فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۵۷۳ مورد.
راهکار همگرایی رشته های علمی در مطالعات میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات جدید دهه های اخیر باعث شده تا مطالعات مشارکتی و میان رشته ای از سوی پژوهشگران و نهادهای پژوهشی مورد توجه قرار گیرد. به واسطة ضرورت جامع نگری در حل مسائل و فهم پیچیدگی و چند بعدی بودن مسائل پیش روی محققان، این ایده شکل گرفته که اگر پژوهشگران یک رشتة علمی برای حل مسائل مهم بر اساس روش تخصصی خود، بدون کمک گرفتن از متخصصان سایر رشته های علمی به ارائة راه حل اقدام کنند- به خصوص در پژوهش های مربوط به مسائل اجتماعی- ممکن است به جای ارائه راه حل برای بررسی تمام ابعاد مسئله باعث ایجاد راه حل های متعدد، ولی ناکارآمد شوند. بر این اساس پژوهش های مسائل اجتماعی بایستی با کمک پژوهشگران حوزه های مختلف علمی و به صورت گروهی و در تعامل با یکدیگر انجام گیرد. بر این اساس ایجاد یک همگرایی بین رشته های مختلف مطالعاتی ضروری بنظر می رسد، این پژوهش به دنبال ارائة راهکارهمگرایی بین رشته های تخصصی مختلف انسانی، طبیعی و مهندسی است. در این پژوهش تلاش شده است تا با استناد به متون علمی، راهکار همگرایی بین رشته ای بررسی شود.
نظریه انتقادی یورگن هابرماس: نمونه ای از تفکر میان رشته ای در عصر حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یورگن هابرماس از جمله متفکرین مکتب انتقادی است که به سختی می توان وی را به یک حوزه معرفتی خاص محدود و مقید نمود. با تفحص در آثار وی آشکار می شود که وی همزمان به چند حوزه معرفتی متفاوت از جمله فلسفه، جامعه شناسی، روان شناسی و زبان شناسی تعلق دارد. هابرماس برای حل معضلات بشر امروزین چندین رشته علمی را در هم بیامیزد که حاصل آن نظریه خویشتن نگری (تامل بر خویشتن) و نظریه کنش ارتباطی است. در هر دو نظریه تلفیقی از دانش های مختلف مشاهده می شود. از این رو، می توان تفکر میان رشته ای را یکی از شاخصه های اصلی نظریه انتقادی یورگن هابرماس برای رهایی جامعه مدرن از سیطره قدرت و ثروت دانست. بر همین اساس، متن حاضر می کوشد هم خاستگاههای معرفتی متفاوت تفکرهابرماس (فلسفه ذهن، فلسفه تاریخ، فلسفه انتقادی، جامعه شناسی معرفت، جامعه شناسی سیاسی، جامعه شناسی کارکردگرای ساختاری، اقتصاد سیاسی، روان کاوی، روان شناسی رشد و زبان شناسی) را نشان دهد و هم نحوه تلفیق آنها در نظریه ای منسجم و بدیع را تبیین نماید. به بیان صریح تر، مقاله حاضر متون اصلی هابرماس را مورد واکاوی قرار می دهد تا نخست منابع الهام بخش وی را مشخص سازد و آنگاه نحوه ترکیب و تلفیق حوزه های معرفت متفاوت در نظریه انتقادی بازتابی(در دوره اول) و نظریه انتقادی کنش ارتباطی (در دوره دوم) را نشان دهد.
ترجمه به مثابه اقدامی میان رشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در باب ترجمه، از زاویه های مختلفی بحث شده است. عموماً بر این نکته اجماع وجود دارد که ترجمه، پدیده ای میان فرهنگی است؛ بدین معنا که مترجم در کار خود با بیش از یک فرهنگ سروکار داشته و دارد. در این مقاله، از زاویه ای دیگر، استدلال می شود که عمل ترجمه، علاوه بر میان فرهنگی بودن، از آغاز یک عمل میان رشته ای بوده است. بدین معنا که مترجمان برخلاف دانشمندان که به کسب یک رشته علمی خاص اکتفا نمی کردند بلکه جویای همه معارف بودند، و نیز برخلاف متخصصان رشته ای کنونی، موضوع کار خود را به گونه ای می یافته اند که نه به همه معارف نیازی داشته اند و نه می توانسته اند با تخصص در یک رشته علمی به کار خود ادامه دهند، بلکه ناگزیر علاوه بر دانش زبان به دانشی که با موضوع ترجمه ارتباط برقرار می کرد نیز نیازمند بوده اند. این مسئله، یعنی نیازمندی شناخت موضوع مورد ترجمه، از آغاز ترجمه را به معرفتی میان رشته ای تبدیل کرده است. استلزام دیگر این ادعا این است که میان رشته ای، تماماً مفهومی مدرن و امروزی نیست؛ بلکه از آغاز مصادیقی برای آن وجود داشته است که عمل ترجمه نمونه بارز آن است و این ویژگی خود را هنوز نیز از دست نداده است. امروزه نه تنها ترجمه، بلکه مطالعات ترجمه نیز، معرفتی میان رشته ای تلقی می شود. بررسی و تدقیق در تجربه میان رشتگی ترجمه به ویژه برای مللی که امروزه، به ضرورت، به میان رشتگی در حوزه های مختلف روی آورده اند می تواند می تواند پیامدهایی مفیدی را جهت فهم درست تر میان رشتگی به دست دهد.
اخلاق در پژوهش عملیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش عملیاتی(OR) به ارتباط میان الگوهای علمی و کاربرد الگوها در زمینه های اجتماعی برمی گردد که در واقع در قلب قلمرو علم مدیریت قرار دارد. اخلاق در پژوهش عملیاتی به تازگی مطرح و جذابیت خاصی برای محققان این رشته علمی فراهم نموده و اخیرا نیز مطالعات زیادی در این حوزه انجام شده است. اکثر این مطالعات ارتباط میان الگوهای OR و اخلاقیات را با توجه به عملکرد متخصص OR و زمینه ای که متخصص از این الگوها استفاده می نماید مورد بررسی قرار داده اند.روش کار: در این مقاله مروری با توجه به مشکلات موجود در ارتباط میان متخصص OR با خریداران، تصمیم گیرندگان و ذی نفعان و همچنین به منظور درک بهتر تاثیر متقابل علوم اجتماعی، طراحی نهادی و تخصص برخی از چالشهای مربوط به جنبه های اخلاقی OR بحث و بررسی شده اند.نتیجه گیری: این تحقیق نشان می دهد که در حوزه OR هیچ تجزیه و تحلیل، الگوسازی و انتخاب ابزار تجزیه و تحلیل به طور کامل از اخلاقیات مستثنی نیست و در واقع بایستی مسایلی نظیر ناسازگاری، غیرقابل مقایسه بودن و عدم اطمینان به حساب آورده شوند. همچنین پیچیدگی ارتباطات میان ارزشهای اخلاقی و شناسایی اهداف جمعی به درک چرایی این مساله که مشکلات کارایی و تخصص در برابر تجزیه و تحلیل اخلاقی قرار دارند، کمک می کند. برای رفع این مشکل انجمنها و موسسات پژوهش عملیاتی توانسته اند در غالب اصول و راهنمایی اخلاقی، ارزشهای اخلاقی و اجتماعی را بیان کنند ولی به کارگیری این اصول و راهنمایی اخلاقی در ایران نیازمند بومی سازی است.
بررسی نقش و جایگاه میان رشته ای در رابطه دانشگاه و صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی سیاستگذاری ها در حوزه توسعه علوم و پژوهش و میزان اثر بخشی آنها
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی معرفت شناسی علم،تعریف علم، تاریخ علم، مرزگذاری علم با غیر علم علم سنجی و تعامل علم و جامعه
- حوزههای تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی کارویژه های دانشگاه به مثابه یک نهاد مستقل و آسیب شناسی آن
مقاله حاضر با هدف بررسی نقش و جایگاه میان رشته ای در رابطه دانشگاه و صنعت نوشته شده است. با بررسی فرایند تولید علم و مرور هر سه پارادایم موجود در جامعه شناسی علم، پارادایم اخیر تولید علم، رابطه دانشگاه و صنعت را به عنوان یکی از الگوهای تولید علم معرفی می نماید. اما ارتباط دانشگاه با صنعت یک رابطه ساده و بی چالش نبوده و مطالعات انجام شده در این زمینه گویای این مسئله است. از طرفی دیگر آموزش و انجام پژوهش های میان رشته ای نیز در سال های اخیر رونق گرفته است. با بررسی عوامل موثر بر انجام کار میان رشته ای و محدودیت های موجود در آن این نتایج بدست آمد که چالش های موجود بر سر راه ارتباط دانشگاه با صنعت، مواردی هستند که جزو عوامل موثر بر کار میان رشته ای تلقی می شوند و عدم وجود این عامل ها باعث اخلال در کار میان رشته ای و ایجاد چالش در رابطه دانشگاه و صنعت شده است. بنابراین تاکید بر کار و پژوهش های میان رشته ای می تواند قسمت عظیمی از چالش های موجود در رابطه دانشگاه و صنعت را بر طرف کند.
طبقه بندی مغالطه های اسکات و پژوهش های تربیتی در ایران: ارزیابی روش شناختی پژوهش های منتشر شده در نشریات معتبر علوم تربیتی و روان شناسی ایران در سال های 85-1381(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله ارزیابی پژوهش های تربیتی منتشر شده در نشریات معتبر علوم تربیتی و روان شناسی ایران در بازه زمانی 85-1381، براساس تاکسونومی مغالطه های روش شناختی اسکات است. بنابراین، این پژوهش با هدف توجیه نقد اسکات انجام شده است. در نتیجه مقالات پژوهشی معتنابهی مورد بررسی قرار گرفتند تا تصویری کلی از وضعیت پژوهش های تربیتی در ایران ارائه شود. یافته های حاصل از بررسی مقالات، براساس نُه مغالطه روش شناختی گزارش شده است. این مغالطه ها شامل مغالطه معرفتی، مغالطه تجانس، مغالطه علی، مغالطه ذاتی گرا، مغالطه دانش فارغ از ارزش، مغالطه آینده نگری، مغالطه تحویلی، مغالطه جبرگرایانه و مغالطه عمل گرایی است.از 158 مقاله منتشر شده در نه نشریه علمی- پژوهشی ایران 96 درصد،از روش پژوهش کمّی، 4 درصد از روش پژوهش ترکیبی بهره گرفته اند و فقط یک مقاله با استفاده از روش پژوهش کیفی تدوین و منتشر شده است. در این پژوهش کلیه مقالات به شیوه سر شماری، با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهند که اغلب مغالطه های مورد وصف نه تنها در تمام پژوهش های کمّی، بلکه در یک پژوهش کیفی و شش پژوهش ترکیبی مورد مطالعه نیز به تناوب مشاهده شده اند. این نتیجه نیاز به رویکرد بدیل در عرصه روش شناسی پژوهش را نمایان می سازد.
گفتمانی بر تحلیل گفتمان در مطالعات سازمانی: تأملی بر مبانی نظری و اسلوب اجرا(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی نظری و تجربی انگیزه ها و چالش های انجام مطالعات میان رشته ای با تأکید بر روش شناسی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حالی که ادبیات پژوهشی عمدتاً به تبیین مبانی نظری مطالعات میان رشته ای پرداخته است، در مورد چرایی انجام پروژه های تحقیقاتی میان رشته ای توسط محققان، پژوهش های تجربی بسیار اندکی صورت گرفته است. به منظور پر کردن این شکاف در حوزه مطالعات میان رشته ای، پژوهش حاضر تلاش دارد با تأکید بر روش شناسی میان رشته ای (استفاده از تیم برای پیشبرد پژوهش) به شناسایی انگیزه ها و چالش های پیش روی محققان میان رشته ای برای شرکت در پروژه های تحقیقاتی میان رشته ای بپردازد. اهم اهدافی که این پژوهش دنبال می نماید عبارت است از: 1)شناسایی انگیزه ها و چالش های انجام مطالعات میان رشته ای با تأکید بر روش شناسی میان رشته ای، و 2)تعیین میزان اهمیت و اولویت بندی عناصر فوق در رابطه با مطالعات میان رشته ای.
پژوهش حاضر از نظر هدف « توسعه اى »، از نظر طرح پژوهش «توصیفى»، و از نظر روش پژوهش «پیمایشی» به حساب مى آید. در این پژوهش با بهره گیری از تیمی میان رشته ای، ابتدا با بررسی مبانی نظری و مطالعات انجام شده در حوزه مطالعات میان رشته ای، انگیزه ها و چالش های انجام این دسته از مطالعات شناسایی شد. در مرحله بعد، مصاحبه ای ساختارمند با پنج نفر از محققان میان رشته ای به عمل آمد. برای بررسی کمی عناصر شناسایی شده از دیدگاه محققان رشته های مختلف و نیز مطالعات قبلی، پرسشنامه ای محقق ساخته طراحی و میان نمونه ای متشکل از 64 نفر از محققان رشته های مختلف که سابقه مشارکت در فعالیت های میان رشته ای را داشتند، توزیع گردید. به علاوه، براى تجزیه و تحلیل آمارى داده ها نیز از آزمون های روایی و پایایی، آزمون میانگین یک جامعه (t تک نمونه ای)، آزمون فریدمن، و آزمون تحلیل واریانس تک عاملی با استفاده از نرم افزارهای آماری اس پی اس اس و لیسرل بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که انگیزه های شناسایی شده به استثنای یادگیری عمومی و آزاد و ارضاء نیازهای روان شناختی و نیز چالش های شناسایی شده، در انجام مطالعات میان رشته ای تأثیر قابل توجهی داشته اند.
الگوی حمایت از شکل گیری شرکت های انشعابی دانشگاهی، با ساز وکار سرمایه گذاری خطرپذیر؛ مطالعه موردی دانشگاه علم و صنعت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت کارآفرینی
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی معرفت شناسی علم،تعریف علم، تاریخ علم، مرزگذاری علم با غیر علم علم سنجی و تعامل علم و جامعه
- حوزههای تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی سیاستگذاری های مالی و ساختاری برای نهاد دانشگاهی کشور
دانشگاه کارآفرین امروز باید بستری توانمند برای انتقال دانش و فناوری به محیط صنعت کشور و مجهز به ابزارهای کارآمد حمایت از تجاری سازی باشد. سرمایه گذاری خطرپذیر به عنوان اهرمی توانمند می تواند در کنار ساختارهای دیگر حمایتی، شکاف تأمین مالی و کمک های مدیریتی مورد نیاز شرکت های فناوری محور دانشگاهی را پر کند. این که دانشگاه علم و صنعت، برای بکارگیری ابزار سرمایه گذاری خطر پذیر با چه ملاحظاتی روبروست و چگونه می تواند این زیرساخت را برای گام برداشتن در مسیر تبدیل شدن به دانشگاه کارآفرین به خدمت بگیرد، پرسش این تحقیق است. این پرسش پاسخ های مختلفی می تواند داشته باشد که در قالب سناریوها یا راه حل های جایگزین، قابل ارائه به تصمیم گیران هستند. در این مقاله برای سناریوسازی از تحلیل ریخت شناسی استفاده شده است. اولین گام در تحلیل ریخت شناسی، شکستن سؤال اصلی تحقیق به ابعاد و مراحل فرعی است که به این منظور بر مبنای یک مدل کاربردی، ابعاد مسئله تشریح و با مصاحبه از دوگروه، یعنی دست اندرکاران و صاحبنظران دانشگاهی و خبرگان صنعت سرمایه گذاری خطرپذیر و همچنین مطالعه قوانین حاکم، گزینه های ممکن هر بعد استخراج گردیده اند. حذف مسیرهای غیر ممکن از ترکیب تمام گزینه ها، با مقایسه زوجی و روش فار (FAR) صورت گرفته که به این ترتیب، مسیرهای فاقد ناسازگاری، در نهایت پنج سناریو یا گزینه تصمیم را برای ارائه به تصمیم گیرندگان ایجاد کرده است. دانشگاه کارآفرین، سرمایه گذاری خطرپذیر، تحلیل ریخت شناسی، برنامه ریزی سناریو، شرکت های انشعابی، دانشگاه علم و صنعت ایران
مدل بومی بلوغ دولت سیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفوذ روز افزون فناوری های سیار، باعث ظهور و پیاده سازی دولت سیار، در برخی کشورها شده است. سنجش مراحل پیشرفت در پیاده سازی دولت سیار با استفاده از مدل بلوغ امکان پذیر است. در این مقاله، عناصر اصلی و مفاهیم کلیدی مدلهای بلوغ دولت الکترونیکی و دولت سیار استخراج و با استفاده از روش فراترکیب تحلیل می شود. برای اختصاصی شدن مدل برای دولت سیار، الزامات مورد نیاز برای پیاده سازی آن بر پایه تجربیات سایر کشورها تعیین شده و محدودیت های موجود فناوریهای سیار نیز در مدل بلوغ لحاظ می شود. برای بومی سازی مدل، الزامات موجود در سازمان های ایرانی، با مطالعه اسناد بالا دستی استخراج می شود. در نهایت مدلی برای بلوغ دولت سیار معرفی شده و مولفه های آن با در نظر گرفتن الزامات فوق تشریح می شوند. اعتبار این مدل با استفاده از پرسشنامه و تحلیل آن با نظر سنجی از خبرگان و استفاده از آزمونهای مناسب آماری تایید می شود. نتایج مدلی با 11 مولفه و 8 گام را نتیجه داده است.
حفاظت از اختراعات نرم افزاری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مسیر حرکت به سوی یک جامعه دانش بنیان که از اهداف سند چشم انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران است، صنعت نرم افزار به عنوان صنعتی دانش بنیان و متکی به فکر و تخصص می تواند جایگاه ویژه ای داشته باشد. در همین راستا توسعه و صادرات محصولات نرم افزاری می تواند مورد توجه سیاست گذاران ملی در حوزه فناوری قرار گیرد. یکی از عوامل بسیار مهم و تاثیر گذار بر شکوفایی صنعت نرم افزار و فناوری های مربوطه، نظام مالکیت فکری است و به همین دلیل نوع نگاه این نظام به ویژگی های این صنعت از جمله دل نگرانی های سیاست گذاران فناوری در سطح ملی به شمار می رود. در این مقاله انواع روش های حفاظت از دارایی های فکری محصولات نرم افزاری به اختصار معرفی شده و سپس مزایا و کاستی های کسب حفاظت از راه سازوکار ثبت اختراع در مقایسه با دیگر روش ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در ادامه، ظرافت ها و پیچیدگی های مرتبط با ثبت اختراعات نرم افزاری در نظام های حقوقی گوناگون و عمق دقیق حفاظت اختراعی از نرم افزارها در ایران بررسی شده است. سپس گستره و عمق نوآوری ها در صنعت نرم افزار ایران مورد ارزیابی قرارگرفته تا نیاز به حفاظت اختراعی در صنعت نرم افزار ایران و کفایت حفاظت های قانونی موجود ارزیابی گردد. در آخر، نارسایی های موجود در زمینه حفاظت از اختراعات نرم افزاری معرفی می گردند
اخلاق آکادمیک در آموزش و پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: همه شاخه های علوم، در آغاز به صورت تجربه و مهارت بوده اندک و با پشتوانه چند هزار مقاله و صدها کتاب، به عنوان یک رشته از علوم، قانونمند و دانشگاهی شدند. باید به فکر بود که کلیه علوم، به ویژه دانشهای تجربی که شتاب پیشرفت فزاینده ای دارند، در یکصد سال آینده در چه جایگاهی خواهند بود؟ملاحظات اخلاقی، می توانند به عنوان یک عامل بازدارنده بسیار موثر از کجروی و آسیب رسانی شاخه هایی از علوم که برخی از آنها شاید هنوز پا به عرصه نگذاشته اند، بکاهد. در ملاحظات اخلاق آکادمیک چارچوبهایی تعریف شده اند ولی هیچ کدام از این دستورالعملها کاربرد مطلق ندارند، بلکه آمیخته ای از آنها از سوی اهل علم پذیرفته شده اند.نتیجه گیری: در این نوشتار، ارزشها و ضد ارزشها (آداب و آفات) در مناسبات دانشگاهی در قالب دو جدول (مجموعه نظرات مرتن و میتروف و دیگران)، ارایه شده اند که می توانند مقایسه، داوری و انتخاب رفتارهای مناسب و اخلاقی علمی را آسانتر نمایند.
مطالعات میان رشته ای: مبانی و رهیافت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش علوم و رشته های جدید و معضلات مربوط به رهیافت تحویلی نگری در عرصه علم و دانش، ضرورت پیدایش مطالعات میان رشته ای را تبیین می کند. گرچه برخی از اندیشمندان سابقه مفهوم مطالعه میان رشته ای را به یونان باستان می رسانند، سابقه این گونه از مطالعات به حدود 150 سال پیش می رسد و اولین مراکزی که به مطالعات میان رشته ای پرداختند آزمایشگاه های صنعتی بودند. مطالعات میان رشته ای هم مانند هر پدیده یا تئوری دیگری بر مبنا یا مبانی ای استوارند. مبانی آن کدام اند و چه دسته بندی ای دارند؟ این مبانی چگونه این رهیافت را توضیح می دهند؟ این مقاله سه دسته مبنا برای مطالعات میان رشته ای پیشنهاد می کند: مبانی منطقی، مبانی معرفت شناختی، و مبانی معرفتی. کثرت گرایی روش شناختی از مهم ترین مبانی منطقی آن است. همچنین، انسجام از مهم ترین مبانی معرفت شناختی این رهیافت است. سرانجام، سیستم های پیچیده و ضابطه های مربوط به آن از مبانی معرفتی مطالعات میان رشته ای اند. مقاله می کوشد تا مطالعات میان رشته ای را بر اساس مبانی یادشده توضیح دهد و ویژگی های هر یک از مبانی را تبیین کند و، همچنین، برخی سؤالات فرعی را بررسی کند؛ مانند تعاریف مطالعات میان رشته ای، انواع آن، و گسترش آن در تمام زمینه ها و رویکردها در مطالعات میان رشته ای. مطالعات میان رشته ای از نوع چندتباری است. مسائل چندتباری ریشه در علوم گوناگون دارند و از طریق یک علم واحد قابل بررسی نیستند. مطالعات دین و اخلاق حرفه ای از علوم چندتباری هستند. مطالعات میان رشته ای از ضرورت ها در علوم انسانی است. علوم انسانی به دلیل پیچیدگی و چندضلعی بودن موضوع آن، یعنی موجود انسانی، نمی تواند به صورت علوم تک تباری بررسی شود.
عالمی باید ساخت
حوزههای تخصصی:
برخی مخالف اند و برخی موافق؛ عده ای نیز نه مخالفت می ورزند و نه همراهی می کنند؛ اما حرفی جدی نیز برای گفتن ندارند. در این میان البته عده ای نیز نه مخالفند و نه موافق؛ اما حرف هایی دارند برای گفتن که شایسته شنیدن است و بایسته تأمل. علوم انسانی اسلامی و مباحث پیرامون آن مقصود نظر است که امروزه برای بسیاری از گپ و گفت ها و گعده های خیابانی تا سمینارها و همایش های بزرگ سوژه آفرینی می کند. فارغ از رأی موافق یا مخالف به علوم انسانی اسلامی ـ با هر تعبیر و تفسیری که از آن می شود ـ حرف هایی است که قابل تأملند و شاید مقاربت زای موافق و مخالف. دکتر اکبر جباری را می توان از سلک آنانی دانست که دغدغه تأمل عمیق و ژرف اندیشی در باب امور شناسای شایسته ای برای شان است. پای صحبت های ایشان که نشستیم از عالَم گفتند؛ از عالَمی که علوم انسانی مولود آن است و در آن ریشه دارد. متن زیر حاصل گفت و گوی ما با ایشان است.