظام هستی است. شناخت سنت های الهی از جمله انتخابی بودن سرنوشت انسان، نقش زیادی در زندگی فردی و اجتماعی و نهایتاً بندگی و عبودیت انسان دارد. پژوهش این قواعد در توقیعات امام زمانu به مفهوم مجموعه نامه ها، گفتارها و تأییداتی که از ناحیه حضرت یا نایبان به اشاره و تأیید امام عصر(ع) رسیده است، موضوعی سودمند، نو و فاقد پیشینه است. در قاموس الهی، اساس هلاکت و نجات انسان، وابسته به نوع انتخاب آگاهانه ای است که بر اساس سنت الهی، به انسان واگذار شده است. محور اصلی مقاله، پژوهش سنت مذکور در توقیعات و تطبیق آن در کلام معصومان و مفسران است. انتخابی بودن سرنوشت انسان، قرآنی بودن محتوای توقیعات، یگانگی آثار معصومانو ارتباط ژرف آنان به ویژه توقیعات با کلام الهی، از نتایج تحلیل و توصیف این تحقیق کتابخانه ای است.
در این نوشتار، آرای دو متکلم برجسته جهان اسلام از دو مکتب امامیه و اشاعره، در ذیل آیات امامت مقایسه و بررسی شده است.
محقق طوسی -از علمای قرن هفتم- مهم ترین اندیشه های کلامی خویش را به طور موجز در تجرید الاعتقاد آورده است. محقق قوشچی -از اشاعره قرن نهم هجری- اندیشه های اشعری خود را در شرح تجرید الاعتقاد بیان کرده است. از این رو این متن و شرح، نمایانگر منازعات دو فرقه مهم کلامی شیعه امامیه و اشاعره به شمار می آید.
در این پژوهش، چهار آیه ولایت (مائده / 55)، امامت (بقره / 124)، اولی الامر (نساء / 59) و همراهی با صادقین (توبه / 119) از منظر این دو محقق بررسی و سپس به شبهات قوشچی پاسخ داده شده است.