ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
۳۶۱.

طبیعت گرایی سیاسی: خوانشی از فلسفه سیاسی ابن سینا در پرتو آراء ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
طبیعت گرایی سیاسی رویکردی بنیادین در فلسفه سیاسی ارسطو است که خود را در قالب سه آموزه اصلیِ سیاسی بودن طبیعت انسان، وجود طبیعی اجتماع سیاسی و تقدم طبیعی اجتماع سیاسی بر افراد، نشان می دهد که بر سایر آموزه های سیاسی او اثرگذار است. همچنین به واسطه همین رویکرد و نسبتی که در اندیشه ارسطو میان طبیعت و غایت برقرار است، سیاست را به اخلاق و غایات اخلاقی گره می زند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که «آیا می توان از اندیشه اجتماعی سیاسی ابن سینا، با توجه به منازعات معاصر درباره فلسفه ارسطو، تفسیری طبیعت گرایانه ارائه کرد؟ و این به چه معنا خواهدبود؟». به این منظور روشن می شود که هرچند ابن سینا در سیاست خود مستقیماً به سه آموزه مذکورِ سیاست ارسطو اشاره نداشته است، با کنار هم نهادن اشارات پراکنده وی و بیرون کشیدن استلزامات آن، می توان گونه ای طبیعت گرایی سیاسی را به او نسبت داد؛ چراکه او نیز تشکیل اجتماع سیاسی را ناشی از نوعی اضطرار یا ضرورت عملی در انسان ها برای همکاری متقابل جهت رفع نیاز می داند و وجود اجتماع سیاسیِ دارای قانون را شرط تحصل وجود انسانی، بقای نوع او و کسب کمالات انسانی قلمدادمی کند؛ ازاین جهت درصورتی که در تفسیر طبیعت گرایی ارسطو رویکردی غایت انگارانه اخذ شود و پولیس یونانی، کثرتی از شهروندان دانسته شود که تنها در آن، غایت طبیعی نوع انسان و خودبسندگی در کسب این غایت محقق می شود و همچنین به همین معنا، اجتماع سیاسیْ موجودی طبیعی و مقدم بر افراد خود دانسته شود، می توان اندیشه سیاسی اجتماعی ابن سینا را در امتداد طبیعت گرایی سیاسی ارسطو تفسیرکرد.
۳۶۲.

تحلیل تطبیقی ظرفیت های فلسفه دین در بستر علم کلام اسلامی با تأکید بر مکاتب امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی ساختار عقلانیت دینی در دو مکتب کلامی امامیه و ماتریدیه به بررسی لایه های عقل گرایی، روش شناسی معرفت دینی، و نسبت عقل و وحی در این دو سنت پرداخته است. مسئله اصلی مقاله آن است که هر یک از این مکاتب تا چه اندازه قابلیت نظریه پردازی و بازسازی فلسفه دین اسلامی را در درون سنت خود دارا هستند. پژوهش با روش توصیفی  تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی کلامی، آثار متفکران برجسته هر مکتب، و مطالعات معاصر سامان یافته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که عقلانیت امامیه با عبور از عقل استنباطی به عقل فلسفی و سپس عقل معناشناختی الگویی چندلایه و نظام مند از عقل دینی ارائه می دهد که توان تحلیل، بازسازی مفهومی، و نظریه پردازی در فلسفه دین را داراست. در مقابل، عقلانیت در مکتب ماتریدیه عمدتاً بر مبنای عقل فطری و اثباتی استوار است و در حوزه تحلیل مفاهیم و تفسیر فلسفی از آموزه های دینی رویکردی محافظه کارانه و دفاعی اتخاذ می کند. دستاورد نظری پژوهش طراحی دو مدل مفهومی برای تحلیل عقلانیت دینی در هر مکتب و ارائه جدول تطبیقی نهایی است که نشان می دهد عقلانیت امامیه، به ویژه در مواجهه با چالش های فلسفه دین معاصر، از قابلیت بیشتری برای نظام سازی مفهومی برخوردار است.
۳۶۳.

برآیند روشی پذیرش فطرت در قرآن، در پارادایم علوم انسانی و روش علوم انسانی اسلامی (با تاکید بر دانش سیاست)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۷
فطرت وسرشت مشترک انسان در پارادایم طبیعتگرایی به رسمیت شناخته نمی شود و برآیند روش شناختی آن در علوم انسانی از جمله سیاست، کاربست انحصاری روش تجربی در معرفت انسان است و روش غیرتجربی جایگاهی در آن ندارد. نیزموضوع فطرت در فضای اندیشگی قرآنی پذیرفته شده است،لذا امتدادش در ابعاد مختلف علوم انسانی اسلامی باید پیگیری شود. در پاسخ به این مسئله که آیا پذیرش فطرت در قرآن نقش روشی در پارادایم علوم انسانی موجود، و روش علوم انسانی اسلامی دارد؟ تحقیق با تاکید بر این فرض که پذیرش فطرتمندی قرآن بنیان «تاثیرات اصلاحی» در پارادایم علوم انسانی و روش آنها، و «الزاماتی روشی» در علوم انسانی قرآن بنیان دارد، به روش توصیفی تحلیلی، در برآیندهای بخش اول با تاکید بر سیاست، نقد و تصحیح پارادایم اثباتگرایی؛ هرمنوتیکی و انتقادی و روششان را پیشنهاد می دهد و در روش علوم انسانی اسلامی نیز، امکان کل نگری به انسان و مطالعات فرامکانی، زمانی و توجه به امور ثابت در همه انسان ها؛ نیازمندی علوم انسانی اسلامی به روش متناسب با منبعیت فطرت در ادراکات حصولی نظری و عملی؛ و لزوم تناسب روش مطالعه «روابط کنش های سیاسی و... انسان با کمال وی»، با منبع وحیانی را یادآور می شود.
۳۶۴.

تحلیل انتقادی دیدگاه ابونصر فارابی در باب مصادیق حروف معانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۱
مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل انتقادی دیدگاه فارابی در باب مصادیق «حروف معانی» در زبان عربی و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی نظر فارابی در این باب از طریق نقد منطقی تقسیم سه گانه الفاظ به اسم، فعل و حرف است. فارابی در آثار منطقی خود، تقسیم بندی سه گانه دانشمندان نحو از کلمه را می پذیرد و هر یک از اسم، فعل و حرف را بر اساس روش مرسوم آنها تعریف می کند؛ امّا در مقام مصداق، تقسیم بندی نوینی از حروف ارائه می دهد. وی واژگانی همچون ضمایر، اسم های اشاره، موصول ها، اسم های استفهام و افعال ناقصه را از دایره اسامی و افعال خارج می کند و آنها را در ذیل «حروف» مندرج می کند. در این پژوهش نشان می دهم: 1-فارابی به درستی متوجّه عدم پایبندی دانشمندان نحو به قوانین منطق تعریف بوده است و در مقام سلب به خوبی آنها را به چالش کشیده است؛ امّا در مقام ایجاب به بیراهه رفته است و واژگان مذکور را در زمره حروف قلمداد کرده است؛ 2-علّت این اشتباه، پایبندی غیرمنطقی فارابی به تقسیم سه گانه کلمه و حصر اقسام کلمه در اسم، فعل و حرف است؛ 3-تقسیم سه گانه مشهور از کلمه-چه بر اساس تعریف و چه بر اساس قید «خبر و مخبرٌعنه واقع شدن/ نشدن» مبنای منطقی درستی ندارد و دارای حصر عقلی نیست؛ 4-قید «عدم استقلال معنایی» را نمی توان فصل تمایزبخش «حروف معانی» از اسم و فعل دانست. بر اساس این انتقادات در پایان این پژوهش نشان می دهم که برای تکمیل کار فارابی، باید خود را از چنبره تقسیم سه گانه رها سازیم و واژگان مذکور را در تقسیم بندی نوینی، قسیم اسم، فعل و حرف قرار دهیم.
۳۶۵.

نقدی بر نگاه فیزیکالیستی در علم بر اساس تلقی کواین و امکان فرض وجود خدا(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۵
طبق تلقی کواین، پیش فرض علم فیزیکالیسم است؛ یعنی علم نیازی به فرض وجود عناصر ماورآءطبیعی نمی بیند. اگر معرفت را به معرفت علمی منحصر کنیم، آیا راهی برای فرض وجود خدا وجود دارد؟ چند مدعا در علم شناسی کواین وجود دارد که راه را برای ورود عناصر ماوراءطبیعی در علم باز می گذارد. اول این که، هر نظریه که از محکمه پیش بینی موفق بیرون آید ممکن است که در درون خود اموری را مفروض گرفته باشد که قابل بررسی با ابزار حسی نباشد. دوم "کل گرایی" و سوم عدم تعین نظریات است. عدم تعین نظریات زمینه حضور نظریات رقیبِ نظریات فیزیکالستی را فراهم می کند. "کل گرایی" امکان تعدیل مختارانه را در نظام معرفتی در صورتی که یک نظریه نتواند از محکمه پیش بینی موفق بیرون بیاید، فراهم می کند؛ یعنی؛ قاعده دقیق علمی وجود ندارد که معین کند کدام بخش از معرفت را باید جرح و تعدیل کرد. بر اساس همین نظریات، راه همزبانی خداباوران و ملحدان در التزام/عدم التزام به وجود خدا بسته می ماند، زیرا هر گروه بنا به عواطف و علائق و زمینه های فرهنگی می تواند ترجیحات اختیاری خود را بکار بگیرد حتی اگر قرائن معرفتی به نفع تبیین رقیب باشد. در این نوشته با استفاد از نمونه پژوهیِ رؤیای صادقه اولا امکان حضور ماوراءطبیعت در علم نشان داده شود، اما هم زمان بیان خواهد شد که به دلیل ترجیحات غیر معرفتی راه برای ورود این سنخ نظریات برای خداناباوران در دنیای علم بسته می ماند.
۳۶۶.

تقدم معرفت رب بر معرفت نفس در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۱۹
سخن مشهور در السنه اندیشمندان مسلمان این است که معرفت رب متوقف بر معرفت نفس است. بسیاری از حکمای مسلمان از معرفت نفس به عنوان برهانی بر خداشناسی استفاده می کنند. اما طبق مبانی حکمی صدرالمتألهین، در صورتی معرفت، از نفس به ربّ حاصل می شود که علیّت به معنی رابطه وجودی بین علت و معلول باشد؛ البته در اینجا نیز دستیابی به معرفت ربّ از طریق معرفت نفس خالی از اشکال نیست، اما در صورتی که علیّت به معنی تجلّی و تطورّ ذات الهی به شئون و مجالی؛ به عنوان رأی أدقّ، محط نظر قرار گیرد، وجود، تنها یک شخصِ واحدِ متفرد خواهد داشت و تجلیات آن. که در این صورت، دیگر دستیابی به معرفت نفس بدون معرفت ربّ، امکان پذیر نخواهد بود تا بتوان به وسیله آن، انتقال به معرفت ربّ میسور شود، چون علاوه بر اینکه، علم از نفس به ربّ، به دلیل مخلوق و معلول بودن نفس، علم معلول به علت است و مفید یقین نیست، تجلیّات الهی و ماهیات امکانی ازجمله نفسِ آدمی، هویت عین الربطی به مربوط الیه خود دارند و عین الربط در هیچ امری، حکم استقلالی ندارد؛ این مطلب با تحلیل و توصیف آراء صدرالمتألهین با هدف تبیین و تفسیر صواب از کیفیت کسب معرفت رب و نفس صورت پذیرفته است که نتیجه آن انتقال از معرفت رب به معرفت نفس می باشد و اساساً لمیّت برهان بر حق، اینگونه تضمین می شود.
۳۶۷.

بررسی تطبیقی اعاده معدوم از منظر امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
چگونگی رستاخیز انسان در محشر از مباحث مهم مربوط به معاد در بین مذاهب است. این مقاله با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای به روش تحلیلی مقایسه ای در مقام جواب به این سؤال است که از منظر امامیه و ماتریدیه، رستاخیز انسان در قیامت به صورت اعاده عین معدوم خواهد بود یا تجمیع اجزای پراکنده خواهد بود؟ به گونه ای که اعاده و برگشت انسان پس از پراکنده شدن اجزاء و یا نیست شدن برخی یا تمام عناصرش، به صورت عین آن اجزای دنیوی خواهد بود یا مثل آن اجزای دنیوی خواهد بود؟ هدف پژوهش، تطبیق و مقایسه دیدگاه متکلمان دو مکتب امامیه و ماتریدیه است. بر اساس یافته های این پژوهش، اکثر متکلمان امامیه بر امتناع اعاده معدوم معتقد بوده و درنتیجه حشر انسان در قیامت با بقایِ اجزای عنصری، عینِ آن عناصر دنیوی؛ و با قول به فنایِ اجزاء دنیوی، مثلِ آن عناصر در آخرت خواهد بود. برخلاف عده کمی از متکلمان امامیه و اکثر متکلمان ماتریدیه بر جواز اعاده معدوم معتقد شدند؛ آنان با تبعیت از ادله نقلی، رستاخیز انسان را با توجه به قدرت کامله خداوند، به صورت حشرِ عینِ اجزای اصلی و فرعی (و نه مثل) دانستند؛ بنابراین ازآنجایی که ادله عقلی و نقلی نشان دهنده یِ زوال و فانی بودن تمام عناصر مادی عالم است، قول «متکلمان فیلسوف مشرب امامیه و برخی از دانشمندان ماتریدیه» مبنی بر «فنای اجزا اصلی و فرعی انسان و بقای نفس و روح» با قواعد عقلی و نقلی موافقت و سازش بیشتری دارد.
۳۶۸.

تحلیل سندی و دلالی حدیث معرفت به مقام امام رضا(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
زیارت اماکن متبرکه از والاترین مراتب عبادت و فرصتی ممتاز برای طهارت روح و تربیتی معنوی زائر و نیز تجدید پیمانی با اولیای الهی در مسیر آرمان مقدس توحیدی به شمار می رود. پژوهش های دینی زیارت نشان می دهد که زیارت خاندان عصمت و طهارت(ع) دارای شرایطی است که در پرتوی این چنین شرایط، زیارت حقیقی معنا پیدا خواهد کرد و موجب رشد و پیشرفت فرد و جامعه اسلامی بر سه محور خودسازی، دگرپردازی و تمدن سازی خواهد شد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی سندی و دلالی روایت «عارفاً بحقه» که از امام صادق(ع) درباره زیارت علی بن موسی الرضا(ع) وارد شده است، نشان می دهد که این روایت از نظر سندی صحیح است و برای درک فیض زیارت معصوم، باید معرفت حقیقی به امام کسب کرد. مقصود از شناخت حق وی، اعتقاد به واجب الاطاعه بودن، حجت خدا بر خلق و امام را واسطه رزق الهی دانستن و دیگر موارد است.
۳۶۹.

مکانیزم عملکرد انگاره انتظار فرج در تقویت بینش و کنش انسان در عصر غیبت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
جدایی میان امام و امت در زمان غیبت، جامعه اسلامی را در معرض تهدیدهای معنوی قرار می دهد. انگاره انتظار فرج یک آموزه کاربردیِ تربیتی برای مقابله با آسیب های دوری از امام مانند قساوت قلب و گمراهی از طریق حق است. در این پژوهش تلاش خواهد شد تا با بررسی روایات انتظار فرج، مولفه های تربیتی مؤثر در این فرآیند تربیتی استخراج شود. در گام اول با مفهوم شناسی انتظار و فرج بخشی از ماهیت این باور تربیتی شناسایی می شود. در گام بعدی تمایز میان دو واژه تعجیل و استعجال در روایات کمک بیشتری به شناخت ما از حقیقت انتظار فرج خواهد کرد. در ادامه با بررسی عمیق تر روایات، عواملی را که در اثربخشی انتظار فرج دخیل هستند، شناسایی می کنیم. پنج عامل پنهان بودن زمان فرج، نزدیک دانستن زمان فرج، تصویر فاصله عمیق دنیای قبل و بعد از ظهور، ارزش ذاتی انتظار فرج و توجه به حضور امام در میان شیعیان عوامل مؤثر تربیتی هستند. تلاش می شود در هر بخش تحقیقات نوین روان شناختی مرتبط با هر مؤلفه مورد اشاره قرار گیرد. از این طریق می توان منظومه ای تربیتی براساس انگاره انتظار فرج طراحی نمود.
۳۷۰.

بازخوانی روش تفکر سقراطی براساس مبانی حکمت صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۳
برای دستابی به واقع، انتخاب روش خردورزی مناسب، همواره مورد توجه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. از این رو مدل های مختلفی از خردورزی ارائه گردیده است که هر کدام برای دسترسی عقلانی به واقعیت، روشی را ارائه نموده اند. در این  میان، سقراط حکیم به عنوان پایه گذار فلسفه آکادمیک، برای خردورزی روشی که مبتنی بر گفتگو و دیالوگ، انسجام پیدا می کند را ارائه کرده است. در این نوشتار سعی می گردد تا براساسِ مبانیِ موجود در فلسفه ملاصدرا، این روشِ خردورزی و فلسفه آموزی سقراطی، بازخوانی شود. این مُهم به روش تحلیلی – اسنادی، براساس استناد به مبانیِ معرفت شناسی و هستی شناسیِ حکمت متعالیه و تحلیلِ این مبانی، ناظر به روش خردورزیِ صحیح، انجام می گیرد. با بررسی انجام شده روشن می شود که اساساً خردورزی، با کشف خلأ معرفتی شروع گشته و  پرسشگری نیز، باعث برون ریزیِ این خلأ می شود. بنابراین روش صحیح خردورزی، می بایست در قالب گفتگویی پرسش محور، صورت پذیرد. در این راستا می بایست پرسشگری مبتنی بر روش تفکر انتقادی و پاسخگویی نیز براساس روش تفکر خلّاق تحقق پیدا کند. این تحلیل به نوعی همان روشِ خردورزیِ سقراطی را تأیید می کند. بنابراین روش تفکر سقراطی نه تنها مغایرتی با مبانیِ حکمت صدرایی ندارد؛ بلکه صحیح ترین نوعِ خردورزی خواهد بود.  
۳۷۱.

Ibn Sīnā’s Negation of Apophatic Theology: Bringing an End to Debates(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۵
Although apophatic theology has attracted considerable scholarly attention, studies remain flawed both in terms of research methodology and fragmented analysis, neglecting in-depth examination of prominent philosophers. This study addresses this gap by exploring Ibn Sīnā’s perspective, a pivotal figure in Islamic philosophy. Exploring existential, cognitive, and linguistic dimensions of his writings, the study elucidates his approach to theology. This study argues that his theological framework remains integrative and harmonizes apophatic (negative) and positive methods, rejecting absolute negation while affirming the relative capacity of human cognition to comprehend the divine. He acknowledges both the transcendence of God and the limitations of the human intellect, integrating knowledge and ontology to demonstrate that a complete understanding of God and His attributes necessitates both negative and affirmative approaches. While recognizing the necessity of apophatic approaches due to the omnipotence of God and the constraints of human cognition, he diverges in his explanations of God and existence, rejecting the idea of attributing qualities of the Divine to His beings, attributing qualities to God, and emphasizing the apophatic discourse in the cognition of God and His attributes comprehensively.
۳۷۲.

شرط نامشروط آگاهی چیستی «خودآگاهی» نزد ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۳
این مقاله به بررسی آموزه «شعور به ذات»، یا «خودآگاهی»، در فلسفه ابن سینا می پردازد و نشان می دهد که این آگاهی، به دلیل عدم وساطت صورت و قوای شناختی، از سنخ شناخت حصولی و مفهوم مند نیست. در نتیجه، «شعور به ذات» از انواع مختلف خودشناسی که مبتنی بر شناخت حصولی هستند، متمایز می شود. این آگاهی، از نظر ابن سینا سه ویژگیِ بالفعل بودن، دائمی بودن و بی واسطه بودن را داراست. ابن سینا «شعور به ذات» را شرط هرگونه شناخت و آگاهی دیگر می داند، چراکه در هر حکمی، حتی احکام با موضوع «من»، شخص به طور پیشینی آگاه است که این اوست که آن حکم را صادر می کند. به دلیل همین ویژگی ها، خودآگاهی برای ابن سینا امری بدیهی، پیشینی و مستقل از هر نوع آگاهی دیگر است؛ به گونه ای که هرچند شرط هرگونه شناخت و آگاهی محسوب می شود، اما خود مبتنی بر هیچ آگاهی پیشینیِ دیگری نیست. بنابراین، «شعور به ذات» نزد ابن سینا را می توان نوعی آگاهیِ غیرمفهوم مندِ پیشینی دانست که شرط نامشروط هر آگاهی دیگر است. این تلقی از خودآگاهی، این همان با هیچ یک از تلقی های رایج از خودآگاهی در فلسفه تحلیلی نیست.
۳۷۳.

تطوّر مفهوم «نفس انسانی» از افلاطون تا فلسفه مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۲
نفس شناسی یکی از موضوعاتِ اگرچه پراکنده اما برجسته در رساله های افلاطون و همچنین یکی از محورهای اصلی تاملات فلسفی ارسطوست. ایده های این دو اندیشمند نزد نوافلاطونیان و فیلسوفان مسیحی امتداد یافت و بسترهای نفس شناسی در دو جریان فلسفه اسلامیِ پس از فارابی و فلسفه مدرنِ پس از دکارت را در سده های متاخر فراهم آورد. پیوستگی ایده های ناظر به فهم انسان از یونان تا دو جریان مذکور، آنچنان عمیق است که بدون آگاهی از آنها، ادعای فهم صحیح و دقیق ایده های متاخر در چیستی نفس انسانی، دشوار خواهد بود. جستار پیش رو با تکیه بر تحلیل منطقی عبارات افلاطون و ارسطو و مفسران آنها و سپس امتداد آن در فلسفه مسیحی، درصدد است تا فهمی نسبتاً منسجم و قابل قبول از سیر تطوّر تاریخیِ مفهوم «نفس» انسانی ارائه دهد. پرسش از تلقی این فیلسوفان از نفس در این برهه تاریخی که البته یکدست نبوده و فراز و فرودهای مختلفی را تجربه کرده، و همچنین کشف و تبیین تحوّلات مفهومی آن، مسئله راهبرِ این جستار است.
۳۷۴.

تحلیل رابطه ی ابتنایی-تلازمیِ «اصالت وجود» و «حرکت جوهری» از منظر علامه طباطبایی و شاگردان ایشان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۵
طرح و اثبات «اصالت وجود» در حکمت متعالیه حاوی آثار متعددی است. ملاصدرا بسیاری از این آثار را استخراج و به آن ها تصریح نموده لکن استخراج پاره ای از این آثار و تبیین روابط آن ها بر عهده پیروان مکتبش بوده است. کشف ارتباط بین برخی از این آثار با «اصالت وجود» وظیفه ایست که علامه طباطبایی و شاگردان ایشان به خوبی از عهده آن بر آمده اند. «حرکت جوهری» از جمله مسائلی است که در کلام صدرا و پیروان او مفصلا ایضاح گشته است؛ لکن ابعاد ارتباط و سازگاری آن با «اصالت وجود» در بابی مستقل مورد بررسی واقع نشده است. این پژوهش با بهره گیری از تصریحات و تلویحات علامه طباطبایی و شاگردان او، به دنبال تصویرسازی روشنی از ارتباط مبنایی بین «حرکت جوهری» و «اصالت وجود» می باشد. ابتدا در برهان خلفی بر «اصالت وجود» نشان خواهیم داد که تنها با چنین فرضی است که تصویر صدرایی از حرکت در جوهر توجیه پذیر است. سپس به چرایی ادبیات ماهویِ نهفته در «حرکت جوهری» می پردازیم و اصطلاح «اشتداد وجودی» را اَنسب به حکمت متعالیه می دانیم. آنگاه با طرح شواهدی، از ناسازگاری حرکت و اشتداد با «اصالت ماهیت» پرده برداشته ایم. در نهایت، با بررسی وجوه سازگاری «اصالت وجود» با «اشتداد وجود» و «حرکت جوهری»، ابتنا و تلازم مابین آن ها را نتیجه خواهیم گرفت. پژوهش حاضر -با نظر به اقتضائات فلسفه به عنوان موضوعِ کلی اش- با گردآوری کتابخانه ایِ اطلاعات از منابع و اسناد نوشتاری، به پردازش آن ها از روشی تحلیلی-توصیفی پرداخته است.
۳۷۵.

حدوث و قدم عالم از منظر صدرالدین محمد دشتکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
یکی از مباحثی که همواره در تاریخ علوم عقلی اسلامی، میان متکلمان و فلاسفه مورد بحث و مناقشه بوده، مسئله حدوث و قدم عالم است. متکلمان قائل به حدوث و مشهور فلاسفه قائل به قدم عالمند. در اینباره تحقیقاتی گسترده صورت گرفته، اما از آنجا که آثار صدرالدین محمد دشتکی شیرازی بصورت نسخ خطی بوده و منتشر نشده، تحقیقی درباره نظر وی در مورد حدوث و قدم عالم انجام نشده است. نوشتار پیش رو با اتکا بر حاشیه قدیم و جدید وی بر شرح تجرید قوشچی، نظر او درباب مسئله مذکور را بصورت کتابخانه یی و تحلیلی مطالعه کرده است. حاصل بحث آنکه، نمیتوان قول به حدوث عالم را به دشتکی نسبت داد، چراکه او برای حل مشکل چگونگی ربط حادث به قدیم، نظر برخی از حکمای پیش از خود را پذیرفته و با پذیرش حرکت ازلی، قدیم بودن بعضی از موجودات عالم را قبول کرده و قائل به ماده ازلی شده است. با توجه به اینکه او علاوه بر موجودات مادی، قائل به موجود مجرد نیز هست، نمیتوان نظر وی در مورد موجودات مجرد را از بصراحت حاشیه قدیم و جدید بدست آورد.
۳۷۶.

بازنمایی تشبیه و تنزیه در علم الاساطیر یونانی: عوامل و آثار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۶
«تشبیه» و «تنزیه» به عنوان دو اصطلاح فنی و الهیاتی، از کاربردهای درون دینی و دلالت های برون دینی برخوردارند و به لحاظ مفهومی، برابرنهاد فرض می شوند. فرهنگ اساطیری یونان به اسلوبی ویژه مَحمِل و مَجلای کاربردهای دینی این دو اصطلاح تصور می شود؛ به طوری که ایزدان یونانی در مقام نظر، فراتر از ساحت تشبیه محض فرض شده اند؛ حال آنکه در مقام عمل، فصل الخطاب تشبیه و تنزیه را نمی توان در وصف ایشان به سادگی بازشناخت. ازآنجاکه ظاهراً واکاوی اصل و ابعاد این مسئله به لحاظ پژوهشی تا حدی مغفول مانده، پژوهش فراروی بر بنیاد این مسئله شکل می گیرد که قلمرو های معنایی، نسبت ها و پیامدهای تشبیه و تنزیه بر اساس گزارش های اساطیر یونانی کدام اند؟ یافته ها نشان می دهند که تشبیه در اساطیر یونانی معادل انسان شکل انگاری ایزدان به لحاظ شمایلی، احساسات و رفتار است؛ حال آنکه مقصود از تنزیه، غیریت ایزدان تنها از نظر نامیرایی و برخورداری از قوای فراانسانی است. تشبیه در اینجا موجِد درک همدلانه تر کنش های ایزدان می شود و تنزیه موجبات طلوع ایمان به اثربخشی داداری مطلقاً توانا و ستودنی را فراهم می کند. گرچه شاید ایزدان یونانی مطلقاً تشبیهی در نظر آیند، لیکن اصالتاً تنزیهی و متعالی اند.
۳۷۷.

تحلیل انتقادی رویکردهای شوپنهاور به متافیزیک جنسیت با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۳
این پژوهش به مقایسه و تحلیل تطبیقی دیدگاه های متافیزیکی آرتور شوپنهاور و آیت الله جوادی آملی در زمینه جنسیت می پردازد. شوپنهاور، متأثر از فرهنگ مردسالارانه و جبرگرایی زیستی قرن نوزدهم اروپا، جنسیت را به نقش های زیستی محدود کرده، زنان را موجوداتی ناقص می داند. درمقابل جوادی آملی، با تکیه بر انسان شناسی اسلامی و آموزه های قرآنی، بر کرامت ذاتی و برابری معنوی زن و مرد تأکید دارد و کمال انسانی را در بندگی خدا می بیند. این مطالعه با روشی تحلیلی-تطبیقی، متون اصلی این دو متفکر را بررسی و تفاوت های آنها را در بسترهای فرهنگی-فلسفی شان تحلیل می کند. مقایسه این دو دیدگاه که برای اولین بار انجام شده، نشان دهنده تأثیر عمیق پیشینه های فلسفی بر نگرش های جنسیتی است. نقد دیدگاه شوپنهاور از منظر عرفان اسلامی به ویژه تأکید بر زنان به عنوان مظهر صفات الهی، نوآوری کلیدی پژوهش است. یافته ها بر ضرورت بازنگری مفاهیم سنتی جنسیت و جایگزینی آنها با رویکردهای مبتنی بر برابری معنوی و عدالت جنسیتی تأکید دارند و راهکارهایی برای ارتقای برابری جنسیتی در جوامع معاصر پیشنهاد می دهند.
۳۷۸.

تحلیل معنای زندگی و رابطه آن با رستگاری از نگاه علامه جعفری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله به تحلیل معنای زندگی و رابطه آن با رستگاری از دیدگاه علامه محمدتقی جعفری، یکی از برجسته ترین فیلسوفان و متفکران اسلامی می پردازد. هدف پژوهش، تبیین و بررسی ارتباط عمیق میان این دو مفهوم بنیادی در اندیشه اوست که زندگی را فراتر از حیات مادی و در راستای کمال و سعادت ابدی تعریف می کند. روش شناسی این مطالعه، تحلیلی بوده و مبتنی بر بررسی آثار مکتوب و آرای فلسفی است که در آن ها به مفاهیمی چون هدفمندی زندگی، اختیار انسان و پیوند آن با رستگاری پرداخته شده است. یافته های کلیدی پژوهش نشان می دهد، معنای زندگی در حرکت آگاهانه انسان به سوی تکامل و قرب الهی نهفته است و رستگاری به عنوان مقصد نهایی این مسیر، نتیجه انتخاب های آزادانه و مسئولانه انسان در هماهنگی با فطرت الهی است. همچنین، تأکید بر عقلانیت و خودآگاهی به عنوان ابزارهای دستیابی به این هدف، از ویژگی های بارز دیدگاه اوست. در نهایت، نتیجه گیری اصلی مقاله این است که در اندیشه علامه، معنای زندگی و رستگاری دو مفهوم جدایی ناپذیرند که در یک فرایند دوسویه قرار دارند؛ به گونه ای که جست وجوی معنا، انسان را به رستگاری رهنمون می شود و رستگاری، غایت و تحقق معنای حقیقی زندگی است. این دیدگاه، انسان را به تأمل در هویت وجودی و مسئولیت هایش دعوت می کند.
۳۷۹.

واکاوی و تدوین مدل مطلوب تربیت محقق در مراکز علوم اسلامی با تاکید بر ترویج فرهنگ رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
مراکز علوم اسلامی نقش مهمی در تولید، توسعه و ترویج علوم، فرهنگ و معارف رضوی بر عهده دارند و در راستای اهداف و ماموریت های خود برای تامین، تربیت و توانمندسازی محققان رضوی پژوه کارآمد از مدل های مختلفی استفاده می کنند. بررسی ها نشان می دهد مدل های مورد استفاده جامعیت، روزآمدی و اثربخشی چندانی ندارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و ارزیابی مدل های موجود و تدوین مدل مطلوب تربیت محقق علوم اسلامی و معارف رضوی و سوال پژوهش چگونگی ابعاد و اجزای مدل مطلوب تربیت محقق علوم اسلامی و معارف رضوی است.  این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی است که به روش کیفی انجام شده و در گروه تحقیقات پدیدارشناختی قرار می گیرد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختار یافته و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و مدل «اترید-استرلینگ» استفاده شد که نتیجه آن شناسایی، 4 مضمون فراگیر، 24 مضمون سازمان دهنده و 228 مضمون پایه با فراوانی 299 مضمون است. برای سنجش اعتبار متغیرهای تحقیق از اعتبار اجماعی و استحکام ساختاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد مدل مطلوب تربیت محقق، باید دارای 4 بعد «مبانی و رویکردها» با شاخص های؛ سازنده گرایی، هدف گرایی، تعامل گرایی و...، بعد «محتوا» با شاخص های؛ ارزش گرایی، نوگرایی، مهارت محوری و ...، بعد «مدیریت» با شاخص های؛ نیازمحوری، نقشه مفهومی، مدیریت دانش و... بعد «منابع انسانی» با شاخص های؛ برانگیزانندگی، ارتقا دهندگی و... باشد و به میزانی که این ابعاد و شاخص ها در فرایند تربیت محقق مورد استفاده قرار گیرند، اثربخشی پژوهشی افزایش پیدا خواهند کرد.
۳۸۰.

بازخوانی خاطرات یا تجربه ای نوین؛ بررسی انتقادی نگره بازخوانی خاطرات در تجربه نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۴
تجربه نزدیک به مرگ از تجربه های دیرپای بشری است که گزارش های متعددی از آن از دوران باستان تاکنون وجود دارد. اکنون از مسائل مهمی که فلسفه دین و الهیات جدید در این زمینه پی می جوید معنای این تجربه ها و نقش آنها در اثبات برخی از باورهای دینی مانند نفس فرافیزیکی انسان و حیات پس از مرگ است. در این میان رویکرد طبیعت گرا تلاش چندجانبه ای برای تبیین طبیعی با نگاهی تقلیل گرایانه و فیزیکالیستی را جستجو کرده است. از جمله این تلاش ها توضیح تجربه نزدیک به مرگ به مثابه بازخوانی و بازسازی تجربه های بایگانی شده در مغز است. با توجه به اهمیت این مسئله در مواجهه با باورهای دینی، تحقیق پیش رو بر آن است تا دیدگاه یادشده را در معرض بررسی و سنجش قرار دهد. روش تحقیق در مقام گردآوری کتابخانه ای و در مقام داوری عقلی-تحلیلی خواهد بود. ماحصل تحقیق این است که دیدگاه یادشده به هیچ روی در تبیین این تجربه ها کامیاب نیست، بلکه از سویی فاقد پشتوانه های معتبر علمی است و از دیگر سو به جهات متعددی گرفتار قیاس مع الفارق است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان